اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.93K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.7K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐سیاست ابهام اسرائیل در خصوص میزان رهگیری موشک‌های ایران

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
#ایران_اسرائیل

🔸یکی از اصلی‌ترین سیاست‌هایی که رژیم صهیونیستی در طول جنگ‌های مختلف همواره از آن بهره برده است، سیاست سانسور و ابهام در انتشار و ارائه اطلاعات در خصوص صدمات و تلفات خود بوده است. اما در جنگ اخیر با ایران، این سیاست تشدید شده و اکنون ارتش رژیم برخلاف جنگ ۱۲ روزه،‌ حتی هیچ آماری در قبال نرخ رهگیری موشک‌های پرتاب شده نیز به روزرسانی نمی‌کند.

💢تاریخچه سیاست سانسور در اسرائیل

🔹در سال ۱۹۴۵ و در دوره قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، قانونی با عنوان «مقررات اضطراری» تصویب شد که به موجب این قانون، مقامات انگلستان می‌توانستند مانع از انتشار اخبار حوزه امنیتی در اراضی فلسطینی شوند. پس از تأسیس رژیم اسرائیل، این قانون حفظ شده و در ادامه با مقررات سختگیرانه‌تری تکمیل شد. این فرآیند منجر به شکل گیری یک نظام رسمی و گسترده سانسور نظامی در اسرائیل شد. بر همین اساس، اکنون رسانه‌ها در اسرائیل موظف‌اند تا مطالب مرتبط با امنیت ملی را پیش از انتشار به اداره سانسور نظامی اسرائیل که زیر نظر وزارت جنگ رژیم فعالیت می‌کند، ارسال کنند و پس از تایید این اداره، این مطالب اجازه انتشار خواهند داشت و در صورت تخلف، این رسانه‌ها با مجازات‌های سنگین مواجه خواهند شد. این محدودیت‌ها در سال‌های اخیر تشدید شده و اکنون حتی شامل انتشار تصاویر خسارات توسط افراد در فضای مجازی نیز می‌شود.

💢تشدید سانسورها پس از طوفان الاقصی

🔹پس از آغاز عملیات طوفان‌الاقصی، انتشار هرگونه خبری درباره عملیات‌های گروه‌های مقاومت و تلفات اسرائیل بدون اخذ مجوز از اداره سانسور نظامی، ممنوع اعلام شد. در سال ۲۰۲۴ نیز با تصویب قانون الجزیره در کنست، فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران خارجی در اراضی اشغالی و غزه به شدت محدود گردید. سیاست سانسور در این دوره با انتقاد برخی رسانه‌های رژیم مانند روزنامه هاآرتص و یدیعوت آحارونوت مواجه شد. هاآرتص ضمن انتقاد از این سیاست، با انتشار گزارشی مدعی شد که برخلاف داده‌های ارتش اسرائیل که تعداد زخمی‌های رژیم را در سه ماهه اول جنگ طوفان‎‌الاقصی، ۱۵۹۳ نفر اعلام کرده است، گزارشات جمع آوری شده از بیمارستان‌ها توسط وزارت بهداشت حاکی از این است که ۱۰۵۴۸ نفر در این بازه زمانی زخمی شده اند. پس از این گزارش، روزنامه هاآرتص مورد تحریم دولتی قرار گرفت.

💢سانسور اخبار در جنگ با ایران

🔹در جریان جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل محدودیت‌های شدیدی بر پوشش رسانه‌ای حملات ایران اعمال کرد. بر اساس اعلام دفتر مطبوعاتی دولت، انتشار هرگونه گزارشی از مناطق هدف قرار گرفته شده توسط موشک‌های ایران تنها با مجوز کتبی اداره سانسور نظامی ممکن بوده و خبرنگاران خارجی نیز از تهیه گزارش از این مناطق منع شدند.

🔹در دور اخیر درگیری‌ها میان ایران و اسرائیل نیز، محدودیت‌های رسانه‌ای بیش از گذشته تشدید شده است. در این دوره، ارتش اسرائیل هیچ اطلاعاتی درباره نوع و تعداد موشک‌های شلیک‌شده از سوی ایران، نحوه رهگیری آن‌ها و میزان موفقیت سامانه‌های پدافندی منتشر نمی‌کند و برخلاف جنگ ۱۲ روزه، آماری از حملات موشکی، پهپادی و راکتی و درصد رهگیری آن‌ها نیز ارائه نمی‌دهد. این رویکرد می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد:

1️⃣جلوگیری از افشای ضعف های امنیتی

🔹یکی از دلایل اصلی عدم انتشار آمار و تصاویر دقیق از محل اصابت موشک‌ها و میزان رهگیری آن‌ها، جلوگیری از افشای اطلاعات امنیتی است؛ زیرا انتشار این داده‌ها می‌تواند به ایران در شناسایی نقاط آسیب‌پذیر، ارزیابی کارایی سامانه‌های پدافندی، میزان آسیب‌پذیری رژیم در قبال موشک‌های ایرانی، تعیین دقیق‌تر اهداف در حملات بعدی و... کمک کند.

2️⃣کاهش جدی ذخایر موشک‌های پدافندی

🔹پس از حملات گسترده ایران و حزب‌الله به اسرائیل و آسیب دیدن برخی رادارهای هشدار زودهنگام سامانه‌های پدافندی، اکنون به نظر می‌رسد اسرائیل با چالش‌های جدی در حوزه دفاعی مواجه شده و با توجه به کاهش ذخایر موشک‌های پدافندی، اکنون سران رژیم برای جلوگیری از ارزیابی ایران از وضعیت پدافندی و ذخایر موشک‌های پدافندی، آمار مربوط به رهگیری موشک‌های ایرانی را منتشر یا به‌روزرسانی نمی‌کنند.

3️⃣مدیریت افکار عمومی داخلی

انتشار تصاویر محل اصابت موشک‌ها، ارائه آمار دقیق در خصوص نرخ رهگیری و ارائه آمار دقیق تلفات می‌تواند چهره برنده‌ای که رژیم از خود در جنگ با ایران در رسانه‌های داخلی ترسیم کرده را به کلی تخریب و موجب افزایش ترس و کاهش تاب‌آوری اجتماعی در اراضی اشغالی شود. به همین دلیل، برای جلوگیری از پیامدهای اجتماعی و سیاسی، آمار رهگیری‌ها منتشر نشده و اجازه انتشار تصاویر محل‌های مورد اصابت نیز صادر نمی‌شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52😐2
🌐چرا افکار عمومی آمریکا جنگ را متوقف نکرده است؟

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تحلیل_کوتاه
#واشنگتن #ایران

🔸یکی از واقعیت‌های جنگ آمریکا علیه ایران این است که اکثریت مردم آمریکا مخالف چنین جنگی هستند و نظرسنجی‌های متعددی این موضوع را نشان می‌دهد. با این وجود، این موضوع نه تنها مانع از وقوع جنگ نشد بلکه هنوز به میزانی بر ترامپ فشار نیاورده است تا جنگ را خاتمه دهد. چنین انتظاری از افکار عمومی آمریکا ریشه در ملاحظه‌نکردن پیچیدگی‌های جامعه آمریکا و چگونگی مواجه آن با مسائل سیاست خارجی است.

🔹پیش هر چیز باید دانست اگرچه اکثریت جامعه آمریکا مخالف جنگ است، اما جمهوری‌خواهان همچنان از آن حمایت می‌کند. و در مقایسه با دموکرات‌ها و مستقلین حتی پس از جنگ افزایش نیز یافته است. طبق آخرین نظرسنجی ایپسوس، میزان مخالفت رأی‌دهندگان دموکرات و مستقل با جنگ به ارقام ۷۶٪ و ۴۷٪ رسیده است. این در حالی است که در گزارش این مؤسسه پیش از جنگ این ارقام ۷۴٪ و ۴۴٪ بودند. اما میزان حمایت جمهوری‌خواهان از ۵۵٪ به ۶۶٪ افزایش یافته است و تنها ۱۱٪ آنان مخالف جنگ هستند.

🔹افزون بر این، در میان رأی‌دهندگان مستقل نیز -که در انتخابات نقشی تعیین‌کننده دارند- دو دوقطبی را مشاهده می‌کنیم. حدوداً نیمی از آنان مخالف و نیمی دیگر موافق جنگ یا مردد هستند. به عبارت دیگر، ترامپ هنوز از سمت این قشر چندان احساس خطر نمی‌کند و این ارزیابی را دارد ظرف چندماه باقی‌مانده تا انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند حمایت آنان را بدست آورد.

🔹نکته دیگر در خصوص جامعه آمریکا، اهمیت اندکی است که آن‌ها به سیاست خارجی و به طور خاص جنگ ایران می‌دهد. آمریکایی‌ها به ندرت اخبار سیاست خارجی را دنبال کرده و طبق نظرسنجی‌ها در اوج تنش میان ایران و آمریکا تنها نیمی از آنان اخبار جنگ را پیگیری می‌کنند. پیش از جنگ حتی تعداد بسیار کمتری از آنان چنین اخباری را می‌خواندند. در این میان، بخش بسیار کوچک‌تری به طور فعال به جنگ واکنش نشان می‌دهند، همچون تظاهرات‌های کوچکی که در شهرهای مختلف علیه ترامپ به راه افتاده است.

🔹البته این به معنای سکوت دائمی جامعه نیست، بلکه آن را پیچیده‌تر و مشروط می‌کند. بخش قابل توجهی از آمریکاییان (مخصوصاً رأی‌دهندگان مستقل) به معیشت خود و اقتصاد کشور اهمیت می‌دهند و اگر سیاست خارجی آمریکا به نحوی بر روی این حوزه اثر بگذارد مردم به آن واکنش نشان خواهند داد. جنگ با ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کرده است؛ چراکه می‌خواهد با افزایش قیمت نفت، تورم در آمریکا را افزایش داده و جامعه آمریکا را علیه سیاست خارجی ترامپ بسیج کند.

🔹با این وجود و علی‌رغم افزایش قیمت بنزین در برخی ایالات، آثار تورمی جنگ بر زندگی آمریکایی‌ها هنوز به مرحله بحرانی نرسیده است که ترامپ فشار شدیدی از سمت جامعه احساس کند؛ زیرا آمریکا ابزارهای موقت برای مدیریت قیمت جهانی نفت دارد. جمهوری‌خواهان موج رسانه‌ای گسترده‌ای را نیز آغاز کرده‌اند مبنی بر اینکه این جنگ «دردی کوتاه‌مدت برای دستاورد بلندمدت» است. به عبارت دیگر، دولت ترامپ می‌کوشد جامعه را قانع کند جنگ به زودی پایان خواهد یافت و خانواده‌های آمریکایی نباید نگران هزینه‌های زندگی خود در بلندمدت باشند. افزون بر این، آمریکا هنوز در جنگ تلفات بالایی نداده و زیرساخت‌های نظامی‌اش آسیب جدی ندیده است تا حساسیت جامعه را برانگیزد.

🔹اما ترامپ نمی‌تواند برای مدت طولانی افکار عمومی را مدیریت کند، مخصوصاً اگر تنش در تنگه هرمز و تأسیسات نفتی منطقه بسیار بیشتر از یک ماه به طول بیانجامد. جامعه آمریکا -حتی بخشی از جمهوری‌خواهان- نیز همیشه در وضعیت منفعل باقی نخواهد ماند و ممکن است در آینده فشارهای بیشتری بر دولت و منتخبین خود در کنگره وارد کنند تا جنگ خاتمه پیدا کند. بخشی از جمهوری‌خواهان در سنا و مجلس نمایندگان از ایالات چرخشی انتخاب شده‌اند. این یعنی بخشی مهمی از رأی‌دهندگان آنان مستقل یا حتی دموکرات بوده‌اند. در صورت فشار از سمت رأی‌دهندگان، این سناتورها و نمایندگان جمهوری‌خواه در این ایالات که می‌خواهند در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوند، به ناچار در برابر ترامپ قرار خواهند گرفت.

اکثریت افکار عمومی آمریکا با جنگ علیه ایران مخالف است، اما چند عامل مانع تبدیل این مخالفت به فشار سیاسی مؤثر شده است: حمایت پایگاه رأی جمهوری‌خواهان از جنگ، دوگانگی در میان رأی‌دهندگان مستقل، توجه محدود جامعه آمریکا به سیاست خارجی و نبود پیامدهای اقتصادی شدید در زندگی روزمره مردم. در چنین شرایطی، دولت ترامپ هنوز با فشار اجتماعی تعیین‌کننده‌ای روبه‌رو نشده و می‌کوشد با تأکید بر موقتی بودن هزینه‌های جنگ، حمایت یا تحمل افکار عمومی را حفظ کند. هرچند تلاش‌ها برای آرام‌نگه‌داشتن جامعه دوام طولانی نخواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1👏1
🌐ترامپ و نتانیاهو مقاصد متفاوتی از جنگ با ایران دارند!
▪️ نیویورک‌تایمز

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو
#آمریکا #اسرائیل
#ایران

🔸به نظر می‌رسد اهداف ترامپ در پیوستن به جنگ علیه ایران، اهداف بلندمدت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را تضعیف می‌کند. در حالی که ترامپ در روزهای اخیر گفته است که اهداف نظامی آمریکا تقریباً کامل شده است، اسرائیل پایان دادن به جمهوری اسلامی و از بین بردن نفوذ منطقه‌ای آن را دنبال می‌کند. به طور خلاصه، ترامپ می‌خواهد ایران را تسلیم کند؛ اما نتانیاهو به دنبال درهم‌شکستن آن است.

🔹در حال حاضر منافع رهبران عمدتاً همسو است. با ورود کارزار هوایی به اواسط هفته دوم خود، ارتش‌های اسرائیل و آمریکا همچنان به حملات خود علیه اهدافی در ایران ادامه می‌دهند. اهداف ایالات متحده و اسرائیل در کوتاه مدت همپوشانی دارند: نابودی موشک‌ها، برنامه هسته‌ای، نیروی دریایی، تولید سلاح و فرماندهی و کنترل نظامی ایران.

🔹اما اگر ایالات متحده می‌خواهد از یک جنگ طولانی دیگر اجتناب کند، باید تضاد دیدگاه‌های خود را با اسرائیل در مورد پیروزی بلندمدت حل کند. حملات مداوم به چندین سطح رهبری و زیرساخت‌ها، مطمئن‌ترین راه برای انجام نوعی از عملیات ملت‌سازی طولانی‌مدت است که ترامپ سال‌ها از آن انتقاد می‌کرد. طبق گزارش‌ها، مقامات کاخ سفید از سوختن تاسیسات نفتی در تهران نگران بودند. البته نه فقط به دلیل قیمت نفت، بلکه این صحنه، هرج‌ومرج کنترل نشده عراق و افغانستان را تداعی می‌کرد.

🔹پیت هگست، وزیر دفاع، این هفته تلاش کرد تا این ماجراجویی نظامی را از مأموریت ملت‌سازی در ایران متمایز کند. او روز سه‌شنبه در یک جلسه توجیهی پنتاگون گفت: «این سال ۲۰۰۳ نیست. این ملت‌سازی بی‌پایان در آن نوع باتلاق‌هایی که در دوران بوش یا اوباما دیدیم، نیست.» ترامپ نیز در روزهای اخیر اظهار داشته است که نقش ایالات متحده در جنگ می‌تواند به پایان خود نزدیک شود زیرا به ادعای او، بخش زیادی از ظرفیت نظامی ایران نابود شده است. اما این چیزی نبود که در ابتدا او را به تهدید نظامی ایران تحریک کرد. رئیس جمهور ابتدا اعتراضات در ایران را به عنوان توجیهی برای اقدام نظامی ذکر کرد. از آن زمان، او و مقامات دولت فهرستی طولانی از دلایل گوناگون برای این کارزار ارائه داده‌اند: برنامه هسته‌ای، تولید موشک، کشتی‌های نیروی دریایی و - عجیب‌ترین آنها - پیشگیری از انتقام ایران از اقدام نظامی اسرائیل.

🔹مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، هفته گذشته مدعی شد ایالات متحده به این دلیل اقدام کرده است که می‌دانسته حمله اسرائیل باعث می‌شود ایران به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کند. آمریکایی‌ها عادت ندارند بشنوند که رئیس جمهورشان توسط رهبر دولت دیگری به جنگ هدایت شده است. چه این موضوع درست باشد چه نباشد، این احساس احتمالاً در حمایت کم‌سابقه از این درگیری نقش داشته است. در مقایسه با اکثریت بزرگی از آمریکایی‌هایی که از مداخله در عراق در سال ۲۰۰۳ حمایت کردند تنها ۴۱ درصد از آمریکایی‌ها موافق درگیری با ایران هستند.

🔹این دلیل دیگری بر تضاد منافع نتانیاهو و ترامپ است. اکثر اسرائیلی‌ها از این جنگ حمایت و آن را به یک نقطه قوت سیاسی برای نتانیاهو تبدیل می‌کنند که انتظار می‌رود امسال با یک رقابت سخت برای انتخاب مجدد روبرو باشد. از سوی دیگر، ترامپ نمی‌خواهد هنگامی به انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر وارد شود که یک جنگ نامحبوب در جریان باشد.

🔹ترامپ در مورد برنامه‌هایش برای آینده ایران حرف‌های متناقضی زده است. او سناریوی رویایی خود را در ونزوئلا دید که در آن، نیروهای آمریکایی نیکولاس مادورو را دستگیر و از قدرت برکنار کردند و یک فرد داخلی انعطاف‌پذیرتر، دلسی رودریگز، قدرت را به دست گرفت. او هفته گذشته به اکسیوس گفت که دوست دارد شاهد تکرار آن در تهران باشد. ترامپ گفت: «من باید در این انتصاب دخیل باشم، مانند دلسی در ونزوئلا.»

اما ایران نشان داده که برنامه‌های دیگری دارد. از آن زمان، آیت الله مجتبی خامنه‌ای، فرزند آیت‌الله علی خامنه‌ای، به عنوان رهبر عالی ایران منصوب شده است. در حال حاضر هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که او مایل به پذیرش و همکاری با ایالات متحده باشد. او در نخستین پیام خود تاکید کرده است که انسداد تنگه هرمز همچنان ادامه خواهد یافت. بنابراین، به نظر می‌رسد جنگ هنوز ادامه دارد. آمریکا و اسرائیل این جنگ را با هم آغاز کردند؛ اما دشوار است که ببینیم چگونه می‌توانند برای پایان دادن به آن با هم متحد باقی بمانند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👏1
♦️میدان مین هرمز: دست بالای ایران و گزینه‌های محدود آمریکا
▪️فارن افرز

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔹در شرایط عادی، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند. با این حال، طی هفته گذشته تردد نفتکش‌ها از این تنگه به‌شدت کاهش یافته است؛ چرا که ایران تهدید کرده هر شناوری را که تلاش کند از این مسیر عبور کند هدف قرار خواهد داد. این تهدیدها باعث جهش قیمت نفت و افزایش نگرانی‌ها درباره پیامدهای اقتصادی در سطح جهانی شده است.

🔸به نظر می‌رسد مقامات دولت ترامپ از آشفتگی در بازار جهانی نفت غافلگیر شده‌‌اند. آن‌ها در جلسات محرمانه به قانون‌گذاران گفته‌اند که احتمال تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز را از پیش در برنامه‌ریزی‌های خود در نظر نگرفته بودند.

🔸حتی اگر طبق ادعای ترامپ بخش زیادی از نیروی دریایی ارتش ایران غرق شده باشد، خطر ناشی از نیروی دریایی سپاه همچنان پابرجا است. این نیرو سال‌هاست برنامه‌ریزی کرده تا با استفاده از ترکیبی از مین‌های دریایی، موشک‌ها، پهپادها، زیردریایی‌های کوچک موسوم به “مینی”، شناورهای سطحی بدون سرنشین و قایق‌های تندرو مسلح تردد در تنگه را تهدید کند. هر یک از این ابزارها به‌تنهایی نیز هم‌اکنون بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی را از ورود به خلیج فارس بازمی‌دارند و توضیح می‌دهند که چرا نیروی دریایی آمریکا از اسکورت نفتکش‌ها خودداری کرده است.

💢واقعیت‌های تنگه


🔸سپاه طی دهه‌ها توانمندی‌های نظامی خود را با هدف تهدید تردد دریایی در تنگه هرمز توسعه داده است. پیش از آغاز جنگ، برخی برآوردها نشان می‌داد که ایران حدود ۵۰۰۰ مین دریایی در اختیار دارد. احتمالاً بخشی از آن‌ها مین‌های تماسی ساده‌ای هستند از همان نوعی که ایران در جنگ نفتکش‌ها در اواخر دهه ۱۹۸۰ استفاده می‌کرد. اما برخی دیگر احتمالاً مین‌های تأثیری بستر دریا هستند که یافتن آن‌ها دشوارتر است. این مین‌ها در واکنش به اثرات صوتی، مغناطیسی یا فشاری منفجر می‌شوند و دارای تایمر و شمارنده کشتی هستند که امکان کنترل بیشتری بر زمان انفجار فراهم می‌کند. پیش از جنگ، ایران همچنین چندین روش برای کارگذاری مین داشت؛ از جمله زیردریایی‌های کوچک و صدها شناور کوچک دیگر که در امتداد سواحل جنوبی آن مستقر بودند.

🔸از نظر تاریخی، حتی تعداد نسبتاً کمی مین نیز تأثیرات بزرگی داشته‌اند. برای مثال، در سال ۱۹۷۲ آمریکا تنهابا کارگذاری ۳۶ مین توانست تمام تردد به بندر هایفونگ در ویتنام شمالی را متوقف کند. در سال ۱۹۹۱، عراقی‌ها با کارگذاری تنها ۱۰۰۰ مین در سواحل کویت توانستند حمله آبی-خاکی آمریکا را بازدارند؛ دو مورد از این مین‌ها بعداً به ناوهای آمریکایی برخورد کردند اما آن‌ها را غرق نکردند.

🔸این نمونه‌ها نشان می‌دهد حتی یک مین‌گذاری محدود از سوی ایران می‌تواند مانع ورود نفتکش‌ها به تنگه شود؛ همان‌گونه که تهدیدهای موشکی و پهپادی ایران در هفته گذشته چنین اثری داشته‌اند. مین‌ها احتمالاً نفتکش‌ها را غرق نخواهند کرد، با این حال تهدید علیه خدمه واقعی است و همین مسئله هم‌اکنون نیز نقش مهمی در کاهش تردد در تنگه دارد.

💢گزینه‌های محدود

🔸ترامپ ادعا کرده است که آمریکا «بزرگ‌ترین توانایی مین‌روبی در جهان» را دارد. اما واقعیت این است که نیروی دریایی آمریکا هرگز پاک‌سازی مین را در اولویت قرار نداده است. اکنون تنها چهار کشتی از این نوع در ناوگان آمریکا باقی مانده‌اند که در ژاپن مستقر هستند.

🔸از نظر تاریخی، عملیات مین‌روبی بسیار کند بوده و انجام آن زیر آتش دشمن تقریباً غیرممکن است. در سال ۱۹۹۱، آمریکا و متحدانش ۵۱ روز زمان صرف کردند تا ۹۰۷ مین را در سواحل کویت پاک‌سازی کنند، آن هم پس از پایان جنگ و در حالی که نقشه میدان‌های مین توسط عراق شکست‌خورده در اختیار آن‌ها قرار گرفته بود.

🔸اگر ایران تنگه هرمز را مین‌گذاری کند وجنگ گسترده‌تر همچنان ادامه داشته باشد، آمریکا با تصمیم دشواری روبه‌رو خواهد شد: آیا باید ناوهای گران‌قیمت و بالگردهای خود را برای پاک‌سازی مین‌ها به نزدیکی سواحل ایران بفرستد؟ آمریکا و اسرائیل توانایی‌های ایران را تضعیف کرده‌اند، اما هنوز ممکن است ایران بتواند با موشک‌های کروز ضدکشتی، پهپادها و حملات قایق‌های کوچک به این تجهیزات مین‌روبی حمله کند. در واقع، کشاندن این تجهیزات به محدوده برد خود احتمالاً یکی از اهداف اصلی ایران خواهد بود.

اگر ایران بتواند تنگه را به‌طور مؤثر مین‌گذاری کند، هیچ‌یک از گزینه‌های آمریکا ایده‌آل نخواهد بود. بنابراین آمریکا باید تمرکز اصلی خود را بر جلوگیری از مین‌گذاری ایران در وهله نخست و یافتن راهی برای خروج از جنگ گسترده‌تر بگذارد. در غیر این صورت، واشنگتن باید انتظار داشته باشد که اخلال مداوم در تردد دریایی در تنگه تنها یکی از چندین پاسخی باشد که ایران به جنگ علیه خود می‌دهد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63👏1
♦️ایران؛ تله امپراتوری آمریکا
▪️واشنگتن‌پست
📝فرید ذکریا

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔹حدود ۱۵ سال است که بسیاری از رهبران آمریکا، از جمله هر سه رئیس‌جمهور بر این باور بودند که ایالات متحده بیش از حد در تلاش برای بازسازی و نظم‌بخشی به جوامع خاورمیانه درگیر شده است. آنان معتقد بودند چالش‌های فوری‌تر شامل بازسازی پایه صنعتی آمریکا و مقابله با قدرت‌گیری چین است. با این حال اکنون آمریکا بار دیگر درگیر جنگی شده که هدف آن بازآرایی یک جامعه در خاورمیانه بزرگ است. و همانند جنگ‌های عراق، افغانستان و لیبی، به نظر می‌رسد این جنگ نیز احتمالاً آن‌گونه که حامیانش امید دارند به نتیجه نرسد.

💢چرا این وضعیت تکرار می‌شود؟

🔸برای فهم حال، باید به گذشته نگاه کرد، به تنها کشوری در تاریخ مدرن که دامنه نفوذ جهانی‌اش با آمریکا قابل مقایسه بود. بریتانیا در آغاز قرن بیستم تنها ابرقدرت جهان به شمار می‌رفت. سهم امپراتوری بریتانیا از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۱۸۷۰ حدود ۲۵ درصد بود، تقریباً همان سهمی که امروز آمریکا دارد و لندن مرکز مالی جهان محسوب می‌شد. این کشور بر امپراتوری عظیمی حکمرانی می‌کرد و دستور کار زندگی بین‌المللی را تعیین می‌کرد؛ همان‌گونه که واشنگتن امروز چنین نقشی دارد.

🔸در طول چند دهه، تقریباً از دهه ۱۸۸۰ تا دهه ۱۹۲۰، بریتانیا خود را ناچار می‌دید که به بی‌ثباتی‌ها، رژیم‌های سرکوبگر و خلأهای قدرت در سراسر آسیا و آفریقا پاسخ دهد. این کشور نیروهای نظامی اعزام کرد و در مکان‌هایی مانند سودان و سومالی، عراق و اردن کنترل خود را اعمال نمود. این مأموریت‌ها در زمان خود همگی قانع‌کننده به نظر می‌رسیدند، اما نتیجه آن این بود که لندن درگیر رشته‌ای بی‌پایان از بحران‌های محلی در مناطق حاشیه‌ای جهان شد.

🔸در حالی که رهبران بریتانیا با شور فراوان درباره راهبرد خود در بین‌النهرین بحث می‌کردند، در واقع از چالش‌های واقعی اقتصادی و فناورانه‌ای که با آن روبه‌رو بودند غافل شدند. در حالی که بریتانیا با قبایل خاورمیانه و آفریقا می‌جنگید، در آن سوی اقیانوس اطلس، ایالات متحده بی‌سروصدا در حال ساخت پیشرفته‌ترین اقتصاد صنعتی‌ای بود که جهان تا آن زمان دیده بود. در اروپا نیز پس از جنگ جهانی اول، آلمانِ شکست‌خورده به‌تدریج صنعت خود را بازسازی می‌کرد و دستگاه نظامی بسیار مکانیزه‌ای ایجاد می‌نمود. بریتانیا که سرگرم حاشیه‌های آشفته جهان بود، در هسته قدرت خود به‌طور نظام‌مند در حال عقب افتادن بود. در نهایت، نتیجه این روند فروپاشی بریتانیا به‌عنوان قدرت مسلط جهان بود.

🔸امروز آمریکا نیز در معرض برخی از همان وسوسه‌ها قرار گرفته است. این کشور به بحران‌های واقعی در خاورمیانه واکنش نشان می‌دهد و در پاسخ دادن به آن‌ها منطق سیاسی، نظامی و حتی اخلاقی می‌بیند. اما در نهایت، راهبرد کلان درباره اولویت‌بندی منابع محدود است. آمریکا سرمایه سیاسی، ظرفیت مدیریتی، توان نظامی یا تاب‌آوری اقتصادی نامحدود ندارد. هر حمله هوایی به تهران، هر موشک رهگیر ضدپهپاد که بر فراز خلیج فارس شلیک می‌شود و هر ساعتی که مقامات دولت صرف بحث درباره جزئیات جانشینی سیاسی در ایران می‌کنند، در واقع انرژی‌ای است که از چالش‌های بنیادینی که قرن بیست‌ویکم را تعریف می‌کنند منحرف می‌شود.

🔸نقش اصلی آمریکا باید تثبیت نظام جهانی در برابر جاه‌طلبی‌های تجدیدنظرطلبانه پکن و مسکو باشد. چین در باتلاق‌های خاورمیانه گرفتار نشده است؛ بلکه با جدیت در حال سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی، انرژی خورشیدی و بادی، باتری‌ها و ربات‌ها است. روسیه نیز همچنان مصمم است امنیت اروپا را مختل و از طریق جنگ ترکیبی سیاسی–نظامی، دموکراسی‌های غربی را تضعیف نماید. اما در حالی که مسکو و پکن معماری اساسی نظم جهانی آمریکا را به چالش می‌کشند، واشنگتن بار دیگر آماده می‌شود تا خون و ثروت خود را صرف مدیریت خاورمیانه و تلاش برای تعیین رهبران یکی از کشورهای آن کند.

🔸تاریخ نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ اغلب به وسوسه «جنگ‌های کوچک» تن می‌دهند، زیرا این جنگ‌ها توهم پیروزی‌های سریع، سیاسی و اخلاقی را ایجاد می‌کنند. اما متأسفانه این موفقیت‌های تاکتیکی به‌ندرت به دستاوردهای راهبردی تبدیل می‌شوند و اغلب نخستین گام در مسیر فرسایش بلندمدت هستند.

حتی اگر مداخله در ایران موفق شود، مستلزم آن خواهد بود که آمریکا به‌طور عمیق در سرنوشت این کشور درگیر شود. آیا واقعاً این همان جایی است که آمریکا باید در دهه آینده زمان و انرژی خود را صرف آن کند؟ درس تجربه بریتانیا روشن است: قدرت‌های بزرگ معمولاً به این دلیل سقوط نمی‌کنند که توسط ارتش‌های خارجی شکست می‌خورند؛ بلکه به این دلیل سقوط می‌کنند که در حاشیه‌ها بیش از حد گسترش می‌یابند و در عین حال هسته اصلی قدرت خود را نادیده می‌گیرند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍103👎3
🌐 دیدگاه احزاب و افکار عمومی اسرائیل در مورد جنگ با ایران

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸در جریان جنگ ۱۲ روزه که اسرائیل برای نخستین بار به شکل رسمی به ایران حمله کرد، بر طبق نظرسنجی‌ روزنامه معاریو، به میزان ۴ کرسی کنست به سبد رای حزب لیکود، حزب متبوع بنیامین نتانیاهو، افزوده شد. اما بر اساس نظرسنجی همین روزنامه پس از گذشت ۷ روز از جنگ فعلی با ایران، تنها به میزان یک کرسی به آرای حزب لیکود افزوده شد. ائتلاف دولتی فعلی که پیش از جنگ صاحب ۵۰ کرسی در کنست اسرائیل بود، در اثر افزایش محبوبیت حزب لیکود به میزان ۱ کرسی، شمار کرسی‌های خود در پارلمان را به عدد ۵۱ رساند، اما پس از پایان هفته دوم جنگ، ائتلاف با واگذاری یک کرسی به احزاب اپوزیسیون، دوباره به عدد ۵۰ بازگشت. این مسئله به این معنی است که جنگ کنونی نتوانسته تاثیری بر محبوبیت کلی ائتلاف گذاشته و بنابراین، دولت فعلی همچنان در انتخابات آتی شکست خواهد خورد.

💢تغییر رژیم در ایران؟ فعلا نه!

🔹اما نکته جالبتر این است که در حالی که در نظرسنجی روزنامه معاریو پس از گذشت هفته اول جنگ کنونی، ۴۰ درصد از جامعه اسرائیل اعتقاد داشتند که این جنگ منجر به تغییر حکومت در ایران خواهد شد،‌ با پایان هفته دوم، اکنون تنها ۲۸ درصد از این افراد، معتقد به تغییر حکومت در ایران در اثر جنگ فعلی هستند. از نکات قابل توجه در این نظرسنجی این است که ۵۳ درصد افراد از محدودیت‌های اعمال شده بر کسب‌وکار‌ها خسته شده و خواهان لغو هرچه سریعتر آن‌ها هستند. اما ۶۷ درصد جامعه رژیم مخالف بازگشایی مدارس در ایام جنگ هستند.

💢آیا ترامپ باز هم اسرائیل را تنها خواهد گذاشت؟

🔹یکی از اصلی‌ترین و جدی‌ترین نگرانی‌هایی که اکنون در جامعه و در سطح سران سیاسی رژیم مطرح می‌شود این است که ترامپ به دنبال راه فراری از جنگ باشد و اسرائیل را در میانه راه در مقابل ایران تنها بگذارد؛ دقیقا کاری که در جنگ با انصارالله یمن کرده و بدون کسب دستاوردی خاص، با اعلام پیروزی از جنگ انصراف داده و اسرائیل را در برابر حملات انصارالله تنها گذاشت. بنابراین، اکنون این احتمال در قبال آینده جنگ فعلی با ایران در جامعه رژیم در حال تقویت است که حکومت ایران پایدار خواهد ماند و سرنگونی حکومت ایران به زودی ممکن نخواهد بود. اما برخی دیگر از تحلیلگران نیز معتقدند که اکنون بازگشایی تنگه هرمز برای ترامپ حیثیتی شده و بر همین اساس، ترامپ فعلا تصمیمی به خروج از جنگ نخواهد داشت.

💢دغدغه شماره یک نتانیاهو

🔹اما پیروزی در این جنگ بیش از همه برای نتانیاهو حیاتی است. نتانیاهو خوب می‌داند که سقوط جمهوری اسلامی به عنوان حامی اصلی نیروهای مقاومت، می‌تواند او را به محبوبترین شخصیت تاریخ رژیم صهیونیستی تبدیل کرده و قطعا جایگاه او در آینده سیاسی اسرائیل را تثبیت کند، در حالی که پایان این جنگ به مانند جنگ ۱۲ روزه یا قبول شکست در برابر ایران، حتی متحدان فعلی او را نیز ناامید کرده و به احتمال زیاد، دولت اسرائیل بلافاصله پس از جنگ منحل شود. در این سناریو نه تنها حیات سیاسی نتانیاهو به پایان خواهد رسید، بلکه با به جریان افتادن پرونده‌های قضایی او، احتمالا نتانیاهو سال‌های زیادی را به حبس محکوم شود. به نظر می‌رسد نتانیاهو در خصوص تغییر رژیم در ایران از سوی احزاب اپوزیسیون نیز به شدت تحت فشار باشد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، در سخنانی تاکید کرد که پایان این جنگ باید با پیروزی قاطع اسرائیل که به معنی تغییر رژیم در ایران است، به اتمام برسد.

💢حمایت از ادامه جنگ تا سرنگونی حکومت در ایران

اسرائیل از آغاز عملیات طوفان‌الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، قریب به ۲ سال و نیم است که درگیر جنگی فرسایشی بوده و جامعه، خسته از این جنگ، اکنون خواهان بازگشت ثبات و آرامش در کشور است. بر همین اساس، ساکنان اراض اشغالی معتقدند که اسرائیل زمانی به طور کامل به آرامش خواهد رسید که حکومت ایران به عنوان اصلی‌ترین حامی گروه‌های مقاومت، دچار فروپاشی شده و سرنگون شود. به همین دلیل، مطابق جدیدترین نظرسنجی ها، حدود ۸۰ درصد از جامعه رژیم از حمله به ایران حمایت کرده و ۵۶ درصد نیز خواهان تداوم جنگ تا سرنگونی حکومت در ایران اند، اما در خصوص تحقق این مساله، امید کمی در میان ساکنان اراضی اشغالی وجود دارد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍4
♦️حمله به جزیره خارک نوعی خودکشی است
▪️ریسپانسیبل استیت‌کرفت
📝هریسون مان

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔹براساس گزارش‌ها دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده در حال بررسی تصرف جزیره خارک ایران است، جزیره‌ای که او آن را «جواهر تاج» ایران می‌نامد؛ زیرا پایانه‌ای در آن قرار دارد که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از طریق آن انجام می‌شود. پس از آن‌که ایالات متحده هفته گذشته خارک را بمباران کرد اما تأسیسات نفتی آن را هدف قرار نداد، چهره‌های تندرو ضدایرانی از ترامپ خواسته‌اند کار را تمام کند. اما چرا این جزیره که تا پیش از این چندان مطرح نبود، ناگهان به محور توجه تندروها تبدیل شده است؟ و اگر این ایده اجرا شود چه اتفاقی می‌افتد؟

🔸جزیره خارک دهه‌ها است در برنامه‌ریزی‌های پنتاگون مطرح بوده است. جیمی کارتر در جریان بحران گروگان‌گیری ۱۹۷۹ ایران، حمله یا تصرف آن را بررسی کرد اما منصرف شد. جالب آن‌که در سال ۱۹۸۸، خود دونالد ترامپ نیز در جریان تبلیغ کتابش «هنر معامله» پیشنهاد تصرف خارک را مطرح کرده بود. اگر این طرح را با منطق پایه برنامه‌ریزی نظامی بررسی کنیم، سناریو چنین خواهد بود: نیروهای ایالات متحده از طریق عملیات هوابرد، هلی‌برن یا حتی تهاجم آبی-خاکی جزیره را تصرف می‌کنند. فرض بر این است که با در اختیار گرفتن نفت ایران و ناتوانی حکومت در پرداخت حقوق نیروهایش، ایران ناچار خواهد شد برای پذیرش شکست پای میز مذاکره بیاید.

🔸این طرح کاملاً مطابق سلیقه ترامپ است: یک عملیات جسورانه و نمایشی که با ایده «تصاحب نفت» ترکیب می‌شود؛ چیزی که پیش‌تر نیز در رویکرد او نسبت به کشورهایی مانند ونزوئلا دیده شده است. مهم‌تر از همه، برخلاف گزینه‌هایی مانند حمله به تأسیسات هسته‌ای، این طرح وعده «پیروزی کامل» را می‌دهد؛ تنها با تصرف جزیره‌ای کوچک‌تر از منهتن. اما این طرح کار نخواهد کرد.

🔸در سطح راهبردی، قطع فروش نفت اهرم فشاری ضعیف است، به‌ویژه پس از آن‌که ترامپ و بنیامین نتانیاهو رهبران ایران را درگیر جنگی وجودی برای بقا کرده‌اند. ایالات متحده و اسرائیل ده‌ها مقام و فرمانده ارشد را ترور کرده‌اند و رهبران ایران به‌خوبی می‌دانند که هدف اصلی، فروپاشی کشور است. در چنین شرایطی، هیچ رهبر ایرانی حاضر نخواهد شد حاکمیت کشور را در ازای یک پایانه نفتی واگذار کند.

🔸ایده پایان دادن به جنگ از طریق قطع حقوق نیروهای نظامی نیز خوش‌خیالانه است. سربازانی که خانواده‌هایشان زیر بمباران هستند، صرفاً به دلیل دریافت نکردن حقوق، میدان را ترک نخواهند کرد. هرچند از دست رفتن درآمد نفتی اقتصاد ایران را بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد، اما سال‌ها تحریم باعث شده است ایران به سطحی از خودکفایی دفاعی برسد. همچنین احتمالاً چین، که به نفت ایران نیاز دارد، به تأمین قطعات مورد نیاز تهران ادامه خواهد داد.

🔸از نظر تاکتیکی، وضعیت حتی بدتر است. برای نیروهایی که مأمور تصرف خارک شوند، این عملیات چیزی میان یک مأموریت انتحاری و یک بحران گروگان‌گیری خودساخته خواهد بود. با توجه به اندازه جزیره (حدود هشت کیلومتر طول)، نیاز به کنترل دائمی آن و نبود عنصر غافلگیری، ایالات متحده به هزاران نیرو نیاز خواهد داشت. گزینه‌های موجود شامل یگان اعزامی تفنگداران دریایی، تیپ آماده لشکر هشتاد و دوم هوابرد، هنگ هفتاد و پنجم تکاوران و دیگر یگان‌های سریع‌الانتقال است.

🔸حتی اگر نیروهای آمریکایی موفق به تصرف جزیره شوند، مشکل تازه آغاز می‌شود. آن‌ها در منطقه‌ای کوچک و محاصره‌شده گرفتار خواهند شد که خروج از آن می‌تواند به فاجعه‌ای مشابه صحنه‌های «سقوط شاهین سیاه» یا «دانکرک» تبدیل شود. برای ایران، که در حال جنگی برای بقا است، وارد کردن تلفات سنگین به نیروهای آمریکایی یا تبدیل آن‌ها به گروگان، بسیار ارزشمندتر از حفظ درآمد نفتی است. حتی ممکن است ایران اجازه دهد نیروهای آمریکایی بدون مقاومت وارد جزیره شوند تا سپس آن‌ها را در محاصره نگه دارد. این وضعیت می‌تواند به گسترش تدریجی جنگ منجر شود. تلاش برای نجات نیروهای گرفتار، بهانه‌ای برای اعزام نیروهای بیشتر به خاک اصلی ایران خواهد شد؛ و این چرخه ایالات متحده را به‌سوی یک جنگ گسترده‌تر سوق می‌دهد.

در چنین شرایطی، حمله‌ای فاجعه‌بار به ایران دیگر غیرقابل تصور نیست و همین مسئله باید برای توقف فوری جنگ کافی باشد. با این حال، دولت ترامپ در حال برنامه‌ریزی برای درخواست بودجه اضافی از کنگره است تا این جنگ را برای سال‌ها ادامه دهد. قانون‌گذاران به‌زودی با تصمیمی سرنوشت‌ساز روبه‌رو خواهند شد. یا با هدف تغییر حکومت در ایران، منابع بیشتری به این جنگ اختصاص دهند؛ یا برای جلوگیری از تکرار فاجعه‌ای مشابه جنگ عراق، از تخصیص هرگونه بودجه اضافی خودداری کنند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍5🔥1
♦️حمله ایران به پالایشگاه حیفا: پنهان‌کاری اسرائیل درباره تلفات واقعی خود!
▪️الجزیره

#مطالعات_اسرائیل
#رویة_العربیة

🔹تنش میان ایران و اسرائیل با انتقال هدف‌گیری‌ها به قلب تأسیسات حیاتی، شتاب گرفته است؛ به‌طوری‌که تصاویر منتشر شده از وقوع آتش‌سوزی گسترده در پالایشگاه حیفا حکایت دارد، در حالی که روایت‌های اسرائیلی متناقض بوده و صحبت‌ها درباره سانسور رسانه‌ای در خصوص میزان خسارات افزایش یافته است.

🔸رسانه‌های اسرائیلی از اصابت مستقیم یک موشک ایرانی به این پالایشگاه خبر دادند، در حالی که ارتش اسرائیل تأیید کرد ترکش‌هایی در شمال کشور فرود آمده است. این تحولات هم‌زمان با شلیک موجی از موشک‌ها به سمت حیفا، تل‌آویو و عسقلان و در میان به صدا درآمدن مداوم آژیرهای خطر رخ داد.

🔸در این چارچوب، خبرنگار الجزیره اعلام کرد تصاویری که از داخل اسرائیل منتشر شده، نشان‌دهنده آتش‌سوزی بزرگی در قلب پالایشگاه حیفا است؛ پالایشگاهی که از مهم‌ترین تأسیسات راهبردی مرتبط با صنایع انرژی و پتروشیمی به شمار می‌رود. این پالایشگاه در فهرست اهداف مشخص ایران قرار داشته و پیش‌تر نیز هدف حملات مشابهی بوده است؛ به‌ویژه با افزایش تمرکز بر منطقه خلیج حیفا که زیرساخت‌های صنعتی حیاتی و یک بندر راهبردی را در بر می‌گیرد.

🔸حمله اخیر ویژگی‌های کیفی جدیدی داشته و در آن از موشک‌های تکه‌تکه‌شونده یا خوشه‌ای استفاده شده است؛ امری که باعث شده چندین کلاهک انفجاری در نقاط مختلف داخل و اطراف شهر فرود آیند، نه فقط در یک نقطه. این نوع موشک‌ها سامانه‌های پدافند هوایی اسرائیل را دچار سردرگمی می‌کنند، زیرا رهگیری کامل آن‌ها بسیار دشوار است و همین امر به کلاهک‌های انفجاری اجازه می‌دهد حتی در صورت رهگیری جزئی موشک، به اهداف متعددی اصابت کنند.

💢زیرساخت‌های حساس نفتی

🔸دامنه بمباران به دیگر مناطق حساس نیز کشیده شده است؛ به‌طوری‌که آژیرهای خطر در اسدود و بندر آن و همچنین در عسقلان که پایانه نفتی در آن قرار دارد، به صدا درآمده است. این موضوع نشان‌دهنده هدف‌گیری نظام‌مند زیرساخت‌های انرژی در اسرائیل است.

🔸هدف قرار دادن عسقلان با خط لوله نفتی که از ایلات تا ساحل امتداد دارد مرتبط است؛ خط لوله‌ای تاریخی که برای انتقال نفت وارداتی از ایران پیش از انقلاب سال 57 استفاده می‌شد. انتخاب این هدف علاوه بر اهمیت راهبردی، بُعدی نمادین نیز در خود جای داده است.

🔸در تحلیل ماهیت این تشدید تنش، می‌توان گفت که ایران از تاکتیک «اشباع موشکی» به «حملات دقیق و مؤثر» روی آورده است؛ به‌گونه‌ای که اکنون یک موشک می‌تواند تخریب گسترده‌ای ایجاد کند.

💢شکاف میان واقعیت آسیب‌های میدانی و روایت اسرائیل

🔸با این حال، نکته قابل توجه تنها به ماهیت حملات محدود نمی‌شود، بلکه به «شکاف میان واقعیت میدانی و روایت رسمی اسرائیل» نیز مربوط است؛ آن هم در شرایطی که سانسور نظامی انتشار جزئیات خسارات را محدود می‌کند. تجربه‌های گذشته نشان داده اسرائیل در پذیرش برخی حملات حساس، مانند هدف قرار گرفتن پایگاه‌های هوایی و فرودگاه بن‌گوریون، تأخیر داشته و برخی خسارات چند روز بعد آشکار شده‌اند.
داده‌های ناقص موجود از حجم انباشته خسارات حکایت دارد؛ به‌طوری‌که تاکنون بیش از ۱۲ هزار درخواست غرامت ثبت شده که نشان‌دهنده گستردگی آسیب‌های وارده به اموال است.

💢هزینه بالا خسارت‌های وارده

🔸تا امروز حدود ۸ هزار ساختمان در اثر حملات موشکی آسیب دیده‌اند که بیشتر آن‌ها در منطقه کلان‌شهری تل‌آویو و عسقلان متمرکز هستند؛ موضوعی که هزینه مالی بالایی را نشان می‌دهد و فشار قابل توجهی بر اقتصاد و جامعه اسرائیل وارد می‌کند. البته این آمارها هنوز اولیه هستند، زیرا نهادهای مسئول هنوز نتوانسته‌اند ارزیابی کاملی از خسارات انجام دهند؛ بنابراین احتمال افزایش میزان خسارات با ادامه بررسی‌های میدانی وجود دارد. در این راستا، ادامه هدف‌گیری تأسیسات حیاتی و زیرساخت‌ها، فشار داخلی را افزایش خواهد داد؛ نه‌تنها از نظر اقتصادی، بلکه از حیث اعتماد عمومی به توانمندی‌های سامانه دفاعی نیز.

در مقابل، الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، خسارت‌های وارده را محدود و ناچیز شمرد و درباره وصل شدن جریان برق سخن گفت؛ که تلاشی برای مهار پیامدهای این حملات بر افکار عمومی اسرائیل بود. با این حال، تمرکز رسانه‌های اسرائیلی بر خسارت‌های مناطق مسکونی، در مقایسه با کمبود جزئیات درباره سایت‌های نظامی و راهبردی، فرضیه وجود «سانسور گزینشی» در خصوص خسارت‌های وارده به اسرائیل را تقویت می‌کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍3🔥1
🌐جریان ضد جنگ اکنون نمی‌تواند جنگ با ایران را خاتمه دهد، همچون ترامپ!
📝
عرفان علمشاهی

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#مقاله_تحلیلی

🔸تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران صداهای ضد جنگ را نه فقط در حزب دموکرات، بلکه در جمهوری‌خواهان و جریان ماگا نیز بلند کرد. چنین صداهایی یکی از پارامترهایی است که ایران برای تغییر محاسبات ترامپ و ایجاد بازدارندگی در نظر دارد. اما شواهد متعدد نشان می‌دهد در حال حاضر جریان ضد جنگ به سه دلیل نمی‌تواند کمکی به پایان جنگ کند: پشتیبانی افکار عمومی جمهوری‌خواهان از جنگ، موقعیت دشوار ترامپ در جنگ و تداوم اثرگذاری اطلاعاتی نومحافظه‌کاران/لابی اسرائیل بر ترامپ.

💢حمایت رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه

🔹مخالفت علنی چهره‌های رسانه‌ای ماگا و حتی روی‌گردانی برخی از آنان از ترامپ، نشان‌دهنده شکاف درون جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای است. اما در حال حاضر رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه حمایت قابل توجهی از جنگ با ایران کرده‎‌اند. مطابق برخی نظرسنجی‌ها، ۷۶٪ از کسانی که در ۲۰۲۴ به ترامپ رأی دادند (جمهوری‌خواهان و مستقل‌ها) موافق این جنگ هستند. نظرسنجی اخیر ایپسوس نیز نشان می‌دهد تنها ۱۳٪ از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه با این جنگ مخالفت دارند. افکار حامیان حزب مهم‌ترین عامل اثرگذار تصمیمات آن حزب است و در حال حاضر غالباً همراه با نومحافظه‌کاران است.

💢موقعیت دشوار ترامپ و جنگ بر سر اعتبار

علی‌رغم موفقیت‌های عملیاتی در جنگ با ایران، ترامپ به لحاظ راهبردی وضعیت نامساعدی دارد که به او انگیزه می‌دهد در جنگ باقی بماند. ترامپ با این جنگ آخرین و مهم‌ترین کارت فشار علیه ایران را مصرف کرد، اما به هیچ دستاور راهبردی منجر نشده است. در چنین وضعیتی، ترامپ ناچار است بیشتر در جنگ پیش برود تا به یک دستاورد ملموس برسد. این می‌تواند پیاده‌کردن نیروهای ویژه برای نابودی ذخایر اورانیوم ۶۰٪ یا اشغال جزایر ایرانی مخصوصاً خارک برای واداشتن ایران به گشودن تنگه هرمز باشد. مطرح‌شدن چنین گزینه‌های نظامی نشان می‌دهد احتمالاً نبرد با ایران از یک جنگ با اهداف عینی تبدیل به جنگی بر سر اعتبار و پرستیژ شده که به معنای طولانی‌مدت‌شدن درگیری است، چون طرفین برای حفظ اعتبار هزینه‌هایی فراتر از محاسبات عقلانی خواهند داد.

💢اثرگذاری نومحافظه‌کاران/لابی اسرائیل بر ترامپ

🔹تحولات درون کابینه پیش از جنگ نشان می‌دهد جریان ضد جنگ تا چه اندازه از تغییر تصمیم ترامپ ناتوان بوده است. مطابق گزارش‌ها، برخی اعضای کابینه همچون ونس نسبت به نتیجه‌بخشی جنگ مردد بودند. اما نومحافظه‌کاران کنگره، به‌خصوص لیندسی گراهام، ترامپ را قانع به آغاز جنگ کردند. جو کنت، رئیس مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا نیز در نامه استعفای خود صراحتاً به اثرگذاری لابی اسرائیل اشاره کرد.او در مصاحبه خود با کارلسون نیز توضیح می‌دهد چگونه اسرائیل و حلقه کوچکی از افراد نزدیک به او که طرفدار اسرائیل هستند، با ارائه گزارش‌های اطلاعاتی -که مغایر با ارزیابی‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا بود- ترامپ را به سمت این جنگ کشاندند.

🔹به طور کل، از سال ۲۰۱۷ فاصله میان ترامپ و جامعه اطلاعاتی آمریکا در خصوص ایران زیاد بوده و در جنگ کنونی به وضوح لابی اسرائیل این فاصله را پر کرده است. با وجود اینکه طبق گزارش‌ها برخی مشاوران ترامپ به او پیشنهاد کرده‌اند که هرچه زودتر اعلام پیروزی کرده خود را از جنگ خارج کند، به نظر می‌رسد ترامپ فعلاً مصمم به تداوم جنگ است.

💢وضعیت ایران

🔹دست پایین‌تر جریان‌های ضد جنگ به معنای طولانی‌تر و فرسایشی‌شدن درگیری با آمریکا است. چنین وضعیتی خطرها و فرصت‌های خاص خود را برای ایران دارد. از یک سو، درگیری طولانی‌تر به معنای هزینه و فشار بیشتر به جامعه، اقتصاد و نیروی نظامی ایران است. اما از سوی دیگر، به نظر می‎رسد طولانی‌ترشدن جنگ شاید تنها راهی باشد که بتواند بخشی از پایگاه رأی ترامپ را به نفع ایران برگرداند، به جریان‌های ضد جنگ در واشنگتن قدرت بدهد و به اندازه‌ای هزینه به آمریکا وارد آورد که برای ایران بازدارندگی ایجاد کند. همچنین، جنگ طولانی‌تر به معنای افزایش احتمال ورود نیروی زمینی آمریکا به درگیری خواهد بود که براساس نظرسنجی‌ها از حمایت به‌شدت پایین‌تری برخوردار است. چنین اتفاقی را نبرد را برای ایران و آمریکا پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر خواهد کرد.

جریان‌ ضد جنگ جمهوری‌خواهان در شرایط کنونی توان چندانی برای پایان‌دادن به جنگ با ایران ندارند که می‌تواند جنگ کنونی را می‌تواند به سمت درگیری‌ای پرستیژی و فرسایشی غیرقابل بازگشت سوق دهد. در چنین شرایطی، اگرچه جنگ طولانی‌تر هزینه‌هایی جدی برای ایران دارد، اما می‌تواند زمینه تقویت جریان‌های ضد جنگ در آمریکا و شکل‌گیری بازدارندگی در برابر این کشور را فراهم کند.


🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
♦️جنگ با ایران، دموکرات‌ها را پیروز انتخابات میان‌دوره‌ای می‌کند
▪️
اکونومیست

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔸با دامن زدن جنگ ایران به نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت‌ها و کند شدن اقتصاد، این موضوع به‌تدریج برای رأی‌دهندگان در سراسر آمریکا اهمیت بیشتری بیدا کرده که دونالد ترامپ هیچ‌توضیحی درباره ارزش و علت این جنگ ارائه نکرده است. این وضعیت به نفع دموکرات‌هاست. در بازار پیش‌بینی کالشی، احتمال بازپس‌گیری مجلس نمایندگان توسط دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر از ۸۱.۵ درصد پیش از جنگ به ۸۳.۳ درصد رسیده است. احتمال تصاحب سنا—که پیش‌تر دور از دسترس به نظر می‌رسید—نیز از ۴۰.۶ درصد به ۴۹.۸ درصد افزایش یافته است.

🔹از بسیاری جهات، ترامپ کار دموکرات‌ها را آسان کرده است. میزان محبوبیت خالص رئیس‌جمهور در اواسط فوریه منفی ۱۸ واحد درصد بود. سپس او جنگی را آغاز کرد که کمتر از یک‌سوم آمریکایی‌ها خواهان آن بودند. طبق آخرین نظرسنجی اکونومیست/یوگاو، تنها ۳۶ درصد عملکرد او در قبال ایران را تأیید می‌کنند. پیام‌رسانی آشفته دولت، اهداف دائماً در حال تغییر جنگ و نبود جدول زمانی روشن، هدفی آماده برای حملات دموکرات‌ها فراهم کرده است.

🔹با این حال، در ابتدای کار به نظر می‌رسید دموکرات‌های کنگره تمایلی به حمله شدید ندارند. تقریباً همه با جنگ مخالف بودند و آن را غیرضروری و احتمالاً غیرقانونی می‌دانستند. اما هیچ‌کس نمی‌خواست به‌عنوان مدافع آیت‌الله‌ها دیده شود. همچنین این احتمال وجود داشت که ترامپ بار دیگر به موفقیتی سریع شبیه ونزوئلا دست یابد. در نتیجه، واکنش اولیه حزب بیشتر شبیه تذکر دادن بود و بر مسائل حقوقی و شکلی، مانند خودداری رئیس‌جمهور از مشورت با کنگره تمرکز داشت.

🔹حکیم جفریس، رهبر دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان، در بیانیه روز نخست حملات هوایی، بیشتر از نادیده گرفته شدن خود خشمگین به نظر می‌رسید تا خود جنگ. اما پس از سه هفته بمباران، آمریکا و اسرائیل هنوز به اهداف سیاسی خود نرسیده‌اند. منتقدان دموکرات اکنون با صراحت بیشتری سخن می‌گویند. افزایش شدید قیمت بنزین به دلیل تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز به آن‌ها سوخت لازم برای حملاتشان داده است. جفریس ده روز پس از بیانیه اولیه خود در شبکه ایکس نوشت: «جمهوری‌خواهان اقتصاد را به سقوط می‌کشانند، قیمت بنزین از کنترل خارج شده و تندروها میلیاردها دلار صرف بمباران در خاورمیانه می‌کنند.»

🔹دموکرات‌ها از این احساس رو به رشد بهره برده‌اند که ترامپ فاقد استراتژی است. الیزابت وارن پس از یک جلسه توجیهی محرمانه سنا در ۳ مارس گفت: «اوضاع بسیار بدتر از آن چیزی است که فکر می‌کردید.» همکارش، کریس مورفی، حتی پا را فراتر گذاشت: «این بی‌کفایت‌ترین و بی‌انسجام‌ترین جنگی است که آمریکا در صد سال گذشته به راه انداخته و این خودش حرف زیادی است.» گزارش‌هایی مبنی بر اینکه ترامپ توانایی ایران در استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار را دست‌کم گرفته، پرسش‌های تازه‌ای درباره استراتژی او ایجاد کرده است. چاک شومر، رهبر دموکرات‌ها در سنا، گفت: «یک دانشجوی معمولی با درک پایه‌ای از ژئوپلیتیک هم می‌داند که مهم‌ترین اهرم ایران همین گذرگاه باریک است.»

🔹دموکرات‌ها همچنین مانند برخی مفسران محافظه‌کار، نفوذ ظاهری اسرائیل بر دولت ترامپ را مورد انتقاد قرار داده‌اند. جف مرکلی، سناتور دیگر، دولت آمریکا را «سگ دست‌آموز کوچک» اسرائیل خوانده است. این دیدگاه‌ها بازتاب گسترده‌تری دارند. نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک در بازه ۶ تا ۸ مارس نشان داد ۶۲ درصد رأی‌دهندگان دموکرات معتقدند آمریکا بیش از حد از اسرائیل حمایت می‌کند، در حالی که این رقم در میان جمهوری‌خواهان ۱۷ درصد است. در مجموع، ۴۴ درصد رأی‌دهندگان چنین نظری دارند که بالاترین میزان از زمان آغاز این پرسش در سال ۲۰۱۷ است.

🔹با نگاه به انتخابات میان‌دوره‌ای، برخی جمهوری‌خواهان استدلال می‌کنند که با پایان جنگ، قیمت بنزین کاهش خواهد یافت. البته در سیاست، هشت ماه زمان بسیار طولانی‌ای است. جیم هوبارت، استراتژیست جمهوری‌خواه، می‌گوید: «اگر درگیری به‌زودی پایان یابد، رأی‌دهندگان تا نوامبر کاملاً از آن عبور خواهند کرد.»

با این حال، شواهد اخیر نشان می‌دهد که موجی از شور و اشتیاق در میان دموکرات‌ها شکل گرفته که لزوماً به جنگ مربوط نیست. مشارکت بالای رأی‌دهندگان، پیروزی حزب را در انتخابات فرمانداری ویرجینیا و نیوجرسی در پاییز گذشته رقم زد. در انتخابات مقدماتی تگزاس در ماه گذشته، مشارکت دموکرات‌ها نسبت به سال ۲۰۱۸، ۱۲۰ درصد افزایش یافت. به گفته آنا گرینبرگ، نظرسنج دموکرات، این خشم «خودجوش» است و «از سوی دموکرات‌های واشنگتن هدایت نمی‌شود.» سیاستمداران دموکرات فقط کافی است اجازه دهند ترامپ کار را برایشان انجام دهد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥1👏1
♦️چرا اسرائیل نمی‌تواند موشک‌های خوشه‌ای ایرانی را رهگیری کند؟
▪️کانال دوازده اسرائیل

#مطالعات_اسرائیل
#تهران_ریویو

🔸پرواز همزمان ده‌ها کلاهک نورانی در آسمان‌ اراضی اشغالی، اکنون به یکی از پرتکرار‌ترین تصاویر جنگ با ایران تبدیل شده است. بر خلاف جنگ ۱۲ روزه، در جنگ کنونی حداقل نیمی از موشک‌های شلیک شده از جانب ایران به اراضی اشغالی، با قابلیت کلاهک خوشه‌ای و بارشی بوده‌اند. این موشک‌ها دارای کلاهکی چندگانه بوده و اهداف متعددی را در شعاع وسیعی تخریب می‌‎کنند. موشک‌های با این قابلیت، در جنگ اخیر منجر به ورود ضربات مرگباری به ساکنان اراضی اشغالی شده‌اند و در بسیاری از موارد به راحتی توانسته‌اند تا سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل را دور بزنند.

💢کلاهک‌های خوشه‌ای ایران

🔹سرتیپ زویکا هایموویچ، فرمانده سابق اداره پدافند هوایی در خصوص این موشک‌ها می‌گوید: در یک موشک با قابلیت کلاهک بارشی، هر یک از کلاهک‌های جداشونده، به شکل یک موشک بالستیک مستقل عمل کرده و بنابراین، سامانه دفاع هوایی به جای مقابله با یک موشک بالستیک، باید همزمان با چندین موشک بالستیک مقابله کند. کلاهک این موشک‌ها همچنین در ارتفاع ۷ تا ۱۰ کیلومتری از سطح زمین باز شده و به شکل کنترل نشده‌ای پراکنده می‌شوند و دیگر مسیر از پیش تعیین شده‌ای را نمی‌پیمایند. همین مسئله سبب شده تا تشخیص و پیش‌بینی مسیر حرکت هر یک از کلاهک‌های جداشده تا حد زیادی ناممکن شده و به همین دلیل، سامانه‌های دفاع هوایی در رهگیری این موشک‌ها ناکام می‌مانند.

🔹موشک‌های ایرانی با قابلیت کلاهک خوشه‌ای، یک کلاهک بزرگ را تبدیل به ۲۰ تا ۷۰ کلاهک کوچک با وزن تقریبی ۲.۵ تا ۵ کیلوگرم کرده که هرکدام از این کلاهک‌ها، قابلیت تخریبی معادل قابلیت تخریب یک موشک‌ گراد را دارا می‌باشند. یهوشوا کالیسکی، محقق ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی (INSS)، در خصوص این موشک‌ها می‌گوید: «هدف ایران از پرتاب این موشک‌ها این است که به جای یک اصابت در محدوده‌ای خاص،‌ چندین اصابت در منطقه وسیعی داشته باشد.»

🔹یکی از چالش‌های اصلی در رهگیری این موشک‌ها این است که ممکن است موشک مادر رهگیری شده و بدنه موشک اصلی مورد اصابت قرار بگیرد،‌ اما کلاهک این موشک با انحراف مسیر به حرکت خود ادامه داده و در ادامه کلاهک پراکنده می‌شود. همین مسئله سبب می‌شود که حتی با وجود رهگیری، کلاهک بارشی به شکل غیرمنتظره‌ای پراکنده شده و در نقاط از پیش تعیین نشده‌ای اصابت داشته باشد. اما اگر موشک پدافندی به جای بدنه، قبل از جدا شدن موشک‌های کوچکتر، مستقیما به کلاهک موشک بارشی اصابت کند، احتمال رهگیری کامل این موشک‌ها افزایش چشمگیری خواهد داشت.

🔹بر همین اساس،‌ این موشک‌ها هرچه در ارتفاع بالاتر و دورتر از سطح زمین و در خارج از جو رهگیری شوند، احتمال موفقیت در رهگیری کامل این موشک‌ها افزایش خواهد یافت ولی در صورت ورود این موشک‌ها به جو زمین و پراکنده شدن کلاهک بارشی، امکان رهگیری عملا غیر ممکن خواهد شد. به همین دلیل، در چند روز گذشته برای اطمینان از رهگیری کامل این موشک‌ها، از سامانه پیکان یا هتز-۳ استفاده شده است. این سامانه جهت مقابله با موشک‌های بالستیک در خارج از جو کاربرد داشته و موشک‌ها را تا ارتفاع ۲۴۰۰ کیلومتر می‌توانند رهگیری کنند. اما اصلی‌ترین چالش در استفاده از این سامانه، هزینه سنگین و زمان‌بر بودن تولید موشک‌های آن است.

🔹موشک‌های بارشی ایرانی در شعاع چند صد متر تا ۱۰ کیلومتر پراکنده شده و به دلیل عدم مشخص بودن محل دقیق اصابتشان، ممکن است آسیب بیشتری به افراد و نقاط غیرنظامی وارد کنند. به همین دلیل، پیروی از دستورات حفاظتی،‌ ترک مناطق ناامن و حضور در پناهگاه‌ها که مجهز به بتن مسلح هستند، امکان در امان ماندن از آسیب این موشک‌ها را افزایش خواهد داد.

💢رهگیری ناممکن!

🔹از نظر کارشناسان نظامی، رهگیری کامل و صد درصد موشک‌های پرتاب شده از جانب ایران هرگز محقق نخواهد شد. دلیل این امر نیز، رقابت دائمی موشک‌های ایرانی با سامانه‌های پدافندی اسرائیل است. این رقابت به این صورت است که ایران از هر موج حمله به اسرائیل درس گرفته و در صورت عدم تحقق اهداف، در موج بعدی حملات، نواقص موج قبلی را برطرف کرده و اسرائیل نیز در صورت شکست سامانه‌های پدافندی خود، در موج‌های بعدی حملات، ایرادات سامانه‌های خود را برطرف خواهد کرد.

در مجموع زمان و ارتفاع مناسب، مهم‌ترین شاخصه‌ها در رهگیری موشک‌های بارشی ایرانی به شمار می‌آید. اگر این موشک‌ها در ارتفاع خارج از جو و قبل از باز شدن کلاهک بارشی رهگیری شوند، امکان مقابله با آن وجود خواهد داشت، اما در صورت باز شدن کلاهک بارشی، دیگر هیچ راهی برای مقابله با این موشک‌ها وجود نخواهد داشت.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32
♦️ابزار ایران برای کاهش تاب‌آوری اجتماعی در اسرائیل
▪️موسسه مطالعات امنیت ملی

#مطالعات_اسرائیل
#تهران_ریویو

🔸ایران با بهره‌گیری از ابزار پرتاب موشک، شبکه‌های اجتماعی و فعالیت‌های سایبری در تلاش است تا علاوه بر تامین بازدارندگی و حفظ روحیه خود، تاب‌آوری و روحیه دشمن را نیز تضعیف کند. ایران تلاش می‌کند تا با جنگ ترکیبی و چند بعدی، در کنار اقدامات نظامی، جنگ ادراکی و اطلاعاتی را نیز بر علیه مخاطبان حاضر در کشورهای متخاصم راه انداخته و از این طریق برای خود پیروزی کسب کند.

🔹بررسی‌ها نشان می‌دهد که در جنگ اخیر ایران نه تنها به دنبال کسب دستاوردهای نظامی، بلکه به دنبال کسب پیروزی در فضای افکار عمومی جهانی نیز می‌باشد. ایران از این راه می‌کوشد به تدریج تاب آوری دشمن را تضعیف کرده و افکار عمومی جهانی را با خواسته‌های خود همراه کند.
ایران در این جنگ ترکیبی، از ابزار متنوعی نظیر اقدامات نظامی، اظهارات مقامات رسمی کشور و رسانه‌های دولتی، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، عملیات سایبری و استفاده از گروه‌های مقاومت به شکل هماهنگ استفاده کرده و اهداف خود را به صورت همزمان در ابعاد متعددی پیش می‌برد.

🔹در دهه‌های گذشته، ایران عمدتا از تبلیغات ایدئولوژیک برای پیشبرد اهداف داخلی خود بهره می‌برد، اما اینک با افزودن عناصری دیگر، نه تنها مخاطبین داخلی خود را هدف گرفته، بلکه برای مخاطبین بین‌المللی و کشورهای دشمن نیز برنامه‌هایی را در نظر گرفته است. ایران در راهبرد جدید خود به دنبال این است تا ضمن تقویت بازدارندگی این پیام را به جهانیان مخابره کند که ادامه درگیری برای طرف‌های متخاصم پرهزینه خواهد بود. ایران همچنین می‌کوشد تا با فضاسازی رسانه‌ای،‌ پایان جنگ را به شکل دلخواه خود تحقق بخشد.

🔹موشک‌ها و پهپادها به عنوان ستون‌های تدافعی و تهاجمی در مرکز این دکترین قرار می‌گیرند. این ابزارهای نظامی ایران قدرتی به این کشور می‌دهند که با استفاده از آن، ایران می‌تواند با کشورهایی که تکنولوژی نظامی بالاتری دارند، مقابله کند. این ابزارها به تهران اجازه می‌دهند که حتی بدون برخورداری از برتری هوایی، فشاری مستمر بر دشمن وارد کرده و اهداف خود را تهدید کند. به همین جهت، حملات موشکی و پهپادی مداوم ایران به اسرائیل و کشورهای منطقه، هسته مرکزی جنگ ترکیبی ایران را تشکیل می‌دهد.

🔹استفاده گسترده از کلاهک‌های خوشه‌ای نشانگر این است که ایران لزوما به دنبال حداکثر خسارات فیزیکی نیست، بلکه می‌خواهد تا با فرسایش روحی ساکنان اراضی اشغالی و مردم کشورهای حاشیه خلیج فارس، فشار را بر آمریکا جهت پایان دادن به جنگ افزایش دهد. در واقع ایران می‌کوشد تا با افزایش ترس اجتماعی در کشورهای مورد تهاجم، اهداف مدنظر خود را محقق کند.

🔹جنگ ترکیبی ایران طیف متعددی از مخاطبان را در جوامع آمریکا، اسرائیل، کشورهای عربی و افکار عمومی داخلی هدف گرفته است. ایران تلاش می‌کند تا با تولید محتوا در رسانه‌های اجتماعی، مخالفت جامعه آمریکا با جنگ را افزایش داده و میان افکار عمومی آمریکا با اسرائیل فاصله بیندازد. ایران تلاش می‌کند تا اینگونه القا کند که جنگ کنونی منفعتی برای آمریکا نداشته و اسرائیل آمریکا را وارد این مخمصه کرده است. همچنین ایران با برجسته سازی هزینه‌های اقتصادی جنگ برای شهروندان آمریکایی به دنبال این است تا فشارهای داخلی بر دولت ترامپ را جهت پایان جنگ افزایش دهد. ایران در این راهبرد، بر آمادگی خود بر یک جنگ طولانی مدت تأکید کرده و آن را در مقابل تمایل غرب بر پایان دادن سریع جنگ تعریف می‌کند.

🔹ایران همچنین از طریق تماس‌های تلفنی و پیامک‌های تهدیدآمیز تلاش می‌کند تا تاب‌آوری اجتماعی ساکنان اراضی اشغالی را کاهش داده و وحشت را میان آن‌ها حکمفرما کند. ایران همچنین با استفاده از ایجاد حساب‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی و افرادی که خود را اسرائيلی معرفی می‌کنند،‌ روایت‌هایی از ناامیدی، شکاف اجتماعی، انتقاد از دولت و ترس را در جامعه اسرائيل تزریق می‌کنند.

🔹ایران به کشورهای منطقه هشدار داده است که هر کشوری که به آمریکا اجازه دهد تا از پایگاه‌هایش بر علیه ایران استفاده کند، مورد حمله قرار خواهد گرفت. ایران از این طریق به دنبال این است که کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی، دولت آمریکا را تحت فشار قرار دهند تا اقدامی بر علیه ایران انجام نداده یا حداقل از پایگاه‌های مستقر در آن کشور، به ایران حمله ننماید.

ایران اکنون نبردی را راهبری می‌کند که در آن، ابعاد نظامی، شناختی و فناوری به شکل یکپارچه و در هم تنیده پیشرفته و جنگ ترکیبی، اکنون به عنصر اصلی کارزار نظامی ایران مبدل شده است. ترکیب اقدامات نظامی، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و حملات سایبری، اکنون منجر به ارعاب، کاهش تاب‌آوری اجتماعی و تضعیف روحیه در جوامع هدف شده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍3👎1
♦️جنگ ایران به زودی به قبض خرید مواد غذایی شما هم می‌رسد!
▪️فارن پالیسی

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔸افزایش سرسام‌آور قیمت نفت و گاز تنها هزینه‌ای نیست که جوامع سراسر جهان در نتیجه گسترش جنگ ایران متحمل خواهند شد؛ این درگیری به حوزه غذا نیز سرایت کرده است. دلیلش این است که خاورمیانه یکی از مراکز حیاتی برای بازارهای جهانی انرژی و کودهای شیمیایی است، بازارهایی که هر دو به واسطه این جنگ دچار اختلال شده‌اند. در هفته‌هایی که از آغاز حملات نیروهای ایالات متحده و اسرائیل به ایران می‌گذرد، حمله به زیرساخت‌های انرژی در سراسر منطقه بازارها را متزلزل کرده و باعث جهش قیمت نفت و گاز شده است. هم‌زمان، بسته شدن عملی تنگه هرمز صادرات انرژی و کود را به شدت محدود کرده و قیمت این نهاده کلیدی کشاورزی را افزایش داده است.

🔹افزایش شدید قیمت نفت و گاز تنها بخشی از هزینه‌ها نیست؛ این جنگ مستقیماً بر غذا نیز اثر می‌گذارد. زیرا خاورمیانه نقشی کلیدی در بازارهای جهانی انرژی و کود دارد و هر دو این بازارها به‌واسطه جنگ دچار اختلال شده‌اند. در هفته‌های اخیر، حملات به زیرساخت‌های انرژی در منطقه باعث نوسان بازارها و افزایش قیمت نفت و گاز شده و بسته شدن عملی تنگه هرمز نیز صادرات انرژی و کود را مختل کرده است.
مجموع این شوک‌ها می‌تواند به افزایش قیمت مواد غذایی در سراسر جهان منجر شود و فشار بیشتری بر مصرف‌کنندگان وارد کند؛ آن هم در شرایطی که قیمت جهانی غذا پیش‌تر نیز روندی صعودی داشته است.

🔹با افزایش هزینه‌های انرژی، جنگ ایران هزینه‌های حمل‌ونقل را نیز بالا برده است؛ موضوعی که به‌ویژه برای کشورهای محصور در خشکی که بخش زیادی از غذای خود را وارد می‌کنند، بسیار سنگین خواهد بود. بسیاری از کشورهای خاورمیانه واردکنندگان بزرگ کالاهای کشاورزی مانند غلات و روغن‌های گیاهی هستند که بخش عمده آن از طریق حمل‌ونقل دریایی تأمین می‌شود.

🔹در عین حال، این منطقه یکی از مراکز اصلی تولید کود شیمیایی نیز هست؛ به‌طوری که معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ درصد صادرات جهانی کود از تنگه هرمز عبور می‌کند که اکنون در نتیجه جنگ تقریباً متوقف شده‌اند. گاز طبیعی که قیمت آن در روزهای اخیر به‌شدت افزایش یافته نیز یکی از مواد اولیه اصلی تولید کود است. مجموع این عوامل باعث افزایش هزینه کود شده و فشار بیشتری بر کشاورزان وارد کرده است. این وضعیت نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت مواد غذایی را تشدید کرده است.
صنعت کشاورزی از هم‌اکنون نسبت به شوک قیمتی جهانی هشدار داده است. در بریتانیا، اتحادیه ملی کشاورزان اعلام کرده که قیمت مواد غذایی در نتیجه جنگ افزایش خواهد یافت. در آمریکا نیز فدراسیون دفتر مزرعه نسبت به «قابلیت تأمین کالاهای اساسی» ابراز نگرانی کرده است.

🔹برخی تولیدکنندگان نیز در حال کاهش فعالیت هستند. در استرالیا که یکی از صادرکنندگان بزرگ محصولات کشاورزی است کشاورزان گندم به دلیل کمبود کود، سطح زیر کشت خود را کاهش داده‌اند. این شوک‌ها یادآور سال ۲۰۲۲ و حمله روسیه به اوکراین است که موجی از شوک‌های اقتصادی را در سراسر جهان ایجاد کرد، صادرات حیاتی کالاها از اوکراین را محدود کرد و بحران انرژی جهانی را به راه انداخت که باعث افزایش قیمت کود و حمل‌ونقل شد.

🔹برخی بازارها هم‌اکنون نیز تحت فشار هستند. در مصر قیمت گندم افزایش یافته و دولت را مجبور کرده کنترل قیمت نان غیر یارانه‌ای را دوباره اعمال کند. همچنین طبق برآوردهای سازمان «نجات کودکان»، قیمت مواد غذایی در سراسر خاورمیانه به دلیل این درگیری افزایش یافته است. مایکل ورز، کارشناس امنیت غذایی، می‌گوید: «اگر در تأمین مواد غذایی اختلال ایجاد شود، مردم دوام نخواهند آورد. می‌توان بدون یخچال زندگی کرد؛ می‌توان با باک نیمه‌پر سر کرد؛ می‌توان در خانه سرد زندگی کرد—اما بدون غذا نمی‌توان زندگی کرد.»


در ایالات متحده، افزایش قیمت مواد غذایی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شود و چالش جدیدی برای جمهوری‌خواهان ایجاد کند. افزایش قیمت‌ها همواره موضوعی حساس بوده است؛ چنان‌که در سال ۲۰۲۲ نیز تورم غذایی ناشی از جنگ اوکراین بر محبوبیت جو بایدن تأثیر منفی گذاشت. حتی پیش از آغاز جنگ ایران نیز قیمت مواد غذایی در آمریکا در حال افزایش بود. در ژانویه، قیمت‌ها نسبت به سال قبل ۲.۹ درصد افزایش داشت و پیش‌بینی می‌شد در همان سال ۳.۱ درصد دیگر نیز افزایش یابد.
ادامه طولانی‌مدت این جنگ همچنین فشار بیشتری بر کشاورزان آمریکایی وارد خواهد کرد. گروهی که از حامیان اصلی دولت ترامپ محسوب می‌شوند و پیش‌تر نیز تحت تأثیر جنگ تجاری با مشکلات زیادی مواجه شده‌اند. آن‌ها خواستار تضمین عبور امن کود از تنگه هرمز شده‌اند. با این حال، به نظر می‌رسد دولت ترامپ چندان نگران این موضوع نیست.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2