♦️ترامپ از جنگ با ایران خسته شده است
▪️آتلانتیک
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸دونالد ترامپ واقعاً میخواهد جنگ با ایران پایان یابد. او بارها اعلام پیروزی کرده است. او همچنین بارها بهجای عملی کردن تهدیدهایش ــ که گاهی رنگوبوی آخرالزمانی داشتند ــ ضربالاجلهای آتشبس را تمدید کرده است. ترامپ از این جنگ خسته شده؛ جنگی که بسیار دشوارتر و طولانیتر از آن چیزی بوده که انتظار داشت. حزب او با نگرانی نظارهگر افزایش قیمت سوخت و افت محبوبیت در نظرسنجیهاست. ترامپ نمیخواهد مانند برخی رؤسایجمهور پیشین آمریکا در باتلاق یک جنگ خاورمیانهای گرفتار شود. او همچنین نمیخواهد این بحران، نشست پرریسک هفته آیندهاش در چین را بر هم بزند.
💢خیال خام سرنگونی حکومت ایران
🔹ترامپ هرگز تصور نمیکرد اوضاع به اینجا برسد. پس از عملیات نظامی چشمگیر برای ربودن نیکلاس مادورو از کاراکاس، او نگاهش را به ایران دوخت و به نزدیکانش گفت: «این هم یک ونزوئلای دیگر خواهد بود.» دو مشاور بیرونی این موضوع را نقل کردهاند. ترامپ باور داشت ارتش آمریکا شکستناپذیر است و این فرصت را دارد که حکومت تهران را سرنگون کند؛ هدفی که رؤسایجمهور پیشین آمریکا هرگز به آن دست نیافته بودند. او تصور میکرد در حال بازطراحی نقشه جهان است و انتظار داشت پیروزی ظرف چند روز یا نهایتاً یکی دو هفته حاصل شود.
🔹ترامپ در ظاهر چیزی جز اعتمادبهنفس نشان نداده و تقریباً هر روز از پیروزی قریبالوقوع سخن گفته است؛ لافزنیای که در نشستهای خبری پنتاگون از سوی پیت هگست نیز تکرار میشود. اما پشت درهای بسته، فضا متفاوت است. مقامهای آمریکایی باور دارند محاصره دریایی بنادر ایران در حال اثرگذاری و فشار بر اقتصاد ایران است. دو مقام آمریکایی پیشبینی کردهاند که ایران در نهایت، زیر فشار فروپاشی اقتصادی، ناچار به مذاکره خواهد شد.
💢رقابت تابآوری
🔹اما مسئله اصلی زمان است. بسیاری از کارشناسان پیشبینی کردهاند ایران میتواند این فشار را نه برای چند هفته، بلکه برای چند ماه تحمل کند. یک ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نیز همین را تأیید میکند و میگوید ایران احتمالاً سه تا چهار ماه دیگر نیز دوام خواهد آورد. اگر چنین باشد و ایران همچنان تنگه هرمز را بسته نگه دارد، قیمتها در در آمریکا در سال انتخابات میاندورهای همچنان افزایش خواهد یافت. در آن صورت، مسئله به میزان تحمل درد اقتصادی تبدیل میشود: کدام طرف میتواند فشار بیشتری را تاب بیاورد؟
🔹صبر، نقطه قوت ترامپ نیست. یکی از مشاوران ترامپ گفته است رئیسجمهور از جنگ «خسته و کسل» شده است. دیگران معتقدند او از سرسختی ایران ناامید شده است. در حالی که ترامپ گاه خود را جدا از دغدغههای سیاسی حزبش نشان میدهد، جمهوریخواهان با موجی از شکایتها درباره افزایش قیمتها، بهویژه قیمت بنزین، مواجه شدهاند. بسیاری در حزب جمهوریخواه از قبل خود را برای از دست دادن مجلس نمایندگان آماده کرده بودند و اکنون باور دارند هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمال از دست رفتن سنا نیز بیشتر خواهد شد.
💢جنگ یا مذاکره؟!
🔹با وجود بنبست مذاکرات، ترامپ تمایلی به ازسرگیری درگیریها ندارد؛ این را مشاوران و دستیاران او گفتهاند. نگرانیهایی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا وجود دارد و ترامپ این هفته نیز از کشتار بیشتر ابراز بیمیلی کرد. برخی متحدان منطقهای آمریکا ــ از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی ــ نیز نگراناند که ازسرگیری حملات آمریکا، بار دیگر آنها را هدف انتقام ایران قرار دهد.
🔹مشکل دیگر این است که آمریکا تقریباً فهرست اهداف مهم نظامی خود را به پایان رسانده است. به گفته مشاوران، برای ادامه تشدید تنش ــ که همواره روش مورد علاقه ترامپ بوده ــ او مجبور شده اهداف غیرنظامی مانند نیروگاهها، پلها و حتی تأسیسات آبشیرینکن را تهدید کند. ترامپ در مقطعی هشدار داد که «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد»؛ تهدیدی آشکار به ارتکاب جنایت جنگی. او همچنین گزینههایی برای تهاجم محدود زمینی دارد؛ از جمله تصرف ذخایر اورانیوم با غنای بالا یا حمله به جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات انرژی ایران. اما نسبت به به خطر افتادن جان سربازان آمریکایی تردید جدی دارد.
💢 راهبرد بلوفزنی ترامپ
🔹و به همین دلیل ترامپ مدام ضربالاجل تعیین میکند تا ایران را وادار به عقبنشینی کند، اما تهران همچنان بلوف او را میگیرد. هفتههاست که ترامپ درباره ازسرگیری حملات رجزخوانی میکند، اما هر بار راهی برای عقبنشینی پیدا میکند. بهجز چند صدای تندرو، بیشتر اطرافیان ترامپ تمایلی به آغاز دوباره حملات ندارند؛ حتی با وجود ادامه بنبست. ترامپ توافق میخواهد. اما توافق به دو طرف نیاز دارد و هیچ نشانهای وجود ندارد که ایران علاقهای به نجات ترامپ از بحرانی که خود ایجاد کرده، داشته باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️آتلانتیک
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸دونالد ترامپ واقعاً میخواهد جنگ با ایران پایان یابد. او بارها اعلام پیروزی کرده است. او همچنین بارها بهجای عملی کردن تهدیدهایش ــ که گاهی رنگوبوی آخرالزمانی داشتند ــ ضربالاجلهای آتشبس را تمدید کرده است. ترامپ از این جنگ خسته شده؛ جنگی که بسیار دشوارتر و طولانیتر از آن چیزی بوده که انتظار داشت. حزب او با نگرانی نظارهگر افزایش قیمت سوخت و افت محبوبیت در نظرسنجیهاست. ترامپ نمیخواهد مانند برخی رؤسایجمهور پیشین آمریکا در باتلاق یک جنگ خاورمیانهای گرفتار شود. او همچنین نمیخواهد این بحران، نشست پرریسک هفته آیندهاش در چین را بر هم بزند.
💢خیال خام سرنگونی حکومت ایران
🔹ترامپ هرگز تصور نمیکرد اوضاع به اینجا برسد. پس از عملیات نظامی چشمگیر برای ربودن نیکلاس مادورو از کاراکاس، او نگاهش را به ایران دوخت و به نزدیکانش گفت: «این هم یک ونزوئلای دیگر خواهد بود.» دو مشاور بیرونی این موضوع را نقل کردهاند. ترامپ باور داشت ارتش آمریکا شکستناپذیر است و این فرصت را دارد که حکومت تهران را سرنگون کند؛ هدفی که رؤسایجمهور پیشین آمریکا هرگز به آن دست نیافته بودند. او تصور میکرد در حال بازطراحی نقشه جهان است و انتظار داشت پیروزی ظرف چند روز یا نهایتاً یکی دو هفته حاصل شود.
🔹ترامپ در ظاهر چیزی جز اعتمادبهنفس نشان نداده و تقریباً هر روز از پیروزی قریبالوقوع سخن گفته است؛ لافزنیای که در نشستهای خبری پنتاگون از سوی پیت هگست نیز تکرار میشود. اما پشت درهای بسته، فضا متفاوت است. مقامهای آمریکایی باور دارند محاصره دریایی بنادر ایران در حال اثرگذاری و فشار بر اقتصاد ایران است. دو مقام آمریکایی پیشبینی کردهاند که ایران در نهایت، زیر فشار فروپاشی اقتصادی، ناچار به مذاکره خواهد شد.
💢رقابت تابآوری
🔹اما مسئله اصلی زمان است. بسیاری از کارشناسان پیشبینی کردهاند ایران میتواند این فشار را نه برای چند هفته، بلکه برای چند ماه تحمل کند. یک ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نیز همین را تأیید میکند و میگوید ایران احتمالاً سه تا چهار ماه دیگر نیز دوام خواهد آورد. اگر چنین باشد و ایران همچنان تنگه هرمز را بسته نگه دارد، قیمتها در در آمریکا در سال انتخابات میاندورهای همچنان افزایش خواهد یافت. در آن صورت، مسئله به میزان تحمل درد اقتصادی تبدیل میشود: کدام طرف میتواند فشار بیشتری را تاب بیاورد؟
🔹صبر، نقطه قوت ترامپ نیست. یکی از مشاوران ترامپ گفته است رئیسجمهور از جنگ «خسته و کسل» شده است. دیگران معتقدند او از سرسختی ایران ناامید شده است. در حالی که ترامپ گاه خود را جدا از دغدغههای سیاسی حزبش نشان میدهد، جمهوریخواهان با موجی از شکایتها درباره افزایش قیمتها، بهویژه قیمت بنزین، مواجه شدهاند. بسیاری در حزب جمهوریخواه از قبل خود را برای از دست دادن مجلس نمایندگان آماده کرده بودند و اکنون باور دارند هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمال از دست رفتن سنا نیز بیشتر خواهد شد.
💢جنگ یا مذاکره؟!
🔹با وجود بنبست مذاکرات، ترامپ تمایلی به ازسرگیری درگیریها ندارد؛ این را مشاوران و دستیاران او گفتهاند. نگرانیهایی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا وجود دارد و ترامپ این هفته نیز از کشتار بیشتر ابراز بیمیلی کرد. برخی متحدان منطقهای آمریکا ــ از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی ــ نیز نگراناند که ازسرگیری حملات آمریکا، بار دیگر آنها را هدف انتقام ایران قرار دهد.
🔹مشکل دیگر این است که آمریکا تقریباً فهرست اهداف مهم نظامی خود را به پایان رسانده است. به گفته مشاوران، برای ادامه تشدید تنش ــ که همواره روش مورد علاقه ترامپ بوده ــ او مجبور شده اهداف غیرنظامی مانند نیروگاهها، پلها و حتی تأسیسات آبشیرینکن را تهدید کند. ترامپ در مقطعی هشدار داد که «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد»؛ تهدیدی آشکار به ارتکاب جنایت جنگی. او همچنین گزینههایی برای تهاجم محدود زمینی دارد؛ از جمله تصرف ذخایر اورانیوم با غنای بالا یا حمله به جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات انرژی ایران. اما نسبت به به خطر افتادن جان سربازان آمریکایی تردید جدی دارد.
💢 راهبرد بلوفزنی ترامپ
🔹و به همین دلیل ترامپ مدام ضربالاجل تعیین میکند تا ایران را وادار به عقبنشینی کند، اما تهران همچنان بلوف او را میگیرد. هفتههاست که ترامپ درباره ازسرگیری حملات رجزخوانی میکند، اما هر بار راهی برای عقبنشینی پیدا میکند. بهجز چند صدای تندرو، بیشتر اطرافیان ترامپ تمایلی به آغاز دوباره حملات ندارند؛ حتی با وجود ادامه بنبست. ترامپ توافق میخواهد. اما توافق به دو طرف نیاز دارد و هیچ نشانهای وجود ندارد که ایران علاقهای به نجات ترامپ از بحرانی که خود ایجاد کرده، داشته باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6💔2
#جنگ_رمضان
#تحلیل_کوتاه
🔸پس از آغاز رسمی آتشبس میان ایران و ایالات متحده، سران رژیم صهیونیستی که از این وضعیت رضایت نداشتند و وقوع احتمالی هر توافقی میان ایران و آمریکا را برای خود مطلوب نمیدیدند، تلاش کردند تا مقامات کاخ سفید را نسبت به آغاز دور جدیدی از حملات به ایران ترغیب کنند. بر همین اساس، اکنون به نظر میرسد پس از تبادل آتش در تنگه هرمز میان ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی خود را برای هر سناریویی اعم از آغاز مجدد درگیریها با ایران آماده کرده و تلاش میکند تا مقامات آمریکایی را نیز نسبت این مسئله ترغیب کند. در همین چارچوب، در روزهای گذشته مقامات اسرائیلی با مبادله پیامهایی با ایالات متحده، از مقامات کاخ سفید خواسته اند که در صورت بازگشت به جنگ با ایران، زیرساختهای انرژی این کشور مورد حمله قرار گیرد.
💢بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا
🔹ارزیابی مقامات رژیم صهیونیستی از مذاکرات میان ایران و آمریکا این است که اگرچه این دو کشور علاقهای به شروع مجدد جنگ ندارند، اما همچنان نشانهای از کاهش اختلافات میان ایران و آمریکا در حوزههای هستهای، موشکی و تنگه هرمز نیز دیده نمیشود. بنابراین، به نظر میرسد تداوم آتشبس نیز نخواهد توانست این اختلافات را حل کند.
💢حمله به زیرساختهای انرژی ایران
🔹اکنون در اسرائيل این ارزیابی وجود دارد که زیرساختهای انرژی ایران را میتوان ظرف حداکثر ۲۴ ساعت نابود کرد. مقامات اسرائیل تخمین میزنند که با انجام چنین اقدامی، توان صادراتی و منبع درآمد ایران به کلی محدود شده و مقامات ایرانی برای رهایی از این مسئله، مجبور خواهند شد که به مذاکره با آمریکا تن داده و خواستههای این کشور را بپذیرند. با بیان این استدلال، اکنون این پیام توسط اسرائيل به واشنگتن مخابره شدهاست که برای دستیابی به توافقی مطلوب با ایران، آمریکا باید جنگ را از سر گرفته و به زیرساختهای انرژی این کشور حمله کند.
💢راهبرد دولت درمانده
🔹بنابر گزارش کانال ۱۲ اسرائيل، پس از ناامیدی اسرائیل و آمریکا از سرنگونی حکومت در ایران، آنها اکنون راهبرد جدیدی را دنبال کرده و به دنبال فلج کردن ایران از طریق وارد آوردن ضربات گسترده به زیرساختهای انرژی کشور هستند. مطابق این گزارش، اکنون جمعبندی سازمانهای اطلاعاتی اسرائيل این است که وارد آوردن ضربات اقتصادی سنگین به ایران، بودجه دولت ایران را به شدت کاهش داده و بحرانهای اقتصادی را در کشور تشدید خواهد کرد.
🔹همین مسئله منجر به وقوع شورشهای اجتماعی و فروپاشی حکومت ایران خواهد شد. به زعم مقامات رژیم صهیونیستی، در این سناریو حتی اگر حکومت ایران بتواند مانع از شکلگیری شورشهای داخلی شود، این حکومت برای بقا و ادامه حیات خود لاجرم باید تن به خواستههای آمریکا در مذاکرات دهد و در این صورت، ایالات متحده خواهد توانست تا خواسته حداکثری خود را از ایران دریافت کند. بنابراین، اکنون اسرائیل در تلاش است تا به مقامات کاخ سفید اینگونه القا کند که نابودی منابع انرژی ایران، تنها راه واقعی برای دستیابی به پیروزی در برابر این کشور خواهد بود.
💢موانع حمله به زیرساختهای انرژی ایران
🔹یکی از اصلیترین موانع حمله به زیرساختهای انرژی در ایران، نگرانی آمریکا از حملات گسترده موشکی ایران به زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه است. همانگونه که در جریان جنگ رمضان نیز ایران در پاسخ به حملات رژیم صهیونیستی به پارس جنوبی، با حمله به تاسیسات رأس لفان قطر، آمریکا را مجبور کرد تا با فشار بر رژیم صهیونیستی حملات به زیرساختهای انرژی کشور را متوقف کند. حمله ایران به زیرساختهای انرژی در منطقه میتواند منجر به افزایش بیسابقه قیمت نفت خام و مشتقات آن در سطح جهانی شده و نیز عرضه این محصولات در بازارهای جهانی را به شدت کاهش دهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3
🔵چرا تولیدکنندگان نفت آمریکایی نمیتوانند بحران عرضه جهانی را حل کنند؟
▪️اویلپرایس
#جنگ_رمضان
#اکوتهران
🔸دونالد ترامپ از ژانویه 2025 که وارد کاخ سفید شد، شرکتهای نفتی را برای حفاری بیشتر تحت فشار قرار داده است. با این حال بسیری از شرکتهای نفت و گاز درباره افزایش تولید به دلیل هزینههای سنگین عملیات کشف و حفاری جدید و رفتار نوسانی قیمت نفت محتاط بودهاند. برهمین اساس، کشورهایی که با کمبود نفت ناشی از بحران ژئوپلیتیک جاری مواجه هستند نمیتوانند برای حل مشکل انرژی به آمریکا مراجعه کنند.
💢ظرفیت تولید
🔹آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت خام جهان است و در سال 2025، رکورد تولید 5 میلیارد بشکه (معادل 13 میلیون بشکه در روز) را ثبت نموده است. اگر سایر اشکال سوخت همچون اتانول و الپیجی را به این آمار اضافه کنیم، به رقمی معادل 21.2 میلیون بشکه در روز خواهیم رسید که دو برابر تولید عربستان سعودی یا روسیه است. در هفتههای اخیر شرکتهای نفتی غربی متاثر از بسته شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و افزایش تقاضا، جهش قابلتوجهی در سودآوری خود مشاهده کردهاند.
🔹با این حال، عمده این شرکتها در حال حاضر تمایلی به سرمایهگذاری این درآمد اضافی در پروژههای جدید حفاری ندارند. در پایان ماه آوریل، دکلهای کمتری در مقایسه با مقطع آغازین جنگ مشغول حفاری بودهاند و به گزارش دپارتمان انرژی ایالات متحده، احتمال میرود که مقدار تولید نفت در این کشور در سال 2026 برخلاف روند گذشته کاهش یابد. حفر چاههای جدید و آمادهسازی آنها برای استخراج ماهها زمان میبرد و در این فاصله زمانی، ممکن است وضعیت ژئوپلیتیکی و قیمت نفت متاثر از آن دستخوش تحول جدی شوند.
💢بودجه و چشمانداز توسعهای
🔹بعلاوه، بسیاری از شرکتها بودجه جاری خود را پیشتر منتشر نمودهاند و نمیخواهند با سرپیچی از آن، سود مورد انتظار خود را به خطر بیندازند. «دن پیکرینگ» از شرکت مشاورهای «پیکرینگ انرژی پارتنرز» در همین رابطه میپرسد: «آیا شما مایل هستید آدم سادهلوحی باشید که نفت صددلاری را میبیند، بودجه خود را 25 درصد افزایش میدهد و بعد سقوط قیمت نفت را نظاره میکند؟» بهنظر میرسد که عمده مدیران اجرایی حوزه نفت بر سر پاسخ «خیر» برای این سئوال اتفاق نظر دارند. «اکسونموبیل» و «شورون» هر دو اعلام کردهاند که علیرغم افزایش حاشیه سود در دو ماه گذشته، قصد ندارند سراغ حفاریهای جدید بروند. در این میان، «اکسون موبیل» درباره هزینههای اضافه در شرایطی که داراییهای آن در خلیج فارس در معرض تهدید هستند، احتیاط مضاعفی دارد.
🔹با این وجود، احتیاط مورد بحث منحصر به بازیگران بزرگ نیست. در یک نظرسنجی از مدیران اجرایی نفت و گاز در منطقه دالاس، اکثریت شرکتکنندگان تاکید کردهاند که انتظار دارند تولید نفت ایالات متحده در سال جاری ثابت بماند یا نهایتا 250 هزار بشکه افزایش یابد. با احتساب این رقم، تنها 3 درصد از 10 میلیون بشکه در روز نفت از دست رفته با انسداد تنگه هرمز، جبران خواهد شد. مدیرعامل «دیاموندبک انرژی» این وضعیت را به «قراردادن شلنگ باغچه در یک استخر خالی استادیوم المپیک» تشبیه میکند.
💢کیفیت نفت
🔹علاوه بر عدم تمایل و قابلیت افزایش تولید، ایالات متحده نوع بسیار خاصی از نفت بسیار سبک را تولید میکند و بخش اعظم پالایشگاههای ایالات متحده نفت سنگینتر وارداتی از کشورهایی همچون ونزوئلا را پالایش میکنند. میادین شیل در حال حاضر با حداکثر ظرفیت فعال هستند و نفتی که از حوضه پرمین استخراج میشود، حداقل کیفیت لازم برای پالایش در بسیاری از پالایشگاههای ایالات متحده را ندارد.
💢جمعبندی
✅ چالشهای متعددی مانند قیمت بالا ولی نوسانی نفت، عدماطمینان درباره آینده قیمتها، محدودیت میادین فعلی و فقدان ظرفیت پالایشی مانع افزایش تولید شرکتهای نفتی آمریکایی برای جبران کمبود نفت خلیج فارس میشوند. علیرغم وعدههای بزرگ ترامپ برای تقویت چشمگیر تولید در آمریکا، افزایش تولید محدود این کشور بعید است بتواند شکاف ایجاد شده را در ابعاد قابلتوجه جبران کند و کشورهای بسیاری در جهان با کمبود در حوزه انرژی دست و پنجه نرم خواهند کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️اویلپرایس
#جنگ_رمضان
#اکوتهران
🔸دونالد ترامپ از ژانویه 2025 که وارد کاخ سفید شد، شرکتهای نفتی را برای حفاری بیشتر تحت فشار قرار داده است. با این حال بسیری از شرکتهای نفت و گاز درباره افزایش تولید به دلیل هزینههای سنگین عملیات کشف و حفاری جدید و رفتار نوسانی قیمت نفت محتاط بودهاند. برهمین اساس، کشورهایی که با کمبود نفت ناشی از بحران ژئوپلیتیک جاری مواجه هستند نمیتوانند برای حل مشکل انرژی به آمریکا مراجعه کنند.
💢ظرفیت تولید
🔹آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت خام جهان است و در سال 2025، رکورد تولید 5 میلیارد بشکه (معادل 13 میلیون بشکه در روز) را ثبت نموده است. اگر سایر اشکال سوخت همچون اتانول و الپیجی را به این آمار اضافه کنیم، به رقمی معادل 21.2 میلیون بشکه در روز خواهیم رسید که دو برابر تولید عربستان سعودی یا روسیه است. در هفتههای اخیر شرکتهای نفتی غربی متاثر از بسته شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و افزایش تقاضا، جهش قابلتوجهی در سودآوری خود مشاهده کردهاند.
🔹با این حال، عمده این شرکتها در حال حاضر تمایلی به سرمایهگذاری این درآمد اضافی در پروژههای جدید حفاری ندارند. در پایان ماه آوریل، دکلهای کمتری در مقایسه با مقطع آغازین جنگ مشغول حفاری بودهاند و به گزارش دپارتمان انرژی ایالات متحده، احتمال میرود که مقدار تولید نفت در این کشور در سال 2026 برخلاف روند گذشته کاهش یابد. حفر چاههای جدید و آمادهسازی آنها برای استخراج ماهها زمان میبرد و در این فاصله زمانی، ممکن است وضعیت ژئوپلیتیکی و قیمت نفت متاثر از آن دستخوش تحول جدی شوند.
💢بودجه و چشمانداز توسعهای
🔹بعلاوه، بسیاری از شرکتها بودجه جاری خود را پیشتر منتشر نمودهاند و نمیخواهند با سرپیچی از آن، سود مورد انتظار خود را به خطر بیندازند. «دن پیکرینگ» از شرکت مشاورهای «پیکرینگ انرژی پارتنرز» در همین رابطه میپرسد: «آیا شما مایل هستید آدم سادهلوحی باشید که نفت صددلاری را میبیند، بودجه خود را 25 درصد افزایش میدهد و بعد سقوط قیمت نفت را نظاره میکند؟» بهنظر میرسد که عمده مدیران اجرایی حوزه نفت بر سر پاسخ «خیر» برای این سئوال اتفاق نظر دارند. «اکسونموبیل» و «شورون» هر دو اعلام کردهاند که علیرغم افزایش حاشیه سود در دو ماه گذشته، قصد ندارند سراغ حفاریهای جدید بروند. در این میان، «اکسون موبیل» درباره هزینههای اضافه در شرایطی که داراییهای آن در خلیج فارس در معرض تهدید هستند، احتیاط مضاعفی دارد.
🔹با این وجود، احتیاط مورد بحث منحصر به بازیگران بزرگ نیست. در یک نظرسنجی از مدیران اجرایی نفت و گاز در منطقه دالاس، اکثریت شرکتکنندگان تاکید کردهاند که انتظار دارند تولید نفت ایالات متحده در سال جاری ثابت بماند یا نهایتا 250 هزار بشکه افزایش یابد. با احتساب این رقم، تنها 3 درصد از 10 میلیون بشکه در روز نفت از دست رفته با انسداد تنگه هرمز، جبران خواهد شد. مدیرعامل «دیاموندبک انرژی» این وضعیت را به «قراردادن شلنگ باغچه در یک استخر خالی استادیوم المپیک» تشبیه میکند.
💢کیفیت نفت
🔹علاوه بر عدم تمایل و قابلیت افزایش تولید، ایالات متحده نوع بسیار خاصی از نفت بسیار سبک را تولید میکند و بخش اعظم پالایشگاههای ایالات متحده نفت سنگینتر وارداتی از کشورهایی همچون ونزوئلا را پالایش میکنند. میادین شیل در حال حاضر با حداکثر ظرفیت فعال هستند و نفتی که از حوضه پرمین استخراج میشود، حداقل کیفیت لازم برای پالایش در بسیاری از پالایشگاههای ایالات متحده را ندارد.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#مقاله_تحلیلی
#جنگ_رمضان
🔸 ترامپ برای دیدار با شی جین پینگ به پکن سفر کرده است. این سفر در حالی انجام میشود که نااطمینانیهای ژئوپلتیکی بسیاری در جهان وجود دارد و تحولات به سرعت رخ میدهند. آمریکا همچنان درگیر جنگ با ایران است و راه خروج آسانی پیش روی خود نمیبیند. اعمال محدودیت بر تنگه هرمز تبدیل به جدیتری چالش کنونی برای اقتصاد بینالملل شده است. در شرق آسیا، احتمال حمله چین به تایوان روز به روز افزایش مییابد. از همه مهمتر، چین و آمریکا در یک آتشبس تجاری ناپایدار به سر میبرند. در هر یک از این چالشهای بینالمللی، این دو کشور کارتهای بازی دارند که میخواهند برای تحقق مطالباتشان از آنها بهره ببرند، هرچند چین موضع بسیار بهتری دارد.
💢جنگ با ایران و دست بالاتر چین
🔹آمریکا نهتنها به اهداف خود در جنگ با ایران دست یافته، بلکه از سه جهت به چین نیاز بیشتری پیدا کرده است که از دستورکارهای ترامپ در سفر به پکن خواهد بود.
1️⃣نخست، انتظار میرود ترامپ از شی بخواهد که فشار بیشتری بر تهران در خصوص تنگه هرمز و پرونده هستهای وارد کند تا خواستههای واشنگتن محقق شود. احتمالاً برآورد ترامپ این است که چین -به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و کشوری که به شکستن محاصره کمک میکند - توانایی تغییر مطالبات ایران را دارد.
2️⃣دوم، ترامپ میکوشد به نحوی حمایت نظامی چین از ایران را تضعیف کند. پیش و پس از جنگ تحمیلی رمضان، گزارشهای غیررسمی متعددی در مورد کمکهای چین به ایران منتشر شد، همچون ارائه تصاویر ماهوارهای یا تأمین اجزای لازم در تولید موشک و پهپاد. آمریکا این کمکها را یکی از عوامل اصلی تابآوری ایران میبینند.
3️⃣سوم، جنگ با ایران، ذخایر تسلیحات راهبردی آمریکا (چه تهاجمی و چه تدافعی) را تحت فشار قرار داده است. آمریکا نه تنها به چندین سال زمان برای بازیابی این ذخایر نیاز دارد، بلکه تولید آنها وابسته به برخی عناصر کمیاب است که تولید و استخراجشان غالب آنها در دست چین است. ترامپ در سفر به چین میکوشد مسیر واردات این عناصر را از چین هموار کند.
🔹سرنوشت بخشی این موضوعات به کارتها و امیتازهای متقابلی وابسته است که آمریکا روی میز ارائه میکند. به عبارت دیگر، بدیهی است چین از طریق صرف دیپلماسی و گفتگو به فشار بر ایران قانع نمیشود و آمریکا باید در ازای آن امتیاز قابل توجهی بدهد. میتوان گفت برخی از منافع (کنترل بر تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران) ایران در دیدار ترامپ با چین در خطر است، اما این را نمیتوان به معنای گسست کامل چین از ایران آن هم در میانه رقابت هژمونیک با آمریکا تفسیر کرد.
💢تایوان: متحدی که نگران است فراموش شود
🔹میزان پایبندی ترامپ به این سیاست در هالهای از ابهام قرار دارد. از زمان آغاز دور دوم ریاست جمهوری، ترامپ مواضع مبهمی در قبال تایوان اتخاذ کرده است. چین در خصوص تایوان میتواند دو امتیاز کلیدی را طلب کند: 1. توقف کمکهای نظامی آمریکا به تایوان 2. نزدیککردن موضع رسمی آمریکا به اصل الحاق تایوان به جمهوری خلق چین و رد صریح استقلال جزیره. انعطاف ترامپ در برابر هر یک از این مطالبات چرخشی جدی در سیاستهای آسیایی آمریکا محسوب میشود که میتواند به جدایی تایوان از آمریکا و افزایش احتمال الحاقش به چین بیانجامد.
💢تجارت؛ خواستههای متقابل آمریکا و چین
🔹آمریکا بهدنبال کاهش کسری تجاری خود با چین، افزایش دسترسی شرکتهای آمریکایی به بازار چین و محدود کردن یارانههای گسترده صنعتی دولت چین است. واشنگتن احتمالاً از پکن خواهد خواست واردات محصولات کشاورزی، انرژی و کالاهای صنعتی آمریکایی را افزایش دهد و تضمین کند تا بخشی از عدم توازن تجاری جبران شود.
🔹در مقابل، چین تلاش میکند بخشی از فشارهای اقتصادی و فناوری آمریکا را کاهش دهد. پکن احتمالاً خواستار کاهش تعرفههای آمریکا بر کالاهای چینی و نرمتر شدن محدودیتهای صادرات فناوریهای پیشرفته، بهویژه در حوزه نیمهرساناها، هوش مصنوعی و تجهیزات مخابراتی خواهد شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5😐2
▪️فارن افرز
#تهران_ریویو
#آمریکا #چین
🔸مهمترین رابطه دوجانبه جهان، به شکلهای عمیق و پایدار تغییر کرده است. چین بهتدریج اختیار این را به دست آورده که آیا و چگونه ایالات متحده تدابیر امنیت ملی خود مانند کنترل صادرات را اجرا کند. تغییرات ظاهری در شیوه دیپلماسی آمریکا با چین، به پکن امکان داده تا در کسب امتیازات سیاستهای کلیدی، دست بالا را پیدا کند. واشنگتن نیز دیپلماسی خود با پکن را از تلاش برای رقابت بر سر نفوذ جهانی جدا کرده که نتیجهاش، کماهمیت شدن مسائل استراتژیک حیاتی و امکان سوءاستفاده چین از ظاهر آشتی آمریکا و چین بوده است. وقتی ترامپ این هفته با شی در پکن دیدار کند، بعید است به دستاوردهای سیاستی عمدهای دست یابند.
💢وتوی جدید پکن
🔹چین از جنگ تجاری ۲۰۲۵ با موقعیت نسبی قدرت خارج شد. وقتی تنشها در اوایل ۲۰۲۵ بالا گرفت، استراتژیستهای پکن استدلال کردند که اختلالات به چین آسیب میزند، اما به ایالات متحده آسیب بیشتری خواهد زد. همانطور که پیشبینی شده بود، پس از اینکه پکن صادرات عناصر کمیاب خاکی و مواد معدنی حیاتی را مسدود کرد و حیات تولیدات آمریکایی را تهدید کرد، دولت ترامپ سریعاً به دنبال راه خروج از جنگ تجاریای بود که خود آغاز کرده بود. مقامات چینی دیدند که پیشبینیهایشان تأیید شده است.
🔹پس از جنگ تجاری، هر دو طرف بر وظیفه ظاهراً فنی «باز کردن» آسیببارترین اقدامات تلافیجویانه تمرکز کردند. ایالات متحده نگرانیهای ساختاری خود درباره سیاستهای غیربازاری چین و عدم تعادل تجاری ناشی از آن — که تعرفهها قرار بود حل کنند — را کنار گذاشت. اما توافق نهایی که در اکتبر ۲۰۲۵ در نشست بوسان کره جنوبی توسط ترامپ و شی تأیید شد، همچنان تغییرات مهمی در ماهیت روابط دو کشور را نشان میداد. چین کنترلهای گسترده خود بر عناصر کمیاب خاکی و مواد معدنی را متوقف کرد. در مقابل، واشنگتن به پکن یک وتوی مؤثر بر این داد که آیا و چگونه ایالات متحده خود را از برخی تهدیدات امنیت ملی حفاظت کند.
🔹در چارچوب این معامله، آمریکا مقررات جدیدی را که قرار بود کنترل صادرات را به شرکتهای تابعه نهادهای تحریمشده گسترش دهد، پس گرفت و بدین ترتیب روزنهای را بست که برای دور زدن ممنوعیت فروش نیمههادیهای پیشرفته به چین استفاده میشد. در یک حرکت، پکن اختیار درجه اجرای تمام تدابیر امنیت ملی موجود آمریکا که بر پایه کنترل صادرات بودند — چه متوجه چین باشند یا نه — را به دست آورد. علاوه بر این، ایالات متحده موافقت کرد که کنترلهای صادراتی جدیدی را که به طور خاص نهادهای چینی را هدف قرار دهد، اعمال نکند. چنین معاملهای یک سال پیش غیرقابل تصور بود.
💢ظاهر بر محتوا
🔹آمادهسازیها برای نشست قریبالوقوع رهبران دو کشور، تغییرات مهم دیگری در روابط ایالات متحده و چین را آشکار میکند. در گذشته، دیپلماتهای چینی بیشتر بر جو و نمادها تمرکز داشتند، در حالی که مقامات آمریکایی بر اهداف سیاستی مشخص تأکید میکردند. این تفاوتها به مذاکرات موفق کمک میکرد. حالا این نقشها معکوس شده است. واشنگتن باید به خواسته اصلی ترامپ برای روابط گرم با شی جامه عمل بپوشاند. در پاسخ، پکن فرصت بینظیری میبیند تا با استفاده از دفترچه راهنمای آمریکایی، ظاهر را با محتوا معامله کند و امتیازات مورد نظر خود را بهویژه در اولویت استراتژیک تایوان بگیرد.
🔹چین از ظاهر آشتی با آمریکا به عنوان ابزاری قدرتمند برای گسترش نفوذ خود و کاهش اعتماد به ایالات متحده استفاده کرده است. این توضیح میدهد چرا پکن اینقدر اصرار دارد که ترامپ در نشست پیشرو در مورد تایوان امتیازات لفظی بدهد — مثلاً بگوید آمریکا «مخالف» استقلال تایوان است (به جای موضع همیشگی «عدم حمایت»). این زبان میتواند اعتماد مردم و سیاستمداران تایوان به آمریکا را تضعیف کند.
💢انتخاب ناخوشایند
🔹این تغییرات ساختاری و ظاهری، قدرت بیشتری به پکن در رابطه دوجانبه بخشیده است. با این حال، اقدامات واشنگتن همیشه با پیامهای سازشجویانهاش همخوانی ندارد. حتی در حالی که دولت ترامپ از «مشارکت گروه دو» جشن میگیرد، فعالیت نظامی آمریکا در اطراف تایوان و دریای جنوب چین همچنان قوی است. این شکاف بین گفتار و عمل، خطر سوءتفاهم، محاسبات اشتباه و تشدید ناخواسته را افزایش میدهد. با افزایش اعتمادبهنفس پکن، ممکن است جسورتر در منطقه هند و اقیانوس آرام عمل کند. این امر آمریکا را مجبور به انتخاب ناخوشایند میکند: عقبنشینی و به خطر انداختن ثبات دوجانبه، یا بیتفاوتی و اجازه فرسایش منافع حیاتی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1
#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه
📝محمدعلی حسننیا
🔹آتشبس ۱۶ آوریل درجنوب لبنان دیگر چیزی جز یک عنوان سیاسی نیست و واقعیت میدانی بر اساس ریتم آتش و نه توافقات بازتعریف میشود. در فاصله بین رود لیطانی و عمق الجلیل (منطقهای در شمال اراضی اشغالی و جنوب لبنان)، خطوط کنترل با نفوذ آتش در هم میآمیزند و جغرافیا به فضایی برای آزمون مستمر توازن قوا و محدودیتهای آن تبدیل میشود. اسرائیل با تشدید فشار از طریق پراکندگی وسیع آتش و حملات دقیق با هدف قرار دادن حرکت پیش از استقرار، در تلاش است واقعیت امنیتی مطلوب خود را با جلوگیری از هرگونه بازآرایی دشمن خود محقق سازد. اما این الگو بدون هزینه نیست.
💢درگیری بدون مرز در جنوب لبنان
🔸حضور اسرائیل در جنوب لبنان دیگر نه با تعداد سربازان، بلکه با حجم آتشی که پوشش میدهد سنجیده میشود. ارتش اسرائیل به الگوی جنگی مبتنی بر «پراکندگی با آتش» به جای استقرار انسانی متکی است و کنترل آتش خود را بر حدود ۶۰ شهرک و روستا در منطقه موسوم به «خط زرد» تا عمق ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری در داخل خاک لبنان اعمال میکند.
💢تاکتیکهای حزبالله برای پاسخ چه هستند؟
🔸در مقابل فشار آتش اسرائیل، اطلاعات میدانی به دست آمده نشان میدهد که حزب هنوز توانایی عملیاتی انعطافپذیری را حفظ کرده است که مبتنی بر توزیع مجدد نقشهای رزمی خود در یک ساختار چندلایه است و به آن اجازه میدهد علیرغم هدفگیری شدید به فعالیت ادامه دهد. این ساختار، بر جنوب لیطانی متکی است، جایی که فعالیت در محدوده درگیری مستقیم ادامه دارد.
💢پهپادها؛ از ابزار پشتیبانی تا مرکز ثقل
🔸مهمترین جهش معرفی پهپادهای انفجاری هدایت شونده با فیبر نوری (FPV) است. این فناوری تحولی کیفی در جنگ نامتقارن است، زیرا به یک کابل فیبر نوری متکی است که پهپاد را مستقیماً به اپراتور متصل میکند که آن را تقریباً در برابر پارازیت الکترونیکی اسرائیل مصون میکند. همچنین این سیستم توانایی هدایت دقیق تا لحظه برخورد را میدهد و مکان اپراتور را کاملاً پنهان میکند. این پهپادها قادر به پرواز در ارتفاعات بسیار پایین، گاهی زیر سطح درختان یا پشت بامها هستند، که کشف آنها توسط رادارهای سنتی را بسیار دشوار میسازد. همچنین اندازه کوچک و ردپای حرارتی محدود آنها، اثربخشی سیستمهای دفاع هوایی، به ویژه در یک محیط جغرافیایی پیچیده مانند جنوب لبنان، کاهش میدهد.
🔸این تحول مستقیماً بر عملکرد ارتش اسرائیل تأثیر گذاشته است. واحدهای اسرائیلی اکنون از استقرار طولانی مدت در مناطق باز اجتناب میکنند، در حالی که برخی واحدها مجبور به اتخاذ اقدامات میدانی نسبتاً ابتدایی، مانند نصب تورهای فلزی روی خودروها یا ایجاد نقاط پوشش موقت، در تلاش برای رهگیری پهپادها قبل از رسیدن به اهداف خود شدهاند.
🔸عملیات «شومیراه» در روز ۳۰ آوریل، نمونه واضحی از این تحول است. پهپادی که هدف نظامی در الجلیل غربی را هدف قرار داد، فقط به اصابت به هدف بسنده نکرد و با انفجار مهمات داخل پایگاه، تأثیر مضاعفی ایجاد کرد. این حمله منجر به خسارت گسترده به یک باتری توپخانه، آتشسوزی بزرگ، کشته شدن یک نفر و زخمی شدن ۱۲ نفر در ارتش اسرائیل شد. این سطح از دقت بدون سیستم هدایت پیشرفته مورد استفاده در عملیات امکانپذیر نبود.
💢نقشهای مختلف پهپادها
🔸در کنار نقش تهاجمی، استفاده گسترده از پهپادهای شناسایی کوچک که تقریباً به طور دائم در بالای مناطق درگیری عمل میکنند تا بانک اهداف را تغذیه کرده و لحظه به لحظه بهروز کنند، افزایش یافته است. این ادغام بین شناسایی و حمله، چیزی را تولید کرده است که میتوان آن را «چرخه آتش بسته» نامید، جایی که هدف در مدت زمان بسیار کوتاهی کشف و هدفگیری میشود و حاشیه مانور را برای نیروهای اسرائیلی کاهش داده و شکنندگی استقرار آنها را افزایش میدهد.
🔸در مقابل، منابع نزدیک به حزب از اتخاذ تاکتیک «اشباع پهپادی» خبر میدهند که مبتنی بر پرتاب چندین پهپاد در زمان نزدیک یا از جهات مختلف است تا سیستمهای دفاعی را گیج کرده و آنها را مجبور به مقابله با تعداد زیادی تهدید به طور همزمان کند. این امر احتمال نفوذ و رسیدن به اهداف حساس را افزایش میدهد. همچنین هزینه نسبتاً پایین این پهپادها در مقایسه با سیستمهای دفاعی، یک معادله فرسایش آشکار ایجاد میکند.
💢مقاومت و فرسایش باز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2
♦️پنج نتیجهای که میتواند ترامپ را به پیروز سفر به چین تبدیل کند!
▪️شورای آتلانتیک
#تهران_ریویو
🔹روابط واشنگتن و پکن در سالهای اخیر ناآرام و همراه با بیاعتمادی عمیق بوده است. وابستگی اقتصادی متقابل در این وضعیت باعث شده دو طرف برای جدا کردن اقتصادهایشان از یکدیگر تلاش کنند. در چنین موقعیتی، یافتن منافع مشترک دشوار است و تبدیل همان منافع محدود به چیزی شبیه همکاری واقعی در حال حاضر بسیار بعید بهنظر میرسد.
💢دستاوردهای تاکتیکی، نه پیشرفتهای راهبردی
🔸در جریان مذاکرات در پکن، هر دو رهبر به دنبال کسب امتیازهای تاکتیکی هستند. با این وجود بعید است این نشست به حمایت معنادار چین از تلاشهای آمریکا در قبال ایران منجر شود. چین خواهان بازگشایی تنگه هرمز است، اما علاقهای ندارد که سرمایه دیپلماتیک واقعی خود را صرف نجات دولت ترامپ از هزینههای مرتبط با جنگ علیه ایران کند. در پشت پرده، پکن همچنان از نظام ایران حمایت میکند.
💢پنج نشانه موفقیت
🔸هرچند همیشه احتمال رخدادهای غافلگیرانه وجود دارد، اما این سفر احتمالاً حول مجموعه محدودی از موضوعات بوده است: تایوان، کنترل صادرات، تجارت، زندانیان و مواد معدنی حیاتی.
1️⃣ جلوگیری از اشتباه در موضوع تایوان. رهبران چین امیدوارند از این نشست برای تضعیف حمایت آمریکا از تایوان استفاده کنند. رهبر اپوزیسیون تایوان، چنگ لیوون، در آوریل به پکن سفر کرد و در دیدار با شی رویکردی کمسابقه و سازشجویانه اتخاذ کرد. از سوی دیگر دولت ترامپ هنوز بسته ۱۴ میلیارد دلاری خرید تسلیحاتی تایوان را تأیید نکرده است؛ تیم ترامپ برای جلوگیری از خشم پکن پیش از نشست، این توافق را به تعویق انداخته است. پکن تلاش خواهد کرد مانع اجرای این توافق شود. شی همچنین تلاش خواهد کرد ترامپ را به فاصله گرفتن از مواضع سنتی آمریکا درباره تایوان وادار کند. اگر ترامپ بتواند از این تلهها در موضوع تایوان دوری کند، بسیاری در واشنگتن نفس راحتی خواهند کشید.
2️⃣ جدا نگه داشتن کنترلهای صادراتی آمریکا از تعهدات خرید چین. ترامپ میخواهد چین برای کاهش کسری تجاری آمریکا، خریدهای بزرگی انجام دهد. انتظار میرود در این نشست چین به خرید سویا، هواپیما و دیگر کالاهای آمریکایی متعهد شود؛ کالاهایی که چین پیشتر در توافق تجاری «فاز اول» در دولت اول ترامپ وعده خرید آنها را داده بود، اما هرگز بهطور کامل اجرا نکرد. همچنین پکن تلاش خواهد کرد تا دسترسی گستردهتری به فناوریهای پیشرفته آمریکا، از جمله تراشههای نیمهرسانا و موتورهای هواپیما، به دست آورد. همین تلاش برای پیوند زدن خریدها به فناوری، نقطهای است که دولت ترامپ باید با احتیاط در آن حرکت کند.
3️⃣ کاهش تنشهای تجاری. در آخرین دیدار ترامپ و شی در اکتبر ۲۰۲۵ در کره جنوبی توافق شد تعرفههای تلافیجویانه اعمالی در ماههای قبل به مدت دوازده ماه تعلیق شود. این تعرفههای بیسابقه به هر دو طرف آسیب زده و بنابراین واشنگتن و پکن در تمدید آتشبس تجاری منافع مشترک دارند. احتمالاً نوعی از تمدید این توافق حاصل خواهد شد.
4️⃣ آزادی زندانیان. این نشست ممکن است در موضوع زندانیان غافلگیریهای واقعی به همراه داشته باشد. کاخ سفید پیش از این نشست آماری از آمریکاییهای آزادشده منتشر کرد که چشمگیر بود. ترامپ نشان داده که حاضر است در این موضوع بر شی فشار وارد کند. چین چندین زندانی شاخص را در بازداشت دارد که آزادی آنها یک مسئله دو حزبی در ایالات متحده بهشمار میرود.
5️⃣ گرفتن تعهدات قویتر از پکن درباره مواد معدنی حیاتی. پس از دیدار ترامپ و شی در کره جنوبی، کاخ سفید مدعی بود چین چندین تعهد درباره مواد معدنی حیاتی داده است. با این حال، در عمل این کنترلهای صادراتی همچنان برقرار هستند. شرکتهای آمریکایی هنوز برای واردات عناصر نادر خاکی از چین نیازمند مجوزند و این مجوزها همچنان بهصورت موردی صادر میشوند و هیچ «مجوز عمومی» برای آمریکا وجود ندارد. در حالی که پکن میخواهد این اهرم فشار را حفظ کند، واشنگتن به دنبال آن است که آن را تا حدی کاهش دهد.
✅ در مجموع، بهترین سناریو برای آمریکا آن است که ترامپ موضوع تایوان و کنترل صادرات را مدیریت کند، تنشهای تجاری را کاهش دهد، در سایر مسائل دوجانبه با چین به پیشرفتهای محدود اما مفید برسد، و آزادی زندانیان اولویتدار را تضمین کند. هرچند دستیابی به چنین نتایجی کاملاً ممکن است اما عکس آن نیز به همان اندازه محتمل است. غافلگیری همیشه امکان دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️شورای آتلانتیک
#تهران_ریویو
🔹روابط واشنگتن و پکن در سالهای اخیر ناآرام و همراه با بیاعتمادی عمیق بوده است. وابستگی اقتصادی متقابل در این وضعیت باعث شده دو طرف برای جدا کردن اقتصادهایشان از یکدیگر تلاش کنند. در چنین موقعیتی، یافتن منافع مشترک دشوار است و تبدیل همان منافع محدود به چیزی شبیه همکاری واقعی در حال حاضر بسیار بعید بهنظر میرسد.
💢دستاوردهای تاکتیکی، نه پیشرفتهای راهبردی
🔸در جریان مذاکرات در پکن، هر دو رهبر به دنبال کسب امتیازهای تاکتیکی هستند. با این وجود بعید است این نشست به حمایت معنادار چین از تلاشهای آمریکا در قبال ایران منجر شود. چین خواهان بازگشایی تنگه هرمز است، اما علاقهای ندارد که سرمایه دیپلماتیک واقعی خود را صرف نجات دولت ترامپ از هزینههای مرتبط با جنگ علیه ایران کند. در پشت پرده، پکن همچنان از نظام ایران حمایت میکند.
💢پنج نشانه موفقیت
🔸هرچند همیشه احتمال رخدادهای غافلگیرانه وجود دارد، اما این سفر احتمالاً حول مجموعه محدودی از موضوعات بوده است: تایوان، کنترل صادرات، تجارت، زندانیان و مواد معدنی حیاتی.
1️⃣ جلوگیری از اشتباه در موضوع تایوان. رهبران چین امیدوارند از این نشست برای تضعیف حمایت آمریکا از تایوان استفاده کنند. رهبر اپوزیسیون تایوان، چنگ لیوون، در آوریل به پکن سفر کرد و در دیدار با شی رویکردی کمسابقه و سازشجویانه اتخاذ کرد. از سوی دیگر دولت ترامپ هنوز بسته ۱۴ میلیارد دلاری خرید تسلیحاتی تایوان را تأیید نکرده است؛ تیم ترامپ برای جلوگیری از خشم پکن پیش از نشست، این توافق را به تعویق انداخته است. پکن تلاش خواهد کرد مانع اجرای این توافق شود. شی همچنین تلاش خواهد کرد ترامپ را به فاصله گرفتن از مواضع سنتی آمریکا درباره تایوان وادار کند. اگر ترامپ بتواند از این تلهها در موضوع تایوان دوری کند، بسیاری در واشنگتن نفس راحتی خواهند کشید.
2️⃣ جدا نگه داشتن کنترلهای صادراتی آمریکا از تعهدات خرید چین. ترامپ میخواهد چین برای کاهش کسری تجاری آمریکا، خریدهای بزرگی انجام دهد. انتظار میرود در این نشست چین به خرید سویا، هواپیما و دیگر کالاهای آمریکایی متعهد شود؛ کالاهایی که چین پیشتر در توافق تجاری «فاز اول» در دولت اول ترامپ وعده خرید آنها را داده بود، اما هرگز بهطور کامل اجرا نکرد. همچنین پکن تلاش خواهد کرد تا دسترسی گستردهتری به فناوریهای پیشرفته آمریکا، از جمله تراشههای نیمهرسانا و موتورهای هواپیما، به دست آورد. همین تلاش برای پیوند زدن خریدها به فناوری، نقطهای است که دولت ترامپ باید با احتیاط در آن حرکت کند.
3️⃣ کاهش تنشهای تجاری. در آخرین دیدار ترامپ و شی در اکتبر ۲۰۲۵ در کره جنوبی توافق شد تعرفههای تلافیجویانه اعمالی در ماههای قبل به مدت دوازده ماه تعلیق شود. این تعرفههای بیسابقه به هر دو طرف آسیب زده و بنابراین واشنگتن و پکن در تمدید آتشبس تجاری منافع مشترک دارند. احتمالاً نوعی از تمدید این توافق حاصل خواهد شد.
4️⃣ آزادی زندانیان. این نشست ممکن است در موضوع زندانیان غافلگیریهای واقعی به همراه داشته باشد. کاخ سفید پیش از این نشست آماری از آمریکاییهای آزادشده منتشر کرد که چشمگیر بود. ترامپ نشان داده که حاضر است در این موضوع بر شی فشار وارد کند. چین چندین زندانی شاخص را در بازداشت دارد که آزادی آنها یک مسئله دو حزبی در ایالات متحده بهشمار میرود.
5️⃣ گرفتن تعهدات قویتر از پکن درباره مواد معدنی حیاتی. پس از دیدار ترامپ و شی در کره جنوبی، کاخ سفید مدعی بود چین چندین تعهد درباره مواد معدنی حیاتی داده است. با این حال، در عمل این کنترلهای صادراتی همچنان برقرار هستند. شرکتهای آمریکایی هنوز برای واردات عناصر نادر خاکی از چین نیازمند مجوزند و این مجوزها همچنان بهصورت موردی صادر میشوند و هیچ «مجوز عمومی» برای آمریکا وجود ندارد. در حالی که پکن میخواهد این اهرم فشار را حفظ کند، واشنگتن به دنبال آن است که آن را تا حدی کاهش دهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤1
#تحلیل_کوتاه
#چین #آمریکا
🔸سفر ترامپ به پکن در حالی به پایان رسید که به نظر میرسد طرف چینی و آمریکایی به توافق مشخصی در خصوص موضوعات و پروندههای میانشان نرسیدهاند. این سفر بیش از اینکه یک دستاورد عینی برای شی و ترامپ داشته باشد، غالباً شامل اظهاراتی از سمت رهبران دو کشور بود که به طور متناقضی رنگوبوی بدبینی و خوشبینی را در آینده روابط میداد. نشانهها حاکی از عدم تغییر در سیاستهای آنان بود.
💢تایوان؛ موضع تند شی و تداوم ابهام راهبردی ترامپ
🔹در خصوص تایوان، طرفین به هیچ نتیجهای نرسیدهاند. شی صراحتاً به ترامپ هشدار داد که مسئله تایوان میتواند موقعیت خطرناکی را برای آمریکا و چین ایجاد کند و آنها را به سمت یک درگیری ببرد که موضع تندی محسوب میشود. اما ترامپ حین و پس از سفر، سیاست همیشگی آمریکا در ایجاد ابهام راهبردی در خصوص تایوان را ادامه داد. او پس از سفر گفت که علیرغم درخواست شی، هنوز تصمیمی برای آن نگرفته است. 24 میلیارد دلار کمک و فروش تسلیحات به تایوان نیز هنوز در وضعیت انجماد قرار دارد. اگرچه این اظهارات نگرانی تایوان را افزایش میدهد اما در مجموع، شی به امتیاز خاصی در مورد تایوان دست نیافت.
💢ایران؛ گفتگوهای بیسرانجام
🔹به نظر میرسد گفتگوی شی و ترامپ در مورد ایران نیز بینتیجه بوده باشد. ترامپ در این سفر همکاریهای نظامی پکن و تهران و خرید نفت ایران را هدف قرار داد. همچنین او میخواست از چین برای پایان جنگ با ایران کمک بگیرد. با این وجود ترامپ نه تنها در هیچکدام از این موارد موفق نبوده، بلکه حتی اعلام کرده است که در مورد لغو تحریم شرکتهای چینی خریدار نفت ایران تصمیم میگیرد.
🔹در دو مورد برنامه هستهای نیز آمریکا و چین هنوز نتوانستهاند به نقطه مشترکی برسند. ترامپ پس از دیدار با شی بیان کرد که چین نیز با ساخت سلاح هستهای توسط ایران مخالفت دارد. اگرچه این مخالفت با توجه به نگرانیهای اشاعهای طبیعی است، اما هنوز ابهاماتی در مورد انتظارات چین از برنامه هستهای ایران وجود دارد که این سفر هیچکدام را روشن نکرده است. به عنوان نمونه، مشخص نیست چین نیز در مطالبه غنیسازی صفر دائمی یا برچیدن تأسیسات هستهای ایران با آمریکا همراهی کند.
💢مسئله متفاوت تنگه هرمز
🔹به ادعای رویترز، شی و ترامپ با یکدیگر بر سر بازگشایی تنگه به توافق رسیدند. بلومبرگ نیز صحبت از همنظری پکن و واشنگتن در این خصوص کرد. با این وجود، ترامپ پس از سفر اعلام کرد که درخواستی از چین نداشته است تا بر ایران جهت بازگشایی تنگه فشار وارد کند. چین انگیزههایی برای بازکردن تنگه دارد -مخصوصاً اگر محدودیت تردد در بلندمدت همچنان شدید باقی بماند که به اقتصاد این کشور آسیب میرساند. اما سخن ترامپ نشان میدهد مذاکرات دو طرف بر سر تنگه هرمز نیز برای آمریکا موفقیتآمیز نبوده است.
🔹میتوان گفت موضع چین و آمریکا بر سر تنگه هرمز در مقایسه با مسائل به یکدیگر نزدیکتر باشد. با این وجود همراهی شی با ترامپ در خصوص تنگه وابسته به عوامل دیگری است که هنوز محقق نشدهاند. به عنوان نمونه، آمریکا در ازای فشار چین بر ایران، چه امتیاز سیاسی-امنیتی به پکن خواهد داد؟ یا اینکه، پکن در خصوص پرونده ایران به طور کل تا چه اندازه به دیدگاه آمریکا نزدیک است؟ به عبارت بهتر، معادلات فراتر از بحث تنگه، مانع از بهنتیجهرسیدن گفتگوی ترامپ با شی در این خصوص شدهاند.
💢تجارت؛ دستاوردهای تأییدنشده ترامپ
🔹او از فروش ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ به چین تمجید کرد، اما این رقم کمتر از نیمی از چیزی بود که برخی تحلیلگران و سرمایهگذاران انتظار داشتند. ترامپ همچنین تأیید کرد که او و شی جینپینگ درباره «احتمال همکاری برای ایجاد چارچوبهای کنترلی» در زمینه توسعه و بهکارگیری سیستمهای هوش مصنوعی گفتوگو کردهاند. پکن هیچیک از این توافقها را تأیید نکرد و بوئینگ نیز در پاسخ به درخواستها برای تأیید این فروش، واکنشی نشان نداد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#مطالعات_چین
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔹سفر ترامپ به پکن بیش از آنکه مصالحه بزرگ تاریخی یا بازنشانی بنیادین در روابط دو کشور باشد، وقفه تاکتیکی و نقطهعطفی در مدیریت دیپلماسی معاملهمحور قابل تعبیر است. این دیدار در شرایطی انجام شد که واشنگتن درگیر طوفانهای ژئوپلیتیک غرب آسیا، نوسانات بازارهای انرژی و تورم داخلی بالای ۷ درصد بود و به شدت به دستاورد کوتاهمدت نیاز داشت. در مقابل، پکن با درک هوشمندانه از این اضطرار استراتژیک، توانست مفهوم ثبات را نه به عنوان امتیاز رایگان، بلکه به عنوان کالای گرانبها به آمریکا عرضه کند. نتیجه این سفر، شکلگیری معماری سیاسی مبتنی بر ابهام بود که پنجرههای فرصت را برای چین گشوده تا بدون پرداخت هزینههای ساختاری، اهداف کلان خود را به پیش ببرد.
💢تنفس استراتژیک در کوران بحرانهای جهانی
🔸مهمترین فرصتی که پکن از این دیدار دشت کرد، کسب زمان طلایی و فضای تنفس استراتژیک بود. در حالی که تمرکز و منابع واشنگتن در خاورمیانه و مدیریت بحران انرژی پراکنده شده بود، چین از تشدید فشارهای ساختاری، تحریمهای جدید یا جنگ تعرفهای جلوگیری کرد. این آرامش نسبی به پکن اجازه میدهد تا با فراغ بال بیشتری بر سیاستهای صنعتی خود و تقویت برنامههایی نظیر «خودکفایی فناورانه ۲۰۲۶-2030» متمرکز شود.
💢بازگشت به تجارت مدیریتشده؛ ابهام و پرهیز از تعهد حقوقی
🔸در عرصه اقتصاد، چین بازیگران آمریکایی را در یک معماری از ابهام سازنده قرار داد؛ وعده خریدهای کلان، از جمله سفارش ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ و تعهد شفاهی خرید سالانه ۳۵ تا ۴۰ میلیارد دلار محصولات کشاورزی، در ظاهر پیروزی برای آمریکا بود؛ اما عدم تایید رسمی این ارقام از سوی پکن، آنها را به اهرمهای فشاری غیرالزامآور تبدیل کرد.
💢شطرنج فناوری و گشایش در کنترلهای صادراتی
🔸در این دیدار پیروزی مفهومی برای چین، پذیرش نوعی چارچوب ثبات رقابتی از سوی واشنگتن است که در آن رقابت راهبردی ادامه دارد، اما از طریق سازوکارهای دیپلماتیک و اقتصادی از تشدید تنش جلوگیری میشود. در میدان فناوری، حضور مدیران شرکتهای بزرگ آمریکایی و صدور مجوز فروش تراشههایی نظیر H200 انویدیا به شرکتهای چینی، نشانهای از گشایش در کنترلهای صادراتی آمریکا است.
💢بازتعریف تدریجی موازنه و نفوذ
🔸پیامدهای این دیدار تنها به حوزه اقتصاد یا مدیریت تنشهای کوتاهمدت محدود نماند، بلکه نشانههایی از جابهجایی تدریجی موازنه نفوذ در چند عرصه ژئوپلیتیک نیز آشکار شد. پکن با بهرهگیری از فضای ایجادشده، توانست دامنه نقشآفرینی خود را در حوزههای انرژی، امنیت منطقهای و روابط با شرکای غربی گسترش دهد.
▪️غرب آسیا و اهرم انرژی
🔸دو طرف در این دیدار بر ضرورت باز ماندن تنگه هرمز و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کردند. آمریکا همچنین از چین خواست از نفوذ خود بر ایران برای کاهش تنشها استفاده کند. طرح این درخواست، بهطور ضمنی جایگاه چین را در معادلات امنیت انرژی غرب آسیا ارتقا داد و نقش آن را به بازیگری با ظرفیت تأثیرگذاری دیپلماتیک در مدیریت بحران منطقهای نزدیک کرد.
▪️تغییر خاموش موازنه در تایوان
🔸شاید حیاتیترین تغییر موازنه در این سفر، بدون هیچ اعلامیه رسمی و در پرونده تایوان رخ داد. رویکرد معاملهگرایانه ترامپ و طرح پرسشهایی درباره توجیه منطقی دفاع نظامی از تایوان، هشدار ترامپ درباره استقلال تایوان و قرار دادن فروش تسلیحات در وضعیت بررسی، ابهام راهبردی را به نفع پکن تغییر داد. در نتیجه، چین بدون امتیاز مشخصی توانست مسئله تایوان را به سایر حوزههای همکاری، از جمله تجارت، مبارزه با قاچاق فنتانیل و تأمین عناصر نادر خاکی، پیوند دهد.
💢نتیجهگیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1👌1
#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹با گذشت بیش از دو ماه از بسته شدن تنگه هرمز، فرانسه و بریتانیا تلاش کردهاند با ارائه یک طرح مشترک امنیتی، ابتکار عمل را در یکی از حساسترین بحرانهای ژئوپلیتیکی جهان به دست بگیرند. این طرح، در ظاهر با هدف بازگرداندن امنیت دریانوردی ارائه شده، اما در سطحی عمیقتر بازتابدهنده تلاش اروپا برای ایفای نقشی مستقلتر در مدیریت بحرانهای بینالمللی و کاهش وابستگی راهبردی به آمریکا است.
💢معماری طرح؛ امنیتسازی با رویکردی دیپلماتیک
🔸طرح مشترک فرانسه و بریتانیا که با همراهی دهها کشور دیگر تحت عنوان «مأموریت نظامی چندملیتی» مطرح شده، بر یک رویکرد سهمرحلهای استوار است: هماهنگی دیپلماتیک با ایران و کشورهای منطقه، ایجاد زیرساختهای لجستیکی برای حمایت از کشتیها و در نهایت استقرار توان دفاعی و مینروبی برای حفاظت از مسیرهای دریایی.
🔸نکته کلیدی این طرح تأکید مداوم اروپا بر ماهیت «دفاعی» آن است. برخلاف ائتلافهای پیشین به رهبری آمریکا، این مأموریت قرار نیست وارد تقابل مستقیم با ایران شود و تنها در صورت حمله مستقیم واکنش نشان خواهد داد. این مسئله نشان میدهد که اروپا بیش از آنکه به دنبال اعمال فشار نظامی باشد، در پی ایجاد نوعی سازوکار بازدارندگی روانی و دیپلماتیک است.
💢محدودیتهای اروپا در خلیج فارس
🔸مهمترین چالش این طرح، وابستگی آن به موافقت ایران است. تهران عملاً بازیگری است که میتواند موفقیت یا شکست ابتکار اروپا را تعیین کند. واکنش اولیه ایران نیز نشان داد که هرگونه حضور نظامی خارجی در هرمز بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی، با حساسیت شدید روبهرو خواهد شد.
🔸علاوه بر این، اروپا با محدودیتهای داخلی نیز مواجه است. بسیاری از کشورهای اروپایی، بهویژه در شرق و شمال قاره، تهدید روسیه در دریای بالتیک و اوکراین را اولویتی بسیار مهمتر از بحران هرمز میدانند و تمایل چندانی به درگیر شدن در یک مأموریت پرهزینه در خلیج فارس ندارند. افکار عمومی اروپا نیز پس از جنگهای عراق و افغانستان نسبت به مداخلات نظامی جدید حساستر شده است.
🔸از منظر نظامی نیز تردیدهای جدی درباره توان اروپا برای ایجاد یک سپر دفاعی مؤثر در برابر موشکها و پهپادهای ایران وجود دارد. برخلاف آمریکا، اروپا فاقد شبکه گسترده پدافندی و ظرفیت عملیاتی لازم برای مدیریت یک درگیری احتمالی در منطقه است. همین مسئله باعث شده که این طرح بدون حمایت عملی آمریکا، از منظر بازدارندگی با محدودیت جدی روبهرو باشد.
💢آمریکا؛ غایب اصلی یا مانع پنهان؟
🔸یکی از مهمترین ابعاد این ابتکار، تلاش ضمنی اروپا برای کاهش انحصار آمریکا در مدیریت امنیت خلیج فارس است. فرانسه و بریتانیا میدانند که بحران هرمز فرصتی برای نمایش توان دیپلماتیک و امنیتی اروپا فراهم کرده است؛ بهویژه در شرایطی که سیاستهای غیرقابل پیشبینی واشنگتن باعث افزایش تردیدها درباره رهبری آمریکا شده است.
🔸با این حال، همین مسئله میتواند به مهمترین مانع طرح تبدیل شود. آمریکا بهسختی خواهد پذیرفت که یکی از مهمترین آبراههای جهان بدون نقش محوری واشنگتن مدیریت شود. از این رو، حتی در صورت پیشرفت اولیه طرح، احتمال زیادی وجود دارد که آمریکا یا برای هدایت آن وارد عمل شود یا با فشارهای سیاسی و امنیتی نقش اروپا را محدود کند. در واقع، تناقض اصلی این ابتکار آن است که اروپا میخواهد مستقل عمل کند، اما هنوز بدون پشتیبانی آمریکا ابزار کافی برای تضمین موفقیت چنین مأموریتی را در اختیار ندارد.
💢آینده طرح؛ میان دیپلماسی و رقابت قدرتها
🔸در کوتاهمدت، چشمانداز موفقیت این طرح محدود به نظر میرسد. مخالفت اولیه ایران با حضور نیروهای خارجی و نگاه منفی آمریکا به ابتکار مستقل اروپا، فضای مانور لندن و پاریس را کاهش داده است. تا زمانی که تنش میان تهران و واشنگتن در سطح بالا باقی بماند، احتمال اجرایی شدن کامل این طرح پایین خواهد بود.
💢جمعبندی
طرح مشترک فرانسه و بریتانیا برای تنگه هرمز بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی قدرتمند باشد، تلاشی سیاسی برای مدیریت بحران و بازتعریف نقش اروپا در امنیت بینالمللی است. این طرح نه توانایی تقابل مستقیم با ایران را دارد و نه بدون هماهنگی با تهران میتواند امنیت پایدار در هرمز ایجاد کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👎1
🔵صورت حساب ۵۸ میلیارد دلاری بازسازی در خلیج فارس!
▪️ریستاد انرژی
#جنگ_رمضان
#اکوتهران
🔸برآوردهای مؤسسه «ریستاد انرژی» نشان میدهد بیشینه هزینه تعمیر و احیای زیرساختهای مرتبط با انرژی که در جریان جنگ خاورمیانه آسیب دیدهاند، ممکن است به ۵۸ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که سهم تأسیسات نفت و گاز از آن میتواند تا ۵۰ میلیارد دلار باشد. این رقم بهطور متوسط حدود ۵ میلیارد دلار خسارت در بخشهای صنعتی، نیروگاهی و تأسیسات آبشیرینکن را نیز در بر میگیرد.
💢تفاوت در سرعت بازسازی
🔹گستردگی خسارات، روند بازسازی را نیز پیچیدهتر کرده است. مشکل اصلی دیگر کمبود سرمایه نیست؛ آنچه اکنون به مانع اصلی تبدیل شده، دسترسی به تجهیزات، پیمانکاران و شبکههای لجستیکی است. به همین دلیل، زمانبندی احیای تأسیسات در کشورهای مختلف و حتی میان پروژههای یک کشور، بهتدریج از یکدیگر فاصله میگیرد؛ موضوعی که بیش از هر چیز به ظرفیت اجرایی داخلی و میزان دسترسی به زنجیره تأمین بستگی دارد.
🔹نشانههای اولیه این شکاف در روند بازسازی از هماکنون قابل مشاهده است. برخی تأسیسات که آسیب محدودی دیده بودند و از قبل نیز پیمانکار و امکانات اجرایی در محل داشتند، ظرف چند هفته فعالیت خود را از سر گرفتند. اما تأسیساتی که نیازمند بازسازی کامل واحدهای فرآیندی اصلی هستند یا به تجهیزات سنگین با زمان تحویل طولانی وابستهاند، هنوز در مرحله ارزیابی اولیه باقی ماندهاند و بازگشت آنها به مدار ممکن است سالها زمان ببرد.
💢بیشترین آسیب در پالایشگاهها و پتروشیمیها
🔹بخش عمده هزینهها مربوط به پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی پاییندستی است؛ هم به دلیل پیچیدگی فنی بالای این تأسیسات و هم به خاطر شدت آسیبهایی که در مراحل پایانی جنگ متحمل شدند. پس از آن، زیرساختهای میاندستی و بالادستی قرار دارند و چاههای نفت و تأسیسات صنعتی نیز سهم کوچکتری اما همچنان قابل توجه از خسارات را به خود اختصاص دادهاند.
🔹در مجموع، هزینه بازسازی بخش نفت و گاز بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. علاوه بر آن، زیرساختهای غیرهیدروکربنی مانند کارخانههای آلومینیوم، فولاد، نیروگاهها و آبشیرینکنها نیز بین ۳ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به بار آوردهاند.
💢ایران و قطر بیشترین فشار را تحمل میکنند
🔹در سطح کشورها، ایران بیشترین تعداد تأسیسات آسیبدیده و گستردهترین دامنه خسارات را دارد. بخش عمده اختلالها در تأسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی در عسلویه، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و مجتمع پتروشیمی ماهشهر متمرکز بوده است؛ اتفاقی که بخشی مهم از ظرفیت فرآورش گاز و تولیدات پتروشیمی را از مدار خارج کرده است.
🔹زمان بازسازی در ایران نیز بهطور ساختاری طولانیتر از دیگر کشورهای خلیج فارس برآورد میشود؛ نه فقط به دلیل وسعت خسارات، بلکه به این علت که دسترسی ایران به پیمانکاران غربی EPC، تولیدکنندگان اصلی تجهیزات و فناوریهای فرآیندی همچنان محدود است و همین مسئله گزینههای اجرایی را کاهش داده و دوره تأمین تجهیزات را طولانیتر کرده است.
در مقابل، قطر الگوی متفاوتی دارد. خسارات در این کشور متمرکزتر اما از نظر فنی پیچیدهتر بودهاند. کانون اصلی آسیبها شهر صنعتی رأس لفان است؛ جایی که چندین واحد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) و همچنین مجتمع تبدیل گاز به مایع «پرل» آسیب دیدهاند.
💢سهم اصلی هزینهها متعلق به مهندسی و ساخت
🔹ریستاد انرژی برآورد میکند هزینه تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیبدیده نفت و گاز به حدود ۴۶ میلیارد دلار برسد. در سطح پروژهها، بیشترین سهم هزینهها مربوط به بخش مهندسی و ساختوساز است و پس از آن تجهیزات و مواد قرار دارند.
🔹ترتیب زمانی این هزینهها نیز اهمیت زیادی دارد. فعالیتهای مهندسی و ارزیابی نسبتاً سریع پیش میروند، اما عامل تعیینکننده در روند بازسازی، تأمین و ساخت تجهیزات حیاتی است. هرچند عملیات نصب و ساخت میتواند پس از تأمین قطعات بهصورت همزمان انجام شود، اما تأخیر در تحویل تجهیزات همچنان گلوگاه اصلی پروژههای بزرگ باقی مانده است.
💢رقابت در تامین تجهیزات
✅ به همین دلیل، سرعت احیای صنعت انرژی بیش از آنکه به توان اجرایی در محل وابسته باشد، به امکان دسترسی سریعتر به زنجیرههای تأمین محدود جهانی بستگی دارد. آنچه اکنون در منطقه شکل گرفته، صرفاً یک پروژه بازسازی نیست؛ بلکه رقابتی فشرده برای دستیابی به تجهیزات، پیمانکاران و ظرفیت لجستیکی است. کشورهایی که زودتر اقدام کنند، ظرفیت بیشتری در اختیار خواهند گرفت و سریعتر به مدار بازمیگردند؛ اما دیگران ممکن است با تأخیرهایی بسیار فراتر از ابعاد فیزیکی خسارات روبهرو شوند. در نهایت، سرعت بازسازی نه با میزان تخریب، بلکه با میزان دسترسی به زنجیرههای تأمین محدود جهانی تعیین خواهد شد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️ریستاد انرژی
#جنگ_رمضان
#اکوتهران
🔸برآوردهای مؤسسه «ریستاد انرژی» نشان میدهد بیشینه هزینه تعمیر و احیای زیرساختهای مرتبط با انرژی که در جریان جنگ خاورمیانه آسیب دیدهاند، ممکن است به ۵۸ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که سهم تأسیسات نفت و گاز از آن میتواند تا ۵۰ میلیارد دلار باشد. این رقم بهطور متوسط حدود ۵ میلیارد دلار خسارت در بخشهای صنعتی، نیروگاهی و تأسیسات آبشیرینکن را نیز در بر میگیرد.
💢تفاوت در سرعت بازسازی
🔹گستردگی خسارات، روند بازسازی را نیز پیچیدهتر کرده است. مشکل اصلی دیگر کمبود سرمایه نیست؛ آنچه اکنون به مانع اصلی تبدیل شده، دسترسی به تجهیزات، پیمانکاران و شبکههای لجستیکی است. به همین دلیل، زمانبندی احیای تأسیسات در کشورهای مختلف و حتی میان پروژههای یک کشور، بهتدریج از یکدیگر فاصله میگیرد؛ موضوعی که بیش از هر چیز به ظرفیت اجرایی داخلی و میزان دسترسی به زنجیره تأمین بستگی دارد.
🔹نشانههای اولیه این شکاف در روند بازسازی از هماکنون قابل مشاهده است. برخی تأسیسات که آسیب محدودی دیده بودند و از قبل نیز پیمانکار و امکانات اجرایی در محل داشتند، ظرف چند هفته فعالیت خود را از سر گرفتند. اما تأسیساتی که نیازمند بازسازی کامل واحدهای فرآیندی اصلی هستند یا به تجهیزات سنگین با زمان تحویل طولانی وابستهاند، هنوز در مرحله ارزیابی اولیه باقی ماندهاند و بازگشت آنها به مدار ممکن است سالها زمان ببرد.
💢بیشترین آسیب در پالایشگاهها و پتروشیمیها
🔹بخش عمده هزینهها مربوط به پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی پاییندستی است؛ هم به دلیل پیچیدگی فنی بالای این تأسیسات و هم به خاطر شدت آسیبهایی که در مراحل پایانی جنگ متحمل شدند. پس از آن، زیرساختهای میاندستی و بالادستی قرار دارند و چاههای نفت و تأسیسات صنعتی نیز سهم کوچکتری اما همچنان قابل توجه از خسارات را به خود اختصاص دادهاند.
🔹در مجموع، هزینه بازسازی بخش نفت و گاز بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. علاوه بر آن، زیرساختهای غیرهیدروکربنی مانند کارخانههای آلومینیوم، فولاد، نیروگاهها و آبشیرینکنها نیز بین ۳ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به بار آوردهاند.
💢ایران و قطر بیشترین فشار را تحمل میکنند
🔹در سطح کشورها، ایران بیشترین تعداد تأسیسات آسیبدیده و گستردهترین دامنه خسارات را دارد. بخش عمده اختلالها در تأسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی در عسلویه، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و مجتمع پتروشیمی ماهشهر متمرکز بوده است؛ اتفاقی که بخشی مهم از ظرفیت فرآورش گاز و تولیدات پتروشیمی را از مدار خارج کرده است.
🔹زمان بازسازی در ایران نیز بهطور ساختاری طولانیتر از دیگر کشورهای خلیج فارس برآورد میشود؛ نه فقط به دلیل وسعت خسارات، بلکه به این علت که دسترسی ایران به پیمانکاران غربی EPC، تولیدکنندگان اصلی تجهیزات و فناوریهای فرآیندی همچنان محدود است و همین مسئله گزینههای اجرایی را کاهش داده و دوره تأمین تجهیزات را طولانیتر کرده است.
در مقابل، قطر الگوی متفاوتی دارد. خسارات در این کشور متمرکزتر اما از نظر فنی پیچیدهتر بودهاند. کانون اصلی آسیبها شهر صنعتی رأس لفان است؛ جایی که چندین واحد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) و همچنین مجتمع تبدیل گاز به مایع «پرل» آسیب دیدهاند.
💢سهم اصلی هزینهها متعلق به مهندسی و ساخت
🔹ریستاد انرژی برآورد میکند هزینه تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیبدیده نفت و گاز به حدود ۴۶ میلیارد دلار برسد. در سطح پروژهها، بیشترین سهم هزینهها مربوط به بخش مهندسی و ساختوساز است و پس از آن تجهیزات و مواد قرار دارند.
🔹ترتیب زمانی این هزینهها نیز اهمیت زیادی دارد. فعالیتهای مهندسی و ارزیابی نسبتاً سریع پیش میروند، اما عامل تعیینکننده در روند بازسازی، تأمین و ساخت تجهیزات حیاتی است. هرچند عملیات نصب و ساخت میتواند پس از تأمین قطعات بهصورت همزمان انجام شود، اما تأخیر در تحویل تجهیزات همچنان گلوگاه اصلی پروژههای بزرگ باقی مانده است.
💢رقابت در تامین تجهیزات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏1👌1
♦️قمار ترامپ بر سر تایوان، هدیهای به چین است
▪️واشنگتنپست
#تهران_ریویو
#آمریکا #چین
🔸دونالد ترامپ حق دارد که بخواهد از جنگ با چین بر سر تایوان جلوگیری کند. اما اگر فکر کند متوقف کردن یا تهدید به توقف ارسال تسلیحات به تایوان، احتمال جنگ را کمتر میکند در اشتباه است. ترامپ در مصاحبهای با فاکسنیوز پس از سفرش به چین گفت که فروش تسلیحاتی معلق به ارزش ۱۴ میلیارد دلار به تایوان را «فعلاً متوقف» کرده و تأیید آن «به چین بستگی دارد». او این بسته تسلیحاتی را «یک اهرم مذاکره بسیار خوب» توصیف کرد. این رویکرد مذاکرهای سرسختانه نیست؛ بلکه سوءبرداشتی خطرناک از مفهوم بازدارندگی است.
🔹تسلیحات تایوان نباید بهعنوان اهرمی برای معامله با پکن تلقی شوند. این سلاحها ابزاری هستند که واشنگتن از طریق آنها اطمینان حاصل میکند شی جینپینگ، رهبر چین، هرگز تصور نکند که بازپسگیری اجباری این جزیره دموکراتیکِ ۲۳ میلیونی با هزینهای قابل قبول ممکن است. بازدارندگی بهتعویقافتاده، بازدارندگی تضعیفشده است. تایوان پیش از آغاز هر بحران به موشک، سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات ضدپهپاد، پرتابگرهای متحرک، آموزش و مهمات نیاز دارد. زمانی که کشتیها، هواپیماها و واحدهای سایبری چین وارد عمل شوند، فرصت تجهیز مؤثر تایوان تقریباً از بین رفته است. هدف از مسلح کردن تایوان در حال حاضر این است که هرگز نیازی به استفاده از آن فرصت پیش نیاید.
💢پیام اشتباه واشنگتن به متحدان
🔹ترامپ مدتهاست از شرکای آمریکا خواسته سهم بیشتری در دفاع از خود بپردازند. تایوان نیز همین کار را انجام داده است. پارلمان این کشور هفته گذشته حدود ۲۵ میلیارد دلار بودجه دفاعی اضافی را تصویب کرد که بخش زیادی از آن صرف خرید تسلیحات آمریکایی میشود؛ آن هم پس از ماهها فشار برای تقویت امنیت خود. تنبیه کردن تایوان پس از آنکه مسئولیت بیشتری پذیرفته، پیام اشتباهی میفرستد. این کار به شرکای آمریکا میگوید حتی اگر بیشتر هزینه کنند، از آمریکا خرید کنند و دفاع خود را جدی بگیرند، باز هم حمایت واشنگتن ممکن است به خواستههای همان دشمنی وابسته شود که آنها را تهدید میکند.
💢پیام ضعف به پکن
🔹این اقدام پیام بدتری هم برای پکن دارد. اگر تقویت توان دفاعی تایوان بتواند با اعتراض چین کند یا متوقف شود، شی جینپینگ دلیلی قوی خواهد داشت که اعتراضاتش را شدیدتر کند. این درس خطر جنگ را افزایش میدهد. فشار نظامی چین علیه تایوان مداوم و حسابشده است. هواپیماها، کشتیها و دیگر تجهیزات نظامی چین برای آزمودن توان دفاعی تایوان به کار گرفته میشوند؛ نه فقط بهعنوان تمرین برای حمله احتمالی، بلکه برای تضعیف روحیه مردم تایوان و القای این تصور که مقاومت بیفایده است. پکن همچنین یک هدف سیاسی در تایوان دارد: اینکه رأیدهندگان تایوانی را متقاعد کند نزدیکی به واشنگتن خطرناک است، آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست و سازش با چین اجتنابناپذیر است.
🔹اظهارات ترامپ فروش این روایت را آسانتر میکند. اگر چین باور کند که حمایت آمریکا از تایوان میتواند به تعویق بیفتد، تضعیف شود یا مورد معامله قرار گیرد، پکن دلیلی خواهد داشت که هر بسته تسلیحاتی را برای واشنگتن پرهزینهتر کند: رزمایشهای بیشتر، تهدیدهای اقتصادی بیشتر، فشار بر صادرات عناصر نادر خاکی و وعدههای محرمانه تجاری که شاید هرگز عملی نشوند.
🔹تناقض ماجرا آشکار است. ترامپ گفت تایوان باید «آرامتر رفتار کند»، ظاهراً هشداری به تایپه درباره اقداماتی که پکن میتواند تحریکآمیز جلوه دهد. او همچنین بار دیگر ادعا کرد تایوان صنعت تراشه آمریکا را «دزدیده» است. شاید این شیوه او برای فشار بر شرکا در مذاکرات تجاری و سرمایهگذاری باشد، اما یک واقعیت راهبردی اساسی را مخدوش میکند: تایوان مهاجم نیست؛ چین قدرتی است که تهدید به زور میکند.
💢لزوم فشار بیشتر بر تایوان
✅ سیاست دیرینه آمریکا درباره استقلال تایوان عمداً مبهم بوده است؛ اما تقویت توان دفاعی تایوان این سیاست را تغییر نمیدهد. در عین حال، ترامپ میتواند و باید در مذاکره با تایپه سختگیر باشد. او باید خواستار اصلاحات سریعتر دفاعی، سرمایهگذاری بیشتر در پهپادها و افزایش تابآوری انرژی شود؛ از جمله خریدهای بلندمدت گاز طبیعی مایع از آمریکا که به تایوان کمک میکند در برابر محاصره یا تهاجم مقاومت کند. او همچنین باید تایپه را تحت فشار بگذارد تا سریعتر دفاع ساحلی، آمادگی غیرنظامی و ذخایر مهمات خود را تقویت کند. این خواستهها منصفانهاند. متحدان و شرکای آمریکا نباید انتظار داشته باشند واشنگتن بیشتر از آنچه خودشان برای دفاعشان انجام میدهند، برای امنیتشان هزینه کند.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️واشنگتنپست
#تهران_ریویو
#آمریکا #چین
🔸دونالد ترامپ حق دارد که بخواهد از جنگ با چین بر سر تایوان جلوگیری کند. اما اگر فکر کند متوقف کردن یا تهدید به توقف ارسال تسلیحات به تایوان، احتمال جنگ را کمتر میکند در اشتباه است. ترامپ در مصاحبهای با فاکسنیوز پس از سفرش به چین گفت که فروش تسلیحاتی معلق به ارزش ۱۴ میلیارد دلار به تایوان را «فعلاً متوقف» کرده و تأیید آن «به چین بستگی دارد». او این بسته تسلیحاتی را «یک اهرم مذاکره بسیار خوب» توصیف کرد. این رویکرد مذاکرهای سرسختانه نیست؛ بلکه سوءبرداشتی خطرناک از مفهوم بازدارندگی است.
🔹تسلیحات تایوان نباید بهعنوان اهرمی برای معامله با پکن تلقی شوند. این سلاحها ابزاری هستند که واشنگتن از طریق آنها اطمینان حاصل میکند شی جینپینگ، رهبر چین، هرگز تصور نکند که بازپسگیری اجباری این جزیره دموکراتیکِ ۲۳ میلیونی با هزینهای قابل قبول ممکن است. بازدارندگی بهتعویقافتاده، بازدارندگی تضعیفشده است. تایوان پیش از آغاز هر بحران به موشک، سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات ضدپهپاد، پرتابگرهای متحرک، آموزش و مهمات نیاز دارد. زمانی که کشتیها، هواپیماها و واحدهای سایبری چین وارد عمل شوند، فرصت تجهیز مؤثر تایوان تقریباً از بین رفته است. هدف از مسلح کردن تایوان در حال حاضر این است که هرگز نیازی به استفاده از آن فرصت پیش نیاید.
💢پیام اشتباه واشنگتن به متحدان
🔹ترامپ مدتهاست از شرکای آمریکا خواسته سهم بیشتری در دفاع از خود بپردازند. تایوان نیز همین کار را انجام داده است. پارلمان این کشور هفته گذشته حدود ۲۵ میلیارد دلار بودجه دفاعی اضافی را تصویب کرد که بخش زیادی از آن صرف خرید تسلیحات آمریکایی میشود؛ آن هم پس از ماهها فشار برای تقویت امنیت خود. تنبیه کردن تایوان پس از آنکه مسئولیت بیشتری پذیرفته، پیام اشتباهی میفرستد. این کار به شرکای آمریکا میگوید حتی اگر بیشتر هزینه کنند، از آمریکا خرید کنند و دفاع خود را جدی بگیرند، باز هم حمایت واشنگتن ممکن است به خواستههای همان دشمنی وابسته شود که آنها را تهدید میکند.
💢پیام ضعف به پکن
🔹این اقدام پیام بدتری هم برای پکن دارد. اگر تقویت توان دفاعی تایوان بتواند با اعتراض چین کند یا متوقف شود، شی جینپینگ دلیلی قوی خواهد داشت که اعتراضاتش را شدیدتر کند. این درس خطر جنگ را افزایش میدهد. فشار نظامی چین علیه تایوان مداوم و حسابشده است. هواپیماها، کشتیها و دیگر تجهیزات نظامی چین برای آزمودن توان دفاعی تایوان به کار گرفته میشوند؛ نه فقط بهعنوان تمرین برای حمله احتمالی، بلکه برای تضعیف روحیه مردم تایوان و القای این تصور که مقاومت بیفایده است. پکن همچنین یک هدف سیاسی در تایوان دارد: اینکه رأیدهندگان تایوانی را متقاعد کند نزدیکی به واشنگتن خطرناک است، آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست و سازش با چین اجتنابناپذیر است.
🔹اظهارات ترامپ فروش این روایت را آسانتر میکند. اگر چین باور کند که حمایت آمریکا از تایوان میتواند به تعویق بیفتد، تضعیف شود یا مورد معامله قرار گیرد، پکن دلیلی خواهد داشت که هر بسته تسلیحاتی را برای واشنگتن پرهزینهتر کند: رزمایشهای بیشتر، تهدیدهای اقتصادی بیشتر، فشار بر صادرات عناصر نادر خاکی و وعدههای محرمانه تجاری که شاید هرگز عملی نشوند.
🔹تناقض ماجرا آشکار است. ترامپ گفت تایوان باید «آرامتر رفتار کند»، ظاهراً هشداری به تایپه درباره اقداماتی که پکن میتواند تحریکآمیز جلوه دهد. او همچنین بار دیگر ادعا کرد تایوان صنعت تراشه آمریکا را «دزدیده» است. شاید این شیوه او برای فشار بر شرکا در مذاکرات تجاری و سرمایهگذاری باشد، اما یک واقعیت راهبردی اساسی را مخدوش میکند: تایوان مهاجم نیست؛ چین قدرتی است که تهدید به زور میکند.
💢لزوم فشار بیشتر بر تایوان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔸ترامپ برای پایان جنگ با ایران یا تداوم آن، مجموعهای از متغیرها (پیشرانها و موانع) را در نظر میگیرد. این متغیرها از سیاست داخلی تا وضعیت و ملاحظات بینالمللی آمریکا را در بر میگیرند. اگرچه در مقایسه با هفتههای نخست جنگ، ترامپ تحت فشار بیشتری برای پایان این درگیری است، اما در حال حاضر، پیشرانها و انگیزههای ترامپ برای حمله مجدد به ایران قویتر از موانع آن هستند.
💢پیشرانهای حمله مجدد
1️⃣پروندههای ناتمام و اجتناب از ایده «نه جنگ، نه صلح»: تصور سناریویی مجزا از نه جنگ و نه صلح میان دو کشور دشوار است؛ زیرا ترامپ میکوشد به هر طریقی دو پرونده ناتمام هستهای و تنگه هرمز را ببندد. اگر او به توافق مطلوب خود به ایران نرسد – که احتمالش با توجه به خواستههای ناسازگار طرفین بالا است، مجدداً دست به گزینه نظامی میزند تا ایران را تسلیم خود کند؛ زیرا وضعیتی که در آن جنگ پایان پذیرد، اما ایران توان هستهای و کنترل تنگه هرمز را داشته باشد، به هیچ وجه مطلوب ترامپ و اعتبار سیاسی او نیست.
2️⃣کارت جنگ زیرساختی: این تحلیل در محافل نومحافظهکار و راست آمریکا تقویت شده است که ایران در صورتی تسلیم میشود که زیرساختهای انرژیاش نابود شده باشد. به عبارت دیگر، در دیدگاه آنها، ترامپ باید درد کافی به ایران وارد کند تا جنگ خاتمه یابد و ایران خواستههای آمریکا را بپذیرد.
3️⃣دید مثبت افکار عمومی نسبت به آینده اقتصاد: برخی نظرسنجیها نشان میدهند با وجود افزایش قیمتها در آمریکا، تنها 38% از مردم آمریکا معتقدند قیمتها در شش ماه آینده به شدت افزایش پیدا خواهد کرد. افزون بر این، علیرغم محبوبیت پایین جنگ با ایران، بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا خواهان تداوم جنگ تا حصول توافقی متفاوت از برجام هستند. در حال حاضر، خیال ترامپ تا حدی از سمت افکار عمومی آسوده است و میتواند به جنگ با ایران ادامه دهد.
4️⃣وضعیت مثبت بازار سهام: علیرغم جنگ با ایران، بازار سهام آمریکا در ماههای اخیر همچنان روندی صعودی داشته است. بسیاری از تحلیلگران این مقاومت را ناشی از موج سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی میدانند. شرکتهای بزرگ فناوری، بهویژه غولهای فعال در حوزه تراشه و هوش مصنوعی مانند موتور اصلی رشد شاخصهای والاستریت بودهاند. خوشبینی سرمایهگذاران نسبت به آینده هوش مصنوعی باعث شد شاخص S&P500 به رشد خود ادامه دهد و بخشی از اثرات منفی جنگ خنثی شود.
5️⃣حکم دیوان عالی درباره نقشههای انتخاباتی: حکم اخیر دیوان عالی آمریکا، در پرونده Louisiana v. Callais، عملاً محدودیتهای قبلی بر بازترسیم نژادی حوزههای انتخاباتی (ایجاد حوزههای انتخاباتی بر مبنای نژاد) را تضعیف کرد که به شدت به ضرر دموکراتها در انتخابات پیش رو است. اگرچه هنوز نمیتوان تعیین کرد کدام حزب پیروز انتخابات میاندورهای میشود. اما این حکم دست جمهوریخواهان را برای بازترسیم نقشهها و کسب کرسی بیشتر در کنگره در آستانه انتخابات بازتر میکند.
💢موانع حمله مجدد
1️⃣آینده رقابتهای انتخابات میاندورهای: اگرچه وضعیت کنونی جمهوریخواهان در انتخابات سنا تا حدی مطلوب است و در مجلس نمایندگان امید به پیروزی دارند. اما هرگونه تنش مجدد میتواند جنگ با ایران به یک نقطه غیرقابل بازگشت برساند، مخصوصاً اگر حمله مجدد آمریکا منطقه را وارد یک جنگ زیرساختی گسترده کند که منجر به افزایش انفجاری قیمت نفت و بنزین شود. این میتواند اثر منفی بزرگی بر جمهوریخواهان در انتخابات بگذارد.
2️⃣آینده منازعه با چین: دور نخست نبرد میان ایران و آمریکا، منجر به کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی آفندی و پدافندی آمریکا شد که در دفاع از تایوان و نبرد احتمالی با چین بسیار حائز اهمیت بودند. حال دور جدیدی از درگیری، بیش از گذشته این ذخایر را – که بازیابی آنها چندین سال به طول میانجامد – تحت فشار قرار میدهد. به عبارت دیگر، تداوم جنگ با ایران، موقعیت راهبردی آمریکا را در برابر چین ضعیفتر میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸یکی از اهداف و برنامههای اصلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ اخیر، وارد آوردن آسیب گسترده به زیرساختهای هستهای و خروج اورانیوم غنی شده از ایران بوده است. بر همین اساس، مقامات ارشد ایالات متحده و رژیم اسرائیل بارها به صراحت تاکید کردهاند که تمام اورانیوم غنی شده باید از خاک ایران خارج شود. در این چارچوب، ترامپ و نتانیاهو بارها در مصاحبهها و پیامهای خود تاکید کردهاند که اورانیوم غنی شده، چه از طریق مذاکره و چه از طریق جنگ، از خاک ایران باید خارج شود.
💢تمرین نفوذ به تاسیسات هستهای ایران
🔹به نظر میرسد پس از به بن بست رسیدن مذاکرات میان ایران و آمریکا و عدم پذیرش شرط خروج اورانیوم غنی شده از جانب طرف ایرانی، اکنون مقامات رژیم صهیونیستی به دنبال طرحهایی نظامی جهت خارج کردن اورانیوم غنی شده از خاک ایران هستند. بر همین اساس، در هفته گذشته یک کارشناس امنیتی در شبکه ۱۴ رژیم صهیونیستی به افشای طرح اسرائيل برای ربایش اورانیوم غنی شده در ایران پرداخت. به گفته شیمون ریکلین، در هفتههای اخیر کماندوهای اسرائیلی در حال تمرین و برگزاری رزمایش برای نفوذ به تاسیسات هستهای اصفهان جهت خارج کردن اورانیوم غنی سازی شده از خاک ایران بودهاند. مطابق این اظهارات، به نظر میرسد که با از سرگیری دور جدیدی از تنشها میان ایران و ایالات متحده- رژیم صهیونیستی، یکی از اصلیترین اهداف نیروهای متخاصم، عملیات هلیبرن به منظور خروج اورانیوم غنیشده از خاک ایران خواهد بود.
💢چالش جابهجایی اورانیوم غنی شده
🔹عملیات شکست خورده آمریکا در اصفهان دشواری چنین سناریویی را نشان داده است. ربایش مواد علاوه بر دشواریهای دسترسی، پیچیدگیهای بیشتری نیز دارد. بنابر گزارشات رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ذخایر اورانیوم ایران در چند سایت مختلف نگهداری میشوند. رافائل گروسی در خصوص امکان جابهجایی این مواد از طریق اقدام نظامی ابراز تردید کرده و تاکید کرده است که این اورانیومها به صورت گازی بوده و حمل آن بسیار دشوار است. بنابراین، حداقل به چندین خودروی سنگین برای انتقال این حجم از مواد غنی شده نیاز است که با توجه به انجام عملیات به صورت مخفی، امکان موفقیت آمیز بودن آن به شدت مورد تردید است. گروسی همچنین هشدار داده است هرگونه شکست در عملیات نظامی یا انفجار در سانتریفیوژها میتواند منجر به پخش اورانیومها شده و این امر تبعات سنگینی برای کل منطقه خواهد داشت.
💢ترس از پیامدهای شکست
🔹اکنون یکی از موانع چنین عملیاتی، ترس از شکست آن است. طبعا اگر این عملیات با اسیر شدن سربازان آمریکایی-اسرائيلی و یا وقوع رخدادهایی نظیر آنچه در جنوب اصفهان رخ داد، همراه شود، این مسئله میتواند به شکست سختی برای قوای متخاصم تبدیل شده و تبعات سنگینی برای مقامات سیاسی آمریکا و اسرائيل به همراه خواهد داشت. در کنار این مسئله، نگرانی از پاسخ احتمالی ایران و حمله این کشور به مراکز هستهای کشورهای همسایه و رژیم اسرائیل نیز سبب شده است تا تردیدهای جدی نسبت به انجام این عملیات در مراکز تصمیمگیری دشمن وجود داشته باشد.
💢راهکارهای جایگزین
🔹در صورتی که آمریکا و اسرائیل در شرایط فعلی چه از طریق جنگ و چه از طریق مذاکره نتوانند به این مواد دسترسی پیدا کنند، احتمالاً برنامههای جایگزینی را برای ضربه به تاسیسات هستهای ایران طرح ریزی خواهند کرد. مواردی نظیر ترور دانشمندان هستهای، خرابکاری در تاسیسات غنی سازی کشور، حملات سایبری و بهرهگیری از بدافزارها و ویروسهایی نظیر استاکس نت برای ایجاد اخلال در عملکرد سانتریفیوژها، استفاده از عناصر نفوذی برای تخریب زیرساختهای هستهای و مواردی از این دست، ممکن است در ادامه در دستور کار آنها قرار بگیرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1👎1
📝عرفان علمشاهی
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔸دیروز اعلام شد که تولسی گابارد، رئیس اطلاعات ملی از جایگاه خود استعفا میدهد. اگرچه به گفته او، این تصمیم به دلیل بیماری سرطان همسرش بوده است، اما به نظر میرسد علت اصلی استفعا - آن هم در میانه آتشبسی ناپایدار میان ایران و آمریکا که ممکن است هر لحظه به درگیری جدیدی منتهی شود – اختلافات فزاینده او با دولت ترامپ و شخص او باشد.
💢فردی با خاستگاه حزبی متفاوت
🔹قبل از هر چیز، اختلاف گابارد با دولت را باید در خاستگاه سیاسی متفاوت او جست. گابارد تا سال ۲۰۲۲ عضو میانهرو حزب دموکرات مجلس نمایندگان بود و پس از آن تا سال ۲۰۲۴ خود را سیاستمداری مستقل عنوان کرد. سپس او اعلام کرد که به جمهوریخواهان و کمپین ترامپ ملحق میشود. جای تعجب ندارد که یک دموکرات میانهرو در بسیاری از مسائل سیاست خارجی و امنیتی دیدگاه متفاوتی نسبت به جمهوریخواهان داشته باشد. گابارد در مقایسه با جمهوریخواهان ترامپی در مسئله روسیه بسیار تندرو و در مقایسه با نومحافظهکاران در مسئله ایران مماشاتطلب دیده میشد.
💢اختلاف با ترامپ بر سر پرونده ایران
🔹با این وجود، پرونده هستهای ایران، نقطه اوج اختلافات او با کابینه ترامپ بود. اندکی پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، گابارد اعلام کرده بود که ایران در حال ساخت سلاح هستهای نیست. این ادعا با واکنش تندی از سمت ترامپ مواجه شد. پس از این موضعگیری، به نظر میرسید که ترامپ به وفاداری گابارد مشکوک شده و او در تصمیمگیریهای کابینه به نوعی کنار گذاشته شده است.
🔹اما اختلاف ترامپ با گاباد به این موضوع ختم نشد. گابارد در آخرین جلسه استماع خود در کمیته اطلاعات سنا -که دو هفته پیش برگزار شد، اعلام کرد که ایران پس از عملیات چکش نیمهشب، اقدام به بازسازی برنامه هستهای خود نکرده و این برنامه به کلی محو شده است. این سخن مجدداً در تعارض با ادعای ترامپ بود مبنی بر اینکه اگر حملهای صورت نمیگرفت، ایران ظرف چند هفته سلاح هستهای میساخت.
🔹این ارزیابیهای اطلاعاتی، او را به یک مخالف بالقوه جنگ با ایران در کابینه تبدیل میکرد. عجیب نیست اگر گابارد در آستانه یک حمله گسترده دیگر به ایران مجبور به استعفا شده باشد. مهمترین وظیفه رئیس اطلاعات ملی، ارائه گزارشهای نهادهای اطلاعاتی آمریکا به رئیس جمهور است. کسی همچون گابارد میتواند گزارشهایی را به ترامپ ارائه داده باشد که برای او یا جنگطلبان کابینه همچون روبیو و هگست ناخوشایند است، همانگونه هگست و ونس که بر سر ارائه گزارشهای جنگی به ترامپ با یکدیگر اختلاف دارند. هنگامی که گابارد سال گذشته در پیامی ویدیوی اظهار داشت که جنگطلبان در آمریکا به دنبال تنش میان قدرتهای هستهای هستند، مارک لوین مجاری فاکسنیوز و از تشویقکنندگان ترامپ به جنگ با ایران گفت اطلاعات آمریکا تحت رهبری گابارد از مسیر خود منحرف میشود. این احتمال هم میرود او همچون جو کنت، رئیس سابق مرکز ضد تروریسم، با استعفا خواست وجه خود را از تداوم جنگ با ایران پاک کند.
💢اختلاف با سازمان سیا
🔹اختلافات میان گابارد و جان رتکلیف، رئیس سیا، مدتها وجود و پس از برخی تصمیمات گابارد افزایش یافت، از جمله افشای نام یک افسر مخفی سیا در فهرست افرادی که مجوزهای امنیتیشان را لغو شده بود و همچنین انتشار اسناد مرتبط با مداخله روسیه در انتخابات آمریکا. این تصمیمات، نارضایتیهای بسیاری را درون سازمان سیا برانگیخت.
🔹اخیراً خبرنگاری به نام کاترین هریج در گزارشی گفت یک واحد تحقیقاتی سیا برای چندین عضو «گروه ابتکارات مدیر» گابارد ایمیل فرستاده و از آنها خواسته بود برای بازجویی مراجعه کنند. اگرچه این اقدام به طور معمول انجام میشود، اما زمانبندی این درخواستها نگرانکننده بود، زیرا به نظر نمیرسید بخشی از روند عادی بررسی مجوزهای امنیتی باشد. همچنین جیمز اردمان، افشاگر سیا در یک جلسه استماع سنا گفته بود که سیا از کارکنان اداره اطلاعات ملی جاسوسی میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏1👌1
#مقاله_تحلیلی
#روسیه #چین
📝احمد رمضانی
🔸در ماه مه ۲۰۲۶، پکن با میزبانی فشرده و متوالی از رهبران قدرتهای جهانی، بهویژه ولادیمیر پوتین و پیش از او رهبر ایالات متحده، در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان گرانیگاه ژئوپلیتیک نظام بینالملل است. دیدار پوتین و شی جینپینگ که با تمدید پیمان دوستی و همکاریهای همهجانبه همراه بود، نمادی از شراکت نامتقارن بهنفع چین، اما پایدار است که پیامدهای مهمی برای نظم جهانی و پویاییهای اوراسیا به همراه دارد.
💢ائتلاف راهبردی ضد هژمونیک و پیشبرد جهان چندقطبی
🔹محور اصلی گفتگوهای سران روسیه و چین، تقابل با ساختار قدرت تحت رهبری غرب و ترویج ایده جهان چندقطبی بود. بیانیه مشترک صادر شده در این دیدار، به صراحت یکجانبهگرایی و سیاستهای مخل نظم غرب را هدف قرار داده و بر لزوم هماهنگی عمیق در نهادهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای تأکید داشت. پکن و مسکو با این رویکرد، در پی جذب کشورهای جنوب جهانی و ارائه ساختار جایگزین و عادلانهتر برای نظم پساجنگ سرد هستند. با این وجود، این همگرایی بیش از آنکه همسویی ایدئولوژیک مطلق باشد، هماهنگی عملگرایانه برای مهار فشارهای سیستماتیک غرب ارزیابی میشود.
💢اقتصاد و انرژی؛ عملگرایی در سایه عدم تقارن
🔹در حوزه اقتصادی، گرچه پکن با احتیاطی استراتژیک از وابستگی متقابل عمیق پرهیز میکند، با این حال وابستگی روسیه به بازار و فناوری چین به بیسابقهترین سطح خود رسیده است. بارزترین نمود این رویکرد، تداوم بنبست در مذاکرات تجاری خط لوله گازی «قدرت سیبری ۲» است. در حالی که پکن خواهان دریافت گاز با قیمتهای یارانهای داخلی (حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار) است، روسیه برای جبران بازارهای ازدسترفته اروپا به دنبال یافتن جایگزین است و بر فرمول قیمتگذاری مشابه خط لوله «قدرت سیبری ۱» اصرار دارد. با این حال، بحرانهای منطقهای نظیر تنشها در غرب آسیا و تهدیدات پیرامون شاهراههای مواصلاتی مانند تنگه هرمز، ارزش استراتژیک مسیرهای ترانزیتی زمینی روسیه را برای امنیت ملی چین دوچندان کرده است.
💢همکاریهای امنیتی؛ از هماهنگی میدانی تا بدگمانیها
🔹در لایههای پنهانتر، همکاریهای نظامی و اطلاعاتی دو کشور تعمیق یافته است. حمایتهای فناورانه با کاربرد دوگانه پکن در حوزه نظامی روسیه و همچنین آموزشهای تاکتیکی در حوزههای جنگ الکترونیک و پهپادی، نشان از ارتقای سطح هماهنگیهای دفاعی دارد. با وجود این سطح از تعاملات، سایه بیاعتمادی تاریخی همچنان بر روابط دو همسایه اوراسیایی سنگینی میکند.
💢موازنه ظریف پکن؛ بازی استراتژیک در میانه میدان
🔹یکی از کلیدیترین ابعاد این دیدار، زمانبندی آن بلافاصله پس از میزبانی چین از مقامات عالیرتبه آمریکایی بود. این توالی به روشنی نشان میدهد که هدف استراتژیک چین، مدیریت زمان و کنترل سرعت رقابت با واشنگتن است. پکن خواهان حفظ پایداری حاکمیت در مسکو به عنوان ضربهگیر استراتژیک است؛ زیرا تضعیف شدید روسیه یا پیروزی مطلق غرب، جایگاه امنیتی چین را در اوراسیا به شدت آسیبپذیر خواهد کرد. در عین حال، پکن هوشیار است که این حمایتها نباید دسترسی این کشور به بازارهای غربی را قربانی کرده یا به رویارویی مستقیم همهجانبه با غرب منجر شود.
💢مقایسه با دیدار ترامپ و شی
🔹در دیدار ترامپ، پکن با تشریفات پرزرقوبرق، نمادسازیهای حسابشده و امتیازهای اقتصادی تلاش کرد روحیه نمایشگرایانه او را ارضا کند. در مقابل، سفر پوتین فضایی کمهیاهو اما عمیقا راهبردی داشت. بهدلیل پیوند نهادینهشده دو کشور، نیازی به نمایشهای شخصیمحور نبود و تمرکز بر تعمیق ائتلاف سیاسی و امنیتی علیه هژمونی آمریکا قرار گرفت.
💢چشمانداز راهبردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸پس از بروز اختلافات گسترده میان نمایندگان احزاب ائتلاف دولتی بر سر تصویب قانون معافیت سربازی حریدیان، در نهایت خاخام لاندو، رهبر معنوی حزب دگل هاتوراه اعلام کرد که نمیتواند به حضور در ائتلاف با نتانیاهو ادامه دهد و رسما دستور داد تا حزب متبوع او از دولت جدا شود. با جدایی این حزب، ائتلاف دولتی عملاً اکثریت پارلمانی خود را از دست داد و همین مسئله سبب شد تا سران احزاب دولتی با ارائه لایحهای در کنست، انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام را به رای بگذارند. سرانجام در روز ۳۰ اردیبهشت، خوانش مقدماتی این لایحه با ۱۱۰ رای موافق، تصویب شد. پس از تصویب مقدماتی، این لایحه به کمیته تخصصی ارجاع شده و سپس در صورت تصویب این لایحه در خوانشهای سهگانه، کنست منحل شده و انتخابات زودهنگام نهایتا باید ظرف ۹۰ روز برگزار شود.
💢دعوا بر سر سربازی حریدیان
🔹پیش از تصویب قانون انحلال کنست، از مدتها قبل نزاع بر سر سربازی حریدیان در اسرائیل بالا گرفته بود. در حالی که اکثریت جامعه اسرائیل و حتی طرفداران حزب لیکود خواهان اعزام حریدیان به سربازی بودند و ارتش نیز در این خصوص اعلام نیاز کرده بود، احزاب حریدی این مسئله را خط قرمز خود دانسته و اعلام کرده بودند که در صورت عدم تصویب قانون بیسموت که طی آن عملاً معافیت حریدیان از سربازی تمدید میشود، این احزاب از دولت جدا خواهند شد.
🔹این مسئله نتانیاهو را با چالش دشواری مواجه کرد که در آن، جانبداری از مردم منجر به از دست رفتن حمایت حریدیان و جانبداری از حریدیان نیز منجر به کاهش سبد رای مردمی حزب لیکود میشد. سرانجام نتانیاهو تصمیم گرفت تا رای گیری در خصوص قانون بیسموت را به کنست بعدی واگذار کند که این امر با مخالفت حزب حریدی دگل هاتوراه و خروج آن از دولت ائتلافی همراه شد. لازم به ذکر است که سابقاً احزاب حریدی شاس و آگودات اسرائیل نیز به همین دلیل از دولت خارج شده بودند ولی حزب شاس اعلام کرده بود که همچنان در کنست با ائتلاف همراهی خواهد کرد.
💢احزاب حریدی در مقابل نتانیاهو!
🔹به نظر میرسد که اکنون یکی از اصلیترین چالشهای انحلال کنست برای نتانیاهو، مسئله فاصلهگیری احزاب حریدی از ائتلاف با او خواهد بود. این مسئله سبب خواهد شد تا نتانیاهو بخش بزرگی از متحدان ائتلافی خود که در کنست اخیر ۱۸ کرسی را در اختیار داشتند، از دست بدهد. تبعاً عدم همراهی هر سه حزب حریدی با نتانیاهو، احتمال به قدرت رسیدن مجدد نتانیاهو را به شدت کاهش خواهد داد. به هر جهت تجربه نشان داده است که احزاب حریدی تنها به دنبال تامین منافع خود بوده و به همین دلیل، اگر این احزاب به این نتیجه برسند که دیگر نتانیاهو نخواهد توانست منافع آنها را تامین کند، شاید رویه جدیدی را در پیش گیرند.
💢کاهش اختیارات دولت
🔹در صورت انحلال کنست، دولت فعلی به عنوان دولت پیشبرد امور تا زمان برگزاری انتخابات به فعالیت خود ادامه خواهد داد، اما اختیارات آن به شدت محدود خواهد شد. در این بازه زمانی، دولت تنها ملزم به پیشبرد امور جاری رژیم خواهد بود و به همین دلیل، این دولت انتقالی نمیتواند به اتخاذ تصمیمات بلند مدتی که دولت آینده اسرائیل را نسبت به آنها متعهد کند، بپردازد. بر همین اساس، توان دولت فعلی در پیشبرد انتصابات کلیدی جدید، اصلاحات ساختاری گسترده، توافقات و تصمیمهای سیاسی بلندمدت و... به شدت محدود خواهد شد. تبعاً به دلیل شرایط جنگی که اسرائيل در آن قرار دارد، این گزینه به هیچ عنوان گزینه مطلوبی برای نتانیاهو نخواهد بود.
🔹همچنین با انحلال کنست، فضای سیاسی و اجتماعی رژیم رنگ و بوی انتخاباتی به خود گرفته و در همین چارچوب، هر اقدام جدیدی از جانب دولت، با شائبه سیاسیکاری و تلاش برای جذب رای همراه خواهد شد. به همین دلیل، ممکن است نتانیاهو برای رهایی از فشار افکار عمومی که او را متهم به استفاده انتخاباتی جنگ خواهند کرد، ناچار شود تا عملیاتهای نظامی احتمالی خود علیه ایران و محور مقاومت را به تاخیر بیندازد؛ امری که در شرایط فعلی، به هیچ عنوان مطلوب نتانیاهو نخواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔸اخبار گزارشهای چند روز اخیر راجع به نزدیکبودن آمریکا و ایران به امضای یک تفاهمنامه اولیه، هم در واشنگتن و هم تهران تا حدی غافلگیرکننده بود. همچنین پرسشها و ابهامات زیادی را درباره آینده منازعه دو کشور مطرح کرده است؛ زیرا در سه ماه گذشته تلاشها برای مصالحه به دلیل پافشاری طرفین بر خواستههایشان شکست خورده بود. در واشنگتن دی.سی. جمهوریخواهان انتقادات بسیاری به امضای یک تفاهمنامه با ایران که به یک توافق نهایی منتهی میشود وارد کردند. با این وجود، هدف اصلی ترامپ از این تصمیم هنوز مشخص نیست و سه سناریو را میتوان مطرح کرد.
💢سناریوی نخست: ترامپ به دنبال خرید زمان است
🔹اصلیترین نگرانی ترامپ در جنگ با ایران، سرنوشت انتخابات میاندورهای در آبانماه امسال است. اگر او بتواند جنگ را تا برگزاری انتخابات به گونه مدیریت کند که از افزایش بیشتر قیمتها جلوگیری شده و بحران اقتصادی رخ ندهد، احتمال پیروزی جمهوریخواهان را در انتخابات بالا میبرد و با خیالی آسودهتر به جنگ با ایران بازمیگردد. تفاهمنامه با ایران و مذاکرات ۶۰ روزه میتواند بخشی از برنامه ترامپ برای بازنگهداشتن تنگه هرمز و آرامکردن بازارها باشد تا جمهوریخواهان به سلامت از انتخابات عبور کنند. افزون بر این، به زودی جام جهانی به میزبانی این کشور برگزار خواهد شد و ترامپ برای اعتبار خود نمیخواهد قیمتها در آمریکا بسیار بالا برود.
🔹در این سناریو، ترامپ به دنبال راهی خواهد بود تا با پافشاری بر خواستههای هستهای خود مذاکرات را پس از ۶۰ روز ادامه دهد و همزمان از طریق میانجیگران به ایران فشار دیپلماتیک وارد کند تا تنگه هرمز را باز نگه دارد. همچنین از شدت محاصره کاسته و به اجازه فروش نفت به چین را میدهد تا تهران انگیزه کمتری برای بستن مجدد تنگه داشته باشد.
💢سناریوی دوم: انتظار برای فروپاشی اقتصادی
🔹دو روز پیش ترامپ در تروثسوشیال اعلام کرد که محاصره دریایی تا زمان رسیدن به توافق با ایران ادامه خواهد یافت. در یک سناریو، ترامپ میخواهد با ارائه یکسری امتیازات اقتصادی محدود (همچون آزادسازی مبلغ اندکی از داراییهای بلوکهشده) یا حتی بدون آزادسازی داراییها (همانگونه که در مصاحبه اخیر خود با فاکسنیوز گفت) ایران محدودیت بر تنگه هرمز را کاهش دهد، اما همچنان به محاصره ادامه یابد تا ایران ظرف دو ماه آینده به لحاظ اقتصادی دچار فروپاشی شود. تحقق این سناریو بعید به نظر میرسد؛ زیرا ایران بازشدن تنگه و در عین حال تداوم محاصره دریایی را نخواهد پذیرفت که در این صورت تفاهمنامه مذکور امضا نخواهد شد.
💢سناریوی سوم: ترامپ به دنبال توافقی است
🔹کاهش ذخایر تسلیحات راهبردی، خطر بستهماندن تنگه هرمز تا انتخابات میاندورهای، فشار میانجیگران و احتمالاً ناامیدی ترامپ از تحقق خواستههایش در پرونده ایران انگیزههای کمی نیستند تا او را مجاب به انعطاف در برابر مطالبات ایران کنند. طبق برخی گزارشها، ترامپ از جنگ با ایران خسته شده و میخواهد هرچه زودتر پایان یابد تا بتواند به سراغ مسائل دیگر برود. واکنش تند و منفی جمهوریخواهان کنگره به اخبار تفاهمنامه میان دو کشور این فرضیه را تقویت میکند که آمریکا در آستانه توافقی است که امتیازات معناداری به ایران میدهد.
🔹این توافق میتواند حالت دیگری نیز داشته باشد که در آن، ترامپ صرفا به یک مصالحه بر سر تنگه هرمز رضایت میدهد. وضعیت پرونده هستهای هم تا مدتی نامعلوم در حالت منجمد نگه داشته خواهد شد. البته این موضوع یک مانع بسیار جدی دارد و آن جمهوریخواهان کنگره و لابی اسرائیل است. این دو جریان نمیپذیرند آمریکا جنگ با ایران را تا زمان تحقق اهداف اولیه خود ترک کند. همحزبیان ترامپ مانعی جدی در مسیر امضای تفاهمنامه هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
♦️چین چگونه به مسئله تنگه هرمز مینگرد؟
▪️ریسپانسیبل استیتکرفت
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸اینکه چرا سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه آمریکا-بحرین درباره تنگه هرمز انتقاد کرده، در حالی که مقامهای دولت ترامپ میگویند چینیها در پکن به ترامپ گفتهاند که با بازگشایی تنگه موافقاند، باعث سردرگمی شده است. این ابهام احتمالاً به تفاوت برداشتها از معنای «باز بودن» تنگه مربوط میشود.
🔹بر اساس گفتوگوهایی که من با دیپلماتهای چینی داشتهام، «باز بودن» برای چین یعنی جریان تجارت در تنگه ادامه داشته باشد؛ نفت، گاز و کالا از آن عبور کنند، مبادلات مالی انجام شود و تجارت برقرار بماند. اما این لزوماً به این معنا نیست که هیچ سازوکاری برای دریافت عوارض عبور توسط کشورهای منطقه وجود نداشته باشد. حتی با وجود چنین هزینهای، باز هم نفت میتواند جریان داشته باشد. آنچه تنگه را «بسته» میکند، محاصره و انسداد کامل است، نه دریافت عوارض.
💢موافقت ضمنی چین با عوارض
🔹البته ترجیح چین این است که اساساً هیچ عوارضی وجود نداشته باشد، اما برخی پیشنهادها مطرح شده که پکن نسبت به آنها انعطاف نشان داده است. برای مثال، چینیها میتوانند با سازوکاری منطقهای کنار بیایند که تحت عنوان «هزینه مدیریت زیستمحیطی» مبلغی دریافت کند؛ یعنی عوارضی که نام عوارض روی آن گذاشته نشود. جالب اینکه دولت ترامپ هم میتواند با چنین مدلی کنار بیاید، هرچند واشنگتن میخواهد این سازوکار کاملاً منطقهای باشد و صرفاً توسط ایران و عمان مدیریت نشود.
🔹اما دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس — بهویژه امارات و بحرین — بهشدت با این ایده مخالفاند، حتی اگر خودشان هم بخشی از آن سازوکار باشند. از نگاه آنها، که جالب است شباهت زیادی به نگاه اسرائیل دارد، چنین ترتیبی به ایران وزن ژئوپلیتیکی بیشتری میدهد. به همین دلیل ترجیح میدهند آمریکا دوباره به بمباران ایران بازگردد.
💢دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه
🔹با این حال، دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه آمریکا-بحرین فقط به این موضوع محدود نمیشود. این قطعنامه که بیش از صد کشور عضو سازمان ملل از آن حمایت کردهاند، اگرچه در نسخهای که من دیدهام ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نمیگیرد، اما میتواند زمینهساز صدور قطعنامهای بعدی تحت فصل هفتم شود؛ قطعنامهای که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند. نسخه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند، هرچند مستقیماً از عبارت معروف «اقدام ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد» استفاده نمیکرد، اما عملاً همان منطق ماده ۳۹ را داشت و تصریح میکرد که «اقدامات ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی» محسوب میشود.
💢پیشگیری از هزینههای سنگین
🔹این روند چیز تازهای نیست. معمولاً همین قطعنامههای اولیه هستند که بعدها به صدور قطعنامهای ذیل فصل هفتم منجر میشوند؛ مرحلهای که هزینه سیاسی وتوی نهایی برای روسیه و چین را بسیار بالا میبرد. به بیان دیگر، خفه کردن ماجرا در نطفه کمهزینهتر است. خود آمریکا هم دقیقاً همین کار را درباره قطعنامههای مرتبط با اسرائیل انجام میدهد و هر قطعنامهای را که حتی احتمال ایجاد فشار — چه واقعی و چه نمادین — بر اسرائیل داشته باشد، وتو میکند.
🔹اما مسئله مهمتری هم وجود دارد. چین میداند که اگر ترامپ موفق میشد ایران را شکست دهد، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و همانطور که در ونزوئلا عمل کرد، کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار بدی قرار میگرفت. در نهایت، پس از آنکه ترامپ در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ مادورو را در ونزوئلا سرنگون کرد، صادرات نفت ونزوئلا به چین و دیگر کشورهای آسیایی ۹۲ درصد سقوط کرد؛ از میانگین ۶۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به تنها ۴۸ هزار بشکه در فوریه ۲۰۲۶. بخش عمده این نفت آسیایی نیز راهی چین میشد.
💢ایران، سنگر آخر چین در غرب آسیا
✅ پکن نمیتواند مطمئن باشد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در چنین سناریویی در برابر فشار آمریکا برای قطع صادرات نفت به چین مقاومت کنند. تنها کشوری در خلیج فارس که احتمالاً میتواند و مایل است در برابر فشار واشنگتن بایستد، ایران است. بنابراین، از نگاه چین، همراهی با قطعنامهای ذیل فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند، به معنای قرار دادن امنیت انرژی خود در معرض اهرم فشار خطرناک آمریکا در آینده خواهد بود.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت |📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️ریسپانسیبل استیتکرفت
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸اینکه چرا سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه آمریکا-بحرین درباره تنگه هرمز انتقاد کرده، در حالی که مقامهای دولت ترامپ میگویند چینیها در پکن به ترامپ گفتهاند که با بازگشایی تنگه موافقاند، باعث سردرگمی شده است. این ابهام احتمالاً به تفاوت برداشتها از معنای «باز بودن» تنگه مربوط میشود.
🔹بر اساس گفتوگوهایی که من با دیپلماتهای چینی داشتهام، «باز بودن» برای چین یعنی جریان تجارت در تنگه ادامه داشته باشد؛ نفت، گاز و کالا از آن عبور کنند، مبادلات مالی انجام شود و تجارت برقرار بماند. اما این لزوماً به این معنا نیست که هیچ سازوکاری برای دریافت عوارض عبور توسط کشورهای منطقه وجود نداشته باشد. حتی با وجود چنین هزینهای، باز هم نفت میتواند جریان داشته باشد. آنچه تنگه را «بسته» میکند، محاصره و انسداد کامل است، نه دریافت عوارض.
💢موافقت ضمنی چین با عوارض
🔹البته ترجیح چین این است که اساساً هیچ عوارضی وجود نداشته باشد، اما برخی پیشنهادها مطرح شده که پکن نسبت به آنها انعطاف نشان داده است. برای مثال، چینیها میتوانند با سازوکاری منطقهای کنار بیایند که تحت عنوان «هزینه مدیریت زیستمحیطی» مبلغی دریافت کند؛ یعنی عوارضی که نام عوارض روی آن گذاشته نشود. جالب اینکه دولت ترامپ هم میتواند با چنین مدلی کنار بیاید، هرچند واشنگتن میخواهد این سازوکار کاملاً منطقهای باشد و صرفاً توسط ایران و عمان مدیریت نشود.
🔹اما دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس — بهویژه امارات و بحرین — بهشدت با این ایده مخالفاند، حتی اگر خودشان هم بخشی از آن سازوکار باشند. از نگاه آنها، که جالب است شباهت زیادی به نگاه اسرائیل دارد، چنین ترتیبی به ایران وزن ژئوپلیتیکی بیشتری میدهد. به همین دلیل ترجیح میدهند آمریکا دوباره به بمباران ایران بازگردد.
💢دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه
🔹با این حال، دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه آمریکا-بحرین فقط به این موضوع محدود نمیشود. این قطعنامه که بیش از صد کشور عضو سازمان ملل از آن حمایت کردهاند، اگرچه در نسخهای که من دیدهام ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نمیگیرد، اما میتواند زمینهساز صدور قطعنامهای بعدی تحت فصل هفتم شود؛ قطعنامهای که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند. نسخه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند، هرچند مستقیماً از عبارت معروف «اقدام ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد» استفاده نمیکرد، اما عملاً همان منطق ماده ۳۹ را داشت و تصریح میکرد که «اقدامات ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی» محسوب میشود.
💢پیشگیری از هزینههای سنگین
🔹این روند چیز تازهای نیست. معمولاً همین قطعنامههای اولیه هستند که بعدها به صدور قطعنامهای ذیل فصل هفتم منجر میشوند؛ مرحلهای که هزینه سیاسی وتوی نهایی برای روسیه و چین را بسیار بالا میبرد. به بیان دیگر، خفه کردن ماجرا در نطفه کمهزینهتر است. خود آمریکا هم دقیقاً همین کار را درباره قطعنامههای مرتبط با اسرائیل انجام میدهد و هر قطعنامهای را که حتی احتمال ایجاد فشار — چه واقعی و چه نمادین — بر اسرائیل داشته باشد، وتو میکند.
🔹اما مسئله مهمتری هم وجود دارد. چین میداند که اگر ترامپ موفق میشد ایران را شکست دهد، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و همانطور که در ونزوئلا عمل کرد، کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار بدی قرار میگرفت. در نهایت، پس از آنکه ترامپ در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ مادورو را در ونزوئلا سرنگون کرد، صادرات نفت ونزوئلا به چین و دیگر کشورهای آسیایی ۹۲ درصد سقوط کرد؛ از میانگین ۶۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به تنها ۴۸ هزار بشکه در فوریه ۲۰۲۶. بخش عمده این نفت آسیایی نیز راهی چین میشد.
💢ایران، سنگر آخر چین در غرب آسیا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎1
#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
🔸جنگ رمضان صرفاً یک بحران نظامی در خاورمیانه نبود، بلکه بهعنوان یک شوک ژئوپلیتیک، شکافهای موجود در سیاست خارجی اروپا نسبت به اسرائیل را آشکارتر کرد و همزمان به بازتنظیم تدریجی روابط دو طرف انجامید. این جنگ نشان داد که نگاه اروپا به اسرائیل دیگر صرفاً در چارچوب «متحد راهبردی غرب» قابل توضیح نیست، بلکه وارد مرحلهای پیچیدهتر شده که در آن فاصلهگیری سیاسی میتواند همزمان با تعمیق همکاریهای امنیتی ادامه یابد.
💢شکاف راهبردی اروپا بر سر اسرائیل
🔹جنگ اخیر بار دیگر فقدان اجماع درون اتحادیه اروپا درباره اسرائیل را آشکار کرد. کشورهای اروپای شرقی، بهویژه جمهوری چک و استونی، جنگ را در چارچوب تقابل امنیتی گستردهتر غرب با اسلامگرایی و محورهای ضدغربی تفسیر کردند و مواضعی همدلانهتر با اسرائیل اتخاذ نمودند. در مقابل، دولتهایی مانند اسپانیا و ایرلند که بر حقوق بینالملل و چندجانبهگرایی تأکید دارند، سیاستهای اسرائیل را تهدیدی برای نظم حقوقی بینالمللی دانستند. این شکاف نشان میدهد که سیاست اتحادیه اروپا نسبت به اسرائیل بیش از گذشته تابع موازنه قدرت میان اعضاست، نه یک اجماع ارزشی مشترک. در شرایط فعلی نیز وزن سیاسی و اقتصادی آلمان مانع از حرکت اروپا به سمت تقابل جدی با اسرائیل شده است.
💢تغییر ادراک اروپا از اسرائیل
🔹جنگ رمضان موجب تقویت این ادراک در بخشی از محافل اروپایی شد که سیاستهای اسرائیل میتواند به بیثباتی گستردهتر خاورمیانه منجر شود. اروپاییها برخلاف برخی جریانهای تندرو در آمریکا و اسرائیل، نسبت به سناریوهای مبتنی بر فروپاشی ساختارهای دولتی در ایران در منطقه بدبین هستند. تجربه عراق، لیبی و سوریه این تصور را تقویت کرده که خلأ قدرت در خاورمیانه معمولاً به موجهای مهاجرتی، اختلال در بازار انرژی و بیثباتی سیاسی در اروپا منجر میشود.
🔹از همین منظر، مخالفت بخش مهمی از اروپا با رویکردهای مبتنی بر «رژیمچنج» در ایران بیشتر ریشه در محاسبات امنیتی و اقتصادی داشت تا صرفاً ملاحظات اخلاقی. علاوه بر این، اروپا در مقایسه با آمریکا آسیبپذیری بیشتری در برابر بحران انرژی و بیثباتی پیرامونی دارد و به همین دلیل، رویکرد آن به تحولات امنیتی غرب آسیا عمدتاً مبتنی بر مدیریت بحران است، نه بازآرایی تهاجمی منطقه.
💢فشار افکار عمومی بر روابط سیاسی
🔹افکار عمومی اروپا پس از هفتم اکتبر و همچنین جنگ رمضان، نگاه انتقادیتری نسبت به اسرائیل پیدا کرده است. افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به بحران انسانی و تلفات غیرنظامیان، هزینه سیاسی حمایت آشکار از اسرائیل را برای دولتهای اروپای غربی افزایش چشمگیری داده است. هرچند که این تحول الزاماً به معنای تیرگی روابط نیست، اما احتمالاً موجب خواهد شد روابط سیاسی اروپا و اسرائیل کمتر از گذشته دارای نمایش علنی همگرایی باشد. در واقع، روابط دو طرف ممکن است از شراکت ارزشی به سمت همکاری عملگرایانه و محدودتر حرکت کند. در نتیجه، دولتهای اروپایی احتمالاً در سطح رتوریک مواضع انتقادیتری نسبت به اقدامات اسرائیل و جنگهای آن اتخاذ خواهند کرد، بدون آنکه این مسئله لزوماً به گسست راهبردی منجر شود.
💢تعمیق همکاریهای امنیتی و نظامی
🔹با وجود افزایش تنشهای سیاسی، جنگ رمضان احتمالاً به تعمیق همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان اروپا و اسرائیل منجر خواهد شد. این جنگ، همزمان با جنگ اوکراین، ضعف اروپا در حوزه آمادگی نظامی و وابستگی آن به آمریکا را آشکار کرد. در چنین شرایطی، اسرائیل برای اروپا نه فقط یک شریک سیاسی، بلکه منبع مهم فناوریهای نظامی، سامانههای ضدپهپادی و تجربیات عملیاتی نیز محسوب میشود. همزمان، افزایش نگرانی نسبت به توان موشکی ایران، امنیت انرژی و احتمال اختلال در تنگه هرمز نیز همکاریهای اطلاعاتی اروپا و اسرائیل را تقویت کرده است. این همکاریها بیش از آنکه ایدئولوژیک باشند، امنیتی و اطلاعاتی محور هستند.
💢چشمانداز آینده روابط
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤1
#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه
📝محمدعلی حسننیا
🔸آتشبس ۱۶ آوریل در جنوب لبنان دیگر چیزی جز یک عنوان سیاسی نیست و نبود. همچنین در پی تشدید نظامی در جبهه لبنان، ارتش اشغالگر اسرائیل هشدارهای فوری برای تخلیه شهر صور صادر کرده که نشان میدهد، واقعیت میدانی امروز، بر اساس ریتم آتش و نه توافقات بازتعریف میشود.
🔹از سوی دیگر آنچه از مرزهای جنوب لبنان تا عمق الجلیل میگذرد، دیگر یک درگیری خطی کلاسیک نیست؛ بلکه فضایی برای آزمون مستمر توازن قوا و محدودیتهای آن تبدیل شده است. اسرائیل با درک ناتوانی خود در اشغال پایدار و سنتی، به دنبال طراحی واقعیت امنیتی جدیدی در لبنان است: پروژه «نقاط A، B، C».
🔹در این پروژه، اسرائیل دیگر به دنبال حفظ خطهای اشغال دائم یا استقرار گسترده نیروی انسانی نیست. بلکه با الهام از مدل «کرانه باختری» (حضور امنیتی محدود، کنترل از راه دور با آتش و حائلسازی جمعیتی)، میخواهد جنوب لبنان را به سه منطقه عملیاتی مجزا تقسیم کند: نقطه C (منطقه زیرین یا حائل جنوبی)، نقطه B (منطقه میانی برای عملیات هوایی) و نقطه A (نفوذ آتش عمقی).
💢نقطه C؛ حائلسازی زیر شهر صور
🔹اولین محور این پروژه، منطقه زیرین یعنی محدوده شهر صور تا خط ساحلی است. اسرائیل با صدور هشدارهای تخلیه برای قلب صور و اردوگاههای «البص» و «الرشیدیه»، در عمل به دنبال تبدیل این منطقه به یک حائل انسانی–نظامی خالی از سکنه است. مساحت ۴۰۰ کیلومتری قضاء صور (بزرگتر از غزه) و موقعیت آن به عنوان مرکز ثقل لجستیکی و اداری حزبالله، هدف اصلی این حائلسازی است.
🔹اشغالگران با تکمیل تخلیه، قصد دارند با اتکا به سلاح دریایی و آتش توپخانه مستقر در موقعیت «البیاضه»، این منطقه را به یک «منطقه ممنوعه» مشابه حصارهای امنیتی در کرانه باختری تبدیل کنند؛ جایی که هرگونه حرکت زمینی پیش از وقوع هدف گرفته میشود.
💢نقطه B؛ کمربند عملیات هوایی بر فراز لیتانی
🔹دومین لایه، منطقه بالای رودخانه لیتانی است. برخلاف گذشته که لیتانی یک خط دفاعی محسوب میشد، امروز اسرائیل در تلاش است تا این منطقه را به بستر عملیاتهای هوایی بدون مانع تبدیل کند. در این نقطه B، خبری از استقرار دائمی پیادهنظام نیست. بلکه الگوی «پراکندگی با آتش» جایگزین آن شده است.
🔹ارتش اسرائیل با کنترل آتش بر ۶۰ شهرک و روستا در عمق ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری، عملاً محدوده «خط زرد» را به یک منطقه پرواز آزاد برای پهپادهای تهاجمی و شناسایی تبدیل کرده است. هدف از نقطه B، جلوگیری از هرگونه بازآرایی حزبالله در پشت خط مقدم و قطع خطوط تغذیه مقاومت به سمت جنوب است. درست مانند کرانه باختری که اسرائیل با گشتزنی هوایی شبانهروزی، تحرک را برای گروههای مقاومت غیرممکن میکند.
💢نقطه A؛ سقف بازدارندگی آتش
🔹اما بالاترین سطح پروژه، نقطه A است که شامل تپههای استراتژیک «قلعه الشقیف»، موقعیت «علی الطاهر» و محورهای پیشروی به سمت ميفدون و يحمر میشود. اسرائیل نمیخواهد این نقاط را به طور دائم اشغال کند (چون میداند در دام استراتژیک گرفتار میشود). بلکه هدف، ایجاد قابلیت نفوذ آتش لحظهای است.
🔹بدین معنا که هر زمان اراده کند، بتواند بدون درگیری زمینی طولانی، با توپخانه و پهپادهای پیشرفته فیبر نوری (FPV)، عمق استراتژیک مقاومت را هدف قرار دهد. تجربه عملیات «شومیراه» در ۳۰ آوریل که منجر به انهدام یک باتری توپخانه اسرائیل با پهپاد شد، نشان داد که حزبالله نیز به این سطح از دقت رسیده است. بنابراین نبرد بر سر نقطه A، نبرد «اولین شلیککننده» است.
💢جمعبندی؛ جنوب لبنان، کرانه باختری جدید؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2