#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
📝محمدحسین پورعلیاقبال
🔸این روزها گادی آیزنکوت به یکی از برجستهترین چهرههای سیاسی در اسرائيل تبدیل شده و بنابر اکثر نظرسنجیهای معتبر اسرائيلی، اقبال عمومی به حزب تازه تاسیس او به طور مستمر در حال افزایش است. از این رو، بسیاری از تحلیلگران سیاسی در اسرائيل معتقدند که در صورت تداوم این روند، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت میتواند حتی از حزب لیکود نیز پیشی گرفته و به محبوبترین حزب در اسرائیل تبدیل شود. در صورت تحقق این سناریو، احتمال نخست وزیری آیزنکوت در دولت آینده اسرائيل دور از ذهن نخواهد بود.
💢وضعیت حزب یاشار در نظرسنجیها
🔹مطابق آخرین نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل که در روز ۲۱ خرداد منتشر شد، اکنون حزب لیکود به رهبری نتانیاهو و حزب تیکوا خدشا به رهبری گیدئون سعر که در لیکود ادغام شده است، در انتخابات آینده تنها موفق به کسب ۲۲ کرسی خواهند شد. این در حالی است که دو حزب مذکور در انتخابات ۲۰۲۲ در مجموع موفق به کسب ۳۶ کرسی شده بودند. کاهش ۱۴ کرسی از آرای این دو حزب خود شاهدی بر وضعیت وخیم محبوبیت نتانیاهو در نزد افکار عمومی اسرائیل است.
🔹اما در رتبه بعدی ائتلاف باهم متشکل از احزاب نفتالی بنت و یائیر لاپید با ۲۰ کرسی قرار داشته و در کنار این ائتلاف، اکنون حزب یاشار نیز توانسته تا تعداد کرسیهای خود را به عدد ۲۰ برساند. این در حالی است که پیش از جنگ با ایران، حزب آیزنکوت در بهترین حالت ۱۳ کرسی در نظرسنجیها کسب کرده بود و اکنون در این مدت زمان قریب به چهار ماه، حداقل به میزان ۷ کرسی به آرای این حزب افزوده شده است که این امر از رشد قابل توجه محبوبیت این چهره سیاسی و حزب او حکایت دارد.
💢دلایل محبوبیت آیزنکوت
🔹آیزنکوت که یک نظامی باسابقه در ارتش اسرائيل محسوب شده و سابقه ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل را در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ در کارنامه خود دارد، در انتخابات ۲۰۲۲ با پیوستن به ائتلاف اردوگاه دولتی به رهبری بنی گانتز، رسماً وارد عرصه سیاست شد. این چهره سیاسی در ادامه و پس از اختلافات با گانتز از حزب اردوگاه دولتی جدا شده و خود اقدام به تاسیس حزب جدیدی تحت عنوان یاشار کرد.
🔹در خصوص مواضع سیاسی آیزنکوت، این فرد گرایشات میانه داشته و بسیاری از طرفداران او معتقدند که او میتواند به دور از وابستگیهای حزبی و ایدئولوژیک، نقش پلی میان احزاب راست و چپ را ایفا کند. همین ویژگی یکی از دلایل محبوبیت بالای این چهره است. از آنجایی که مطابق نظرسنجی موسسه سیاست مردم یهود(JPPI) اکنون موضوع دودستگی اجتماعی و شکاف داخلی به اصلیترین معضل در جامعه اسرائیل تبدیل شده است، هشدارهای مکرر آیزنکوت در خصوص خطر تعمیق این شکافها، در افزایش محبوبیت این چهره سیاسی بی تاثیر نبوده است.
💢ناجی امنیتی اسرائیل؟
🔹سابقه چهار دهه فعالیت نظامی آیزنکوت در ارتش اسرائیل و عهدهداری فرماندهی عالیترین نهاد نظامی این رژیم سبب شده تا در دورهای که اسرائيل در اوج چالشهای امنیتی خود قرار دارد، بسیاری او را فردی مناسب برای رهایی از این وضعیت بدانند. در عین حال، کشته شدن پسر آیزنکوت در جریان جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ نیز تاثیر قابل توجهی بر افزایش محبوبیت این چهره نزد افکار عمومی داشت.
🔹پس از این واقعه، بسیاری از مخالفان نتانیاهو او را متهم کردند که در حالی که اسرائیل در نبرد سرنوشت سازی قرار داشته و سربازان این رژیم در غزه کشته میشوند، یائیر نتانیاهو، پسر نخست وزیر، فارغ از تمام این تحولات در آمریکا مشغول خوشگذارانی بوده و همزمان فرزند سیاستمداری مثل آیزنکوت، در این جنگ شرکت کرده و جان خود را از دست میدهد. پس مشخص است که چه کسی واقعاً به فکر منافع ملی بوده و چه کسی تنها به دنبال دستیابی به منافع شخصی خود است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤1
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔸سفر دو روزه شی جینپینگ به کره شمالی را باید در چارچوب رقابت فشردهتر با آمریکا، تشدید نزدیکی کره شمالی و روسیه، تلاش برای بازتعریف نقش خود در نظم امنیتی شرق آسیا و همزمان با شصتوپنجمین سالگرد پیمان دوستی، همکاری و همیاری متقابل دو کشور تحلیل کرد. اهمیت این سفر زمانی بیشتر آشکار میشود که شی پس از هفت سال برای نخستین سفر خارجی خود، پیونگیانگ را انتخاب کرده است.
💢بازی ژئوپلیتیک چین
🔹یکی از مهمترین انگیزههای سفر شی، مدیریت پیامدهای نزدیکی روزافزون میان کره شمالی و روسیه است. مشارکت نظامی پیونگیانگ در جنگ اوکراین و امضای پیمان دفاع مشترک میان روسیه و کره شمالی در سال 2024، معادلات سنتی شبهجزیره کره را تغییر داده و ضرورت بازتعریف نقش چین در این محیط امنیتی جدید را افزایش داده است.
🔹در سطحی گستردهتر، چین در پی آن است که روابط خود با روسیه و کره شمالی را به عنوان یک اهرم موازنهساز در برابر ایالات متحده حفظ کند، بدون آنکه این همکاریها به شکلی پیش رود که کنترل تحولات شبهجزیره از دست پکن خارج شود. از این رو، سفر شی علاوه بر پیونگیانگ، حامل پیامهایی اینچنینی برای واشنگتن، سئول و توکیو نیز بود که چین همچنان بازیگر تعیینکننده در معادله کره باقی میماند.
💢ملاحظات پکن در قبال برنامه هستهای کره
🔹موضوع هستهای همچنان یکی از پیچیدهترین ابعاد روابط چین و کره شمالی است. اگرچه موضع رسمی پکن همچنان حمایت از خلع سلاح هستهای شبهجزیره کره است، اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که فشار بیثمر مدنظر چین نبوده و این کشور رویکرد انعطافپذیرتر و مدیریت واقعگرایانه را در پیش گرفته است.
🔹این رویکرد را میتوان ناشی از دو ملاحظه دانست. نخست، گسترش روابط راهبردی کره شمالی با روسیه که موجب شده فشار بیش از حد چین بر مسئله هستهای، خطر دور شدن پیونگیانگ از پکن را افزایش دهد. دوم، تأکید مکرر کیم جونگ اون بر غیرقابل مذاکره بودن بازدارندگی هستهای کشورش. انتشار تصاویر بازدید کیم از تأسیسات جدید غنیسازی اورانیوم در یونگبیون و اعلام برنامه توسعه تصاعدی زرادخانه هستهای تنها 4 روز پیش از سفر شی، پیامی آشکار به چین و سایر بازیگران منطقهای بود که کره شمالی قصد عقبنشینی از برنامه هستهای خود را ندارد.
💢تثبیت اهرمهای نفوذ چین در شبهجزیره کره
🔹تا سال 2022 حدود 95 درصد تجارت خارجی کره شمالی با چین انجام میشد، اما جنگ اوکراین و گسترش همکاریهای نظامی و اقتصادی میان مسکو و پیونگیانگ، بخشی از وابستگی سنتی کره شمالی به چین را کاهش داده است. برآوردها نشان میدهد در حوزه نظامی، روسیه از سال 2023 در ازای دریافت نیرو و تجهیزات نظامی از کره شمالی، منابع قابل توجهی را در اختیار این کشور قرار داده که بخش عمده آن نه در قالب کالا، بلکه در حوزه فناوریهای حساس نظامی بوده است.
🔹در حوزه اقتصادی نیز روسیه با توسعه زیرساختهای حملونقل مانند افتتاح پل جادهای رودخانه تومن، راهاندازی پروازهای مستقیم و گسترش همکاریهای اقتصادی در حال افزایش نفوذ خود در پیونگیانگ است. از نگاه پکن، این روند میتواند به افزایش استقلال راهبردی کره شمالی و کاهش اهرمهای نفوذ چین منجر شود. همچنین انتقال فناوریهای پیشرفته روسی به پیونگیانگ ممکن است ظرفیتهای نظامی کره شمالی را به شکلی تقویت کند که موازنه سنتی قدرت در شبهجزیره کره را دچار اختلال سازد.
🔹در چنین شرایطی، تأکید شی بر گسترش همکاریهای اقتصادی، بازگشایی بنادر مرزی، توسعه خطوط ریلی و هوایی و افزایش تبادلات مردمی را باید تلاشی برای بازسازی پیوندهای اقتصادی و اجتماعی میان دو کشور دانست.
💢پیامدها و چشمانداز پیشرو
🔹سفر شی به پیونگیانگ احتمالاً مقدمهای برای بهرهبرداری دیپلماتیک در تعاملات آتی او با ایالات متحده خواهد بود. چین تلاش خواهد کرد نقش خود را به عنوان مهمترین کانال ارتباطی با کره شمالی برجسته کرده و از این جایگاه برای محدود کردن نقشآفرینی آمریکا در موضوعات مرتبط با شبهجزیره، بهویژه پرونده هستهای، استفاده کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
♦️آیا میتوان به آتشبس ایران امید داشت؟
▪️نشنال اینترست
#تهران_ریویو
🔹با وجود تلاشهای مستمر ایالات متحده برای معرفی خود بهعنوان میانجی توافقهای بزرگ با هدف برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه تحولات اخیر در سیاست خارجی و دفاعی، چه در سطح منطقهای و چه بینالمللی، پرسشهای اساسی درباره راهبرد آمریکا مطرح کرده است. آیا آمریکا واقعاً در مسیر ایجاد صلحی پایدار در خاورمیانه حرکت میکند؟ یا آنکه به سمت الگویی جدید از مداخلات نظامی دورهای پیش میرود که دشمنانش را در وضعیتی از فرسایش و بیثباتی دائمی نگه میدارد، بدون آنکه چشمانداز روشنی برای یک راهحل بلندمدت ارائه دهد؟
💢جنگ ایران چه دستاوردی برای آمریکا داشت؟
🔸پس از سه ماه جنگ با ایران، هنوز مشخص نیست که این رویارویی چه دستاوردی برای آمریکا داشته است. حامیان و منتقدان ترامپ بهطور متناوب این جنگ را یا اقدامی ضروری برای بازترسیم موازنه قدرت در خاورمیانه توصیف کردهاند، یا عملیاتی پرهزینه که در نهایت همه طرفها را به نقطه آغاز بازگرداند.
🔸دولت ترامپ اکنون با چالشهای بزرگی برای ارزیابی نتایج این جنگ روبهرو است؛ جنگی که هزاران کشته بر جای گذاشت و دستکم ۳۵ میلیارد دلار هزینه نظامی مستقیم برای آمریکا به همراه داشت. افزون بر این، شرکتهای چندملیتی آمریکایی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا، آسیا و اقتصاد جهانی نیز متحمل زیانهای مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، مالی و دفاعی شدند. این جنگ زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرد، جریان تجارت و انرژی را دچار آشفتگی ساخت و بحرانهایی در حوزه سوخت و کالاهای اساسی ایجاد کرد. بر اساس برخی برآوردها، این تحولات میتواند تا ۲۲ تریلیون دلار از رشد اقتصادی جهانی بکاهد.
💢کشورهای عربی نمیخواهند هزینه ماجراجوییهای آمریکا را بپردازند
🔸یکی از پرسشهای حلنشده این است که چه کسی هزینه بازسازی را بر عهده خواهد گرفت. برآوردها نشان میدهد بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ ممکن است تا ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. این موضوع گمانهزنیهایی را درباره احتمال درخواست مجدد از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس برای تأمین مالی ایجاد کرده است. در نتیجه، پرسشی گستردهتر مطرح میشود: آیا امنیت منطقه بار دیگر بر پایه مدلی اداره خواهد شد که در آن کشورهای منطقه هزینه جنگهایی را بپردازند که طراحی و اجرای آنها خارج از کنترلشان بوده است؟ آنچه امروز در معرض خطر قرار دارد تنها بازسازی خرابیهای جنگ نیست، بلکه عادیسازی یک الگوی سیاسی و اقتصادی است که در آن واشنگتن هزینه مداخلات نظامی خود را به متحدان و شرکایش منتقل میکند.
💢آیا آتشبس مشکلات ایران و آمریکا را حل میکند؟
🔸بزرگترین چالش پیش روی توافق کنونی آن است که بسیاری از مسائل بنیادی را حلنشده باقی گذاشته و از این رو، اعلام پایان جنگ را زودهنگام میسازد. این توافق ممکن است صرفاً یک آتشبس موقت باشد که دور بعدی تنش را به تعویق میاندازد، نه اینکه یک راهحل راهبردی و بلندمدت ایجاد کند. اگر در اجرای توافق خللی ایجاد شود یا اختلافاتی درباره تفسیر مفاد آن به وجود آید، آمریکا و متحدانش ممکن است بار دیگر وارد چرخهای تازه از رویاروییهای نظامی آشکار در خاورمیانه شوند.
🔸تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین و خطرناکترین موضوعات دوران پس از آتشبس است. هرچند عبور و مرور بینالمللی از این آبراه ادامه دارد، اما جنگ نشان داد که توانایی ایران برای تهدید یا مختلکردن این گذرگاه حیاتی، همچنان یک اهرم راهبردی مهم محسوب میشود که بعید است تهران بهسادگی از آن چشمپوشی کند.
🔸بحران اعتماد میان طرفهای درگیر نیز مانع بزرگی بر سر راه هرگونه توافق پایدار است. از دید ایران، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان مذاکرات، اعتماد به جدیت مسیر دیپلماتیک را تضعیف کرده است. این امر ممکن است مذاکرهکنندگان ایرانی را در آینده به اتخاذ مواضع سختگیرانهتر و تعیین شروط دشوارتر در هر دور جدید گفتوگو سوق دهد.
🔸علاوه بر این، منازعه مستمر میان اسرائیل و متحدان منطقهای ایران نیز عاملی است که میتواند هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن را تضعیف کند. تنشهای مداوم با حزبالله و گروههای مسلح نزدیک به ایران در عراق و یمن، همچنان از نگرانیهای راهبردی اسرائیل به شمار میرود.
💢جمعبندی
✅ در مجموع، به نظر نمیرسد این جنگ به یک توافق نهایی و پایدار منجر شده باشد؛ بلکه بیشتر خطوط درگیری را بازترسیم کرده و موازنه قدرت را دگرگون ساخته است. در حالی که برخی از موفقیت دیپلماتیکی سخن میگویند که به رویارویی مستقیم پایان داده، دیگران معتقدند منطقه وارد مرحلهای شده است که در آن ریشههای اصلی منازعه همچنان پابرجاست و احتمال بازگشت تنشهای نظامی همواره وجود دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️نشنال اینترست
#تهران_ریویو
🔹با وجود تلاشهای مستمر ایالات متحده برای معرفی خود بهعنوان میانجی توافقهای بزرگ با هدف برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه تحولات اخیر در سیاست خارجی و دفاعی، چه در سطح منطقهای و چه بینالمللی، پرسشهای اساسی درباره راهبرد آمریکا مطرح کرده است. آیا آمریکا واقعاً در مسیر ایجاد صلحی پایدار در خاورمیانه حرکت میکند؟ یا آنکه به سمت الگویی جدید از مداخلات نظامی دورهای پیش میرود که دشمنانش را در وضعیتی از فرسایش و بیثباتی دائمی نگه میدارد، بدون آنکه چشمانداز روشنی برای یک راهحل بلندمدت ارائه دهد؟
💢جنگ ایران چه دستاوردی برای آمریکا داشت؟
🔸پس از سه ماه جنگ با ایران، هنوز مشخص نیست که این رویارویی چه دستاوردی برای آمریکا داشته است. حامیان و منتقدان ترامپ بهطور متناوب این جنگ را یا اقدامی ضروری برای بازترسیم موازنه قدرت در خاورمیانه توصیف کردهاند، یا عملیاتی پرهزینه که در نهایت همه طرفها را به نقطه آغاز بازگرداند.
🔸دولت ترامپ اکنون با چالشهای بزرگی برای ارزیابی نتایج این جنگ روبهرو است؛ جنگی که هزاران کشته بر جای گذاشت و دستکم ۳۵ میلیارد دلار هزینه نظامی مستقیم برای آمریکا به همراه داشت. افزون بر این، شرکتهای چندملیتی آمریکایی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا، آسیا و اقتصاد جهانی نیز متحمل زیانهای مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، مالی و دفاعی شدند. این جنگ زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرد، جریان تجارت و انرژی را دچار آشفتگی ساخت و بحرانهایی در حوزه سوخت و کالاهای اساسی ایجاد کرد. بر اساس برخی برآوردها، این تحولات میتواند تا ۲۲ تریلیون دلار از رشد اقتصادی جهانی بکاهد.
💢کشورهای عربی نمیخواهند هزینه ماجراجوییهای آمریکا را بپردازند
🔸یکی از پرسشهای حلنشده این است که چه کسی هزینه بازسازی را بر عهده خواهد گرفت. برآوردها نشان میدهد بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ ممکن است تا ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. این موضوع گمانهزنیهایی را درباره احتمال درخواست مجدد از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس برای تأمین مالی ایجاد کرده است. در نتیجه، پرسشی گستردهتر مطرح میشود: آیا امنیت منطقه بار دیگر بر پایه مدلی اداره خواهد شد که در آن کشورهای منطقه هزینه جنگهایی را بپردازند که طراحی و اجرای آنها خارج از کنترلشان بوده است؟ آنچه امروز در معرض خطر قرار دارد تنها بازسازی خرابیهای جنگ نیست، بلکه عادیسازی یک الگوی سیاسی و اقتصادی است که در آن واشنگتن هزینه مداخلات نظامی خود را به متحدان و شرکایش منتقل میکند.
💢آیا آتشبس مشکلات ایران و آمریکا را حل میکند؟
🔸بزرگترین چالش پیش روی توافق کنونی آن است که بسیاری از مسائل بنیادی را حلنشده باقی گذاشته و از این رو، اعلام پایان جنگ را زودهنگام میسازد. این توافق ممکن است صرفاً یک آتشبس موقت باشد که دور بعدی تنش را به تعویق میاندازد، نه اینکه یک راهحل راهبردی و بلندمدت ایجاد کند. اگر در اجرای توافق خللی ایجاد شود یا اختلافاتی درباره تفسیر مفاد آن به وجود آید، آمریکا و متحدانش ممکن است بار دیگر وارد چرخهای تازه از رویاروییهای نظامی آشکار در خاورمیانه شوند.
🔸تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین و خطرناکترین موضوعات دوران پس از آتشبس است. هرچند عبور و مرور بینالمللی از این آبراه ادامه دارد، اما جنگ نشان داد که توانایی ایران برای تهدید یا مختلکردن این گذرگاه حیاتی، همچنان یک اهرم راهبردی مهم محسوب میشود که بعید است تهران بهسادگی از آن چشمپوشی کند.
🔸بحران اعتماد میان طرفهای درگیر نیز مانع بزرگی بر سر راه هرگونه توافق پایدار است. از دید ایران، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان مذاکرات، اعتماد به جدیت مسیر دیپلماتیک را تضعیف کرده است. این امر ممکن است مذاکرهکنندگان ایرانی را در آینده به اتخاذ مواضع سختگیرانهتر و تعیین شروط دشوارتر در هر دور جدید گفتوگو سوق دهد.
🔸علاوه بر این، منازعه مستمر میان اسرائیل و متحدان منطقهای ایران نیز عاملی است که میتواند هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن را تضعیف کند. تنشهای مداوم با حزبالله و گروههای مسلح نزدیک به ایران در عراق و یمن، همچنان از نگرانیهای راهبردی اسرائیل به شمار میرود.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1👎1
🔵مواجهه رویای خط لوله سوریه با واقعیتهای سخت!
▪️موسسه واشنگتن
#اکوتهران
#جنگ_رمضان
🔸این روزها در واشنگتن از نقشآفرینی سوریه بهعنوان جایگزین زمینی تنگه هرمز صحبت بسیار است. با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و تصمیم ترامپ برای تعامل با رهبران جدید سوریه، مجدد توجهات به نقش نادیدهگرفتهشده این کشور بهعنوان یک رابط ترانزیتی انرژی در منطقه جلب شده است. انتقال نفت عراق و کشورهای خلیج فارس به بنادر مدیترانه یا گاز قطر به اروپا از طریق خطوط لوله و ایجاد زیرساختها متصلکننده خلیج فارس، شرق مدیترانه، دریای سیاه و قفقاز به یکدیگر در مرکز این توجهات است و به باور موافقان، چنین پروژههایی مسیرهای جهانی انرژی را تنوع میبخشد، متحدان آمریکا در اروپا را تقویت میکند و توانایی ایران را برای تاثیرگذاری بر بازارهای انرژی کاهش میدهد.
🔹در حالی که این پیشنهادها بر موقعیت راهبردی جغرافیایی سوریه تاکید دارند، یک واقعیت مهم نادیده گرفته میشود: پروژههای خط لوله بارها سوریه را در مرکز درگیریهای سیاسی و عملیاتهای خرابکارانه نیز قرار دادهاند. این موضوع بهویژه درباره پیشنهاد احیای خط لوله نفت کرکوک–بانیاس و ساخت خط لوله گاز قطر–ترکیه صدق میکند. هر دو پروژه از مناطق کمجمعیتی عبور میکنند که گروههای مسلح همچنان در آنها فعال هستند. بسیاری از این طرحها همزمان یک واقعیت پایه تجاری دیگر را نادیده میگیرند: مهمترین مشتری و بازار در حال رشد برای انرژی خلیج فارس همچنان آسیاست و این موضوع از جذابیت سوریه بهعنوان یک کریدور اصلی صادراتی خواهد کاست.
💢یک قرن خطوط لوله و بیثباتی
🔹خطوط لوله منطقهای نقشی تاثیرگذار در تاریخ سیاسی سوریه داشتهاند. خط لوله ترانس عربی (تپ لاین) که با حمایت آمریکا برای انتقال نفت خام عربستان سعودی به مدیترانه ساخته شد، در نخستین کودتاهای سیاسی سوریه نقش داشت. در جریان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، نیروهای اسرائیلی ایستگاههای پمپاژ در امتداد خط لوله کرکوک–بانیاس را هدف قرار دادند. در سال ۱۹۸۲، حافظ اسد پس از همپیمانی با تهران علیه صدام حسین، این خط لوله را تعطیل کردو بعدتر نیروهای آمریکایی در جریان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بخشی از آن را هدف حمله قرار دادند. جنگ داخلی سوریه بخش زیادی از بقایای این خطوط لوله را نابود کرد و داعش و دیگر گروههای مسلح، زیرساختهای نفت و گاز، خطوط لوله و ایستگاههای پمپاژ را هدف نظامی در نظر میگرفتند. تا سال ۲۰۲۴، بخش زیادی از شبکه انرژی سوریه آسیب دیده یا از کار افتاده بود.
💢وضعیت در دوره پسااسد
🔹چندین کریدور هماکنون در حال فعالیت هستند: یکی خط لوله گاز عربی، که گاز را از اسرائیل و اردن به سوریه منتقل میکند؛ دیگری خط لوله کیلیس–حلب، که گاز جمهوری آذربایجان را از طریق ترکیه به شمال سوریه میرساند و در نهایت، یک کریدور زمینی برای انتقال با کامیونهای نفتکش از عراق به سواحل مدیترانه که بین 140 تا 220 هزار بشکه رکورد متاخر آن است. در مقابل، احیای خط لوله کرکوک–بانیاس یا احداث خط لوله گاز قطر-ترکیه نیازمند از مناطقی عبور خواهد کرد که تامین امنیت آنها همچنان مشکل است و قرنهاست که در برابر کنترل کامل دولتها مقاومت کردهاند.
💢جغرافیای سخت
🔹فرض کریدورهای عبوری از سوریه این است که تولیدکنندگان خلیج فارس میخواهند صادرات خود را به سمت اروپا هدایت کنند. اما در واقع، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا همچنان اصلیترین بازارهای رو به رشد برای نفت و گاز خلیج فارس هستند. در این خصوص، گزینههایی چون مسیر عربی دریای سرخ و خط لوله امارات ضمن اجتناب از خطرات سوریه، نیاز بازارهای آسیایی را تأمین میکنند. اقلیم کردستان وضعیتی متفاوت دارد و دسترسی به مدیترانه از طریق سوریه، برای آن بسیار ارزشمند است. قطر نیز ممکن است به دلیل آسیبپذیری صادرات الانجی (LNG) در عبور از تنگه هرمز، مسیرهای زمینی را مدنظر قرار دهد. کماکان، جهت اصلی بازار همچنان به سمت شرق است، نه غرب.
💢جمعبندی
✅ دولت ترامپ و گروههای تجاری سوری–آمریکایی، در موقعیت جغرافیایی سوریه فرصتهایی میبینند. چشمانداز گستردهتر آنها از طرح «چهار دریا» الهام گرفته شده است؛ طرحی که خلیج فارس، دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق شبکههای زیرساختی به یکدیگر متصل میکند. اما پیش از هرگونه سرمایهگذاری، واشنگتن باید از کاهش ریسکهای سیاسی، امنیتی و مقرراتی موجود در سوریه آغاز کند. سوریه در چهارراه چندین منطقه قرار گرفته و ظرفیت تبدیل شدن به یک مرکز انرژی را دارد. با این حال، خطوط لولهای که از خاک آن عبور کردهاند بارها قربانی جنگ، بیثباتی و خرابکاری شدهاند.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️موسسه واشنگتن
#اکوتهران
#جنگ_رمضان
🔸این روزها در واشنگتن از نقشآفرینی سوریه بهعنوان جایگزین زمینی تنگه هرمز صحبت بسیار است. با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و تصمیم ترامپ برای تعامل با رهبران جدید سوریه، مجدد توجهات به نقش نادیدهگرفتهشده این کشور بهعنوان یک رابط ترانزیتی انرژی در منطقه جلب شده است. انتقال نفت عراق و کشورهای خلیج فارس به بنادر مدیترانه یا گاز قطر به اروپا از طریق خطوط لوله و ایجاد زیرساختها متصلکننده خلیج فارس، شرق مدیترانه، دریای سیاه و قفقاز به یکدیگر در مرکز این توجهات است و به باور موافقان، چنین پروژههایی مسیرهای جهانی انرژی را تنوع میبخشد، متحدان آمریکا در اروپا را تقویت میکند و توانایی ایران را برای تاثیرگذاری بر بازارهای انرژی کاهش میدهد.
🔹در حالی که این پیشنهادها بر موقعیت راهبردی جغرافیایی سوریه تاکید دارند، یک واقعیت مهم نادیده گرفته میشود: پروژههای خط لوله بارها سوریه را در مرکز درگیریهای سیاسی و عملیاتهای خرابکارانه نیز قرار دادهاند. این موضوع بهویژه درباره پیشنهاد احیای خط لوله نفت کرکوک–بانیاس و ساخت خط لوله گاز قطر–ترکیه صدق میکند. هر دو پروژه از مناطق کمجمعیتی عبور میکنند که گروههای مسلح همچنان در آنها فعال هستند. بسیاری از این طرحها همزمان یک واقعیت پایه تجاری دیگر را نادیده میگیرند: مهمترین مشتری و بازار در حال رشد برای انرژی خلیج فارس همچنان آسیاست و این موضوع از جذابیت سوریه بهعنوان یک کریدور اصلی صادراتی خواهد کاست.
💢یک قرن خطوط لوله و بیثباتی
🔹خطوط لوله منطقهای نقشی تاثیرگذار در تاریخ سیاسی سوریه داشتهاند. خط لوله ترانس عربی (تپ لاین) که با حمایت آمریکا برای انتقال نفت خام عربستان سعودی به مدیترانه ساخته شد، در نخستین کودتاهای سیاسی سوریه نقش داشت. در جریان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، نیروهای اسرائیلی ایستگاههای پمپاژ در امتداد خط لوله کرکوک–بانیاس را هدف قرار دادند. در سال ۱۹۸۲، حافظ اسد پس از همپیمانی با تهران علیه صدام حسین، این خط لوله را تعطیل کردو بعدتر نیروهای آمریکایی در جریان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بخشی از آن را هدف حمله قرار دادند. جنگ داخلی سوریه بخش زیادی از بقایای این خطوط لوله را نابود کرد و داعش و دیگر گروههای مسلح، زیرساختهای نفت و گاز، خطوط لوله و ایستگاههای پمپاژ را هدف نظامی در نظر میگرفتند. تا سال ۲۰۲۴، بخش زیادی از شبکه انرژی سوریه آسیب دیده یا از کار افتاده بود.
💢وضعیت در دوره پسااسد
🔹چندین کریدور هماکنون در حال فعالیت هستند: یکی خط لوله گاز عربی، که گاز را از اسرائیل و اردن به سوریه منتقل میکند؛ دیگری خط لوله کیلیس–حلب، که گاز جمهوری آذربایجان را از طریق ترکیه به شمال سوریه میرساند و در نهایت، یک کریدور زمینی برای انتقال با کامیونهای نفتکش از عراق به سواحل مدیترانه که بین 140 تا 220 هزار بشکه رکورد متاخر آن است. در مقابل، احیای خط لوله کرکوک–بانیاس یا احداث خط لوله گاز قطر-ترکیه نیازمند از مناطقی عبور خواهد کرد که تامین امنیت آنها همچنان مشکل است و قرنهاست که در برابر کنترل کامل دولتها مقاومت کردهاند.
💢جغرافیای سخت
🔹فرض کریدورهای عبوری از سوریه این است که تولیدکنندگان خلیج فارس میخواهند صادرات خود را به سمت اروپا هدایت کنند. اما در واقع، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا همچنان اصلیترین بازارهای رو به رشد برای نفت و گاز خلیج فارس هستند. در این خصوص، گزینههایی چون مسیر عربی دریای سرخ و خط لوله امارات ضمن اجتناب از خطرات سوریه، نیاز بازارهای آسیایی را تأمین میکنند. اقلیم کردستان وضعیتی متفاوت دارد و دسترسی به مدیترانه از طریق سوریه، برای آن بسیار ارزشمند است. قطر نیز ممکن است به دلیل آسیبپذیری صادرات الانجی (LNG) در عبور از تنگه هرمز، مسیرهای زمینی را مدنظر قرار دهد. کماکان، جهت اصلی بازار همچنان به سمت شرق است، نه غرب.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸با امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، اکنون برخی اختلافات و شکافها در مواضع مقامات آمریکایی و اسرائیلی نسبت به این تفاهم بروز یافته است. مطابق تفاهم اشاره شده، اکنون قرار است تنها تنگه هرمز بازگشایی شده و سایر مسائل اختلافی در مدت ۶۰ روز پس از امضای اولیه حل و فصل شود. در نگاه اسرائیلی ها بعید است آنچه تا کنون در جنگ بدست نیامده، آمریکا بتواند در مذاکرات ۶۰ روزه بدست آورد. در کنار این مسئله، یکی از جنجالیترین بندهای توافق، آتش بس در تمامی جبههها و الزام آور بودن توقف جنگ در لبنان است. مجموع این مسائل سبب شده تا اکنون در اسرائیل نارضایتی گستردهای نسبت به توافق آمریکا با ایران شکل گیرد.
🔹به نظر میرسد ترامپ به دلیل تاثیرات گسترده جنگ با ایران بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی و نیز فشارهای داخلی و خارجی، مایل باشد حداقل برای چندماه (احتمالا مطابق با زمانبندی سیاسی انتخابات میان دورهای آمریکا)، کارزار نظامی فعلی خود با ایران را متوقف کند. اما از سوی دیگر، نتانیاهو به دلیل عدم دستیابی به دستاوردی چشمگیر در جنگ با ایران و با توجه به انتخابات پیش رو در اسرائیل، تمایلی به توقف درگیریها نداشته و به شدت خواهان تشدید آن خصوصاً در نبرد با حزبالله است. این مسائل سبب شده تا در مقطع کنونی، زمانبندی های سیاسی نتانیاهو و ترامپ درتعارض با یکدیگر قرار گرفته و اختلافات میان آنها به اوج برسد.
🔹در حالی که کاخ سفید چارچوب کلی تفاهم با ایران را به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک معرفی کرده و تاکید میکند که این تفاهم میتواند منطقه را از یک جنگ گسترده نجات دهد، مقامات اسرائيل معتقدند که این توافق اهداف اسرائیل را محقق نساخته و به همین دلیل، خواستار تداوم جنگ با ایرانند. یکی از نگرانیهای جدی اسرائیل، عواید اقتصادی این توافق برای ایران است. مقامات اسرائيل معتقدند که هرگونه آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران و رفع تحریمهای نفتی، میتواند منابع قابل توجهی را در اختیار ایران قرار داده و به بازسازی و تقویت قدرت نظامی این کشور و متحدانش کمک کند. علاوه بر این، هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از پایان دوره ترامپ، ایران همچنان به تعهدات خود پایبند بماند.
🔹اما مهمترین نارضایتی اسرائیل از تفاهم، گره زدن موضوع لبنان به توافق با ایران است که از نظر رژیم، آزادی عمل ارتش اسرائیل در لبنان را سلب کرده و به همین دلیل به ضرر اسرائیل خواهد بود. پس از حمله اسرائيل به ضاحیه تنها ساعاتی پیش از اعلام رسمی توافق ایران و آمریکا، تنشها میان مقامات اسرائيل و ایالات متحده به اوج رسید. مقامات تلآویو با این اقدام تلاش کردند تا به واشنگتن تفهیم کنند که حتی در صورت امضای توافق با تهران، تلآویو به دنبال حفظ آزادی عمل خود در لبنان خواهد بود. اما مقامات آمریکایی که دستیابی به توافق را در آستانه فروپاشی میدیدند، تلاش کردند تا از طریق واسطهها از ایران بخواهند که به اسرائیل حمله نکند.
🔹تهران نیز پایان جنگ در تمامی جبههها را شرط اساسی خود برای امضای توافق اعلام کرد. اما تبعاً این بند از توافق منوط به تمکین اسرائیل بوده و مطابق شواهد موجود، اکنون اسرائيل تمایلی به تبعیت از آمریکا در این خصوص ندارد. بر همین اساس، مقامات اسرائیل معتقدند که تنها عامل بازدارنده حزبالله اهرم میدان بوده و تفاهمات دیپلماتیک، نه تنها چالش اسرائیل با حزبالله را مرتفع نمیسازد، بلکه منجر به بازیابی توان این گروه خواهد شد. اما در ادامه ونس با اظهاراتی بیسابقه اظهار داشت که اسرائيل تنها یک دوست واقعی در جهان دارد و بیش از دو سوم سلاحهایش از طریق آمریکا تامین میشود. بنابراین، این رژیم نمیتواند ریسک دور شدن از متحد بزرگ خود را بپذیرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#مطالعات_چین
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔸دفتر اطلاعات شورای دولت چین در تاریخ 17 ژوئن 2026، سپیدنامه «حکمرانی جهانی عادلانه و منصفانهتر؛ آموزهها، رهنمودها و اقدامات چین» را منتشر کرد که شیجینپینگ سال قبل ایده آن را مطرح کرده بود. بهصورت کلی این سند رویکردی دوبعدی سلبی و ایجابی به حکمرانی جهانی اتخاذ کرده است؛ بهگونهای که ابتدا برخی کشورهای توسعهیافته و مخصوصاً به سرکردگی آمریکا را بهخاطر چالشهای کنونی عرصه بینالمللی مانند هژمونیسم، یکجانبهگرایی، جنگ تجاری-فناوری و دستدرازیهای قلدرمآبانه به سایر دول سرزنش میکند. همچنین در ادامه بهصورت ایجابی، چارچوب ابتکار حکمرانی جهانی و مسیر پیادهسازی آن را در قالب تمرکز بر ثبات، هماهنگی و چندجانبه گرایی پیشنهاد میدهد.
💢از نقد ساختار تا بازیگران مخل حکمرانی جهانی
🔹انتشار سپیدنامه حکمرانی جهانی چین در شرایطی صورت گرفته که نظام بینالملل با فرسایش نهادهای چندجانبه و افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی مواجه است. با تنشزایی قدرتهای بزرگ و مخصوصا آمریکا، هم احتمال وقوع شوکهای ناگهانی و پیشبینیناپذیر موسوم به «قوی سیاه» افزایش یافته و هم بحرانهای قابل پیشبینی اما مزمن «کرگدن خاکستری» تداوم یافتهاند. نمونه دسته نخست، رخدادهای غافلگیرکننده مانند ونزوئلا با پیامدهای ژئوپلیتیکی بوده و نمونه دسته دوم، تنشهای مزمن نظامی در غرب آسیا و اوکراین که بهتدریج به بیثباتی و اختلال در نظام جهانی دامن زدهاند. به همین دلیل، نظم بینالمللی دیگر قادر به مدیریت مؤثر چالشهای جدید نیست.
💢حکمرانی جهانی با ویژگیهای چینی
🔹چین ضمن ایدهپردازی تا نهادسازی، تلاش میکند چارچوبی یکپارچه برای تولید کالاهای عمومی جهانی و اصلاح حکمرانی ارائه دهد. بااینحال، تأکید میکند که نباید چرخ حکمرانی جهانی از نو اختراع شود، بلکه باید با تکیهبر سازوکارهای سازمان ملل، نظام موجود بازآرایی و تقویت گردد. در همین چارچوب، چین با وجود مشارکت فعال در نهادسازیهایی مانند بانک سرمایهگذاری زیرساختی آسیا و گسترش شبکهای از همکاریهای زیرساختی، مالی و دیجیتال در سطح جهانی، خواستار اصلاح برخی نابرابریها در نهادهای موجود است. همچنین این رویکرد بر تعامل فعالتر با ترتیباتی مانند موافقتنامه مشارکت جامع و مترقی ترانسپاسیفیک تأکید دارد. در مجموع، این الگو بهجای تقابل با حکمرانی موجود، بر اصلاح تدریجی آن از درون و گسترش همکاریهای جنوب–جنوب استوار است.
💢سپیدنامه چین در سایه تنشهای ژئوپلیتیکی
🔹اهمیت این سند وقتی روشنتر میشود که آن را در بستر تحولات منطقهای، بهویژه تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل، تحلیل کنیم؛ زیرا زمان انتشار آن تصادفی به نظر نمیرسد. چین میکوشد در فضایی که بسیاری از افکار عمومی جنوب جهانی از عملکرد غرب در بحرانهایی مانند اوکراین، ونزوئلا و ایران ناراضیاند، خود را حامی گفتوگو، ثبات و امنیت جمعی معرفی کند. از نگاه پکن، تشدید درگیریها در غرب آسیا، آمریکای لاتین و بین روسیه-اوکراین نشانهای از ناکارآمدی الگوهای امنیتی مبتنی بر ائتلافهای نظامی و بازدارندگی سنتی است. جنگ رمضان برای روایت چینی سه کارکرد همزمان نمایش ضعف حکمرانی موجود و ناتوانی غرب در مدیریت بحرانها، برجستهکردن ایده امنیت مشترک در چارچوب ابتکار امنیت جهانی و تقویت نفوذ سیاسی چین در میان کشورهای جنوب جهانی دارد که نسبت به استانداردهای دوگانه غرب در قبال مسائل منطقهای انتقاد دارند.
💢پارادوکس قدرت؛ محدودیتهای نگاه چینی
🔹میان ادعاهای هنجاری درباره ضرورت اصلاح حکمرانی و ظرفیت چین برای ایفای نقش فعالتر در حل بحرانهای جهانی شکاف وجود دارد. چین با چالشهایی مانند تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی، قطبیشدن قدرتها و حرکت به سمت بلوکبندی مواجه است که امکان شکلگیری اجماع قدرتهای بزرگ را برای اصلاح حکمرانی جهانی محدود میکند. علاوه بر این، فقدان اجماع قدرتهای غربی بهویژه آمریکا و اروپا برای بازتوزیع قدرت نهادی در نهادهای بینالمللی، در کنار ناهمگونی و عدم انسجام جنوب جهانی که متشکل از کشورهایی با منافع و اولویتهای متفاوت و بعضاً متعارض است، از دیگر موانع شکلگیری حکمرانی جهانی چینی است.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌3❤2
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔸برای ترامپ که همیشه به انتقال ۱.۷ میلیارد دلار به ایران ذیل برجام انتقاد میکرد، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران کار دشواری است. در طول دو دوره مذاکرات طی سال ۱۴۰۴ که به دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان منتهی شد، ترامپ از ارائه امتیاز اقتصادی معنادار به ایران خودداری کرد. اما اکنون ماجرا متفاوت شده؛ زیرا اقتصاد آمریکا به دلیل محدودیت تردد در تنگه هرمز تحت فشار است و ترامپ برای انعقاد هرگونه توافقی بهاجبار باید حداقل بخشی از داراییهای ایران را آزاد کند. ترکیبی از ملاحظات سیاست داخلی ترامپ و ملاحظات در برابر ایران، آزادسازی داراییها را به یک مسئله چندوجهی برای ترامپ تبدیل کرده است.
💢داراییها چه مقدار و کجا هستند؟
🔹مطابق تخمینها ایران چیزی حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دارایی بلوکهشده در سراسر جهان دارد. بخش اعظم این پول ناشی از فروش نفت و گاز بوده و بخش دیگر به سفارش تسلیحات از کشورهای غربی توسط ایران پیش از انقلاب اسلامی مربوط میشود. همچنین بیش از نیمی از این داراییها شناسایینشده هستند، به این معنی که یا مالکیت آنها مبهم یا مورد اختلاف حقوقی است. چین (۲۰ میلیارد دلار)، قطر (۷ میلیارد + ۶ میلیارد منتقلشده از کره جنوبی)، هند (۷ میلیارد) و عراق (۶ میلیارد) اصلیترین کشورهای میزبان داراییهای شناساییشده هستند. بخش اندک باقیمانده نیز در کشورهایی نظیر ایالات متحده، لوکزامبورگ و ژاپن قرار دارد.
💢ترامپ پولی نمیدهد، اعراب میدهند
🔹ترامپ به دلیل ملاحظات سیاست داخلی، میکوشد مسئله انتقال پول به ایران را به اعراب حواله کند. در این صورت، میتواند افکار عمومی را - هرچند به نادرستی - توجیه کند که آمریکا برخلاف برجام پولی به ایران نخواهد داد. طبق گزارشها آمریکا و ایران در حال گفتگو برای آزادسازی ۶ میلیارد پول ایران هستند که از کره به قطر منتقل شده بود. پیشتر نیز در برخی منابع ادعا میکردند مذاکرات ۶۰ روزه تنها پس از آزادسازی ۱۲ میلیارد دارایی بلوکهشده آغاز خواهد شد، هرچند که در تفاهمنامه چنین چیزی درج نشده است.
🔹افزون بر این، در تفاهمنامه موضوع ایجاد صندوق بازسازی ایران به مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار مطرح شده که باز هم مسئولیت آن بر دوش کشورهای عرب است. صرفنظر از میزان عملیبودن چنین وعدهای -که مشخصاً معادل پرداخت غرامت است- دولت ترامپ میکوشد در مقابل افکار عمومی، خود را تا حد ممکن از مسئله پرداخت پول فاصله دهد. به همین خاطر ترامپ مکرراً پرداخت پول به ایران را تکذیب میکند.
💢دموکرات و جمهوریخواهان ناراضی هستند
🔹با وجود انتقال ظاهری مسئولیت به اعراب، ترامپ همچنان از سمت دموکراتها و حتی همحزبیان خود بابت آزادسازی داراییها و صندوق بازسازی تحت فشار است. مبلغ احتمالی آزادشده، هرچقدر هم باشد، از مبلغ توافق برجام بیشتر خواهد بود و این به اعتبار ترامپ ضربه سنگینی میزند. در فضای مجازی آمریکا هم ترامپ به همین دلیل مورد تمسخر قرار گرفته است. چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، در پستی در X اعلام کرد که از توافقی که ۳۰۰ میلیارد دلار به ایران میدهد حمایت نخواهد کرد. سایت رسمی دموکراتها در سنا نیز با بازنشر مخالفت جمهوریخواهان اعلام کرد که این توافق بد و غیرقابل پذیرشی است.
💢داراییهای ایران یک مسئله امنیتی در آمریکا دیده میشود
🔹بحث داراییها صرفاً به دلیل خدشه به اعتبار جمهوریخواهانی که همیشه منتقد برجام بودند اهمیت ندارد. به باور نخبگان سیاسی آمریکا، حتی آزادسازی نصف یا یکسوم داراییهای شناساییشده، کمک مالی قابل توجهی به ایران خواهد بود که هماکنون با چالشهای اقتصادی بزرگی مواجه است. ایران میتواند با این داراییها نهتنها بخشی از این چالشها را برطرف، بلکه توان موشکی و پهپادی خود نیز تقویت کند. حتی اگر این منابع برای خرید کالاهای اساسی منحصر شود، دست ایران را برای استفاده از سایر منابع باز میکند. این امر بسیار منفی برای جمهوریخواهان است که تا چند وقت پیش با ترکیب تحریم اقتصادی و حمله نظامی قصد تسلیم ایران را داشتند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔸نام پاکستان و شخص فرمانده نیروهای دفاعی این کشور، عاصم منیر، از آغاز گفتگوهای پایان جنگ تاکنون بیش از هر میانجی دیگری بر سر زبانها بوده است. فارغ از اینکه سرنوشت توافقنامه اخیر چه باشد، پاکستان با نقشآفرینی فعال به عنوان میانجی بین ایران و ایالات متحده دستاوردهای قابلتوجهی داشته است. این دستاوردها را میتوان در چهار سطح فردی (برای شخص عاصم منیر)، ملی، منطقهای و بینالمللی بررسی نمود.
💢تثبیت چهره دیپلماتیک عاصم منیر
🔹برای شخص عاصم منیر این میانجیگری به یک کمپین برندینگ و تصویرسازی موفقیتآمیز بدل شده است. منیر پیش از این تلاشها، علیرغم اینکه به عنوان یک چهره نظامی و امنیتی قدرتمند شناخته شده بود، آوازه دیپلماتیک چندانی نداشت. در جریان این تلاشها اما، این تصویر از منیر در ذهن عمده ناظران پدیدار شده که وی، از معدود رهبران موجود جهان است که میتواند در آن واحد با تهران و واشنگتن تماس مستقیم برقرار کند و منبعث از کنشگری خود، مقامات عالی ایران و آمریکا را پس از نزدیک به پنج دهه پشت یک میز بنشاند. منیر اکنون علاوه بر «فرمانده نیروهای دفاعی پاکستان»، بهعنوان «فیلد مارشال محبوب» آمریکا، «دوست و برادر» ایرانیها و تسهیلگر اصلی «توافق اسلامآباد» شناخته خواهد شد. این دستاوردها به طور خاص میتوانند جایگاه وی را برای مواجهه با بحرانهای متاخر پاکستان، از زندان «ادیاله» گرفته تا «وزیرستان» و رودخانه سند، تقویت کند و همزمان، به افزایش حمایت بینالمللی از تلاشهای وی، بهعنوان یک سیاستمدار قابل، برای تثبیت قدرت فردی در پاکستان بینجامد.
💢تخلیه فشارهای اقتصادی و افکار عمومی
🔹در سطح ملی، پاکستان موفق شده است فشار ناشی از اختلال در زنجیره تامین انرژی خلیج فارس را علیه اقتصاد شکننده خود متوقف سازد. ظرفیت ذخیرهسازی پاکستان اندک است و این کشور 80 درصد نفت و گاز وارداتی خود را از کشورهای حاشیه خلیج فارس تامین میکرد. از این منظر، فشار انسداد تنگه و جهش قیمت انرژی برای پاکستان تبعات وسیعتری به دنبال داشت. مضاف بر این، پاکستان با توفیق در میانجیگری و متوقفساختن آتش، پاسخ مناسبی به افکار عمومی همسو با ایران –بالاخص شیعیان- داده است.
💢جلوگیری از تنگتر شدن حلقه محاصره
🔹در سطح منطقهای، تغییر رژیم در ایران و رویکار آمدن یک دولت همسو با اسرائیل، حلقه محاصره را علیه پاکستان تنگتر میکرد. در محیط رسانهای پاکستان بهکرات درباره این مسئله بحث میشد که چنین تحولی، به معنای گسترش حلقه محاصرهای است که از سوی هند، طالبان و اسرائیل دور پاکستان تنیده شده است و اثر سرریز آن در افزایش حملات تروریستی در بلوچستان و خیبرپختونخوا قابل مشاهده است. علاوه بر این، توافق حاصل شده کابوس راهبردی پاکستان برای انتخاب میان ایران یا عربستان را مرتفع ساخته است.
💢ارتقای تصویر بینالمللی و افزایش قدرت مانور
🔹مهمترین دستاورد پاکستان از میانجیگری را اما باید در سطح بینالمللی جستجو کرد. دیری است که نام پاکستان در افکار عمومی جهان با مشکلات و معضلاتی همچون «تروریسم» و «افراطگرایی» گره خورده است و پروپاگاندای فعال با محوریت هند علیه این کشور، در سالهای اخیر با قوت و شدت ادامه داشته است. نزد نخبگان و سیاستمداران نیز، نام پاکستان برای بسیاری تداعیکننده کشوری با شکنندگی اقتصادی و ابهام در سیاست امنیتی یا به اصطلاح ترامپ در مناظرات انتخاباتی خود «نیروی بیثباتکننده» بود. در این میان، میانجیگری برای متوقفساختن جنگی که آثار آن در پمپ بنزینها و مزارع چهارگوشه دنیا به صورت روزمره احساس میشد، فرصتی به پاکستان اعطا نموده تا تصویر یک قدرت مسئول و تسهیلگر صلح از خود ارائه نماید. باید توجه داشت که این نقشآفرینی موفق و ارتقای تصویر بینالمللی، قدرت مانور دیپلماتیک و سیاسی پاکستان را در سایه تقابل فزاینده ایالات متحده و چین بیشتر میکند و این کشور میتواند اعتبار بهدستآمده از این میانجیگری را در پایتختهای مختلف، از پکن و واشنگتن گرفته تا تهران، آنکارا، ریاض و قاهره خرج نماید.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👏2👌2
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔹به گزارش برخی منابع غربی نظیر وال استریت ژورنال، در جریان جنگ رمضان، امارات متحده عربی در کنار اسرائیل و ایالات متحده، مجموعهای از حملات هوایی را علیه اهدافی در خاک ایران انجام داد. به گفته این منابع، این حملات با هماهنگی آمریکا و اسرائيل و با استفاده از اطلاعات جاسوسی آنها انجام شده و اهدافی در بندر عباس، جزایر قشم و ابوموسی، پالایشگاه لاوان، پتروشیمی عسلویه و سایر تاسیسات انرژی را شامل شده است. این ادعا در حالی مطرح میشود که امارات رسماً اعلام کرده در جنگ اخیر هیچگونه مشارکتی نداشته است.
💢پیشینه روابط با اسرائیل
🔸امارات در چارچوب توافق ابراهیم، از نخستین کشورهای عربی بود که وارد فرآیند عادیسازی روابط با اسرائيل شد. پس از این توافق، همکاریهای اقتصادی، تجاری، اطلاعاتی و امنیتی میان دو طرف گسترش یافته و امارات به یکی از مبادی کریدور آیمک تبدیل شد. در همین چارچوب، چند عامل در ترغیب امارات به گسترش همکاری با اسرائیل دخیل بود. نخست، امارات به دنبال حامیانی قدرتمند برای پیشبرد جاهطلبیهای منطقهای و مطرح کردن خود به عنوان یک قدرت منطقهای بود. دوم، برداشت امارات این بود که میتواند با پیوستن به ائتلاف آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران، سهمی در دستاوردهای احتمالی این تقابل نظیر تصرف جزایر سه گانه داشته باشد.
💢تبعات ورود مستقیم به جنگ علیه ایران
🔸امارات با وجود آگاهی از آسیبپذیریهای خود، به ویژه در حوزه اقتصادی که شامل تجارت، گردشگری و صادرات انرژی میشود، بر این گمان بود که همکاری با آمریکا و اسرائیل میتواند این ضعف را جبران کند و بر همین اساس همکاری امنیتی خود با آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به صورت پنهانی تشدید کرد. در طول جنگ نیز اسرائيل تلاش کرد با وعده تقویت توان دفاعی و استقرار سامانه دفاعی گنبد آهنین، این کشور را به مشارکت رسمی در جنگ ترغیب کند. اما به دلیل اثبات ناکارامدی این سامانهها حتی در دفاع از خود اسرائیل، چنین وعدههایی امارات را ترغیب به ورود مستقیم به جنگ نکرد.
🔸در عین حال، شواهدی نظیر بقایای پهپاد وینگ لونگ، فیلم پرواز جنگندههای میراژ در حریم هوایی ایران و تصاویر جنگندههای اماراتی با علائم ملی مخدوش شده، نشاندهنده نقش مستقیم امارات در حمله به ایران است. اما ترس از تبعات ورود رسمی به جنگ سبب شد ابوظبی مشارکت خود در جنگ را اعلام نکند. زیرا این اقدام میتوانست دامنه اهداف ایران در خاک امارات را گسترش داده و روابط دو کشور را تیرهتر سازد. همچنین اعلان جنگ به ایران سبب میشد دیگر کشورهای عربی برای بهبود روابط خود با ایران، ناچار شوند از امارات فاصله بگیرند. به علاوه، با توجه به روابط بهتر برخی از امیرنشینهای امارات با ایران، خطر تشدید اختلافات داخلی نیز بسیار محتمل بود.
🔸در این چارچوب، به نظر میرسد امارات برای حفظ وجهه برخی اقدامات نظامی علیه ایران را بدون پذیرش رسمی مسئولیت آن انجام داده و تنها برخی رسانههای غربی به افشای آن پرداختهاند. کارکرد دیگری که میتوان برای این افشا تصور کرد نمایش مزیتهای امنیتی توافق ابراهیم و کم رنگ جلوه دادن بیخاصیتی آن است.
💢بر سر دو راهی
🔸در جریان جنگ اخیر، بیشترین حملات ایران متوجه امارات متحده عربی بود. مطابق آمار رسانههای غربی، بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به خاک این کشور شلیک شد. بر همین اساس، همکاری دفاعی و امنیتی با آمریکا و اسرائیل نه تنها منافع امنیتی برای امارات به همراه نداشت، بلکه به عاملی برای افزایش ناامنیها و وارد آمدن خسارات به این امیر نشین تبدیل شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#تحلیل_کوتاه
📝محمدعلی حسننیا
🔸در پس ظاهر دیپلماتیک امضای «توافق چارچوب سهجانبه» میان واشنگتن، تلآویو و بیروت، واقعیتی تلخ نهفته است: این سند لبنان را در مسیری اجباری با دامهای سیاسی و میدانی قرار میدهد. آنچه به عنوان طناب نجات معرفی میشود، سرابی از حاکمیت مشروط و زمینهسازی برای درگیریهای آینده است.
💢سراب حاکمیت مشروط
🔹توافق در بندهای آغازین خود، خروج ارتش اسرائیل را به خلع سلاح گروههای مسلح مشروط میکند؛ شرطی که ارتش اسرائیل در عمل از تحقق آن ناتوان بوده است. این بند، بهانهای حقوقی برای تداوم اشغال به تلآویو میدهد. در اقدامی آشکار، نتانیاهو پیش از خشک شدن مرکب توافق، با اعلام ماندن در «منطقه امنیتی» جنوب و ممنوعیت بازگشت آوارگان، روح حاکمیتی سند را نابود ساخت. این رفتار، الگوی آشنایی از بیتعهدی اسرائیل را تداعی میکند؛ چنانکه در سوریه نیز تلآویو به عهد خود وفادار نماند. اکنون نیز در جنوب لبنان، هدف فراتر از اشغال است؛ اسرائیل به دنبال ایجاد منطقه حائل و تغییر بافت جمعیتی برای تضعیف ساختار انسانی و جغرافیایی منطقه است.
💢آزادی عمل در جنوب
🔹ابتکار «مناطق آزمایشی» در این توافق، ارتش لبنان را در موقعیت رویارویی با حامیان حزبالله قرار میدهد و عملاً زمینهساز جنگی داخلی با تصمیم بینالمللی است. وعده ۳۰ میلیون دلاری آمریکا برای چنین مأموریتی، توهینی آشکار به نهاد نظامی لبنان محسوب میشود. در مقابل، بند «حق دفاع از خود» برای اسرائیل، چراغ سبزی برای هر گونه تجاوز آینده به لبنان است. اسرائیل به صراحت به دنبال حفظ آزادی عمل کامل در جنوب لبنان است.
💢وعدههای بیپشتوانه
🔹بندهای مربوط به بازسازی و کمکهای اقتصادی، فاقد هر گونه سازوکار مالی الزامآور است و در حد شعارهایی بیمحتوای تبلیغاتی باقی میماند. این در حالی است که بار سنگین اجرای مفاد امنیتی، تماماً بر دوش لبنان نهاده شده است.
💢شکاف داخلی؛ بحران پیشِ رو
در داخل لبنان، این توافق شکاف عمیقی ایجاد کرده است. دولت، به رهبری ژوزف عون، آن را گذرگاهی اجباری برای توقف ویرانی میبیند و حاضر است سلاح را فدای بقای دولت کند. در سوی دیگر، حزبالله و متحدانش این سند را «چک تسلیم» و نابودکننده معادله بازدارندگی میدانند. از سوی دیگر، حزب الله و جامعه شیعی و برخی جوامع دیگر مثل اهل سنت و دروزی ها از این توافق ناراضی هستند. به همین علت بود که حتی فضل الله نماینده حزب الله اعلام کرد اسرائیل ما را به سمت جنگ داخلی سوق میدهد. موضوعی که شبکه ۱۴ اسرائیل هم به آن اشاره کرد که تل آویو علاقه دارد لبنان به سمت جنگ داخلی برود تا جنوب را برای همیشه پاک سازی کند.
💢تحرکات دیپلماتیک
🔹در همین حال، حزبالله برای خروج از بنبست کنونی، با جدیت به دنبال توافق آتشبس از طریق میانجیگری پاکستان است. این ابتکار دیپلماتیک، تلاشی برای دور زدن چارچوب تحمیلی واشنگتن-تلآویو و دستیابی به آتشبسی است که منافع مقاومت را حفظ کند. اسلامآباد به عنوان میانجی جایگزین، میتواند فضایی برای مذاکره فراهم آورد که در آن، شرط خلع سلاح کامل، جای خود را به راهحلی تدریجی و قابل قبولتر بدهد.
💢نقش تهران؛ گره اصلی
🔹ایران به عنوان بازیگر کلیدی، این توافق را دخالت در شئون راهبردی خود دانسته و با آن مخالف است. از نگاه تهران، سلاح حزبالله نه موضوعی داخلی برای مذاکره رئیسجمهور لبنان، که رکنی از سیستم بازدارندگی ایران محسوب میشود. به همین دلیل، مخالفت با اجرای مفاد میدانی این توافق، محتملترین سناریو است.
💢راهحل جایگزین؛ واقعبینی به جای توهم
🔹«چارچوب سهجانبه» طرحی برای صلح پایدار نیست. تجربه سوریه نشان داد که اسرائیل به تعهدات خود پایبند نمیماند و هر توافقی را شروعی برای خواستههای بیشتر میبیند. اینک در جنوب لبنان، هدف نهایی اسرائیل تغییر بافت جمعیتی و ایجاد منطقه حائل با پاکسازی قومی است.
🔹راهکار واقعگرایانه، کنار گذاشتن شرط غیرممکن «خلع سلاح کامل و فوری» و بازگشت به فرمولی اصلاحشده از قطعنامه ۱۷۰۱ و پایان نتانیاهو به عنوان یک حاکم جنگ طلب در خاورمیانه است. از سوی دیگر، واکنش عملی حزبالله به این توافق میتواند طیفی از اقدامات نظیر گسترش اعتراضات خیابانی و یا حتی اقدامات سیاسی برای ساقط کردن دولت لبنان را در بر بگیرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2😐1
#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی
📝سینا علیزاده
🔹تحولات اخیر در ساختار دولتی عراق را نمیتوان صرفاً جابهجایی اداری معمول در بدنه دولت تفسیر کرد. همزمانی این تحولات با نخستین سفر خارجی الزیدی به آمریکا صرفاً یک تغییر در پروتکل دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از ورود بغداد به مرحلهای جدید از مدیریت فشارهای خارجی ارزیابی میشود. این جابهجایی در اولویتهای سیاست خارجی، در کنار موج گسترده تغییرات در سطوح عالی امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و مدیریتی، بیش از آنکه بیانگر یک چرخش راهبردی و دائمی در سیاست عراق باشد، یک بازآرایی تاکتیکی و عقبنشینی کنترلشده برای کاهش فشارهای واشنگتن تلقی میشود.
💢تغییرات تاکتیکی الزیدی
🔸دولت الزیدی در شرایطی اداره کشور را برعهده گرفته که همزمان با مجموعهای از چالشهای پیچیده داخلی و خارجی مواجه است. وابستگی نظام مالی عراق به ساختارهای تحت نفوذ آمریکا، ضرورت حفظ دسترسی به نظام بانکی و مالی بینالمللی، نیاز به جذب سرمایهگذاری، تداوم تهدیدهای امنیتی، بحران اقتصادی ناشی از تحولات منطقه، کاهش فروش نفت و همچنین حفظ توازن میان عناصر داخلی، دولت را ناگزیر کرده است بخشی از مطالبات آمریکا را در قالب اقداماتی محدود و تاکتیکی مدیریت کند. از این منظر، آنچه در بغداد در حال وقوع است، بیش از آنکه تغییر در ماهیت موازنه قدرت باشد، تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از تشدید فشارهای خارجی است.
🔸در همین چارچوب، مجموعه تغییرات اخیر در بدنه حاکمیتی عراق نیز قابل تحلیل است. قاسم الاعرجی از مشاور امنیت ملی عراق برکنار و به عنوان مشاور امنیتی نخستوزیر منصوب گردید. در حوزه اقتصادی نیز علی العلاق از ریاست بانک مرکزی کنار گذاشته شد و مسئولیت مشاور اقتصادی نخستوزیر را برعهده گرفت. علاوه بر این، گمانهزنیهای سیاسی از احتمال تغییر در جایگاه فالح الفیاض رئیس هیئت حشد الشعبی حکایت دارد. نکته قابل توجه آن است که بخش مهمی از این تغییرات، حذف کامل مدیران پیشین از ساختار قدرت نیست، بلکه انتقال آنان به مسئولیتهای دیگر است. همین مسئله نشان میدهد دولت بغداد تلاش دارد ضمن پاسخ نسبی به مطالبات آمریکا، از ایجاد شکاف جدی در ساختار سیاسی و امنیتی عراق جلوگیری کند.
💢سفر به آمریکا
🔸سفر الزیدی به واشنگتن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. طی نزدیک به بیست سال گذشته، نخستوزیران عراق معمولاً نخستین سفر خارجی خود را به کشورهای همسایه اختصاص میدادند، اما انتخاب آمریکا بهعنوان نخستین مقصد خارجی نخست وزیر حامل پیامی سیاسی برای واشنگتن است. با این وجود این اقدام را نباید به منزله تغییر بنیادین در سیاست خارجی عراق یا خروج بغداد از معادلات منطقهای تفسیر کرد؛ بلکه میتوان آن را تلاشی برای کاهش فشارها، جلب حمایتهای مالی، حفظ ثبات بازار ارز و جلوگیری از اعمال محدودیتهای بیشتر بر اقتصاد عراق دانست.
🔸در مقابل، آمریکا نیز همزمان با این تحولات، مطالبات امنیتی خود را با جدیت بیشتری دنبال میکند. مهمترین محور این مطالبات، انحصار سلاح، انحلال گروه های مقاومت و ادغام حشدالشعبی در ساختار امنیتی عراق است. از منظر راهبردی، واشنگتن به این جمعبندی رسیده که تقابل مستقیم با فصائل مقاومت نهتنها هزینههای امنیتی و نظامی و اقتصادی سنگینی خواهد داشت، بلکه میتواند زمینهساز بیثباتی گسترده و حتی درگیریهای داخلی شود. از همین رو، راهبرد آمریکا بیشتر بر انحلال، مهار تدریجی، استحاله سازمانی و کاهش ظرفیتهای نهادی فصائل مقاومت و حشدالشعبی متمرکز شده است.
💢آیا مقاومت شکست خورد؟
🔸با این وجود، نباید تحولات کنونی را بهعنوان شکست راهبردی گروههای مقاومت یا تغییر اساسی در موازنه قدرت عراق تلقی کرد. واقعیت آن است که مقاومت طی سالهای گذشته به یکی از ارکان اصلی امنیت ملی عراق تبدیل شده است. با این حال، خطر اصلی آن است که مجموعه این تغییرات تاکتیکی به تدریج به بستری برای افزایش فشارهای مضاعف بر مقاومت تبدیل شود. اگر این روند بدون هماهنگی، انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه ادامه یابد، ممکن است مطالبات آمریکا از مرحله تغییرات اداری و مدیریتی عبور کرده و به حوزههای حقوقی، سازمانی و عملیاتی گسترش یابد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌1