اندیشکده تهران | Tehran Institute
10K subscribers
10.5K photos
550 videos
355 files
12.9K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐عراق چه راه‌هایی برای دور زدن تنگه هرمز دارد؟

#مقاله_تحلیلی
#مطالعات_غرب_آسیا

📝سیدرضا قزوینی

🔸اختلال شدید در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، ضعف‌های ساختاری اقتصاد عراق را آشکارتر ساخت. این کشور اگرچه یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان است، لیکن برای رساندن نفت خود به بازار بین‌المللی، تقریبا به یک مسیر دریایی وابسته است.

🔸در حالی که پیش از جنگ، صادرات نفت عراق ۳.۶ میلیون بشکه در روز بود، تقریبا ۳.۴ میلیون بشکه از این صادرات، از پایانه‌های جنوبی انجام می‌شد؛ یعنی حدود ۹۴ درصد صادرات نفت خام عراق به مسیر خلیج فارس وابسته بود.

🔸نفت حدود ۵۳ درصد تولید ناخالص داخلی، ۸۸ درصد درآمد دولت و ۹۱ درصد صادرات کالایی عراق را تشکیل می‌دهد. بسته‌شدن هرمز موجب کاهش شدید فروش نفت عراق شد. بنابراین این کشور به شبکه‌ای از مسیرها نیاز دارد که بتواند در شرایط بحران، دست‌کم یک تا دو میلیون بشکه در روز را بدون عبور از هرمز صادر کند. در ادامه به این مسیرها خواهیم پرداخت:

💢مسیر ترکیه و بندر جیهان؛ عملی‌ترین گزینه فوری

🔹خطوط کرکوک–جیهان تنها مسیر بالفعل عراق به دریای مدیترانه است. ظرفیت فنی این سامانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود، اما جریان واقعی آن حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز بوده است. در کوتاه مدت، امکان افزایش جریان این خط لوله به ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه وجود دارد. محدودیت اصلی این خط لوله آن است که درحالی‌که بیشتر نفت عراق در جنوب تولید می‌شود، جیهان عمدتا به میادین شمالی متصل است.

💢مسیر سوریه و بندر بانیاس

🔹خط قدیمی کرکوک–بانیاس با ظرفیت تقریبی ۳۰۰ هزار بشکه در روز، سال‌هاست از مدار خارج شده است. بازسازی آن می‌تواند زودتر از احداث خطی کاملا جدید نتیجه بدهد، اما ظرفیتش برای حل چالش عراق کافی نیست. گزینه راهبردی‌تر، احداث خط جدید از جنوب به حدیثه و سپس بانیاس است.

💢 کریدور بصره–حدیثه–عقبه؛ مهم‌ترین گزینه مستقل

🔹پروژه بصره–حدیثه با ظرفیت بیش از دو میلیون بشکه در روز، می‌تواند نفت جنوب را به شبکه‌های صادراتی غرب عراق متصل کند. مرحله دوم، احداث خطی حدود ۹۰۰ کیلومتری از حدیثه به بندر عقبه اردن با ظرفیت یک میلیون بشکه در روز است. مزیت عقبه، دسترسی مستقیم به بازارهای آسیا، اروپا و آفریقا بدون عبور از هرمز است. ضعف آن نیز، هزینه بالا، عبور از مناطق ناامن غرب عراق و نیاز به توافق بلندمدت با اردن است.

💢احیای خط عراق–عربستان

🔹خط موسوم به IPSA در دهه ۱۹۸۰ برای انتقال نفت عراق از طریق عربستان به دریای سرخ ساخته شد و حدود ۱.۶۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت داشت. این خط از سال ۱۹۹۰ غیرفعال است. احیای آن مستلزم توافق با ریاض و بازسازی گسترده خواهد بود.

💢مسیر عمان و بندر دقم

🔹عراق و عمان درباره ساخت مخازنی با ظرفیت حدود ۱۰ میلیون بشکه در دقم و امکان احداث خط لوله از بصره گفت‌وگو کرده‌اند. این مخازن بدون خط لوله، بیشتر یک ضربه‌گیر تجاری هستند تا جایگزین هرمز. با این‌حال، دقم برای صادرات به آسیا و ایجاد پایگاه ذخیره‌سازی خارج از خلیج فارس ارزش راهبردی دارد.

💢راه‌های غیرمتعارف: کامیون، قطار و حمل ترکیبی

🔹حمل جاده‌ای نخستین واکنش اضطراری عراق به توقف صادرات از تنگه هرمز بود، اما هزینه بالا و نیاز به تعداد زیاد کامیون و پایانه، این روش را از تبدیل‌شدن به جایگزین خط لوله‌ بازمی‌دارد. راه‌آهن نیز می‌تواند نقش مکمل در شرایط بحران داشته باشد. سوآپ هم گزینه‌ای مکمل است، اما بدون قرارداد مشخص نمی‌توان ظرفیت چندصد هزار بشکه‌ای برای آن در نظر گرفت.

💢جمع‌بندی

🔹عراق هیچ مسیر منفردی ندارد که بتواند فورا جای صادرات ۳.۴ میلیون بشکه‌ای بصره را بگیرد. راهبرد منطقی می‌تواند سه‌لایه باشد:

🔹نخست، افزایش جریان واقعی جیهان به محدوده ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز و استفاده اضطراری از کامیون، بانیاس و فرآورده‌های نفتی.

🔹دوم، تکمیل بصره–حدیثه به‌عنوان ستون فقرات داخلی و سپس احداث دست‌کم یکی از شاخه‌های عقبه، بانیاس یا اتصال شمالی به جیهان. صادرات پایدار بیش از یک میلیون بشکه در روز خارج از هرمز، عملا بدون این زیرساخت ممکن نیست.

🔹سوم، مطالعه احیای IPSA، توسعه دقم، ایجاد ذخایر راهبردی و استفاده از راه‌آهن به‌عنوان بیمه لجستیکی است. قطار و کامیون می‌توانند هنگام بحران از توقف کامل تولید جلوگیری کنند، اما اقتصاد مقیاس نفت همچنان خط لوله را به گزینه اصلی تبدیل می‌کند.

اگر عراق طی پنج تا هفت سال دو کریدور مستقل با ظرفیت عملی مجموعا ۱٫۵ تا دو میلیون بشکه در روز ایجاد کند، می‌تواند سهم هرمز را از حدود ۹۴ درصد به تقریبا ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دهد. هدف حذف کامل هرمز نیست؛ بلکه جلوگیری از آن است که بسته‌شدن هرمز، تقریبا کل تولید، بودجه و اقتصاد عراق را هم‌زمان متوقف کند.

اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👌1
🌐پروژه کریدوری ترامپ در قفقاز جنوبی در چه مرحله‌ای است؟

#اکوتهران
#مطالعات_قفقاز

🔹کریدور زنگه‌زور که نام آن، پس از نشست سه‌جانبه ارمنستان، آذربایجان و آمریکا در اوت 2025، به «کریدور ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» یا به اختصار «تریپ» تغییر نام یافت، با عبور از هدف اولیه اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان به یکی از حلقه‌های کلیدی راهبرد آمریکا برای پیوند قفقاز جنوبی، دریای خزر و آسیای مرکزی به شبکه‌های ترانزیتی و انرژی مبدل شده است. علیرغم اینکه عملیات اجرایی برای احداث این پروژه انجام نپذیرفته، ارمنستان و آمریکا گام‌هایی را به سمت عملیاتی‌سازی این پروژه برداشته‌اند که مهم‌ترین موارد آنها انعقاد توافق چارچوب، پیشبرد روندهای قانونی در داخل ارمنستان و تخصیص منابع مالی اولیه از سوی آمریکا است.

💢توافق چارچوب آمریکا و ارمنستان

🔸وزیر خارجه آمریکا اخیرا در اظهاراتی از آغاز بررسی‌های فنی بخش راه‌آهن در این پروژه خبر داده است؛ اما جزئیات این تلاش‌ها مشخص نیست. بدین ترتیب، مهم‌ترین پیشرفت درباره این کریدور انعقاد توافق ارمنستان و آمریکا درباره چارچوب کلی حقوقی و فنی است. مطابق این توافقنامه، یک شرکت مشترک با نام «شرکت توسعه تریپ» تشکیل می‌شود و امتیاز انحصاری توسعه کریدور برای مدت 49 سال از سوی دولت ارمنستان به این شرکت واگذار می‌شود. در این دوره، سهم ایالات متحده 74 درصد و سهم ارمنستان 26 درصد خواهد بود. اگر امتیاز مذکور برای یک دوره پنجاه ساله دیگر تمدید شود، سهم ارمنستان به 49 درصد افزایش خواهد یافت. همچنین، به شرکت توسعه تریپ اجازه داده خواهد شد برای پیشبرد جنبه‌های مختلف پروژه در حوزه ریلی، جاده‌ای، خط لوله و زیرساخت انتقال داده ابزارهای مالی ویژه (SPV) ایجاد نماید.

💢پیشرفت روندهای قانونی داخل ارمنستان

🔸در گام بعد، دولت ارمنستان در ۱۶ ژوئیه با تصویب لایحه‌ای جدید در کابینه، نقش این کشور را در توسعه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین المللی» موسوم به «تریپ» رسمیت بیشتری بخشید. این لایحه دستورالعمل‌های توسعه‌ای مشخص شده در توافق چارچوب میان آمریکا و ارمنستان را در ارمنستان مصوب می‌سازد و در مراحل بعدی برای بررسی حقوقی به دادگاه قانون اساسی و سپس برای رای‌گیری به پارلمان ارسال خواهد شد. اپوزیسیون ارمنستان با تصویب این لایحه و احداث کریدور با مختصات فعلی مخالفند. علیرغم اینکه پاشینیان در انتخابات ماه ژوئن موفق شد مجدد اکثریت را در پارلمان کسب نماید، هنوز مسیرها و ابزارهایی برای اپوزیسیون و مخالفان پاشینیان وجود دارد که موجب تاخیر یا اختلال در این روند شوند.

💢تخصیص منابع توسط آمریکا

🔸آمریکا برای تامین مالی پروژه و حمایت از توسعه شراکت‌های عمومی-خصوصی حول آن، اقدام به تاسیس «صندوق سرمایه‌گذاری ترانس‌کاسپین» کرده است. هیئت مدیره این صندوق تعیین شده و براساس اظهارات وزیر خارجه آمریکا، مبلغ 201 میلیون دلار از منابع دولت آمریکا به آن تزریق شده است. انتخاب نام «ترانس‌کاسپین» نیز نشان می‌دهد که واشنگتن، تریپ را صرفا پروژه‌ای در محدوده قفقاز جنوبی نمی‌بیند و آن را در پیوند با شبکه بزرگتر ترانزیتی و ژئواکونومیکی خود در دریای خزر و آسیای مرکزی تعریف می‌کند.

💢چشم‌انداز آتی

از نظر فنی گام‌های باقی‌مانده برای ورود تریپ به مرحله عملیات اجرایی و احداث، امضای اسناد تکمیلی همچون موافقتنامه سهامداران اساسنامه شرکت توسعه تریپ و ایجاد ابزارهای مالی ویژه و مهم‌تر از همه تصویب لایحه در پارلمان ارمنستان هستند. چنانچه اشاره شد، پاشینیان اکثریت موردنیاز برای تصویب این لوایح را در انتخابات کسب کرده است. با این وجود، فشارهای سیاسی بر پاشینیان هم از سوی اپوزیسیون و هم از سوی روحانیت ارمنی ادامه دارد و علیرغم پیشرفت‌ها در تسهیل همکاری تجاری و اقتصادی، هنوز موانعی همچون اصرار آذربایجان بر اصلاح قانون اساسی در مسیر امضای نهایی معاهده صلح میان آذربایجان و ارمنستان مشاهده می‌شود. در عین حال، نباید این مسئله را به مثابه عدم عادی‌سازی روابط دو طرف تلقی کرد و روند فعلی، نمایانگر تمایل هر دو طرف به گسترش پیوندهای اقتصادی است. در این میان، جانمایی ویژه تریپ در راهبرد منطقه‌ای آمریکا نقش پیشران و تسهیلگر را ایفا خواهد کرد و بر انعطاف و عملگرایی طرفین در پیشبرد عملی پروژه خواهد افزود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4💔2👏1
🌐 چگونه علی‌الطاهر معادلات مقاومت و اسرائیل را تغییر می‌دهد؟

#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔹در ماه‌های اخیر، جنوب لبنان با تغییر محسوسی در معادلات نظامی و سیاسی روبه‌رو شده است. محور این تحولات تپه علی‌الطاهر در نزدیکی نبطیه است؛ ارتفاعی حدود ۶۰۰ متر که بر نبطیه، کفرتبنیت، کفررمان و اقلیم التفاح اشراف دارد و به دلیل توان دیدبانی و کنترل آتش بر منطقه‌ای گسترده، یکی از نقاط کلیدی جنوب لبنان محسوب می‌شود. اهمیت این تپه تنها به موقعیت دفاعی آن محدود نیست، بلکه کنترل آن می‌تواند بر تحرکات نظامی و امنیتی منطقه اثر بگذارد.

💢اهمیت راهبردی علی الطاهر

🔸علی‌الطاهر بخشی از مجموعه‌ای تاکتیکی به مساحت حدود ۴.۵ کیلومتر مربع است که تله دبشه و قلعه شقیف را نیز دربرمی‌گیرد. تسلط بر این ارتفاع، امکان رصد تحرکات تا عمق حدود ۱۰ کیلومتری سرزمین‌های اشغالی را فراهم می‌کند. از این رو، ارتش اسرائیل با اصرار بر تصرف آن، می‌کوشد این موقعیت راهبردی را از مقاومت خارج کرده و خطی تهاجمی در عمق خاک لبنان ایجاد کند. این تلاش با مقاومت حزب‌الله و الگوی جدید نبرد مواجه شده و در محورهایی مانند الخیام، دیر سریان و طیبه به جنگی فرسایشی انجامیده است. استفاده ترکیبی از توپخانه، خمپاره‌انداز و پهپادهای تهاجمی، تثبیت حضور نیروهای اسرائیلی را دشوار کرده است.

💢یگان بدر در علی الطاهر

🔸یگان بدر حزب‌الله که مسئولیت مناطق شمال رود لیتانی، از جمله اطراف صیدا و نبطیه را برعهده دارد، در این نبرد نقشی مهم ایفا می‌کند. حملات اسرائیل به این یگان، از جمله ترور علی‌محمد فخرالدین، مسئول حملات پهپادی، و علی حسن عباس عزالدین، مسئول پدافند هوایی، نشان‌دهنده تلاش برای تضعیف ساختار فرماندهی و کنترل مقاومت در این منطقه است. این محور بخشی از منطقه نظامی «بدر» به شمار می‌رود و از همین رو در محاسبات اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد.

💢انتخابات اسرائیل و جبهه لبنان

🔸درگیری‌ها در جنوب لبنان هم‌زمان با نزدیک شدن انتخابات کنست در اکتبر ۲۰۲۶، ابعاد سیاسی پیدا کرده است. بنیامین نتانیاهو که با رقابت انتخاباتی دشوار و پرونده فساد قضایی روبه‌روست، به یک دستاورد نظامی برای تقویت جایگاه داخلی خود نیاز دارد. بر این اساس، تشدید حملات و اصرار بر تصرف علی‌الطاهر را می‌توان، علاوه بر اهداف نظامی، تلاشی برای ایجاد یک دستاورد قابل ارائه به افکار عمومی اسرائیل دانست. اعلام پایان عملیات و پاکسازی تپه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

💢حزب الله تغییر رویه داده است

🔸حزب‌الله طی یک سال اخیر در الگوی نظامی خود تغییراتی ایجاد کرده است. قطع مسیرهای تدارکاتی از سوریه و افزایش رهگیری محموله‌های تسلیحاتی، وابستگی این گروه به موشک‌های وارداتی از ایران را کاهش داده و آن را به سمت تولید داخلی سلاح سوق داده است. در این روند، پهپادها و سامانه‌های بدون سرنشین جایگاه فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند و به عنوان گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر و انعطاف‌پذیرتر در برابر موشک‌های دقیق و پیچیده به کار می‌روند.

🔸یگان ۱۲۷، به عنوان واحدی فوق‌محرمانه، با استفاده از بودجه، مهندسی معکوس و تجربه جنگ اوکراین، در تولید پهپادهای انتحاری و شناسایی نقش دارد. این تحول، هزینه عملیات را کاهش داده و امکان اجرای نبرد غیرمتمرکز و حملات کمین‌گونه را افزایش داده است. در مقابل، حملات پیشگیرانه اسرائیل به زیرساخت‌های صنعتی و مراکز تولید پهپاد در ضاحیه، حساسیت این رژیم نسبت به گسترش توانمندی داخلی حزب‌الله را نشان می‌دهد.

💢طرح جامع‌تر اسرائیل

🔸تلاش برای تصرف علی‌الطاهر، تله دبشه و قلعه شقیف بخشی از طرحی گسترده‌تر برای تکمیل امنیت کمربند هفت‌کیلومتری «خط زرد» در جنوب لبنان است. این رویکرد با سیاست اسرائیل در سوریه شباهت دارد؛ جایی که اشغال ارتفاعات حرمون و جبل‌الشیخ، امکان نظارت و کنترل بر بخش‌هایی از سوریه، لبنان و اردن را فراهم کرده است. جبل‌الشیخ به دلیل ارتفاع و قابلیت‌های دیدبانی الکترونیکی و میدانی، به یک نقطه راهبردی و خط قرمز تبدیل شده است. اسرائیل در جنوب لبنان نیز با تمرکز بر مرتفعات، در پی تسلط بر مسیرهای حیاتی و پشت‌جبهه‌های مقاومت و ایجاد منطقه‌ای امنیتی با عمق راهبردی بیشتر است.

💢جمع‌بندی

نبرد بر سر علی‌الطاهر صرفاً منازعه‌ای بر سر یک ارتفاع استراتژیک نیست، بلکه محل تلاقی تغییر الگوی جنگ، تحول رویکرد نظامی اسرائیل از بازدارندگی به جنگ پیشگیرانه و تلاش برای استفاده سیاسی و انتخاباتی از عملیات نظامی است. از این منظر، تحولات جنوب لبنان هم بر آینده امنیتی و تمامیت ارضی لبنان اثر می‌گذارد و هم نشان می‌دهد که محاسبات میدان نبرد با سیاست داخلی اسرائیل پیوند خورده است. در این معادله، نقش ایران نیز اهمیت دارد و نباید نادیده گرفته شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍65👌1
🌐 اسرائیل از پیشبرد طرح جنجالی E1 به دنبال چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل

📝محمدحسین پورعلی اقبالی

🔹اسرائیل در هفته‌های اخیر به دنبال توسعه شهرک سازی در منطقه موسوم به E1 در قدس شرقی است. طبق طرح جدید، قرار است ۳۴۰۰ واحد مسکونی در این منطقه احداث شود. پس از اعلام رسمی این طرح، بسیاری از کشورهای جهان به مخالفت با آن پرداختند. سوال این است که ماهیت این طرح چیست؟

💢اهمیت منطقه E1

🔹پیشبرد این طرح، گامی حیاتی در جهت الحاق کرانه باختری به اراضی اشغالی است. اجرای این طرح، منجر به جدایی مناطقی نظیر خان‌الاحمر از منطقه فلسطینی کرانه باختری شده؛ ساکنان منطقه E1 را ناچار به کوچ اجباری خواهد کرد؛ منجر به قطع ارتباط شمال کرانه باختری از جنوب آن و در نهایت محاصره قدس شرقی خواهد شد. اسرائيل از دهه ۱۹۹۰ به منظور اتصال شهرک‌های اسرائيلی به یکدیگر، به دنبال تخریب روستاهای فلسطینی واقع در منطقه E1 و کوچاندن اجباری ساکنان آن است. اما در طول این سال‌ها همواره سازمان ملل، دیوان بین‌المللی کیفری، پارلمان اروپا و عفو بین‌الملل اعلام کرده‌اند که تخریب این روستا نقض قوانین بین‌المللی بوده و این اقدام حتی ممکن است جنایت جنگی محسوب شود. این طرح پس از سال‌ها توقف، اکنون بار دیگر در دستور کار رژیم قرار گرفته است.

💢مخالفت‌های بین‌المللی

🔸پس از انتشار این طرح، بسیاری از کشورهای جهان به مخالفت با آن پرداخته و اقدام دولت اسرائیل را به شدت محکوم کردند. در این بین ۱۵ کشور اروپایی با صدور بیانیه‌ای مشترک، اذعان داشتند که طرح جدید اسرائیل با ایجاد محدودیت‌های بیشتر در کرانه باختری، چشم انداز راه‌حل دو دولتی را تضعیف خواهد کرد. وزرای خارجه ۸ کشور اسلامی نیز خواستار توقف طرح E1 شدند. در خصوص دولت آمریکا نیز، اگرچه دولت‌های پیشین این کشور به صراحت مخالفت خود با این طرح را اعلام کرده بودند، اما وزارت خارجه دولت فعلی ایالات متحده، بدون مخالفت صریح با طرح E1 و نام بردن از آن، صرفاً مخالفت خود با الحاق کرانه باختری به اسرائيل را اعلام کرد که این امر نشان‌دهنده باز بودن دست دولت اسرائيل در پیشبرد این امر توسط دولت فعلی آمریکا است.

💢شهرک سازی‌ها در کرانه باختری

🔸اسرائیل در جریان جنگ ۶ روزه در سال ۱۹۶۷، کرانه باختری را به اشغال خود درآورد. اما به موجب قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل، ارتش اسرائیل پس از پایان جنگ از این منطقه عقب‌نشینی کرده و دولت این رژیم نیز موظف شد تا در منطقه کرانه باختری شهرکی احداث نکند. اما بنابر گزارشات معتبر، رژیم اسرائیل تا به امروز حدود ۱۶۰ شهرک جدید غیر قانونی در منطقه کرانه باختری احداث کرده و حدود ۷۰۰ هزار اسرائیلی نیز اکنون در این مناطق ساکن شده‌اند.

💢نزاع شهرک‌نشینان با ساکنان کرانه باختری

🔸شهرک‌نشینان اسرائيلی که عمدتاً گرایشات نژادپرستانه و ملی‌گرایانه افراطی دارند، در طول این سال‌ها همواره ساکنان فلسطینی کرانه باختری را مورد آزار و اذیت قرار داده و با حمله به روستاهای فلسطینی،‌ بسیاری از ساکنان این مناطق را کشته و یا آواره کرده‌اند. بنابر آمار سازمان ملل، از ابتدای سال جاری میلادی بیش از ۱۴۳۰ حمله از جانب شهرک‌نشینان به فلسطینیان صورت گرفته است که طی آن ۷۶ فلسطینی جان خود را از دست داده، حدود ۹۰۰ فلسطینی مجروح و بیش از ۲۳۰۰ نفر نیز آواره شده‌اند. اخیراً نیز شماری از شهرک‌نشینان با حمله به روستای فلسطینی قصره، این منطقه را به مدت چند روز محاصره کرده و آب و برق ساکنان این منطقه را نیز قطع کردند. این اقدام به حدی مورد هجمه بین‌المللی قرار گرفت که در نهایت حتی نتانیاهو نیز ناچار به موضع‌گیری علیه آن شد.

💢کارکرد انتخاباتی برای نتانیاهو

به ادعای برخی تحلیلگران، نتانیاهو برای جلب رضایت شهرک‌نشینان در تلاش است تا با اعطای برخی از امتیازات نظیر مجوز توسعه شهرک‌سازی در کرانه باختری، این افراد را در انتخابات آتی همچنان با خود همراه سازد. از این رو، بزالل اسموتریچ، رئیس حزب صهیونیسم مذهبی که خود یک شهرک‌نشین است، پس از انتشار طرح توسعه شهرک سازی در منطقه E1، به شدت از این طرح تمجید کرده و آن را «پایانی بر توهم دو کشوری» دانست.

💢جمع‌بندی

پیشبرد این طرح، با قطع اتصال مسیر زمینی میان بیت لحم و رام‌الله، عملاً امکان تاسیس یک کشور فلسطینی در کرانه باختری را منتفی می‌کند‌ و گامی دیگر در راستای الحاق کرانه باختری محسوب می‌شود؛ گامی که نتانیاهو به دلیل کسب دستاوردهای انتخاباتی، حاضر شده است فشارهای بین‌المللی ناشی از آن را تحمل کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👌1
🌐پشت پرده سفر رئیس سیا به مسکو چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#روسیه #آمریکا
#اوکراین

🔹هفته گذشته، جان رتکلیف، رئیس آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سفری اعلام‌نشده و غیرمعمول به مسکو رفت تا با ولادیمیر پوتین دیدار کند. این سفر از این جهت غیرعادی محسوب می‌شود که تاکنون مذاکرات صلح در اوکراین بر عهده استیو ویتکاف و جارد کوشنر بوده است. نکته قابل توجه نیز این است که آخرین باری که رئیس سیا به روسیه سفر کرد، نوامبر ۲۰۲۱ بود؛ زمانی که ویلیام جی. برنز به مسکو رفت تا به مقام‌های روسیه اطلاع دهد که ایالات متحده از برنامه‌های ولادیمیر پوتین برای حمله به اوکراین آگاه است. به نظر می‌رسد سفر رتکلیف به مسکو نیز حاوی هشدارهایی جدی به پوتین بوده باشد.
 
💢اراده پوتین برای تشدید تنش در اروپا

🔸در ماه‌های گذشته گزارش‌های متعددی از حملات پهپادی/راکتی با مبداً ناشناخته به کشورهای عضو ناتو منتشر شده است. چند روز پیش آلمان روسیه را به دست داشتن در حمله پهپادی به فرودگاه لایپزیگ-هاله متهم کرد؛ اقدامی که نشان‌دهنده تازه‌ترین و یکی از جدی‌ترین نقاط تنش در روابط دو کشور از زمان آغاز تهاجم مسکو به اوکراین است. چنین اقداماتی برای تصعید تنش با ناتو ممکن است آمریکا را وادار کرده باشد تا به مسکو هشدار اقدامات تلافی‌جویانه دهد. چه اینکه به گزارش سی‌ان‌ان ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد که ولادیمیر پوتین ممکن است در چند سال آینده تلاش کند با انجام یک حمله محدود به یکی از کشورهای عضو ناتو، میزان عزم و اراده این ائتلاف را بیازماید.

🔸علاوه بر این، گزارش‌های اطلاعاتی غیررسمی دیگری نیز نشان می‌دهند پوتین ممکن است دست به یک اقدام نظامی ناگهانی در اوکراین بزند. مطابق اخبار، اوکراین اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان می‌دهد روسیه در حال برنامه‌ریزی برای آغاز حملات زمینی جدید علیه کی‌یف و چرنیهیف است. اخیراً پاول پالیسا، معاون دفتر ریاست‌جمهوری اوکراین، به خبرنگاران گفت بر اساس اطلاعاتی که اوکراین دریافت و صحت آن را تأیید کرده است، مقام‌های سیاسی کرملین به فرماندهان ارشد ارتش روسیه مأموریت داده‌اند برای حمله به این دو شهر برنامه‌ریزی و مقدمات آن را فراهم کنند. حمله زمینی مجدد به کی‌یف می‌تواند نه تنها معادلات میدان نبرد را تغییر دهد، بلکه تلاش‌های ترامپ برای پایان جنگ را نیز از بین ببرد.

🔸نکته جالب توجه این است که به گزارش واشنگتن‌پست، سفر رتکلیف به مسکو نتوانست پوتین را متقاعد کند که تنش‌ها را در جنگ اوکراین کاهش دهد و به نظر می‌رسد که این سفر، برعکس، عزم روسیه را برای دستیابی به پیروزی نظامی تقویت کرده است. رتکلیف به مقامات اطلاعاتی روسیه هشدار داد که اگر جنگ ادامه یابد، موقعیت مسکو تضعیف خواهد شد و خواستار بازگشت به مذاکرات شد؛ اما پوتین این تلاش برای ارتباط را به عنوان نشانه ضعف تلقی کرد. پوتین به طور علنی اعتماد خود را به موقعیت مسکو نشان داد و همچنان معتقد است که زمان به نفع روسیه است.
 
💢پشتیبانی فنی روسیه از برنامه موشکی ایران

🔸جدای از بحث جنگ در اوکراین، یکی دیگر از محورهای احتمالی دیدار رتکلیف با پوتین، حمایت مسکو از تهران در جنگ با آمریکا می‌تواند باشد. اگرچه از همان ابتدای جنگ گزارش‌های متعددی دال بر کمک اطلاعاتی روسیه برای هدف‌قراردادن نیروهای آمریکایی در منطقه و همچنین ارسال قطعات تولید موشک و پهپاد به ایران دیده شده بود؛ اما اخیراً اخبار جدیدی راجع به پشتیبانی فناورانه روسیه از ایران منتشر شده که طبق آن، مسکو به ایران کمک‌هایی برای ساخت موتور موشک سوپرسونیک ارائه کرده است. این موشک‌ها قابلیت و شانس بیشتری برای آسیب به کشتی‌های نظامی آمریکایی را دارند. ممکن است  آمریکا به دلیل نگرانی از ارسال این فناوری موشکی از روسیه به ایران رتکلیف را به مسکو فرستاده باشد.
 
در مجموع، سفر غیرعلنی جان رتکلیف به مسکو را می‌توان تلاشی برای ارسال پیام‌های هشدارآمیز به کرملین درباره تشدید تنش در اروپا، ادامه جنگ اوکراین و احتمال گسترش درگیری به قلمرو ناتو دانست. هم‌زمان، احتمال برنامه‌ریزی روسیه برای حملات جدید در اوکراین نگرانی واشنگتن را افزایش داده است. از سوی دیگر، حمایت فنی و موشکی احتمالی مسکو از تهران، به‌ویژه در زمینه توسعه موتورهای موشکی، می‌تواند محور مهم دیگری در گفت‌وگوهای رتکلیف و پوتین بوده باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62👎1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا جمهوری‌خواهان کنگره آمریکا را از دست خواهند داد؟

#تهران_مدیا
#انتخابات_آمریکا
#مطالعات_آمریکا

🔸۱۲ آبان امسال، انتخابات میان دوره‌ای آمریکا برگزار می‌شود؛ انتخاباتی که می‌تواند موازنه قدرت در واشنگتن را تغییر دهد.

🔸در سنا رقابت اصلی در ۷ ایالت چرخشی بر سر کرسی‌هایی است که نتیجه آن می‌تواند بر توازن قدرت میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها تاثیر بگذارد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👌1
🌐چرا بلغارستان برای عملیات آمریکا علیه ایران اهمیت دارد؟

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

📝علی محبی

🔹بلغارستان از جمله کشورهای اروپایی بود که فرودگاه‌ها و پایگاه‌های نظامی‌اش در تأمین پشتیبانی از جنگنده‌های آمریکایی در طول جنگ رمضان نقش داشت. چندی پیش نیز خبر موافقت اکثریت پارلمان بلغارستان با تداوم حضور هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکا در این کشور واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت. این مسئله در نهایت با افزایش سطح تهدید از سوی ایران و نگرانی‌های امنیتی در بلغارستان، به تعلیق حضور این هواپیماها منجر شد. اما چرا حضور این هواپیماها برای آمریکا اهمیت دارد و بلغارستان با وجود نگرانی‌های امنیتی، ابتدا حاضر به پذیرش و سپس لغو مجوز حضورشان شد؟

💢پشت پرده حضور و لغو استقرار هواپیماهای آمریکایی

🔸ایالات متحده آمریکا از چند هفته پیش از آغاز جنگ رمضان، چندین فروند هواپیمای سوخت‌رسان خود را در فرودگاه‌های بلغارستان مستقر کرده بود تا از عملیات‌های این کشور در خاورمیانه پشتیبانی کنند. مجوز اولیه حضور این هواپیماها تا ژوئن اعتبار داشت و دولت بلغارستان به دلیل عدم دسترسی بدون ویزا برای سفر شهروندان بلغارستانی به آمریکا اعلام کرد که قصد تمدید آن را ندارد.

🔸پس از آن، دولت بلغارستان مجوز حضور سوخت‌رسان‌های آمریکایی در پایگاه بزمیر را از پارلمان دریافت کرد، اما واکنش ایران، نگرانی از احتمال اقدام نظامی ایران و همچنین مخالفت یا نگرانی برخی سیاستمداران بلغارستانی، در نهایت به لغو این حضور منجر شد. وزیر دفاع بلغارستان نیز اعلام کرد که ایران برای مقابله با حضور این سوخت‌رسان‌ها در بلغارستان، اقداماتی هیبریدی انجام داده است.

🔸مهم‌ترین انگیزه بلغارستان از این اقدام بهره‌مندی از مزایای سیاسی و اقتصادی ناشی از همکاری نزدیک‌تر با واشنگتن و دریافت مزایایی مانند تسهیل سفر شهروندان بلغارستانی به آمریکا، افزایش همکاری‌های نظامی و خرید تسلیحات از آمریکا است. بنابراین، تصمیم این کشور تا حد زیادی بر مبنای محاسبه هزینه و فایده اتخاذ می‌شود و به همین دلیل تا زمانی که منافع سیاسی و امنیتی همکاری با آمریکا از هزینه‌های احتمالی آن بیشتر باشد، انگیزه برای پذیرش این حضور وجود خواهد داشت.

💢مزیت جغرافیایی بلغارستان برای عملیات‌های آمریکا

🔸دولت آمریکا به دلیل ناامن شدن یا کاهش کارایی عملیاتی بخش قابل‌توجهی از پایگاه‌های خود در خاورمیانه و همچنین افزایش حجم عملیات‌های هوایی و انتقال تجهیزات به این منطقه، به پایگاه‌های هوایی جدید و نسبتاً نزدیک به خاورمیانه نیاز دارد. در این میان، کشورهای بالکان و اروپای شرقی به دلیل موقعیت جغرافیایی و دسترسی مناسب به مسیرهای هوایی، ظرفیت قابل‌توجهی برای تأمین این نیاز دارند.

🔸جغرافیای بلغارستان نیز نه‌تنها برای استقرار هواپیماهای سوخت‌رسان مناسب است، بلکه فضای هوایی این کشور می‌تواند به عنوان یکی از مسیرهای پشتیبانی و انتقال هواپیماهای آمریکایی به سمت خاورمیانه مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، پایگاه بزمیر بلغارستان حدود ۲ هزار کیلومتر به خاورمیانه نزدیک‌تر از پایگاه رامشتاین آلمان است. از این منظر، حضور آمریکا در شرق اروپا را می‌توان بخشی از تغییر آرایش پشتیبانی این کشور در برابر ایران دانست؛ تغییری که ارزش راهبردی پایگاه‌های نزدیک‌تر به خاورمیانه را افزایش داده است.

💢چالش‌ها و راه‌های مقابله با حضور آمریکا در بلغارستان

🔸با وجود ظرفیت بیشتر برای اعمال فشار غیرمستقیم در بلغارستان به دلیل ضعف نسبی ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی این کشور، هرگونه اقدام علیه حضور آمریکا با چالش‌های جدی روبه‌رو است. مهم‌ترین مسئله، افزایش ادراک تهدید ایران در میان کشورهای اروپایی است که می‌تواند به تقویت همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی علیه ایران منجر شود. عضویت بلغارستان در ناتو نیز می‌تواند در صورت اقدام مستقیم، زمینه افزایش حضور و حمایت این ائتلاف از اعضای خود را فراهم کند. همچنین، فاصله جغرافیایی زیاد بلغارستان، اثربخشی حملات موشکی یا پهپادی را کاهش داده و خطر تشدید کنترل‌نشده تنش با کشورهای اروپایی را افزایش می‌دهد.

🔸از این رو، افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک در کنار تقویت بازدارندگی، گزینه مناسب‌تری برای مقابله با این تهدید است. هدف باید افزایش هزینه سیاسی و امنیتی حضور آمریکا برای کشورهای میزبان باشد؛ به‌گونه‌ای که منافع همکاری با واشنگتن دیگر توجیه‌کننده پذیرش حضور نظامی آمریکا نباشد.

حضور آمریکا در بلغارستان بخشی از تلاش این کشور برای ایجاد مسیرهای پشتیبانی جدید از عملیات‌های خاورمیانه است. با توجه به وابستگی این حضور به منافع بلغارستان و هزینه‌های احتمالی آن، افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک در کنار تقویت بازدارندگی می‌تواند مؤثرترین راه برای جلوگیری از تثبیت حضور آمریکا باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51😁1👌1
🌐در بالادست نفت و گاز دریای خزر چه می‌گذرد؟

#اکوتهران
#مطالعات_قفقاز

🔹با افزایش مجادلات بر سر ابعاد مختلف کنوانسیون حقوقی آکتائو یا خزر، مسئله نفت و گاز دریای خزر مجدد در مرکز توجهات قرار گرفته است. منابع مختلف ذخایر نفت قابل استحصال دریای خزر را رقمی بین 19 تا 25 میلیارد بشکه تخمین می‌زنند و مقدار ذخایر گاز طبیعی در این دریا حدود ۳ هزار میلیارد متر مکعب برآورد می‌شود. در این میان، بحث‌های فراوانی نیز درباره الگوی پراکندگی این ذخایر نفت و گاز در دریای خزر وجود دارد؛ به‌طور کلی برآورد می‌شود که میزان ذخایر اثبات شده و محتمل نفت و گاز در مجاورت سه کشور آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بیش از ایران و روسیه باشد. با تشکیل کشورهای جدید در دو سوی دریای خزر پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و در غیاب یک رژیم حقوقی مشخص، اختلافاتی میان کشورهای ساحلی این دریا درباره مالکیت میادین و منابع مذکور پدیدار شد. این اختلافات در بخش‌های شمالی دریای خزر در قالب توافقات دوجانبه میان کشورهای روسیه، قزاقستان و آذربایجان حل و فصل شد. در جنوب دریای خزر اما ایران، آذربایجان و ترکمنستان برای چند دهه پیشرفت چندانی حاصل نکردند.

💢سهم فعلی بازیگران از نفت و گاز خزر

🔸جمهوری آذربایجان در حال حاضر مهمترین برداشت‌کننده نفت و گاز از دریای خزر است. این کشور به طور متوسط روزانه 650 هزار بشکه نفت و میعانات و 120 میلیون متر مکعب گاز از میادین دریایی خزر برداشت می‌کند. بلوک نفتی آذری-چیراغ-گونشلی (ACG) مهم‌ترین میدان نفتی آذربایجان در دریای خزر و میدان گازی شاه‌ دنیز مهم‌ترین میدان گازی این کشور است. قزاقستان دومین برداشت‌کننده بزرگ از منابع نفت و گاز دریایی خزر است. تنها میدان فعال قزاقستان در محیط دریای خزر، میدان کاشاقان است و قزاق‌ها روزانه حدود 400 هزار بشکه نفت و میعانات و حدود 32.1 میلیون متر مکعب گاز از این میدان برداشت می‌کنند.

🔸ترکمنستان با برداشت روزانه نزدیک به 120 هزار بشکه نفت و میعانات و بین 11 تا 15 میلیون متر مکعب گاز از میادین دریایی خزر سومین بهره‌بردار بزرگ در میان کشورهای ساحلی است. مجموعه میادین موسوم به پروژه بلوک یکم و میدان نفتی چهارکان مهم‌ترین میادین فعال ترکمنستان در دریای خزر به شمار می‌روند. چهارمین ذی‌نفع منابع نفتی دریای خزر از میان کشورهای ساحلی، روسیه است که روزانه حدود 120 هزار بشکه نفت و میعانات از میادین فعال خود در دریای خزر، یعنی میادین نفتی ولادیمیر فیلانوسکی و یوری کورچاگین برداشت می‌کند. بدین ترتیب، ایران را باید تنها کشور از میان کشورهای پنج‌گانه ساحلی در دریای خزر دانست که در حال حاضر انتفاع مشخصی از منابع نفت و گاز دریای خزر ندارد.

💢ترافیک پروژه‌های اکتشاف و توسعه میادین

🔸در آذربایجان، تکمیل توسعه میدان نفتی/گازی آبشورن با سرمایه‌گذاری مشترک شرکت نفت آذربایجان، توتال و بازوی سرمایه‌گذاری خارجی شرکت ملی نفت ابوظبی مهم‎ترین پروژه توسعه‌ای در بستر دریای خزر محسوب می‌شود. در کنار این پروژه، چهار قرارداد دیگر نیز برای پروژه‌های توسعه‌ای در شاه‌دنیز و بلوک نفتی آذری-چیراغ-گونشلی و دو میدان جدید قره‌باغ و شفق-آسمان با شرکت بیریتیش پترولیوم منعقد شده است که در آخرین مورد، شرکت نفت ترکیه نیز سهامدار است.

🔸در قزاقستان، مرحله جدید توسعه میدان نفتی کاشاقان مهم‌ترین پروژه توسعه‌ای در محیط دریای خزر محسوب می‌شود و ساختار مالکیت در این پروژه از حیث ترکیب شرکت‌های حاضر جالب توجه است؛ چرا که شرکت‌های اِنی، اکسون‌موبیل، شل، توتال‌انرژی، سی‌ان‌پی‌سی (چین) و اینپکس (ژاپن) در آن حضور دارند. قزاقستان قرارداد توسعه دو میدان جدید را نیز با شرکت لوک‌اویل روسیه منعقد کرده بود که براساس گزارش‌ها، اجرای آنها به علت تحریم‌ها علیه روسیه معلق شده است.

🔸در ترکمنستان، برای توسعه بلوک یکم قرارداد مشارکت در تولید میان شرکت نفت ترکمنستان، پتروناس و شرکت نفت ابوظبی منعقد شده است و شرکت امارتی دراگن اویل، مسئولیت توسعه میدان چهارکان را بر عهده گرفته است. ترکمنستان همچنین با کنار گذاشتن اختلافات با آذربایجان بر سر میدان دوستی، تفاهمی را برای توسعه مشترک این میدان با طرف آذری منعقد نموده است.

💢جمع‌بندی

کشورهای قرار گرفته در دو سوی غربی و شرقی دریای خزر، برخلاف ایران و روسیه، دسترسی وسیع به منابع نفت و گاز در سایر بخش‌های قلمروی خود ندارند و منابع نفت و گاز دریای خزر، علیرغم پیچیدگی‌های فنی موجود، به مسیر تنفس و اهرم توسعه اقتصادی این کشورها در سطوح مختلف مبدل شده اند. از همین روست که صنایع نفت و گاز این سه کشور در دریای خزر، با ترافیک پروژه‌های توسعه‌ای و شبکه‌های درهم‌تنیده شراکت‌های بین‌المللی پیوند خورده اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍3👏2
🌐چالش‌های عربستان برای اجرای توافق هسته‌ای با آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
#عربستان

📝عرفان علمشاهی

🔹دو هفته پیش ترامپ توافق هسته‌ای آمریکا با عربستان سعودی را برای بررسی به کنگره ارسال کرد. اگرچه محتوای این توافق محرمانه هنوز در رسانه‌ها منتشر نشده است؛ اما به نظر می‌رسد نوعی از همکاری هسته‌ای میان واشنگتن و ریاض است که مسیر عربستان را برای آغاز غنی‌سازی و بازفرآوری بومی اورانیوم هموار می‌کند. عربستان بیش از هر زمان دیگری به آغاز برنامه هسته‌ای خود نزدیک شده است، هر چند دو چالش جدی پیش رو دارد: عادی‌سازی‌نکردن روابط با اسرائیل و کنگره آمریکا.

💢توافق هسته‌ای و آینده روابط اسرائیل با عربستان

🔸مجوز آمریکا به ریاض برای آغاز برنامه هسته‌ای بومی در اصل امتیازی بود که عربستان قصد داشت در ازای عادی‌سازی روابط با اسرائیل دریافت کند. برای تل‌آویو نیز قابل پذیرش بود یک کشوری که در حال انعقاد صلح با اسرائیل است و روابط امنیتی قابل توجهی با آن دارد، تحت نظارت و چتر آمریکا یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی داشته باشد. با این وجود، عملیات طوفان‌الاقصی و کشتار مردم فلسطین توسط اسرائیل، چنان موجی از نفرت در میان افکار عمومی جهان عرب به وجود آورد که عملاً عادی‌سازی را برای حاکمان ریاض ناممکن کرد.

🔸حال به نظر می‌رسد عربستان می‌خواهد بدون آنکه به سمت عادی‌سازی حرکت کند به یک توافق هسته‌ای با آمریکا برسد. علی‌رغم ادعای کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا مبنی بر اینکه پیمان ابراهیم و توافق هسته‌ای عربستان به طور موازی پیش می‌روند، در سه سال گذشته هیچ پیشرفت و حرکت ملموسی از سمت دو بازیگر برای بهبود روابط سیاسی دیده نشده است. با توجه به تأکید اسرائیل برای تداوم اشغال بخش‌هایی از غزه، به نظر می‌رسد عربستان همچنان نسبت به عادی‌سازی روابط بی‌میل باشد.

🔸عدم عادی‌سازی روابط با اسرائیل چالشی جدی برای عربستان خواهد بود؛ زیرا اگرچه تاکنون ترامپ با پیشرفت این طرح همراهی کرده؛ اما ممکن است تحت فشار حزب خود یا لابی اسرائیل در فرآیند اجرای اختلال ایجاد کند، چه اینکه مدتی است لابی آیپک حملات خود را به این توافق آغاز کرده است. همچنین احتمال می‌رود اسرائیل هرگونه اقدامی (سیاسی، اطلاعاتی یا حتی نظامی) برای جلوگیری از برنامه غنی‌سازی و بازفرآوری بومی در عربستان انجام دهد که خطرات احتمالی جدی برای ریاض به همراه دارد. افزون بر این، عدم عادی‌سازی ممکن است روند تصویب توافق را در کنگره به بن‌بست بکشاند.

💢مخالفت دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان با توافق هسته‌ای

🔸اگر عربستان با فرآیند عادی‌سازی همراه نشود، مخالفت با برنامه هسته‌ای این کشور یکی از معدود موضوعاتی می‌شود که بخشی از دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان کنگره بر سر آن نظر مشترک دارند. براساس قانون انرژی اتمی ۱۹۵۴، اجرای یک توافق همکاری هسته‌ای میان آمریکا و سایر دولت‌ها نیازمند بررسی کنگره است. طبق بخش ۱۲۳ این قانون، اجرای توافق هسته‌ای نیازمند عدم رأی منفی کنگره است نه همچون پیمان‌ها (Treaty) که به موافقت دوسوم سناتورها نیاز دارد. به عبارت دیگر، در صورتی که کنگره ظرف ۶۰ روز قطعنامه‌ای با رأی اکثریت ساده در مخالفت با این توافق تصویب نکند، به صورت خودکار اجرا خواهد شد.

🔸دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به دلایلی می‌توانند یک اکثریت برای مخالف با توافق هسته‌ای شکل دهند. دموکرات‌های کنگره - که در گذشته نیز به دلایل حقوق بشری رابطه خوبی با عربستان نداشتند – اشاعه هسته‌ای را نگرانی جدی خود می‌دانند. اخیراً سناتور دموکرات، ادوارد مارکی به همراه چند تن از دموکرات‌های دیگر از جمله برنی سندرز طرح قانونی «منع دستیابی عربستان سعودی به سلاح‌های هسته‌ای» را ارائه کرده‌اند که دولت را از هرگونه توافقی منع می‌کند که اجازه غنی‌سازی و بازفرآوری اوراینوم به ریاض می‌دهد. برخی از جمهوری‌خواهان نیز هم به دلیل مسئله اشاعه و به خاطر فشار لابی اسرائیل موضع مثبتی نسبت به توافق ندارند. به همین خاطر نمی‌توان با اطمینان گفت هم‌حزبیان ترامپ با توافق همراهی می‌کنند.
 
در مجموع، توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان در شرایطی وارد مرحله بررسی کنگره شده که نبود پیشرفت ملموس در عادی‌سازی روابط ریاض و اسرائیل، آینده آن را با ابهام مواجه کرده است. اگر توافق امکان غنی‌سازی و بازفرآوری بومی را برای عربستان فراهم کند، مخالفت بخشی از دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به‌دلیل نگرانی‌های اشاعه‌ای، حقوق بشری و ملاحظات امنیتی اسرائیل می‌تواند شکل بگیرد. بنابراین، حتی با حمایت دولت ترامپ، عبور توافق از فرآیند کنگره قطعی نیست. ریاض برای اجرای این توافق با موانع سیاسی، حقوقی و امنیتی قابل‌توجهی روبه‌رو خواهد بود.
 
اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍43👏1
🌐کنترل انصارالله بر نوار ساحلی دریای سرخ چگونه معادلات را عوض می‌کند؟

#تحلیل_کوتاه
#یمن

📝علی وحیدی

🔹تحولات اخیر در یمن، نقطه عطفی در تاریخ منازعه ده‌ساله این کشور به شمار می‌رود. آنچه در هفته‌های اخیر با تحرکات ائتلاف سعودی تحت پوشش طرح‌های مشترک غربی برای امنیت دریانوردی کلید خورد، با ضدحملات پیش‌دستانه، عمیق و چند بُعدی صنعا نه تنها خنثی شد، بلکه موازنه راهبردی را به نفع محور مقاومت دگرگون ساخت.
 
🔸 تثبیت کنترل بر نوار ساحلی، تسلط بر گلوگاه‌های حیاتی در دهانه باب‌المندب نظیر بندر مخا و جزیره میون و فلج‌سازی شبکه‌های نظامی وابسته به دشمن، نشان از گذار انصارالله از یک نیروی مقاومت محلی به یک بازیگر مسلط دریایی و اثرگذار بر امنیت انرژی بین‌الملل دارد.

💢فروپاشی استراتژی فشار نیابتی و بازدارندگی پیش‌دستانه

🔸طراحی اخیر ریاض مبتنی بر یک فرضیه سنتی بود: فعال‌سازی هم‌زمان جبهه‌های داخلی (مأرب، جوف و ساحل غربی) برای کاهش تمرکز صنعا بر پرونده فلسطین، نقش آن در محور مقاومت و کاهش اهرم فشار آن بر باب‌المندب. با این حال، واکنش راهبردی انصارالله متکی بر دو متغیر پیشرفته بود: اشراف اطلاعاتی پیشرفته و ساختاریافته و دکترین ضربه پیش‌دستانه.
 
🔸 هدف قرار دادن دقیق اتاق‌های فرماندهی، خطوط تدارکاتی و ذخایر تسلیحاتی در عمق ساحل غربی و جبهه‌های شرقی، فرصت هرگونه هماهنگی عملیاتی را از نیروهای وابسته به عربستان و امارات سلب کرد. این تفوق اطلاعاتی، شکاف‌های دیرینه میان گروه‌های تحت امر ریاض و ابوظبی (از جمله نیروهای طارق صالح و شورای انتقالی جنوب) را عمیق‌تر و انسجام آنان را به نقطه فروپاشی نزدیک ساخت.

💢ژئوپلیتیک «یمن مفید» و تثبیت دسترسی به دریا

🔸کنترل بر بخش اعظم مناطق جمعیتی، زیرساخت‌های انسانی و قلب سرزمینی یمن (که از آن به عنوان یمن مفید تعبیر می‌شود) همچنان در اختیار حکومت صنعا است. آنچه معادلات کنونی را برگشت‌ناپذیر می‌سازد، پیوند موفقیت‌آمیز اقتدار صنعا از ارتفاعات دفاعی به آب‌های آزاد است. با استقرار بر مدخل باب‌المندب، انصارالله عملاً بر یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های جریان انرژی جهان مسلط شده است؛ عاملی که نشان می‌دهد دیگر نمی‌توان راهبرد مهار این جنبش را صرفاً در چارچوب عملیات هوایی یا محاصره اقتصادی تعریف کرد.

💢معادله تنگه‌ها و خطای محاسباتی آمریکا

🔸ایالات متحده و متحدانش در مواجهه با قدرت نوظهور یمن با یک بن‌بست تحلیلی مواجه‌اند. تحمیل هزینه اقتصادی بر بازیگران غربی بدون نیاز به پیروزی نظامی مطلق در یک جنگ کلاسیک، هسته مرکزی دکترین انصارالله است. اکنون واشنگتن و ریاض با پدیده جدیدی در حوزه تنگه‌های مرتبط با انرژی روبه‌رو شده‌اند: تهدید جریان صادرات از تنگه هرمز و هم‌زمان انسداد یا پرهزینه شدن مسیرهای جایگزین در باب‌المندب و دریای سرخ. هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی انتقال نفت نظیر خط‌لوله شرق به غرب عربستان نشان داد که سناریوی جایگزینی مسیرهای صادراتی تنگه هرمز برای ریاض عملاً آسیب‌پذیر و پرمخاطره است. این امر گزینه‌های مداخله مستقیم نظامی غرب را به دلیل پرهزینه بودن و پیامدهای تورمی شدید بر بازار انرژی جهانی، به شدت محدود کرده است.

💢ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی

🔸در سطح منطقه‌ای، تلاش رژیم صهیونیستی برای نفوذ اطلاعاتی در ساحل غربی یمن، عمدتاً از طریق شبکه‌سازی با عناصر وابسته به امارات، تاکنون منجر به دستاورد راهبردی معناداری نشده و اولویت اصلی رژیم همچنان معطوف به جبهه‌های لبنان و کرانه باختری است. آمریکا نیز با وجود پشتیبانی از عملیات نیروهای متحد سعودی، از ورود مستقیم یا فرماندهی میدانی احتراز کرده و این تردید را می‌توان ناشی از ارزیابی هزینه-فایده بالای درگیری مستقیم با یک بازیگر غیردولتی دانست که طی بیش از یک دهه توانسته الگوی بازدارندگی نامتقارن مؤثری بسازد. موازی با این، تلاش‌های میانجی‌گرانه کشورهایی چون عمان، مصر، ترکیه و چین نیز تاکنون نتوانسته منطق میدانی حاکم بر بحران را تغییر دهد.

💢نسبت ایران با تحولات جدید یمن

نسبت ایران با این تحولات را می‌توان در سه محور کلیدی صورت‌بندی کرد:

۱. هم‌افزایی بازدارندگی بدون مداخله مستقیم: این تحولات، عمق استراتژیک محور مقاومت را توسعه داده و هزینه هرگونه تقابل با تهران را چندبرابر ساخته است.

۲. برهم زدن معماری امنیتی غرب‌محور:  پیوند خوردن امنیت خلیج فارس به دریای سرخ، تلاش‌های آمریکا برای تفکیک پرونده‌های منطقه‌ای را ناکام گذاشته و اصرار تهران بر ضرورت یک آتش‌بس و توافق فراگیر و امنیت جمعی بومی در غرب آسیا را تثبیت می‌کند.

۳. تغییر موازنه با ریاض: شکست سعودی در مدیریت جبهه‌های داخلی یمن، ریاض را ناگزیر به سنجش دوباره مواضع خود در تعاملات دیپلماتیک با تهران خواهد کرد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5👍5
🌐معادلات جدید قدرت در ونزوئلای پسامادورو چگونه است؟

#تحلیل_کوتاه
#ونزوئلا

🔹دی‌ماه ۱۴۰۴، آمریکا در عملیاتی چندساعته، رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو را ربود و بلافاصله، دلسی رودریگز، معاون او به قدرت رسید. از آن هنگام، سیاست ونزوئلا و حزب سوسیالیست متحد دچار تحول شده است. این تحول نه در ساختار، بلکه در تغییر و جابه‌جایی نخبگان حاکم مشاهده می‌شود. اگرچه هنوز چشم‌اندازی برای بازگشت اپوزیسیون به نظام سیاسی دیده نمی‌شود؛ پاکسازی‌های رودریگز باعث تضعیف وفاداران به مادورو و مخالفان همگرایی با آمریکا شده است. در عین حال، سیاستمداران قدرتمندی از دوران مادورو در قدرت باقی مانده‌اند.

💢پاکسازی سیاسی و هموار کردن مسیر چرخش به سوی واشنگتن

🔸پس از ربایش مادورو، رودریگز و برادرش خورخه، رئیس مجمع ملی ونزوئلا، مجموعه‌ای پاکسازی سیاسی اجرا کردند. رودریگز ظرف سه ماه پس از عملیات آمریکا، ۱۷ وزیر دولت مادورو را تغییر داد که مهم‌ترین‌شان ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع وفادار به مادورو بود. رودریگز او را به سمتی در وزارت کشاورزی منصوب کرد تا از هسته اصلی قدرت دور بماند. سه تاجر بزرگ نزدیک به مادورو، از جمله الکس ساب، نیز دستگیر شدند. طارق ویلیام ساب، دادستان کل دوران مادورو نیز از سمت خود برکنار و سپس از ونزوئلا اخراج شد. پسر مادورو، نیکلاس مادورو گوئرا و فرزندخوانده او، یوسر فلورس، نیز از قراردادهای بزرگ دولتی کنار گذاشته شدند. هدف اصلی رودریگز، جلوگیری از شکاف در نظام سیاسی بود تا با کمترین مخالفت چاویست‌ها با واشنگتن همکاری کند.

🔸علی‌رغم چنین تغییراتی، اپوزیسیون ونزوئلا هنوز افقی برای بازگشت به قدرت ندارد؛ زیرا وضعیت سیاسی موجود مورد حمایت واشنگتن است. میان دولت ونزوئلا و هیئت اپوزیسیون به ریاست دینورا فیگوئرا مذاکراتی برای مصالحه سیاسی آغاز شد، اما هنوز پیشرفتی حاصل نشده است. واشنگتن محرک اصلی این مذاکرات است، اما فشارهای آمریکا برای تغییر چشمگیر وضعیت سیاسی شدید نیست. همچنین عناصر قدرتمندی همچنان مخالف بازگشت اپوزیسیون هستند.

💢کابِیو؛ تنها وفادار به مادورو که در قدرت باقی مانده است

🔸اکنون دیوسداد کابِیو، وزیر کشور ونزوئلا و دبیرکل حزب سوسیالیست متحد، تنها بازیگر قدرتمند چاویست است که در ساختار قدرت قرار دارد. علی‌رغم جایزه ۲۵ میلیون دلاری واشنگتن برای او، کابِیو روابط خوبی با جان بارِت، سرپرست سفارتخانه آمریکا در ونزوئلا و حتی فرانسیس دونوون، فرمانده فرماندهی جنوبی آمریکا نشان داده است. علت این رفتار را باید در نفوذ او میان شبه‌نظامیان چاویستی کولکتیووس جست‌وجو کرد. حذف کابِیو نه‌تنها می‌تواند ثبات نظام سیاسی کنونی را به چالش بکشد، بلکه می‌تواند این گروه‌ها را از کنترل خارج کرده و بقای رودریگز را به خطر بیندازد.

🔸لحن سخنان کابِیو در ماه‌های اخیر تغییر کرده است. او نه‌تنها از اخراج طارق ساب حمایت کرد، بلکه موضع مثبتی در قبال توافق نفتی آمریکا با ونزوئلا گرفت. او کوشیده خود را مقام کشوری دنبال‌کننده رفاه مردم نشان دهد تا یک نظامی. با این وجود، بی‌اعتمادی آمریکا و حتی رودریگز به کابِیو فرض بعیدی نیست و احتمال وقوع شکاف و درگیری میان او و رودریگز را نباید منتفی دانست.

💢صداهای منتقد رودریگز در بیرون از قدرت

🔸در بیرون از نظام سیاسی، هنوز صداهای مخالفت با رودریگز شنیده می‌شود. افرادی نظیر رافائل رامیرز، رئیس پیشین حزب و الیاس خاووآ، معاون پیشین مادورو، علناً با توافق نفتی ونزوئلا و آمریکا مخالفت کرده‌اند. ماریو سیلوا، شخصیت رسانه‌ای مشهور چاویست‌ها نیز اظهار داشت که دلسی در حال تسلیم‌شدن برابر آمریکا است. در هفته‌های اخیر نیز برخی چاویست‌ها تظاهراتی نه‌چندان گسترده در خیابان علیه سیاست‌های دلسی رودریگز انجام دادند.

🔸به لحاظ اجتماعی نیز اکثریت جامعه از عملکرد رودریگز رضایت ندارند. طبق آخرین نظرسنجی‌ها، ۶۸٪ مردم از عملکرد او ناراضی هستند و تنها ۲۴٪ دید مثبتی داشتند. این میزان نارضایتی اگرچه کمتر از دوران مادورو است؛ اما همچنان عدم محبوبیت رودریگز را نشان می‌دهد. بخش اقلیتی از مخالفت مردم با رودریگز ریشه در طرفداری از مادورو دارد، اما بخش اکثریت آن به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی و انحصار قدرت در نظام سیاسی است.

در ونزوئلای پسامادورو، توازن قدرت از طریق جابه‌جایی نخبگان در حال تحول است. دلسی رودریگز با پاکسازی وفاداران مادورو و نزدیک‌شدن به واشنگتن، موقعیت خود را تثبیت کرده، اما همچنان با مخالفت بخشی از چاویست‌ها و نارضایتی عمومی مواجه است. در این میان، کابِیو به‌دلیل نفوذش بر نیروهای امنیتی و شبه‌نظامیان، در قدرت باقی مانده و به همکاری با آمریکا روی آورده است. آینده ثبات نظام به تداوم همکاری رودریگز و کابِیو و مدیریت شکاف‌های داخلی وابسته است.
 
اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41👌1
🌐پروژه بازمهندسی حشد الشعبی و حصر سلاح چگونه پیش می‌رود؟

#مقاله_تحلیلی
#عراق

📝سینا علیزاده

🔹پرونده بازمهندسی حشد الشعبی و حصر سلاح در عراق در سال ۲۰۲۶ به محور اصلی بازتعریف معماری امنیتی این کشور تبدیل شده است. دولت علی فالح الزیدی با ادعای اصل حاکمیت و انحصار تصمیم نظامی تحت فشار دولت دونالد ترامپ، دو لایحه کلیدی «قانون جامع هیئت حشد الشعبی» و «قانون خدمت و بازنشستگی مجاهدان» را همزمان با فرآیند «حصر سلاح» پیش می‌برد. این تحولات نه در قالب خلع سلاح قهری، بلکه در مسیر تدریجی تضعیف گروه های مقاومت و انتقال کنترل عملیاتی از فصائل به دولت تحت نفوذ امریکا و جلوگیری از رویارویی مستقیم شکل گرفته است.

💢قانون خدمت و بازنشستگی

🔸قانون خدمت و بازنشستگی که از ۲۰۲۴ با حدود ۷۸ ماده به پارلمان ارسال و دو قرائت را پشت سر گذاشت، در ۲۰۲۵ به دلیل اختلاف بر سر سن بازنشستگی، خروج ناگهانی حدود چهار هزار نفر از فرماندهان نسل اول و فشار آمریکا پس گرفته شد. نسخه اصلاح‌شده ۲۰۲۶ با تعیین بازه سنی تقریبی ۵۰ تا ۵۷ سال برای مجاهدان عادی، امکان تمدید محدود توسط نخست‌وزیر تا سقف ۶۸ سال و دوره انتقالی برای بازنشستگان، بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است. این قانون فراتر از یک قانون عادی، ابزاری برای کنترل چرخه نیروی انسانی و ایدئولوژیک، تغییر نسل فرماندهی و کاهش استقلال عملیاتی حشد و گروه های مقاومت محسوب می‌شود.

💢قانون جامع حشد

🔸قانون جامع حشد نیز مسیری مشابه پیموده است. پیش‌نویس ۱۸ ماده‌ای ۲۰۲۵ که حشد را به‌عنوان نهاد مستقل با بودجه تسلیحاتی گسترده، آکادمی نظامی و شرکت المهندس تعریف می‌کرد، تحت فشار آمریکا و اختلافات داخلی متوقف گردید. نسخه تعدیل‌شده ۲۰۲۶ با حذف بندهای مورد اعتراض واشنگتن، محدود کردن اختیارات عملیاتی، کاهش حضور در شهرها، تقلیل امتیازات فرماندهان و تأکید بر عدم رقابت با ارتش، در پی تثبیت حشد به‌عنوان بخشی رسمی از نیروهای مسلح تحت فرمان مستقیم نخست‌وزیر است. هدف، حفظ موجودیت نهادی حشد همراه با کاهش استقلال سازمانی و فصائلی آن است.

💢فصائل و حصر سلاح

🔸هم‌زمان، مفهوم حصر سلاح از ادبیات خلع و نزع فاصله گرفته و به مدل میانه ثبت و نگهداری سلاح تحت نظارت حشد تبدیل شده است. در این چارچوب، تسلیحات راهبردی از جمله پهپادها و موشک‌ها در ساختار حشد ثبت و در بانک داده متمرکز نگهداری می‌شوند و اختیار نهایی جابه‌جایی و به‌کارگیری به فرمانده کل نیروهای مسلح منتقل می‌گردد. گزارش‌هایی از ثبت حدود شش میلیون قبضه سلاح و تعطیلی ده‌ها مقر، همراه با آغاز فک ارتباط برخی گروه‌ها مانند عصائب اهل الحق و کتائب امام علی، نشان‌دهنده پیشرفت نسبی این مدل است. گروه‌های اصلی مقاومت از جمله کتائب سیدالشهدا و نجباء و حزب الله و انصارالله الاوفیا با طرح شروط چند گانه عملا مخالف و یا وارد مذاکرات سخت شده‌اند. کمیته سیاسی چارچوب هماهنگی با نقش العامری، المالکی و السودانی نقش میانجی و ضربه گیر را ایفا می‌کند.

🔸معیار موفقیت این فرآیند نه تعداد سلاح‌های تحویل‌شده، بلکه میزان واقعی انتقال اختیار تصمیم‌گیری در سه سطح مالکیت، کنترل عملیاتی و تصمیم سیاسی-امنیتی است. دولت در کوتاه‌مدت بیشتر به دنبال انحصار فرماندهی عملیاتی است تا جمع‌آوری کامل ظرفیت های راهبردی. این روند تحت تأثیر فشار آمریکا و محاسبات منطقه‌ای محور مقاومت قرار دارد و با سه مانع توازن سیاسی شیعی، احتمال واکنش فصائل و نقش محوری جبهه مقاومت مواجه است.

💢چشم‌انداز آینده

چشم‌انداز تصویب قوانین تا پایان ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ محتمل اما مشروط به اجماع درون‌شیعی است. پنج شاخص رصد شامل رفتار دولت در مناطق حساس مانند جرف الصخر، سرنوشت مذاکرات کمیته هماهنگی، متن نهایی قوانین، برخورد قضایی با نیروهای مقاومت و موضع واشنگتن پس از ۳۰ سپتامبر تعیین‌کننده مسیر خواهند بود. در مجموع، پروژه پیش‌رو را باید نه حذف حشد بلکه انتقال تدریجی مرکز ثقل قدرت نظامی از فصائل به دولت، به‌ویژه در سلاح‌های راهبردی و تضعیف استقلال عملیاتی گروه‌های مقاومت تحت فشار خارجی تعریف کرد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM