اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.93K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.7K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🔵تکانه‌های جنگ تحمیلی سوم در بازارهای انرژی؛ قیمت نفت تا کجا بالا می‌رود؟

#مطالعات_غرب_آسیا
#اکوتهران
#جنگ_ایران_و_آمریکا
#انرژی

🔸جنگ میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده در حالی آغاز شد که بازارهای جهانی تعطیلات آخر هفته خود را سپری می‌کردند و اکنون، با گذشت دو روز از گشایش بازارها واکنش شاخص‌های کلیدی بازار انرژی به این جنگ آغاز شده است. حدود 30 درصد از تجارت نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و شدت درگیری‌ها در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان و توقف تقریبی تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، ریسک کاهش عرضه را در بازارهای جهانی نفت و گاز افزایش داده است. هرچند که قیمت‌ها، هنوز با سناریوهای قیمتی پیش‌بینی شده در صورت وقوع جنگ گسترده فاصله دارد.

🔹گزارش‌ها حاکی از آنست که با آغاز جنگ تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز تقریبا ناممکن شده است و بیش از 150 نفتکش و حمل‌کننده گاز مایع (LNG) در تنگه متوقف شده اند. اخباری نیز از هدف گرفته شدن دستکم سه نفتکش‌های در این تنگه منتشر شده است. حملات ایران به مواضع نیروهای آمریکایی در حاشیه خلیج فارس، منجر به بروز اختلال در صنایع نفتی منطقه شده است و علاوه بر صادرات نفت، فعالیت پالایشی نیز در برخی مناطق مختل شده است. به‌عنوان مثال، گفته می‌شود که آرامکوی عربستان و یکی از سکوهای نفتی امارات مورد حمله پهپادی قرار گرفته‌اند و فعالیت در پالایشگاه راس تنوره عربستان تا اطلاع ثانوی متوقف شده است. در کردستان عراق نیز تولید در میدان شیخ اقلیم کردستان با اختلال جدی مواجه شده و خبرهایی از گسست در روند انتقال نفت کردستان عراق به بندر جیهان در ترکیه منتشر شده است.

🔹متاثر از همین تحولات و پس از چند نوسان خوش‌بینانه در روز ابتدایی گشایش، شاخص قیمت نفت برنت در حال حاضر در حدود 85 دلار تثبیت شده است. علیرغم افزایش تولید 206 هزار بشکه‌ای اوپک پلاس، بدبینی بازارها به احتمال کاهش تنش در خلیج فارس و تنگه هرمز منجر به تثبیت قیمت در این کانال شده است و در صورت تشدید تنش‌ها می‌توان صعود سریع‌تر قیمت نفت را انتظار داشت.

🔹واکنش بازار گاز به تنش‌ها به مراتب شدیدتر از بازار نفت بود. علاوه بر توقف کشتی‌های حامل گاز مایع (LNG) در تنگه هرمز، توقف فعالیت واحدهای تولیدکننده گاز مایع (LNG) در قطر یکی از مهم‌ترین تحولات ناشی از درگیری‌های جاری در حاشیه خلیج فارس بوده است. باید توجه داشت که قطر سهمی قریب به 20 درصد از بازار گاز مایع (LNG) جهان را به خود اختصاص می‌دهد و توقف عرضه محصول قطری‌ها از هند و چین در آسیا گرفته تا اقتصادهای مهم اروپایی را با کمبود مواجه می‌کند. متاثر از همین توقف، نرخ گاز وارداتی اتحادیه اروپا (با نرخ مرجع قرارداد آتی TTF هلند) با جهش بیش از پنجاه درصدی مواجه شد و به بیش از 62 دلار رسید. گزارش‌هایی نیز از سهمیه‌بندی گاز تحویلی به صنایع در هند منتشر گردیده است.

قیمت کنونی نفت هنوز پایین‌تر از تخمین‌هایی است که در سناریوی جنگ گسترده از سوی موسسات مختلف منتشر شده بود. موسسه گلدمن ساکس و چند موسسه دیگر، نرخ‌های صددلاری و بالاتر را برای نفت در صورت انسداد کامل در تنگه هرمز تخمین زده بودند. نکته مهم و کلیدی، چه در مورد نفت و چه در مورد گاز، چشم‌انداز اختلالی است که در عرضه کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران به‌وجود می‌آید. چنانچه درگیری در محیط خلیج فارس و تنگه هرمز برای مدتی طولانی‌تر ادامه پیدا کند یا امکان‌پذیری عرضه هر یک از بازیگران در چشم‌انداز با توجه به آثار و تبعات تغییر کند، جهش‌های بزرگ‌تر و ماندگارتر در قیمت نفت و گاز مورد انتظار خواهد بود. دقیقا از همین روست ایالات متحده بخش قابل‌توجهی از توانایی خود را معطوف به تضعیف قابلیت آفندی ایران در محیط خلیج فارس نموده و در تلاش است تا اهرم تاثیرگذاری ایران بر بازارهای جهانی انرژی را به هر ترتیب خنثی نماید.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3
🌐 نقش اروپا در جنگ فعلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چیست؟

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_ایران_و_آمریکا

🔹کشورهای اروپایی از زمان آغاز تهاجم مشترک آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان مواضع و اقدامات ضد و نقیض متعددی در پیش گرفتند. آنها حرف از لزوم دیپلماسی می‌زنند و در عین حال به کمک آمریکا و اسرائیل می‌شتابند. درک بهتر عملکرد آنها می‌تواند ماهیت نقش و رویکرد اصلی اروپا در این تهاجم را ترسیم کند.

💢مواضع اروپایی‌ها

🔸فرانسه در ابتدای جنگ اعلام کرد که از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران اطلاع پیشینی نداشته است. آلمان اما خبر داد که در جریان چنین حمله‌ای قرار گرفته بود. بریتانیا نیز با وجود اعلام اینکه به آمریکا مجوز استفاده از پایگاه‌هایش برای حمله به ایران را نداده اما مجوز استفاده محدود و دفاعی در پایگاه‌هایش برای نیروهای آمریکایی را داده است. به طور کلی، تروئیکای اروپایی و ایتالیا بدون محکومیت تهاجم تنها اعلام به عدم مشارکت در این تهاجم بسنده کردند و بر لزوم حل‌وفصل دیپلماتیک این بحران تأکید کردند.


💢نقش عملی اروپایی‌ها در جنگ

🔸با وجود اعلام رسمی تروئیکای اروپایی مبتنی بر عدم مشارکت در حمله به ایران اقدامات آنها به وضوح رویکردی متفاوت از بیانیه‌های‌شان را نشان می‌دهد. عدم محکومیت حملات آمریکایی-اسرائیلی، اعلام دولت بریتانیا مبنی بر حضور نیروهای این کشور در منطقه برای تقویت توان پدافندی آمریکا و اسرائیل، آغاز حرکت ناوهواپیمابر شارل‌دوگل فرانسه به غرب آسیا و استفاده مکرر آمریکا از پایگاه‌های خود در اروپا برای انتقال مهمات و تجهیزات به منطقه با رضایت این کشورها نشان می‌دهد که با توجه به امکانات‌شان آنها عملا نقش موثر و جدی در جنگ داشته اما به دلیل ترس از گریبان‌گیری پیامدهای اعلام رسمی آن، حضور جدی خود را اعلام نمی‌کنند.

🔸تا پیش از وقوع جنگ، هواپیماهای جاسوسی ایتالیایی در کنار هواپیماهای آمریکایی اقدام به جمع‌آوری اطلاعات در غرب آسیا می‌کردند. جنگنده‌های بریتانیایی و فرانسوی نیز اقدام به گشت‌های متعددی برای افزایش آمادگی در جهت مقابله با پهپادهای ایرانی در صورت وقوع جنگ کرده بودند. حضور نیروها و تجهیزات آمریکایی نه تنها در پایگاه‌های آمریکا در اروپا بلکه در پایگاه‌های بریتانیا و فرانسه در خاورمیانه نیز نشان از همکاری بسیار نزدیک این کشورها با آمریکا برای انجام حملات علیه ایران داشت. اگر آمریکا امکان استفاده از پایگاه‌های خود در اروپا را نداشت عملا توان پشتیبانی و حمایت لجستیک از نیروهایش در خاورمیانه را پیدا نمی‌کرد.

🔸تنها کشور اروپایی که رسما حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد و به صورت عملی اجازه مشارکت از خاک و تجهیزاتش برای این کار نداد، اسپانیا بود. جنگنده‌ها و هواپیماهای آمریکایی حاضر در این کشور پس از شروع جنگ به پایگاه‌های آلمانی منتقل شدند. البته وزیر خارجه بلژیک نیز اقدامات آمریکا و اسرائیل را بدون این که محکوم کند خلاف معیارهای حقوق بین الملل توصیف کرد. پایگاه‌های آمریکایی در باقی کشورها از جمله آلمان، بریتانیا، ایتالیا، پرتغال و یونان نقش بسیار مهمی در تأمین پشتیبانی نیروهای آمریکایی در غرب آسیا داشتند و دارند.

💢آیا اروپا به ائتلاف آمریکایی-صهیونی می‌پیوندد؟

🔸کشورهای اروپایی با وجود ابراز امیدواری به وجود یک راه‌حل دیپلماتیک اما هیچ اظهارنظری از نقش اقدامات تنش‌زا و مخرب آمریکا و اسرائیل بر دیپلماسی نکرده است و صرفاً از ایران می خواهند خویشتن داری کند. مقامات آلمانی و فرانسوی تاکنون بر آمادگی برای کمک به دفاع متحدان خود در منطقه تاکید کرده‌اند اما شرکت در اقدام تهاجمی علیه ایران را رد کرده‌اند. با این وجود باید انتظار داشت کشورهای اورپایی با تداوم بستن تنگه هرمز و افزایش بیشتر قیمت انرژی مواضع سیاسی تندتری علیه ایران اتخاذ کنند.

💢جمع‌بندی

اروپایی‌ها که به دلیل وابستگی راهبردی به آمریکا عملا توانایی دیپلماتیک و سیاسی برای حضور در این مسئله را ندارند، بدون اینکه توان بازیگر مستقل را داشته باشند، می‌خواهند نقش آن را بازی کنند تا شاید کمی وجهه سیاسی ضربه‌خورده خود را بازیابی کنند.به نظر می‌رسد این جنگ برای حاکمان اروپا جز آسیب بیشتر به اقتصاد، اعتبار بین‌المللی و سیاسی نتیجه دیگری نداشته باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21
💢نظرسنجی معاریو ۱۵ اسفند:

🔹تنها ۴۰ درصد اسرائیلی‌ها معتقدند که جنگ با ایران منجر به تغییر نظام در ایران خواهد شد.

🔹 ۴۹ درصد معتقدند که این جنگ دستاوردهای کوچک یا بزرگی برای اسرائیل خواهد داشت ولی در نهایت پایان آن مطابق جنگ ۱۲ روزه خواهد بود.

🔹۱۱ درصد نیز اعلام کرده‌اند که نظری ندارند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🔥1👏1
💢 نظرسنجی معاریو ۱۵ اسفند:

🔹بر خلاف جنگ ۱۲ روزه که منجر به افزایش میزان آرای حزب لیکود به تعداد ۴ کرسی شد، جنگ اخیر تنها به میزان ۱ کرسی آرای حزب لیکود را افزایش داد. ائتلاف فعلی همچنان ۵۱ به ۵۹ از اپوزیسیون عقب است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62👏1
💢بنزین 8 دلاری؛ بازگشت کالیفرنیا به بحران دهه 70 میلادی!

🔹ایالات متحده علی‌رغم تولید حدود 13.5 میلیون بشکه‌ای، همچنان حدود 700 هزار بشکه در روز از عربستان سعودی و عراق نفت وارد می‌کند.

🔹با توجه به عدم دسترسی ایالت کالیفرنیا به خطوط لوله داخلی در ایالات متحده، بخش عمده نفت این کشورها به مقصد کالیفرنیا صادر می‌شود.

🔹تداوم انسداد تنگه هرمز مانع از رسیدن نفت وارداتی به این ایالت 39 میلیون نفری و افزایش چشمگیر قیمت سوخت در قطب فناوری و تکنولوژی جهان شده است.

🔹حتی در صورت انتقال نفت داخلی نیز به خاطر عدم تطابق پالایشگاه‌های این ایالت با نفت کانادا و آمریکا، مشکل بنزین 5.3 دلاری کالیفرنیا حل نخواهد شد. با ادامه این وضعیت، قیمت انتظاری برای سوخت در کالیفرنیا تا 8 دلار نیز برآورد می‌شود. قیمتی که از بحران دهه 70 به این سو سابقه نداشته است!

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
🌐چرا آتش‌‌بس در مقطع فعلی به نفع ایران نیست؟


#جنگ_ایران_و_آمریکا
#مقاله_تحلیلی

🔹تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران که به شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی انجامید منجر به شکل‌گیری نبرد منطقه‌ای گسترده شده است. این گزارش با بررسی وضعیت موجود و توانمندی‌های طرفین، سناریوهای احتمالی پایان جنگ را از منظر احتمال وقوع و مطلوبیت برای امنیت ملی ایران ارزیابی می‌کند.

💢وضعیت موجود و پیشران‌های آینده جنگ


🔸مهم‌ترین عامل نظامی ایران در این جنگ توان موشکی است. شواهد نشان می‌دهد ذخایر ایران توان ادامه نبرد برای چند ماه را دارد. از نظر اقتصادی، شاخص‌های کلان ایران تغییر چشمگیری نکرده اما در صورت طولانی شدن جنگ احتمال افزایش نارضایتی‌های معیشتی وجود دارد. در حوزه سیاسی، ایران از حمایت دیپلماتیک برخی قدرت‌ها مانند روسیه و چین برخوردار است. در داخل کشور نیز فضای اجتماعی بیشتر به سمت همبستگی گرایش پیدا کرده است. در مقابل، دشمن از برتری هوایی بهره می‌برد اما تداوم جنگ می‌تواند ذخایر پدافندی آنها را کاهش دهد. افزایش قیمت انرژی به‌ویژه نفت از مهم‌ترین پیامدهای جنگ برای آمریکاست. از نظر سیاسی، افکار عمومی آمریکا دچار شکاف شده اما پایگاه جمهوری‌خواهان از عملیات کوتاه‌مدت علیه ایران حمایت می‌کند. با توجه به این شرایط سناریوهای آینده جنگ به شرح ذیل است:

1️⃣براندازی


🔸مطلوب‌ترین هدف برای آمریکا و اسرائیل، تغییر نظام سیاسی ایران است. تحقق چنین سناریویی نیازمند عملیات زمینی گسترده است؛ امری که به دلیل تجربه‌های پرهزینه و مخالفت افکار عمومی آمریکا، بسیار بعید به نظر می‌رسد. در نتیجه، ممکن است تلاش شود از طریق تحریک اعتراضات داخلی و حمایت از گروه‌های اپوزیسیون، بی‌ثباتی در داخل ایران ایجاد شود. با این حال فضای اجتماعی پس از حملات و همبستگی عمومی مانع مهمی در برابر تحقق این سناریو محسوب می‌شود.

2️⃣فروپاشی

🔸در این سناریو دشمنان ایران تلاش می‌کنند با استفاده از گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریستی، نوعی جنگ داخلی را در کشور ایجاد کنند. تحرکات برخی گروهک‌ها در مناطق مرزی نشانه‌هایی از آمادگی برای چنین سناریویی است. با این حال، آمادگی نهادهای امنیتی ایران و نگرانی برخی کشورهای منطقه از بی‌ثباتی گسترده در ایران اجرای این سناریو را با محدودیت‌های جدی مواجه کرده است.

3️⃣مهار


🔸در این سناریو، آمریکا تلاش می‌کند با تأثیرگذاری بر روند تعیین رهبری آینده، زمینه روی کار آمدن رهبری با رویکرد تعامل‌گرایانه‌تر با غرب را فراهم کند. هدف نهایی این سناریو محدودسازی برنامه هسته‌ای و موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران است. با این حال ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، ترکیب مجلس خبرگان و حمایت اجتماعی از ادامه مسیر رهبری شهید، موانع مهمی برای تحقق چنین سناریویی محسوب می‌شوند.

4️⃣آتش‌بس

🔸در این سناریو با میانجی‌گری بازیگران بین‌المللی یا با اعلام پیروزی و خروج یکجانبه آمریکا جنگ به آتش‌بس منتهی می‌شود. محدودیت‌های نظامی و اقتصادی همه طرف‌ها می‌تواند زمینه چنین آتش‌بسی را فراهم کند. با وجود اینکه این سناریو نسبت به براندازی، فروپاشی و مهار برای دشمن مطلوبیت کمتری دارد اما در مقطع فعلی به نفع ایران نیز نیست؛ چرا که در سایر جبهه‌ها مانند لبنان یا عراق تنش‌ها ادامه می‌‌یابد و با تحریک ناآرامی‌های داخلی یا تحرکات مرزی فشارها علیه ایران حفظ خواهد شد و سایه جنگ مجدد همچنان بر سر ایران می‌ماند.

5️⃣توافق

🔸در این سناریو ایران و آمریکا به یک توافق سیاسی درباره برخی موضوعات مورد مناقشه دست می‌یابند و بخشی از مطلوبیت‌های خود را محقق می‌کنند.‌ این سناریو در کوتاه‌مدت قابل تحقق نیست و در آن اگر چه آمریکا و متحدان با وجود ضربات سنگین نمی‌توانند ایران را وادار به دادن امتیازاتی بیش از آنچه قبل از جنگ حاضر بود بدهد کنند. در این حالت، ایران با تحمیل هزینه‌های جنگ به آمریکا و متحدانش و احیای بازدارندگی خود آنها را به عقب‌نشینی وادار می‌کند. با این حال اینکه توافق احتمالی شامل چه مفادی باشد و داده و ستانده ایران در این توافق چه باشد به توان زورآزمایی در نبرد و آستانه تاب‌آوری طرفین در برابر انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز بستگی دارد.

💢جمع‌بندی

بر اساس ارزیابی سناریوها، احتمال تحقق براندازی و فروپاشی بسیار اندک، احتمال مهار اندک و احتمال نبرد فرسایشی و توافق متوسط و ارزیابی می‌شود. در میان گزینه‌ها، سناریوی آتش‌بس بیشترین احتمال وقوع را دارد، هرچند از نظر تأمین کامل منافع امنیتی ایران ایده‌آل نیست. در مقابل، سناریوی توافق بیشترین مطلوبیت را برای ایران دارد، اما تحقق آن در کوتاه‌مدت دشوار به نظر می‌رسد و نیازمند افزایش هزینه‌های جنگ برای آمریکا و تغییر شرایط راهبردی است.

برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍93🔥1
💢انفجار قیمت نفت با گشایش بازارها و زمزمه آزادسازی ذخایر راهبردی توسط اعضای گروه ۷

🔹با گشایش بازارهای بین‌المللی و تداوم انسداد در تنگه هرمز، قیمت نفت برای اولین بار از ژوئیه ۲۰۲۲ به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید. روزنامه کره‌ای «کوبیسی لتر» در یادداشتی پیش از گشایش بازارها به این نکته مهم اشاره کرد که «در آخرین جهش نفتی مشابه (جنگ اوکراین) کاهش تولید مورد انتظار از سوی روسیه تحقق نیافت و در عین حال، نفت به رقم ۱۳۰ دلار در هر بشکه رسید.»

🔹در جنگ اخیر و پیش از آنکه درگیری‌ها به اصابت مستقیم به زیرساخت برسد، دستکم ۳ میلیون بشکه نفت عراق از مدار تولید خارج شده است و کویت نیز ۲.۵ میلیون بشکه تولید خود را به سبب اتمام ظرفیت انبارش نفت متوقف کرده است. تخمین ۲۱۵ دلاری «وال‌استریت ژورنال» برای قیمت نفت در صورت تداوم شرایط کنونی و خبر «فایننشال تایمز» مبنی بر گفتگوی وزرای دارایی کشورهای گروه-۷ درباره آزادسازی ذخایر نفتی و اشاره به تاکید آمریکایی‌ها بر لزوم آزادسازی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون بشکه از این ذخایر نمودی از چشم‌انداز مبهم و مشوش بازار انرژی در ادامه جنگ است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍2🔥1
💢چرا تصاعد تنش به نفع ایران است؟

🔹حمله مشترک آمریکا و اسرائیل با وجود موفقیت نظامی اولیه نتوانست جنگ را محدود نگه دارد، زیرا ایران با راهبرد «تصاعد افقی» دامنه درگیری را به سراسر خلیج فارس گسترش داد و با هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا، زیرساخت‌های منطقه و مسیرهای انرژی، هزینه‌های جنگ را برای کشورهای بیشتری افزایش داد. ایران می‌داند توان نظامی آن برای مقابله مستقیم با آمریکا و اسرائیل کافی نیست؛ بنابراین به جای صرفاً تصاعد عمودی (پاسخ مستقیم نظامی به آمریکا و اسرائیل)، تلاش می‌کند جغرافیای درگیری را گسترش دهد تا هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی جنگ بالا برود.

🔹در این راهبرد، کشورهای منطقه که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند نیز در معرض خطر قرار می‌گیرند و همین مسئله فشار سیاسی و اقتصادی بر دولت‌های متحد آمریکا را افزایش می‌دهد. تجربه‌های تاریخی مانند جنگ ویتنام و جنگ کوزوو نشان می‌دهد که برتری هوایی و حملات دقیق لزوماً به پیروزی سیاسی سریع منجر نمی‌شود، زیرا طرف ضعیف‌تر می‌تواند با طولانی کردن جنگ و گسترش دامنه آن، معادلات سیاسی را تغییر دهد.

🔹در نتیجه، آمریکا اکنون با دو گزینه دشوار روبه‌روست: تشدید جنگ و ورود به یک درگیری طولانی یا پایان دادن به جنگ با پذیرش هزینه سیاسی کوتاه‌مدت.

🔹حملات آمریکا و اسرائیل نشان‌دهنده موفقیت تاکتیکی بود. با این حال، موفقیت تاکتیکی به معنای راهبرد نیست. پاسخ ایران—که از نظر جغرافیایی گسترده، از نظر اقتصادی اخلال‌گر و از نظر سیاسی حساب‌شده است—با هدف تغییر دادن ساختار درگیری انجام می‌شود. تهران با گسترش میدان نبرد و طولانی کردن جنگ، در حال تبدیل این جنگ از نبردی بر سر توانایی‌های نظامی به رقابتی بر سر تاب‌آوری و استقامت سیاسی است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍3🔥1
🌐الگوی حمله آمریکا و اسرائیل به اهداف جمعیتی چگونه است؟

#مطالعات_آمریکا
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸هشدار اخیر سنتکام به غیرنظامیان در ایران که مدعی استفاده ایران از مناطق مسکونی برای عملیات نظامی است، می‌تواند زمینه‌سازی برای حملات نامشروع مجدد به مناطق جمعیتی پس از حمله به مدرسه دخترانه در میناب تلقی شود. این یادداشت با مرور سوابق تاریخی، الگوی رفتاری آمریکا و اسرائیل در هدف قرار دادن مناطق جمعیتی را بررسی می‌کند.

💢سوابق آمریکا


🔹آمریکا در جنگ‌هایی که عمدتاً بر قدرت هوایی متکی بوده تلفات غیرنظامی کمتری نسبت به جنگ‌های با حضور گسترده نیروی زمینی گرفته است، اما این موضوع به معنای خودداری از حمله به زیرساخت‌ها و جمعیت غیرنظامی نیست. در جنگ یوگوسلاوی و لیبی، آمریکا برای تحت فشار قرار دادن دولت‌ و فلج کردن توان اداره کشور هدف، زیرساخت‌های حیاتی مانند مسیرهای حمل‌ونقل، تأسیسات انرژی و حتی مراکز رسانه‌ای را هدف قرار می‌داد. این حملات با این توجیه انجام می‌شد که این مراکز کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی دارند.

🔹در ابتدا تلاش می‌شود با حمله به اهداف نظامی و تحریک افکار عمومی داخلی، زمینه تغییر حکومت فراهم شود و در صورت عدم تحقق آن، حمله به زیرساخت‌ها و جمعیت غیرنظامی برای ایجاد فشار اجتماعی در دستور کار قرار می‌گیرد. همچنین زمانی که آمریکا در جنگ‌های نامتقارن با مقاومت شدید مواجه شود برای ایجاد «موازنه وحشت» به حملات گسترده به مناطق غیرنظامی روی می‌آورد. این الگو در جنگ ویتنام مشاهده شد. در شرایطی دیگر، زمانی که نیروهای ویژه آمریکا قصد انجام عملیات در مناطق شهری (مانند فلوجه عراق در سال 2004) را داشته باشند نیروی هوایی با حملات گسترده از آنها پشتیبانی می‌کند که به کشته شدن تعداد بالای غیرنظامیان منجر می‌شود.

💢سوابق اسرائیل


🔹رفتار اسرائیل نیز الگوی نسبتاً مشابهی البته با شدت بیشتر حملات و تعداد بسیار بیشتر غیرنظامیان را نشان می‌دهد. در جنگ لبنان ۲۰۰۶ ابتدا حملات گسترده‌ای به زیرساخت‌ها مانند فرودگاه بیروت، پل‌ها و جاده‌ها صورت گرفت. سپس با ادامه جنگ، حملات به مناطق شهری در جنوب لبنان و حومه بیروت افزایش یافت و در مراحل پایانی پیش از آتش‌بس، حملات به مراکز جمعیتی شدت بیشتری پیدا کرد.

🔹همین روند در جنگ‌های مختلف غزه نیز مشاهده شده است. در جنگ ۲۰۰۸–۲۰۰۹ و همچنین در جنگ ۲۰۱۴ غزه ابتدا حملات هوایی گسترده انجام شد، سپس عملیات زمینی و درگیری‌های شهری آغاز گردید و در مراحل پایانی جنگ، حملات شدیدتری علیه مناطق شهری صورت گرفت. در جنگ غزه ۲۰۲۳ نیز پس از عملیات طوفان الاقصی همین الگو تکرار شد: ابتدا بمباران‌های وسیع هوایی (از جمله بیمارستان معمدانی)، سپس عملیات زمینی و در نهایت تشدید فشار انسانی در مرحله پایانی.

💢الگوی سه مرحله‌ای

🔹بررسی رفتار جنگی آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که حملات به اهداف جمعیتی معمولاً در قالب یک الگوی سه مرحله‌ای انجام می‌شود:

1️⃣فاز شوک و رعب

🔹در روزهای نخست جنگ، حجم بالایی از حملات هوایی علیه مراکز شهری یا زیرساخت‌های مهم انجام می‌شود. هدف از این حملات ایجاد شوک روانی، فلج کردن ساختار فرماندهی و شکستن سریع اراده مقاومت عنوان می‌شود.

2️⃣مرحله فشار اجتماعی

🔹اگر اهداف اولیه جنگ محقق نشود حملات به زیرساخت‌های اقتصادی و شهری افزایش می‌یابد. در این مرحله هدف اعلامی قطع لجستیک و کاهش توان اداره جنگ توسط حریف عنوان می‌شود اما در عمل به دلیل قرار داشتن این زیرساخت‌ها در محیط‌های شهری، جمعیت غیرنظامی در معرض حملات قرار می‌گیرد.

3️⃣مرحله پیش از آتش‌بس

🔹در مراحل پایانی جنگ و پیش از مذاکرات آتش‌بس، حملات شدیدتری از جمله مناطق جمعیتی انجام می‌شود تا طرف مقابل برای پذیرش توافق تحت فشار قرار گیرد.

💢جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی

🔹این الگو در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران نیز قابل مشاهده است. در شب نخست حمله، همزمان با ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای، یک مجتمع مسکونی در شهرک شهید چمران هدف قرار گرفت که منجر به شهادت نزدیک به 100 غیرنظامی شد. در مرحله پایانی نیز حمله به زندان اوین را علاوه بر سیگنال به اپوزیسیون می‌توان نمونه‌ای از حملات به اهداف جمعیتی با هدف فشار برای پایان جنگ دانست.

در جنگ اخیر نیز حمله به مدرسه میناب را باید آگاهانه و در چارچوب مرحله شوک و فروپاشی روانی دانست. اکنون با قرار گرفتن دشمن در بن‌بست نظامی، احتمال افزایش حملات به زیرساخت‌های شهری و اقتصادی در راستای ایجاد فشار اجتماعی برای سوق دادن ایران به تسلیم وجود دارد؛ اقداماتی که می‌تواند به افزایش شهدای غیرنظامی منجر شود. در نهایت، زمانی که آمریکا و اسرائیل به این نتیجه برسند که ادامه جنگ پرهزینه است، احتمال تشدید حملات به مراکز جمعیتی برای وادار کردن ایران به پایان جنگ وجود خواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71🔥1
💢سرایت بحران انرژی به جنوب و شرق آسیا

🔹با افت شدید صادرات نفت از تنگه هرمز، کشورهای جنوب و شرق آسیا از نظر تامین سوخت موردنیاز شهروندان در تنگنا قرار گرفته اند. به گزارش «اکونومیست» خلیج فارس 40 تا 80 درصد از واردات نفت خام چین، هند، ژاپن و کره جنوبی را تامین می‌کند و این کشورها در معرض خطر اتمام سوخت قرار دارند و در روزهای گذشته، دولت‌های تایلند، ویتنام، پاکستان و بنگلادش برای مدیریت مصرف سوخت دست به تعطیلی یا اعلام دورکاری کارمندان زده‌اند.

🔹در حال حاضر، بیش از 6 میلیون بشکه از تولید نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس کاسته شده است و صادرات نفت از تنگه هرمز تقریبا متوقف است. عربستان سعودی تولید نفت خود را 2 تا 2.5 میلیون بشکه کاهش داده است. تولید نفت در عراق حدود 2.9 میلیون بشکه و در کویت و امارات نیز در مجموع بیش از یک میلیون بشکه کاهش یافته است. رئیس اجرایی شرکت نفتی «آرامکو» عربستان با هشدار درباره عواقب طولانی‌تر شدن این جنگ، اعلام نموده که تا این لحظه بیش از 180 میلیون بشکه نفت صادراتی در منطقه از جنگ متاثر شده‌اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍2🔥1
💢جنگ با ایران و شکاف در جمهوری‌خواهان

🔹تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با ایران در حمایت از اسرائیل می‌تواند شکاف مهمی در درون حزب جمهوری‌خواه ایجاد کند؛ شکافی که احتمالاً در انتخابات میان‌دوره‌ای و رقابت ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ خود را بیشتر نشان خواهد داد. نشانه‌های این اختلاف از هم‌اکنون دیده می‌شود.

🔹برخی چهره‌های رسانه‌ای تأثیرگذار محافظه‌کار با میلیون‌ها دنبال‌کننده در جریان ماگا (Make America Great Again) مانند کندیس اوونز، نیک فوئنتس و تاکر کارلسون به‌طور فزاینده‌ای از سیاست‌های دولت ترامپ در قبال اسرائیل انتقاد می‌کنند. حتی فوئنتس حمله آمریکا به ایران را نقطه گسست دانسته و از هوادارانش خواسته از جریان اصلی ماگا فاصله بگیرند. در همین حال، برخی جمهوری‌خواهان مانند مارجری تیلور گرین، عضو سابق مجلس نمایندگان نیز حمایت بی‌قید و شرط ترامپ از اسرائیل را مغایر با شعار «اول آمریکا» دانسته و آن را «اول اسرائیل» توصیف کرده‌اند.

🔹حمایت جمهوری‌خواهان از اسرائیل همچنان بالاست، اما در حال کاهش است. بر اساس نظرسنجی گالوپ، در حالی که ۷۰ درصد از جمهوری‌خواهانِ حزب ترامپ همچنان طرف اسرائیل را می‌گیرند، این میزان با کاهش ۱۰ واحد درصدی به «پایین‌ترین سطح خود از سال ۲۰۰۴» رسیده است. اختلافات داخلی در حزب جمهوری‌خواه درباره میزان و ماهیت حمایت از اسرائیل در حال عمیق‌تر شدن است؛ شکافی که ممکن است در آینده سیاست داخلی آمریکا تأثیرات مهمی بگذارد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍3🔥1
🌐آزمون چین در جنگ رمضان!

#مطالعات_چین
#تحلیل_کوتاه
#چین

🔸در جنگ دوازده روزه، چین با اتخاذ موضعی قاطع، ضمن مخالفت با نقض حاکمیت ایران و پیشنهاد طرح چهارماده‌ای آتش‌بس در شورای امنیت، خواستار خویشتنداری و کاهش تنش در منطقه شد. متعاقباً، در اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز تجاوز نظامی به ایران، چین مجدداً ضمن محکومیت این اقدام بر اصول کلان سیاست خارجی خود مبنی بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی تأکید کرد.

💢از بیانیه‌های محکومیت تا تحرکات چندجانبه

🔹از لحظه آغاز حملات نظامی اخیر به ایران چین در تمامی سطوح دیپلماتیک از جمله وزارت خارجه، نمایندگی سازمان ملل و شخص وانگ یی، موضعی یکپارچه و قاطع در محکومیت این اقدام و نقض منشور سازمان ملل اتخاذ کرد. پکن با تأکید بر لزوم احترام مطلق به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران، توقف فوری عملیات نظامی و پرهیز از گسترش تنش‌ها را خواستار شد و این موضع در شورای امنیت، تماس هماهنگ با روسیه و بیانیه سازمان همکاری شانگهای نمود یافت.

🔹چین علاوه بر اعلام تسلیت به ایران و حمایت از حق دفاع مشروع تهران، در گفت‌وگو با وزرای خارجه فرانسه و اسرائیل هشدار داد که استفاده از زور تنها بحران را پیچیده‌تر می‌کند و راه‌حل باید دیپلماتیک باشد. تا ۱۷ اسفند، تمرکز پکن بر حفظ دستاوردهای دیپلماسی هسته‌ای، دفاع از حق صلح‌آمیز هسته‌ای و محکومیت حمله به تأسیسات تحت پادمان ادامه یافت. در همین چارچوب، چین با اعزام نماینده ویژه به خاورمیانه و رایزنی با عربستان و امارات بر حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی تأکید کرد. مجموعه این اقدامات، بازتاب عملی ابتکار امنیت جهانی شی و اصول پنج‌گانه وانگ‌یی بود.

💢کنشگری در منطقه خاکستری

🔹چین بدون ورود مستقیم به رویارویی نظامی، شبکه‌ای از حمایت‌های فناورانه، اطلاعاتی و اقتصادی را به کار گرفته است؛ شاخص‌ترین این اقدامات، درهم‌شکستن انحصار اطلاعاتی و سانسور رسانه‌ای غرب از طریق انتشار تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا (توسط شرکت‌های تجاری نظیر ارائه‌دهندگان ماهواره‌های جیلین-۱) از خسارات وارده به پایگاه‌های نواتیم و رامون بود که عملاً به عنوان تاییدیه ارزیابی خسارت نبرد برای ایران عمل کرد و در کنار آن، ادعاهای فنی متعددی مطرح شد که نشان می‌داد پکن با باز گذاشتن دسترسی ایران به سیگنال‌های دقیق سامانه ناوبری بیدو (BeiDou)، تلاش‌های ناوگان پنجم آمریکا برای ایجاد اختلال و فریب روی سیستم‌های جی پی اس را خنثی کرده و دقت پهپادها و موشک‌های ایرانی را حفظ نموده است.

🔹افزون بر این، در حالی که شایعاتی مبنی بر انتقال قطعات حساس الکترونیکی دارای کاربرد دوگانه برای تعمیر رادارهای پدافندی از طریق پروازهای ترابری ایلوشین در رسانه‌ها مطرح و بلافاصله تکذیب شد، گزارش‌های موثق‌تری از حوزه امنیت سایبری نشان داد که سرورها و زیرساخت‌های فناوری چینی با فیلتر کردن الگوهای ترافیکی مخرب، به عنوان یک سپر سایبری در دفع حملات سنگین علیه شبکه‌های توزیع برق و گاز ایران نقش‌آفرینی کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در عرصه جنگ اقتصادی، پکن با نادیده گرفتن کامل تهدیدات آمریکا مبنی بر اعمال محاصره دریایی و پروژه خفگی اقتصادی، روند پهلوگیری و تخلیه نفتکش‌های ایرانی در بنادر شرقی خود را به شدت تسریع بخشید تا شریان مالی و نقدینگی حیاتی برای تداوم تامین مالی جنگ ایران را تضمین کند و بدین ترتیب، کفه ترازوی این نبرد را در لایه‌های خاکستری و غیرمستقیم متعادل سازد.

💢آزمون چین

🔹پرسش اصلی این است که آیا کنشگری چین با جایگاهی که برای خود به‌عنوان یک قدرت بزرگ و قدرت مسئول در حال ظهور تعریف کرده، هم‌خوان است یا نه. در حالی‌که آمریکا با بازتعریف نظم بین‌المللی مبتنی بر اتحاد و شبکه‌سازی امنیتی، مدل مشارکت‌محور چین را به چالش می‌کشد، اقدامات پکن عمدتا به بیانیه‌های دیپلماتیک، تلاش سیاسی در سازمان ملل و حمایت‌های اقتصادی و فناورانه محدود مانده است. فروپاشی یا تضعیف دولت‌های همسو با چین مانند سوریه و ونزوئلا و فشار فزاینده برای تغییر رژیم در ایران بخشی از تلاش واشنگتن برای اثبات کارآمدی نظم اتحادمحور و ارسال پیامی به متحدان خود است که حاضر است برای حمایت از آنان هزینه دهد.

واکنش منفعلانه چین شکافی میان جایگاه ادعایی و نقش واقعی آن پدید می‌آورد. در سطح گفتمانی نیز، چنین محدودیتی اعتبار چارچوب‌های هنجاری چین از رویای چینی تا جامعه بشری با آینده مشترک را تضعیف می‌کند، زیرا رویکرد عمل‌گرایانه و منفعت‌محورش بر خلاف انتظارات شرکا، ضمانت امنیتی مؤثری ارائه نمی‌دهد. در این میان، نوع و میزان پاسخ ایران به آمریکا نیز در برداشت کشورهای جهان و مخصوصا منطقه اثرگذار است؛ به گونه‌ای که اگر ایران هزینه‌های سنگینی تحمیل کند، کشورها ممکن است به خوداتکایی یا موازنه میان شرق و غرب گرایش یابند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍3🔥1😁1
🌐سیاست ابهام اسرائیل در خصوص میزان رهگیری موشک‌های ایران

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
#ایران_اسرائیل

🔸یکی از اصلی‌ترین سیاست‌هایی که رژیم صهیونیستی در طول جنگ‌های مختلف همواره از آن بهره برده است، سیاست سانسور و ابهام در انتشار و ارائه اطلاعات در خصوص صدمات و تلفات خود بوده است. اما در جنگ اخیر با ایران، این سیاست تشدید شده و اکنون ارتش رژیم برخلاف جنگ ۱۲ روزه،‌ حتی هیچ آماری در قبال نرخ رهگیری موشک‌های پرتاب شده نیز به روزرسانی نمی‌کند.

💢تاریخچه سیاست سانسور در اسرائیل

🔹در سال ۱۹۴۵ و در دوره قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، قانونی با عنوان «مقررات اضطراری» تصویب شد که به موجب این قانون، مقامات انگلستان می‌توانستند مانع از انتشار اخبار حوزه امنیتی در اراضی فلسطینی شوند. پس از تأسیس رژیم اسرائیل، این قانون حفظ شده و در ادامه با مقررات سختگیرانه‌تری تکمیل شد. این فرآیند منجر به شکل گیری یک نظام رسمی و گسترده سانسور نظامی در اسرائیل شد. بر همین اساس، اکنون رسانه‌ها در اسرائیل موظف‌اند تا مطالب مرتبط با امنیت ملی را پیش از انتشار به اداره سانسور نظامی اسرائیل که زیر نظر وزارت جنگ رژیم فعالیت می‌کند، ارسال کنند و پس از تایید این اداره، این مطالب اجازه انتشار خواهند داشت و در صورت تخلف، این رسانه‌ها با مجازات‌های سنگین مواجه خواهند شد. این محدودیت‌ها در سال‌های اخیر تشدید شده و اکنون حتی شامل انتشار تصاویر خسارات توسط افراد در فضای مجازی نیز می‌شود.

💢تشدید سانسورها پس از طوفان الاقصی

🔹پس از آغاز عملیات طوفان‌الاقصی، انتشار هرگونه خبری درباره عملیات‌های گروه‌های مقاومت و تلفات اسرائیل بدون اخذ مجوز از اداره سانسور نظامی، ممنوع اعلام شد. در سال ۲۰۲۴ نیز با تصویب قانون الجزیره در کنست، فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران خارجی در اراضی اشغالی و غزه به شدت محدود گردید. سیاست سانسور در این دوره با انتقاد برخی رسانه‌های رژیم مانند روزنامه هاآرتص و یدیعوت آحارونوت مواجه شد. هاآرتص ضمن انتقاد از این سیاست، با انتشار گزارشی مدعی شد که برخلاف داده‌های ارتش اسرائیل که تعداد زخمی‌های رژیم را در سه ماهه اول جنگ طوفان‎‌الاقصی، ۱۵۹۳ نفر اعلام کرده است، گزارشات جمع آوری شده از بیمارستان‌ها توسط وزارت بهداشت حاکی از این است که ۱۰۵۴۸ نفر در این بازه زمانی زخمی شده اند. پس از این گزارش، روزنامه هاآرتص مورد تحریم دولتی قرار گرفت.

💢سانسور اخبار در جنگ با ایران

🔹در جریان جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل محدودیت‌های شدیدی بر پوشش رسانه‌ای حملات ایران اعمال کرد. بر اساس اعلام دفتر مطبوعاتی دولت، انتشار هرگونه گزارشی از مناطق هدف قرار گرفته شده توسط موشک‌های ایران تنها با مجوز کتبی اداره سانسور نظامی ممکن بوده و خبرنگاران خارجی نیز از تهیه گزارش از این مناطق منع شدند.

🔹در دور اخیر درگیری‌ها میان ایران و اسرائیل نیز، محدودیت‌های رسانه‌ای بیش از گذشته تشدید شده است. در این دوره، ارتش اسرائیل هیچ اطلاعاتی درباره نوع و تعداد موشک‌های شلیک‌شده از سوی ایران، نحوه رهگیری آن‌ها و میزان موفقیت سامانه‌های پدافندی منتشر نمی‌کند و برخلاف جنگ ۱۲ روزه، آماری از حملات موشکی، پهپادی و راکتی و درصد رهگیری آن‌ها نیز ارائه نمی‌دهد. این رویکرد می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد:

1️⃣جلوگیری از افشای ضعف های امنیتی

🔹یکی از دلایل اصلی عدم انتشار آمار و تصاویر دقیق از محل اصابت موشک‌ها و میزان رهگیری آن‌ها، جلوگیری از افشای اطلاعات امنیتی است؛ زیرا انتشار این داده‌ها می‌تواند به ایران در شناسایی نقاط آسیب‌پذیر، ارزیابی کارایی سامانه‌های پدافندی، میزان آسیب‌پذیری رژیم در قبال موشک‌های ایرانی، تعیین دقیق‌تر اهداف در حملات بعدی و... کمک کند.

2️⃣کاهش جدی ذخایر موشک‌های پدافندی

🔹پس از حملات گسترده ایران و حزب‌الله به اسرائیل و آسیب دیدن برخی رادارهای هشدار زودهنگام سامانه‌های پدافندی، اکنون به نظر می‌رسد اسرائیل با چالش‌های جدی در حوزه دفاعی مواجه شده و با توجه به کاهش ذخایر موشک‌های پدافندی، اکنون سران رژیم برای جلوگیری از ارزیابی ایران از وضعیت پدافندی و ذخایر موشک‌های پدافندی، آمار مربوط به رهگیری موشک‌های ایرانی را منتشر یا به‌روزرسانی نمی‌کنند.

3️⃣مدیریت افکار عمومی داخلی

انتشار تصاویر محل اصابت موشک‌ها، ارائه آمار دقیق در خصوص نرخ رهگیری و ارائه آمار دقیق تلفات می‌تواند چهره برنده‌ای که رژیم از خود در جنگ با ایران در رسانه‌های داخلی ترسیم کرده را به کلی تخریب و موجب افزایش ترس و کاهش تاب‌آوری اجتماعی در اراضی اشغالی شود. به همین دلیل، برای جلوگیری از پیامدهای اجتماعی و سیاسی، آمار رهگیری‌ها منتشر نشده و اجازه انتشار تصاویر محل‌های مورد اصابت نیز صادر نمی‌شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52😐2
🌐چرا افکار عمومی آمریکا جنگ را متوقف نکرده است؟

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تحلیل_کوتاه
#واشنگتن #ایران

🔸یکی از واقعیت‌های جنگ آمریکا علیه ایران این است که اکثریت مردم آمریکا مخالف چنین جنگی هستند و نظرسنجی‌های متعددی این موضوع را نشان می‌دهد. با این وجود، این موضوع نه تنها مانع از وقوع جنگ نشد بلکه هنوز به میزانی بر ترامپ فشار نیاورده است تا جنگ را خاتمه دهد. چنین انتظاری از افکار عمومی آمریکا ریشه در ملاحظه‌نکردن پیچیدگی‌های جامعه آمریکا و چگونگی مواجه آن با مسائل سیاست خارجی است.

🔹پیش هر چیز باید دانست اگرچه اکثریت جامعه آمریکا مخالف جنگ است، اما جمهوری‌خواهان همچنان از آن حمایت می‌کند. و در مقایسه با دموکرات‌ها و مستقلین حتی پس از جنگ افزایش نیز یافته است. طبق آخرین نظرسنجی ایپسوس، میزان مخالفت رأی‌دهندگان دموکرات و مستقل با جنگ به ارقام ۷۶٪ و ۴۷٪ رسیده است. این در حالی است که در گزارش این مؤسسه پیش از جنگ این ارقام ۷۴٪ و ۴۴٪ بودند. اما میزان حمایت جمهوری‌خواهان از ۵۵٪ به ۶۶٪ افزایش یافته است و تنها ۱۱٪ آنان مخالف جنگ هستند.

🔹افزون بر این، در میان رأی‌دهندگان مستقل نیز -که در انتخابات نقشی تعیین‌کننده دارند- دو دوقطبی را مشاهده می‌کنیم. حدوداً نیمی از آنان مخالف و نیمی دیگر موافق جنگ یا مردد هستند. به عبارت دیگر، ترامپ هنوز از سمت این قشر چندان احساس خطر نمی‌کند و این ارزیابی را دارد ظرف چندماه باقی‌مانده تا انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند حمایت آنان را بدست آورد.

🔹نکته دیگر در خصوص جامعه آمریکا، اهمیت اندکی است که آن‌ها به سیاست خارجی و به طور خاص جنگ ایران می‌دهد. آمریکایی‌ها به ندرت اخبار سیاست خارجی را دنبال کرده و طبق نظرسنجی‌ها در اوج تنش میان ایران و آمریکا تنها نیمی از آنان اخبار جنگ را پیگیری می‌کنند. پیش از جنگ حتی تعداد بسیار کمتری از آنان چنین اخباری را می‌خواندند. در این میان، بخش بسیار کوچک‌تری به طور فعال به جنگ واکنش نشان می‌دهند، همچون تظاهرات‌های کوچکی که در شهرهای مختلف علیه ترامپ به راه افتاده است.

🔹البته این به معنای سکوت دائمی جامعه نیست، بلکه آن را پیچیده‌تر و مشروط می‌کند. بخش قابل توجهی از آمریکاییان (مخصوصاً رأی‌دهندگان مستقل) به معیشت خود و اقتصاد کشور اهمیت می‌دهند و اگر سیاست خارجی آمریکا به نحوی بر روی این حوزه اثر بگذارد مردم به آن واکنش نشان خواهند داد. جنگ با ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کرده است؛ چراکه می‌خواهد با افزایش قیمت نفت، تورم در آمریکا را افزایش داده و جامعه آمریکا را علیه سیاست خارجی ترامپ بسیج کند.

🔹با این وجود و علی‌رغم افزایش قیمت بنزین در برخی ایالات، آثار تورمی جنگ بر زندگی آمریکایی‌ها هنوز به مرحله بحرانی نرسیده است که ترامپ فشار شدیدی از سمت جامعه احساس کند؛ زیرا آمریکا ابزارهای موقت برای مدیریت قیمت جهانی نفت دارد. جمهوری‌خواهان موج رسانه‌ای گسترده‌ای را نیز آغاز کرده‌اند مبنی بر اینکه این جنگ «دردی کوتاه‌مدت برای دستاورد بلندمدت» است. به عبارت دیگر، دولت ترامپ می‌کوشد جامعه را قانع کند جنگ به زودی پایان خواهد یافت و خانواده‌های آمریکایی نباید نگران هزینه‌های زندگی خود در بلندمدت باشند. افزون بر این، آمریکا هنوز در جنگ تلفات بالایی نداده و زیرساخت‌های نظامی‌اش آسیب جدی ندیده است تا حساسیت جامعه را برانگیزد.

🔹اما ترامپ نمی‌تواند برای مدت طولانی افکار عمومی را مدیریت کند، مخصوصاً اگر تنش در تنگه هرمز و تأسیسات نفتی منطقه بسیار بیشتر از یک ماه به طول بیانجامد. جامعه آمریکا -حتی بخشی از جمهوری‌خواهان- نیز همیشه در وضعیت منفعل باقی نخواهد ماند و ممکن است در آینده فشارهای بیشتری بر دولت و منتخبین خود در کنگره وارد کنند تا جنگ خاتمه پیدا کند. بخشی از جمهوری‌خواهان در سنا و مجلس نمایندگان از ایالات چرخشی انتخاب شده‌اند. این یعنی بخشی مهمی از رأی‌دهندگان آنان مستقل یا حتی دموکرات بوده‌اند. در صورت فشار از سمت رأی‌دهندگان، این سناتورها و نمایندگان جمهوری‌خواه در این ایالات که می‌خواهند در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوند، به ناچار در برابر ترامپ قرار خواهند گرفت.

اکثریت افکار عمومی آمریکا با جنگ علیه ایران مخالف است، اما چند عامل مانع تبدیل این مخالفت به فشار سیاسی مؤثر شده است: حمایت پایگاه رأی جمهوری‌خواهان از جنگ، دوگانگی در میان رأی‌دهندگان مستقل، توجه محدود جامعه آمریکا به سیاست خارجی و نبود پیامدهای اقتصادی شدید در زندگی روزمره مردم. در چنین شرایطی، دولت ترامپ هنوز با فشار اجتماعی تعیین‌کننده‌ای روبه‌رو نشده و می‌کوشد با تأکید بر موقتی بودن هزینه‌های جنگ، حمایت یا تحمل افکار عمومی را حفظ کند. هرچند تلاش‌ها برای آرام‌نگه‌داشتن جامعه دوام طولانی نخواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1👏1
🌐ترامپ و نتانیاهو مقاصد متفاوتی از جنگ با ایران دارند!
▪️ نیویورک‌تایمز

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو
#آمریکا #اسرائیل
#ایران

🔸به نظر می‌رسد اهداف ترامپ در پیوستن به جنگ علیه ایران، اهداف بلندمدت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را تضعیف می‌کند. در حالی که ترامپ در روزهای اخیر گفته است که اهداف نظامی آمریکا تقریباً کامل شده است، اسرائیل پایان دادن به جمهوری اسلامی و از بین بردن نفوذ منطقه‌ای آن را دنبال می‌کند. به طور خلاصه، ترامپ می‌خواهد ایران را تسلیم کند؛ اما نتانیاهو به دنبال درهم‌شکستن آن است.

🔹در حال حاضر منافع رهبران عمدتاً همسو است. با ورود کارزار هوایی به اواسط هفته دوم خود، ارتش‌های اسرائیل و آمریکا همچنان به حملات خود علیه اهدافی در ایران ادامه می‌دهند. اهداف ایالات متحده و اسرائیل در کوتاه مدت همپوشانی دارند: نابودی موشک‌ها، برنامه هسته‌ای، نیروی دریایی، تولید سلاح و فرماندهی و کنترل نظامی ایران.

🔹اما اگر ایالات متحده می‌خواهد از یک جنگ طولانی دیگر اجتناب کند، باید تضاد دیدگاه‌های خود را با اسرائیل در مورد پیروزی بلندمدت حل کند. حملات مداوم به چندین سطح رهبری و زیرساخت‌ها، مطمئن‌ترین راه برای انجام نوعی از عملیات ملت‌سازی طولانی‌مدت است که ترامپ سال‌ها از آن انتقاد می‌کرد. طبق گزارش‌ها، مقامات کاخ سفید از سوختن تاسیسات نفتی در تهران نگران بودند. البته نه فقط به دلیل قیمت نفت، بلکه این صحنه، هرج‌ومرج کنترل نشده عراق و افغانستان را تداعی می‌کرد.

🔹پیت هگست، وزیر دفاع، این هفته تلاش کرد تا این ماجراجویی نظامی را از مأموریت ملت‌سازی در ایران متمایز کند. او روز سه‌شنبه در یک جلسه توجیهی پنتاگون گفت: «این سال ۲۰۰۳ نیست. این ملت‌سازی بی‌پایان در آن نوع باتلاق‌هایی که در دوران بوش یا اوباما دیدیم، نیست.» ترامپ نیز در روزهای اخیر اظهار داشته است که نقش ایالات متحده در جنگ می‌تواند به پایان خود نزدیک شود زیرا به ادعای او، بخش زیادی از ظرفیت نظامی ایران نابود شده است. اما این چیزی نبود که در ابتدا او را به تهدید نظامی ایران تحریک کرد. رئیس جمهور ابتدا اعتراضات در ایران را به عنوان توجیهی برای اقدام نظامی ذکر کرد. از آن زمان، او و مقامات دولت فهرستی طولانی از دلایل گوناگون برای این کارزار ارائه داده‌اند: برنامه هسته‌ای، تولید موشک، کشتی‌های نیروی دریایی و - عجیب‌ترین آنها - پیشگیری از انتقام ایران از اقدام نظامی اسرائیل.

🔹مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، هفته گذشته مدعی شد ایالات متحده به این دلیل اقدام کرده است که می‌دانسته حمله اسرائیل باعث می‌شود ایران به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کند. آمریکایی‌ها عادت ندارند بشنوند که رئیس جمهورشان توسط رهبر دولت دیگری به جنگ هدایت شده است. چه این موضوع درست باشد چه نباشد، این احساس احتمالاً در حمایت کم‌سابقه از این درگیری نقش داشته است. در مقایسه با اکثریت بزرگی از آمریکایی‌هایی که از مداخله در عراق در سال ۲۰۰۳ حمایت کردند تنها ۴۱ درصد از آمریکایی‌ها موافق درگیری با ایران هستند.

🔹این دلیل دیگری بر تضاد منافع نتانیاهو و ترامپ است. اکثر اسرائیلی‌ها از این جنگ حمایت و آن را به یک نقطه قوت سیاسی برای نتانیاهو تبدیل می‌کنند که انتظار می‌رود امسال با یک رقابت سخت برای انتخاب مجدد روبرو باشد. از سوی دیگر، ترامپ نمی‌خواهد هنگامی به انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر وارد شود که یک جنگ نامحبوب در جریان باشد.

🔹ترامپ در مورد برنامه‌هایش برای آینده ایران حرف‌های متناقضی زده است. او سناریوی رویایی خود را در ونزوئلا دید که در آن، نیروهای آمریکایی نیکولاس مادورو را دستگیر و از قدرت برکنار کردند و یک فرد داخلی انعطاف‌پذیرتر، دلسی رودریگز، قدرت را به دست گرفت. او هفته گذشته به اکسیوس گفت که دوست دارد شاهد تکرار آن در تهران باشد. ترامپ گفت: «من باید در این انتصاب دخیل باشم، مانند دلسی در ونزوئلا.»

اما ایران نشان داده که برنامه‌های دیگری دارد. از آن زمان، آیت الله مجتبی خامنه‌ای، فرزند آیت‌الله علی خامنه‌ای، به عنوان رهبر عالی ایران منصوب شده است. در حال حاضر هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که او مایل به پذیرش و همکاری با ایالات متحده باشد. او در نخستین پیام خود تاکید کرده است که انسداد تنگه هرمز همچنان ادامه خواهد یافت. بنابراین، به نظر می‌رسد جنگ هنوز ادامه دارد. آمریکا و اسرائیل این جنگ را با هم آغاز کردند؛ اما دشوار است که ببینیم چگونه می‌توانند برای پایان دادن به آن با هم متحد باقی بمانند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👏1
♦️میدان مین هرمز: دست بالای ایران و گزینه‌های محدود آمریکا
▪️فارن افرز

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔹در شرایط عادی، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند. با این حال، طی هفته گذشته تردد نفتکش‌ها از این تنگه به‌شدت کاهش یافته است؛ چرا که ایران تهدید کرده هر شناوری را که تلاش کند از این مسیر عبور کند هدف قرار خواهد داد. این تهدیدها باعث جهش قیمت نفت و افزایش نگرانی‌ها درباره پیامدهای اقتصادی در سطح جهانی شده است.

🔸به نظر می‌رسد مقامات دولت ترامپ از آشفتگی در بازار جهانی نفت غافلگیر شده‌‌اند. آن‌ها در جلسات محرمانه به قانون‌گذاران گفته‌اند که احتمال تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز را از پیش در برنامه‌ریزی‌های خود در نظر نگرفته بودند.

🔸حتی اگر طبق ادعای ترامپ بخش زیادی از نیروی دریایی ارتش ایران غرق شده باشد، خطر ناشی از نیروی دریایی سپاه همچنان پابرجا است. این نیرو سال‌هاست برنامه‌ریزی کرده تا با استفاده از ترکیبی از مین‌های دریایی، موشک‌ها، پهپادها، زیردریایی‌های کوچک موسوم به “مینی”، شناورهای سطحی بدون سرنشین و قایق‌های تندرو مسلح تردد در تنگه را تهدید کند. هر یک از این ابزارها به‌تنهایی نیز هم‌اکنون بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی را از ورود به خلیج فارس بازمی‌دارند و توضیح می‌دهند که چرا نیروی دریایی آمریکا از اسکورت نفتکش‌ها خودداری کرده است.

💢واقعیت‌های تنگه


🔸سپاه طی دهه‌ها توانمندی‌های نظامی خود را با هدف تهدید تردد دریایی در تنگه هرمز توسعه داده است. پیش از آغاز جنگ، برخی برآوردها نشان می‌داد که ایران حدود ۵۰۰۰ مین دریایی در اختیار دارد. احتمالاً بخشی از آن‌ها مین‌های تماسی ساده‌ای هستند از همان نوعی که ایران در جنگ نفتکش‌ها در اواخر دهه ۱۹۸۰ استفاده می‌کرد. اما برخی دیگر احتمالاً مین‌های تأثیری بستر دریا هستند که یافتن آن‌ها دشوارتر است. این مین‌ها در واکنش به اثرات صوتی، مغناطیسی یا فشاری منفجر می‌شوند و دارای تایمر و شمارنده کشتی هستند که امکان کنترل بیشتری بر زمان انفجار فراهم می‌کند. پیش از جنگ، ایران همچنین چندین روش برای کارگذاری مین داشت؛ از جمله زیردریایی‌های کوچک و صدها شناور کوچک دیگر که در امتداد سواحل جنوبی آن مستقر بودند.

🔸از نظر تاریخی، حتی تعداد نسبتاً کمی مین نیز تأثیرات بزرگی داشته‌اند. برای مثال، در سال ۱۹۷۲ آمریکا تنهابا کارگذاری ۳۶ مین توانست تمام تردد به بندر هایفونگ در ویتنام شمالی را متوقف کند. در سال ۱۹۹۱، عراقی‌ها با کارگذاری تنها ۱۰۰۰ مین در سواحل کویت توانستند حمله آبی-خاکی آمریکا را بازدارند؛ دو مورد از این مین‌ها بعداً به ناوهای آمریکایی برخورد کردند اما آن‌ها را غرق نکردند.

🔸این نمونه‌ها نشان می‌دهد حتی یک مین‌گذاری محدود از سوی ایران می‌تواند مانع ورود نفتکش‌ها به تنگه شود؛ همان‌گونه که تهدیدهای موشکی و پهپادی ایران در هفته گذشته چنین اثری داشته‌اند. مین‌ها احتمالاً نفتکش‌ها را غرق نخواهند کرد، با این حال تهدید علیه خدمه واقعی است و همین مسئله هم‌اکنون نیز نقش مهمی در کاهش تردد در تنگه دارد.

💢گزینه‌های محدود

🔸ترامپ ادعا کرده است که آمریکا «بزرگ‌ترین توانایی مین‌روبی در جهان» را دارد. اما واقعیت این است که نیروی دریایی آمریکا هرگز پاک‌سازی مین را در اولویت قرار نداده است. اکنون تنها چهار کشتی از این نوع در ناوگان آمریکا باقی مانده‌اند که در ژاپن مستقر هستند.

🔸از نظر تاریخی، عملیات مین‌روبی بسیار کند بوده و انجام آن زیر آتش دشمن تقریباً غیرممکن است. در سال ۱۹۹۱، آمریکا و متحدانش ۵۱ روز زمان صرف کردند تا ۹۰۷ مین را در سواحل کویت پاک‌سازی کنند، آن هم پس از پایان جنگ و در حالی که نقشه میدان‌های مین توسط عراق شکست‌خورده در اختیار آن‌ها قرار گرفته بود.

🔸اگر ایران تنگه هرمز را مین‌گذاری کند وجنگ گسترده‌تر همچنان ادامه داشته باشد، آمریکا با تصمیم دشواری روبه‌رو خواهد شد: آیا باید ناوهای گران‌قیمت و بالگردهای خود را برای پاک‌سازی مین‌ها به نزدیکی سواحل ایران بفرستد؟ آمریکا و اسرائیل توانایی‌های ایران را تضعیف کرده‌اند، اما هنوز ممکن است ایران بتواند با موشک‌های کروز ضدکشتی، پهپادها و حملات قایق‌های کوچک به این تجهیزات مین‌روبی حمله کند. در واقع، کشاندن این تجهیزات به محدوده برد خود احتمالاً یکی از اهداف اصلی ایران خواهد بود.

اگر ایران بتواند تنگه را به‌طور مؤثر مین‌گذاری کند، هیچ‌یک از گزینه‌های آمریکا ایده‌آل نخواهد بود. بنابراین آمریکا باید تمرکز اصلی خود را بر جلوگیری از مین‌گذاری ایران در وهله نخست و یافتن راهی برای خروج از جنگ گسترده‌تر بگذارد. در غیر این صورت، واشنگتن باید انتظار داشته باشد که اخلال مداوم در تردد دریایی در تنگه تنها یکی از چندین پاسخی باشد که ایران به جنگ علیه خود می‌دهد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63👏1
♦️ایران؛ تله امپراتوری آمریکا
▪️واشنگتن‌پست
📝فرید ذکریا

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔹حدود ۱۵ سال است که بسیاری از رهبران آمریکا، از جمله هر سه رئیس‌جمهور بر این باور بودند که ایالات متحده بیش از حد در تلاش برای بازسازی و نظم‌بخشی به جوامع خاورمیانه درگیر شده است. آنان معتقد بودند چالش‌های فوری‌تر شامل بازسازی پایه صنعتی آمریکا و مقابله با قدرت‌گیری چین است. با این حال اکنون آمریکا بار دیگر درگیر جنگی شده که هدف آن بازآرایی یک جامعه در خاورمیانه بزرگ است. و همانند جنگ‌های عراق، افغانستان و لیبی، به نظر می‌رسد این جنگ نیز احتمالاً آن‌گونه که حامیانش امید دارند به نتیجه نرسد.

💢چرا این وضعیت تکرار می‌شود؟

🔸برای فهم حال، باید به گذشته نگاه کرد، به تنها کشوری در تاریخ مدرن که دامنه نفوذ جهانی‌اش با آمریکا قابل مقایسه بود. بریتانیا در آغاز قرن بیستم تنها ابرقدرت جهان به شمار می‌رفت. سهم امپراتوری بریتانیا از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۱۸۷۰ حدود ۲۵ درصد بود، تقریباً همان سهمی که امروز آمریکا دارد و لندن مرکز مالی جهان محسوب می‌شد. این کشور بر امپراتوری عظیمی حکمرانی می‌کرد و دستور کار زندگی بین‌المللی را تعیین می‌کرد؛ همان‌گونه که واشنگتن امروز چنین نقشی دارد.

🔸در طول چند دهه، تقریباً از دهه ۱۸۸۰ تا دهه ۱۹۲۰، بریتانیا خود را ناچار می‌دید که به بی‌ثباتی‌ها، رژیم‌های سرکوبگر و خلأهای قدرت در سراسر آسیا و آفریقا پاسخ دهد. این کشور نیروهای نظامی اعزام کرد و در مکان‌هایی مانند سودان و سومالی، عراق و اردن کنترل خود را اعمال نمود. این مأموریت‌ها در زمان خود همگی قانع‌کننده به نظر می‌رسیدند، اما نتیجه آن این بود که لندن درگیر رشته‌ای بی‌پایان از بحران‌های محلی در مناطق حاشیه‌ای جهان شد.

🔸در حالی که رهبران بریتانیا با شور فراوان درباره راهبرد خود در بین‌النهرین بحث می‌کردند، در واقع از چالش‌های واقعی اقتصادی و فناورانه‌ای که با آن روبه‌رو بودند غافل شدند. در حالی که بریتانیا با قبایل خاورمیانه و آفریقا می‌جنگید، در آن سوی اقیانوس اطلس، ایالات متحده بی‌سروصدا در حال ساخت پیشرفته‌ترین اقتصاد صنعتی‌ای بود که جهان تا آن زمان دیده بود. در اروپا نیز پس از جنگ جهانی اول، آلمانِ شکست‌خورده به‌تدریج صنعت خود را بازسازی می‌کرد و دستگاه نظامی بسیار مکانیزه‌ای ایجاد می‌نمود. بریتانیا که سرگرم حاشیه‌های آشفته جهان بود، در هسته قدرت خود به‌طور نظام‌مند در حال عقب افتادن بود. در نهایت، نتیجه این روند فروپاشی بریتانیا به‌عنوان قدرت مسلط جهان بود.

🔸امروز آمریکا نیز در معرض برخی از همان وسوسه‌ها قرار گرفته است. این کشور به بحران‌های واقعی در خاورمیانه واکنش نشان می‌دهد و در پاسخ دادن به آن‌ها منطق سیاسی، نظامی و حتی اخلاقی می‌بیند. اما در نهایت، راهبرد کلان درباره اولویت‌بندی منابع محدود است. آمریکا سرمایه سیاسی، ظرفیت مدیریتی، توان نظامی یا تاب‌آوری اقتصادی نامحدود ندارد. هر حمله هوایی به تهران، هر موشک رهگیر ضدپهپاد که بر فراز خلیج فارس شلیک می‌شود و هر ساعتی که مقامات دولت صرف بحث درباره جزئیات جانشینی سیاسی در ایران می‌کنند، در واقع انرژی‌ای است که از چالش‌های بنیادینی که قرن بیست‌ویکم را تعریف می‌کنند منحرف می‌شود.

🔸نقش اصلی آمریکا باید تثبیت نظام جهانی در برابر جاه‌طلبی‌های تجدیدنظرطلبانه پکن و مسکو باشد. چین در باتلاق‌های خاورمیانه گرفتار نشده است؛ بلکه با جدیت در حال سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی، انرژی خورشیدی و بادی، باتری‌ها و ربات‌ها است. روسیه نیز همچنان مصمم است امنیت اروپا را مختل و از طریق جنگ ترکیبی سیاسی–نظامی، دموکراسی‌های غربی را تضعیف نماید. اما در حالی که مسکو و پکن معماری اساسی نظم جهانی آمریکا را به چالش می‌کشند، واشنگتن بار دیگر آماده می‌شود تا خون و ثروت خود را صرف مدیریت خاورمیانه و تلاش برای تعیین رهبران یکی از کشورهای آن کند.

🔸تاریخ نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ اغلب به وسوسه «جنگ‌های کوچک» تن می‌دهند، زیرا این جنگ‌ها توهم پیروزی‌های سریع، سیاسی و اخلاقی را ایجاد می‌کنند. اما متأسفانه این موفقیت‌های تاکتیکی به‌ندرت به دستاوردهای راهبردی تبدیل می‌شوند و اغلب نخستین گام در مسیر فرسایش بلندمدت هستند.

حتی اگر مداخله در ایران موفق شود، مستلزم آن خواهد بود که آمریکا به‌طور عمیق در سرنوشت این کشور درگیر شود. آیا واقعاً این همان جایی است که آمریکا باید در دهه آینده زمان و انرژی خود را صرف آن کند؟ درس تجربه بریتانیا روشن است: قدرت‌های بزرگ معمولاً به این دلیل سقوط نمی‌کنند که توسط ارتش‌های خارجی شکست می‌خورند؛ بلکه به این دلیل سقوط می‌کنند که در حاشیه‌ها بیش از حد گسترش می‌یابند و در عین حال هسته اصلی قدرت خود را نادیده می‌گیرند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍103👎3
🌐 دیدگاه احزاب و افکار عمومی اسرائیل در مورد جنگ با ایران

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸در جریان جنگ ۱۲ روزه که اسرائیل برای نخستین بار به شکل رسمی به ایران حمله کرد، بر طبق نظرسنجی‌ روزنامه معاریو، به میزان ۴ کرسی کنست به سبد رای حزب لیکود، حزب متبوع بنیامین نتانیاهو، افزوده شد. اما بر اساس نظرسنجی همین روزنامه پس از گذشت ۷ روز از جنگ فعلی با ایران، تنها به میزان یک کرسی به آرای حزب لیکود افزوده شد. ائتلاف دولتی فعلی که پیش از جنگ صاحب ۵۰ کرسی در کنست اسرائیل بود، در اثر افزایش محبوبیت حزب لیکود به میزان ۱ کرسی، شمار کرسی‌های خود در پارلمان را به عدد ۵۱ رساند، اما پس از پایان هفته دوم جنگ، ائتلاف با واگذاری یک کرسی به احزاب اپوزیسیون، دوباره به عدد ۵۰ بازگشت. این مسئله به این معنی است که جنگ کنونی نتوانسته تاثیری بر محبوبیت کلی ائتلاف گذاشته و بنابراین، دولت فعلی همچنان در انتخابات آتی شکست خواهد خورد.

💢تغییر رژیم در ایران؟ فعلا نه!

🔹اما نکته جالبتر این است که در حالی که در نظرسنجی روزنامه معاریو پس از گذشت هفته اول جنگ کنونی، ۴۰ درصد از جامعه اسرائیل اعتقاد داشتند که این جنگ منجر به تغییر حکومت در ایران خواهد شد،‌ با پایان هفته دوم، اکنون تنها ۲۸ درصد از این افراد، معتقد به تغییر حکومت در ایران در اثر جنگ فعلی هستند. از نکات قابل توجه در این نظرسنجی این است که ۵۳ درصد افراد از محدودیت‌های اعمال شده بر کسب‌وکار‌ها خسته شده و خواهان لغو هرچه سریعتر آن‌ها هستند. اما ۶۷ درصد جامعه رژیم مخالف بازگشایی مدارس در ایام جنگ هستند.

💢آیا ترامپ باز هم اسرائیل را تنها خواهد گذاشت؟

🔹یکی از اصلی‌ترین و جدی‌ترین نگرانی‌هایی که اکنون در جامعه و در سطح سران سیاسی رژیم مطرح می‌شود این است که ترامپ به دنبال راه فراری از جنگ باشد و اسرائیل را در میانه راه در مقابل ایران تنها بگذارد؛ دقیقا کاری که در جنگ با انصارالله یمن کرده و بدون کسب دستاوردی خاص، با اعلام پیروزی از جنگ انصراف داده و اسرائیل را در برابر حملات انصارالله تنها گذاشت. بنابراین، اکنون این احتمال در قبال آینده جنگ فعلی با ایران در جامعه رژیم در حال تقویت است که حکومت ایران پایدار خواهد ماند و سرنگونی حکومت ایران به زودی ممکن نخواهد بود. اما برخی دیگر از تحلیلگران نیز معتقدند که اکنون بازگشایی تنگه هرمز برای ترامپ حیثیتی شده و بر همین اساس، ترامپ فعلا تصمیمی به خروج از جنگ نخواهد داشت.

💢دغدغه شماره یک نتانیاهو

🔹اما پیروزی در این جنگ بیش از همه برای نتانیاهو حیاتی است. نتانیاهو خوب می‌داند که سقوط جمهوری اسلامی به عنوان حامی اصلی نیروهای مقاومت، می‌تواند او را به محبوبترین شخصیت تاریخ رژیم صهیونیستی تبدیل کرده و قطعا جایگاه او در آینده سیاسی اسرائیل را تثبیت کند، در حالی که پایان این جنگ به مانند جنگ ۱۲ روزه یا قبول شکست در برابر ایران، حتی متحدان فعلی او را نیز ناامید کرده و به احتمال زیاد، دولت اسرائیل بلافاصله پس از جنگ منحل شود. در این سناریو نه تنها حیات سیاسی نتانیاهو به پایان خواهد رسید، بلکه با به جریان افتادن پرونده‌های قضایی او، احتمالا نتانیاهو سال‌های زیادی را به حبس محکوم شود. به نظر می‌رسد نتانیاهو در خصوص تغییر رژیم در ایران از سوی احزاب اپوزیسیون نیز به شدت تحت فشار باشد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، در سخنانی تاکید کرد که پایان این جنگ باید با پیروزی قاطع اسرائیل که به معنی تغییر رژیم در ایران است، به اتمام برسد.

💢حمایت از ادامه جنگ تا سرنگونی حکومت در ایران

اسرائیل از آغاز عملیات طوفان‌الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، قریب به ۲ سال و نیم است که درگیر جنگی فرسایشی بوده و جامعه، خسته از این جنگ، اکنون خواهان بازگشت ثبات و آرامش در کشور است. بر همین اساس، ساکنان اراض اشغالی معتقدند که اسرائیل زمانی به طور کامل به آرامش خواهد رسید که حکومت ایران به عنوان اصلی‌ترین حامی گروه‌های مقاومت، دچار فروپاشی شده و سرنگون شود. به همین دلیل، مطابق جدیدترین نظرسنجی ها، حدود ۸۰ درصد از جامعه رژیم از حمله به ایران حمایت کرده و ۵۶ درصد نیز خواهان تداوم جنگ تا سرنگونی حکومت در ایران اند، اما در خصوص تحقق این مساله، امید کمی در میان ساکنان اراضی اشغالی وجود دارد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍4
♦️حمله به جزیره خارک نوعی خودکشی است
▪️ریسپانسیبل استیت‌کرفت
📝هریسون مان

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#تهران_ریویو

🔹براساس گزارش‌ها دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده در حال بررسی تصرف جزیره خارک ایران است، جزیره‌ای که او آن را «جواهر تاج» ایران می‌نامد؛ زیرا پایانه‌ای در آن قرار دارد که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از طریق آن انجام می‌شود. پس از آن‌که ایالات متحده هفته گذشته خارک را بمباران کرد اما تأسیسات نفتی آن را هدف قرار نداد، چهره‌های تندرو ضدایرانی از ترامپ خواسته‌اند کار را تمام کند. اما چرا این جزیره که تا پیش از این چندان مطرح نبود، ناگهان به محور توجه تندروها تبدیل شده است؟ و اگر این ایده اجرا شود چه اتفاقی می‌افتد؟

🔸جزیره خارک دهه‌ها است در برنامه‌ریزی‌های پنتاگون مطرح بوده است. جیمی کارتر در جریان بحران گروگان‌گیری ۱۹۷۹ ایران، حمله یا تصرف آن را بررسی کرد اما منصرف شد. جالب آن‌که در سال ۱۹۸۸، خود دونالد ترامپ نیز در جریان تبلیغ کتابش «هنر معامله» پیشنهاد تصرف خارک را مطرح کرده بود. اگر این طرح را با منطق پایه برنامه‌ریزی نظامی بررسی کنیم، سناریو چنین خواهد بود: نیروهای ایالات متحده از طریق عملیات هوابرد، هلی‌برن یا حتی تهاجم آبی-خاکی جزیره را تصرف می‌کنند. فرض بر این است که با در اختیار گرفتن نفت ایران و ناتوانی حکومت در پرداخت حقوق نیروهایش، ایران ناچار خواهد شد برای پذیرش شکست پای میز مذاکره بیاید.

🔸این طرح کاملاً مطابق سلیقه ترامپ است: یک عملیات جسورانه و نمایشی که با ایده «تصاحب نفت» ترکیب می‌شود؛ چیزی که پیش‌تر نیز در رویکرد او نسبت به کشورهایی مانند ونزوئلا دیده شده است. مهم‌تر از همه، برخلاف گزینه‌هایی مانند حمله به تأسیسات هسته‌ای، این طرح وعده «پیروزی کامل» را می‌دهد؛ تنها با تصرف جزیره‌ای کوچک‌تر از منهتن. اما این طرح کار نخواهد کرد.

🔸در سطح راهبردی، قطع فروش نفت اهرم فشاری ضعیف است، به‌ویژه پس از آن‌که ترامپ و بنیامین نتانیاهو رهبران ایران را درگیر جنگی وجودی برای بقا کرده‌اند. ایالات متحده و اسرائیل ده‌ها مقام و فرمانده ارشد را ترور کرده‌اند و رهبران ایران به‌خوبی می‌دانند که هدف اصلی، فروپاشی کشور است. در چنین شرایطی، هیچ رهبر ایرانی حاضر نخواهد شد حاکمیت کشور را در ازای یک پایانه نفتی واگذار کند.

🔸ایده پایان دادن به جنگ از طریق قطع حقوق نیروهای نظامی نیز خوش‌خیالانه است. سربازانی که خانواده‌هایشان زیر بمباران هستند، صرفاً به دلیل دریافت نکردن حقوق، میدان را ترک نخواهند کرد. هرچند از دست رفتن درآمد نفتی اقتصاد ایران را بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد، اما سال‌ها تحریم باعث شده است ایران به سطحی از خودکفایی دفاعی برسد. همچنین احتمالاً چین، که به نفت ایران نیاز دارد، به تأمین قطعات مورد نیاز تهران ادامه خواهد داد.

🔸از نظر تاکتیکی، وضعیت حتی بدتر است. برای نیروهایی که مأمور تصرف خارک شوند، این عملیات چیزی میان یک مأموریت انتحاری و یک بحران گروگان‌گیری خودساخته خواهد بود. با توجه به اندازه جزیره (حدود هشت کیلومتر طول)، نیاز به کنترل دائمی آن و نبود عنصر غافلگیری، ایالات متحده به هزاران نیرو نیاز خواهد داشت. گزینه‌های موجود شامل یگان اعزامی تفنگداران دریایی، تیپ آماده لشکر هشتاد و دوم هوابرد، هنگ هفتاد و پنجم تکاوران و دیگر یگان‌های سریع‌الانتقال است.

🔸حتی اگر نیروهای آمریکایی موفق به تصرف جزیره شوند، مشکل تازه آغاز می‌شود. آن‌ها در منطقه‌ای کوچک و محاصره‌شده گرفتار خواهند شد که خروج از آن می‌تواند به فاجعه‌ای مشابه صحنه‌های «سقوط شاهین سیاه» یا «دانکرک» تبدیل شود. برای ایران، که در حال جنگی برای بقا است، وارد کردن تلفات سنگین به نیروهای آمریکایی یا تبدیل آن‌ها به گروگان، بسیار ارزشمندتر از حفظ درآمد نفتی است. حتی ممکن است ایران اجازه دهد نیروهای آمریکایی بدون مقاومت وارد جزیره شوند تا سپس آن‌ها را در محاصره نگه دارد. این وضعیت می‌تواند به گسترش تدریجی جنگ منجر شود. تلاش برای نجات نیروهای گرفتار، بهانه‌ای برای اعزام نیروهای بیشتر به خاک اصلی ایران خواهد شد؛ و این چرخه ایالات متحده را به‌سوی یک جنگ گسترده‌تر سوق می‌دهد.

در چنین شرایطی، حمله‌ای فاجعه‌بار به ایران دیگر غیرقابل تصور نیست و همین مسئله باید برای توقف فوری جنگ کافی باشد. با این حال، دولت ترامپ در حال برنامه‌ریزی برای درخواست بودجه اضافی از کنگره است تا این جنگ را برای سال‌ها ادامه دهد. قانون‌گذاران به‌زودی با تصمیمی سرنوشت‌ساز روبه‌رو خواهند شد. یا با هدف تغییر حکومت در ایران، منابع بیشتری به این جنگ اختصاص دهند؛ یا برای جلوگیری از تکرار فاجعه‌ای مشابه جنگ عراق، از تخصیص هرگونه بودجه اضافی خودداری کنند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍5🔥1
♦️حمله ایران به پالایشگاه حیفا: پنهان‌کاری اسرائیل درباره تلفات واقعی خود!
▪️الجزیره

#مطالعات_اسرائیل
#رویة_العربیة

🔹تنش میان ایران و اسرائیل با انتقال هدف‌گیری‌ها به قلب تأسیسات حیاتی، شتاب گرفته است؛ به‌طوری‌که تصاویر منتشر شده از وقوع آتش‌سوزی گسترده در پالایشگاه حیفا حکایت دارد، در حالی که روایت‌های اسرائیلی متناقض بوده و صحبت‌ها درباره سانسور رسانه‌ای در خصوص میزان خسارات افزایش یافته است.

🔸رسانه‌های اسرائیلی از اصابت مستقیم یک موشک ایرانی به این پالایشگاه خبر دادند، در حالی که ارتش اسرائیل تأیید کرد ترکش‌هایی در شمال کشور فرود آمده است. این تحولات هم‌زمان با شلیک موجی از موشک‌ها به سمت حیفا، تل‌آویو و عسقلان و در میان به صدا درآمدن مداوم آژیرهای خطر رخ داد.

🔸در این چارچوب، خبرنگار الجزیره اعلام کرد تصاویری که از داخل اسرائیل منتشر شده، نشان‌دهنده آتش‌سوزی بزرگی در قلب پالایشگاه حیفا است؛ پالایشگاهی که از مهم‌ترین تأسیسات راهبردی مرتبط با صنایع انرژی و پتروشیمی به شمار می‌رود. این پالایشگاه در فهرست اهداف مشخص ایران قرار داشته و پیش‌تر نیز هدف حملات مشابهی بوده است؛ به‌ویژه با افزایش تمرکز بر منطقه خلیج حیفا که زیرساخت‌های صنعتی حیاتی و یک بندر راهبردی را در بر می‌گیرد.

🔸حمله اخیر ویژگی‌های کیفی جدیدی داشته و در آن از موشک‌های تکه‌تکه‌شونده یا خوشه‌ای استفاده شده است؛ امری که باعث شده چندین کلاهک انفجاری در نقاط مختلف داخل و اطراف شهر فرود آیند، نه فقط در یک نقطه. این نوع موشک‌ها سامانه‌های پدافند هوایی اسرائیل را دچار سردرگمی می‌کنند، زیرا رهگیری کامل آن‌ها بسیار دشوار است و همین امر به کلاهک‌های انفجاری اجازه می‌دهد حتی در صورت رهگیری جزئی موشک، به اهداف متعددی اصابت کنند.

💢زیرساخت‌های حساس نفتی

🔸دامنه بمباران به دیگر مناطق حساس نیز کشیده شده است؛ به‌طوری‌که آژیرهای خطر در اسدود و بندر آن و همچنین در عسقلان که پایانه نفتی در آن قرار دارد، به صدا درآمده است. این موضوع نشان‌دهنده هدف‌گیری نظام‌مند زیرساخت‌های انرژی در اسرائیل است.

🔸هدف قرار دادن عسقلان با خط لوله نفتی که از ایلات تا ساحل امتداد دارد مرتبط است؛ خط لوله‌ای تاریخی که برای انتقال نفت وارداتی از ایران پیش از انقلاب سال 57 استفاده می‌شد. انتخاب این هدف علاوه بر اهمیت راهبردی، بُعدی نمادین نیز در خود جای داده است.

🔸در تحلیل ماهیت این تشدید تنش، می‌توان گفت که ایران از تاکتیک «اشباع موشکی» به «حملات دقیق و مؤثر» روی آورده است؛ به‌گونه‌ای که اکنون یک موشک می‌تواند تخریب گسترده‌ای ایجاد کند.

💢شکاف میان واقعیت آسیب‌های میدانی و روایت اسرائیل

🔸با این حال، نکته قابل توجه تنها به ماهیت حملات محدود نمی‌شود، بلکه به «شکاف میان واقعیت میدانی و روایت رسمی اسرائیل» نیز مربوط است؛ آن هم در شرایطی که سانسور نظامی انتشار جزئیات خسارات را محدود می‌کند. تجربه‌های گذشته نشان داده اسرائیل در پذیرش برخی حملات حساس، مانند هدف قرار گرفتن پایگاه‌های هوایی و فرودگاه بن‌گوریون، تأخیر داشته و برخی خسارات چند روز بعد آشکار شده‌اند.
داده‌های ناقص موجود از حجم انباشته خسارات حکایت دارد؛ به‌طوری‌که تاکنون بیش از ۱۲ هزار درخواست غرامت ثبت شده که نشان‌دهنده گستردگی آسیب‌های وارده به اموال است.

💢هزینه بالا خسارت‌های وارده

🔸تا امروز حدود ۸ هزار ساختمان در اثر حملات موشکی آسیب دیده‌اند که بیشتر آن‌ها در منطقه کلان‌شهری تل‌آویو و عسقلان متمرکز هستند؛ موضوعی که هزینه مالی بالایی را نشان می‌دهد و فشار قابل توجهی بر اقتصاد و جامعه اسرائیل وارد می‌کند. البته این آمارها هنوز اولیه هستند، زیرا نهادهای مسئول هنوز نتوانسته‌اند ارزیابی کاملی از خسارات انجام دهند؛ بنابراین احتمال افزایش میزان خسارات با ادامه بررسی‌های میدانی وجود دارد. در این راستا، ادامه هدف‌گیری تأسیسات حیاتی و زیرساخت‌ها، فشار داخلی را افزایش خواهد داد؛ نه‌تنها از نظر اقتصادی، بلکه از حیث اعتماد عمومی به توانمندی‌های سامانه دفاعی نیز.

در مقابل، الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، خسارت‌های وارده را محدود و ناچیز شمرد و درباره وصل شدن جریان برق سخن گفت؛ که تلاشی برای مهار پیامدهای این حملات بر افکار عمومی اسرائیل بود. با این حال، تمرکز رسانه‌های اسرائیلی بر خسارت‌های مناطق مسکونی، در مقایسه با کمبود جزئیات درباره سایت‌های نظامی و راهبردی، فرضیه وجود «سانسور گزینشی» در خصوص خسارت‌های وارده به اسرائیل را تقویت می‌کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍3🔥1
🌐جریان ضد جنگ اکنون نمی‌تواند جنگ با ایران را خاتمه دهد، همچون ترامپ!
📝
عرفان علمشاهی

#مطالعات_آمریکای_شمالی
#مقاله_تحلیلی

🔸تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران صداهای ضد جنگ را نه فقط در حزب دموکرات، بلکه در جمهوری‌خواهان و جریان ماگا نیز بلند کرد. چنین صداهایی یکی از پارامترهایی است که ایران برای تغییر محاسبات ترامپ و ایجاد بازدارندگی در نظر دارد. اما شواهد متعدد نشان می‌دهد در حال حاضر جریان ضد جنگ به سه دلیل نمی‌تواند کمکی به پایان جنگ کند: پشتیبانی افکار عمومی جمهوری‌خواهان از جنگ، موقعیت دشوار ترامپ در جنگ و تداوم اثرگذاری اطلاعاتی نومحافظه‌کاران/لابی اسرائیل بر ترامپ.

💢حمایت رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه

🔹مخالفت علنی چهره‌های رسانه‌ای ماگا و حتی روی‌گردانی برخی از آنان از ترامپ، نشان‌دهنده شکاف درون جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای است. اما در حال حاضر رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه حمایت قابل توجهی از جنگ با ایران کرده‎‌اند. مطابق برخی نظرسنجی‌ها، ۷۶٪ از کسانی که در ۲۰۲۴ به ترامپ رأی دادند (جمهوری‌خواهان و مستقل‌ها) موافق این جنگ هستند. نظرسنجی اخیر ایپسوس نیز نشان می‌دهد تنها ۱۳٪ از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه با این جنگ مخالفت دارند. افکار حامیان حزب مهم‌ترین عامل اثرگذار تصمیمات آن حزب است و در حال حاضر غالباً همراه با نومحافظه‌کاران است.

💢موقعیت دشوار ترامپ و جنگ بر سر اعتبار

علی‌رغم موفقیت‌های عملیاتی در جنگ با ایران، ترامپ به لحاظ راهبردی وضعیت نامساعدی دارد که به او انگیزه می‌دهد در جنگ باقی بماند. ترامپ با این جنگ آخرین و مهم‌ترین کارت فشار علیه ایران را مصرف کرد، اما به هیچ دستاور راهبردی منجر نشده است. در چنین وضعیتی، ترامپ ناچار است بیشتر در جنگ پیش برود تا به یک دستاورد ملموس برسد. این می‌تواند پیاده‌کردن نیروهای ویژه برای نابودی ذخایر اورانیوم ۶۰٪ یا اشغال جزایر ایرانی مخصوصاً خارک برای واداشتن ایران به گشودن تنگه هرمز باشد. مطرح‌شدن چنین گزینه‌های نظامی نشان می‌دهد احتمالاً نبرد با ایران از یک جنگ با اهداف عینی تبدیل به جنگی بر سر اعتبار و پرستیژ شده که به معنای طولانی‌مدت‌شدن درگیری است، چون طرفین برای حفظ اعتبار هزینه‌هایی فراتر از محاسبات عقلانی خواهند داد.

💢اثرگذاری نومحافظه‌کاران/لابی اسرائیل بر ترامپ

🔹تحولات درون کابینه پیش از جنگ نشان می‌دهد جریان ضد جنگ تا چه اندازه از تغییر تصمیم ترامپ ناتوان بوده است. مطابق گزارش‌ها، برخی اعضای کابینه همچون ونس نسبت به نتیجه‌بخشی جنگ مردد بودند. اما نومحافظه‌کاران کنگره، به‌خصوص لیندسی گراهام، ترامپ را قانع به آغاز جنگ کردند. جو کنت، رئیس مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا نیز در نامه استعفای خود صراحتاً به اثرگذاری لابی اسرائیل اشاره کرد.او در مصاحبه خود با کارلسون نیز توضیح می‌دهد چگونه اسرائیل و حلقه کوچکی از افراد نزدیک به او که طرفدار اسرائیل هستند، با ارائه گزارش‌های اطلاعاتی -که مغایر با ارزیابی‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا بود- ترامپ را به سمت این جنگ کشاندند.

🔹به طور کل، از سال ۲۰۱۷ فاصله میان ترامپ و جامعه اطلاعاتی آمریکا در خصوص ایران زیاد بوده و در جنگ کنونی به وضوح لابی اسرائیل این فاصله را پر کرده است. با وجود اینکه طبق گزارش‌ها برخی مشاوران ترامپ به او پیشنهاد کرده‌اند که هرچه زودتر اعلام پیروزی کرده خود را از جنگ خارج کند، به نظر می‌رسد ترامپ فعلاً مصمم به تداوم جنگ است.

💢وضعیت ایران

🔹دست پایین‌تر جریان‌های ضد جنگ به معنای طولانی‌تر و فرسایشی‌شدن درگیری با آمریکا است. چنین وضعیتی خطرها و فرصت‌های خاص خود را برای ایران دارد. از یک سو، درگیری طولانی‌تر به معنای هزینه و فشار بیشتر به جامعه، اقتصاد و نیروی نظامی ایران است. اما از سوی دیگر، به نظر می‎رسد طولانی‌ترشدن جنگ شاید تنها راهی باشد که بتواند بخشی از پایگاه رأی ترامپ را به نفع ایران برگرداند، به جریان‌های ضد جنگ در واشنگتن قدرت بدهد و به اندازه‌ای هزینه به آمریکا وارد آورد که برای ایران بازدارندگی ایجاد کند. همچنین، جنگ طولانی‌تر به معنای افزایش احتمال ورود نیروی زمینی آمریکا به درگیری خواهد بود که براساس نظرسنجی‌ها از حمایت به‌شدت پایین‌تری برخوردار است. چنین اتفاقی را نبرد را برای ایران و آمریکا پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر خواهد کرد.

جریان‌ ضد جنگ جمهوری‌خواهان در شرایط کنونی توان چندانی برای پایان‌دادن به جنگ با ایران ندارند که می‌تواند جنگ کنونی را می‌تواند به سمت درگیری‌ای پرستیژی و فرسایشی غیرقابل بازگشت سوق دهد. در چنین شرایطی، اگرچه جنگ طولانی‌تر هزینه‌هایی جدی برای ایران دارد، اما می‌تواند زمینه تقویت جریان‌های ضد جنگ در آمریکا و شکل‌گیری بازدارندگی در برابر این کشور را فراهم کند.


🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1