اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.96K subscribers
10.4K photos
545 videos
355 files
12.8K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
♦️آیا ترامپ دوباره به ایران حمله خواهد کرد؟
▪️معاریو

#مطالعات_آمریکا
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹همزمان با شکست مذاکرات اسلام آباد میان ایران و آمریکا، خبرهایی مبنی بر احتمال از سرگیری مجدد درگیری‌ها به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد اختلاف نظر میان طرفین مذاکرات جدی بوده و همین مسئله منجر شده است تا احتمال به سرانجام نرسیدن مذاکرات جدی باشد. بنابراین، در صورت عدم حصول توافق، بازگشت آمریکا به جنگ علیه ایران، محتمل به نظر می‌رسد.

🔸پس از اعلام شکست مذاکرات ایران و آمریکا توسط جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، اکنون می‌توان چند سناریو را نسبت به آینده تقابل نظامی میان ایران و آمریکا متصور بود.

💢تداوم روند دیپلماتیک

🔸در سناریوی اول، ایران و آمریکا همچنان به آتش‌بس دو هفته‌ای پایبند بوده و در این مدت که تا ۲ اردیبهشت تداوم خواهد داشت،‌ دو طرف تلاش خواهند کرد تا از طریق سازوکارهای دیپلماتیک، راه حلی برای پایان دادن به اختلافات بیابند. مطابق اظهارات مقامات آمریکایی، به نظر می‌رسد در مقطع فعلی، خواسته‌های اصلی واشنگتن از ایران شامل نابودی کامل برنامه هسته‌ای و موشکی، تحویل کامل اورانیوم غنی شده، توقف حمایت از نیروهای همپیمان منطقه‌ای و بازگشایی تنگه هرمز باشد. اما این ارزیابی وجود دارد که طرف ایرانی این خواسته‌ها را حداکثری دانسته و حاضر نخواهد بود که حتی یکی از این موارد را بدون دریافت امتیازی ویژه به آمریکا تسلیم کند.

💢تلاش برای بازیابی توان نظامی

🔸در سناریوی دوم، به نظر می‌رسد تا زمان استقرار کامل نیروهای زمینی آمریکا و انگلستان در منطقه، آمریکا به توافق آتش‌بس با ایران پایبند بوده و حتی درخواست تمدید مهلت آتش‌بس را نیز مطرح کند. اما پس از استقرار کامل ناوگان و نیروهای نظامی آمریکا و انگلستان در منطقه، آمریکا مجددا کارزار نظامی خود علیه ایران را آغاز خواهد کرد. انتظار می‌رود که انگلستان بر خلاف دوره پیش از آتش‌بس که حضور مستقیمی در درگیری‌ها نداشته و صرفا به انجام نقش‌های دفاعی و لجستیکی بسنده کرده بود، در دور جدید درگیری‌ها مشارکت مستقیم و تهاجمی‌تری در جنگ داشته باشد.

🔸همچنین در این دوره ترامپ تلاش خواهد کرد تا با ائتلاف سازی بر علیه ایران، کشورهای بیشتری را به تقابل نظامی با ایران ترغیب کند. حتی این احتمال وجود دارد که این بار کشورهای منطقه خلیج فارس نیز به ائتلاف نظامی علیه ایران پیوسته و حملاتی را علیه ایران و گروه‌های همپیمان آن انجام دهند. در میان کشورهای منطقه خلیج فارس، احتمال پیوستن عربستان و امارات به ائتلاف نظامی علیه ایران، بیش از سایرین است. بر همین اساس، آمریکا در مقطع کوتاه آتش‌بس فعلی، نیاز اساسی به تقویت حضور نظامی خود در منطقه و نیز تکمیل ذخایر مهمات خود دارد.

💢از سرگیری تنش‌ها با اتخاذ راهبرد رادیکال‌تر

🔸اما در سناریوی سوم، احتمال اتخاذ تصمیماتی رادیکال از سوی ترامپ بعید نیست. در این سناریو ممکن است آمریکا برای تسلیم حکومت ایران،‌ حملاتی را علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران یا حتی توسل به ابزارهای خطرناک‌‎تر را برنامه ریزی کند. به هر حال ناامیدی ونس(به عنوان چهره‌ای محبوب و ضد جنگ در میان حامیان ترامپ) از به نتیجه رسیدن مذاکرات، فشارهای داخلی برعلیه دولت ترامپ را کاهش داده و این مسئله ممکن است به ترامپ این امکان را بدهد که بدون نگرانی از ملاحظات سیاسی، کارزار نظامی خود علیه ایران را با اقداماتی گسترده‌تر و پرهزینه‌تر تشدید کند.

آنچه که تاکنون واضح است، این است که ایران خواسته‌های آمریکا در مذاکرات را نپذیرفته و این مسئله می‌تواند تحولات آینده را در هاله‌ای از ابهام باقی گذارد. به هرحال آمریکا برای دستیابی به اهداف خود در این جنگ،‌ اکنون در حال برنامه ریزی برای افزایش مدت زمان آتش‌بس جهت پیگیری مذاکرات، تلاش برای اجماع سازی گسترده بین‌المللی علیه ایران و یا از سرگیری مجدد حملات به ایران از طریق اقدامات رادیکال‌تر خواهد بود. به هرحال تاکنون روند مذاکرات میان دو کشور موفقیت آمیز نبوده و تداوم این روند بدون تغییر جدی در سیاست‌های یکی از طرفین، ممکن است سبب شود تا دوره‌ای از مذاکرات طولانی مدت میان دو کشور جریان داشته و شرایط فرسایشی نه جنگ- نه صلح بر روابط میان ایران و آمریکا سایه افکند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51🔥1🤔1
🌐رئیس جدید موساد کیست؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸با گذشت بیش از ۴ ماه از زمانی که نتانیاهو، دبیر نظامی خود، سرلشگر رومن گافمن را به عنوان نامزد تصدی جایگاه ریاست موساد معرفی کرد، سرانجام کمیته عالی انتصابات اسرائیل، انتصاب این فرد به سمت ریاست موساد را تصویب کرد. بنابراین انتظار می‌رود که از دوازده خرداد، گافمن به مدت ۵ سال، عهده‌دار ریاست موساد شود.

💢تمجید نتانیاهو از گافمن

🔹پس از تایید کمیته عالی انتصابات، نتانیاهو حکم انتصاب رومن گافمن به سمت ریاست موساد را امضا کرد. نتانیاهو با انتشار متنی در صفحه شخصی خود به بیان ویژگی‌های گافمن پرداخته و گفت: «او افسری برجسته، جسور و خلاق است و در طول جنگ، زیرکی قابل توجهی از خود به نمایش گذاشت. من مطمئنم او در سمت ریاست موساد، کارهای فوق‌العاده‌ای برای امنیت اسرائيل انجام خواهد داد.»

💢سوابق گافمن

🔹گافمن متولد ۱۹۷۶ در بلاروس است. او در سن ۱۴ سالگی و در بحبوحه فروپاشی شوروی به اسرائیل مهاجرت کرد. گافمن سپس در مدرسه افسران نیروی دریایی اشدود به تحصیل پرداخته و در سن ۱۹ سالگی وارد ارتش شد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی از دانشگاه حیفا است. گافمن در دوره حضور خود در ارتش اسرائیل، مسئولیت‌های متعددی را بر عهده داشته است. فرماندهی لشکر اطلاعات نظامی، فرماندهی لشکر باشان، فرماندهی تیپ هفتم و فرماندهی تیپ اتزیون، از جمله مناصب نظامی است که گافمن در دوره حضور خود در ارتش، عهده دار آن بوده است. گافمن در جریان طوفان‌الاقصی با نیروهای حماس درگیر شده و به شدت از ناحیه زانو مجروح شد. او در دو سال گذشته نیز به عنوان دبیر نظامی نخست وزیر مشغول به فعالیت بوده و ارتباط نزدیکی با نتانیاهو دارد.

💢دیدگاه‌های سیاسی و امنیتی

🔹موافقان انتصاب گافمن معتقدند که نتانیاهو نه فقط به دلایل سیاسی و نزدیکی دیدگاه‌های سیاسی‌ بلکه به دلیل ویژگی‌های شخصیتی گافمن، او را به عنوان نامزد ریاست موساد معرفی کرده است. این افراد بر استقلال رای و تفکر روشمند او تاکید بسیاری دارند. همین امر سبب می‌شود تا گافمن اسیر برخی از ساختارهای معیوب نهادهای امنیتی نشده و به فکر اصلاح آن باشد تا وقایعی نظیر ۷ اکتبر دیگر تکرار نشود.

🔹بسیاری از تحلیلگران دیدگاه امنیتی گافمن را متاثر از دکترین نبرد بین جنگ‌ها دانسته و معتقدند که گافمن احتمالا با پبشبرد این دکترین در دوره ریاست خود، به دنبال این خواهد بود که تا پیش از قدرت گرفتن دشمن برای اقدام نظامی و آغاز جنگ، با انجام اقدامات اطلاعاتی و امنیتی پیشدستانه، توان عملیاتی دشمن را سرکوب کند.

💢اتهامات رئیس جدید موساد

🔹گافمن در دوران مسئولیت خود به عنوان فرماندهی تیپ اتزیون، بدون هماهنگی با ما فوق‌های خود، از برخی جاسوس‌های فلسطینی برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرده بود که این امر با مخالفت جدی فرماندهان گافمن همراه شد. اما این تمام ماجرا نبود. حدود سه سال پس از این ماجرا، گافمن به سمت فرماندهی لشکر باشان منصوب شد. او در دوران فعالیت خود در این سمت، عملیاتی امنیتی را فرماندهی می‌کرد که طی آن، مجوز انتشار اطلاعات محرمانه‌ای را در شبکه‌های اجتماعی از طریق زیردستان خود به جوانانی ۱۷ ساله اعطا کرد. این عملیات که بدون هماهنگی و دریافت تایید از سرویس اطلاعات نظامی انجام شده بود، منجر به دستگیری جوان ۱۷ ساله شد. پس از دستگیری این افسر جوان، گافمن هرگونه ارتباط با این فرد را تکذیب کرد. همین مسئله سبب شد تا موجی از اتهامات و انتقادات علیه گافمن مطرح شود. هرچند که گافمن هرگز در این پرونده محکوم نشد، اما منتقدان مدعی شدند که صلاحیت گافمن برای فرماندهی زیر سوال رفته است، چرا که او اشتباهات خود را نپذیرفته و در زمانی که زیر دستانش به حمایت او نیاز دارند، به خاطر منافع شخصی، پشت نیروهایش را خالی می‌کند.

💢مخالفت‌ها با انتصاب گافمن

🔹پس از معرفی گافمن به عنوان نامزد تصدی پست ریاست موساد توسط نتانیاهو، موجی از مخالفت‌ها با این انتصاب در اسرائیل به راه افتاد. مخالفان گافمن از جمله داوید بارنیا، رئیس فعلی موساد، اشتباهات فاحش گافمن در دوره فرماندهی خود در ارتش، سوءاستفاده از قدرت و عدم برخورداری از صلاحیت اخلاقی را دلیل اصلی مخالفت با این انتصاب اعلام کردند.

پس از اعلام نظر نهایی کمیته عالی انتصابات، اوری المکیس، افسر جوانی که از جانب گافمن مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود با ثبت دادخواستی در دیوان عالی دادگستری، خواستار جلوگیری از انتصاب وی شدند. همین مسئله ممکن است روند انتصاب رئیس جدید موساد را با چالش مواجه کند. گفتنی است برخی مخالفان در جلسات خود با نتانیاهو از او خواسته بودند تا در انتصاب گافمن به عنوان رئیس موساد تجدید نظر کند، اما ننتانیاهو بر این انتصاب اصرار کرده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61
🌐میانجی‌گری پاکستان و «کابوس راهبردی» جنگ

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸دیروز هواپیمای حامل فیلد مارشال «عاصم منیر» در ادامه تلاش‌های فشرده اسلام‌آباد برای توقف جنگ در تهران به زمین نشست. گفته می‌شود عاصم منیر حامل پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهادهایی است که ایران، پس از دور اول گفتگوها در اسلام‌آباد، به میانجی پاکستانی منتقل نموده است. صبح امروز نیز رسانه‌ها خبر دادند که فرمانده ارتش پاکستان پس از تهران، راهی واشنگتن خواهد شد تا (احتمالا) پاسخ نهایی ایران را، پیش از اتمام مهلت دوهفته‌ای آتش‌بس، به آمریکایی‌ها منتقل کند. پاکستان امیدوار است که ضمن جلب موافقت طرفین برای تمدید آتش‌بس، در روزهای پیش‌رو میزبان دور تازه‌ای از گفتگوها باشد و از این رهگذر، از آغاز دوباره جنگ میان طرفین به عنوان یک «کابوس راهبردی» برای خود ممانعت کند.

💢جنگ ایران و «کابوس راهبردی» پاکستان

🔹علاوه بر تداوم فشارهای اقتصادی ناشی از بحران انرژی در تنگه هرمز و نگرانی از توسعه‌طلبی فزاینده اسرائیل، جنگ حاضر در سطح راهبردی پاکستان را در معرض یک آزمون ناخوشایند قرار داده است. بنظر می‌رسد که در این آزمون، عاصم منیر تلاش دارد به سلف خود ژنرال «یحیی‌خان» (در حل‌وفصل اختلافات چین و آمریکا در ابتدای دهه 70 میلادی) اقتدا کند و از مسیر دیگری، یعنی ژنرال «پرویز مشرف» (پس از یازدهم سپتامبر 2001) دور بماند.

🔹پاکستان هفت دهه است که در همسایگی شرقی خود با هند در ستیز است و در سال‌های اخیر، واگرایی طالبان با پاکستان همسایگی شمالی این کشور را نیز به منشاء آشوب و ناآرامی مبدل کرده است. در میان همسایگان بلافصل پاکستان، ایران (با صرفنظر از چین) همگراترین همسایه موجود است و به‌طور تاریخی مفاهمه خوبی در سطح حاکمیتی میان ایران و پاکستان وجود داشته است. پیش از انقلاب اسلامی، پاکستان یکی از نزدیک‌ترین متحدان پهلوی به شمار می‌رفت و پس از انقلاب نیز، علیرغم فراز و نشیب‌های مقطعی، سطح تنش در روابط دوجانبه هیچ‌گاه به ابعاد سایر همسایگان نزدیک نشده است. در صورت شکست دیپلماسی و ادامه جنگ، برهم‌خوردن ثبات داخلی ایران از یکسو و کشیده شدن پاکستان به تقابل ناخواسته با ایران از سوی دیگر، مهم‌ترین ابعاد کابوس راهبردی پاکستان خواهند بود.

💢معمای «دفاع متقابل» با سعودی

🔹کمک و پشتیبانی اقتصادی سعودی، دهه‌هاست که در مقاطع مختلف بحران و چالش، منجی اقتصاد آسیب‌پذیر پاکستان شده است و علاوه بر کمک‌های نفتی و سرمایه‌گذاری، حداقل 5 میلیارد دلار از منابع مالی سعودی در ذخایر ارزی پاکستان به امانت گذارده شده‌اند. در پاسخ به این حمایت‌های مالی، پاکستان دستکم از میانه دهه 80 میلادی به سمت افزایش تعهدات دفاعی و نظامی خود به پادشاهی سعودی حرکت کرده است. «دراپ‌سایت‌نیوز» در گزارشی تازه مدعی شده که افزودن بندهایی درباره اعطای تعهد «دفاع متقابل» به سعودی دستکم از اوت 2021 روی میز نخست‌وزیران پاکستان بوده و «عمران خان» با ابراز نگرانی درباره احتمال کشیده‌شدن پاکستان به یک جنگ خارجی نامطلوب در امضای آن تعلل کرده است. با تثبیت قدرت «عاصم منیر» در ارتش و برکناری «عمران خان» از نخست‌وزیری، سرانجام در سال 2025 پاکستان در قالب «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» چنین تعهدی را، هر چند با ابعاد مبهم، برعهده گرفت.

🔹نخبگان پاکستانی این تعهد را معامله وجوه نقد با بازدارندگی توصیف می‌کردند و انتظار نداشتند که این تعهد، بدین سرعت در سایه جنگی منطقه‌ای، به ورطه آزمون عملی گذارده شود. با این وجود، حملات ایران به منافع ایالات متحده در عربستان در جریان جنگ رمضان، به آزمونی تعیین‌کننده برای این تعهد مبدل شد؛ بالاخص که عربستان (با همراهی قطر) در صدد تحقق سمت خود از معامله برآمد و به تامین 3 میلیارد دلار برای جایگزینی منابع درخواستی امارات از پاکستان (در سایه جنگ و اختلاف‌نظر فزاینده) متعهد شد. تحرک پاکستان برای میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن در واقع تلاش امیدوارانه برای محقق ساختن سمت خود از معامله در سطح دیپلماتیک و اجتناب از سطح نظامی است. باید توجه داشت که درست در میانه ورود هیئت‌های مذاکره‌کننده طرفین به اسلام‌آباد، خبرهایی مبنی بر انتقال جنگنده‌ها و تجهیزات نظامی پاکستان به پایگاه ملک عبدالعزیز منتشر شد و همزمان با سفر «عاصم منیر» به تهران، «شهباز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان، رهسپار ریاض شد.

💢جمع‌بندی

شکست دیپلماسی و فعالسازی عملی توافق دفاع متقابل با عربستان، بعید است به معنی ورود تهاجمی پاکستان به جنگ باشد و احتمالا، ماهیت دفاعی دارد. با این وجود، نخبگان اسلام‌آباد شروع جنگ را، هم از ناحیه تاثیر بر افکار عمومی و هم از ناحیه روابط منطقه‌ای، یک کابوس راهبردی می‌پندارند و برای اجتناب از آن، در این روزهای پایانی سختی میانجی‌گری‌های فشرده را بیش از پیش بر خود هموار کرده‌اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍92👏1
🔵چگونه ناوگان سایه ایران بازار نفت را سرپا نگه می‌دارد؟
▪️اویل پرایس

#جنگ_رمضان
#اکوتهران

🔸اخبار جنگ از اختلال، فلج‌شدگی و انسداد تنگه هرمز سخن می‌گویند. سامانه‌های بین‌المللی ردیابی نفتکش‌ها همگی از فروپاشی ترافیک خبر می‌دهند، در حالی که صادرکنندگان حوزه خلیج فارس در حال کاهش یا توقف تولید هستند. هر شاخص قابل مشاهده‌ای نشان می‌دهد که سیستم تحت فشار شدید قرار دارد. با این حال، هنوز نفت در جریان است. این بار نه به‌صورت آشکار، نه به‌گونه‌ای که بازارها بتوانند به‌راحتی آن را اندازه‌گیری کنند، و نه در حجمی که شفاف باشد.

🔹سازوکار واقعی این وضعیت یک پارادوکس است که بر «ناوگان سایه» ایران بنا شده است. این ناوگان همچنان به‌عنوان یک سیستم لجستیکی سایه‌ای عمل می‌کند که از یک راهکار دور زدن تحریم‌ها تکامل یافته و به ابزاری راهبردی در قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. دیگر نباید آن را پدیده‌ای حاشیه‌ای دانست، بلکه اکنون به یکی از ستون‌های اصلی نحوه عملکرد سیستم جهانی نفت در شرایط فشار تبدیل شده است. حقیقت ناخوشایند این است که در حال حاضر، این سازوکار نه‌تنها توسط نظام بین‌الملل تحمل می‌شود، بلکه به‌طور غیرمستقیم نیز به آن اتکا دارد.

💢ساختار دوگانه شفاف و مبهم

🔹در حالی که جریان‌های متعارف در تنگه هرمز عملاً بسته شده‌اند، واقعیت این است که تنگه «کاملاً» بسته نشده است؛ بلکه جریان‌ها دگرگون شده‌اند. به‌جای یک شریان جهانی باز برای همه، هرمز به یک گذرگاه با کنترل گزینشی تبدیل شده است. این وضعیت عمدتاً شامل کشتیرانی مرتبط با غرب، صادرکنندگان بزرگ خلیج فارس و کشتی‌هایی است که در چارچوب‌های رسمی بیمه و مقررات فعالیت می‌کنند. نفتکش‌های مرتبط با ایران، کشتی‌های تحت تحریم و شناورهایی با ساختار مالکیت مبهم همچنان از تنگه عبور می‌کنند، اغلب با چشم‌پوشی ضمنی یا حتی صریح نیروهای دریایی ایران. نتیجه نهایی، شکل‌گیری یک سیستم دریایی دوگانه است: یکی قابل مشاهده، قانون‌مند و تا حد زیادی متوقف؛ دیگری مبهم، انعطاف‌پذیر و همچنان فعال.

💢ابتکار دریایی ایران

🔹این وضعیت تصادفی نیست. تهران طی سال‌ها و در واکنش به فشار تحریم‌ها چنین سیستمی را شکل داده است. هرچند پذیرش آن دشوار است، اما ایران موفق شده سیستمی پیچیده، غیرمتمرکز و به‌طرز قابل‌توجهی مقاوم در برابر اختلال ایجاد کند؛ سیستمی که بدون تشدید به یک درگیری دریایی تمام‌عیار، به‌سختی قابل متوقف کردن است. در هسته این شبکه، «ناوگان سایه» به عدم شفافیت مالکیت، دستکاری یا خاموش کردن سامانه‌های شناسایی خودکار (AIS)، و استفاده گسترده از انتقال کشتی‌به‌کشتی متکی است. این نفتکش‌ها اغلب تحت مالکیت شرکت‌های صوری در حوزه‌های قضایی با شفافیت محدود ثبت شده و در کشورهایی با اجرای ضعیف مقررات پرچم‌گذاری شده‌اند.

🔹این کشتی‌ها به‌صورت منفرد عمل نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از یک شبکه هستند که در آن بنادر ایران به‌عنوان نقاط بارگیری اولیه عمل می‌کنند. هم‌زمان، خلیج فارس همچنان به‌عنوان یک منطقه استقرار عمل می‌کند و چندین نفتکش بارگیری‌شده نقش ذخیره‌سازی شناور و بافر لجستیکی را دارند. در مقابل، اقیانوس هند و آب‌های جنوب شرق آسیا به مناطق انتقال تبدیل شده‌اند. بیشتر محموله‌ها پیش از رسیدن به خریداران نهایی، چندین بار بین کشتی‌ها منتقل می‌شوند. تا زمانی که نفت به بازار نهایی می‌رسد، منشأ آن عملاً پنهان شده است. این مجموعه‌ای پراکنده از بازیگران فرصت‌طلب نیست، بلکه یک زنجیره تأمین ساختاریافته و مقاوم است.

💢تغییر نقش ایران در بازار انرژی

🔹بازارها باید در تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز بازنگری کنند؛ ایران با مدیریت دسترسی به هرمز و حفظ صادرات خود، از یک تولیدکننده محدود به یک «دروازه‌بان» جریان‌های منطقه‌ای تبدیل شده است.

🔹آنچه در حال شکل‌گیری است، شاید دیگر یک اختلال موقتی نباشد، بلکه نشانه‌ای از ساختار جدید بازار باشد. سیستم قدیمی نفت جهانی به دو لایه موازی تقسیم می‌شود: یک سیستم شفاف و قانون‌مند، و یک سیستم مبهم و سیاسی که در آن جریان‌ها بر اساس دسترسی و روابط تعیین می‌شوند. ایران در لایه دوم پیشتاز است، اما تنها نخواهد بود؛ روسیه نیز قابلیت‌های مشابهی توسعه داده و احتمالاً دیگران نیز به آن خواهند پیوست. این روند می‌تواند اثربخشی تحریم‌ها را کاهش داده و کنترل لجستیک را هم‌تراز با کنترل تولید قرار دهد.

این سیستم در حال حاضر بازار را سرپا نگه می‌دارد، زیرا شوک ناشی از اختلال را جذب کرده و از بروز بحران شدیدتر جلوگیری می‌کند. با این حال هم‌زمان ریسک را نیز انباشته می‌کند: هرچه اقتصاد جهانی بیشتر به جریان‌هایی وابسته شود که به‌طور کامل قابل مشاهده، اندازه‌گیری یا کنترل نیستند، آسیب‌پذیری آن در برابر شوک‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی افزایش می‌یابد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91👏1👌1
🌐شکست اوربان و تغییر در مناسبات مجارستان با اتحادیه اروپا

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه

🔸شکست ویکتور اوربان پس از بیش از یک دهه سلطه بر سیاست مجارستان، نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور به شمار می‌آید. پیروزی حزب نوظهور تیسا به رهبری پیتر ماگیار، از نگاه بسیاری نشانه‌ای از افول پوپولیسم راست‌گرا و چرخش به سمت الگوهای میانه‌رو و لیبرال تلقی شده است. با این حال، تعمیم این تحول به تغییرات بنیادین در سیاست خارجی مجارستان نیازمند احتیاط تحلیلی است.

💢نتایج انتخابات و عوامل پیروزی

🔹حزب فیدتس به رهبری ویکتور اوربان که طی حدود شانزده سال گذشته کنترل قوه مقننه و مجریه مجارستان را در اختیار داشت، در انتخابات پارلمانی اخیر با کاهش چشمگیر حمایت مواجه شد و تنها ۵۵ کرسی از ۱۹۹ کرسی را کسب کرد؛ نتیجه‌ای که در مقایسه با ۱۳۵ کرسی در انتخابات پیشین، بیانگر افتی نزدیک به ۶۰ درصد است. در مقابل، حزب نوظهور تیسا به رهبری پیتر ماگیار در نخستین حضور انتخاباتی خود با کسب حدود ۱۳۸ کرسی، اکثریت مطلق پارلمان را به دست آورد. این برتری، امکان پیشبرد آسان‌تر اصلاحات قضایی و تصویب لوایح مناقشه‌برانگیز را برای دولت جدید فراهم می‌سازد.

🔹برخی تحلیلگران، پیروزی ماگیار را ناشی از افشای پرونده‌های متعدد فساد در میان مقامات دولت اوربان و تمرکز بیش از حد آن بر سیاست خارجی می‌دانند. در مقابل، گروهی دیگر بر نقش کمپین سیاسی نوآورانه ماگیار و نیز حمایت جریان‌های لیبرال حاکم بر اتحادیه اروپا از حزب تازه‌تأسیس تیسا تأکید دارند. با این حال، هرچند مجموعه این عوامل در کسب پیروزی وی مؤثر بوده‌اند، به نظر می‌رسد دو عامل اساسی نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا کرده‌اند: نخست، ایجاد احساس «دیده و شنیده شدن» در میان شهروندان، و دوم، شرایط نامساعد اقتصادی مجارستان در سال‌های اخیر.

💢تداوم یا تغییر در سیاست داخلی و خارجی

🔹با وجود تغییر در نخبگان سیاسی، نباید از تداوم عناصر ساختاری در سیاست مجارستان غافل شد. فرهنگ سیاسی این کشور همچنان گرایش‌هایی به محافظه‌کاری و پوپولیسم دارد. حتی ماگیار نیز خود را نوعی «پوپولیست مثبت» معرفی کرده است. از این رو، انتظار تغییرات سریع و رادیکال، به‌ویژه در سیاست خارجی، واقع‌بینانه نیست. دولت جدید ناگزیر است میان انتظارات اتحادیه اروپا و ملاحظات داخلی تعادل برقرار کند. هرگونه حرکت شتاب‌زده به سمت اصلاحات لیبرال ممکن است واکنش منفی پایگاه اجتماعی محافظه‌کار را برانگیزد و زمینه بازگشت نیروهای پیشین را فراهم کند. بنابراین، محتمل‌ترین سناریو، پیشبرد تدریجی اصلاحات در چارچوبی محتاطانه است.

💢روابط با اتحادیه اروپا

🔹در دوره اوربان، روابط مجارستان با اتحادیه اروپا با تنش‌های مستمر همراه بود. اختلاف بر سر حاکمیت قانون، سیاست‌های مهاجرتی و به‌ویژه حمایت از اوکراین، موجب تعلیق بخشی از کمک‌های مالی اتحادیه به مجارستان شد. انتظار می‌رود دولت ماگیار با همگرایی بیشتر با اتحادیه اروپا زمینه ازسرگیری حمایت‌های مالی را فراهم کند. با این حال، دولت جدید باید حساسیت‌های داخلی را نیز در نظر بگیرد.

💢جهت‌گیری‌های سیاست خارجی

🔹در حوزه سیاست خارجی، محدودیت‌های ساختاری نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. وابستگی بالای مجارستان به انرژی روسیه، مانع از قطع ناگهانی روابط با مسکو می‌شود. بنابراین، راهبرد محتمل دولت جدید، کاهش تدریجی این وابستگی در بلندمدت و حرکت به سمت تنوع‌بخشی به منابع انرژی است، در حالی که در کوتاه‌مدت روابط در سطحی عمل‌گرایانه حفظ خواهد شد. در مورد اسرائیل، تداوم روابط نزدیک پیش‌بینی می‌شود، اما با تلاش برای همسویی بیشتر با مواضع کلی اتحادیه اروپا. روابط با ایران و آمریکا نیز به‌طور فزاینده‌ای در چارچوب سیاست‌های کلان اتحادیه اروپا تعریف خواهد شد. به بیان دیگر، سیاست خارجی مجارستان از یک الگوی مستقل و بعضاً واگرا، به سمت الگویی همگرا و نهادمحور تغییر جهت خواهد داد.

💢پیامدها برای جریان‌های راست افراطی

🔹شکست اوربان بازتابی فراتر از مجارستان دارد و بر راست افراطی در اروپا و حتی آمریکا تأثیر می‌گذارد. این شکست، تصویر کارآمدی این جریان‌ها در اروپا را تضعیف می‌کند. در سطح اروپا، از دست رفتن یکی از مهم‌ترین متحدان، چالش‌هایی برای شبکه‌های راست افراطی ایجاد می‌کند؛ با این حال، این تحول را می‌توان فرصتی برای بازاندیشی راهبردهای آنها و تطبیق با شرایط جدید سیاسی دانست.

💢جمع‌بندی

شکست اوربان و پیروزی ماگیار را باید آغاز یک دوره گذار در سیاست مجارستان تلقی کرد، نه یک گسست کامل. اگرچه نشانه‌هایی از تغییر در جهت‌گیری‌های داخلی و خارجی مشاهده می‌شود، اما این تغییرات عمدتاً تدریجی، محدود و متأثر از قیود ساختاری خواهند بود. عملکرد دولت جدید، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، نقش تعیین‌کننده‌ای در این مسیر خواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2👏1
🌐اختلافات اساسی ایران و آمریکا و مسیر دشوار توافق

#مقاله_تحلیلی
#جنگ_رمضان

🔸روز جمعه، فضای مجازی آمریکا، ایران و حتی اسرائیل با پست‌ها و مصاحبه‌های پی‌درپی ترامپ در خصوص رسیدن به توافق با ایران منفجر شد. همزمانی این پست‌ها با اخباری مبنی بر نزدیکی ایران و آمریکا برای رسیدن به یک تفاهم‌نامه اولیه خوش‌بینی‌ها را نسبت به نهایی‌شدن توافق افزایش داد. با این حال، همانطور که در یادداشت دیگری از اندیشکده توضیح داده شد، آمریکا و ایران هنوز از خواسته‌های اصلی پیش از جنگ خود عقب‌نشینی نکرده‌اند. این موضوع، اختلافات بسیاری را بر سر اصول و جزئیات توافق ایجاد کرده است.

💢ایران با مذاکره‌کنندگان آمریکایی توافق می‌کند یا با جمهوری‌خواهان واشنگتن؟

🔹نخستین مشکل احتمالاً اختلاف دیدگاه میان دیدگاه مذاکره‌کنندگان آمریکایی در اسلام‌آباد و سایر جمهوری‌خواهان در واشنگتن است. مطابق گزارش‌های غیررسمی آمریکا در مذاکرات توقف 20ساله غنی‌سازی را مطالبه کرده است. با این وجود، ترامپ دیروز اعلام کرد که ایران به طور دائمی به غنی‌سازی پایان خواهد داد. بر روی کاغذ، دیدگاه‌های سیاسی ونس فاصله قابل توجهی با نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل در واشنگتن دارد. هنگامی که خبر توقف 20ساله غنی‌سازی منتشر شد، جمهوری‌خواهان سنا بلافاصله در برابر آن موضع گرفتند.

💢چالش غنی‌سازی، تأسیسات هسته‌ای و ذخایر اورانیوم

🔹ایران و آمریکا در سه مسئله غنی‌سازی، سرنوشت تأسیسات هسته‌ای و ذخایر اورانیوم خطوط قرمز متفاوتی دارند. ایران خواستار حفظ حق غنی‌سازی خود، سالم‌نگاه‌داشتن تأسیسات هسته‌ای و رقیق‌سازی ذخایر (نه انتقال آن‌ها به خارج) است. آمریکا هر سه مورد را تاکنون رد کرده است. همانطور که پیشتر گفته شد این باعث شده است ابتکارهایی نظیر توقف موقت غنی‌سازی مورد پذیرش قرار نگیرند.

🔹به‌هم‌پیوستگی این سه موضوع، اختلاف را پیچیده‌تر کرده است. توقف چندین‌ساله غنی‌سازی به معنای این است که ایران می‌تواند در آینده تأسیسات هسته‌ای خود را (چه در سطح زمین و چه زیر زمین) احیا کند. اما اگر خواسته آمریکا غنی‌سازی صفر دائمی و بازگشت‌ناپذیر باشد، تالی منطقی چنین خواسته‌ای برچیدن تأسیسات هسته‌ای است. همچنین آمریکا بر خروج تمامی ذخایر اورانیوم پافشاری می‌کند، زیرا قصد دارد ایران برای همیشه غنی‌سازی را متوقف کند، اما ایران خواستار رقیق‌سازی این ذخایر است، زیرا در صورت بدعهدی آمریکا، با حفظ گزینه غنی‌سازی می‌تواند ذخایر رقیق‌شده را به خلوص بالاتر بازگرداند.

💢چالش تنگه هرمز

🔹ایران خواستار به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حاکمیت خود بر تنگه است، اما این موضوع ضربه سنگینی به اعتبار بین‌المللی آمریکا وارد خواهد کرد. به همین دلیل و با توجه به نزدیکی به انتخابات میان‌دوره‌ای و افزایش قیمت سوخت، آمریکا هر اقدامی انجام می‌دهد تا تنگه را به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند. این شامل ارائه مشوق‌های اقتصادی یا اقدامات سخت‌گیرانه‌ای نظیر محاصره دریایی ایران می‌شود.

💢چالش پرداخت غرامت

🔹انتقاد همیشگی ترامپ و جمهوری‌خواهان به دموکرات‌ها این بود که برجام منابع مالی ایران را برای حمایت ازمحور مقاومت فراهم کرده بود. حال به نظر می‌رسد یکی از خواسته‌های اصلی ایران پرداخت غرامت و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده خود است. در صورتی که ترامپ بخواهد چنین خواسته‌ای را بپذیرد، با مخالفت‌های جدی از سمت حزب خود مواجه خواهد شد. حتی اگر آمریکا یکی از گزینه‌های غرامت یا آزادسازی دارایی را بپذیرد، مبلغ قابل توجهی خواهد بود که بر وجهه داخلی دولت ترامپ آسیب خواهد زد. به همین دلیل، ترامپ در یکی از پست‌های دیروز خود تأکید کرد که در ازای انتقال ذخایر اورانیوم هیچ پولی به ایران داده نخواهد شد.

💢چالش تعهد به عدم تجاوز

🔹یکی از شروط ده‌گانه ایران، دریافت تعهد و تضمینی است که آمریکا دیگر جنگی را علیه کشور آغاز نخواهد کرد. قاعدتاً پذیرش چنین خواسته‌ای از سمت آمریکا به معنای بسته‌ترشدن دست این کشور برای فشار بر ایران است. به همین دلیل، آمریکا در مذاکرات می‌کوشد از پذیرش چنین خواسته‌ای امتناع کند و مذاکرات بیش از پیش پیچیده می‌شود.

با وجود افزایش خوش‌بینی‌ها درباره توافق میان ایران و آمریکا، اختلافات اساسی همچنان پابرجاست. مهم‌ترین چالش‌ها شامل توقف یا تداوم غنی‌سازی، سرنوشت تأسیسات هسته‌ای و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم است که به‌هم‌پیوسته‌اند و رسیدن به مصالحه را دشوار می‌کنند. همچنین شکاف میان مواضع داخلی آمریکا و فشار جمهوری‌خواهان مانع انعطاف‌پذیری واشنگتن است. علاوه بر مسئله هسته‌ای، اختلاف بر سر تنگه هرمز، پرداخت غرامت و تضمین عدم تجاوز نیز پیچیدگی مذاکرات را افزایش داده و مسیر دستیابی به یک توافق نهایی را دشوار کرده است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1👏1
🔵مناطق مختلف جهان چگونه به شوک انرژی تنگه هرمز واکنش نشان داده‌اند؟
▪️اویل پرایس

#انرژی
#اکوتهران
#جنگ_رمضان

🔸جنگ هفت‌هفته‌ای در ایران نشان داده است که مناطق مختلف به‌طور یکسان از وخیم‌ترین اختلال در عرضه نفت و گاز در تاریخ آسیب نمی‌بینند.

🔹کشورهای آسیایی، که بیشترین وابستگی را به جریان نفت و گاز طبیعی مایع از خاورمیانه دارند، هم‌اکنون با کمبود سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ شرکت‌های هواپیمایی قیمت بلیت‌ها را افزایش داده و پروازها را لغو می‌کنند، و پالایشگاه‌ها در رقابتی شدید برای تأمین نفت خام، برای هر بشکه غیرخاورمیانه‌ای رقابت می‌کنند.

💢دست بالای چین

🔹این وضعیت برای بیشتر کشورهای آسیا صادق است، اما نه برای چین. پکن در طول سال گذشته، هم در ذخایر تجاری و هم راهبردی خود نفت خام انباشته کرده است، آن هم در دوره‌ای که قیمت نفت پایین بود. در حال حاضر، پالایشگاه‌های مستقل چین می‌توانند به بالاترین حجم نفت خام ایران که از ژانویه تاکنون روی نفتکش‌ها ذخیره شده، تکیه کنند تا کمبود عرضه ناشی از محاصره تنگه هرمز توسط ایالات متحده را خنثی کنند.هم‌اکنون نفت خام ذخیره شده ایران روی نفتکش‌ها که به‌طور رسمی از تحریم‌های آمریکا نیز خارج شده، به پالایشگاه‌های مستقل چین اجازه می‌دهد چندین هفته محاصره در مهم‌ترین گلوگاه نفتی جهان را پشت سر بگذارند.

🔹سیاست اخیر آمریکا نشان می‌دهد که دولت ترامپ به‌طور فزاینده‌ای نسبت به بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی، در صورتی که به رقبایی مانند چین آسیب بزند، مدارا می‌کند. اگر رشد یک رقیب به دسترسی پایدار به انرژی وابسته باشد، ایجاد عدم قطعیت می‌تواند هزینه‌هایی تحمیل کند که تعرفه‌ها و تحریم‌ها قادر به آن نیستند. آمریکا، برخلاف آسیا و اروپا، در برابر کمبود عرضه نفت مقاوم‌تر بوده است. استدلال دولت ترامپ این است که آمریکا آسیب نخواهد دید، زیرا از نظر انرژی مستقل است و بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت در جهان محسوب می‌شود.

🔹با این حال، بزرگ‌ترین تولیدکننده بودن به معنای استقلال کامل انرژی نیست. آمریکا همچنان برای تأمین مصرف روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه، با وجود تولید حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز (که یک‌پنجم آن صادر می‌شود)، نیازمند واردات نفت خام است. اگر درگیری‌ها، محاصره‌ها، آتش‌بس‌ها و مذاکرات برای چند هفته دیگر ادامه یابد، آمریکا نیز پیامدهای آن را در قیمت نفت خام احساس خواهد کرد.

💢پیامدهای جنگ برای آمریکا

🔹نخستین پیامد مستقیم جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران همین حالا بر مصرف‌کنندگان آمریکایی تأثیر گذاشته است. قیمت بنزین در عرض تنها شش هفته بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته است. نرخ تورم در ماه مارس به ۳.۳ درصد در مقیاس سالانه رسید، در حالی که شاخص انرژی ۱۰.۹ درصد رشد داشت؛ این افزایش عمدتاً ناشی از جهش ۲۱.۲ درصدی قیمت بنزین بود که تقریباً سه‌چهارم افزایش ماهانه شاخص کل را تشکیل می‌داد.

🔹با وجود اینکه آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت خام در جهان است، همچنان از افزایش قیمت سوخت آسیب می‌بیند، زیرا این قیمت‌ها در بازار جهانی تعیین می‌شوند و این بازار اکنون اختلال عظیم عرضه ناشی از جنگ ایران را در قیمت‌ها لحاظ کرده است.

💢ناتوانی شیل از جبران کمبود

🔹تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا احتمالاً تولید خود را افزایش خواهند داد، زیرا قیمت نفت بیش از یک ماه است که بالاتر از سطح سودآوری آن‌ها قرار دارد. با این حال، این افزایش تولید تدریجی خواهد بود و تنها در بازه زمانی ۳ تا ۶ ماه آینده قابل مشاهده خواهد بود، در صورتی که فعالیت تکمیل چاه‌ها افزایش یابد. در هر صورت، تولیدکنندگان آمریکایی نمی‌توانند شکاف ایجادشده در عرضه جهانی نفت پس از بسته شدن تنگه هرمز را پر کنند.

🔹ازسوی دیگر، نااطمینانی نسبت به پایداری قیمت‌های فعلی نفت باعث شده است تصمیم‌گیری نسبت به افزایش شدید حفاری در چاه‌های شیل با دشواری روبرو باشد. در واقع عدم قطعیت ژئوپلیتیکی بزرگ‌ترین مانع رشد تولید در آمریکا است.

💢آسیا و اروپا؛ قربانیان اصلی

🔹در حالی که تولیدکنندگان شیل با این عدم قطعیت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، آسیا و اروپا با خطر کمبود سوخت مواجه‌اند و برای خرید نفت آمریکا که صادرات آن به رکوردهای جدید رسیده، هزینه بیشتری می‌پردازند. این سطح بالای صادرات آمریکا، همراه با تداوم درگیری، می‌تواند ذخایر نفت در منطقه کلیدی ساحل خلیج آمریکا را تا پایان ژوئن، حتی با در نظر گرفتن برداشت از ذخایر راهبردی نفت به سطوح بحرانی کاهش دهد.

برای جلوگیری از کمبود در آمریکا، سیاست‌گذاران باید یا افزایش قیمت را بپذیرند یا به مداخلات شدید در بازار مانند محدود کردن صادرات فکر کنند، اقدامی که می‌تواند به‌طور معکوس باعث تعطیلی پالایشگاه‌ها و کاهش تولید در سواحل خلیج آمریکا شود، زیرا بخش عمده تولید در این منطقه برای صادرات طراحی شده است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51👎1
🌐توسعه‌طلبی اسرائیل در لبنان با راهبرد «خط زرد»

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸ارتش اسرائیل در اقدامی مشابه مدل «الحاق تدریجی زمین به بهانه‌های امنیتی» که در نوار غزه به کار گرفته شد، از ایجاد یک «خط زرد» جدا کننده در جنوب لبنان خبر داد.

🔹این رویکرد، بازتاب‌دهنده یک نگرش امنیتی گسترده‌تر بر اساس اظهارات نتانیاهو درباره ایجاد یک منطقه امنیتی است که از جنوب لبنان تا حوضه رود یرموک در سوریه امتداد می‌یابد. هدف او پیوند زدن مناطق مرزی در قالب یک نوار حائل متصل است.

💢مفهوم «خط زرد» و دلیل نامگذاری آن

🔹اسرائیل این اصطلاح را برای واقعیت جمعیتی نوپدیدی به کار می‌برد که در داخل اراضی نوار غزه و لبنان ایجاد کرده است. تل‌آویو از طریق آن سعی دارد با ایجاد منطقه‌ای تحت کنترل نظامی یا آتش، واقعیتی میدانی دائمی را تثبیت کند.

🔹در مورد دلیل انتخاب این رنگ، هیچ اظهارنظر رسمی برای روشن کردن مفهوم نمادین آن منتشر نشده است. با این حال، بارزترین نشانه‌های میدانی، بلوک‌های سیمانی بزرگ زردرنگی هستند که ارتش اسرائیل برای ترسیم حدود استقرار خود در نوار غزه قرار داده است.

🔹این «خط زرد» به مجموعه خطوط رنگی در تاریخ اراضی اشغالی می‌پیوندد که برجسته‌ترین آنها عبارتند از:

خط سبز: خط آتش‌بسی که در سال ۱۹۴۹ به دست آمد.
خط بنفش: خط آتش‌بسی که پس از جنگ ۱۹۶۷ با سوریه در جبهه جولان ترسیم شد.
خط آبی: خط عقب‌نشینی اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ که توسط سازمان ملل تأیید شده است.

💢فلسفه خط زرد در دکترین اسرائیلی

🔹خط زرد در دکترین اسرائیلی نه تنها یک اقدام تاکتیکی، بلکه به عنوان ابزاری برای بازتعریف موقت مرزها و پیوند آن با شرایط سیاسی و نظامی درک می‌شود، همانطور که در غزه رخ داد، جایی که تداوم خط به شرط خلع سلاح جنبش حماس گره خورده بود.

💢مرزهای خط زرد در غزه و لبنان

🔹شواهد نشان می‌دهد که این پروژه در لبنان حدود ۵۵ شهر و روستا را هدف قرار داده است، که به معنای تحت سلطه نظامی اسرائیل قرار گرفتن آنها در نواری به عمق بین ۴ تا ۱۰ کیلومتر در طول مرز است. این رویکرد در داخل اسرائیل به «خط موشک‌های ضد زره» معروف است؛ یک محدوده امنیتی که تل‌آویو به دنبال تثبیت آن در عمقی تا حدود ۱۰ کیلومتر در داخل خاک لبنان است.

🔹در غزه، «خط زرد» به ارتش اسرائیل این امکان را داد که آوارگی اجباری ساکنان را به سمت مناطق خاصی هدایت کند و بر ۵۲ تا ۶۰ درصد از مساحت نوار غزه مسلط شود. این خط در طول نوار غزه و به عمقی بین ۲ تا ۷ کیلومتر امتداد دارد و آن منطقه را به مناطق خطرناکی تحت کنترل ارتش اسرائیل تبدیل کرده است. علی‌رغم اینکه این خط در اصل فرضی بود، ارتش اسرائیل بلوک‌های سیمانی زرد بزرگ را به کمربندی واضح تبدیل نموده که نمایانگر محدوده استقرار نیروهایش در مرحله اول توافق است.

💢آیا تفاوتی بین خط زرد در لبنان و غزه وجود دارد؟


🔹تفاوت اصلی بین دو خط در این است که خط زرد در غزه در چارچوب یک توافق مرحله‌ای به دست آمد، در حالی که در لبنان به عنوان یک تصمیم یکجانبه اسرائیلی مطرح می‌شود. این موضوع آن را در معرض رویارویی سیاسی و احتمالاً نظامی قرار می‌دهد، به ویژه با توجه به تفاوت در جغرافیا و بستر.

💢خط زرد و طرح‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل

🔹اظهارات متعددی از وزرای اسرائیلی و فرماندهان ارتش اسرائیل نقل شده که تأکید می‌کند تل‌آویو به «خط زرد» به عنوان مرزهای واقعی اسرائیل می‌نگرد. این موضوع به صراحت از قول ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش، بیان شد. زامیر در دسامبر گذشته در جریان بازدید میدانی از نوار غزه گفت که خط زرد نشان‌دهنده «مرزهای جدید» اسرائیل و نوار غزه است.

🔹در همین زمینه، روزنامه اسرائیلی هاآرتص اشاره کرد که تل‌آویو از درگیری جهان با جنگ بر علیه ایران سوءاستفاده کرده و اجرای طرح‌های توسعه‌طلبانه در کرانه باختری اشغالی را به شیوه‌ای بی‌سابقه از زمان جنگ شش‌روزه در سال ۱۹۶۷ آغاز کرده است.

🔹همه اینها با اعلام نتانیاهو در ۱۳ آگوست ۲۰۲۵ مبنی بر حمایت او از چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» هماهنگ است. این یک پروژه توراتی است که از میراث تلمودی برای توجیه سیاست توسعه‌طلبانه اسرائیل استفاده می‌کند، به ویژه اینکه او سال‌ها پیش وعده راهبری «اسرائیل» به آنچه «قرن صدم» آن نامید را داده بود و در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ مجمع عمومی سازمان ملل را با ارائه «نقشه اسرائیل شامل غزه و کرانه باختری» غافلگیر کرد.

در میان ادعاهای امنیتی و جاه‌طلبی‌های تاریخی، «خط زرد» به عنوان حلقه اتصالی فنی برای تثبیت توسعه‌طلبی ظهور می‌کند؛ این خط به اندیشه شهرک‌نشینی پوشش نظامی می‌دهد و «مرزهای موقت» را به سنگ بنایی در پروژه الحاق تدریجی زمین تبدیل می‌کند که با بهانه امنیت آغاز می‌شود و با تحمیل حاکمیت، اشغالگری به صورت امری واقعی پایان می‌یابد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
🌐چهار سناریوی اثر جنگ با ایران بر رقابت آمریکا با چین
▪️شورای آتلانتیک

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸یک بُعد مهم جنگ آمریکا با ایران نباید نادیده گرفته شود: تأثیر این جنگ بر رقابت آمریکا با چین. برای بررسی این پیامدهای ژئوپلیتیکی این درگیری بر رقابت آمریکا و چین می‌توان مجموعه‌ای از سناریوها را بر اساس دو عامل ترسیم کرد: نخست، میزان تعهد نظامی آمریکا در خلیج فارس در آینده (محدود و با هدف تضعیف توانمندی‌های ایران، یا گسترده و قاطع)؛ دوم، نحوه موضع‌گیری چین در روزها و هفته‌های آینده (منفعل و صرفاً بهره‌بردار، یا فعال و درگیر). این دو متغیر امکان ترسیم طیفی از نتایج محتمل را فراهم می‌کند.

💢سناریوی اول: فرسایش مدیریت‌شده برتری آمریکا
تعهد نظامی محدود آمریکا، انفعال چین


🔹در محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت، آتش‌بس به اندازه‌ای دوام می‌آورد که به یک توافق ضمنی یا مذاکره‌شده منجر شود که فاصله زیادی با یک حل‌وفصل جامع دارد. آمریکا حملات محدودی انجام داده که زیرساخت‌های پهپادی، موشکی، دریایی و هسته‌ای ایران را تضعیف کرده، اما تغییری در رژیم رخ نداده است. چین نیز از حاشیه نظاره‌گر است و در عین تعمیق روابط اقتصادی با ایرانِ تحت تحریم از ارائه حمایت‌های جدی نظامی یا دیپلماتیک خودداری می‌کند.

🔹اگر اختلال در تنگه هرمز محدود بماند وضعیت قابل کنترل خواهد بود. همکاری‌های امنیتی آمریکا با کشورهای خلیج فارس تقویت می‌شود. شوک انرژی دردناک اما موقتی است. نتیجه کلی، فرسایش محدود جایگاه آمریکا در کنار نمایش نسبی قدرت نظامی است. چین نیز تا حدی سود می‌برد، زیرا شریک راهبردی‌اش از جنگ جان سالم به در برده است.

💢سناریوی دوم: سود راهبردی برای پکن
تعهد نظامی محدود آمریکا، بازیگری فعال چین


🔹در سناریویی خطرناک‌تر، پکن به این نتیجه می‌رسد که رویکرد محدود آمریکا نشان‌دهنده ناتوانی یا عدم تمایل واشنگتن به اقدام قاطع است و تصمیم می‌گیرد فعالانه وارد میدان شود. آتش‌بس همچنان به توافق جامع منجر نمی‌شود، اما چین حمایت خود از ایران را از سطح اقتصادی به سطحی گسترده‌تر ارتقا می‌دهد: کمک‌های مادی، اشتراک اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی و حمایت دیپلماتیک در نهادهای بین‌المللی. این حمایت‌ها ایران را قادر می‌سازد فشار بیشتری وارد کند و همزمان نیروهای آمریکا را در خاورمیانه درگیر نگه دارد. در این شرایط، نوعی همگرایی میان چین، روسیه و ایران شکل می‌گیرد. اگر ایران همچنان عبور از هرمز را محدود کند اما برای چین استثنا قائل شود، پیامدها ساختاری خواهد بود. نظام تحریم‌ها تضعیف می‌شود، زیرا متحدان آمریکا در اروپا و آسیا امنیت انرژی را بر همبستگی ژئوپلیتیکی ترجیح می‌دهند. در نتیجه، ائتلاف‌های آمریکا دچار تزلزل می‌شوند.

💢سناریوی سوم: بازگشت برتری آمریکا
قاطعیت آمریکا، انفعال چین


🔹در این سناریو، آتش‌بس صرفاً یک وقفه پیش از تشدید درگیری است. اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا تصمیم می‌گیرد به یک عملیات قاطع روی آورد: نابودی سیستماتیک شبکه‌های موشکی و پهپادی ایران، تلاش برای کنترل مواد هسته‌ای، و عملیات نظامی گسترده برای پاکسازی سواحل تنگه هرمز.

🔹در صورت موفقیت این عملیات و باقی ماندن چین در موضع منفعل، آمریکا می‌تواند برتری خود را احیا کند و ضربه‌ای راهبردی به چین وارد کند، زیرا یکی از شرکای مهم خود را از دست می‌دهد. بازیگران منطقه‌ای نیز به سمت واشنگتن متمایل می‌شوند. با این حال، چنین پیروزی‌ای هزینه‌بر است: بازسازی توان نظامی آمریکا به‌ویژه برای سناریوهایی مانند تایوان زمان‌بر خواهد بود.

💢سناریوی چهارم: نقطه عطف رقابت قدرت‌های بزرگ
قاطعیت آمریکا، بازیگری فعال چین


🔹این سناریو خطرناک‌ترین حالت است. آمریکا به‌دنبال پیروزی قاطع است، اما چین با مداخله غیرمستقیم پاسخ می‌دهد: ارائه اطلاعات پیشرفته، پشتیبانی لجستیکی، و اعمال فشار همزمان در مناطق دیگر مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی. در این شرایط، آمریکا با یک چالش دو جبهه‌ای مواجه می‌شود که از زمان جنگ سرد بی‌سابقه بوده است. اگر آمریکا سریع عمل کند و تنگه را باز نگه دارد، ممکن است از چین پیشی بگیرد، اما رقابت راهبردی به سطحی بسیار تندتر و شبیه جنگ سرد ارتقا می‌یابد.

چه چیزی در پیش است؟

🔹محتمل‌ترین مسیر کوتاه‌مدت، صلحی شکننده و ناتمام است که بیشترین شباهت را به سناریوی اول دارد: اقدام محدود آمریکا، چین منفعل اما فرصت‌طلب، و تنگه هرمزی که ظاهراً باز است اما عملاً محل مناقشه باقی می‌ماند. هیچ‌یک از طرف‌ها به اهداف حداکثری خود نرسیده‌اند و مسائل اصلی—از برنامه هسته‌ای ایران گرفته تا نقش منطقه‌ای آن—حل‌نشده باقی مانده‌اند. این ابهام خود یک خطر است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد پایان‌های ناتمام اغلب به تشدید دوباره درگیری منجر می‌شوند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51
♦️آتش‌بس چه بهای سیاسی برای نتانیاهو داشته است؟
▪️خبرگزاری کان

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔹با آغاز دور جدیدی از حملات نظامی اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، نتانیاهو با انتشار پیامی، اهدافی بلندپروازانه و حداکثری نظیر تغییر نظام و نابودی کامل توان غنی‌سازی هسته‌ای ایران را برای کارزار نظامی جدید خود علیه ایران مطرح کرد. همچنین با ورود حزب‌الله به جنگ، وزیر جنگ اسرائیل از تداوم نبرد با حزب‌الله تا نابودی کامل آن سخن گفت. همین مسائل سبب شد تا انتظارات افراطی و غیر واقعی از نتایج عملیات نظامی، در میان افکار عمومی جامعه اسرائيل به وجود آید. اما قبول آتش‌بس از جانب اسرائيل، شرایط را به کلی دستخوش تغییر کرد.

💢تبعات شراکت با ترامپ

🔸این یک اصل ثابت شده است که در یک شراکت دوجانبه، تداوم این شراکت مستلزم تبعیت شریک ضعیف‌تر از خواسته‌های شریک قدرتمندتر است. در جنگ اخیر، صحت این مسئله بار دیگر اثبات شد، چرا که نتانیاهو تمایل زیادی به ادامه جنگ داشت، اما او در نهایت ناچار شد به خاطر خواسته‌ها و فشارهای متحد قدرتمندتر خود یعنی دونالد ترامپ، تن به پذیرش آتش‌بس بدهد. درک این نکته ضروری است که هیچ فرد اسرائیلی نباید خود را فریب داده و تصور کند که در جنگ اخیر، اسرائيل می‌توانست مستقل عمل کرده و بدون حضور ایالات متحده در جنگ، به اهداف بلند پروازانه خود دست یابد.

🔸به هر جهت، ارزیابی نتانیاهو این بوده که اسرائيل به تنهایی نمی‌تواند در جنگ اخیر به اهداف حداکثری مورد نظر خود دست یافته و برای نیل به این اهداف، لاجرم نیازمند مشارکت شریکی قدرتمندتر به نام آمریکا در جنگ است. پس تبعا زمانی که نتانیاهو تن به شراکت نظامی با آمریکا داد، باید تبعات منفی آن را نیز می‌پذیرفت.

💢تبعات پذیرش آتش‌بس در لبنان

🔸وضعیت محبوبیت نتانیاهو در مناطق شمالی اسرائیل پس از قبول آتش‌بس با لبنان به شدت بغرنج است. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین مقصر این وضعیت خود نتانیاهو باشد، چرا که خود او انتظارات عمومی از جنگ با حزب‌الله را در مناطق شمالی بالا برد. نتانیاهو در جریان آتش‌بس قبلی با حزب‌الله مدعی شده بود که با پیروزی قاطع بر حزب‌الله، اکنون برای سال‌های طولانی خطر حملات حزب‌الله به مناطق شمالی رفع شده است. اما پس از پذیرش مجدد آتش بس با حزب‌الله، این بار دیگر نمی‌تواند دوباره همان حرف‌های تکراری را به ساکنان شمال بفروشد.

💢نابودی دوباره زیرساخت‌های هسته‌ای نابود شده!

🔸افرادی که باور کرده بودند که اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانسته است زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را نابود کند، اکنون این سوال برایشان مطرح شده است که چرا دوباره با هدف نابود سازی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران وارد درگیری با آن‌ها شده‌ ایم و آیا با دستیابی به توافقی شامل توقف ۲۰ ساله غنی سازی در ایران، واقعا می‌شود امیدوار بود که غنی‌سازی هسته‌ای در ایران متوقف خواهد شد؟ پاسخ به این سوالات، چالشی اساسی برای نتانیاهو است. بنابراین، به نظر می‌رسد اکنون نتانیاهو در دامی افتاده است که زمانی خودش آن را برای خودش پهن کرده بود.

🔸این فرضیه پذیرفته شده‌‎ای در اسرائیل است که عملیات‌های نظامی، به محبوبیت دولت مستقر کمک خواهد کرد، اما عکس آن نیز صادق است، یعنی پایان این عملیات‌ها اگر با پیروزی مطلقی همراه نباشد، غالبا منجر به منفور شدن دولت خواهد شد. نتانیاهو امیدوار بود که در طول جنگ کنونی، با کسب دستاوردهای نظامی فوق‌العاده وارد رقابت‌های انتخاباتی شود.

این امر زمانی محقق می‌شد که یا جنگ مدت بیشتری به طول می‌انجامید تا در طول این مدت، اسرائيل می‌توانست پیروزی محسوسی را کسب کند یا دولت واقعا می‌توانست افکار عمومی را قانع کند که اسرائيل به پیروزی قاطعی در جنگ با ایران و حزب‌الله دست یافته است. به نظر می‌رسد که در وضعیت فعلی، هیچ کدام از این شرایط محقق نشده است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62😁2
🌐روسیه و چین در حال بهره‌برداری از جنگ آمریکا با ایران هستند
▪️فارن افرز

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فرصتی مهم برای روسیه و چین ایجاد کرده است. مسکو و پکن این درگیری را فرصتی می‌بینند تا منافع آمریکا در خاورمیانه و فراتر از آن را تضعیف کنند. هر دو کشور مشتاق‌اند از این جنگ برای فرسایش قدرت آمریکا، کسب اطلاعات درباره سامانه‌های نظامی آن و تضعیف نظم بین‌المللی تحت رهبری واشنگتن بهره ببرند. آن‌ها طیفی گسترده از گزینه‌ها—دیپلماتیک و نظامی، آشکار و پنهان—را در اختیار دارند و تا اینجا نیز تا حدی موفق بوده‌اند.

🔹بن‌بستی که نیروهای روسیه در اوکراین تجربه کردند، الگویی از آسیبی است که مسکو و پکن امیدوارند به آمریکا وارد کنند. اکنون در ایران، روسیه و چین فرصتی برای برگرداندن این معادله می‌بینند. آن‌ها معتقدند آمریکایی که درگیر جنگ‌های طولانی در خاورمیانه باشد، تهدید کمتری برای آن‌ها ایجاد می‌کند. مسکو و پکن اکنون به دنبال بهره‌برداری از درگیری آمریکا در منطقه هستند. آن‌ها علاقه‌مندند واشنگتن را در یک جنگ فرسایشی و کم‌شدت گرفتار کنند که منابعش را مصرف کرده و جایگاه بین‌المللی‌اش را تضعیف کند. هر دو کشور ابزارهایی برای کمک به این هدف از طریق حمایت از ایران دارند. آمریکا تنها در صورتی می‌تواند از این سناریو جلوگیری کند که از اهداف حداکثری فاصله بگیرد و راهی میانه و واقع‌گرایانه را در پیش گیرد؛ راهی که هم ایران را مهار کند و هم مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد.

🔹شواهدی وجود دارد که روسیه و چین اطلاعات شناسایی و سیگنالی در اختیار ایران گذاشته‌اند تا به هدف‌گیری و ارزیابی خسارات کمک کنند. اگر این موضوع درست باشد، آن‌ها به کشوری با توان نظارتی محدود کمک کرده‌اند تا به دارایی‌های نظامی کشوری قدرتمندتر آسیب بزند. هم‌زمان، این دو کشور در حال رصد عملیات نظامی آمریکا هستند و از این جنگ برای شناخت بهتر ارتش آمریکا استفاده می‌کنند. با وجود موفقیت‌های آمریکا و اسرائیل در هدف‌گیری، این واقعیت که ایران همچنان تسلیم نشده، برای مسکو و پکن دلگرم‌کننده است.

🔹این جنگ از چند جهت به نفع روسیه بوده است. لغو برخی تحریم‌های نفتی روسیه باعث سود اقتصادی برای مسکو شده و همکاری نظامی با ایران—از جمله در زمینه پهپادها—تقویت شده است. در عین حال، تصویر قدرت مطلق نظامی آمریکا نیز آسیب دیده، زیرا با وجود ضربات سنگین، ایران همچنان پابرجاست. برای روسیه، شکاف ایجادشده میان آمریکا و اروپا شاید مهم‌ترین دستاورد باشد. تردیدهای عمیق اروپا درباره جنگ ایران و اختلافات فزاینده با واشنگتن می‌تواند به تضعیف اتحاد فراآتلانتیک منجر شود. جنگ طولانی‌تر احتمالاً این شکاف را عمیق‌تر خواهد کرد.

🔹برای چین، منافع اقتصادی مستقیم کمتر بوده، اما از نظر سیاسی و دیپلماتیک سود قابل‌توجهی برده است. پکن تلاش کرده خود را به‌عنوان یک قدرت مسئول و طرفدار مذاکره نشان دهد. در حالی که اقدامات آمریکا برای بسیاری از کشورها غیرقابل پیش‌بینی بوده، چین با دیپلماسی سنجیده، اعتماد بیشتری جلب کرده است. همچنین، چین خود را به‌عنوان شریک باثبات‌تری نسبت به آمریکا معرفی می‌کند.

🔹با این حال، شاید مهم‌ترین پیامد جنگ، ضربه به اعتبار نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا باشد. اگر واشنگتن بدون توجیه قانونی قانع‌کننده وارد جنگ شود، دیگر نمی‌تواند به‌طور معتبر اقدامات مشابه روسیه یا چین را محکوم کند. این امر پایه مشروعیت اتحادهای آمریکا را تضعیف می‌کند.

🔹روسیه و چین خواهان جنگی تمام‌عیار نیستند، اما بهترین سناریو برای آن‌ها یک درگیری طولانی و کم‌شدت است که منابع آمریکا را تحلیل برده و محدودیت قدرت آن را نشان دهد. جالب آن‌که چنین وضعیتی می‌تواند برای ایران نیز مطلوب باشد، زیرا امکان گرفتن امتیازات اقتصادی و افزایش حمایت روسیه و چین را فراهم می‌کند.

در این شرایط، بهترین راهبرد برای آمریکا نه جنگ حداکثری است و نه عقب‌نشینی ساده‌لوحانه. واشنگتن باید به تعادلی واقع‌گرایانه برسد: مهار رفتارهای ایران، باز کردن مسیر دیپلماسی و جلوگیری از تبدیل این بحران به جنگی فرسایشی. اگر آمریکا هدف خود را فروپاشی کامل ایران قرار دهد، احتمالاً نتیجه معکوس خواهد گرفت و ایران را تهاجمی‌تر و وابسته‌تر به روسیه و چین خواهد کرد. آمریکا نیازمند ترکیب بازدارندگی با دیپلماسی است و باید راهی برای تعریف یک همزیستی جدید با ایران پیدا کند، از جمله ایجاد چارچوب‌هایی برای همکاری در موضوع هسته‌ای یا حتی توافق عدم تجاوز. همچنین باید روابط خود با متحدان اروپایی و شرکای منطقه‌ای را ترمیم کند و از لفاظی‌های تنش‌زا پرهیز نماید.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51
♦️ماهواره‌های چینی چه نقشی در حملات ایران به آمریکا داشتند؟
▪️اکونومیست

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸چین در هفته‌های اخیر در حمایت از ایران با احتیاط عمل کرده است. در دوم مارس، سخنگوی وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که حملات آمریکا و اسرائیل «نقض حقوق بین‌الملل» است. در روزهای اخیر نیز شی جین‌پینگ، رهبر چین، در تماس با ولیعهد عربستان تأکید کرده که خواهان باز ماندن تنگه هرمز برای عبور کشتی‌هاست. در عین حال گزارش‌هایی از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا منتشر شده که نشان می‌دهد چین در حال آماده‌سازی ارسال راکت‌های دوش‌پرتاب است؛ سلاح‌هایی که می‌توانند بالگردها و هواپیماهای کم‌ارتفاع را هدف قرار دهند. با این حال، چین کمک اقتصادی، دیپلماتیک یا نظامی قابل‌توجهی ارائه نکرده و نقش مهم‌تر آن به‌طور غیرمستقیم و از طریق فضا شکل گرفته است.

💢تصاویر ماهواره‌های چینی

🔹شبکه‌های اجتماعی پر شده از تصاویر خاورمیانه که توسط ماهواره‌های چینی گرفته و توسط شرکت‌های این کشور منتشر شده‌اند. این در حالی است که شرکت‌های آمریکایی تحت فشار دولت ترامپ دسترسی روزنامه‌نگاران، پژوهشگران و فعالان را به داده‌های حیاتی متن‌باز محدود کرده‌اند. افزایش تصاویر چینی نشان‌دهنده پیشرفت قابل‌توجه این کشور در حوزه فناوری‌های مشاهده زمین است و عملاً به انحصار غرب بر تصاویر پیشرفته ماهواره‌ای پایان داده است. با این حال، برای تحلیلگران اطلاعات متن‌باز، این تصاویر هم فرصت‌اند و هم هشدار.

🔹جنگ با ایران به فرصتی طلایی برای تبلیغ شرکت‌های ماهواره‌ای چینی تبدیل شده است. بیل گریر، تحلیلگر داده‌های جغرافیایی و هم‌بنیان‌گذار یک نهاد غیرانتفاعی در این حوزه، معتقد است محدودیت‌های دولت ترامپ بدون دلیل منطقی به رقبای آمریکا مزیت داده است. او می‌گوید آمریکا عملاً دسترسی شرکت‌های خود را محدود کرده، در حالی که رقبایش همچنان از مسیرهای دیگر به داده‌ها دسترسی دارند.

💢همکاری ماهواره‌ای با ایران

🔹در هفته‌های اخیر، شواهد همکاری میان شرکت‌های ماهواره‌ای چینی و ایران افزایش یافته است. شرکت «چاینا سیوی»، وابسته به یک مجموعه دولتی بزرگ، تصاویر باکیفیتی از پایگاه‌های نظامی آمریکا و متحدانش تهیه کرده است. همچنین گزارش شده که سپاه پاسداران ایران یک ماهواره چینی خریداری کرده که احتمالاً منبع برخی تصاویر منتشر شده از نتایج حملات ایران بوده است.

🔹افزایش حجم تصاویر چینی ناشی از رشد سریع تعداد ماهواره‌های این کشور است. چین تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۲۰ ماهواره سنجش از دور به فضا فرستاده و مجموع آن‌ها را به بیش از ۶۴۰ رسانده است؛ رقمی که بعد از آمریکا در رتبه دوم جهان قرار دارد. در آمریکا، شرکت‌های ماهواره‌ای عمدتاً به فروش تصاویر به نهادهای نظامی و اطلاعاتی وابسته‌اند، اما در چین مرز میان بخش خصوصی و دولت بسیار مبهم‌تر است. بزرگ‌ترین منظومه ماهواره‌ای چین با نام «جیلین-۱» که بیش از صد ماهواره دارد، توسط شرکتی اداره می‌شود که ارتباط نزدیکی با ارتش چین دارد و هدف آن تصویربرداری از هر نقطه زمین هر ده دقیقه یک‌بار است.

💢رقابت چین با آمریکا

🔹در رقابت بر سر برتری در مشاهده زمین، شرکت‌های آمریکایی و چینی تقریباً هم‌سطح هستند. برخی ماهواره‌های چینی تصاویری با کیفیت مشابه بهترین نمونه‌های آمریکایی ارائه می‌دهند. کارشناسان می‌گویند چین در برخی قابلیت‌ها مانند دفعات بازگشت ماهواره به یک منطقه حتی جلوتر است و در فناوری‌های نوین مانند پردازش داده در فضا نیز هم‌تراز با آمریکا حرکت می‌کند. این وضعیت ممکن است با توجه به پیشرفت‌های پژوهشی چین در این حوزه، باز هم بهبود یابد.

🔹برخی شرکت‌ها مزایای همکاری با شرکت‌های چینی را در نبود محدودیت‌های سخت‌گیرانه غربی می‌دانند. اما در مقابل، شرکت‌های چینی نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند و به‌گفته برخی کارشناسان، خارج از چارچوب خواست حزب کمونیست عمل نمی‌کنند. در برخی موارد، این موضوع به شفافیت بیشتر منجر شده و تصاویر چینی آسیب‌های وارده به تجهیزات نظامی آمریکا و تأسیسات انرژی در خلیج فارس را آشکار کرده است.

🔹این نخستین‌بار نیست که تصاویر ماهواره‌ای چینی به کمک رقبای آمریکا می‌آید. در سال‌های گذشته، آمریکا برخی شرکت‌های چینی را به‌دلیل همکاری با گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی تحریم کرده، اما این تحریم‌ها تأثیر محدودی داشته‌اند و صنعت ماهواره‌ای چین همچنان در حال رشد است.

در نهایت، اگرچه پیشرفت فناوری ماهواره‌ای می‌توانست به شفافیت بیشتر در جهان منجر شود، اما واقعیت این است که بسیاری از کشورها این فناوری را برای اهداف نظامی و اطلاعاتی توسعه می‌دهند. به‌گفته کارشناسان، نتیجه این روند بیشتر شدن نظارت متقابل کشورها بر یکدیگر است، نه افزایش دسترسی عمومی به اطلاعات.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1
♦️آیا پس از ۶۰ روز، ترامپ به جنگ با ایران خاتمه خواهد داد؟

📝عرفان علمشاهی

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸ترامپ و کنگره ممکن است به زودی با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حقوقی سال‎های اخیر در آمریکا مواجه شوند. با پایان ماه آوریل، مدت زمان عملیات «خشم حماسی» به ۶۰ روز خواهد رسید. مطابق قانون، رئیس جمهور تنها به مدت دو ماه می‌تواند بدون اجازه کنگره در خارج از کشور عملیات نظامی انجام دهد. حال به پایان این مهلت نزدیک شده‌ایم و برخی معتقدند پس از پایان این مهلت، ترامپ مجبور خواهد شد به عملیات نظامی پایان دهد، اما واقعیت روی زمین کمی پیچیده‌تر از متن قوانین است.

🔹بر اساس قانون War Power Act که در سال ۱۹۷۴ تصویب شد، رئیس جمهور موظف است پس از ۶۰ روز، به عملیات نظامی‌ فاقد مجوز کنگره خاتمه دهد، مگر اینکه سه حالت رخ دهد: ۱. اکثریت کنگره (سنا و مجلس نمایندگان) به نیروی متخاصم اعلان جنگ کند ۲. قانونی برای تداوم عملیات نظامی تصویب شود ۳. حمله‌ای به ایالات متحده رخ دهد که پایان عملیات نظامی را ناممکن کند. همچنین رئیس جمهور می‌تواند درخواست کند برای حفظ جان نیروها، عملیات به مدت ۳۰ روز تمدید شود. این قانون به‌گونه‌ای طراحی شده بود اختیارات کنگره را در خصوص اعلان جنگ -که توسط قانون اساسی به این نهاد اعطا شده بود- احیا کند و اجازه ندهد رؤسای جمهور، آمریکا مجدداً را وارد باتلاقی همچون ویتنام کنند.

🔹از میان این سه حالت، تحقق حالت اول و دوم منوط به این است که جمهوری‌خواهان -که اکثریت شکننده در مجلس و سنا دارند- تا چه اندازه با ترامپ همراهی کنند. تحقق حالت نخست بعید است، زیرا بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان علی‌رغم پشتیبانی یکپارچه از حمله به ایران، به‌شدت با یک جنگ طولانی‌مدت و فرسایشی مخالف هستند و نمی‌خواهند در انتخابات میان‌دوره‌ای آسیب ببینند. در این صورت، این جمهوری‌خواهان در کنار حزب دموکرات اکثریت مخالف اعلان جنگ را تشکیل می‌دهند. اما حالت دوم می‌تواند ممکن باشد، مخصوصاً اگر بازه تداوم عملیات محدود باشد. ترامپ ممکن است به نمایندگان مردد جمهوری‌خواه فشار آورد تا از تداوم عملیات نظامی پشتیبانی کنند.

🔹تداوم حمایت دوماهه جمهوری‌خواهان از این جنگ، با اگر و اماهای فراوانی همراه است. در دو هفته اخیر، گزارش‌های متعددی منتشر شده است مبنی بر اینکه برخی از سناتورها و نمایندگان جمهوری‌خواه بر ترامپ فشار آورده‌اند که هر چه زودتر به جنگ با ایران پایان دهد، زیراً به دلیل افزایش قیمت سوخت و فشار افکار عمومی آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای برای‌شان دشوار است که پس از ۶۰ روز از این جنگ پشتیبانی کنند.

🔹اما اگر نه اعلان جنگ رخ دهد و نه تداوم عملیات نظامی تصویب شود، ترامپ می‌تواند به جنگ ادامه دهد؟ بزرگ‌ترین جنگ‌ها و عملیات‌های نظامی تاریخ آمریکا بدون مجوز کنگره آغاز شدند؛ زیرا دولت‌ها همیشه راه فراری برای دورزدن کنگره پیدا کرده‌اند. یکی از این راه‌ها در خود قانون ۱۹۷۴ درج شده است، یعنی حالت سوم. ممکن است در هفته‌های آتی درگیری نظامی میان ایران و آمریکا به قدری تشدید شود که آمریکا در عمل نتواند نیروهای خود را از جنگ خارج کند و مجبور به ادامه درگیری شود.

🔹به همین دلیل دموکرات‌ها می‌کوشند قبل از غیر قابل کنترل شدن درگیری، قانون «الزام رئیس‌جمهور به خروج نیروهای مسلح آمریکا از درگیری‌های غیرمجاز در ایران» را به تصویب برسانند. باز هم در این مورد، موضع‌گیری جمهوری‌خواهان مردد بسیار کلیدی است. ممکن است پس از ۶۰ روز، هیچ کدام از سه حالتی که در قانون ذکر شده است رخ ندهد، اما ترامپ قصد پایان جنگ نداشته باشد، در این صورت، این احتمال وجود دارد که برخی از جمهوری‌خواهان به دموکرات‌ها ملحق شده و طرح پایان جنگ با ایران را به تصویب برسانند.

🔹اما اگر پس از ۶۰ روز هیچ‌کدام از سه حالت مذکور (اعلان جنگ، تصویب تداوم عملیات، عملاً ناممکن بودن پایان جنگ) رخ ندهد و دموکرات‌ها از تصویب طرح پایان جنگ ایران ناتوان باشند اما ترامپ به عملیات ادامه دهد، درگیری حقوقی بزرگی میان کنگره و دولت ترامپ شکل خواهد گرفت. درگیری‌ای که پای دیوان عالی را به جنگ با ایران باز خواهد کرد، همانطور که دیوان در خصوص سیاست‌های تعرفه‌‌ای ترامپ (اعمال تعرفه قانوناً حق انحصاری کنگره است) مداخله کرد.

در حال حاضر، درون کنگره آشفتگی بسیاری در خصوص جنگ با ایران دیده می‌شود. نمی‌توان با قطعیت گفت ترامپ پس از ۶۰ به پایان جنگ خواهد شد؛ زیرا همه چیز به معادلات قدرت درون حزب جمهوری‌خواه، تصمیم دموکرات‌ها و میدان نبرد میان ایران و آمریکا وابسته است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73
♦️علت حملات شدید ایران به کویت چه بود؟
▪️
ریسپانسیبل‌استیت‌کرفت

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، تهران در پاسخ با شلیک موشک‌ها و پهپادها کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد. در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، کویت پس از امارات متحده عربی بیشترین آسیب را از حملات ایران در این درگیری متحمل شده است. تا تاریخ ۲۳ مارس، ایران ۱۰۶۱ پهپاد و موشک به سمت کویت شلیک کرده بود. تهران تأسیسات نظامی آمریکا و طیفی از اهداف غیرنظامی از جمله فرودگاه اصلی کویت، زیرساخت‌های انرژی و یک تأسیسات آب‌شیرین‌کن را هدف قرار داد. این حملات تحلیل‌گران منطقه‌ای را متحیر کرده است. چراکه کویت در یک دهه گذشته روابط نسبتاً باثباتی با ایران داشته است. پس چرا حملات ایران تا این اندازه به‌طور نامتناسب بر کویت متمرکز شده است؟

💢 حضور گسترده آمریکا در کویت

🔹پاسخ این پرسش عمدتاً به دو عامل بازمی‌گردد: جغرافیا و حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا. با استقرار حدود ۱۳ هزار نیروی آمریکایی در کویت و موقعیت جغرافیایی این کشور در نزدیکی بخش‌های حیاتی خلیج فارس، این تأسیسات برای هرگونه عملیات هوایی، دریایی یا زمینی آمریکا علیه ایران از اهمیت بالایی برخوردار هستند. بنابراین تهران تلاش کرده است با افزایش فشار بر کویت، این کشور را وادار به اخراج نیروهای آمریکایی یا حداقل محدود کردن دسترسی واشنگتن به پایگاه‌ها، حریم هوایی و قلمرو خود کند.

🔹ایران از همان ابتدا کویت را هدفی مشروع تلقی کرد، زیرا میزبان نیروهای آمریکایی درگیر در جنگ است، حتی اگر این نیروها مستقیماً در حمله به ایران نقش نداشته باشند. از دید برنامه‌ریزان نظامی ایران، این حملات موشکی این تصور را تقویت کرده که کویت و به‌طور کلی سواحل خلیج فارس به یک «خط مقدم» تبدیل شده‌اند که می‌توانند هدف حملات تلافی‌جویانه قرار گیرند.

💢 نگرانی از شیعیان کویت

🔹پویایی‌های فرقه‌ای در کویت نیز می‌تواند به ابزاری برای ایران جهت ایجاد بی‌ثباتی تبدیل شود. حدود ۳۰ درصد جمعیت کویت را شیعیان تشکیل می‌دهند و ایران با بخش‌هایی از این جامعه روابطی برقرار کرده است. هرچند اکثریت شیعیان کویت به خاندان حاکم آل‌صباح وفادار هستند، اما برخی گروه‌ها در گذشته از نظر ایدئولوژیک یا سیاسی با تهران و حزب‌الله لبنان همسو بوده‌اند. مقامات کویتی نگران‌اند که عناصر تندرو طرفدار ایران بتوانند در راستای اهداف تهران، بی‌ثباتی در کشور ایجاد کنند؛ مشابه آنچه در دوران جنگ ایران و عراق رخ داد.

🔹در ۲۵ مارس، مقامات کویتی اعلام کردند که یک طرح مرتبط با حزب‌الله برای هدف قرار دادن رهبران کشور را خنثی کرده‌اند که شامل شهروندان کویتی و همچنین اتباع ایرانی و لبنانی بوده است. پیش‌تر نیز در ماه مارس، وزارت کشور کویت از خنثی‌سازی طرحی علیه زیرساخت‌های حیاتی و بازداشت ۱۰ شهروند کویتی مرتبط با حزب‌الله خبر داده بود.

💢 درس‌هایی از اشغال ۱۹۹۱

🔹تجربه اشغال کویت توسط عراق در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه این کشور به جنگ دارد. این تجربه سه درس کلیدی برای کویت به همراه داشت: نخست اینکه بی‌طرفی رسمی در برابر یک متجاوز مصمم کارساز نیست؛ دوم اینکه تضمین‌های امنیتی آمریکا در صورت فعال شدن می‌توانند سرنوشت‌ساز باشند؛ و سوم اینکه کشورهای کوچک نباید در عرصه دیپلماتیک تنها بمانند.

🔹با این حال، وضعیت کنونی با آن تجربه تاریخی تفاوت اساسی دارد. این بار آمریکا نه در نقش نجات‌دهنده، بلکه در جایگاهی قرار دارد که از خاک کویت برای حمله به همسایه‌اش استفاده می‌کند و همین موضوع باعث شده کویت هدف حملات تلافی‌جویانه ایران قرار گیرد. این شکاف میان حافظه تاریخی و واقعیت فعلی، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی رهبری کویت است.

💢 چتر بدون جایگزین واشنگتن

با وجود اینکه سیاست‌های آمریکا در قبال ایران، کویت را در معرض حملات ایران قرار داده، این کشور احتمالاً همچنان به چتر امنیتی واشنگتن وابسته خواهد ماند نه به دلیل اعتماد کامل به این کشور، بلکه به دلیل نبود گزینه‌های جایگزین. در عین حال، برای کاهش وابستگی به واشنگتن، احتمالاً به دنبال تقویت همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای نیز خواهد بود. در مجموع، اگرچه کویت همچنان از آمریکا به خاطر آزادسازی این کشور در سال ۱۹۹۱ سپاسگزار است، اما شرایط جدید منطقه‌ای آن را ناگزیر کرده تا در راهبرد امنیتی خود بازنگری کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72
♦️آیا پنتاگون تصویر واقعی جنگ را از ترامپ مخفی می‌کند؟
▪️آتلانتیک

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔸جی. دی. ونس بارها روایت وزارت دفاع از جنگ ایران را زیر سؤال برده و این پرسش را مطرح کرده است که آیا پنتاگون میزان کاهش شدید ذخایر موشکی آمریکا را کمتر از واقع نشان داده است یا نه. همچنین او نگرانی‌های خود را درباره در دسترس بودن برخی سامانه‌های موشکی در گفت‌وگو با ترامپ نیز بیان کرده است. پیامدهای کاهش شدید ذخایر مهمات می‌تواند بسیار خطرناک باشد: نیروهای آمریکا برای دفاع از تایوان در برابر چین، کره جنوبی در برابر کره شمالی، و اروپا در برابر روسیه باید از همین ذخایر استفاده کنند.

🔹از سوی دیگر هم هگست، وزیر دفاع، و هم ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، علناً گفته‌اند که ذخایر تسلیحاتی آمریکا قدرتمند و کافی و خسارات واردشده به نیروهای ایرانی بسیار گسترده است. مشاوران ونس معتقدند او نگرانی‌هایش را به‌عنوان دیدگاه شخصی خود مطرح کرده و هگست یا کین را به گمراه کردن رئیس‌جمهور متهم نکرده است.

🔹ترامپ نیز بسیاری از اظهارات مثبت هگست و کین درباره جنگ را تکرار کرده و هفته‌ها پیش اعلام کرده بود خساراتی که نیروهای آمریکایی وارد کرده‌اند، خود به‌تنهایی به‌معنای پیروزی است و ذخایر آمریکا از تسلیحات کلیدی «تقریباً نامحدود» است. برخی مشاوران گفتند روایت خوش‌بینانه هگست و برخورد تهاجمی او با رسانه‌ها، ظاهراً برای گفتن همان چیزهایی است که رئیس‌جمهور مایل به شنیدن آن‌هاست. تجربه تلویزیونی پیت باعث شده دقیقاً بداند چگونه با ترامپ حرف بزند و ترامپ چگونه فکر می‌کند.

💢برآوردهای ناقص از توان ایران

🔹روایت مثبت رهبران پنتاگون، در بهترین حالت تصویری ناقص ارائه می‌دهد. طبق این برآوردهای داخلی، ایران همچنان دو سوم نیروی هوایی خود، بخش عمده توان پرتاب موشکی، و بیشتر قایق‌های کوچک و سریع خود را حفظ کرده است که توانایی مین‌گذاری و اختلال در تردد تنگه هرمز را دارند. یکی از منابع گفت: «حداقل از نظر ازسرگیری تجارت دریایی، تهدید واقعی همین‌ها هستند.»

🔹هگست در ماه مارس از «کنترل کامل» آسمان ایران سخن گفته بود. اما در آوریل، نیروهای ایرانی یک جنگنده آمریکایی را سرنگون کردند و عملیات گسترده نجاتی آغاز شد. همچنین تهران هر روز پرتابگرهای موشکی بیشتری را دوباره فعال می‌کند؛ به گفته منابع آگاه، پس از آتش‌بس اولیه دو هفته‌ای که قرار بود سه‌شنبه گذشته پایان یابد، حدود نیمی از آن‌ها دوباره قابل استفاده شده‌اند.

💢کمبود در تسلیحات کلیدی

🔹استفاده از تسلیحات کلیدی از جمله موشک‌های رهگیر برای مقابله با موشک‌های ایرانی و سلاح‌های تهاجمی مانند تاماهاوک و موشک‌های هوا به سطح دورایستا کمبودی جدی ایجاد کرده که با وجود تلاش برای تولید سریع جایگزین‌ها، توان آمریکا برای جنگ‌های آینده را تضعیف می‌کند. ونس در جلسات با ترامپ درباره کمبود مهمات ابراز نگرانی کرده است. حتی پیش از جنگ ایران نیز ذخایر به‌دلیل تولید کند و ارسال مهمات به اوکراین و اسرائیل کاهش یافته بود. مقامات پنتاگون هشدار داده بودند این کسری‌ها توان ارتش برای پیروزی در جنگ فرضی با روسیه یا چین را به خطر می‌اندازد.

💢رقابت ونس-هگست 2028؟

🔹ونس پیش از آغاز جنگ نسبت به حمله به ایران تردید داشت؛ ترامپ نیز اذعان کرده بود ونس «شاید کمتر مشتاق» این درگیری بوده است. اما او باید چند عامل را همزمان مدیریت کند: تمایل به همکاری خوب با دیگر مقامات ارشد، سابقه مخالفت با «جنگ‌های بی‌پایان»، و چشم‌انداز نامزدی احتمالی او در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸. نزدیکان ترامپ معتقدند ونس اکنون آینده سیاسی خود را به جنگ ایران گره‌خورده می‌بیند.

🔹برخی دیگر نیز معتقدند هگست جاه‌طلبی‌های سیاسی خود را دارد و حتی ممکن است به ریاست‌جمهوری فکر کند. وزیر دفاع اخیراً در شبکه ملی پخش‌کنندگان مذهبی سخنرانی کرد و خواستار نفوذ مسیحیت در دولت شد، و در انجمن ملی سلاح نیز از «حق خدادادی» آمریکایی‌ها برای حمل سلاح دفاع کرد. وزرای دفاع پیشین عمدتاً از سیاست حزبی و مسائل اجتماعی تفرقه‌برانگیز فاصله می‌گرفتند.

برخلاف پیش‌بینی هگست درباره پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به وضعیتی پرهزینه و نامشخص کشیده شده است. سه‌شنبه گذشته، هنگامی که زمان به پایان آتش‌بس اولیه نزدیک می‌شد، هواپیمای ونس آماده پرواز به پاکستان بود. اما وقتی ایران آمادگی اعزام مذاکره‌کنندگان خود را نشان نداد، ترامپ عقب‌نشینی کرد و آتش‌بس را نامحدود تمدید نمود. هم‌زمان، تقابل دو کشور در تنگه هرمز هفته گذشته تشدید شد؛ زمانی که سپاه پاسداران برای نخستین بار کشتی‌های تجاری را توقیف کرد و نشان داد نیروهایش همچنان توانمندند و جنگ می‌تواند بار دیگر ارزیابی‌های خوش‌بینانه رهبران پنتاگون را بی‌اعتبار کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71👎1
🌐مخاطرات پیدا و پنهان هند از جنگ ایران چیست؟
▪️نشنال اینترست

#مطالعات_جنوب_آسیا
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸هند از اتخاذ موضع رسمی به نفع یکی از طرف‌های جنگ ایران خودداری کرد و همچنان در جایگاه ناظر باقی مانده است؛ در حالی که تمرکز اصلی‌اش بر تضمین عبور کشتی‌هایش از تنگه هرمز قرار دارد. با این حال، فراتر از نگرانی‌های مربوط به امنیت انرژی و غذا، دهلی‌نو منافع مهمی در نتایج این جنگ و مسیر آینده ژئوپلیتیک غرب آسیا دارد.

🔹کارشناسان هندی، رسانه‌های جریان اصلی و دیپلمات‌های پیشین این کشور، اغلب دارای نوعی گرایش عمیق ضدغربی هستند؛ میراثی از دوران جنگ سرد، و در عین حال بر «پیوندهای تمدنی» ادعایی هند با ایران تأکید می‌کنند. بر اساس این نگاه، آمریکا و اسرائیل قدرت‌های امپریالیستی غربی‌اند، در حالی که حکومت ایران به‌تنهایی در برابر آنان ایستاده و جامعه‌ای تحت فشار اما مقاوم را در برابر تجاوز خارجی ناعادلانه رهبری می‌کند.

💢آثار مخرب جنگ بر اقتصاد هند

🔹هند ۸۵ درصد نیاز نفت خام خود، معادل حدود ۵ میلیون بشکه در روز، را وارد می‌کند. غرب آسیا همچنان یکی از منابع اصلی واردات هند باقی مانده است، هرچند این کشور اخیراً تلاش کرده سبد پتروشیمی خود را متنوع‌تر سازد. قطر و امارات متحده عربی نیز به‌ترتیب ۴۲ و ۱۱ درصد واردات گاز LNG هند را تأمین می‌کنند.

🔹علاوه بر اختلال در امنیت انرژی، بسته شدن تنگه هرمز بر واردات عظیم کود شیمیایی هند از منطقه نیز اثر خواهد گذاشت: ۶۳ درصد از کل واردات کودهای نیتروژنی و ۳۲ درصد از کود دی‌آمونیوم فسفات هند از این مسیر تأمین می‌شود. فشارهای تورمی ناشی از آن، اقتصاد هند را در همه سطوح تحت ضربه قرار خواهد داد. افزون بر این، ویرانی‌ها و نااطمینانی‌های ناشی از جنگ در خاورمیانه، بر جمعیت بیش از ۹ میلیون نفری مهاجران هندی ساکن شش کشور حوزه خلیج فارس نیز اثر منفی خواهد گذاشت. جنگ همچنین می‌تواند درآمد ارزی عظیم هند از محل حواله‌های ورودی را مختل کند؛ درآمدی که حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

💢از اقتصاد تا امنیت

🔹با این حال، ماهیت واقعی تأثیر این جنگ بسیار فراتر از اقتصاد و تجارت است و به حوزه‌های ژئوپلیتیک و امنیت کشیده می‌شود. این جنگ موجب اختلالات راهبردی و بازآرایی در معماری امنیتی خاورمیانه خواهد شد؛ تحولاتی که پیامدهای بلندمدتی برای امنیت جنوب آسیا خواهند داشت.

🔹برخلاف نگرش‌های عمدتاً طرفدار ایران در دهلی‌نو، سیاست تهران درباره کشمیر هرگز برای هند آرامش‌بخش نبوده است. تهران کشمیر را هم‌تراز فلسطین دانسته است. در سال ۲۰۱۹، دولت ایران از لغو وضعیت ویژه کشمیر توسط نخست‌وزیر نارندرا مودی انتقاد کرد.

🔹انقلاب ایران برای بسیاری از مسلمانان و گروه‌های اسلام‌گرا الگو بوده است. جنگی که با تقویت ایران، تضعیف اسرائیل و کاهش حضور آمریکا در غرب آسیا پایان یابد، مشوق گروه‌های اسلام‌گرا را در سراسر جهان خواهد بود. با توجه به اینکه هند از درون و بیرون با تهدیدی وجودی از سوی اسلام‌گرایی افراطی روبه‌رو است، پیروزی ایران (یا حتی تصور پیروزی ایران) می‌تواند نشانه روزهای خطرناکی در پیش رو باشد.

💢شکست آمریکا و معماری جدید غرب آسیا

🔹تغییرات در معماری امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا نیز بر هند اثر منفی خواهد گذاشت. اسرائیل که تضعیف شده و درگیر چندین جبهه است، برای کمک به هند، چنان‌که در جنگ کارگیل ۱۹۹۹ و عملیات سیندور در سال گذشته انجام داد با دشواری مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، تضعیف ایران احتمالاً فضای بیشتری برای ترکیه، شریک دفاعی کلیدی پاکستان، ایجاد خواهد کرد.

🔹کشورهای خلیج فارس که اکنون محدودیت توان آمریکا در ایفای نقش تأمین‌کننده امنیت خود را دریافته‌اند، ممکن است روابط خود با اسلام‌آباد، پکن، تهران و مسکو را تسریع کنند. تلاش‌های جاری پاکستان برای میانجی‌گری، جایگاه این کشور را در منطقه تقویت خواهد کرد. برای ایالات متحده نیز ممکن است آزادی عمل بیشتری به پاکستان به‌عنوان تأمین‌کننده امنیت در خاورمیانه داده شود؛ امری که توان واشنگتن برای کمک به دهلی‌نو در هر جنگ احتمالی آینده میان هند و پاکستان را تضعیف خواهد کرد.

💢همچنان پاکستان!

علاوه بر این، نااطمینانی‌های امنیتی حاکم پس از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس، دامنه توافق دفاع متقابل راهبردی پاکستان و عربستان سعودی را گسترش خواهد داد. مذاکراتی نیز برای پیوستن مصر و ترکیه به این پیمان در جریان است. این محور، اگر با چین هماهنگ شود، با منافع گسترده راهبردی و نظامی هند در منطقه در تضاد خواهد بود و علاوه بر تقویت جایگاه دیپلماتیک و نظامی پاکستان، نیروهای اسلام‌گرا در جنوب آسیا را نیز توانمند خواهد کرد. از این رو، هند با خطر انزوای منطقه‌ای و شکل‌گیری بلوکی هماهنگ و منسجم از دشمنان روبه‌رو است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71👎1👏1
🌐علی الزیدی چگونه مکلف به تشکیل کابینه در عراق شد؟

#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه

📝علی بیدبو

🔹چارچوب هماهنگی شیعیان عراق، در اقدام کم سابقه‌ای پیش از اتمام مهلت قانونی، علی الزیدی را به عنوان نخست‌وزیر مکلف معرفی کرد. تکلیف چنین شخصیتی حاصل مشورت، فشار و پیشنهادات مالی قابل‌ملاحظه‌ای بود که ظرف دو روز انجام گرفت. در این دو روز جلساتی در خانه فالح الفیاض با حضور محمد شیاع السودانی و نوری المالکی و چند فرد دیگر انجام گرفت و حاضران به این نتیجه رسیدند که علی الزیدی را مکلف کنند. این انتخاب حواشی بسیاری را به همراه داشت. الزیدی چالش‌های بسیاری در چینش کابینه خواهد داشت. او هنوز نتوانسته ارتباط مناسبی با سایر احزاب برقرار کند و به نظر می‌رسد این موضوع مهم‌ترین چالش وی برای کسب رای اعتماد به کابینه از سوی پارلمان و در ادامه سکانداری دولت است.

💢اختلافات السودانی و المالکی

🔸اختلاف نوری المالکی، رئیس حزب الدعوه و محمد شیاع السودانی عضو سابق حزب الدعوه از زمانی شروع شد که در ابتدای دولت السودانی نوری المالکی تصور می‌کرد اختیارات بیشتری برای دخالت در امور دولت دارد اما السودانی این دخالت ها را نپذیرفته بود. سطح اختلافات السودانی و المالکی به حدی رسیده بود که بخشی از اعضای اصلی حزب الدعوه و ائتلاف دولة القانون به ائتلاف السودانی پیوسته بودند. در مراحل انتخاب نخست‌وزیری نیز دو طرف اختلاف شدیدی پیدا کرده بودند. آمریکایی ها نیز به منظور تشدید این اختلافات با رد چندین باره نخست‌وزیری نوری المالکی، تام باراک را مکلف به دیدارها و تماس‌های مکرر با السودانی کرده بودند.

🔸اما این اختلافات زمانی پایان یافت که جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران اتفاق افتاد. مواضع السودانی علیه آمریکایی‌ها، آن ها را به این نتیجه رسانده بود که السودانی دیگر نمی‌تواند گزینه مناسبی برای نخست‌وزیری باشد. السودانی در دو موضع جدی پس از هدف قرار گرفتن نیروهای الحشد الشعبی و ارتش عراق در مناطق مرزی و شهری، اختیارات بیشتری را به الحشد الشعبی به منظور پاسخ جدی به این حملات اعطا کرد. البته پیش از آن، دولت عراق هشدارهایی جدی را به دولت آمریکا داده بود.

🔸دو رخداد دیگر، حملات به سفارت آمریکا و کمین نیروهای مقاومت در خیابان منتهی به فرودگاه بغداد نیز عصبانیت دولت آمریکا را برانگیخت و به صورت مستقیم و طی چندین پیام سیگنال منفی خود را در رابطه با نخست‌وزیری السودانی ارسال کرد.

🔸بنابراین هر دو نامزد اصلی منصب نخست‌وزیری در عراق از سوی آمریکا رد شدند و گفته می‌شود طی نشستی که در خانه فالح الفیاض برگزار شد پیشنهادهای مالی سنگینی از سوی علی الزیدی ارائه شد و در کنار آن پست‌هایی که السودانی و المالکی در نظر داشتند در اختیار بگیرند نیز به آن ها وعده داده شد. مجموع این عوامل سبب شد تا به طور موقت، المالکی و السودانی اختلافاتشان را کنار بگذارند و علی الزیدی به عنوان نخست‌وزیر مکلف تعیین شود.

💢تشتت آرا در میان سران چارچوب هماهنگی


🔸تشتت آرا در میان چارچوب هماهنگی از همان ابتدای معرفی علی الزیدی کاملا ملحوظ بود. تصویری که از اعطای تکلیف منتشر شد نشان می‌دهد که سید عمار الحکیم، شیخ همام حمودی، حیدر العبادی و ابوآلاء الولائی از غایبان بودند. در برگه منتشر شده برخلاف نوری المالکی، السودانی و هادی العامری و تعدادی دیگر که تعداد کرسی پارلمانی ائتلافشان را ذیل برگه ذکر کردند، قیس الخزعلی و عمار الحکیم و احمد الاسدی (حزب موتلف با السودانی) تعداد کرسی‌های خودشان را ذکر نکردند که نشان از حمایت شخصی و نه جناح و ائتلاف دارد. شیخ همام حمودی در کنار سایر رهبران مقاومت عراق به نوعی مخالفت خود را ابراز کرد. ابوآلاء الولائی که مسئولیت هماهنگی سران مقاومت و چارچوب هماهنگی را بر عهده دارد نیز تصور نمی‌کرد ظرف دو روز همه مسائل شکل دیگری به خود بگیرد.

یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث خشنودی آمریکایی‌ها از انتخاب الزیدی شد، عدم انتخاب گزینه‌های اصلی چارچوب هماهنگی یعنی نوری المالکی و السودانی بود. عامل دیگر عدم رغبت جریان‌های مقاومت نسبت به شخصیت الزیدی است که رضایت آمریکایی‌ها را در پی داشته است. با توجه به اتفاقات اخیر، و در صورت رای پارلمان عراق به کابینه وزارتی و برنامه‌های دولت آتی عراق، احتمالا علی الزیدی شخصیتی ما بین السودانی و الکاظمی خواهد بود؛ شخصیتی که همچنان مذاکره و گفتگو را بر دشمنی واضح در برابر مقاومت ترجیح می‌دهد و روابط با آمریکا را نیز برای حل سریع‌تر مشکلات اقتصادی اخیر در نظر خواهد داشت.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍7👏1
♦️گرفتاری اسرائیل در باتلاق جنوب لبنان
▪️
اسرائیل هیوم

#مطالعات_اسرائیل
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸ناامیدی ارتش اسرائیل نسبت به وضعیت لبنان را به سختی می‌توان نادیده گرفت. که نبردی که قرار بود به یک کارزار استراتژیک علیه حزب‌الله تبدیل شده و این گروه را تسلیم کند، اکنون به کارزاری استراتژیک علیه خود اسرائيل تبدیل شده است. افسران ارشد ارتش اعتراف می‌کنند که وضعیت کنونی به مراتب بدتر از شرایطی است که پیش از آغاز جنگ اخیر، در جنوب لبنان حاکم بود. در آن مقطع، ارتش اسرائيل در این منطقه اختیار تام داشت تا هر زمان که بخواهد به اهدافی در جنوب لبنان حمله کرده و حتی دست به عملیات ترور بزند.

🔹حزب‌الله نیز در آن مقطع هرگز پاسخی به حملات اسرائیل نمی‌داد. اما اکنون شرایط برعکس شده و این حزب‌الله است که آزادانه عمل کند.‌ این در حالی است که ارتش اسرائيل به دلیل آتش‌بس تحمیلی از جانب ترامپ، از جانب رهبری سیاسی کشور تحت فشار بوده و نمی‌تواند به مانند سابق در لبنان عملیات انجام دهد. این وضعیت غیر قابل تحمل است.

💢اصرار ارتش بر تداوم عملیات در لبنان

🔹ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائيل، این هفته در جریان بازدید خود از نیروهای لشکر ۳۶ اسرائيل در روستای طیبه واقع در جنوب لبنان اعلام کرد که ارتش اسرائيل ماموریت خود در لبنان که عبارت است از استقرار نیروها در خط مقدم درگیری و جلوگیری از حمله به اراضی شمالی کشور را اجرا کرده و تا زمانی که امنیت در مناطق شمالی به طور بلند مدت تضمین نشود، جنوب لبنان را ترک نخواهد کرد.

💢استفاده حزب‌الله از پهپادهای مرگبار

🔹نبردی که در اوایل ماه مارس توسط حزب‌الله برای حمایت و همبستگی با ایران آغاز شد،‌ اکنون به نبرد سرنوشت‌سازی میان حزب‌الله و اسرائیل مبدل گشته است. نبردی که در بطن خود، شواهد آشکاری از واقعیات تلخ تاریخی دارد که اسرائیل بارها آن را در جنوب لبنان تجربه کرده است. در تجربه جدید اما، در هفته‌های اخیر، پهپادهای حزب‌الله که با فیبر نوری کنترل می‌شوند، به بزرگترین تهدید علیه نیروهای اسرائیل تبدیل شده‌اند. این پهپادها فقط در هفته گذشته منجر به کشته شدن دو نیروی ارتش اسرائيل و ده‌ها زخمی شدند. هنوز ارتش اسرائیل نتوانسته است راهبرد موثری برای مقابله با این پهپادها پیدا کند.

🔹به همین دلیل ارتش اسرائیل ترجیح داده است تا به وسیله نصب حفاظ‌هایی در محل استقرار نظامیان و بالای بدنه تانک‌ها، مانع از ورود جراحات سنگین به نیروهای خود شود. این واقعیت که نیروهای ارتش اسرائيل، عملا در محدوده مشخصی حضور دارند، زمینه را برای حملات مرگبار حزب‌الله فراهم می‌کند. این شرایط در حالی رقم خورد است که به دلیل محدودیت‌هایی که بر اسرائیل تحمیل شده، توان بازدارندگی و خنثی سازی تهدیدات در اختیار نیروهای ارتش نیست.

💢وضعیت در مناطق شمالی همچنان قرمز است


🔹در کنار خساراتی که حزب‌الله به نیروهای ارتش وارد می‌کند، این گروه موفق شده تا ساکنان مناطق شمالی اسرائيل را نیز فرسوده و خسته کند. تهدید شلیک مستقیم به شهرک‌های شمالی با راکت‌ها و انواع پهپادها، آرامش را از ساکنان این مناطق سلب کرده است. آژیرهای هشدار در این مناطق به صورت روزانه و گاهی حتی ساعتی به صدا در می‌آیند. با اینکه بیشتر تهدیدات به وسیله سامانه‌های پدافندی رهگیری و خنثی می‌شوند، اما زندگی عادی مردم عملاً مختل شده است و در حالی که وضعیت در سایر مناطق اسرائيل به روال عادی بازگشته است، ساکنان مناطق شمالی همچنان باید با این شرایط کنار بیایند.

این واقعیتی غیر قابل کتمان است که وضعیت در جبهه شمال و در جنگ با حزب‌الله اصلا مطلوب نیست. در هفته‌های اخیر، نشانه‌های واضحی از یک تغییر روند خطرناک در این جبهه، در حال آشکار شدن است. این وضعیت دلایل متعددی دارد: از غرور و جمود فکر در سطوح بالای رهبری اسرائيل گرفته تا شکست‌های راهبردی و تاکتیکی ارتش در میدان. نتیجه این مسائل، افزایش خطرات جانی برای نیروها، سلب آرامش از ساکنان مناطق شمالی و تقویت روحیه نیروهای حزب‌الله بوده است. هرچند که نتانیاهو در هفته گذشته به ارتش دستور داد تا تهدیدات را در مناطق شمالی برطرف کند، اما برای تغییر این روند، به چیزی بیشتر از شعارها و حرف‌های توخالی نیاز خواهد بود، امری که اگر اصلاح نشود، جنوب لبنان دوباره به باتلاقی برای نیروهای اسرائيل تبدیل خواهد شد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏1🙏1
♦️برهم‌زدن نظم ناوبری ایران در تنگه هرمز دشوار خواهد بود
▪️موسسه واشنگتن

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔸در ۲۸ آوریل، یک نفتکش حامل نفت خام با مالکیت ژاپنی و پرچم پاناما، پس از حدود دو ماه سرگردانی، سرانجام با عبور امن از تنگه هرمز از خلیج فارس خارج شد. این کشتی حدود ۲ میلیون بشکه نفت را که در ۳ مارس از پایانه جعیمه عربستان بارگیری کرده بود، حمل می‌کرد. با این حال، بیش از ۱۵۰ نفتکش دیگر همچنان در منطقه گرفتارند، زیرا ایران کنترل سختگیرانه‌ای بر تردد در تنگه اعمال می‌کند. عبور این کشتی و چند مورد مشابه در روزهای اخیر نشانه تغییر رفتار تهران نیست؛ بلکه عبورها همچنان به «نظم ناوبری» جدیدی وابسته‌اند که ایران در طول جنگ - از جمله در واکنش به محاصره بنادرش توسط آمریکا - به‌تدریج شکل داده است.

💢وضعیت ناوبری در هرمز

🔹کشتی‌های تجاری هنوز هیچ تضمینی برای عبور امن از تنگه ندارند، به‌ویژه اگر از مسیرهای جدیدی که ایران تعیین کرده - که از آب‌های سرزمینی این کشور می‌گذرد - پیروی نکنند. برخی کشتی‌ها تنها پس از رایزنی دولت‌های مرتبط با تهران (مانند هند، ژاپن و پاکستان) موفق به عبور شده‌اند، اما حتی این ترتیبات نیز قابل اتکا نبوده‌اند. از ۱۸ آوریل، هم‌زمان با تشدید کنترل ایران، کشتی‌های مرتبط با پاکستان و هند نیز برای خروج از تنگه با مشکل مواجه شده‌اند. این مسئله برای کشورهایی که به شدت به مسیر هرمز برای امنیت انرژی خود وابسته‌اند، اهمیت زیادی دارد.

🔹در همین حال، برخی کشتی‌های دیگر - از جمله نفتکش‌هایی که نفت عراق را حمل می‌کنند - با وجود وعده معافیت، همچنان در بلاتکلیفی مانده‌اند. صادرات نفت جنوب عراق که پیش از جنگ بیش از ۳ میلیون بشکه در روز بود، اکنون عملاً فلج شده است. برخی کشتی‌ها به شکل غیرمعمول موفق به عبور شده‌اند. برای مثال، یک نفتکش با خاموش کردن سیستم شناسایی خودکار (AIS) توانست وارد تنگه شود، بارگیری کند و بدون مزاحمت خارج شود. با این حال، چنین اقداماتی بسیار پرخطر تلقی می‌شوند و روشن نیست تا چه حد در موفقیت این عبورها نقش داشته‌اند.

💢شوک عرضه

🔹طبق برآورد آژانس بین‌المللی انرژی، کاهش صادرات نفت ناشی از جنگ به بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که فشار شدیدی بر بازارهای جهانی وارد کرده است. این کمبود به‌سادگی قابل جبران نیست، زیرا منابع جایگزین محدودند و رقابت بر سر آنها شدید است. صادرات نفت آمریکا افزایش یافته، اما فاصله زیادی با جبران کامل این کاهش دارد.

🔹پیش از جنگ، حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز نفت و میعانات از طریق تنگه هرمز عبور می‌کرد. اگرچه عربستان و امارات از خطوط لوله جایگزین استفاده می‌کنند، اما ظرفیت این مسیرها بسیار کمتر است و بسیاری از محصولات نفتی و همچنین گاز طبیعی مایع (که حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی را تشکیل می‌دهد) از این طریق قابل انتقال نیست.

🔹پیامد این اختلالات در سطح جهانی احساس می‌شود: از افزایش قیمت سوخت در حمل‌ونقل و هوانوردی گرفته تا اثرگذاری بر کشاورزی، تولید صنعتی و صنایع پتروشیمی. به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، بازگشت جریان عادی در تنگه هرمز مهم‌ترین عامل برای کاهش فشار بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی است.

💢کشمکش قدرت

🔹تردد نفتکش‌ها در هرمز نسبت به پیش از جنگ به‌شدت کاهش یافته است. برای مثال، در ۲۸ فوریه حدود ۵۰ نفتکش از تنگه عبور کردند، اما این رقم در ۲۸ آوریل به تنها ۳ کشتی رسید. ایران احتمالاً به اعمال فشار بر کشتی‌های گرفتار ادامه خواهد داد، به‌ویژه در واکنش به اقدام نیروی دریایی آمریکا که برخی نفتکش‌های ایرانی را به بازگشت به بنادر مجبور کرده یا آنها را توقیف می‌کند. عقب‌نشینی ایران و اجازه عبور آزادانه کشتی‌ها می‌تواند نشانه‌ای از کاهش تنش باشد، اما تاکنون چنین نشانه‌ای دیده نشده است.

حتی در صورت دستیابی به توافق سیاسی برای بازگشایی تنگه، بازگشت سریع به وضعیت عادی بعید است. ایران به‌احتمال زیاد از شرایط جدید ژئوپلیتیکی برای ادامه اعمال نفوذ در حوزه دریایی استفاده خواهد کرد. این کشور عملاً اصل «آزادی کشتیرانی» را تضعیف کرده و امنیت دریایی را به‌شدت خدشه‌دار کرده است—و مسیر بازگرداندن این دو اصل همچنان نامشخص است. این همان نظم ناوبری جدید در منطقه است، نظمی که در حال حاضر تحت کنترل ایران قرار دارد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41
🌐تغییرات رویکرد دولت آلمان پس از جنگ رمضان

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را می‌توان نقطه عطفی در بازاندیشی سیاست خارجی آلمان در قبال غرب آسیا و به خصوص ایران دانست. این جنگ نه‌تنها برخی پیش‌فرض‌های برلین درباره تاب‌آوری ایران، منطق مداخله آمریکا، و هزینه‌های تغییر نظام را به چالش کشید، بلکه آلمان را وادار کرد میان منافع امنیتی-اقتصادی خود و تعهدات فراآتلانتیکی‌اش توازن تازه‌ای جست‌وجو کند. از این منظر، مسئله اصلی صرفاً تغییر لحن سیاسی آلمان در قبال ایران و آمریکا نیست، بلکه بازتعریف تدریجی ادراک نخبگان آلمانی از ساختار قدرت در منطقه و از جایگاه آمریکا به‌عنوان شریک راهبردی است.

💢بازاندیشی در ارزیابی از ایران

🔹در سطح نخست، این جنگ نشان داد که برآوردهای اولیه برخی سیاستمداران آلمانی درباره آسیب‌پذیری شدید جمهوری اسلامی یا امکان تحمیل سریع رژیم چنج در ایران، با واقعیت میدانی سازگار نبود. اظهارات بعدی صدراعظم آلمان مبنی بر مقاوم‌تر بودن ایران از انتظار واشنگتن و نبودِ راهبرد روشن برای خروج، بازتابی از این بازنگری است. این چرخش را می‌توان نه صرفاً تغییر موضع تاکتیکی، بلکه نشانه‌ای از افزایش ادراک برلین نسبت به تاب‌آوری ساختاری نظام ایران و نیز پرهیز از سناریوهایی دانست که می‌توانند به فروپاشی نظم منطقه‌ای و افزایش بی‌ثباتی منجر شوند.

🔹از این زاویه، اکنون بحث «رژیم‌چنج» در نگاه آلمان از یک گزینه سیاسی به یک تهدید راهبردی تبدیل شد. دلیل این امر آن است که سرنگونی ناگهانی نظم سیاسی در ایران، از منظر آلمان، می‌تواند پیامدهایی همچون گسترش مهاجرت، تشدید ناامنی منطقه‌ای، و اختلال در مسیرهای انرژی را به‌دنبال داشته باشد. بنابراین، رویکرد آلمان به‌تدریج از همراهی ضمنی با فشار حداکثری به سمت تأکید بر مهار تنش، تعامل دیپلماتیک، و حفظ کانال‌های گفت‌وگو با ایران حرکت کرد.

💢فاصله‌گذاری از آمریکا

🔹در سطح دوم، جنگ ایران شکاف میان منافع آمریکا و اروپا را در خاورمیانه آشکارتر کرد. برای آلمان، مسئله فقط اختلاف نظر سیاسی نبود، بلکه این ادراک بود که اولویت‌های امنیتی واشنگتن با منافع امنیتی-اقتصادی برلین در تضاد است. انتقال ذخایر استراتژیک تسلیحاتی آمریکا از اروپا به خاورمیانه و تأخیرهای اعلامی در تحویل تسلیحات به متحدان اروپایی، این تصور را تقویت کرد که اروپا و به خصوص آلمان در نظم اولویت‌بندی آمریکا جایگاه حاشیه‌ای دارد.

🔹در بعد اقتصاد سیاسی، حساسیت آلمان نسبت به واردات انرژی از تنگه هرمز، قیمت انرژی و ثبات بازارهای بین‌المللی موجب شد که سیاست جنگ و تلاش برای تغییر رژیم در ایران نه به‌عنوان ابزار فشار مؤثر، بلکه به‌عنوان منبع تهدید برای امنیت اقتصادی کشورش ببیند. در نتیجه، برلین به این جمع‌بندی نزدیک شد که ادامه وابستگی امنیتی به آمریکا با توجه به رویکرد این کشور در خاورمیانه، هزینه‌های راهبردی بیشتری از منافع آن تولید می‌کند. این تحول لزوماً به معنای گسست از واشنگتن نیست بلکه نشان‌دهنده تلاش برای تعریف رابطه‌ای مشروط‌تر، انتقادی‌تر و عمل‌گرایانه‌تر است.

💢پیامدها برسیاست خارجی آلمان

🔹پیامد اصلی این تحول را باید در افزایش گرایش آلمان به خودمختاری نسبی در سیاست خاورمیانه‌ای جست‌وجو کرد. برلین اکنون بیش از گذشته بر ضرورت دیپلماسی، گفت‌وگو با تهران و پرهیز از مشارکت در چرخه‌های تشدید تنش تأکید می‌کند. هم‌زمان، در سطح اتحادیه اروپا نیز شکل‌گیری ابتکارهای مستقل‌تر از آمریکا تقویت شده است.

🔹با این حال، این تحول با محدودیت‌های جدی مواجه است. وابستگی صنعت آلمان به بازار آمریکا، پایگاه‌های نظامی آمریکا در آلمان و نیاز برلین به همکاری در پرونده‌هایی مانند اوکراین، مانع از آن می‌شود که آلمان بتواند به‌طور کامل از الگوی امنیتی آمریکا فاصله بگیرد. بنابراین، سیاست خارجی آلمان در قبال ایران را باید نه به‌صورت چرخش کامل، بلکه به‌مثابه تنظیم مجدد اولویت‌ها فهم کرد؛ یعنی تلاشی برای کاهش هزینه‌های تبعیت از واشنگتن در خاورمیانه، بدون از دست دادن مزایای اتحاد فراآتلانتیکی.

💢جمع‌بندی

در مجموع، جنگ ایران برای آلمان تنها یک بحران بیرونی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش حدود وابستگی امنیتی، منطق اتحاد با آمریکا، و ظرفیت برلین برای پیگیری منافع مستقل در خاورمیانه بود. نتیجه این آزمون، تقویت احتیاط راهبردی، افزایش حساسیت نسبت به هزینه‌های تغییر نظام و برجسته‌تر شدن ضرورت دیپلماسی و مهار تنش بوده است. با این حال، برلین می‌داند که در دوراهی گیر کرده است که هرگونه بازتعریف در سیاست خاورمیانه‌ای که موجب تنش‌زایی با ایران و استقلال نسبی از آمریکا شود، پیامدهای سیاسی-امنیتی شدیدی خواهد داشت و از طرف دیگر عدم تحول نیز پیامدهای ناگوار اقتصادی-امنیتی خواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61
🌐عقب‌نشینی ترامپ به معنای خروج از جنگ با ایران نیست

#جنگ_رمضان
#تحلیل_کوتاه

🔸امروز ترامپ با اعلام توقف عملیات «پروژه آزادی» - که برای بازگشایی تنگه هرمز آغاز شده بود - یکبار دیگر در برابر ایران عقب‌نشینی کرد. دیروز نیز مارکو روبیو بیان کرد که عملیات خشم حماسی به نتایج خود دست یافته است. در شرایطی که حصول توافقی مطابق با خواسته‌های حداکثری آمریکا با اگر و اماهای بسیاری مواجه است، عقب‌نشینی‌های ترامپ این ایده را نزد برخی تحلیل‌گران تقویت کرده او به دنبال خروج یکجانبه از جنگ است، حال آنکه چنین چیزی احتمال وقوع کمی دارد.

💢 مسائل حل نشده

🔹نخستین دلیل این است که چنین تصمیمی ترامپ را در موقعیت دشواری در خصوص تنگه هرمز قرار می‌دهد. خروج از جنگ، این اختیار را به ایران می‌دهد که قواعد حقوقی جدید خود را در تنگه تثبیت کرده یا همچنان آن را بسته نگه دارد. هر دو حالت برای ترامپ فاجعه‌بار و غیرقابل قبول است. اگر ایران، قواعد خود را تثبیت کند، ضربه بزرگی به هژمونی آمریکا و نقش این کشور در کنترل آبراه‌های بین‌المللی وارد می‌شود. اگر هم ایران تنگه را بسته نگه دارد، نرخ تورم آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به طور فزاینده افزایش خواهد یافت. ترامپ تا زمان تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز، نمی‌تواند از جنگ خارج شود.

🔹افزون بر این، خروج یکجانبه، مسئله هسته‌ای را برای آمریکا دشوارتر می‌کند. برخی تأسیسات هسته‌ای سالم و ذخایر اورانیوم ۶۰٪ ایران را وضعیت آستانه‌ای و نزدیک به ساخت سلاح هسته‌ای حفظ می‌کند. به گزارش رویترز نیز، ارزیابی‌های اطلاعاتی ایالات متحده نشان می‌دهد زمانی که ایران برای ساخت یک سلاح هسته‌ای نیاز دارد، از تابستان سال گذشته تاکنون تغییری نکرده است. در چنین وضعیتی، ایران یک کشور آستانه‌ای است که ترامپ کارت و تهدید جنگ را در برابرش از دست داده است، پس برای ترامپ ضروری است که در میانه جنگ پرونده هسته‌ای را ببندد.

🔹همچنین به نظر می‎‌رسد افکار عمومی آمریکا نیز خروج از جنگ را در وضعیت کنونی تصمیم درستی نمی‌داند. مطابق آخرین نظرسنجی ایپسوس-واشنگتن‌پست-ای‌بی‌سی‌نیوز، ۶۵٪ از مردم آمریکا معتقدند که انعقاد توافق پایان جنگ مانع ایران برای دست‌یابی به سلاح هسته‌ای نمی‌شود. با وجود اینکه تنها ۳۶٪ از مردم آغاز جنگ را تصمیم درستی می‌دانند، اما دیدگاه ۴۶٪ از مردم این است که اکنون آمریکا باید جنگ را تا زمان حصول یک توافق بهتر از برجام ادامه دهد.

🔹در صورتی که ترامپ در مرحله کنونی اعلام خروج از جنگ کند، با این پرسش از سمت جامعه و سیاستمداران مواجه خواهد شد که چرا جنگی را آغاز کرده که نه تنها توانایی هسته‌ای/موشکی/منطقه‌ای ایران را از بین نمی‌برد، بلکه باعث بسته‌شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت بنزین نیز شده است. برای ترامپ این جنگ جنبه پرستیژ پیدا کرده است و خروج از آن تنها ضربه محکمی به اعتبارش وارد می‌کند.

💢تحرکات نظامی جنگی

🔹تحرکات نظامی آمریکا از زمان آغاز آتش‌بس نیز به این معنا است که آمریکا برای ازسرگیری جنگ آماده می‎شود و نه خاتمه آن. در این بازه، تاکنون ده‌های پرواز لجستیکی، از جمله هواپیماهای سنگین ترابری به سمت پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا انجام شده و هیچ تصمیمی برای خروج نیروهای آمریکایی گرفته نشده است. براساس گزارش‌های عبری نیز اسرائیل خود را برای دور جدیدی از درگیری آماده می‌کند و آن را اجتناب‌ناپذیر می‌داند. همچنین خروج امارات از اوپک می‌تواند به این معنا باشد که این کشور قصد دارد در دور جدید درگیری، نقش فعال‌تری علیه ایران داشته باشد. تحرکات نظامی جهت آغاز مجدد درگیری در تمام محور اسرائیلی-آمریکایی-عربی دیده می‌شود.

🔹علاوه بر این، ترامپ در نامه ۱ می خود به کنگره در خصوص پایان مهلت ۶۰ روزه، اعلام کرد که با برقراری آتش‌بس، عملیات خشم حماسی به پایان رسیده اما تهدید ایران علیه نیروهای آمریکایی در منطقه همچنان ادامه دارد. یکسان‌گرفتن آتش‌بس با پایان عملیات نوعی توجیه حقوقی برای آغاز یک عملیات جدید و گرفتن یک مهلت ۶۰ روزه مجدد است.

توقف عملیات و عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ را نمی‌توان امتناع ترامپ از آغاز مجدد درگیری تفسیر کرد، بلکه بیشتر باید آن را تاکتیکی برای مدیریت هزینه‌ها، بازتنظیم راهبرد و حفظ اهرم‌های فشار دانست. محدودیت‌های ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز، ملاحظات هسته‌ای، فشار افکار عمومی و ملاحظات پرستیژی، همگی مانع خروج کامل ترامپ از جنگ می‌شوند. بنابراین، محتمل‌تر آن است که آمریکا با حفظ آمادگی نظامی و ائتلاف‌های منطقه‌ای، خود را برای دور جدیدی از تقابل برای تسلیم‌کردن ایران آماده کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8