اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.94K subscribers
10.4K photos
545 videos
355 files
12.8K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🔵صورت‌ حساب ۵۸ میلیارد دلاری بازسازی در خلیج فارس!
▪️ریستاد انرژی

#جنگ_رمضان
#اکوتهران

🔸برآوردهای مؤسسه «ریستاد انرژی» نشان می‌دهد بیشینه هزینه تعمیر و احیای زیرساخت‌های مرتبط با انرژی که در جریان جنگ خاورمیانه آسیب دیده‌اند، ممکن است به ۵۸ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که سهم تأسیسات نفت و گاز از آن می‌تواند تا ۵۰ میلیارد دلار باشد. این رقم به‌طور متوسط حدود ۵ میلیارد دلار خسارت در بخش‌های صنعتی، نیروگاهی و تأسیسات آب‌شیرین‌کن را نیز در بر می‌گیرد.

💢تفاوت در سرعت بازسازی

🔹گستردگی خسارات، روند بازسازی را نیز پیچیده‌تر کرده است. مشکل اصلی دیگر کمبود سرمایه نیست؛ آنچه اکنون به مانع اصلی تبدیل شده، دسترسی به تجهیزات، پیمانکاران و شبکه‌های لجستیکی است. به همین دلیل، زمان‌بندی احیای تأسیسات در کشورهای مختلف و حتی میان پروژه‌های یک کشور، به‌تدریج از یکدیگر فاصله می‌گیرد؛ موضوعی که بیش از هر چیز به ظرفیت اجرایی داخلی و میزان دسترسی به زنجیره تأمین بستگی دارد.

🔹نشانه‌های اولیه این شکاف در روند بازسازی از هم‌اکنون قابل مشاهده است. برخی تأسیسات که آسیب محدودی دیده بودند و از قبل نیز پیمانکار و امکانات اجرایی در محل داشتند، ظرف چند هفته فعالیت خود را از سر گرفتند. اما تأسیساتی که نیازمند بازسازی کامل واحدهای فرآیندی اصلی هستند یا به تجهیزات سنگین با زمان تحویل طولانی وابسته‌اند، هنوز در مرحله ارزیابی اولیه باقی مانده‌اند و بازگشت آنها به مدار ممکن است سال‌ها زمان ببرد.

💢بیشترین آسیب در پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها

🔹بخش عمده هزینه‌ها مربوط به پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی پایین‌دستی است؛ هم به دلیل پیچیدگی فنی بالای این تأسیسات و هم به خاطر شدت آسیب‌هایی که در مراحل پایانی جنگ متحمل شدند. پس از آن، زیرساخت‌های میان‌دستی و بالادستی قرار دارند و چاه‌های نفت و تأسیسات صنعتی نیز سهم کوچک‌تری اما همچنان قابل توجه از خسارات را به خود اختصاص داده‌اند.

🔹در مجموع، هزینه بازسازی بخش نفت و گاز بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. علاوه بر آن، زیرساخت‌های غیرهیدروکربنی مانند کارخانه‌های آلومینیوم، فولاد، نیروگاه‌ها و آب‌شیرین‌کن‌ها نیز بین ۳ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به بار آورده‌اند.

💢ایران و قطر بیشترین فشار را تحمل می‌کنند

🔹در سطح کشورها، ایران بیشترین تعداد تأسیسات آسیب‌دیده و گسترده‌ترین دامنه خسارات را دارد. بخش عمده اختلال‌ها در تأسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی در عسلویه، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و مجتمع پتروشیمی ماهشهر متمرکز بوده است؛ اتفاقی که بخشی مهم از ظرفیت فرآورش گاز و تولیدات پتروشیمی را از مدار خارج کرده است.

🔹زمان بازسازی در ایران نیز به‌طور ساختاری طولانی‌تر از دیگر کشورهای خلیج فارس برآورد می‌شود؛ نه فقط به دلیل وسعت خسارات، بلکه به این علت که دسترسی ایران به پیمانکاران غربی EPC، تولیدکنندگان اصلی تجهیزات و فناوری‌های فرآیندی همچنان محدود است و همین مسئله گزینه‌های اجرایی را کاهش داده و دوره تأمین تجهیزات را طولانی‌تر کرده است.
در مقابل، قطر الگوی متفاوتی دارد. خسارات در این کشور متمرکزتر اما از نظر فنی پیچیده‌تر بوده‌اند. کانون اصلی آسیب‌ها شهر صنعتی رأس لفان است؛ جایی که چندین واحد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) و همچنین مجتمع تبدیل گاز به مایع «پرل» آسیب دیده‌اند.

💢سهم اصلی هزینه‌ها متعلق به مهندسی و ساخت

🔹ریستاد انرژی برآورد می‌کند هزینه تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده نفت و گاز به حدود ۴۶ میلیارد دلار برسد. در سطح پروژه‌ها، بیشترین سهم هزینه‌ها مربوط به بخش مهندسی و ساخت‌وساز است و پس از آن تجهیزات و مواد قرار دارند.

🔹ترتیب زمانی این هزینه‌ها نیز اهمیت زیادی دارد. فعالیت‌های مهندسی و ارزیابی نسبتاً سریع پیش می‌روند، اما عامل تعیین‌کننده در روند بازسازی، تأمین و ساخت تجهیزات حیاتی است. هرچند عملیات نصب و ساخت می‌تواند پس از تأمین قطعات به‌صورت همزمان انجام شود، اما تأخیر در تحویل تجهیزات همچنان گلوگاه اصلی پروژه‌های بزرگ باقی مانده است.

💢رقابت در تامین تجهیزات

به همین دلیل، سرعت احیای صنعت انرژی بیش از آنکه به توان اجرایی در محل وابسته باشد، به امکان دسترسی سریع‌تر به زنجیره‌های تأمین محدود جهانی بستگی دارد. آنچه اکنون در منطقه شکل گرفته، صرفاً یک پروژه بازسازی نیست؛ بلکه رقابتی فشرده برای دستیابی به تجهیزات، پیمانکاران و ظرفیت لجستیکی است. کشورهایی که زودتر اقدام کنند، ظرفیت بیشتری در اختیار خواهند گرفت و سریع‌تر به مدار بازمی‌گردند؛ اما دیگران ممکن است با تأخیرهایی بسیار فراتر از ابعاد فیزیکی خسارات روبه‌رو شوند. در نهایت، سرعت بازسازی نه با میزان تخریب، بلکه با میزان دسترسی به زنجیره‌های تأمین محدود جهانی تعیین خواهد شد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏1👌1
♦️قمار ترامپ بر سر تایوان، هدیه‌ای به چین است
▪️واشنگتن‌پست

#تهران_ریویو
#آمریکا #چین

🔸دونالد ترامپ حق دارد که بخواهد از جنگ با چین بر سر تایوان جلوگیری کند. اما اگر فکر کند متوقف کردن یا تهدید به توقف ارسال تسلیحات به تایوان، احتمال جنگ را کمتر می‌کند در اشتباه است. ترامپ در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز پس از سفرش به چین گفت که فروش تسلیحاتی معلق به ارزش ۱۴ میلیارد دلار به تایوان را «فعلاً متوقف» کرده و تأیید آن «به چین بستگی دارد». او این بسته تسلیحاتی را «یک اهرم مذاکره بسیار خوب» توصیف کرد. این رویکرد مذاکره‌ای سرسختانه نیست؛ بلکه سوءبرداشتی خطرناک از مفهوم بازدارندگی است.

🔹تسلیحات تایوان نباید به‌عنوان اهرمی برای معامله با پکن تلقی شوند. این سلاح‌ها ابزاری هستند که واشنگتن از طریق آن‌ها اطمینان حاصل می‌کند شی جین‌پینگ، رهبر چین، هرگز تصور نکند که بازپس‌گیری اجباری این جزیره دموکراتیکِ ۲۳ میلیونی با هزینه‌ای قابل قبول ممکن است. بازدارندگی به‌تعویق‌افتاده، بازدارندگی تضعیف‌شده است. تایوان پیش از آغاز هر بحران به موشک، سامانه‌های پدافند هوایی، تجهیزات ضدپهپاد، پرتابگرهای متحرک، آموزش و مهمات نیاز دارد. زمانی که کشتی‌ها، هواپیماها و واحدهای سایبری چین وارد عمل شوند، فرصت تجهیز مؤثر تایوان تقریباً از بین رفته است. هدف از مسلح کردن تایوان در حال حاضر این است که هرگز نیازی به استفاده از آن فرصت پیش نیاید.

💢پیام اشتباه واشنگتن به متحدان

🔹ترامپ مدت‌هاست از شرکای آمریکا خواسته سهم بیشتری در دفاع از خود بپردازند. تایوان نیز همین کار را انجام داده است. پارلمان این کشور هفته گذشته حدود ۲۵ میلیارد دلار بودجه دفاعی اضافی را تصویب کرد که بخش زیادی از آن صرف خرید تسلیحات آمریکایی می‌شود؛ آن هم پس از ماه‌ها فشار برای تقویت امنیت خود. تنبیه کردن تایوان پس از آنکه مسئولیت بیشتری پذیرفته، پیام اشتباهی می‌فرستد. این کار به شرکای آمریکا می‌گوید حتی اگر بیشتر هزینه کنند، از آمریکا خرید کنند و دفاع خود را جدی بگیرند، باز هم حمایت واشنگتن ممکن است به خواسته‌های همان دشمنی وابسته شود که آن‌ها را تهدید می‌کند.

💢پیام ضعف به پکن

🔹این اقدام پیام بدتری هم برای پکن دارد. اگر تقویت توان دفاعی تایوان بتواند با اعتراض چین کند یا متوقف شود، شی جین‌پینگ دلیلی قوی خواهد داشت که اعتراضاتش را شدیدتر کند. این درس خطر جنگ را افزایش می‌دهد. فشار نظامی چین علیه تایوان مداوم و حساب‌شده است. هواپیماها، کشتی‌ها و دیگر تجهیزات نظامی چین برای آزمودن توان دفاعی تایوان به کار گرفته می‌شوند؛ نه فقط به‌عنوان تمرین برای حمله احتمالی، بلکه برای تضعیف روحیه مردم تایوان و القای این تصور که مقاومت بی‌فایده است. پکن همچنین یک هدف سیاسی در تایوان دارد: اینکه رأی‌دهندگان تایوانی را متقاعد کند نزدیکی به واشنگتن خطرناک است، آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست و سازش با چین اجتناب‌ناپذیر است.

🔹اظهارات ترامپ فروش این روایت را آسان‌تر می‌کند. اگر چین باور کند که حمایت آمریکا از تایوان می‌تواند به تعویق بیفتد، تضعیف شود یا مورد معامله قرار گیرد، پکن دلیلی خواهد داشت که هر بسته تسلیحاتی را برای واشنگتن پرهزینه‌تر کند: رزمایش‌های بیشتر، تهدیدهای اقتصادی بیشتر، فشار بر صادرات عناصر نادر خاکی و وعده‌های محرمانه تجاری که شاید هرگز عملی نشوند.

🔹تناقض ماجرا آشکار است. ترامپ گفت تایوان باید «آرام‌تر رفتار کند»، ظاهراً هشداری به تایپه درباره اقداماتی که پکن می‌تواند تحریک‌آمیز جلوه دهد. او همچنین بار دیگر ادعا کرد تایوان صنعت تراشه آمریکا را «دزدیده» است. شاید این شیوه او برای فشار بر شرکا در مذاکرات تجاری و سرمایه‌گذاری باشد، اما یک واقعیت راهبردی اساسی را مخدوش می‌کند: تایوان مهاجم نیست؛ چین قدرتی است که تهدید به زور می‌کند.

💢لزوم فشار بیشتر بر تایوان

سیاست دیرینه آمریکا درباره استقلال تایوان عمداً مبهم بوده است؛ اما تقویت توان دفاعی تایوان این سیاست را تغییر نمی‌دهد. در عین حال، ترامپ می‌تواند و باید در مذاکره با تایپه سخت‌گیر باشد. او باید خواستار اصلاحات سریع‌تر دفاعی، سرمایه‌گذاری بیشتر در پهپادها و افزایش تاب‌آوری انرژی شود؛ از جمله خریدهای بلندمدت گاز طبیعی مایع از آمریکا که به تایوان کمک می‌کند در برابر محاصره یا تهاجم مقاومت کند. او همچنین باید تایپه را تحت فشار بگذارد تا سریع‌تر دفاع ساحلی، آمادگی غیرنظامی و ذخایر مهمات خود را تقویت کند. این خواسته‌ها منصفانه‌اند. متحدان و شرکای آمریکا نباید انتظار داشته باشند واشنگتن بیشتر از آنچه خودشان برای دفاعشان انجام می‌دهند، برای امنیتشان هزینه کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
🌐ایران باید احتمال حمله مجدد آمریکا را بالا بداند

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸ترامپ برای پایان جنگ با ایران یا تداوم آن، مجموعه‌ای از متغیرها (پیشران‌ها و موانع) را در نظر می‌گیرد. این متغیرها از سیاست داخلی تا وضعیت و ملاحظات بین‌المللی آمریکا را در بر می‌گیرند. اگرچه در مقایسه با هفته‌های نخست جنگ، ترامپ تحت فشار بیشتری برای پایان این درگیری است، اما در حال حاضر، پیشران‌ها و انگیزه‌های ترامپ برای حمله مجدد به ایران قوی‌تر از موانع آن هستند.
 
💢پیشران‌های حمله مجدد

1️⃣پرونده‌های ناتمام و اجتناب از ایده «نه جنگ، نه صلح»: تصور سناریویی مجزا از نه جنگ و نه صلح میان دو کشور دشوار است؛ زیرا ترامپ می‌کوشد به هر طریقی دو پرونده ناتمام هسته‌ای و تنگه هرمز را ببندد. اگر او به توافق مطلوب خود به ایران نرسد – که احتمالش با توجه به خواسته‌های ناسازگار طرفین بالا است، مجدداً دست به گزینه نظامی می‌زند تا ایران را تسلیم خود کند؛ زیرا وضعیتی که در آن جنگ پایان پذیرد، اما ایران توان هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز را داشته باشد، به هیچ وجه مطلوب ترامپ و اعتبار سیاسی او نیست.

2️⃣کارت جنگ زیرساختی: این تحلیل در محافل نومحافظه‌کار و راست آمریکا تقویت شده است که ایران در صورتی تسلیم می‌شود که زیرساخت‌های انرژی‌اش نابود شده باشد. به عبارت دیگر، در دیدگاه آن‌ها، ترامپ باید درد کافی به ایران وارد کند تا جنگ خاتمه یابد و ایران خواسته‌های آمریکا را بپذیرد.

3️⃣دید مثبت افکار عمومی نسبت به آینده اقتصاد: برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند با وجود افزایش قیمت‌ها در آمریکا، تنها 38% از مردم آمریکا معتقدند قیمت‌ها در شش ماه آینده به شدت افزایش پیدا خواهد کرد. افزون بر این، علی‌رغم محبوبیت پایین جنگ با ایران، بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا خواهان تداوم جنگ تا حصول توافقی متفاوت از برجام هستند. در حال حاضر، خیال ترامپ تا حدی از سمت افکار عمومی آسوده است و می‌تواند به جنگ با ایران ادامه دهد.

4️⃣وضعیت مثبت بازار سهام: علی‌رغم جنگ با ایران، بازار سهام آمریکا در ماه‌های اخیر همچنان روندی صعودی داشته است. بسیاری از تحلیلگران این مقاومت را ناشی از موج سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی می‌دانند. شرکت‌های بزرگ فناوری، به‌ویژه غول‌های فعال در حوزه تراشه و هوش مصنوعی مانند موتور اصلی رشد شاخص‌های وال‌استریت بوده‌اند. خوش‌بینی سرمایه‌گذاران نسبت به آینده هوش مصنوعی باعث شد شاخص S&P500 به رشد خود ادامه دهد و بخشی از اثرات منفی جنگ خنثی شود.

5️⃣حکم دیوان عالی درباره نقشه‌های انتخاباتی: حکم اخیر دیوان عالی آمریکا، در پرونده  ‌‌Louisiana v. Callais، عملاً محدودیت‌های قبلی بر بازترسیم نژادی حوزه‌های انتخاباتی (ایجاد حوزه‌های انتخاباتی بر مبنای نژاد) را تضعیف کرد که به شدت به ضرر دموکرات‌ها در انتخابات پیش رو است. اگرچه هنوز نمی‌توان تعیین کرد کدام حزب پیروز انتخابات میان‌دوره‌ای می‌شود. اما این حکم دست جمهوری‌خواه‌ان را برای بازترسیم نقشه‌ها و کسب کرسی بیشتر در کنگره در آستانه انتخابات بازتر می‌کند.
 
💢موانع حمله مجدد

1️⃣آینده رقابت‌های انتخابات میان‌دوره‌ای: اگرچه وضعیت کنونی جمهوری‌خواهان در انتخابات سنا تا حدی مطلوب است و در مجلس نمایندگان امید به پیروزی دارند. اما هرگونه تنش مجدد می‌تواند جنگ با ایران به یک نقطه غیرقابل بازگشت برساند، مخصوصاً اگر حمله مجدد آمریکا منطقه را وارد یک جنگ زیرساختی گسترده کند که منجر به افزایش انفجاری قیمت نفت و بنزین شود. این می‌تواند اثر منفی بزرگی بر جمهوری‌خواهان در انتخابات بگذارد.

2️⃣آینده منازعه با چین: دور نخست نبرد میان ایران و آمریکا، منجر به کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی آفندی و پدافندی آمریکا شد که در دفاع از تایوان و نبرد احتمالی با چین بسیار حائز اهمیت بودند. حال دور جدیدی از درگیری، بیش از گذشته این ذخایر را – که بازیابی آن‌ها چندین سال به طول می‌انجامد – تحت فشار قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، تداوم جنگ با ایران، موقعیت راهبردی آمریکا را در برابر چین ضعیف‌تر می‌کند.

ترامپ برای پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران و تنگه هرمز، همچنان گزینه حمله مجدد را محتمل می‌داند؛ زیرا شرایط «نه جنگ، نه صلح» را نامطلوب تلقی می‌کند. حمایت نسبی افکار عمومی، وضعیت مثبت بازار سهام و مزیت‌های جمهوری‌خواهان در انتخابات، از پیشران‌های تداوم فشار بر ایران هستند. با این حال، خطر جهش قیمت انرژی، آسیب انتخاباتی به جمهوری‌خواهان و تضعیف آمادگی آمریکا در برابر چین، مهم‌ترین موانع تشدید دوباره جنگ محسوب می‌شوند. این یعنی ترامپ در کوتاه‌مدت می‌تواند یک حمله مجدد به ایران بکند، اما خطرات و هزینه‌های جنگ در بلندمدت بیشتر است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52
🌐آیا اسرائیل می‌تواند برای برای خروج اورانیوم از ایران عملیات نظامی کند؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
 

🔸یکی از اهداف و برنامه‌های اصلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ اخیر، وارد آوردن آسیب گسترده به زیرساخت‌های هسته‌ای و خروج اورانیوم غنی شده از ایران بوده است. بر همین اساس، مقامات ارشد ایالات متحده و رژیم اسرائیل بارها به صراحت تاکید کرده‌اند که تمام اورانیوم غنی شده باید از خاک ایران خارج شود. در این چارچوب،‌ ترامپ و نتانیاهو بارها در مصاحبه‌ها و پیام‌های خود تاکید کرده‌اند که اورانیوم غنی شده، چه از طریق مذاکره و چه از طریق جنگ، از خاک ایران باید خارج شود.

💢تمرین نفوذ به تاسیسات هسته‌ای ایران

🔹به نظر می‌رسد پس از به بن بست رسیدن مذاکرات میان ایران و آمریکا و عدم پذیرش شرط خروج اورانیوم غنی شده از جانب طرف ایرانی،‌ اکنون مقامات رژیم صهیونیستی به دنبال طرح‌هایی نظامی جهت خارج کردن اورانیوم غنی شده از خاک ایران هستند. بر همین اساس، در هفته گذشته یک کارشناس امنیتی در شبکه ۱۴ رژیم صهیونیستی به افشای طرح اسرائيل برای ربایش اورانیوم غنی شده در ایران پرداخت. به گفته شیمون ریکلین، در هفته‌های اخیر کماندوهای اسرائیلی در حال تمرین و برگزاری رزمایش برای نفوذ به تاسیسات هسته‌ای اصفهان جهت خارج کردن اورانیوم غنی سازی شده از خاک ایران‌ بوده‌اند. مطابق این اظهارات، به نظر می‌رسد که با از سرگیری دور جدیدی از تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده- رژیم صهیونیستی، یکی از اصلی‌ترین اهداف نیروهای متخاصم، عملیات هلی‌برن به منظور خروج اورانیوم غنی‌شده از خاک ایران خواهد بود.

💢چالش جابه‌جایی اورانیوم غنی شده

🔹عملیات شکست خورده آمریکا در اصفهان دشواری چنین سناریویی را نشان داده است. ربایش مواد علاوه بر دشواری‌های دسترسی، پیچیدگی‌های بیشتری نیز دارد. بنابر گزارشات رسمی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ذخایر اورانیوم ایران در چند سایت مختلف نگهداری می‎‌شوند. رافائل گروسی در خصوص امکان جابه‌جایی این مواد از طریق اقدام نظامی ابراز تردید کرده و تاکید کرده است که این اورانیوم‌ها به صورت گازی بوده و حمل آن بسیار دشوار است. بنابراین، حداقل به چندین خودروی سنگین برای انتقال این حجم از مواد غنی شده نیاز است که با توجه به انجام عملیات به صورت مخفی،‌ امکان موفقیت آمیز بودن آن به شدت مورد تردید است. گروسی همچنین هشدار داده است هرگونه شکست در عملیات نظامی یا انفجار در سانتریفیوژها می‌تواند منجر به پخش اورانیوم‌ها شده و این امر تبعات سنگینی برای کل منطقه خواهد داشت.

💢ترس از پیامدهای شکست

🔹اکنون یکی از موانع چنین عملیاتی، ترس از شکست آن است. طبعا اگر این عملیات با اسیر شدن سربازان آمریکایی-اسرائيلی و یا وقوع رخدادهایی نظیر آنچه در جنوب اصفهان رخ داد، همراه شود، این مسئله می‌تواند به شکست سختی برای قوای متخاصم تبدیل شده و تبعات سنگینی برای مقامات سیاسی آمریکا و اسرائيل به همراه خواهد داشت. در کنار این مسئله،‌ نگرانی از پاسخ‌ احتمالی ایران و حمله این کشور به مراکز هسته‌ای کشورهای همسایه و رژیم اسرائیل نیز سبب شده است تا تردیدهای جدی نسبت به انجام این عملیات در مراکز تصمیم‌گیری دشمن وجود داشته باشد.

💢راهکارهای جایگزین

🔹در صورتی که آمریکا و اسرائیل در شرایط فعلی چه از طریق جنگ و چه از طریق مذاکره نتوانند به این مواد دسترسی پیدا کنند، احتمالاً برنامه‌های جایگزینی را برای ضربه به تاسیسات هسته‌ای ایران طرح ریزی خواهند کرد. مواردی نظیر ترور دانشمندان هسته‌ای، خرابکاری در تاسیسات غنی سازی کشور، حملات سایبری و بهره‌گیری از بدافزارها و ویروس‌هایی نظیر استاکس نت برای ایجاد اخلال در عملکرد سانتریفیوژها، استفاده از عناصر نفوذی برای تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای و مواردی از این دست، ممکن است در ادامه در دستور کار آن‌ها قرار بگیرد.

به نظر می‌رسد خروج اورانیوم غنی شده از خاک ایران اکنون به یکی از جدی‌ترین اهداف دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی تبدیل شده است. طبعاً به دلیل ریسک پایین‌تر، مقامات دشمن تمایل دارند تا این مواد از طریق سازوکارهای دیپلماتیک از کشور خارج شوند. اما بنابر گزارشات رسانه‌ها و اظهارات مقامات، ایران تاکنون در خصوص تحویل این مواد تمایلی از خود بروز نداده است. همین امر سبب شده تا دولت‌های متخصام برای دستیابی به این هدف،‌ سناریوی اقدام نظامی را بررسی کنند و حتی کماندوهای اسرائیلی تمریناتی مخفی جهت دستیابی به این مواد را انجام دهند. اما به دلیل مخاطرات بالای این عملیات، به نظر می‌رسد تصمیم‌گیران نظامی دشمن، فعلاً انجام این عملیات را متوقف کرده یا حداقل به تعویق انداخته‌اند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51👎1
🌐شکاف‌هایی که به استعفای تولسی گابارد منتهی شدند

📝عرفان علمشاهی

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی

🔸دیروز اعلام شد که تولسی گابارد، رئیس اطلاعات ملی از جایگاه خود استعفا می‌دهد. اگرچه به گفته او، این تصمیم به دلیل بیماری سرطان همسرش بوده است، اما به نظر می‌رسد علت اصلی استفعا - آن هم در میانه آتش‌بسی ناپایدار میان ایران و آمریکا که ممکن است هر لحظه به درگیری جدیدی منتهی شود – اختلافات فزاینده او با دولت ترامپ و شخص او باشد.

💢فردی با خاستگاه حزبی متفاوت

🔹قبل از هر چیز، اختلاف گابارد با دولت را باید در خاستگاه سیاسی متفاوت او جست. گابارد تا سال ۲۰۲۲ عضو میانه‌رو حزب دموکرات مجلس نمایندگان بود و پس از آن تا سال ۲۰۲۴ خود را سیاستمداری مستقل عنوان کرد. سپس او اعلام کرد که به جمهوری‌خواهان و کمپین ترامپ ملحق می‌شود. جای تعجب ندارد که یک دموکرات میانه‌رو در بسیاری از مسائل سیاست خارجی و امنیتی دیدگاه متفاوتی نسبت به جمهوری‌خواهان داشته باشد. گابارد در مقایسه با جمهوری‌خواهان ترامپی در مسئله روسیه بسیار تندرو و در مقایسه با نومحافظه‌کاران در مسئله ایران مماشات‌طلب دیده می‌شد.

💢اختلاف با ترامپ بر سر پرونده ایران

🔹با این وجود، پرونده هسته‌ای ایران، نقطه اوج اختلافات او با کابینه ترامپ بود. اندکی پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، گابارد اعلام کرده بود که ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. این ادعا با واکنش تندی از سمت ترامپ مواجه شد. پس از این موضع‌گیری، به نظر می‌رسید که ترامپ به وفاداری گابارد مشکوک شده و او در تصمیم‌گیری‌های کابینه به نوعی کنار گذاشته شده است.

🔹اما اختلاف ترامپ با گاباد به این موضوع ختم نشد. گابارد در آخرین جلسه استماع خود در کمیته اطلاعات سنا -که دو هفته پیش برگزار شد، اعلام کرد که ایران پس از عملیات چکش نیمه‌شب، اقدام به بازسازی برنامه هسته‌ای خود نکرده و این برنامه به کلی محو شده است. این سخن مجدداً در تعارض با ادعای ترامپ بود مبنی بر اینکه اگر حمله‌ای صورت نمی‌گرفت، ایران ظرف چند هفته سلاح هسته‌ای می‌ساخت.

🔹این ارزیابی‌های اطلاعاتی، او را به یک مخالف بالقوه جنگ با ایران در کابینه تبدیل می‌کرد. عجیب نیست اگر گابارد در آستانه یک حمله گسترده دیگر به ایران مجبور به استعفا شده باشد. مهم‌ترین وظیفه رئیس اطلاعات ملی، ارائه گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی آمریکا به رئیس جمهور است. کسی همچون گابارد می‌تواند گزارش‌هایی را به ترامپ ارائه داده باشد که برای او یا جنگ‌طلبان کابینه همچون روبیو و هگست ناخوشایند است، همانگونه هگست و ونس که بر سر ارائه گزارش‌های جنگی به ترامپ با یکدیگر اختلاف دارند. هنگامی که گابارد سال گذشته در پیامی ویدیوی اظهار داشت که جنگ‌طلبان در آمریکا به دنبال تنش میان قدرت‌های هسته‌ای هستند، مارک لوین مجاری فاکس‌نیوز و از تشویق‌کنندگان ترامپ به جنگ با ایران گفت اطلاعات آمریکا تحت رهبری گابارد از مسیر خود منحرف می‌شود. این احتمال هم می‌رود او همچون جو کنت، رئیس سابق مرکز ضد تروریسم، با استعفا خواست وجه خود را از تداوم جنگ با ایران پاک کند.

💢اختلاف با سازمان سیا

🔹اختلافات میان گابارد و جان رتکلیف، رئیس سیا، مدت‌ها وجود و پس از برخی تصمیمات گابارد افزایش یافت، از جمله افشای نام یک افسر مخفی سیا در فهرست افرادی که مجوزهای امنیتی‌شان را لغو شده بود و همچنین انتشار اسناد مرتبط با مداخله روسیه در انتخابات آمریکا. این تصمیمات، نارضایتی‌های بسیاری را درون سازمان سیا برانگیخت.

🔹اخیراً خبرنگاری به نام کاترین هریج در گزارشی گفت یک واحد تحقیقاتی سیا برای چندین عضو «گروه ابتکارات مدیر» گابارد ایمیل فرستاده و از آن‌ها خواسته بود برای بازجویی مراجعه کنند. اگرچه این اقدام به طور معمول انجام می‌شود، اما زمان‌بندی این درخواست‌ها نگران‌کننده بود، زیرا به نظر نمی‌رسید بخشی از روند عادی بررسی مجوزهای امنیتی باشد. همچنین جیمز اردمان، افشاگر سیا در یک جلسه استماع سنا گفته بود که سیا از کارکنان اداره اطلاعات ملی جاسوسی می‌کند.

استعفای تولسی گابارد از ریاست اطلاعات ملی آمریکا را فراتر از دلایل شخصی، می‌توان به اختلافات عمیق او با ترامپ، کابینه و سیا مرتبط دانست. مواضع متفاوت گابارد درباره ایران، روسیه و جنگ، او را در تقابل با جریان جنگ‌طلب دولت قرار داد. همزمان، تنش با سیا و افشای اسناد و اطلاعات حساس نیز شکاف میان او و نهادهای امنیتی آمریکا را تشدید کرد؛ شکافی که احتمالاً در نهایت به جدایی او از دولت انجامید.
 
اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏1👌1
🌐شراکت راهبردی اما نامتقارن؛ واکاوی دیدار پوتین و شی

#مقاله_تحلیلی
#روسیه #چین

📝احمد رمضانی

🔸در ماه مه ۲۰۲۶، پکن با میزبانی فشرده و متوالی از رهبران قدرت‌های جهانی، به‌ویژه ولادیمیر پوتین و پیش از او رهبر ایالات متحده، در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان گرانیگاه ژئوپلیتیک نظام بین‌الملل است. دیدار پوتین و شی جین‌پینگ که با تمدید پیمان دوستی و همکاری‌های همه‌جانبه همراه بود، نمادی از شراکت نامتقارن به‌نفع چین، اما پایدار است که پیامدهای مهمی برای نظم جهانی و پویایی‌های اوراسیا به همراه دارد.

💢ائتلاف راهبردی ضد هژمونیک و پیشبرد جهان چندقطبی

🔹محور اصلی گفتگوهای سران روسیه و چین، تقابل با ساختار قدرت تحت رهبری غرب و ترویج ایده جهان چندقطبی بود. بیانیه مشترک صادر شده در این دیدار، به صراحت یکجانبه‌گرایی و سیاست‌های مخل نظم غرب را هدف قرار داده و بر لزوم هماهنگی عمیق در نهادهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای تأکید داشت. پکن و مسکو با این رویکرد، در پی جذب کشورهای جنوب جهانی و ارائه ساختار جایگزین و عادلانه‌تر برای نظم پساجنگ سرد هستند. با این وجود، این همگرایی بیش از آنکه همسویی ایدئولوژیک مطلق باشد، هماهنگی عمل‌گرایانه برای مهار فشارهای سیستماتیک غرب ارزیابی می‌شود.

💢اقتصاد و انرژی؛ عمل‌گرایی در سایه عدم تقارن

🔹در حوزه اقتصادی، گرچه پکن با احتیاطی استراتژیک از وابستگی متقابل عمیق پرهیز می‌کند، با این حال وابستگی روسیه به بازار و فناوری چین به بی‌سابقه‌ترین سطح خود رسیده است. بارزترین نمود این رویکرد، تداوم بن‌بست در مذاکرات تجاری خط لوله گازی «قدرت سیبری ۲» است. در حالی که پکن خواهان دریافت گاز با قیمت‌های یارانه‌ای داخلی (حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار) است، روسیه برای جبران بازارهای از‌دست‌رفته اروپا به دنبال یافتن جایگزین است و بر فرمول قیمت‌گذاری مشابه خط لوله «قدرت سیبری ۱» اصرار دارد. با این حال، بحران‌های منطقه‌ای نظیر تنش‌ها در غرب آسیا و تهدیدات پیرامون شاهراه‌های مواصلاتی مانند تنگه هرمز، ارزش استراتژیک مسیرهای ترانزیتی زمینی روسیه را برای امنیت ملی چین دوچندان کرده است.

💢همکاری‌های امنیتی؛ از هماهنگی میدانی تا بدگمانی‌ها

🔹در لایه‌های پنهان‌تر، همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی دو کشور تعمیق یافته است. حمایت‌های فناورانه با کاربرد دوگانه پکن در حوزه نظامی روسیه و همچنین آموزش‌های تاکتیکی در حوزه‌های جنگ الکترونیک و پهپادی، نشان از ارتقای سطح هماهنگی‌های دفاعی دارد. با وجود این سطح از تعاملات، سایه بی‌اعتمادی تاریخی همچنان بر روابط دو همسایه اوراسیایی سنگینی می‌کند.

💢موازنه ظریف پکن؛ بازی استراتژیک در میانه میدان

🔹یکی از کلیدی‌ترین ابعاد این دیدار، زمان‌بندی آن بلافاصله پس از میزبانی چین از مقامات عالی‌رتبه آمریکایی بود. این توالی به روشنی نشان می‌دهد که هدف استراتژیک چین، مدیریت زمان و کنترل سرعت رقابت با واشنگتن است. پکن خواهان حفظ پایداری حاکمیت در مسکو به عنوان ضربه‌گیر استراتژیک است؛ زیرا تضعیف شدید روسیه یا پیروزی مطلق غرب، جایگاه امنیتی چین را در اوراسیا به شدت آسیب‌پذیر خواهد کرد. در عین حال، پکن هوشیار است که این حمایت‌ها نباید دسترسی این کشور به بازارهای غربی را قربانی کرده یا به رویارویی مستقیم همه‌جانبه با غرب منجر شود.

💢مقایسه با دیدار ترامپ و شی

🔹در دیدار ترامپ، پکن با تشریفات پرزرق‌وبرق، نمادسازی‌های حساب‌شده و امتیازهای اقتصادی تلاش کرد روحیه نمایش‌گرایانه او را ارضا کند. در مقابل، سفر پوتین فضایی کم‌هیاهو اما عمیقا راهبردی داشت. به‌دلیل پیوند نهادینه‌شده دو کشور، نیازی به نمایش‌های شخصی‌محور نبود و تمرکز بر تعمیق ائتلاف سیاسی و امنیتی علیه هژمونی آمریکا قرار گرفت.

💢چشم‌انداز راهبردی

دیدار مه ۲۰۲۶ پوتین و شی، تثبیت شراکت نامتقارن اما انعطاف‌پذیر بود. در افق پیش‌رو، روسیه بیش از پیش به تأمین‌کننده انرژی و منابع خام برای چین تبدیل خواهد شد. پکن نیز با بهره‌گیری از این موقعیت برتر، به حمایت‌های غیرمستقیم خود از مسکو ادامه خواهد داد تا ضمن جلوگیری از تضعیف کرملین، موازنه قدرت با ایالات متحده را حفظ کند. این الگوی رفتاری، معماری امنیتی و اقتصادی اوراسیا را برای دهه‌های آینده در قالب همگرایی محتاطانه شکل خواهد داد. این ائتلاف فاقد همبستگی مطلق ایدئولوژیک است، اما در به چالش کشیدن هژمونی غرب، اهداف مشترک و مستحکمی را دنبال می‌کند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6
🌐بازی باخت - باخت نتانیاهو در انحلال کنست!

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸پس از بروز اختلافات گسترده میان نمایندگان احزاب ائتلاف دولتی بر سر تصویب قانون معافیت سربازی حریدیان، در  نهایت خاخام لاندو، رهبر معنوی حزب دگل هاتوراه اعلام کرد که نمی‌تواند به حضور در ائتلاف با نتانیاهو ادامه دهد و رسما دستور داد تا حزب متبوع او از دولت جدا شود. با جدایی این حزب، ائتلاف دولتی عملاً اکثریت پارلمانی خود را از دست داد و همین مسئله سبب شد تا سران احزاب دولتی با ارائه لایحه‌ای در کنست، انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام را به رای بگذارند. سرانجام در روز ۳۰ اردیبهشت، خوانش مقدماتی این لایحه با ۱۱۰ رای موافق، تصویب شد. پس از تصویب مقدماتی، این لایحه به کمیته تخصصی ارجاع شده و سپس در صورت تصویب این لایحه در خوانش‌های سه‌گانه، کنست منحل شده و انتخابات زودهنگام نهایتا باید ظرف ۹۰ روز برگزار شود.
 
💢دعوا بر سر سربازی حریدیان

🔹پیش از تصویب قانون انحلال کنست، از مدت‌ها قبل نزاع بر سر سربازی حریدیان در اسرائیل بالا گرفته بود. در حالی که اکثریت جامعه اسرائیل و حتی طرفداران حزب لیکود خواهان اعزام حریدیان به سربازی بودند و ارتش نیز در این خصوص اعلام نیاز کرده بود، احزاب حریدی این مسئله را خط قرمز خود دانسته و اعلام  کرده بودند که در صورت عدم تصویب قانون بیسموت که طی آن عملاً معافیت حریدیان از سربازی تمدید می‌شود، این احزاب از دولت جدا خواهند شد.

🔹این مسئله نتانیاهو را با چالش دشواری مواجه کرد که در آن، جانبداری از مردم منجر به از دست رفتن حمایت حریدیان و جانبداری از حریدیان نیز منجر به کاهش سبد رای مردمی حزب لیکود می‌شد. سرانجام نتانیاهو تصمیم گرفت تا رای گیری در خصوص قانون بیسموت را به کنست بعدی واگذار کند که این امر با مخالفت حزب حریدی دگل هاتوراه و خروج آن از دولت ائتلافی همراه شد. لازم به ذکر است که سابقاً احزاب حریدی شاس و آگودات اسرائیل نیز به همین دلیل از دولت خارج شده بودند ولی حزب شاس اعلام کرده بود که همچنان در کنست با ائتلاف همراهی خواهد کرد.
 
💢احزاب حریدی در مقابل نتانیاهو!

🔹به نظر می‌رسد که اکنون یکی از  اصلی‌ترین چالش‌های انحلال کنست برای نتانیاهو، مسئله فاصله‌گیری احزاب حریدی از ائتلاف با او خواهد بود. این مسئله سبب خواهد شد تا نتانیاهو بخش بزرگی از متحدان ائتلافی خود که در کنست اخیر ۱۸ کرسی را در اختیار داشتند، از دست بدهد. تبعاً عدم همراهی هر سه حزب حریدی با نتانیاهو، احتمال به قدرت رسیدن مجدد نتانیاهو را به شدت کاهش خواهد داد. به هر جهت تجربه نشان داده است که احزاب حریدی تنها به دنبال تامین منافع خود بوده و به همین دلیل، اگر این احزاب به این نتیجه برسند که دیگر نتانیاهو نخواهد توانست منافع آن‌ها را تامین کند، شاید رویه جدیدی را در پیش گیرند.
 
💢کاهش اختیارات دولت

🔹در صورت انحلال کنست، دولت فعلی به عنوان دولت پیشبرد امور تا زمان برگزاری انتخابات به فعالیت خود ادامه خواهد داد، اما اختیارات آن به شدت محدود خواهد شد. در این بازه زمانی، دولت تنها ملزم به پیشبرد امور جاری رژیم خواهد بود و به همین دلیل، این دولت انتقالی نمی‌تواند به اتخاذ تصمیمات بلند مدتی که دولت آینده اسرائیل را نسبت به آن‌ها متعهد کند، بپردازد. بر همین اساس، توان دولت فعلی در پیشبرد انتصابات کلیدی جدید، اصلاحات ساختاری گسترده، توافقات و تصمیم‌های سیاسی بلندمدت و... به شدت محدود خواهد شد. تبعاً به دلیل شرایط جنگی که اسرائيل در آن قرار دارد، این گزینه به هیچ عنوان گزینه مطلوبی برای نتانیاهو نخواهد بود.

🔹همچنین با انحلال کنست، فضای سیاسی و اجتماعی رژیم رنگ و بوی انتخاباتی به خود گرفته و در همین چارچوب، هر اقدام جدیدی از جانب دولت، با شائبه سیاسی‌کاری و تلاش برای جذب رای همراه خواهد شد. به همین دلیل، ممکن است نتانیاهو برای رهایی از فشار افکار عمومی که او را متهم به استفاده انتخاباتی جنگ خواهند کرد، ناچار شود تا عملیات‌های نظامی احتمالی خود علیه ایران و محور مقاومت را به تاخیر بیندازد؛ امری که در شرایط فعلی، به هیچ عنوان مطلوب نتانیاهو نخواهد بود.    
 
با نزدیک شدن به موعد انتخابات، اکنون نتانیاهو بیش از همه تحت فشار است. ناامنی در مرزهای شمالی به دلیل جنگ با حزب‌الله و نیز عدم تحقق وعده‌های نتانیاهو در خصوص خلع سلاح حماس، نابودی توان رزم حزب‌الله، سرنگونی حکومت ایران و نابودی تاسیسات هسته‌ای آن، همگی سبب شده است که محبوبیت نتانیاهو نزد افکار عمومی به شدت کاهش یابد. مضاف بر این، عدم حل مسئله سربازی حریدیان نیز شرایط را پیچیده‌تر کرده و ممکن است متحدان سنتی حریدی نتانیاهو، در انتخابات آینده نه در کنار او، بلکه حتی در مقابل رهبر حزب لیکود قرار گیرند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
🌐ترامپ از تفاهم‌نامه با ایران به دنبال توافق است یا خرید زمان؟

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸اخبار گزارش‌های چند روز اخیر راجع به نزدیک‌بودن آمریکا و ایران به امضای یک تفاهم‌نامه اولیه، هم در واشنگتن و هم تهران تا حدی غافلگیرکننده بود. همچنین پرسش‌ها و ابهامات زیادی را درباره آینده منازعه دو کشور مطرح کرده است؛ زیرا در سه ماه گذشته تلاش‌ها برای مصالحه به دلیل پافشاری طرفین بر خواسته‌هایشان شکست خورده بود. در واشنگتن دی.سی. جمهوری‌خواهان انتقادات بسیاری به امضای یک تفاهم‌نامه با ایران که به یک توافق نهایی منتهی می‌شود وارد کردند. با این وجود، هدف اصلی ترامپ از این تصمیم هنوز مشخص نیست و سه سناریو را می‌توان مطرح کرد.
 
💢سناریوی نخست: ترامپ به دنبال خرید زمان است

🔹اصلی‌ترین نگرانی ترامپ در جنگ با ایران، سرنوشت انتخابات میان‌دوره‌ای در آبان‌ماه امسال است. اگر او بتواند جنگ را تا برگزاری انتخابات به گونه مدیریت کند که از افزایش بیشتر قیمت‌ها جلوگیری شده و بحران اقتصادی رخ ندهد، احتمال پیروزی جمهوری‌خواهان را در انتخابات بالا می‌برد و با خیالی آسوده‌تر به جنگ با ایران بازمی‌گردد. تفاهم‌نامه با ایران و مذاکرات ۶۰ روزه می‌تواند بخشی از برنامه ترامپ برای بازنگه‌داشتن تنگه هرمز و آرام‌کردن بازارها باشد تا جمهوری‌خواهان به سلامت از انتخابات عبور کنند. افزون بر این، به زودی جام جهانی به میزبانی این کشور برگزار خواهد شد و ترامپ برای اعتبار خود نمی‌خواهد قیمت‌ها در آمریکا بسیار بالا برود.

🔹در این سناریو، ترامپ به دنبال راهی خواهد بود تا با پافشاری بر خواسته‌های هسته‌ای خود مذاکرات را پس از ۶۰ روز ادامه دهد و همزمان از طریق میانجی‌گران به ایران فشار دیپلماتیک وارد کند تا تنگه هرمز را باز نگه دارد. همچنین از شدت محاصره کاسته و به اجازه فروش نفت به چین را می‌دهد تا تهران انگیزه کمتری برای بستن مجدد تنگه داشته باشد.

💢سناریوی دوم: انتظار برای فروپاشی اقتصادی

🔹دو روز پیش ترامپ در تروث‌سوشیال اعلام کرد که محاصره دریایی تا زمان رسیدن به توافق با ایران ادامه خواهد یافت. در یک سناریو، ترامپ می‌خواهد با ارائه یکسری امتیازات اقتصادی محدود (همچون آزادسازی مبلغ اندکی از دارایی‌های بلوکه‌شده) یا حتی بدون آزادسازی دارایی‌ها (همانگونه که در مصاحبه اخیر خود با فاکس‌نیوز گفت) ایران محدودیت بر تنگه هرمز را کاهش دهد، اما همچنان به محاصره ادامه یابد تا ایران ظرف دو ماه آینده به لحاظ اقتصادی دچار فروپاشی شود. تحقق این سناریو بعید به نظر می‌رسد؛ زیرا ایران بازشدن تنگه و در عین حال تداوم محاصره دریایی را نخواهد پذیرفت که در این صورت تفاهم‌نامه مذکور امضا نخواهد شد.
 
💢سناریوی سوم: ترامپ به دنبال توافقی است

🔹کاهش ذخایر تسلیحات راهبردی، خطر بسته‌ماندن تنگه هرمز تا انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار میانجی‌گران و احتمالاً ناامیدی ترامپ از تحقق خواسته‌هایش در پرونده ایران انگیزه‌های کمی نیستند تا او را مجاب به انعطاف در برابر مطالبات ایران کنند. طبق برخی گزارش‌ها، ترامپ از جنگ با ایران خسته شده و می‌خواهد هرچه زودتر پایان یابد تا بتواند به سراغ مسائل دیگر برود. واکنش تند و منفی جمهوری‌خواهان کنگره به اخبار تفاهم‌نامه میان دو کشور این فرضیه را تقویت می‌کند که آمریکا در آستانه توافقی است که امتیازات معناداری به ایران می‌دهد.

🔹این توافق می‌تواند حالت دیگری نیز داشته باشد که در آن، ترامپ صرفا به یک مصالحه بر سر تنگه هرمز رضایت می‌دهد. وضعیت پرونده هسته‌ای هم تا مدتی نامعلوم در حالت منجمد نگه داشته خواهد شد. البته این موضوع یک مانع بسیار جدی دارد و آن جمهوری‌خواهان کنگره و لابی اسرائیل است. این دو جریان نمی‌پذیرند آمریکا جنگ با ایران را تا زمان تحقق اهداف اولیه خود ترک کند. هم‌حزبیان ترامپ مانعی جدی در مسیر امضای تفاهم‌نامه هستند.
 
ترامپ احتمالاً هنوز میان «توافق» و «وقت‌کشی» تصمیم نهایی نگرفته و ممکن است تفاهم‌نامه را ابزاری برای مدیریت بحران ببیند. سه سناریو مطرح است: نخست، خرید زمان تا انتخابات میان‌دوره‌ای از طریق باز نگه داشتن تنگه هرمز و آرام‌کردن بازارها؛ دوم، ادامه فشار اقتصادی برای فرسایش ایران؛ و سوم، پذیرش توافقی محدود و ناخوشایند. با این حال، هر مسیر برای ترامپ پرهزینه است. ایران احتمالاً اجازه نخواهد داد مذاکرات صرفاً به ابزاری برای تعویق بحران تبدیل شود و در داخل آمریکا نیز جمهوری‌خواهان و لابی اسرائیل مخالف عقب‌نشینی طولانی‌مدت از تقابل با ایران هستند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
♦️چین چگونه به مسئله تنگه هرمز می‌نگرد؟
▪️ریسپانسیبل استیت‌کرفت

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸اینکه چرا سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه آمریکا-بحرین درباره تنگه هرمز انتقاد کرده، در حالی که مقام‌های دولت ترامپ می‌گویند چینی‌ها در پکن به ترامپ گفته‌اند که با بازگشایی تنگه موافق‌اند، باعث سردرگمی شده است. این ابهام احتمالاً به تفاوت برداشت‌ها از معنای «باز بودن» تنگه مربوط می‌شود.

🔹بر اساس گفت‌وگوهایی که من با دیپلمات‌های چینی داشته‌ام، «باز بودن» برای چین یعنی جریان تجارت در تنگه ادامه داشته باشد؛ نفت، گاز و کالا از آن عبور کنند، مبادلات مالی انجام شود و تجارت برقرار بماند. اما این لزوماً به این معنا نیست که هیچ سازوکاری برای دریافت عوارض عبور توسط کشورهای منطقه وجود نداشته باشد. حتی با وجود چنین هزینه‌ای، باز هم نفت می‌تواند جریان داشته باشد. آنچه تنگه را «بسته» می‌کند، محاصره و انسداد کامل است، نه دریافت عوارض.

💢موافقت ضمنی چین با عوارض

🔹البته ترجیح چین این است که اساساً هیچ عوارضی وجود نداشته باشد، اما برخی پیشنهادها مطرح شده که پکن نسبت به آن‌ها انعطاف نشان داده است. برای مثال، چینی‌ها می‌توانند با سازوکاری منطقه‌ای کنار بیایند که تحت عنوان «هزینه مدیریت زیست‌محیطی» مبلغی دریافت کند؛ یعنی عوارضی که نام عوارض روی آن گذاشته نشود. جالب اینکه دولت ترامپ هم می‌تواند با چنین مدلی کنار بیاید، هرچند واشنگتن می‌خواهد این سازوکار کاملاً منطقه‌ای باشد و صرفاً توسط ایران و عمان مدیریت نشود.

🔹اما دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس — به‌ویژه امارات و بحرین — به‌شدت با این ایده مخالف‌اند، حتی اگر خودشان هم بخشی از آن سازوکار باشند. از نگاه آن‌ها، که جالب است شباهت زیادی به نگاه اسرائیل دارد، چنین ترتیبی به ایران وزن ژئوپلیتیکی بیشتری می‌دهد. به همین دلیل ترجیح می‌دهند آمریکا دوباره به بمباران ایران بازگردد.

💢دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه

🔹با این حال، دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه آمریکا-بحرین فقط به این موضوع محدود نمی‌شود. این قطعنامه که بیش از صد کشور عضو سازمان ملل از آن حمایت کرده‌اند، اگرچه در نسخه‌ای که من دیده‌ام ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نمی‌گیرد، اما می‌تواند زمینه‌ساز صدور قطعنامه‌ای بعدی تحت فصل هفتم شود؛ قطعنامه‌ای که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند. نسخه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند، هرچند مستقیماً از عبارت معروف «اقدام ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد» استفاده نمی‌کرد، اما عملاً همان منطق ماده ۳۹ را داشت و تصریح می‌کرد که «اقدامات ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی» محسوب می‌شود.

💢پیشگیری از هزینه‌های سنگین

🔹این روند چیز تازه‌ای نیست. معمولاً همین قطعنامه‌های اولیه هستند که بعدها به صدور قطعنامه‌ای ذیل فصل هفتم منجر می‌شوند؛ مرحله‌ای که هزینه سیاسی وتوی نهایی برای روسیه و چین را بسیار بالا می‌برد. به بیان دیگر، خفه کردن ماجرا در نطفه کم‌هزینه‌تر است. خود آمریکا هم دقیقاً همین کار را درباره قطعنامه‌های مرتبط با اسرائیل انجام می‌دهد و هر قطعنامه‌ای را که حتی احتمال ایجاد فشار — چه واقعی و چه نمادین — بر اسرائیل داشته باشد، وتو می‌کند.

🔹اما مسئله مهم‌تری هم وجود دارد. چین می‌داند که اگر ترامپ موفق می‌شد ایران را شکست دهد، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و همان‌طور که در ونزوئلا عمل کرد، کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار بدی قرار می‌گرفت. در نهایت، پس از آنکه ترامپ در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ مادورو را در ونزوئلا سرنگون کرد، صادرات نفت ونزوئلا به چین و دیگر کشورهای آسیایی ۹۲ درصد سقوط کرد؛ از میانگین ۶۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به تنها ۴۸ هزار بشکه در فوریه ۲۰۲۶. بخش عمده این نفت آسیایی نیز راهی چین می‌شد.

💢ایران، سنگر آخر چین در غرب آسیا

پکن نمی‌تواند مطمئن باشد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در چنین سناریویی در برابر فشار آمریکا برای قطع صادرات نفت به چین مقاومت کنند. تنها کشوری در خلیج فارس که احتمالاً می‌تواند و مایل است در برابر فشار واشنگتن بایستد، ایران است. بنابراین، از نگاه چین، همراهی با قطعنامه‌ای ذیل فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند، به معنای قرار دادن امنیت انرژی خود در معرض اهرم فشار خطرناک آمریکا در آینده خواهد بود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎1
🌐اروپا و اسرائیل پس از جنگ رمضان: فاصله‌گیری سیاسی و همگرایی امنیتی

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه

🔸جنگ رمضان صرفاً یک بحران نظامی در خاورمیانه نبود، بلکه به‌عنوان یک شوک ژئوپلیتیک، شکاف‌های موجود در سیاست خارجی اروپا نسبت به اسرائیل را آشکارتر کرد و هم‌زمان به بازتنظیم تدریجی روابط دو طرف انجامید. این جنگ نشان داد که نگاه اروپا به اسرائیل دیگر صرفاً در چارچوب «متحد راهبردی غرب» قابل توضیح نیست، بلکه وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده که در آن فاصله‌گیری سیاسی می‌تواند هم‌زمان با تعمیق همکاری‌های امنیتی ادامه یابد.

💢شکاف راهبردی اروپا بر سر اسرائیل

🔹جنگ اخیر بار دیگر فقدان اجماع درون اتحادیه اروپا درباره اسرائیل را آشکار کرد. کشورهای اروپای شرقی، به‌ویژه جمهوری چک و استونی، جنگ را در چارچوب تقابل امنیتی گسترده‌تر غرب با اسلام‌گرایی و محورهای ضدغربی تفسیر کردند و مواضعی همدلانه‌تر با اسرائیل اتخاذ نمودند. در مقابل، دولت‌هایی مانند اسپانیا و ایرلند که بر حقوق بین‌الملل و چندجانبه‌گرایی تأکید دارند، سیاست‌های اسرائیل را تهدیدی برای نظم حقوقی بین‌المللی دانستند. این شکاف نشان می‌دهد که سیاست اتحادیه اروپا نسبت به اسرائیل بیش از گذشته تابع موازنه قدرت میان اعضاست، نه یک اجماع ارزشی مشترک. در شرایط فعلی نیز وزن سیاسی و اقتصادی آلمان مانع از حرکت اروپا به سمت تقابل جدی با اسرائیل شده است.

💢تغییر ادراک اروپا از اسرائیل

🔹جنگ رمضان موجب تقویت این ادراک در بخشی از محافل اروپایی شد که سیاست‌های اسرائیل می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده‌تر خاورمیانه منجر شود. اروپایی‌ها برخلاف برخی جریان‌های تندرو در آمریکا و اسرائیل، نسبت به سناریوهای مبتنی بر فروپاشی ساختارهای دولتی در ایران در منطقه بدبین هستند. تجربه عراق، لیبی و سوریه این تصور را تقویت کرده که خلأ قدرت در خاورمیانه معمولاً به موج‌های مهاجرتی، اختلال در بازار انرژی و بی‌ثباتی سیاسی در اروپا منجر می‌شود.

🔹از همین منظر، مخالفت بخش مهمی از اروپا با رویکردهای مبتنی بر «رژیم‌چنج» در ایران بیشتر ریشه در محاسبات امنیتی و اقتصادی داشت تا صرفاً ملاحظات اخلاقی. علاوه بر این، اروپا در مقایسه با آمریکا آسیب‌پذیری بیشتری در برابر بحران انرژی و بی‌ثباتی پیرامونی دارد و به همین دلیل، رویکرد آن به تحولات امنیتی غرب آسیا عمدتاً مبتنی بر مدیریت بحران است، نه بازآرایی تهاجمی منطقه.

💢فشار افکار عمومی بر روابط سیاسی

🔹افکار عمومی اروپا پس از هفتم اکتبر و همچنین جنگ رمضان، نگاه انتقادی‌تری نسبت به اسرائیل پیدا کرده است. افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به بحران انسانی و تلفات غیرنظامیان، هزینه سیاسی حمایت آشکار از اسرائیل را برای دولت‌های اروپای غربی افزایش چشمگیری داده است. هرچند که این تحول الزاماً به معنای تیرگی روابط نیست، اما احتمالاً موجب خواهد شد روابط سیاسی اروپا و اسرائیل کمتر از گذشته دارای نمایش علنی همگرایی باشد. در واقع، روابط دو طرف ممکن است از شراکت ارزشی به سمت همکاری عمل‌گرایانه و محدودتر حرکت کند. در نتیجه، دولت‌های اروپایی احتمالاً در سطح رتوریک مواضع انتقادی‌تری نسبت به اقدامات اسرائیل و جنگ‌های آن اتخاذ خواهند کرد، بدون آنکه این مسئله لزوماً به گسست راهبردی منجر شود.

💢تعمیق همکاری‌های امنیتی و نظامی

🔹با وجود افزایش تنش‌های سیاسی، جنگ رمضان احتمالاً به تعمیق همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی میان اروپا و اسرائیل منجر خواهد شد. این جنگ، هم‌زمان با جنگ اوکراین، ضعف اروپا در حوزه آمادگی نظامی و وابستگی آن به آمریکا را آشکار کرد. در چنین شرایطی، اسرائیل برای اروپا نه فقط یک شریک سیاسی، بلکه منبع مهم فناوری‌های نظامی، سامانه‌های ضدپهپادی و تجربیات عملیاتی نیز محسوب می‌شود. هم‌زمان، افزایش نگرانی نسبت به توان موشکی ایران، امنیت انرژی و احتمال اختلال در تنگه هرمز نیز همکاری‌های اطلاعاتی اروپا و اسرائیل را تقویت کرده است. این همکاری‌ها بیش از آنکه ایدئولوژیک باشند، امنیتی و اطلاعاتی محور هستند.

💢چشم‌انداز آینده روابط

در مجموع، جنگ رمضان احتمالاً روابط اروپا و اسرائیل را وارد مرحله‌ای جدید خواهد کرد؛ مرحله‌ای که در آن اروپا از نگاه سنتی به اسرائیل به‌عنوان «متحد استثنایی» فاصله می‌گیرد و به سمت رابطه‌ای عمل‌گرایانه‌تر حرکت می‌کند. در این چارچوب، فشارهای سیاسی و حقوق‌بشری بر اسرائیل افزایش خواهد یافت، اما همکاری‌های نظامی، فناورانه و اطلاعاتی گسترش پیدا خواهد کرد. آینده این روند تا حد زیادی به تحولات داخلی اسرائیل وابسته است. تداوم دولت‌های راست‌گرای رادیکال می‌تواند شکاف سیاسی با اروپا را تشدید کند، در حالی که روی کار آمدن دولتی میانه‌روتر احتمالاً بخشی از تنش‌های موجود را کاهش خواهد داد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍101
🌐الگوی جدید جنگ لبنان: اسرائیل به دنبال کرانه سازی جنوب

#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸آتش‌بس ۱۶ آوریل در جنوب لبنان دیگر چیزی جز یک عنوان سیاسی نیست و نبود. همچنین در پی تشدید نظامی در جبهه لبنان، ارتش اشغالگر اسرائیل هشدارهای فوری برای تخلیه شهر صور صادر کرده که نشان می‌دهد، واقعیت میدانی امروز، بر اساس ریتم آتش و نه توافقات بازتعریف می‌شود.

🔹از سوی دیگر آنچه از مرزهای جنوب لبنان تا عمق الجلیل می‌گذرد، دیگر یک درگیری خطی کلاسیک نیست؛ بلکه فضایی برای آزمون مستمر توازن قوا و محدودیت‌های آن تبدیل شده است. اسرائیل با درک ناتوانی خود در اشغال پایدار و سنتی، به دنبال طراحی واقعیت امنیتی جدیدی در لبنان است: پروژه «نقاط A، B، C».

🔹در این پروژه، اسرائیل دیگر به دنبال حفظ خط‌های اشغال دائم یا استقرار گسترده نیروی انسانی نیست. بلکه با الهام از مدل «کرانه باختری» (حضور امنیتی محدود، کنترل از راه دور با آتش و حائل‌سازی جمعیتی)، می‌خواهد جنوب لبنان را به سه منطقه عملیاتی مجزا تقسیم کند: نقطه C (منطقه زیرین یا حائل جنوبی)، نقطه B (منطقه میانی برای عملیات هوایی) و نقطه A (نفوذ آتش عمقی).

💢نقطه C؛ حائل‌سازی زیر شهر صور

🔹اولین محور این پروژه، منطقه زیرین یعنی محدوده شهر صور تا خط ساحلی است. اسرائیل با صدور هشدارهای تخلیه برای قلب صور و اردوگاه‌های «البص» و «الرشیدیه»، در عمل به دنبال تبدیل این منطقه به یک حائل انسانی–نظامی خالی از سکنه است. مساحت ۴۰۰ کیلومتری قضاء صور (بزرگتر از غزه) و موقعیت آن به عنوان مرکز ثقل لجستیکی و اداری حزب‌الله، هدف اصلی این حائل‌سازی است.

🔹اشغالگران با تکمیل تخلیه، قصد دارند با اتکا به سلاح دریایی و آتش توپخانه مستقر در موقعیت «البیاضه»، این منطقه را به یک «منطقه ممنوعه» مشابه حصارهای امنیتی در کرانه باختری تبدیل کنند؛ جایی که هرگونه حرکت زمینی پیش از وقوع هدف گرفته می‌شود.

💢نقطه B؛ کمربند عملیات هوایی بر فراز لیتانی


🔹دومین لایه، منطقه بالای رودخانه لیتانی است. برخلاف گذشته که لیتانی یک خط دفاعی محسوب می‌شد، امروز اسرائیل در تلاش است تا این منطقه را به بستر عملیات‌های هوایی بدون مانع تبدیل کند. در این نقطه B، خبری از استقرار دائمی پیاده‌نظام نیست. بلکه الگوی «پراکندگی با آتش» جایگزین آن شده است.

🔹ارتش اسرائیل با کنترل آتش بر ۶۰ شهرک و روستا در عمق ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری، عملاً محدوده «خط زرد» را به یک منطقه پرواز آزاد برای پهپادهای تهاجمی و شناسایی تبدیل کرده است. هدف از نقطه B، جلوگیری از هرگونه بازآرایی حزب‌الله در پشت خط مقدم و قطع خطوط تغذیه مقاومت به سمت جنوب است. درست مانند کرانه باختری که اسرائیل با گشت‌زنی هوایی شبانه‌روزی، تحرک را برای گروه‌های مقاومت غیرممکن می‌کند.

💢نقطه A؛ سقف بازدارندگی آتش

🔹اما بالاترین سطح پروژه، نقطه A است که شامل تپه‌های استراتژیک «قلعه الشقیف»، موقعیت «علی الطاهر» و محورهای پیشروی به سمت ميفدون و يحمر می‌شود. اسرائیل نمی‌خواهد این نقاط را به طور دائم اشغال کند (چون می‌داند در دام استراتژیک گرفتار می‌شود). بلکه هدف، ایجاد قابلیت نفوذ آتش لحظه‌ای است.

🔹بدین معنا که هر زمان اراده کند، بتواند بدون درگیری زمینی طولانی، با توپخانه و پهپادهای پیشرفته فیبر نوری (FPV)، عمق استراتژیک مقاومت را هدف قرار دهد. تجربه عملیات «شومیراه» در ۳۰ آوریل که منجر به انهدام یک باتری توپخانه اسرائیل با پهپاد شد، نشان داد که حزب‌الله نیز به این سطح از دقت رسیده است. بنابراین نبرد بر سر نقطه A، نبرد «اولین شلیک‌کننده» است.

💢جمع‌بندی؛ جنوب لبنان، کرانه باختری جدید؟

در میدان، ارتش اسرائیل با الگوی جدید «استقرار سبک با آتش سنگین» در حال پیشروی فرسایشی است. عبور از لیتانی، درگیری در زوطر شرقی و تلاش برای تصرف مرتفعات، همه نشانه‌های اجرای همین پروژه سه نقطه‌ای است. حزب‌الله نیز با تاکتیک «غیرمتمرکز» و استفاده گسترده از پهپادهای FPV و اشباع پهپادی، هزینه نگهداری این نقاط را به شدت افزایش داده است. نتیجه نهایی، ورود به یک فرسایش باز است؛ جایی که اسرائیل بدنبال تثبیت یک واقعیت امنیتی شبیه کرانه باختری است، اما مقاومت با چابکی و خلاقیت تاکتیکی، در حال خنثی‌سازی این پروژه نقطه به نقطه می‌باشد. آینده نشان خواهد داد که آیا این الگوی جدید به یک معادله پایدار تبدیل می‌شود یا تنها مرحله‌ای دیگر از جنگ بی‌پایان جنوب لبنان است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82
♦️ترامپ و بازار نفت چگونه با یکدیگر به تعادل رسیده‌اند؟
▪️
آتلانتیک

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸جهان تقریباً مطمئن است که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ هر روز ممکن است به جنگ با ایران پایان دهد. اما خود ترامپ مدام تأکید می‌کند که برای این کار عجله‌ای ندارد. در تمام این مدت نیز بازار نفت به شکلی عجیب آرام باقی مانده است. این سه واقعیت در حقیقت به هم مرتبط‌اند. وقتی جنگ آغاز شد، کارشناسان هشدار دادند که اگر تنگه هرمز بیش از چند هفته بسته بماند، قیمت نفت به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید. اما با وجود گذشت سه ماه از بسته‌بودن تنگه قیمت هر بشکه نفت خام برنت حدود ۹۴ دلار باقی مانده؛ رقمی که فاصله زیادی با قیمت آن در اوایل مارس، کمی پس از شروع جنگ، ندارد.

💢عقب‌نشینی ترامپ در آستانه‌های انفجار قیمتی

🔹طی سه ماه گذشته، بازار جهانی نفت ظاهراً بر این فرض عمل کرده که دیر یا زود تنگه هرمز باز خواهد شد و جریان نفت دوباره از سر گرفته می‌شود. این فرض نیز بر یک باور عمیق‌تر استوار است: اینکه ترامپ نهایتاً وقتی فشار اقتصادی بیش از حد بالا برود، عقب‌نشینی خواهد کرد. این همان نظریه معروف «TACO» درباره شیوه تصمیم‌گیری ترامپ است؛ مخفف جمله یعنی «ترامپ همیشه جا می‌زند». اما این منطق در عمل به شکلی خطرناک دوری و خودتقویت‌کننده شده است. قیمت‌ها پایین مانده‌اند چون سرمایه‌گذاران انتظار دارند ترامپ پیش از آنکه قیمت‌ها بیش از حد بالا برود جنگ را متوقف کند؛ اما دقیقاً به‌دلیل پایین‌ماندن قیمت‌ها، ترامپ فشار کمتری برای پایان‌دادن به جنگ احساس می‌کند. در واقع، به‌نظر می‌رسد رئیس‌جمهور فهمیده که تنها با اشاره‌های گاه‌به‌گاه به احتمال توافق صلح می‌تواند بازار نفت را آرام نگه دارد.

🔹در حالت کلی، این باور که ترامپ در برابر فاجعه اقتصادی عقب‌نشینی می‌کند، بی‌اساس نیست. پس از آنکه ترامپ در آوریل ۲۰۲۵ تعرفه‌های موسوم به «روز آزادی» را اعلام کرد، بازار سهام ظرف چند روز هزاران میلیارد دلار ارزش خود را از دست داد. سپس، همزمان با اجرایی‌شدن تعرفه‌ها، سرمایه‌گذاران بازار اوراق قرضه شروع به فروش اوراق خزانه آمریکا کردند و نرخ بهره به‌شدت افزایش یافت. تنها ۱۳ ساعت پس از آغاز سیاست تجاری جدیدش، ترامپ عقب‌نشینی کرد و تعلیق ۹۰روزه تعرفه‌ها را اعلام نمود.

🔹سپس در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند. قیمت نفت برنت ظرف کمی بیش از یک هفته از حدود ۷۰ دلار به نزدیک ۱۲۰ دلار رسید. اما در ۹ مارس، ترامپ اعلام کرد که بحران «تقریباً کاملاً حل شده» و تنگه هرمز بازگشایی شده است؛ در حالی که در واقع چنین اتفاقی رخ نداده بود. پس از این اظهارات، قیمت نفت دوباره به زیر ۹۰ دلار سقوط کرد و به‌نظر می‌رسید نظریه TACO بار دیگر تأیید شده است.

🔹اما این بار ترامپ واقعاً عقب‌نشینی نکرد. جنگ ادامه یافت. قیمت نفت دوباره آرام‌آرام بالا رفت و از ۱۱۰ دلار عبور کرد. در همین زمان، ترامپ اعلام کرد دولتش «گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده‌ای» با ایران برای پایان جنگ داشته است. بار دیگر قیمت نفت سقوط کرد و به حدود ۹۵ دلار رسید. این الگو بارها تکرار شد: افزایش قیمت نفت، سپس وعده قریب‌الوقوع بودن توافق صلح، بعد سقوط قیمت‌ها، و در نهایت ادامه جنگ بدون هیچ توافقی.

💢تصور معامله‌گران از آینده تنش مثبت است

🔹در نهایت مشخص شد نظریه TACO دو محدودیت اساسی دارد. نخست اینکه می‌تواند خودش را خنثی کند. معامله‌گران نفت تصور می‌کنند افزایش قیمت‌ها ترامپ را مجبور به پایان جنگ خواهد کرد؛ اما همین تصور باعث می‌شود قیمت نفت آن‌قدر بالا نرود که واقعاً چنین فشاری ایجاد شود. دوم اینکه این نظریه به‌آسانی قابل سوءاستفاده است. ترامپ احتمالاً فهمیده بازارها انتظار دارند او جا بزند. بنابراین، هر زمان قیمت‌ها بالا می‌رود، فقط کافی است وانمود کند که به‌زودی کوتاه خواهد آمد تا بازار آرام شود.

💢بازی ترامپ نمی‌تواند دائمی باشد

با این حال، تحلیلگران تأکید می‌کنند که این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند. بازارها کم‌کم در حال فهمیدن الگو هستند. جانستون اشاره می‌کند که تأثیر اظهارات ترامپ درباره صلح بر قیمت نفت به‌مرور کاهش یافته، زیرا معامله‌گران به این بازی عادت کرده‌اند. مهم‌تر از آن، قانون عرضه و تقاضا نهایتاً خود را تحمیل خواهد کرد. کشورها به‌سرعت در حال مصرف ذخایر نفتی انباشته‌شده خود هستند و ممکن است طی یک ماه آینده این ذخایر رو به پایان برود. در آن زمان، نفت کافی برای پاسخ به تقاضا وجود نخواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82
🌐چین چگونه به روابط پاکستان با آمریکا می‌نگرد؟

#مطالعات_چین
#تحلیل_کوتاه

🔸در هفته گذشته نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان رهسپار سفری رسمی به چین شدند و پس از برگزاری مجموعه‌ای از نشست‌ها، اعم از شرکت در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد برقراری روابط میان دو کشور، سفر خود را با یک بیانیه 18 بندی به پایان رساندند. حضور عاصم منیر در این سفر بلافاصله پس از حضور در تهران از یکسو و تقارن آن با تحولات منطقه‌ای مربوط به جنگ رمضان، این برداشت را تقویت می‌کند که در سایه تلاش طرف آمریکایی برای تقویت روابط با پاکستان، چین مسیر تقسیم هزینه‌های راهبردی و تقویت نفوذ خود بر پاکستان را برگزیده است.  
 
💢محتوای بیانیه پایانی
 
🔹علاوه بر تاکیدات مرسوم بر همسویی‌های اقتصادی و سیاسی (مانند ابتکارهای سه‌گانه شی جین پینگ و کمربند و راه) و روابط دوجانبه، یکی از بندهای اصلی این بیانیه، به تحولات منطقه‌ای و روند دیپلماتیک اسلام‌آباد اختصاص داشته و در آن، حمایت پاکستان از پیشنهادهای چهارگانه شی جین پینگ برای صلح و ثبات در خاورمیانه و قدرشناسی چین از تلاش‌های پاکستان برای برقراری آتش‌بس موقت میان ایران و ایالات متحده بازتاب یافته است. در هفته‌های گذشته، اخباری مبنی بر فشار طرف چینی بر پاکستان برای تسریع تلاش‌ها در راستای دستیابی به توافق نیز منتشر شد.
 
💢نگاه چین به نزدیکی پاکستان و ایالات متحده
 
🔹از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید و متاثر از نزدیکی قابل‌توجه دولت پاکستان به آمریکا در این دوره، این پرسش به کرات مطرح شده است که پاکستان چه موقعیتی در رقابت فزاینده میان چین و آمریکا پیدا خواهد کرد و چینی‌ها، چگونه به نزدیکی مجدد پاکستان و ایالات متحده پاسخ خواهند داد؟ بیانیه پایانی سفر اخیر و نوع تعامل طرف چینی با شخص عاصم منیر، نشان می‌دهد که دستکم در موقعیت کنونی نزدیکی مذکور به قیمت فاصله‌گیری چین از پاکستان تمام نشده است. چرایی این تحول را بیش از هر چیز، باید در نگاه ویژه چین به پاکستان در مقطع کنونی جستجو کرد.
 
🔹چین در گذر سالیان، پاکستان را بیش از هر چیز، به عنوان اهرم فشار و شریک در مقابل دیگر همسایه جنوبی خود، یعنی هند، مورد تفقد قرار داده است و این تفقد، بالاخص در حوزه نظامی و اقتصادی، به یکی از ستون‌های ثبات‌بخش برای دولت پاکستان در مواجهه با چالش‌های عدیده‌ مبدل شده است. همسویی پاکستان و چین از این منظر، در سطح منطقه‌ای کماکان بر قوت خود باقی خواهد ماند. در عین حال، به نظر می‌رسد که طرف چینی، بالاخص به سبب پایان‌ناپذیر انگاشتن منازعه هند و پاکستان، قصد ندارد کل هزینه‌های امنیتی این منازعه را به تنهایی به دوش بکشد و تقسیم هزینه‌های مترتب از این منازعه را با ایالات متحده در مجموع مطلوب می‌شمارد.
 
🔹در نهایت، نوع تعامل و تلاش چین (و البته آمریکا) برای تعمیق پیوندها با شخص عاصم منیر، به‌عنوان نقطه تمرکز قدرت در حال و (به احتمال زیاد) آینده پاکستان، نشان می‌دهد که طرفین با تلاش برای جلب نظر و وفاداری عاصم منیر قصد دارند موقعیت و جناح خود را در پاکستان تثبیت و تقویت کنند و از این طریق، در حوزه‌های کلیدی از موقعیت و ظرفیت پاکستان بهره ببرند.
 
💢جمع‌بندی 
 
مجموعه این تحولات، نشان می‌دهد که چین در مواجهه با نزدیکی آمریکا و پاکستان، فرصتی برای تقسیم هزینه‌های منازعات منطقه‌ای نیز مشاهده می‌کند و برای مهار این نزدیکی در سطوح راهبردی، جلب عاصم منیر و گسترش نفوذ و تقویت جناح خود در پاکستان را دنبال می‌کند. در همین چارچوب، میانجی‌گری فعال شخص عاصم منیر میان ایران و ایالات متحده نیز با پشتیبانی غیرمستقیم چین واقع شده است؛ هر چند که مشخص نیست توانایی و ظرفیت پاکستان برای تاثیرگذاری در این منازعه، در نهایت چه کسری از توان و قوای تاثیرگذاری چین را با خود به همراه داشته باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4👍32
🌐انتخابات مقدماتی کنگره؛ پیروزی نامزدهای افراطی در هر دو حزب

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا

🔸دور مقدماتی (درون‌حزبی) انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در حالی برگزار می‌شود که وفاداران به ترامپ در حزب جمهوری‌خواه و جناح ترقی‌خواه حزب دموکرات پیروزی‌های مهمی کسب کرده‌اند. در هفته‌های گذشته، ترامپ کوشید جمهوری‌خواهانی را از دور رقابت حذف کند که پیشتر با برخی سیاست‌ها و اقدامات او مخالفت داشتند. در سمت دیگر، با افزایش نارضایتی‌های اقتصادی رأی‌دهندگان، جریان ترقی‌خواه حزب دموکرات که رویکرد چپ‌گرایانه‌تری دارد توانست پیروزی‌های مهمی را در مجلس نمایندگان کسب کند.
 
💢ترامپ نامزدهای وفادار به خود را برمی‌گزیند

🔹با وجود کاهش محبوبیت در نظرسنجی‌ها، ترامپ هنوز این قدرت را دارد تا یک نامزد جمهوری‌خواه را در انتخابات مقدماتی به پیروزی برساند. هفته گذشته، توماس مسی، نماینده کنونی حوزه چهارم انتخاباتی ایالت کنتاکی، در رقابت با هم‌حزبی خود اد گالرین شکست خورد و از انتخابات کنار رفت. پافشاری مسی بر انتشار اسناد اپستین و مخالفتش با جنگ علیه ایران، دلیل کافی به ترامپ داد تا از رقیبش حمایت کند.

🔹در انتخابات سنا نیز جمهوری‌خواهان زاویه‌دار با ترامپ به سرنوشت مشابهی دچار شدند. سناتور بیل کسیدی از ایالت لوئیزیانا در برابر جولیا لِتلو شکست خورد؛ زیرا ترامپ از او حمایت کرده بود. در حقیقت کسیدی به این دلیل باخت که در گذشته رأی به محکومیت ترامپ به دلیل حمله به کنگره در سال ۲۰۲۱ داده بود. اگرچه او کوشید تا روابط خود را با رئیس جمهور آمریکا بهبود بخشد، اما این برای جلب اعتماد او کافی نبود.

🔹در تگزاس نیز اتفاق یکسانی رخ داد. سناتور جان کورنین از کِن پکستون، نامزد مورد حمایت ترامپ شکست خورد. جان کورنین در مقاطع مختلفی اظهار کرده بود که «دوران ترامپ به سر آمده است» و همچنین گزارش شده بود که پس از انتخابات ۲۰۲۰ و در بحبوحه پرونده‌های قضایی ترامپ، به جمهوری‌خواهان توصیه کرده بود به دوران پساترامپ فکر کنند. این اظهارات کورنین در ذهن ترامپ باقی ماند و عامل شکست او در تگزاس شد.

💢سندرز و کورتز ترقی‌خواهان را پیش می‌رانند

🔹تاکنون چندین نامزد ترقی‌خواه مجلس با حمایت برنی سندرز و الکساندریا کورتز در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها پیروز شده‌اند. باب بروکس، آتش‌نشان و رهبر اتحادیه کارگری بازنشسته، در حوزه هفتم پنسیلوانیا پیروز شد و به مصاف رایان مکنزی جمهوری‌خواه خواهد رفت. در حوزه سوم پنسیلوانیا، کریس رب، به عنوان یک سوسیالیست دموکرات، نامزدی حزب را به دست آورد. همچنین در حوزه ششم کنتاکی، زک دمبو در مقدماتی دموکرات‌ها پیروز شد و در انتخابات اصلی با رالف آلوارادو رقابت خواهد کرد.

🔹البته ترقی‌خواهان در همه جا موفق نبوده‌اند. به عنوان نمونه، انتخابات مقدماتی حزب در تگزاس میان جیمز تالاریکو میانه‌رو و جاسمین کراکیت ترقی‌خواه با پیروزی تالاریکو به اتمام رسید. البته شاید با توجه به قدرت بالای جمهوری‌خواهان در تگزاس، این نتیجه به نفع دموکرات‌ها باشد، زیرا یک نامزد میانه‌رو بهتر می‌تواند رأی قشر مستقل جامعه را بدست آورد.
 
💢آثار رادیکال‌شدن احزاب

🔹حرکت دو حزب به سمت جریان‌های رادیکال خود اثرات مهمی بر کارکرد کنگره و حتی آینده قوه مجریه دارد. مسائلی نظیر بودجه، نصب مقامات و حتی سیاست خارجی حزبی‌تر می‌شوند و احتمال مصالحه فراحزبی کاهش می‌یابد. افزون بر این، ترقی‌خواهی مانعی جدی در برابر سیاست‌های ترامپ در دو سال آینده خواهند بود. همچنین، در صورتی که ترقی‌خواهان تبدیل به قدرت مسلط در حزب شوند، شانس آن‌ها برای کسب نامزدی حزب در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ افزایش می‌یابد.
 
💢وضعیت کنونی دو حزب در انتخابات

🔹براساس تحلیل مؤسسات پیش‌بینی انتخابات آمریکا، جمهوری‌خواهان ۲۰۹ کرسی و دموکرات‌ها ۲۰۷ کرسی مجلس را می‌توانند کسب کنند. وضعیت ۱۹ کرسی باقی‌مانده هم مشخص نیست (کرسی‌های چرخشی). در سنا، جمهوری‌خواهان فعلاً توانایی پیروزی ۵۰ کرسی و دموکرات‌ها ۴۸ کرسی را دارند. وضعیت چهار کرسی دیگر (یا به عبارت دیگر چهار ایالت) مشخص نیست. البته باید گفت در بازارهای شرط‌بندی دموکرات‌ها شانس بالاتری برای کسب کرسی‌های چرخشی دارند. همچنین، دو ایالت جمهوری‌خواه تگزاس و آلاسکا در مقایسه با چند ماه پیش بیشتر به دموکرات‌ها متمایل شده‌اند و احتمالاً رقابت سختی در این ایالات شکل بگیرد.
 
در انتخابات مقدماتی کنگره آمریکا، جناح‌های رادیکال هر دو حزب پیشرفت‌هایی داشته‌اند؛ ترامپ با حمایت از نامزدهای وفادار، مخالفان درون‌حزبی را کنار زده و ترقی‌خواهان دموکرات نیز کرسی‌هایی کسب کرده‌اند. این روند نشان‌دهنده تشدید قطبش حزبی است که می‌تواند مصالحه در کنگره را کاهش دهد و بر انتخابات ۲۰۲۸ و توازن قدرت آینده اثر بگذارد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌21👏1