#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا
📝 مهدی آشنا
🔹دو روز پیش، «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد که بر اساس آن حمله علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه تلقی میشود. اگرچه جزئیات دقیق توافق هنوز منتشر نشده، تحلیلها درباره ماهیت آن از پایهگذاری ناتوی اسلامی تا اقدامی نمادین و فاقد اثر راهبردی متفاوت است.
💢بحران یمن
🔸در نگاه نخست، توافق را میتوان محصول شرایط کنونی عربستان، بهویژه درگیری با انصارالله و تلاش ریاض برای استفاده از اهرم نفوذ پاکستان و ترکیه برای اقناع ایران به مهار انصارالله دانست. با این حال، تقلیل توافق به این هدف کافی نیست؛ زیرا منافع آن برای ترکیه و پاکستان در چنین چارچوب محدودی نمیتواند هزینهها و ریسکهای پذیرش تعهد دفاعی را توجیه کند.
💢محیط متحول منطقهای
🔸یکی از دلایل اصلی توافق، فروپاشی نظم پیشین منطقه پس از ۷ اکتبر و تلاش بازیگران برای شکلدهی به نظم آینده و پوشش ریسکهای امنیتی خود است. شکلگیری «گروه چهار» شامل ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر –که از ایران نیز برای مشارکت در آن دعوت شده بود- بر همین برداشت استوار بوده است.
🔸برای عربستان، دشوار شدن ادامه عادیسازی و روشن شدن محدودیت اتکای کامل امنیتی به آمریکا دلیلی مهم است. برای ترکیه، گسترش محیط عملیاتی اسرائیل و همپوشانی آن با محیط عملیاتی ترکیه در سوریه، محرک مهم است. پاکستان نیز با هدف موازنهسازی در برابر هند و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس، انگیزههای مهمی برای این همکاری دارد.
💢تاثیر جنگ ایران-آمریکا
🔸تصور تضعیف ایران پس از ۷ اکتبر و ضرورت موازنهسازی جدید در برابر اسرائیل عامل مهم نزدیکی عربستان به پاکستان و ترکیه بود. اما جنگ رمضان تصویری دیگر از این ایران خلق کرده که براساس آن در صورت تداوم تابآوری در برابر آمریکا، تهران میتواند نقشی تعیینکننده در معادلات سیاسی در جنوب خلیج فارس پیدا کند. تلاش انصارالله برای شکستن معادله محاصره در همین چارچوب تفسیر میشود. در نتیجه، نگرانی از آسیبپذیری نظامهای سیاسی منطقه در شرایط کاهش اعتبار حمایت آمریکا، اهمیت موازنهسازی در برابر ایران را افزایش داده است.
💢بخشی از ائتلافسازی آمریکا؟
🔸آیا توافق مکه میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای آغاز مرحله جدیدی از جنگ علیه ایران باشد؟ در سناریوی بدبینانه، ممکن است توافق برای مهار پاسخ منطقهای ایران، تقسیم نقشها در جریان جنگ و هماهنگی درباره حوزههای نفوذ پس از جنگ با آمریکا شکل گرفته باشد. تفاوت منافع سه کشور، نبود چشمانداز روشن پیروزی و نامشخص بودن سهم آنها، چنین سناریوی برنامهریزیشدهای را بعید میکند. با وجود این، توافق میتواند ابزاری برای پوشش ریسکهای جنگ جدید علیه ایران باشد.
💢کارکردهای خرد امنیتی
🔸دغدغههای امنیتی اعضا متفاوت است و ظرفیتهای آنها میتواند مکمل یکدیگر باشد. با این حال، بعید است توافق در شرایط حساس کنونی برای مقابله با تهدیدات خرد یا بازیگران غیردولتی شکل گرفته باشد. تهدیدهای اصلی مورد توجه اعضا بیشتر دولتی هستند: پیامدهای جنگ ایران–آمریکا برای عربستان، هند برای پاکستان و اسرائیل برای ترکیه.
💢معنا برای نظم بینالملل
🔸توافق مکه نمونهای از تشدید سیالیت ائتلافها در دوره گذار نظم جهانی است. عربستان از جستجوی تضمین دفاعی آمریکا به رویکردی منطقهایتر روی آورده است. ترکیه نیز با وجود اختلافات گذشته، به عربستان نزدیکتر شده است. جنبه دیگر این توافقنامه را باید در نمایان شدن غرب آسیا به عنوان قطب جدید در معادلات نظم بینالملل این بار نه لزوماً به عنوان میدان رقابت قدرتهای بزرگ بلکه به عنوان جغرافیایی دانست که سطح بالای پویاییهای میان واحدهای آن میتواند دارای تاثیرات قابلتوجه بر نظم جهانی باشد.
💢ابهامات و نقایص
🔸مهمترین نقص توافق، نبود جهتگیری روشن است. مشخص نیست پیام بازدارنده آن دقیقاً متوجه چه طرفی است. ابهام در تعریف متجاوز، تشخیص مسئول آغاز درگیری، قلمرو تحت پوشش و سطح مشارکت دفاعی مورد انتظار نیز اثربخشی آن را محدود میکند. مشکل دیگر، نبود عضو محوری مانند آمریکا در ناتو برای بسیج اعضا در برابر تهدید مشخص است. همچنین معلوم نیست عملگرایی جدید سه کشور تا چه اندازه میتواند بر تفاوتهای ایدئولوژیک آنها غلبه کند.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👌1
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹هفته گذشته، عبد السید، سیاستمدار مسلمان و ترقیخواه میشیگان توانست در انتخابات مقدماتی کرسی سنای این ایالت، هیلی استیونز، دموکرات میانهرو را شکست داده و نامزد نهایی حزب در برابر جمهوریخواهان شود. السید با رویکرد ضد اسرائیلی، مطالبه بیمه همگانی برای شهروندان و منع ورود پول و لابی شرکتها به سیاست شناخته میشود. به همین خاطر، پیروزی او میتواند نشاندهنده تغییرات اساسی درون حزب دموکرات و همچنین قدرتگیری جریان ترقیخواه برای انتخابات ۲۰۲۸ ریاست جمهوری باشد.
💢میشیگان بیشتر به سمت چپ گرایش یافته است
🔸السید یکبار در انتخابات مقدماتی ۲۰۱۸ فرمانداری میشیگان شرکت کرد که با اختلاف ۲۲% شکست سنگینی از گرچن ویتمر، خورد. اما او امسال توانست بر نامزد جریان اصلی حزب پیروز شود که نشان میدهد دیدگاه دموکراتهای میشیگان در مقایسه با گذشته بیشتر به سمت ترقیخواهی میل کرده است. علاوه بر این، السید میتواند به اولین سناتور ترقیخواه میشیگان و اولین سناتور مسلمان تاریخ سنا تبدیل شود. این تغییر به دلیل سیاستهای اقتصادی ترامپ، لیبرالتر شدن رأیدهندگان دموکرات در گذر زمان و شاید از همه موارد مهمتر، ناکامی جریان حاکم حزب در حمایت از غزه در سه سال اخیر است. مورد آخر را به وضوح در شکست سال ۲۰۲۴ هریس از ترامپ در میشیگان دید. در مجموع، میشیگان ۲۰۲۶ بهمراتب ترقیخواهتر از سالهای پیش است.
💢جمهوریخواهان با واکنشهای تند به استقبال السید رفتند
🔸واکنش حزب جمهوریخواه به پیروزی السید، ایجاد هراس بود. ترامپ و جمهوریخواهان کنگره پیروزی السید را به عنوان روند تسلط کمونیسم، یهودستیزی و اسلامگرایی بر جامعه آمریکا به تصویر کشیدند. آنها همچنین اظهار داشتند که حزب دموکرات از مسیر سنتی خود منحرف شده و به ارزشهای آمریکایی پشت کرده است. از آنجا که هنوز قشر مستقل و حتی دموکرات میانه جامعه آمریکا در برابر برخی ایدههای فرهنگی/اقتصادی ترقیخواهی موضعی بهشدت منفی دارند، جمهوریخواهان سعی دارند با برجستهکردن این اختلافات از پیروزی ترقیخواهان به نفع خود بهره ببرند.
🔸علت دیگر این واکنش جمهوریخواهان این است که پیروزی ترقیخواهان به معنای دشوارتر شدن امکان مصالحه با حزب دموکرات است. ترقیخواهان در مقایسه به دموکراتهای میانهرو ضدیت بیشتری با سیاستهای اقتصادی جمهوریخواهان دارند و قائل به دخالت هر چه بیشتر دولت در اقتصاد هستند. هرچه تعداد ترقیخواهان افزایش یابد، جمهوریخواهان چانهزنی پیچیدهتری با حزب رقیب بر سر مسائل بودجهای خواهند داشت.
💢السید و ترقیخواهان به دنبال تغییری رهبر دموکراتهای سنا هستند
🔸تاکنون دو ترقیخواه که نامزد دموکراتها در انتخابات سنا هستند، گفتهاند از رهبری چاک شومر بر دموکراتهای سنا حمایت نمیکنند: تروی جکسون از مِین و السید از میشیگان. جاش تورِک، نامزد دموکرات آیووا و متمایل به ترقیخواهی نیز در خصوص حمایت از شومر سکوت کرده است. اگرچه شومر گفته است در انتخابات با این سه نامزد همکاری خواهند کرد، اما او نگران است که پیروزی آنها، موقعیت رهبریاش را تضعیف کند. شومر در میان نامزدهای کنونی حزب همپیمانانی نیز دارد (از جمله مری پِلتولا از آلاسکا و شِرود براون از اوهایو)؛ اما هنوز موقعیت او در حزب متزلزل است.
💢مأموریت دشوار السید برای رسیدن به سنا
🔸اگرچه میشیگان در مقایسه با گذشته ترقیخواهتر شده است، اما السید رقابت تنگاتنگی با مایک راجرز جمهوریخواه دارد. نظرسنجیها پیش از انتخابات، حاکی از پیروزی قاطعانه السید بودند، اما چنین چیزی محقق نشد و او بهسختی توانست استیونز را شکست دهد. این یعنی هنوز بخش قابل توجهی از پایگاه رأی دموکراتها به سمت جریان حاکم - هم در سیاستهای اقتصادی میانهتر و هم در حمایت از اسرائیل یا ضدیت با یهودستیزی - گرایش دارد. السید باید بتواند دموکراتهای میانه و رأیدهندگان مستقل را با برنامههای خود همراه کند، در غیر این صورت از جمهوریخواهان شکست خواهد خورد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👌1
Forwarded from دیپلماسی
🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام دارد
بگذریم اینها را نگفتیم برای آنکه «حماسه خوانی» کرده باشیم، که بههیچ وجه جای آن نیست، یادآوریِ چند جریان بود که در این سرزمین روی داده، و تاریخها گواهِ آنند. هر ارزشی برایش قائل باشیم، بهایش به مردم ایران باز میگردد؛ چه، آنها بودهاند که این کشور را تا به امروز رسانیدهاند. نمیتوانیم شماره کنیم تعداد کسانی را که در راهِ «شرفِ انسانی» جانِ خود را بر روی این خاک نثار کردهاند؛ و تعداد آنها که ماندند و کشورِ خود را صبورانه با خونِ دل از تنگناها گذراندند، صدها برابر بیشتر است.
یک نقطهی مرموز در کلّ تاریخ ایران است، و آن سِرّ بر جای ماندنِ اوست. چگونه بوده که وقتی همهی درها به رویش بسته مینموده است، باز دریچهی نامنتظری باز میشده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین مینماید که هر گاه لازم میشده او ادامهی حیاتِ ایرانیاَش را به بهای گرانی میخریده، این بها شکیبایی در مصائب بوده است؛ بدین گونه آنچه را که «مشی ایرانی» میتوان خواند، به «نیروی نو شدن» و «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» تضمین میگردیده. منظورم از «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بیآنکه اصلِ «مشی» تغییر یابد. ظواهر تغییر میکرد ولی او آن را مهم نمیدانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر باز همان مسیرِ پیشین در پیش گرفته میشد. عمدهترین تغییر در ملّت ایران پس از آمدن اسلام صورت گرفت. وقتی اعتقاد دینی و زندگی اجتماعی تغییر کرد روحیّه نیز به همراهِ آن دگرگون میشود. ایرانِ بعد از اسلام تصمیمش را به این صورت گرفت که «ایرانِ فرهنگی» باشد، یعنی چون دیگر قدرتِ فائقِ سیاسی نبود، به "فرهنگ" روی برد. «غرورِ سیاسی» را که دیگر نبود، "غنای فرهنگ" به جایش نشاند.
تاریخِ این دوران هر چه جلوتر آمده بر غلظتش افزوده شده. نخست ترکها آمدند و سپس مغولها. در تمام این مدّت، ایرانی با مهاجمانِ خود در کشاکش بوده. از این حیث آبدیدگی و تجربه اندوخته، که کتابها و امثال و حکم، رسوبهایش را در خود دارند. لیکن به بهای گرانی. هر یک از این اتّفاقها مقداری از شخصیّتِ او را سابانده است، مانند سنگ که بر سر راهِ سیل، سائیده و نرم میشود. ولی نرمی در مقابل "درشتی" را نیز میآورد؛ بنا به اصلِ «غضب الْحَلیم»؛ بنابراین هرجا فرصت دست داده از ابراز خشونت نیز خودداری نشده.
#سخنها_را_بشنویم
✍دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
T.me/bestdiplomacy
بگذریم اینها را نگفتیم برای آنکه «حماسه خوانی» کرده باشیم، که بههیچ وجه جای آن نیست، یادآوریِ چند جریان بود که در این سرزمین روی داده، و تاریخها گواهِ آنند. هر ارزشی برایش قائل باشیم، بهایش به مردم ایران باز میگردد؛ چه، آنها بودهاند که این کشور را تا به امروز رسانیدهاند. نمیتوانیم شماره کنیم تعداد کسانی را که در راهِ «شرفِ انسانی» جانِ خود را بر روی این خاک نثار کردهاند؛ و تعداد آنها که ماندند و کشورِ خود را صبورانه با خونِ دل از تنگناها گذراندند، صدها برابر بیشتر است.
یک نقطهی مرموز در کلّ تاریخ ایران است، و آن سِرّ بر جای ماندنِ اوست. چگونه بوده که وقتی همهی درها به رویش بسته مینموده است، باز دریچهی نامنتظری باز میشده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین مینماید که هر گاه لازم میشده او ادامهی حیاتِ ایرانیاَش را به بهای گرانی میخریده، این بها شکیبایی در مصائب بوده است؛ بدین گونه آنچه را که «مشی ایرانی» میتوان خواند، به «نیروی نو شدن» و «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» تضمین میگردیده. منظورم از «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بیآنکه اصلِ «مشی» تغییر یابد. ظواهر تغییر میکرد ولی او آن را مهم نمیدانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر باز همان مسیرِ پیشین در پیش گرفته میشد. عمدهترین تغییر در ملّت ایران پس از آمدن اسلام صورت گرفت. وقتی اعتقاد دینی و زندگی اجتماعی تغییر کرد روحیّه نیز به همراهِ آن دگرگون میشود. ایرانِ بعد از اسلام تصمیمش را به این صورت گرفت که «ایرانِ فرهنگی» باشد، یعنی چون دیگر قدرتِ فائقِ سیاسی نبود، به "فرهنگ" روی برد. «غرورِ سیاسی» را که دیگر نبود، "غنای فرهنگ" به جایش نشاند.
تاریخِ این دوران هر چه جلوتر آمده بر غلظتش افزوده شده. نخست ترکها آمدند و سپس مغولها. در تمام این مدّت، ایرانی با مهاجمانِ خود در کشاکش بوده. از این حیث آبدیدگی و تجربه اندوخته، که کتابها و امثال و حکم، رسوبهایش را در خود دارند. لیکن به بهای گرانی. هر یک از این اتّفاقها مقداری از شخصیّتِ او را سابانده است، مانند سنگ که بر سر راهِ سیل، سائیده و نرم میشود. ولی نرمی در مقابل "درشتی" را نیز میآورد؛ بنا به اصلِ «غضب الْحَلیم»؛ بنابراین هرجا فرصت دست داده از ابراز خشونت نیز خودداری نشده.
#سخنها_را_بشنویم
✍دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
T.me/bestdiplomacy
Telegram
دیپلماسی
MA International relations
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
👍3
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹تحرکات نظامی و دیپلماتیک یک ماه اخیر اروپا نشاندهنده آرایش جدید کشورهای اروپایی در قبال درگیریهای احتمالی آتی میان ایران و آمریکا است؛ از مجوز بریتانیا و بلغارستان به آمریکا جهت استفاده از پایگاههای هوایی بهعنوان محور لجستیکی تا خروج ناوهای فرانسوی و آلمانی از خاورمیانه. تحرکات اروپاییها نشان میدهد که آنها نه خواهان یک جنگ جدید هستند و نه از توان ابتکار عمل مستقل یا تهاجمی برخوردارند. رویکرد محتمل آنها در هر بحران آتی، مشارکت غیرمستقیم و لجستیک است که شامل تسهیل غیرمستقیم عملیات آمریکا از سوی برخی کشورها در ازای امتیازاتی در کنار کاهش حضور و تلاش برای مدیریت تبعات بحران توسط برخی دیگر است.
💢آرایش اروپاییها: تفکیک رویکرد منفعل-تسهیلکننده
🔸تحرکات نظامی یک ماه گذشته نشان میدهد کشورهای اروپایی به دو بلوک متمایز تقسیم میشوند:
1️⃣ اروپای شرقی: بلغارستان با در اختیار قرار دادن فرودگاهها و زیرساختهای خود بدون هیچگونه محدودیت، نقش «پل لجستیکی و سوخترسانی» را برای ناوگان هوایی آمریکا ایفا میکنند. اوکراین نیز با هدف قرار دادن یک کشتی تجاری ایرانی در خزر، عملاً جبهه جدیدی از رقابت را به شمال ایران کشید. برای کشورهای اروپای شرقی، همسویی با واشنگتن یک معامله است؛ مقامات این کشورها معتقدند که در ازای تسهیل و همراهی با اقدامات آمریکا، میتوانند حضور دائمیتر نیروهای آمریکایی در منطقه بالتیک و تسلیحات و امتیازهای اقتصادی دریافت کنند.
2️⃣ اروپای غربی: در سوی دیگر، فرانسه و آلمان با فراخواندن ناوهای خود از خاورمیانه، سیاست انتظار و مشروط کردن هرگونه اقدام به برقراری آتشبس را در پیش گرفتهاند. فرانسه و بریتانیا در ائتلاف منطقهای صراحتاً اعلام کردهاند که ورود احتمالیشان صرفاً محدود به پاکسازی مینها و تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز پس از کاهش تنشها و تقویت توان پدافندی متحدان منطقهایشان خواهد بود، نه مشارکت در اصل جنگ. ایتالیا نیز تمرکز خود را بر استقرار سامانههای پدافندی در عربستان، بحرین و کویت قرار داده تا الگوی جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان) و تقویت رینگ پدافندی آمریکا را تکرار کند.
💢فرصتها، تهدیدها و موازنه ترامپ
🔸بحران کنونی خاورمیانه، اروپا را در میان یک دوگانه قرار داده است. از یک سو، هرگونه تشدید تنش منجر به شدتیافتن بحران انرژی میشود که میتواند برای اقتصاد اروپا بسیار آسیبزا باشد. از سوی دیگر، مسئله مدیریت و حفظ رابطه با آمریکا آنها را مجبور به همسویی میکند تا آسیب کمتری به روابطشان وارد شود.
🔸اگرچه این بحران فرصتی برای کاهش وابستگی به توان نظامی آمریکا و تقویت ادغام نظامی خود اروپا ایجاد میکند، اما در عمل، اختلاف در رویکردها مانع یکپارچگی است. کشورها برای حفظ امنیت انرژی و خطوط مواصلاتی حاضر به اقدامات تدافعی هستند، اما حاضر به یک درگیری تهاجمی، سناریوی حمله زمینی یا ضربه به زیرساختها نخواهند بود. صحبتهای اخیر نخستوزیر بلژیک مبنی بر اینکه « ناتو از کشورهایی که خودسرانه وارد جنگ میشوند و انتظار کمک دارند پشتیبانی نمیکند» بیانگر همین نگاه است. این تعارض منافع، منجر به رویکرد متفاوت هر کشور نسبت به درگیریهای احتمالی در خاورمیانه میشود.
💢شکاف ساختاری
🔸در سناریوی یک درگیری محصور به «تنگه هرمز، محاصره دریایی و ضربه به توان آفندی»، اکثر اروپاییها همانند جنگ رمضان تنها به تقویت رینگ پدافندی، تسهیل امور لجستیک برای آمریکا میپردازند. با این حال، به نظر میرسد که شاید برخی کشورهای اروپایی شرقی به ویژه اوکراین و بلغارستان حاضر باشند در ازای دریافت امتیازات اقتصادی-تسلیحاتی در اقدامات بیشتری در هرگونه تهاجم آمریکا نقش داشته باشند. در مقابل، اگر بحث حمله زمینی یا حمله گسترده به زیرساختها مطرح باشد، کشورهای اروپای غربی عقب خواهند کشید و تلاش میکنند نقشی برای ایجاد پل ارتباطی بین تهران و واشنگتن ایفا کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👌1
📝مهدی نوری چورتی
#مقاله_تحلیلی
#روسیه #اوکراین
#جنگ_رمضان
🔹نشست سران ناتو در سال ۲۰۲۶ در آنکارا در شرایطی برگزار شد که جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و همزمان تشدید تنش میان ایران و آمریکا، محیط امنیتی بینالمللی را پیچیدهتر کرده است. این نشست تلاشی برای بازتعریف راهبردهای ناتو در برابر تهدیدهای همزمان اروپا و خاورمیانه محسوب میشود. ترکیه نیز به دلیل روابط خود با روسیه، اوکراین و اعضای ناتو، نقش مهمی در ایجاد اجماع میان اعضای ائتلاف ایفا کرد.
💢پیامدها و آثار بر جنگ روسیه با اوکراین
🔸یکی از مهمترین دستاوردهای نشست، تأکید بر استمرار حمایت نظامی و مالی از اوکراین بود. اعضای ناتو با تداوم کمکهای نظامی، تقویت سامانههای پدافند هوایی و توسعه ظرفیتهای دفاعی اوکراین، نشان دادند که همچنان روسیه را مهمترین تهدید امنیت اروپا میدانند. همچنین تصمیم به افزایش تولید تجهیزات دفاعی و تقویت صنایع نظامی، بیانگر پذیرش واقعیت تداوم جنگ و ضرورت حفظ بازدارندگی در برابر روسیه بود.
🔸حملات گستردهتر پهپادی و موشکی اوکراین به عمق خاک روسیه نشان میدهد که محدودیتهای پیشین غرب تا اندازهای کاهش یافته و واشنگتن نسبت به استفاده اوکراین از توانمندیهای دوربرد انعطاف بیشتری نشان داده است. این تحول را میتوان نشانه گذار از راهبرد صرفاً «دفاع از اوکراین» به راهبرد «افزایش هزینههای راهبردی برای روسیه» دانست. با این حال، آمریکا همچنان تلاش میکند از ورود مستقیم ناتو به جنگ یا ایجاد رویارویی هستهای با روسیه اجتناب کند. بنابراین، رویکرد آمریکا تهاجمیتر شده، اما همچنان در چارچوب بازدارندگی کنترلشده باقی مانده است.
💢روابط ایالات متحده و اروپا در ناتو: تقابل میان وحدت ظاهری و شکافهای استراتژیک
🔸در حوزه روابط آمریکا و اروپا، نشست آنکارا بیانگر تغییر تدریجی الگوی همکاری در ناتو بود. ایالات متحده خواستار افزایش سهم کشورهای اروپایی در تأمین هزینههای دفاعی و پذیرش مسئولیت بیشتر در امنیت قاره شد. واشنگتن با تأکید بر اصل تقسیم عادلانه بار دفاعی، اعلام کرد که حضور نظامی آمریکا در اروپا دیگر یک تعهد بدون قیدوشرط نخواهد بود و اروپا باید توان دفاعی خود را تقویت کند.
🔸همچنین، آمریکا انتظار دارد متحدان اروپایی علاوه بر تقویت بازدارندگی در برابر روسیه، نقش فعالتری در مدیریت بحرانهای خاورمیانه، حفاظت از مسیرهای انرژی، امنیت دریایی و مهار بیثباتیهای منطقهای ایفا کنند. از این منظر، تهاجمیتر شدن سیاست آمریکا در قبال روسیه و همزمان تأکید بر افزایش مسئولیت اروپا در خاورمیانه، دو سیاست مستقل نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد کلان برای تقسیم بار امنیتی میان متحدان محسوب میشوند.
💢اوکراین و جنگ ایران؛ تأثیر بحران خاورمیانه بر راهبرد ناتو در قبال کییف
🔸همزمانی جنگ روسیه و اوکراین با جنگ ایران و آمریکا نیز یکی از مهمترین موضوعات نشست بود. گسترش بحران خاورمیانه موجب شد بخشی از ظرفیت نظامی و سیاسی آمریکا به این منطقه منتقل شود و نگرانیهایی درباره کاهش حمایت واشنگتن از اوکراین به وجود آید. در واکنش به این وضعیت، کشورهای اروپایی پذیرفتند سهم بیشتری در تأمین تسلیحات، آموزش نیروهای اوکراینی و حمایت مالی از کییف بر عهده بگیرند تا از کاهش احتمالی نقش آمریکا جلوگیری شود. این تحول نشاندهنده تغییر تدریجی توازن مسئولیتها در داخل ناتو است. با این حال، نشست آنکارا نشان داد که اعضای ناتو درباره نحوه مواجهه با بحران ایران و آمریکا اجماع کاملی ندارند. در حالی که آمریکا بر مدیریت تهدیدهای جهانی تأکید دارد، بسیاری از کشورهای اروپایی ترجیح میدهند تمرکز اصلی ناتو بر امنیت قاره اروپا باقی بماند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2👏1
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #آمریکا
🔹هفته گذشته، پیمان دفاعی مکه میان پاکستان، ترکیه و عربستان امضا شد. علاوه بر پرسش در مورد هدف این پیمان، باید بررسی کرد که این پیمان چه نسبتی با جایگاه و نفوذ آمریکا در منطقه دارد و آمریکا چگونه با آن مواجه خواهد شد؟ آمریکا برای دههها قدرت هژمون منطقه و تأمینکننده اصلی امنیت اعراب و اسرائیل بوده است. تاکنون مقامات آمریکایی در قبال این پیمان سکوت کردهاند که عجیب به نظر میرسد. یک پیمان دفاعی مستقل میان کشورهای منطقه میتواند روی کاغذ جایگاه آمریکا را به چالش بشکد، اما پیمان مکه در عمل نیز میتواند چنین کاری کند؟
💢پیمان مکه و اولویتهای منطقهای آمریکا
🔸پیمان دفاعی پاکستان، ترکیه و عربستان در قبال موضوعات متعددی، از جمله اولویتها و دغدغههای آمریکا ابهام دارد. سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ به وضوح ثبات در عرضه نفت و گاز غرب آسیا را به عنوان مهمترین دغدغه منطقهای آمریکا معرفی میکند. حال مشخص نیست پیمان مکه دقیقاً چه موضعی در قبال این مسئله دارد. اولویت غرب آسیا و شمال آفریقا به طور نسبی و تدریجی در حال کاهش برای دستگاه سیاست خارجی آمریکا است و مسائل آمریکا در این منطقه به یکسری موارد مشخص (همچون نفت و گاز) محدود میشود. تا زمانی که این پیمان جهتگیری مشخصی در قبال این مسائل نداشته باشد، طبیعی است که با واکنش سکوت آمریکا مواجه شود.
💢یک پیمان با مخاطبی مجهول
🔸هم ایران و هم اسرائیل میتوانند هدف بالقوه این پیمان دفاعی باشند؛ اما نمیتوان با قطعیت راجع به آن سخن گفت. قاعدتاً مخاطب پیمان هر یکی از این دو بازیگر باشد با واکنش متفاوت آمریکا همراه خواهد بود. اگر هدف پیمان ایجاد موازنه در برابر اسرائیل – به عنوان مهمترین متحد منطقهای آمریکا – باشد، آمریکا موضع مثبتی در قبال آن نخواهد داشت، هرچند به دلیل کاهش نسبی اهمیت اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا، بعید است واشنگتن وارد یک تقابل جدی با اعضای پیمان شود.
🔸اما اگر ایران منبع اصلی تهدید برای کشورهای عضو پیمان باشد، آمریکا با موازنه مذکور همکاری خواهد کرد. به نظر میرسد توافق عربستان با پاکستان و ترکیه، بیشتر پاسخ فوری به دغدغههای امنیتی ریاض در شرایط نااطمینانی نسبت به توان و تداوم چتر امنیتی آمریکا باشد تا مشخصکردن هدف پیمان. تا هنگامی که هدف پیمان مشخص نباشد، آمریکا موضعی منفعلانه در قبال آن اتخاذ کرده و نظارهگر آن خواهد بود.
🔸افزون بر این، پیمان مذکور جایگاه نظامی و امنیتی آمریکا را نیز مورد خطر قرار نمیدهد؛ زیرا توانمندی نظامی ترکیه و پاکستان به مراتب کمتر از آمریکا است تا بتواند یک جایگزین امنیتی کامل برای عربستان باشد. به همین خاطر، آمریکا نگرانی اندکی بابت آثار این پیمان دارد، چه اینکه در گذشته نیز سابقه چنین توافقاتی میان متحدان آمریکا در منطقه وجود داشته است، همچون پیمان دفاعی میان اردن و مصر در دهه ۱۹۷۰ میلادی یا پیمان سنتو در دهه ۱۹۵۰. هرچند، این پیمان به لحاظ سیاسی از نفوذ آمریکا در منطقه خواهد کاست که مهمترین نمونه آن، کاهش انگیزه عربستان برای عادیسازی روابط با اسرائیل است.
💢دشمنان پیمان مکه در واشنگتن
🔸اگرچه سیاستمداران آمریکا تاکنون در قبال پیمان مذکور سکوت اتخاذ کردهاند، اما اعضای پیمان دشمنان قدرتمندی در واشنگتن دارند. نومحافظهکاران طرفداران اسرائیل مدتهاست ترکیه را به دلیل افزایش تنش با تلآویو و پاکستان را به علت میانجیگری مذاکرات با ایران به شدت مورد انتقاد قرار میدهند. آنها از عملکرد ترامپ در حفظ روابط حسنه با این دو کشور راضی نیستند. به تازگی نیز نومحافظهکاران حملات خود را به عربستان افزایش دادهاند؛ زیرا معقتدند این کشور در جنگ با ایران همراهی کاملی با آمریکا و اسرائیل ندارد. چنین رویکرد سختگیرانهای در حزب دموکرات و بخش دیگری از حزب جمهوریخواه وجود ندارد، با این وجود، نومحافظهکاران تهدیدی جدی برای سرنوشت پیمان مکه هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤4👏1
🔵 آذربایجان در سازوکار C6 چه نقشی ایفا میکند؟
#اکوتهران
🔸قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعهای به آذربایجان اعطا شده است.
💢نقش آذربایجان در کریدور میانی
🔹موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حملونقل منطقهای مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین) بهعنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
🔹در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب میرود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب میآید که طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
💢شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
🔹در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعهای مناسب برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
🔹فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سالهای اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
🔹در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاههای مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهای آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.
✅ ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالبهای مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است که ایجاد سازمان دولتهای ترک با محوریت ترکیه متاخرترین نمونه آن محسوب میشد. سازمان دولتهای ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر به حساب نمیرفت. ترکمنستان در راستای سیاست بیطرفی خود به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان به موجب هویت غیرترک از مشارکت در آن سرباز زد. علاوه بر این، سایه امیال و اهداف منطقهای ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی میکرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور با توجه به نقش ویژه این کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکتهای آذری در ابتکارات توسعهای آسیای مرکزی میتواند بازدهی به مراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم اهداف منطقهای ترکیه) داشته باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
#اکوتهران
🔸قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعهای به آذربایجان اعطا شده است.
💢نقش آذربایجان در کریدور میانی
🔹موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حملونقل منطقهای مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین) بهعنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
🔹در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب میرود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب میآید که طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
💢شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
🔹در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعهای مناسب برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
🔹فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سالهای اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
🔹در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاههای مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهای آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2💯2
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹جنوب لبنان در روزهای اخیر شاهد تشدید بیسابقه حملات رژیم صهیونیستی بوده است. حملات هوایی و توپخانهای گسترده به مناطق مسکونی در انصار و دیرالزهرانی، دستکم ۱۱ کشته و دهها زخمی برجای گذاشته است.
🔸همزمان، نیروهای اسرائیلی عملیاتهای پاکسازی و بمباران تپههای راهبردی «علیالطاهر» را با هدف تصرف زمینی این منطقه و ایجاد یک حائل نظامی در جنوب لبنان ادامه میدهند. این تپهها که حدود ۶۰۰ متر ارتفاع دارند، تسلط بینظیری بر شهر نبطیه و شبکه راههای حیاتی منطقه فراهم میکنند و به همین دلیل، کلید سلطه بر جنوب لبنان محسوب میشوند.
💢جنگ به مثابه ابزار انتخابات
🔸بر اساس اعلام حزبالله، تشدید حملات علیه غیرنظامیان و گسترش دامنه مناطق هدف، «بیانگر خواست و اراده نتانیاهو برای تشدید جنگ در جنوب لبنان بعد از ایران به منظور تقویت جایگاه سیاسی داخلی، خدمت به اهداف انتخاباتی و جلب رضایت راستگرایان افراطی» است. این تحلیل با واقعیتهای عرصه سیاسی اسرائیل نیز همخوانی دارد.
🔸کارزار انتخاباتی کنست برای اکتبر ۲۰۲۶ آغاز شده و نتانیاهو در موقعیت شکنندهای قرار دارد. نظرسنجیها نشان میدهند که ائتلاف حاکم تحت رهبری حزب لیکود وضعیت خوبی ندارد. نتانیاهو که پرونده فسادش نیز بار دیگر گشوده شده، نیازمند پیروزی نظامی برای بهبود جایگاه خود است. کارشناسان معتقدند که جنگ با ایران و لبنان میتواند پایگاه رایدهندگان را به نفع او تغییر دهد و از ناکامیهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بکاهد. همچنین فشارهای داخلی از سوی وزرای افراطی مانند ایتامار بنگویر و بزالل اسموتریچ برای تشدید جنگ، نتانیاهو را تحت فشار قرار داده است. این وزرا خواستار حملات گسترده به بیروت و تصرف منطقه زهرانی هستند.
💢جنوب لبنان؛ میدان معادلهسازی انتخاباتی
🔸جنوب لبنان به عرصهای برای حل معادلات سیاسی داخلی اسرائیل بدل شده است. شهادت بیش از ۴۰۰۰ لبنانی و آوارگی بیش از یک میلیون نفر از مارس ۲۰۲۶، بهایی است که مردم لبنان برای رقابتهای انتخاباتی کنست میپردازند. در حالی که دولت لبنان در انفعال به سر میبرد، حملات روزانه به روستاها و تپههای علیالطاهر، تصویری از یک جنگ نیابتی را ترسیم میکند که در آن، سرنوشت لبنان در گرو صندوقهای رأی یک کشور اشغالگر رقم میخورد.
💢دولت لبنان؛ میان دو گزینه دشوار
🔸در برابر این تهاجم گسترده، دولت لبنان به رهبری رئیسجمهور جوزاف عون و نخستوزیر نواف سلام، بر پایبندی خود به «توافق چارچوب» و تداوم حضور نیروهای «یونیفیل» در جنوب به عنوان ضامن ثبات، تأکید کرده است. در اقدامی قابلتوجه، ۸۶ نماینده مجلس با امضای طوماری خواستار تمدید مأموریت این نیروهای بینالمللی شدند و بر نقش آنها در بازگشت آوارگان و جلوگیری از خلأ امنیتی صحه گذاشتند. جوزاف عون در دیدار با مقامات آمریکایی، بر پایبندی واشنگتن به اجرای این توافق تأکید کرده است.
🔸با این حال، عملکرد جبهه رسمی دولت، نشان از ناتوانی آن در حفاظت از حاکمیت ملی دارد؛ جایی که نخستوزیر حملات را «بسیار خطرناک» توصیف میکند، اما از ارائه اقدامات عملی و بازدارنده عاجز است. در موضعی متفاوت، حزبالله بر این باور است که ادامه «دویدن در پی مذاکرات تحقیرآمیز» تحت هدایت آمریکایی که پوششی برای جنایات صهیونیستهاست، راهبردی شکستخورده بوده و تأکید کرده است که حملات دشمن در هر سطحی، پاسخی متناسب در راه دفاع از لبنان دریافت خواهد کرد. این شکاف میان موضع رسمی دولت و رویکرد حزبالله، نشاندهنده نبود راهبرد ملی واحد در برابر تجاوزات است.
💢لبنان بر لبه پرتگاه جنگ با اسرائیل
🔸صحنه امروز جنوب لبنان، تمامی نشانههای یک جنگ تمامعیار را در خود دارد؛ حملات روزانه، شهدا و مجروحان بسیار، و تخریب سیستماتیک خانهها و زیرساختها، تصویری هشداردهنده از آیندهای بسیار تاریک را ترسیم میکند. تحرکات زمینی نیروهای اشغالگر در شرق الخیام و عملیاتهای گسترده پاکسازی در چندین روستا، همراه با ادامه بمبارانهای هوایی و توپخانهای علیه تپههای علیالطاهر، نشان از عزم جدی دشمن برای تداوم این درگیریها دارد. اسرائیل از سیاست حمله، تصرف و تخریب جلو میرود.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👌1
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
#غرب_آسیا
📝محمدحسین پورعلی اقبالی
🔹امضای توافق دفاعی مکه توسط سران کشورهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با بازتاب بینالمللی گستردهای مواجه شده و بسیاری از مقامات کشورها، موضع رسمی خود را نسبت به این توافق اظهار داشتهاند. اما در این میان، سکوت مقامات اسرائیل و عدم موضع گیری رسمی آنها نسبت به این توافق، قابل توجه است.
💢آیا زنگ خطر به صدا درآمده است؟
🔹برخی مقامات امنیتی در اسرائیل معتقدند که عدم موفقیت آمریکا در مقابله موثر با حملات ایران و همپیمانان آن به عربستان و سایر کشورهای منطقه سبب شده است تا این کشورها در سیاستهای امنیتی خود تجدید نظر کرده و به جای اتکای صرف به بازیگران فرامنطقهای، تلاش کنند تا از طریق گسترش همکاریهای دفاعی- امنیتی با بازیگران منطقهای، توان خود برای مقابله با تهدیدات امنیتی را افزایش دهند. به همین دلیل، اگرچه در ظاهر به نظر میرسد این توافق با هدف محدودسازی حملات ایران و انصارالله یمن به عربستان منعقد شده باشد، اما مطابق گزارش یدیعوت آحارونوت، نگرانی اصلی اسرائیل، مخاطرات امنیتی احتمالی این توافق برای این رژیم است.
💢موازنهسازی در برابر اسرائیل
🔸پس از وقایع طوفانالاقصی، این ادراک در میان برخی از کشورهای منطقه به وجود آمد که محور مقاومت به رهبری ایران تضعیف شده و اکنون موازنه قوا در خاورمیانه در حال برهم خوردن به نفع اسرائیل است، از این رو ضروری است تا با انعقاد توافقات جدید، مانع از قدرتگیری بیشتر این رژیم در منطقه شد. بر همین اساس، به نظر میرسد توافق اخیر در کنه خود تلاش دارد تا از جاهطلبیهای بیشتر اسرائيل در منطقه جلوگیری کند.
💢آیا ترکیه محور ضداسرئیلی تشکیل میدهد؟
🔸در اسرائیل اکنون این سوال مطرح میشود که آیا توافق اخیر، منجر به تشکیل محور سنی ضد اسرائيلی خواهد شد یا خیر. مقامات اسرائیل بارها اظهار داشتهاند که ترکیه در تلاش است تا محور سنی- اخوانی جدیدی را با همکاری قطر و سایر بازیگران منطقه تشکیل دهد و این امر میتواند تبعات امنیتی گستردهای را برای اسرائيل به همراه داشته باشد. در سالهای اخیر و خصوصاً پس از وقایع ۷ اکتبر نیز، ادبیات و مواضع مقامات اسرائیل نسبت به ترکیه تندتر شده و بعضاً حتی از این کشور به عنوان کشوری متخاصم نام بردهاند. تلاشهای مقامات رژیم برای ممانعت از فروش جنگنده F-35 توسط آمریکا به ترکیه نیز در همین چارچوب ارزیابی میشود.
🔸در کنار این مسئله، ائتلاف ترکیه با پاکستان به عنوان تنها کشور مسلمان دارای بمب اتم نیز نگرانیها در اسرائيل را افزایش داده است، خصوصاً پس از اینکه خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان پس از انعقاد توافق مکه رسماً اعلام کرد که خواستار تشکیل یک جبهه نظامی متحد علیه اسرائیل است. اما ارزیابی رسانههای اسرائیلی نظیر آی۲۴، حاکی از آن است که این صحبتها بیشتر جنبه داخلی و تبلیغاتی داشته است.
🔸نگرانی دیگر اسرائیل، پیوستن احتمالی مصر به این توافق است. از آنجایی که برخلاف سایر کشورهای عضو پیمان مکه، مصر با غزه و رژیم اسرائیل مرز زمینی و دریایی مشترک دارد، در صورت پاببنیدی مصر به بند دفاع متقابل در این توافق، پیوستن احتمالی این کشور به توافق مکه میتواند به چالش امنیتی جدی برای اسرائیل تبدیل شده و حتی پرونده غزه را نیز پیچیدهتر کند. اما در مجموع به نظر میرسد به دلایل متعددی، در مقطع کنونی مصر فعلاً تمایلی به پیوستن به این توافق ندارد.
💢عدم کارکرد امنیتی توافق
🔸علیرغم وجود بند دفاع متقابل در توافق، اما آنچه مشخص است، نه اراده و نه توان کافی از جانب این سه کشور برای عملی سازی این بند وجود ندارد. عدم پاسخ پاکستان و ترکیه به حملات اخیر یمن به عربستان نیز موید همین مسئله است. بنابراین، به نظر میرسد که از حیث امنیتی، مقامات اسرائيل نگرانی کمی نسبت به این توافق داشته و این توافق را سرآغازی بر تحولات گسترده نظامی در منطقه ارزیابی نمیکنند. سکوت مقامات رژیم در قبال این توافق نیز میتواند ناشی از همین مسئله باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👏1
#مقاله_تحلیلی
#افغانستان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔹پنج سال از خروج آمریکا، سقوط جمهوریت و استقرار طالبان در افغانستان میگذرد. در این دوره پنجساله، طالبان در نحوه استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و روابط خارجی الگویی به مراتب وسیعتر و پیچیدهتر از دوره گذشته عرضه کردهاند و آزمودن الگوهای متعارف مبتنی بر مشارکت بینالمللی، تا اندازه زیادی جایگزین رویه انزواطلبی در روابط خارجی این گروه شده است. طالبان میخواهند که با کمترین عدول از مبانی هویتی و ایدئولوژیک، حاکمیت خود را بر قلمروی افغانستان تثبیت کنند و برای این منظور، نیازمند مهار تهدیدات امنیتی و خلق پیوندها و موازنههای جدیدی هستند که تنها با برقراری روابط خارجی میسر خواهد بود.
💢محورهای اصلی روابط خارجی طالبان
🔸الگوی تعامل بینالمللی با طالبان وضعیت متناقضی خلق نموده است. از یک طرف، در اختیار داشتن بیش از 45 نمایندگی رسمی در خارج افغانستان و حضور نمایندگان حداقل 28 کشور و سازمان بینالمللی در کابل، گستردگی روابط خارجی طالبان را نشان میدهد. از طرف دیگر، این گروه در مسئله شناسایی رسمی در مقایسه با دوره گذشته وضعیت بدتری دارد و به استثناء روسیه، هیچ یک از بازیگران منطقهای و بینالمللی حاکمیت طالبان بر افغانستان را مورد شناسایی رسمی قرار ندادهاند. فارغ از ناکامی در دستیابی به شناسایی رسمی، این گروه در پنج سال گذشته سه محور ذیل را در روابط خارجی برای تثبیت قدرت و نقش خود در افغانستان دنبال نموده است.
💢اهرمسازی ژئواکونومیک
🔸طالبان در دوره دوم، تلاش دارد به اتکای مزیتهای جغرافیایی و ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، نقشی سازنده در رقابتهای ژئواکونومیک منطقهای و بینالمللی برای خود تعریف کند و از این طریق، مقدمات ادغام و رسمیتیابی خود را فراهم نماید. اهرمسازی ژئواکونومیک طالبان بیشتر حول سه پروژه کلیدی سامان مییابد: خط لوله تاپی، پروژه اتصال برق کاسا-1000 و راهآهن ترانس افغان. علاوه بر این پروژهها، ذخایر معدنی و نفتی دیگر پتانسیل اقتصادی مهمی هستند که طالبان سعی دارد با تکیه بر آن، از انزوا خارج شود.
💢موازنهسازی امنیتی
🔸این موازنهسازی دو رکن اساسی دارد: اول، تشکیل محور امنیتی در سطح چندجانبه با مشارکت هند و روسیه (در مقابل پاکستان)؛ دو، جبران تفاوت قدرت در سطح دوجانبه با اهرمسازی از تهدید (در مقابل همسایگان).
🔸در بدو بازگشت به قدرت این انتظار وجود داشت که طالبان، در موازنهسازی امنیتی به سمت چین و پاکستان حرکت کند. با این وجود، طالبان به دلایل متعدد ترجیح داد که دو کشور روسیه و هند را محور اصلی تعاملات امنیتی خود قرار دهد. این روسیه بود که در ژوئیه 2025 به عنوان اولین کشور، طالبان را به عنوان حکومت رسمی افغانستان به رسمیت شناخت و در فاصله کمتر از یک سال، در 27 مه 2026 سندی نیز برای همکاری فنی-نظامی با طالبان امضا کرد. با شدت گرفتن اختلافات میان پاکستان و طالبان، به یکباره منافع امنیتی هند و طالبان نیز همراستایی فزاینده یافت و بدین ترتیب، حلقه همکاریهای امنیتی طالبان در محیط بیرونی کاملتر شد.
🔸طالبان در روابط دوجانبه برای جبران تفاوت قدرت موجود بر اهرمسازی از تهدیدات موجود نیز تمرکزی ویژه داشته است و مهار این تهدیدات را به مثابه یک امتیاز قابل مبادله در روابط، بالاخص با همسایگان خود، مورد توجه قرار داده است. بدینترتیب، حفظ مدیریتشده اهرمهای تهدیدی چون تروریستهای خارجی مستقر در افغانستان از سوی طالبان بهعنوان رکن دیگر موازنهسازی در محیط منطقهای تشخیص داده شده است.
💢مدیریت تنش با آمریکا
🔸طالبان با یک تحول ادراکی مهم وارد روند گفتگوهای صلح با آمریکا شدند. اینکه بازگشت آنها به قدرت، تنها از مسیر خروج کامل نیروهای آمریکایی و پایان پشتیبانی آمریکا از جمهوریت مقدور خواهد شد. از توافق دوحه و ارائه تضامین امنیتی موجود در آن تا آزادسازی شهروندان آمریکایی و تعدیل مواضع در دوره اخیر، در همگی این موارد طالبان به دنبال مدیریت تنش با آمریکا به منظور تثبیت موقعیت خویش است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏4👍3❤1
Forwarded from موسسه مطالعات ایران و اوراسیا
#اختصاصی
❗️کنوانسیون کاسپین: گزینههای پیش روی ایران در شرایط کنونی
🖊تحریریه ایراس
امضای «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای کاسپین» در ۱۲ اوت ۲۰۱۸ در آکتائو را باید نقطه عطفی در بیش از دو دهه تلاش پنج کشور ساحلی برای تعیین رژیم حقوقی خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی دانست. این کنوانسیون مجموعهای از قواعد را درباره آبهای سرزمینی، مناطق ماهیگیری، کشتیرانی، منابع طبیعی، بستر و زیربستر، خطوط لوله و کابلهای زیردریایی، امنیت و حفاظت از محیط زیست تعیین کرده و چارچوبی نسبتاً جامع برای تنظیم روابط پنج کشور ساحلی ایجاد کرده است. با این حال، برخلاف برخی برداشتهای رایج، کنوانسیون ۲۰۱۸ کاسپین را میان پنج کشور تقسیم نکرده و سهم مشخصی از بستر و زیربستر را برای هیچیک از آنها تعیین نکرده است. بر اساس ماده ۸، تحدید بستر و زیربستر میان کشورهای دارای سواحل مجاور یا مقابل باید از طریق توافق میان آنها و با رعایت اصول و قواعد پذیرفتهشده حقوق بینالملل انجام شود.
ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید
@IRAS_INSTITUTE
❗️کنوانسیون کاسپین: گزینههای پیش روی ایران در شرایط کنونی
🖊تحریریه ایراس
امضای «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای کاسپین» در ۱۲ اوت ۲۰۱۸ در آکتائو را باید نقطه عطفی در بیش از دو دهه تلاش پنج کشور ساحلی برای تعیین رژیم حقوقی خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی دانست. این کنوانسیون مجموعهای از قواعد را درباره آبهای سرزمینی، مناطق ماهیگیری، کشتیرانی، منابع طبیعی، بستر و زیربستر، خطوط لوله و کابلهای زیردریایی، امنیت و حفاظت از محیط زیست تعیین کرده و چارچوبی نسبتاً جامع برای تنظیم روابط پنج کشور ساحلی ایجاد کرده است. با این حال، برخلاف برخی برداشتهای رایج، کنوانسیون ۲۰۱۸ کاسپین را میان پنج کشور تقسیم نکرده و سهم مشخصی از بستر و زیربستر را برای هیچیک از آنها تعیین نکرده است. بر اساس ماده ۸، تحدید بستر و زیربستر میان کشورهای دارای سواحل مجاور یا مقابل باید از طریق توافق میان آنها و با رعایت اصول و قواعد پذیرفتهشده حقوق بینالملل انجام شود.
ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید
@IRAS_INSTITUTE
🤔4