اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.92K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.7K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐 از احتمال نخست‌وزیری بنت تا کابینه پیشبرد امور نتانیاهو

#تحلیل_کوتاه
#اسرائیل

📝 محمدحسین پورعلی اقبالی

🔹 مطابق آخرین نظرسنجی که از سوی روزنامه معاریو در تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده است، اگر انتخابات کنست رژیم صهیونیستی در این تاریخ برگزار شود، احزاب اپوزیسیون فعلی موفق به کسب ۶۱ کرسی از ‍۱۲۰ کرسی پارلمان رژیم شده و در مقابل، احزاب ائتلاف تنها ۴۹ کرسی را تصاحب خواهند کرد. احزاب عربی نیز ۱۰ کرسی را از آن خود خواهند کرد.

🔸مطابق این نظرسنجی، حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو ۲۵ کرسی، حزب بنت ۲۳کرسی، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت ۱۱ کرسی، احزاب قدرت یهودی ایتمار بن گویر، دموکراتها به رهبری یائیر گولان، اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن و حزب یش آتید به رهبری یائیر لاپید هرکدام ۹ کرسی، حزب شاس ۸ کرسی، حزب یهودیت توراتی ۷ کرسی و احزاب عربی رعم و ائتلاف حدش-تعال نیز هر کدام ۵ کرسی به دست خواهند آورد. بر این اساس، احزاب اپوزیسیون بدون نیاز به تشکیل ائتلاف با احزاب عربی، موفق به تشکیل کابینه خواهند شد و ائتلاف فعلی به رهبری بنیامین نتانیاهو در امر تشکیل کابینه ناکام خواهد ماند.

💢شکست ائتلاف فراگیر آیزنکوت، بنت و لاپید

🔸مطابق این نظرسنجی اگر ائتلاف جامعی از سه حزب یاشار، یش اتید و حزب بنت تشکیل شود، تعداد کرسی‌های احزاب اپوزیسیون به ۶۰ کاهش یافته و تعداد کرسی‌های حزب لیکود به ۲۶ افزایش خواهد یافت. بنابراین توصیه آیزنکوت به تشکیل ائتلاف فراگیری با احزاب یش آتید و بنت برای ارائه فهرست مشترک در انتخابات به نفع احزاب اپوزیسیون نبوده و آرای این احزاب را کاهش خواهد داد.

💢همه چیز برای نخست‌وزیری بنت مهیا است؟

🔸افزایش تعداد کرسی‌های احزاب اپوزیسیون به عدد ۶۱ یک پیروزی کم‌سابقه برای این احزاب در ۳ ماه اخیر بوده که تداوم این وضعیت می‌تواند این احزاب را امیدوار به تشکیل کابینه در انتخابات آینده کند. مطابق این نظرسنجی، احتمال نخست‌وزیری نفتالی بنت در میان چهره‌های شاخص احزاب اپوزیسیون از همه بیشتر است. در این نظرسنجی، آیزنکوت و لاپید چهره‌های شاخص دیگری از احزاب اپوزیسیون هستند که پس از نفتالی بنت، شایسته نخست وزیری تشخیص داده شده‌اند.

💢وضعیت در نظرسنجی‌های دیگر چگونه است؟

🔸در ۲۰ ژانویه نظرسنجی دیگری از کانال ۱۳ رژیم صهیونیستی منتشر شد که نتایج قابل توجهی داشت. مطابق این نظرسنجی احزاب ائتلافی تنها ۵۱ کرسی به دست آورده و احزاب اپوزیسیون موفق به کسب ۵۶ کرسی خواهند شد. اما نکته قابل توجه در این نظرسنجی، عبور حزب عربی بلد از آستانه انتخاباتی بوده و این حزب مطابق این نظرسنجی موفق به کسب ۴ کرسی در انتخابات کنست آینده خواهد شد.

🔸بنابر نتایج این نظرسنجی، حزب لیکود موفق به کسب ۲۵ کرسی، حزب بنت ۲۳ کرسی، حزب شاس ۱۰ کرسی، احزاب قدرت یهودی، اسرائيل خانه ما و دموکرات‌ها هرکدام ۹ کرسی، حزب یش آتید ۸ کرسی، حزب یهودیت توراتی ۷ کرسی، ائتلاف عربی حدش-تعال ۵ کرسی و احزاب عربی رعم و بلد هر کدام موفق به کسب ۴ کرسی خواهند شد. بر اساس نتایج این نظرسنجی، احزاب اپوزیسیون بدون تشکیل ائتلاف با احزاب عربی موفق به تشکیل کابینه نخواهند شد و با این نتیجه، در کنست آینده به احتمال زیاد با عدم تشکیل کابینه و بن‌بست سیاسی مواجه خواهیم بود. در این سناریو، دولت نتانیاهو به عنوان دولت پیشبرد امور، تا زمان برگزاری انتخابات مجدد، عهده‌دار مناصب دولتی خواهد بود.

💢این ۴ حزب تاثیرگذار!

🔸در این انتخابات شرایط به گونه‌ای است که ۴ حزب آبی و سفید به رهبری بنی گانتز، حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری بزالل اسموتریچ، حزب سربازان ذخیره به رهبری یواز هندل و حزب عربی بلد به رهبری سامی شهاده در آستانه انتخاباتی قرار داشته و اضافه شدن آرای هر کدام از این احزاب می‌تواند منجر به ورود آن‌ها به کنست و پیچیده شدن شرایط انتخابات شود. بر همین اساس، ورود احزاب آبی و سفید و سربازان ذخیره منجر به بهبود جایگاه احزاب اپوزیسیون و افزایش تعداد کرسی‌های این احزاب خواهد شد. اما با ورود حزب صهیونیسم مذهبی و حزب بلد به کنست، شرایط به کلی تغییر خواهد کرد. ورود این دو حزب، شرایط را برای تشکیل ائتلاف دولتی دشوار خواهد کرد.

این وضعیت رژیم را به سمت برگزاری انتخابات‌های پیاپی و تشکیل ائتلاف‌های شکننده از جانب احزاب یهودی پیش خواهد برد و وضعیت را مشابه شرایط رژیم در سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ خواهد کرد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32🔥1
♦️اقدام احتمالی بعدی ترامپ در قبال ایران چه خواهد بود؟
▪️شورای آتلانتیک

#تهران_ریویو
#آمریکا #ایران

🔸دونالد ترامپ هنگام بازگشت از مجمع جهانی اقتصاد داووس گفت: «ما چشم از ایران برنداشته‌ایم. ناوگان بزرگی به آن سمت در حرکت است و خواهیم دید چه پیش می‌آید.» طی هفته گذشته، یک گروه ضربت نیروی دریایی آمریکا به رهبری ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن از دریای چین جنوبی به سمت خلیج فارس حرکت کرده است. در اوایل ماه جاری، هم‌زمان با گسترش اعتراضات در ایران ترامپ متعهد شد که آمریکا «به نجات آن‌ها خواهد شتافت.» آیا حضور نیروی دریایی آمریکا در منطقه مقدمه‌ای برای حمله است؟

💢گزینه‌های ترامپ در قبال ایران

🔹آمریکا سال‌ها صرف توسعه فناوری و تخصص لازم برای انجام عملیات موفقیت‌آمیز علیه برنامه هسته‌ای ایران کرده بود. اما حمله برای حمایت از معترضان، مستلزم مجموعه کاملاً متفاوتی از اهداف و مقاصد است. با ورود ناو آبراهام لینکلن به منطقه، ترامپ احتمالاً مجموعه‌ای از گزینه‌ها را پیش رو دارد که شامل موارد زیر است:

1️⃣حملات نمادین: این شامل حمله به اهداف متعارف، مانند برنامه‌های موشکی یا هسته‌ای ایران است. اگرچه این حملات کمک ملموسی به معترضان نمی‌کند، اما باعث می‌شود کسی نتواند رئیس‌جمهور را به ترسیم «خطوط قرمز» و سپس نادیده گرفتن آن‌ها متهم کند.

2️⃣حمله به نهادهای امنیتی: ترامپ احتمالاً اطلاعاتی از مراکز و پرسنل نظامی و انتظامی فعال در این اعتراضات دارد. حملات سایبری علیه این نهادها نیز در این دسته قرار می‌گیرد. این حملات ممکن است نوعی تسلی‌خاطر و انتقام برای معترضان باشد، اما مشخص نیست چه تأثیری بر حکومت خواهد داشت.

3️⃣اهداف اقتصادی: در جریان درگیری‌های اخیر ایران و اسرائیل، گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر حمله اسرائیل به اهداف اقتصادی ایران وجود داشت. این اهداف می‌تواند شامل پایانه‌های صادرات نفت مانند جزیره خارگ و زیرساخت‌های حیاتی گاز طبیعی باشد. چنین عملیاتی خطرناک است و می‌تواند بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

4️⃣رهبر ایران: بسیاری از معترضان در داخل و ناظران در خارج، خواستار حمله‌ای هستند که منجر به حذف آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران شود. اگرچه مشخص نیست چنین حمله‌ای چقدر امکان‌پذیر و تا چه حد عاقلانه باشد، اما قطعاً قواعد بازی را تغییر خواهد داد. رهبر ایران بالاترین مرجع سیاسی و مذهبی در کشور است. حذف او خلأ قدرت بی‌سابقه‌ای ایجاد می‌کند و پیش‌بینی اتفاقات بعدی غیرممکن است.

5️⃣گزینه‌های غیرنظامی: گزینه‌های ملموس غیرنظامی متعددی وجود دارد که آمریکا می‌تواند اتخاذ کند. از جمله توقف ابتکارهای سیاستی غیرمرتبط با اعتراضات. هرچند احتمالاً هیچ‌کدام از این‌ها تعیین‌کننده نیستند یا مسیر اعتراضات فعلی را تغییر نمی‌دهند و بیشتر معطوف به دور بعدی اعتراضات است.

💢حمله آمریکا و معترضان


🔹نسبت به تأثیر بزرگ حمله در کمک به معترضان تردید وجود دارد. شاید یک حمله چنان روحیه معترضان را تقویت کند که تا مرحله ایجاد شکاف در حکومت، ریزش نیروها و فروپاشی نظام ادامه دهند.

🔹با این وجود در تمام سناریوهای حمله، آمریکا باید چشم‌اندازی برای «مرحله بعد» داشته باشد. ممکن است حکومت سقوط کند و یک دموکراسی طرفدار غرب ظهور کند، اما سناریوی به همان اندازه محتمل، روی کار آمدن دولتی تندروتر است؛ دولتی که حتی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای و استفاده از زرادخانه موشکی خود مشتاق‌تر باشد. این نگرانی بخشی از دلیلی است که چندین کشور حاشیه خلیج فارس علیه حمله به ایران رایزنی کرده‌اند. در نهایت، حضور نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران بسیار بعید به نظر می‌رسد. این بدان معناست که انتقال سیاسی در ایران نه با آزادی‌بخشی سربازان آمریکایی و نه با مداخله نیروی خارجی رخ نخواهد داد، بلکه تغییری خواهد بود که باید به دست خود ایرانی‌ها رقم بخورد.

💢واکنش ایران

🔹حضور ناو آبراهام لینکلن در منطقه دو کارکرد دارد: نخست، دفاع در برابر هرگونه اقدام ایران را آسان‌تر کرده و دست آمریکا را برای حمله بازتر می‌گذارد. دوم، مزیت روانی ایجاد می‌کند. ایران می‌داند که هر اقدامی در پاسخ به آمریکا، ممکن است با تشدید تنش از سوی آمریکا مواجه شود. این مسئله احتمالاً ایران را از انجام اقدامات بیش از حد تنش‌زا باز می‌دارد. ایران احتمالاً پاسخ خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کند که با اقدام آمریکا متناسب باشد. این سناریو به هر دو طرف اجازه می‌دهد ادعای پیروزی کنند و از شدت تنش بکاهند.

از سوی دیگر، در خصوص با حمله به [آیت‌الله] خامنه‌ای، رئیس‌جمهور ایران اعلام کرد که «حمله به رهبر بزرگ کشورمان به منزله جنگ تمام‌عیار با ملت ایران است.» پیش‌بینی اینکه این جنگ چگونه خواهد بود غیرممکن است، اما ایالات متحده اکنون حداقل آمادگی بهتری برای پاسخگویی به چنین سناریویی دارد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍2👎2
🌐فواد حسین یا نزار امیدی، کدام‌یک رئیس‌جمهور عراق می‌شود؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #عراق

📝علی بیدبو

🔹چارچوب هماهنگی شیعیان در حالی نوری المالکی را به عنوان نامزد نخست‌وزیری معرفی کرده است که چند ‏روز بیشتر تا پایان مهلت انتخاب رئیس‌جمهور نیز باقی نمانده است. پیش از این، با جدل‌ها و کشمکش‌های فراوان، پارلمان عراق هیئت‌رئیسه خود را شناخته بود. هیبت الحلبوسی (حزب تقدم) پس از لابی‌های فشرده به ‏عنوان رئیس پارلمان و عدنان فیحان (جنبش الصادقون) و فرهاد الاتروشی (حزب دموکرات کردستان) به عنوان ‏نواب رئیس انتخاب شدند. پس از تکمیل ترکیب هیئت‌رئیسه، رئیس پارلمان مهلتی یک‌هفته‌ای را برای معرفی ‏نامزدهای ریاست‌جمهوری از سوی فراکسیون‌ها اعلام کرد. در همین بازه زمانی، شمار نامزدهای این منصب به ‏بیش از ۸۰ نفر رسید که شامل طیفی متنوع از شخصیت‌های سیاسی، رسانه‌ای و اجتماعی بود.‏

🔸منصب ریاست‌جمهوری که به‌صورت عرفی سهمیه کردها محسوب می‌شود، همواره محل رقابت میان دو حزب ‏دموکرات و اتحادیه میهنی بوده است؛ رقابتی که به‌ویژه پس از درگذشت جلال طالبانی، نخستین رئیس‌جمهور ‏منتخب عراق، شدت بیشتری به خود گرفت. تا زمانی که مسعود بارزانی ریاست اقلیم کردستان عراق را بر عهده ‏داشت، توافق نانوشته‌ای میان دو حزب برقرار بود که بر اساس آن، منصب ریاست‌جمهوری عراق در اختیار ‏اتحادیه میهنی قرار می‌گرفت. با این حال، پس از کناره‌گیری مسعود بارزانی از ریاست اقلیم، حزب دموکرات ‏این توافق نانوشته را پایان‌یافته تلقی کرده و مدعی شد هر حزبی که اکثریت آرای شهروندان کرد و کرسی‌های ‏قومیت کردی در پارلمان عراق را به دست آورد، باید سهم اصلی کردها در کابینه و منصب ریاست‌جمهوری را ‏نیز در اختیار بگیرد.

🔸این رویکرد نه از سوی اتحادیه میهنی و دیگر احزاب کردی پذیرفته شده بود و نه مورد تایید بخشی از رهبران ‏شیعه و سنی قرار گرفت. در انتخابات سال ۲۰۱۸، حزب دموکرات، فواد حسین و اتحادیه میهنی، برهم صالح را ‏به‌عنوان نامزدهای خود معرفی کردند. با وجود آن‌که فواد حسین شانس بالایی برای پیروزی داشت، فشارهای ‏گسترده جریان‌ها و گروه‌های مختلف در نهایت به انتخاب برهم صالح به‌عنوان رئیس‌جمهور عراق انجامید.

🔸پس از انتخابات ۲۰۲۱ نیز اختلافات میان اتحادیه میهنی، حزب دموکرات و شماری از رهبران شیعه با برهم ‏صالح تشدید شد؛ اختلافاتی که ریشه در رویکرد اقصایی و تمرکزگرایانه صالح داشت. وی در دوره خود تلاش ‏کرد جایگاه این منصب را تقویت کند و از لابی‌های کردی برای اعمال فشار بر سایر احزاب عراقی بهره گرفت. ‏همین ویژگی‌ها در نهایت مسیر او را به سمت تصدی ریاست کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل هموار ‏کرد.‏

🔸در جریان انتخابات ۲۰۲۱، حزب دموکرات بار دیگر کوشید با معرفی چهره‌ای شناخته‌شده و مقبول، به منصب ‏ریاست‌جمهوری دست یابد اما این تلاش با لابی برخی رهبران شیعه و استفاده از ظرفیت دادگاه فدرال، با هدف ‏جلوگیری از تشکیل دولت توسط احزاب پیروز نظیر جریان صدر، حزب تقدم و حزب دموکرات، با مانع جدی ‏مواجه شد. رد صلاحیت هوشیار زیباری، وزیر خارجه اسبق و از موفق‌ترین چهره‌های عراق پسا ۲۰۰۳، نقطه ‏عطفی در تشدید اختلافات حزب دموکرات با احزاب شیعه و سنی بود.‏

🔸حزب دموکرات کردستان بار دیگر به گزینه قدیمی خود، ‏فواد حسین، بازگشته است. فواد حسین در دوران تصدی وزارت خارجه با مدیریت تهدیدهای احتمالی آمریکا و ‏اسرائیل علیه عراق، مذاکره با بخشی از گروه‌های مسلح نزدیک به محور مقاومت برای کاهش تنش و ایفای نقش ‏میانجی میان بغداد و اربیل برای نزدیک‌سازی دیدگاه‌ها، کارنامه‌ای قابل‌قبول از خود ارائه داده است؛ عواملی که ‏شانس وی را برای رسیدن به منصب ریاست‌جمهوری افزایش می‌دهد.‏

🔸در مقابل، حزب اتحادیه میهنی نزار امیدی، وزیر پیشین محیط زیست را به‌عنوان نامزد خود معرفی کرده است. ‏امیدی که پیش‌تر به دلیل پایبندی حزبی از سمت وزارت کناره‌گیری کرده بود با انتقاد بخشی از نخبگان سیاسی ‏عراق مواجه شده است؛ منتقدانی که معتقدند انتخاب وی می‌تواند به تضعیف کارکرد و جایگاه ریاست‌جمهوری ‏بینجامد.‏

فراکسیون‌ها و نمایندگان پارلمان تا ۲۹ ژانویه فرصت دارند رئیس‌جمهور را انتخاب کنند. یکی از دو نامزد باید بتواند دو سوم آرای نمایندگان، معادل ۲۲۰ رای را کسب کند. در ‏صورت عدم تحقق این نصاب، نامزدی که اکثریت ساده آرا را در دور دوم به دست آورد، به‌عنوان رئیس‌جمهور ‏عراق انتخاب خواهد شد. در شرایط کنونی، فواد حسین به دلیل مقبولیت بالاتر نزد بسیاری از رهبران شیعه، از ‏شانس بیشتری برخوردار است. با توجه به معرفی نوری المالکی توسط چارچوب هماهنگی، او بلافاصله پس از ‏تعیین رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر مکلف معرفی خواهد شد.‏

🔁مطالب مرتبط
▫️گزینه‌های رؤسای سه‌گانه عراق چه کسانی هستند؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5👍4🔥1
🌐اصول‌نامه طالبان و چشم‌انداز سرکوب شیعیان در افغانستان

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #افغانستان

🔹‏«رواداری»، یکی از سازمان‌های غیردولتی فعال در حوزه افغانستان، دست به افشای سندی موسوم به «اصول‌نامه جزایی محاکم طالبان» زده ‏است که در صورت اجرا، شکل جدیدی از فشارهای اجتماعی و حقوقی را بر شیعیان افغانستان تحمیل خواهد نمود. این اصول‌نامه که در ‏سه باب، ۱۰ فصل و ۱۱۹ ماده تدوین شده است، جنبه‌های بحث‌برانگیز بسیاری دارد.

🔸در متن این اصول‌نامه به تفکیک از حقوق افراد آزاد و ‏حقوق غلام و برده صحبت شده است و به موجب آن، طالبان نیز همچون داعش به سمت رسمیت‌بخشی حقوقی به این الگوی بدوی ‏حرکت کرده است. همچنین، کیفر افراد در این اصول‌نامه براساس یک تفکیک اجتماعی چهار طبقه‌ای و با جداسازی روحانیت از سایرین ‏تعیین خواهد شد. همزمان، رویکرد این اصول‌نامه به مخالفت سیاسی با طالبان و حقوق زنان نیز از جمله جنبه‌هایی است که مورد انتقاد ‏نهادهای مرتبط قرار گرفته است.

🔸در این میان، بحث‌برانگیزترین جنبه این اصول‌نامه اطلاق عنوان بدعت‌گذار برای پیروان مذاهب غیرحنفی اسلام است که به موجب آن ‏تبعیض علیه شیعیان، اسماعیلیان و اهل حدیث به یک امر نهادینه و قانونی مبدل خواهد شد. در عین حال، باید توجه داشت که جمعیت ‏اسماعیلیه و اهل حدیث در مقایسه با شیعیان ناچیز است و تاثیر موسع این تفکیک، بیش از هر چیز در خصوص شیعیان قابل مشاهده ‏خواهد بود. شیعیان پس از اهل سنت حنفی، دومین مذهب پرجمعیت در افغانستان به حساب می‌روند و براساس برآوردها بین ۱۵ تا ۳۰ ‏درصد از جمعیت افغانستان هستند.

🔸قرائت جزم‌اندیشانه طالبان از اختلافات مذهبی عمری به مراتب طولانی‌تر از تاریخ این گروه دارد و ‏ریشه در برداشت سنتی دیوبندی از شیعه‌گری دارد. با «بدعت‌گذار» شمردن شیعیان و باتکای فتاوی ملاهای محلی، طالبان و متحدان آن ‏همچون لشکر جهنگوی در گذشته ظلم‌ها و تبعیض‌های گسترده‌ای علیه شیعیان افغانستان مرتکب شده‌اند. به عنوان مثال، هنگامی که در ‏تابستان ۱۹۹۶ طالبان با پشتیبانی و همکاری حزب اسلامی افغانستان (حکمتیار) وارد مزارشریف شدند، دستکم ۸ هزار نفر از ساکنان شیعه ‏این شهر را با بهره‌گیری از فتاوی رهبران خود قتل‌عام کردند. ‏

🔸در دوره جدید از میزان خشونت عریان طالبان علیه شیعیان کاسته شده و ارتباطاتی حداقلی میان رهبران محلی طالبان و شیعیان برقرار شده ‏است. بسیاری معتقدند که ملاحظه روابط با ایران، یکی از مولفه‌های کلیدی مهارکننده خشونت علیه شیعیان در افغانستان بوده و بخشی از ‏تعامل بیشتر جمهوری اسلامی ایران با طالبان نیز از همین دغدغه نشات گرفته است. با این وجود، نباید از یاد بُرد که نگاه طالبان به شیعیان ‏تحول بنیادینی نداشته و بسیاری از تبعیض‌های پیشین کماکان به اشکال نهان و آشکار تداوم یافته اند. از همین روست که هر از گاه، ‏اخباری درباره تبعیضات مذهبی علیه شیعیان –از محدودیت در برگزاری مراسم گرفته تا ممنوعیت انتشار منابع فقه جعفری- در رسانه‌ها ‏منتشر می‌شود. در ماه‌های اخیر نیز گزارش‌هایی مبنی بر فهرست‌برداری و تفکیک کارمندان شیعه توسط این گروه منتشر شده که به نظر ‏گامی دیگر در جهت تسویه و غربال کامل شیعیان از دیوانسالاری باقی‌مانده از دوره جمهوریت است. همزمان، گزارش‌هایی از ترغیب ‏اسماعیلیان بدخشان به تغییر مذهب برای بهره‌مندی از امتیازات دولتی و حاکمیتی منتشر شده است.‏

🔸ایران در سال‌های اخیر اشتغال قابل‌توجهی به مسائل و معضلات خود داشته و تاکید بیش از اندازه بر حفظ و تداوم رویکرد تعاملی با ‏طالبان، موجب گوشه‌نشینی خودخواسته ایران در پرونده گفتگوی بین‌الافغانی شده است. بر همین اساس، به نظر می‌رسد تصویب اصول‌نامه ‏مذکور علاوه بر بازنمایی آشکار نگاه طالبان به سایر مذاهب اسلامی و نهادینه‌سازی تبعیض، نمایانگر اتخاذ یک رویکرد تهاجمی‌تر از سوی ‏طالبان علیه شیعیان و اقلیت‌های مذهبی محسوب گردد. به بیان دیگر، این اصول‌نامه را باید مقوم یک احتمال نگران‌کننده در نظر گرفت: ‏اینکه طالبان از پنجره فرصت اشتغال ایران به مسائل نوظهور داخلی و منطقه‌ای استفاده کند و به سرکوب شیعیان وسعت و شدت بخشد. ‏
‏ ‏
اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63😁2
♦️میان بازدارندگی و مذاکره: ترامپ در انتظار نتیجه فشار بر ایران
▪️رویه الاخباریه

#رویة_العربیة
#آمریکا #ایران

🔸رفتار ترامپ نشان می‌دهد که جنگ هدف مطلوب او نیست، بلکه ابزاری در چارچوب راهبرد فشار حداکثری علیه ایران محسوب می‌شود. ترامپ نیروی نظامی را نه برای ورود به جنگی طولانی و پرهزینه، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای تحمیل شروط بهتر بر میز مذاکره می‌نگرد. بر همین اساس، او تحریم‌ها را تشدید کرد، سطح ادبیات تهدیدآمیز را بالا برد و اجازه انجام عملیات نظامی محدود به مواضع هسته‌ای را داد؛ با این هدف که ایران یا عقب‌نشینی کند یا توافقی جدید با شروط سخت‌گیرانه‌تر آمریکا را بپذیرد، بدون آن‌که آمریکا هزینه یک جنگ تمام‌عیار را بپردازد.

💢گزینه نظامی

🔹در مقابل، ترامپ هرگاه احساس می‌کرد فشار سیاسی به‌تنهایی کافی نیست، از نزدیک شدن به آستانه جنگ ابایی نداشت. او تهدید به استفاده از نیروی نظامی را هم‌زمان به‌عنوان ابزار بازدارندگی و پیام سیاسی چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی به کار گرفت و بدین‌سان منطقه را در وضعیت تنش دائمی نگه داشت. می‌توان گفت ترامپ لزوماً در پی جنگ نبود، اما اگر تصور می‌کرد تشدید تنش می‌تواند ایران را وادار به تسلیم کند، آماده پذیرش ریسک آن بود.

💢ایران و مجازات حساب‌شده


🔹ایران در برابر هر حمله‌ای که متحمل می‌شود، سیاست تلافی سنجیده را در پیش می‌گیرد. سیاستی که بر این اصل استوار است که پاسخ ضروری است، اما شکل و زمان آن قابل مدیریت است. تهران به‌خوبی می‌داند نادیده گرفتن حملات، بازدارندگی را تضعیف می‌کند، و در عین حال آگاه است که واکنش کنترل‌نشده می‌تواند به جنگی تمام‌عیار منجر شود که خواهان آن نیست.

🔹از این‌رو، ایران معمولاً به شیوه‌های متنوعی پاسخ می‌دهد: حملات غیرمستقیم، استفاده از متحدان منطقه‌ای، عملیات سایبری یا واکنش‌های نظامی محدود که پیام روشنی ارسال می‌کنند، بی‌آن‌که از خطوط قرمز عبور کنند. هدف اصلی در اینجا تثبیت این اصل است که «تجاوز هزینه دارد»، نه لغزش به سوی تقابل آشکار. درباره جدیت ایران در اجرای این مجازات نیز باید گفت که این جدیت واقعی است، حتی اگر ادبیات آن گاه مملو از شعارهای تند و ظاهراً نامتناسب با سطح پاسخ یا شدت تهدید آمریکا باشد؛ با این حال، واکنش ایران در چارچوب منطق خاص خود قرار دارد.

🔹تجربه نشان داده است که تهران به‌راحتی تهدید توخالی مطرح نمی‌کند، اما هم‌زمان فضای قابل توجهی برای مانور سیاسی باقی می‌گذارد. پاسخ ایران ممکن است با تأخیر، به‌صورت غیرمستقیم یا به‌ظاهر نامتناسب با مقیاس حمله باشد، اما غالباً با دقت محاسبه می‌شود تا بازدارندگی حفظ شود، بی‌آن‌که قواعد درگیری شکسته شود. ایران تلافی می‌کند تا حضور و وزن خود را تثبیت کند، نه برای شعله‌ور ساختن جنگی که می‌تواند نفوذ و اهرم‌هایی را که طی سال‌ها ایجاد کرده، تضعیف کند.

💢حفظ گزینه دیپلماتیک برای ایران

🔹ظاهرا هر دو طرف مایل‌اند راه‌حل دیپلماتیک را حفظ کنند، هرچند هم‌زمان بر شروط خود پافشاری کرده یا شروط طرف مقابل را رد می‌کنند. ایران به‌ویژه مراقب است که مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد؛ نه به‌عنوان امتیازدهی، بلکه به‌مثابه بخشی از مدیریت منازعه و گسترش فضای مانور سیاسی خود. تهران می‌داند که دیپلماسی به آن مشروعیت بین‌المللی می‌بخشد، از انزوایش می‌کاهد و حتی در اوج تنش‌ها، خطوط ارتباطی را باز نگه می‌دارد. از این‌رو، با وجود لفاظی‌های تند و تهدید به تلافی، ایران در مذاکره را نمی‌بندد؛ بلکه آن را به‌عنوان ابزاری موازی با بازدارندگی نظامی به کار می‌گیرد و بسته به شرایط سیاسی و منطقه‌ای، فشار و انعطاف را با یکدیگر ترکیب می‌کند.

💢ترامپ و انتظار برای نتیجه فشار

مصاحبه روز دوشنبه ۲۶ ژانویه ترامپ با آکسیوس نشان می‌دهد که ترامپ همچنان در انتظار نتیجه فشار نظامی بر ایران است. ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و احتمالاً در این هفته مشورت‌های بیشتری انجام داده و گزینه‌های نظامی جدیدی به او ارائه شده است. با این حال، هم‌زمان تأکید کرد که دیپلماسی همچنان یک گزینه است: «آن‌ها می‌خواهند به توافق برسند. این را می‌دانم. در موارد متعددی با من تماس گرفته‌اند. آن‌ها می‌خواهند گفت‌وگو کنند.»

💢اختلاف‌نظر در درون دولت


روشن است که در درون کاخ سفید درباره نحوه برخورد با ایران اختلاف‌نظر وجود دارد، به‌ویژه در مورد این پرسش که اساساً جنگ با ایران چه دستاوردی خواهد داشت. برخی از چهره‌های تندروتر در حلقه نزدیک به ترامپ، او را تشویق کرده‌اند که پس از وعده کمک به معترضان و مجازات حکومت، خط قرمز خود را اجرا کند. در مقابل، گروهی دیگر این پرسش را مطرح کرده‌اند که بمباران تهران در عمل چه نتیجه‌ای خواهد داشت و بیش از آن، به استفاده از ضعف حکومت برای پیش بردن یک توافق علاقه‌مند بوده‌اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍6👎4
🔵توافق تجارت آزاد هند و اتحادیه اروپا در سایه عدم‌قطعیت‌های ژئوپلیتیک

#اکوتهران
#هند #اروپا

🔹در میانه تحولات مختلف روزهای اخیر، مقامات ارشد اتحادیه اروپا برای تقویت همکاری‌های دوجانبه و گفتگوهای کلیدی در دهلی‌نو به سرمی‌برند. هند به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری اروپا شناخته می‌شود و حجم تبادلات تجاری دو طرف در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار رسیده است. در حال حاضر، قریب به ۱۷ درصد از صادرات هند به مقصد کشورهای اتحادیه اروپا انجام می‌پذیرد و در مقابل، این کشور حدود 9 درصد از صادرات اتحادیه اروپا را به خود اختصاص داده است. در این بین، یکی از مهم‌ترین تحولات نهایی شدن توافق تجارت آزاد (FTA) میان هند و اتحادیه اروپا است که از آن به عنوان نقطه عطفی مهم در روابط طرفین یاد می‌شود.

💢پیشینه مذاکرات

🔸مذاکرات تجاری هند و اتحادیه اروپا برای انعقاد توافق تجارت آزاد از سال ۲۰۰۷ آغاز شد؛ اما پس از هفت دور گفتگو و به دلیل اختلاف‌نظرهای عمیق درباره مسئله دسترسی بازار و ملاحظات فنی به شکست انجامید و در سال ۲۰۱۳ متوقف شد. تلاش‌های دیپلماتیک برای احیای این مذاکرات در فاصله سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ دستاورد چندانی نداشت و تنها پس از گسست ناشی از همه‌گیری کرونا بود که این مذاکرات مجدد از سر گرفته شد. به نظر می‌رسد که پس از نوزده سال و در میانه تحولات متاخر ژئوپلیتیکی در عرصه بین‌المللی، طرفین توافق محرک‌های جدی‌تری برای نهایی‌سازی آن پیدا کرده‌اند و متاثر از همین محرک‌ها، این توافقنامه سرانجام در جریان شانزدهمین نشست هند-اتحادیه اروپا در ۲۷ ژانویه به امضای دو طرف رسید.

💢ابعاد اقتصادی توافق

🔸این توافقنامه البته به معنای گشایش بدون قید و شرط بازارهای دو طرف بر یکدیگر نخواهند بود و تنها بخشی از تعرفه‌ها و محدودیت‌های وضع شده در تجارت دوجانبه توسط طرفین برداشته خواهد شد. با این وجود، پوشش قابل‌توجه تعرفه‌های کلیدی صادراتی در کنار اظهارات وزیر صنایع و بازرگانی هند که از این توافقنامه با عنوان «مادر تمام توافقات» یاد نموده است نمایانگر وزن قابل‌توجه این توافق برای طرفین به حساب می‌روند.

🔸در جریان مذاکرات سه مسئله محصولات کشاورزی، فولاد و خودرو در مرکز اختلاف‌نظرهای طرفین قرار داشتند. اتحادیه اروپا مایل بود دسترسی بهتری به بازار خودروی هندوستان پیدا کند و بر همین اساس، بر کاهش تعرفه ۱۱۰ درصدی واردات خودرو اصرار می‌ورزید. در سمت مقابل، هند نسبت به اثر محدودیت‌های مبتنی بر سیاست کربن صفر بر مجموع صادرات فولاد خود موضعی انتقادی دارد. همزمان، هر دو طرف بر تداوم حفظ چارچوب حمایت‌های کشاورزی خود تاکید داشتند.

🔸براساس توافقنامه امضا شده هند ظرف مدت پنج سال، تعرفه ۱۱۰ درصدی اعمال شده بر خودروهای اروپایی را به ۱۰ درصد می‌رساند و سالانه ۲۵۰ هزار دستگاه خودروی اروپایی اجازه استفاده از تعرفه ترجیحی مذکور را خواهند داشت.

🔸در مقابل، تعرفه طیف وسیعی از کالاهای صادراتی هند اعم از آهن و فولاد و محصولات نساجی صفر شده است. همچنین، امتیازاتی برای افزایش دسترسی کارگران ماهر هندی به بازار کار اروپا در متن توافقنامه گنجانده شده است. در حوزه کشاورزی نیز طرفین به اعطای دسترسی‌های نقطه‌ای و محدود به یکدیگر مبادرت نموده‌اند و بدین ترتیب، توافقنامه تجارت آزاد هند و اروپا با پوشش حدود دو میلیارد نفر از جمعیت جهان به مرحله نهایی رسیده است.

💢ملاحظات سیاسی و زمانی

🔸در کنار پیشران‌های اقتصادی قدرتمند، نباید نقش پیشران‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی را در نهایی‌سازی این توافقنامه دستکم گرفت. با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، هند و اتحادیه اروپا هر یک به طریقی از سوی ایالات متحده تحت فشار قرار گرفتند. اروپا بر سر اختلافات تجاری، پرونده اوکراین و گرینلند با ایالات متحده در کشاکش تعرفه‌ای قرار دارد؛ چالش هند با ایالات متحده نیز کمابیش بر سر دو پرونده ابتدایی است. در سایه عدم‌قطعیت و پیش‌بینی‌ناپذیری رویکرد ایالات متحده به عنوان مهم‌ترین شریک سیاسی بین‌المللی، هر دو طرف تلاش دارند تا تخم‌مرغ‌های خود را در سبدهای متنوع‌تر توزیع کنند. توافقات متاخر بروکسل با مکزیک و اندونزی و توافقات دهلی نو با استرالیا، امارات، بریتانیا و زلاندنو نمودهای دیگری از همین تلاش به حساب می‌روند.

💢جمع‌بندی

رویکرد پیش‌بینی‌ناپذیر ایالات متحده در عرصه بین‌المللی -به طور خاص در خصوص متحدان خود- از یکسو و تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیک میان چین و آمریکا از سوی دیگر، هند و اروپا را به توسعه همکاری‌های بیشتر اقتصادی و راهبردی رهنمون کرده است. از همین روست که توافقنامه تجارت آزاد میان دو طرف پس از نوزده سال فراز و نشیب، در این مقطع زمانی به مرحله نهایی شدن رسیده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82🔥1
🌐نگاهی به سند راهبرد دفاع ملی آمریکا ۲۰۲۶

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ

🔸شنبه، چهارم بهمن‌ماه (۲۵ ژانویه ۲۰۲۶) وزارت جنگ (دفاع) آمریکا جدیدترین سند راهبرد دفاع ملی را منتشر کرد. کاربرد این سند این است که اصول و محورهای اصلی ارتش آمریکا را در هر دولت نشان دهند. متن سند مذکور غالباً با سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ همپوشانی دارد، هر دو سند نیمکره غربی را اولویت نخست آمریکا و مهار چین را اولویت بعدی می‌دانند. اما تفاوت‌های قابل توجهی نیز میان این دو دارد.

💢نگاهی متفاوت به روسیه و کره‌ شمالی

🔸در مقایسه با سند ۲۰۲۵، سند ۲۰۲۶ نگاه منفی‌تری به روسیه و کره شمالی دارد. سند راهبرد امنیت ملی هدف آمریکا را رسیدن به «ثبات راهبردی با روسیه» می‌داند؛ اما راهبرد دفاع ملی روسیه را «تهدیدی پایدار اما قابل مدیریت» ذکر می‌کند. با این حال، در مجموع هر دو سند برنامه آمریکا را واگذارکردن مسئله روسیه به کشورهای اروپایی عنوان می‌کنند؛ چراکه طبق هر دو متن، اروپا به‌تنهایی توانایی مقابله با روسیه را دارد. افزون بر این، برخلاف سند ۲۰۲۵ که برای نخستین بار در راهبرد امنیت ملی آمریکا سخنی از کره شمالی به میان نیامد، سند ۲۰۲۶ این کشور را تهدیدی جدی برای خاک آمریکا و متحدانش در شرق آسیا (کره جنوبی و ژاپن) می‌داند.

🔸علت این تفاوت را شاید بتوان در نگاه متفات مقامات پنتاگون نسبت به مسائل جهان دید. زاویه تحلیل پنتاگون کاملاً نظامی‌محور و متمرکز بر قابلیت‌های نظامی دیگر کشورها است. اما راهبرد امنیت ملی، نه فقط به ابعاد نظامی بلکه فراتر از آن توجه دارد. از این منظر، روسیه و کره شمالی دو کشور هسته‌ای هستند که می‌توانند خاک آمریکا را هدف قرار بدهند، به‌همین دلیل آمریکا از بعد صرف نظامی همواره باید آن‌ها را یک تهدید در نظر بگیرد، اما فراتر از آن، این دو کشور اهمیت راهبردی خود را در سیاست خارجی دولت ترامپ از دست داده‌اند.

💢ایران، برنامه هسته‌ای و سیاست مهار

🔸ایران در سند ۲۰۲۶ راهبرد دفاع ملی تهدید برجسته‌تری در مقایسه با سند راهبرد امنیت ملی است. طبق ادعای سند ۲۰۲۶، در عملیات «چکش نیمه‌شب» برنامه هسته‌ای ایران «محو شد» و محور مقاومت نیز «از میان رفته است». با این وجود، سند عنوان می‌کند که همچنان این احتمال وجود دارد که ایران با آغاز مجدد برنامه هسته‌ای به سراغ گزینه ساخت سلاح برود و می‌کوشد که محور مقاومت را بازسازی کند.

🔸در این سند، مسئولیت مهار ایران بیشتر به متحدان منطقه‌ای آمریکا محول شده و وظیفه آمریکا این است که به‌لحاظ نظامی آنان را در برابر ایران تقویت کند. این رویکرد در چارچوب سند راهبرد امنیت ملی است که در آن «خاورمیانه» برای آمریکا بیشتر جهت حفظ ثبات انتقال نفت و گاز اهمیت دارد. روح و چشم‌انداز هر دو سند، کاهش درگیری‌ها و نقش‌آفرینی مستقیم آمریکا در منطقه است، با این حال، همانطور که در یادداشتی دیگر بیان شده بود، دولت ترامپ چالش‌های داخلی و خارجی متعددی برای تحقق این چشم‌انداز دارد.

💢توسعه پایگاه‌های صنعتی دفاعی

🔸دولت ترامپ از ابتدای آغاز به کار خود تمرکز ویژه‌ای بر افزایش بودجه نظامی و تولید انبوه تسلیحات دفاعی و تهاجمی داشته است. در این راستا، سند راهبرد دفاع ملی عنوان می‌کند که پایه اصلی قدرت نظامی آمریکا «پایگاه صنعتی دفاعی «(DIB) است و دولت ترامپ با سرمایه‌گذاری قصد احیای آن را دارد و هدف آن، نوسازی ظرفیت تولید، تقویت زنجیره تأمین، همکاری با بخش خصوصی و افزایش توان صنعتی برای پاسخ به تهدیدات آینده است. به عبارت دیگر، در این برنامه آمریکا تلاش می‌کند خود را برای رقابت تسلیحاتی با چین و روسیه در آینده آماده کند.

سند راهبرد دفاع ملی آمریکا ۲۰۲۶ ضمن هم‌پوشانی کلی با راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵، تفاوت‌های مهمی دارد. این سند نگاه نظامی‌محورتری به تهدیدها دارد و روسیه و کره شمالی را تهدیدات پایدار و مستقیم‌تری برای آمریکا و متحدانش می‌داند. ایران نیز در این سند برجسته‌تر شده و مهار آن عمدتاً به متحدان منطقه‌ای واگذار می‌شود. تمرکز اصلی راهبرد دفاعی، کاهش نقش مستقیم آمریکا، واگذاری مسئولیت‌ها به شرکا و احیای پایگاه صنعتی دفاعی برای رقابت بلندمدت تسلیحاتی با چین و روسیه است.

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102👏1
🌐آیا ایران حریف ناوگان دریایی آمریکا خواهد شد؟

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ایران

📝سیدرضا میرطاهر

🔸تشدید تنش بین ایران و آمریکا و تهدیدات مکرر ترامپ درباره حمله به ایران موجب شده تا غرب آسیا بیش از هر زمان دیگری در معرض نبردی گسترده قرار بگیرد. در این میان اعزام ناو گروه آبراهام لینکلن در کنار اعزام هواپیماهایی مانند آرسی-135 و ایی‌اف-18 گراولر که وظیفه جمع‌آوری اطلاعات و جنگ الکترونیک را بر عهده دارند باعث تشدید این گمانه می‌شود. سئوالی که مطرح است توانمندی‌های رزمی ایران برای مقابله با آمریکا به خصوص ناوگروه آبراهام لینکن و نیز ناوهای مستقر در ناوگان پنجم آمریکا در بحرین است.

💢توان رزم دریایی ایران

🔹توانمندی‌های رزمی ایران برای مقابله با ناوهای آمریکایی در منطقه را باید در قالب یک منظومه چندلایه و ترکیبی بررسی کرد. در این راستا توانمندی‌های رزمی نیروهای مسلح ایران برای مقابله با ناوهای آمریکایی، بر پایه ترکیبی از موشک‌های دوربرد، پهپادهای شناسایی و رزمی، قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی، زیردریایی‌های کوچک، جنگ الکترونیک و بهره‌گیری از جغرافیای خاص منطقه استوار است.

1️⃣ بالستیک ضد کشتی

🔹توسعه موشک‌های بالستیک ضدکشتی مانند خلیج فارس و هرمز که با سرعت‌های بسیار بالا حرکت می‌کنند، چالش‌های جدیدی برای سامانه‌های دفاعی ناوهای آمریکایی ایجاد می‌کنند. موشک خلیج فارس به‌عنوان یکی از نخستین نمونه‌های بالستیک ضدکشتی ایران، با سرعت بالا و مسیر غیرقابل پیش‌بینی، برای هدف قرار دادن شناورهای بزرگ طراحی شده است. موشک هرمز نیز در دو نسخه با قابلیت‌های ضد رادار و ضدکشتی، بخشی از همین خانواده محسوب می‌شود. این موشک‌ها به دلیل سرعت بسیار زیاد در مرحله نهایی، رهگیری توسط سامانه‌های دفاعی ناوهای آمریکایی را دشوار می‌کنند.

2️⃣کروز ضد کشتی

🔹موشک‌های کروز ضد کشتی مانند قادر، نور، کوثر و نمونه‌های جدیدتر، بخشی از توان ایران هستند. این موشک‌ها با بهره‌گیری از سامانه‌های هدایت پیشرفته، سرعت بالا و قابلیت پرواز در ارتفاع کم، تهدیدی جدی برای شناورهای بزرگ محسوب می‌شوند. موشک نور با برد حدود 120 تا 200 کیلومتر، سال‌هاست در یگان‌های دریایی ایران استفاده می‌شود. موشک‌های کوثر، نصر و ظفر نیز برای درگیری در بردهای کوتاه‌تر طراحی شده‌اند. در سال‌های اخیر، موشک‌های کروز دوربردتری مانند سومار و هویزه نیز معرفی شده‌اند که با بردهای چندصد کیلومتری، و ابومهدی با برد بیش از هزار کیلومتر، توان ایران را در پوشش مناطق وسیع دریایی افزایش داده‌اند.

3️⃣توان پهپادی

🔹پهپادهای رزمی و شناسایی به‌ویژه پهپادهای دوربرد مانند شاهد 149 و فطرس نقش مهمی در معادله جنگ دارند. پرنده‌هایی با قابلیت پرواز طولانی، جمع‌آوری اطلاعات، رهگیری اهداف دریایی و حتی اجرای حملات دقیق، بخشی از شبکه‌ای هستند که می‌تواند اطلاعات لحظه‌ای از موقعیت ناوهای دشمن فراهم کند. ترکیب پهپادهای شناسایی با موشک‌های ضدکشتی امکان حمله دقیق‌تر را فراهم می‌سازد. پهپادهای انتحاری نیز در سناریوهای نبرد نامتقارن می‌توانند نقش مکمل داشته باشند و با هزینه کم، تهدیدی مستمر ایجاد کنند.

4️⃣قایق‌های تندرو

🔹نیروی دریایی سپاه یکی از عناصر کلیدی در این ساختار است. این نیرو با اتکا به تاکتیک‌ «نبرد قایق‌های تندرو»، توانسته یک الگوی متفاوت از مقابله با ناوهای بزرگ ایجاد کند. قایق‌های تندرو با سرعت بالا، قابلیت مانور زیاد و امکان حمل موشک، راکت، اژدر یا حتی پهپادهای کوچک، می‌توانند در محیط محدود و پیچیده خلیج فارس، تهدیدی جدی برای ناوهای بزرگ ایجاد کنند.

5️⃣ناوگان زیردریایی

🔹زیردریایی‌های کلاس غدیر، فاتح و کیلو به ترتیب تناژ از قابلیت عملیاتی بالاتری برخوردارند، هرچند از نظر اندازه و فناوری با زیردریایی‌های پیشرفته جهان قابل مقایسه نیستند، اما برای محیط عملیاتی خلیج فارس مناسب طراحی شده‌اند.

6️⃣شبکه پایگاه‌های ساحلی و جزیره‌ای

🔹شبکه گسترده پایگاه‌های ساحلی و جزایر استراتژیک ایران در خلیج فارس در جزایری مانند ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، قشم، لارک و سایر نقاط ساحلی، به‌عنوان پایگاه‌های موشکی، پهپادی و دریایی عمل می‌کنند. این پراکندگی جغرافیایی باعث می‌شود که ناوهای آمریکایی در صورت بروز درگیری، با طیف وسیعی از تهدیدات از جهات مختلف روبه‌رو شوند.

💢جمع‌بندی


علی‌رغم توانمندی‌های ایران، نباید توان دشمن را نیز نادیده گرفت. ناوهای آمریکایی نیز از پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاعی جهان برخوردارند. بنابراین، هرگونه درگیری پیچیده، پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود و نتیجه هر نبردی بین ایران و آمریکا در پهنه خلیج فارس، دریای عمان و دریای عرب به عوامل متعدد، پیچیده و پیش‌بینی ناپذیر بستگی خواهد داشت.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1610👎4😁1
🌐دلسی رودیگز؛ چاویست یا مهره واشنگتن در ونزوئلا؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا

🔸نزدیک به یک ماه پس از ربایش مادورو است که دلسی رودریگز دولت ونزوئلا را به‌عنوان رئیس جمهور موقت اداره می‌کند. در روزهای نخست پیرامون رویکرد سیاست خارجی او ابهاماتی وجود داشت. در گذشته نیز گزارش‌هایی مبنی بر ظرفیت رودریگز برای همکاری عمل‌گرایانه با آمریکا نشان می‌داد که او می‌تواند گزینه مناسبی برای دولت ترامپ باشد. ترامپ نیز در کنار تهدیدات مداوم‌اش یک‌بار او را «فردی خارق‌العاده» توصیف کرد. به نظر می‌رسد رودریگز می‌کوشد تا همزمان هم خود را در کنار تندروهای دولت در قدرت نگه دارد و هم ونزوئلا را به آمریکا نزدیک کند.

🔹یکی از راه‌های رودریگز برای تداوم قدرتش این است که غیبت مادورو را امری موقتی و نه دائمی به تصویر بکشد. او توسط دیوان عالی به‌عنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا انتخاب شد که یعنی مطابق قانون اساسی حداکثر تا 180 روز می‌تواند این عهده‌دار این جایگاه باشد. پس از این بازه، مجلس ملی تصمیم خواهد گرفت که فقدان رئیس جمهور دائمی است یا خیر. اگر دائمی باشد، انتخابات باید برگزار شود.

🔹در حال حاضر، صداهایی از این مجلس مبنی بر موقتی‌بودن غیبت مادورو شنیده می‌شود. رئیس مجلس، خورخه رودریگز، برادر دلسی است که رویکرد سیاسی نزدیکی به او دارد. همچنین، در جریان بازگشایی دوره جدید مجلس در 5 ژانویه 2026، سوتو روخاس، یکی از نمایندگان مجلس اشاره کرد که آمریکا در بازداشت و دادگاهی‌کردن مادورو موفق نخواهد شد و ونزوئلا تا زمان بازگشت او آرام نخواهد ماند. مواضع دلسی رودریگز نیز به‌طور مداوم دلالت بر موقتی‌بودن و تلاش برای اتمام بازداشت مادورو دارد. اقدامات او نیز در چند هفته گذشته همچون انتصاب وزرای جدید، ادغام برخی وزارت‌خانه‌ها و ارائه برنامه‌های سیاستی برای سال 2026 نشان از قصد او برای تداوم حضورش در این جایگاه دارد.

🔹از این نکته مهم‌تر، نشانه‌هایی آشکاری مبنی بر نزدیکی رودریگز به واشنگتن است. همانطور که در یادداشتی دیگر اشاره شد، برخی گزارش‌ها حاکی از گفتگوهای پیشین رودریگز با دولت ترامپ جهت نشان‌دادن خود به‌عنوان گزینه‌ای مطلوب برای آمریکا هستند. اخیراً نیز او با جان رتکلیف، رئیس سیا و از تشویق‌کنندگان ترامپ برای حمله به ونزوئلا دیدار داشت؛ دیداری که به نظر می‌رسد مثبت بوده باشد. پیرامون این دیدار، نیویورک‌تایمز گزارش داد که مقامات ارشد کاخ سفید و تحلیلگران سیا در کوتاه‌مدت رودریگز را بهترین گزینه برای «هماهنگی و همکاری با ایالات متحده» می‌بینند.

🔹مواضع رودیگز نیز تاکنون نشان از همراهی او با ترامپ دارد. در 15 ژانویه او با ترامپ گفتگویی تلفنی داشت که آن را محترمانه خواند و اعلام کرد که هر دو طرف در مورد «دستور کار دوجانبه‌ای که به هر دو ملت سود می‌رساند» صحبت کردند. از آنجا که کشور ونزوئلا به‌شدت به درآمد نفتی وابسته است، ترامپ با استفاده از اهرم نفت تلاش می‌کند که رودریگز را کنترل کند. سپس کمتر از یک هفته بعد از تماس تلفنی با ترامپ، رودریگز اعلام کرد که 300 میلیون دلار از درآمد نفتی وارد بانک‌های ونزوئلا شده است.

🔹تداوم این وابستگی نفتی، به ترامپ اجازه می‌‎دهد سیاست خارجی رودریگز را در قبال دشمنان آمریکا (چین، روسیه، ایران) مطابق میل خود شکل دهد. مجلس ملی به رهبری برادر رودیگز نیز در حال آماده‌کردن بستر این وابستگی نفتی است. اوایل این هفته، مجلس فرآیند اصلاح «قانون هیدروکربن‌ها» را آغاز کرد که به گفته خورخه رودریگز، برای تطابق ونزوئلا با شرایطی است که در آن شرکت‌های خصوصی خارجی بتوانند نفت ونزوئلا را استخراج کنند.

🔹اگرچه رودریگز علاقه‌مند است تا با پذیرش خواسته‌های آمریکا و موقتی‌جلوه‌دادن غیبت مادورو در قدرت باقی بماند، اما ناچار است با اعضای تندرو دولت نیز به یک توازن برسد. به‌ همین دلیل او بعضاً مواضع ضدآمریکایی نیز می‌گیرد و حتی اخیراً اعلام کرد «دستوردادن آمریکا به سیاستمداران ونزوئلایی دیگر کافی است.» باید دید که او تا چه اندازه می‌تواند میان فشارهای آمریکا و فشارهای تندروهای دولت توزان برقرار کند.

دلسی رودریگز پس از ربایش مادورو، با حفظ ظاهر چاویستی و تأکید بر موقتی‌بودن غیبت او، عملاً به‌دنبال تثبیت قدرت است. همزمان، نشانه‌های روشنی از نزدیکی عمل‌گرایانه‌اش به واشنگتن، به‌ویژه پذیرش خواسته‌های نفتی ترامپ دیده می‌شود. او می‌کوشد میان فشار آمریکا و تندروهای داخلی توازن برقرار کند؛ توازنی شکننده است و آینده رودیگز و ونزوئلا را تعیین خواهد کرد.

🔁مطالب مرتبط
▫️هرآنچه باید در مورد رهبر موقت ونزوئلا بدانید!
▫️آیا ونزوئلای پسا مادورو غرب‌گرا خواهد بود؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍83👎2
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🌐گزینه‌های جانشینی پاول؛ آیا استقلال فدرال رزرو تضعیف خواهد شد؟ #تحلیل_کوتاه #واشنگتن #اقتصاد_آمریکا 🔹در یک سال گذشته، ترامپ حملات لفظی متعددی به جروم پاول، رئیس فدرال رزرو به دلیل امتناعش از کاهش نرخ بهره فدرال کرده است. حال با ورود به ماه‌های پایانی دوران…
🌐 کوین وارش، انتخاب نهایی ترامپ برای ریاست فدرال رزرو

#تعقیب_روند
#واشنگتن
#ترامپ

🔹دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، قصد دارد کوین وارش را به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره فدرال رزرو و همچنین رئیس بعدی بانک مرکزی ایالات متحده معرفی کند. در صورت تأیید سنا، وارش جانشین جروم پاول خواهد شد. دوره ریاست پاول در ماه می (اردبیهشت ۱۴۰۵) به پایان می‌رسد.

🔸ترامپ صبح جمعه این نامزدی را در پستی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد و نوشت:
«من کوین را مدت‌هاست که می‌شناسم و هیچ تردیدی ندارم که او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین رؤسای فدرال رزرو در تاریخ ثبت خواهد شد؛ شاید حتی بهترینِ آن‌ها.»

🔸کوین وارش، عضو سابق شورای حکام فدرال رزرو، به دلیل روابط نزدیک سیاسی و خانوادگی با دونالد ترامپ و جمهوری‌خواهان، یکی از گزینه‌های جدی ریاست فدرال رزرو است. او پیش‌تر نیز در سال ۲۰۱۷ به عنوان گزینه ریاست این نهاد مطرح بوده و به کاهش نرخ بهره نگاه منعطف‌تری دارد؛ دیدگاهی که نگرانی‌هایی در دولت ایجاد کرده، اما در عین حال از حمایت چهره‌هایی مانند جیمی دیمن برخوردار بوده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1
🌐 واقع‌گرایی آنکارا در پشت پرده میانجیگری میان ایران و آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

📝احسان فلاحی


🔹دهم بهمن ماه، «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران در استانبول با همتای ترکیه‌ای خود «هاکان فیدان» و همچنین با اردوغان در پشت درهای بسته دیدار کرد. این سفر که در بحبوحه لفاظی‌های ترامپ و اعزام ناوگان دریایی آمریکا به منطقه انجام می‌شود، شاید آخرین فرصت میانجیگری میان تهران و واشنگتن باشد. تماس تلفنی اردوغان با پزشکیان پس از این دیدار و پیشنهاد برگزاری فوری مذاکره میان طرفین در ترکیه، بیش از آنکه یک اقدام پرستیژی از جانب آنکارا باشد، ریشه در دلایل‌ رئالیستی زیر دارد؛ زیرا در صورت وقوع جنگ، ترکیه از جمله کشورهایی است که بیش از دیگران با پیامدهای ناگوار آن مواجه خواهد شد.

💢دلایل سیاسی

🔸به رغم اختلاف‌نظر و رقابت طولانی مدت ایران و ترکیه در سوریه، این دو کشور ناگزیر از همکاری با یکدیگر در محیط پر آشوب غرب آسیا هستند. حتی با ساقط شدن متحد قدیمی تهران توسط نیروهای تحت حمایت اردوغان دو کشور همچنان برخی از همکاری‌های منطقه‌ای خود را ادامه می‌دهند.

🔸این در حالی است که با روی کارآمدن جولانی تقریباً تمامی زیرساخت‌های نظامی سوریه توسط اسرائیل منهدم شد. لذا اختلاف‌نظر میان ترکیه و اسرائیل وارد مرحله خطرناکی شده است. ترکیه در حال حاضر در مواجهه با اسرائیل گرفتار «معمای امنیت» شده است. آنکارا، با احاله مسئولیت مقابله با اسرائیل جمهوری اسلامی ایران را بخش مهمی از راه‌حل این معما می‌داند.

🔸به عنوان مثال بر اساس برخی گزارش‌ها، ترکیه از اوایل ۲۰۲۵ چند پایگاه هوایی در سوریه (از جمله پایگاه هوایی T4 در حومه حمص و فرودگاه/پایگاه حماه) را برای استقرار نیرو و سامانه‌های پدافندی در چارچوب یک توافق با دولت دمشق بررسی کرده بود. هیئت‌های نظامی ترکیه نیز چند بار از این پایگاه‌ها بازدید داشتند، اما چند ساعت پس از یکی از بازدیدها، جنگنده‌های اسرائیلی همان پایگاه‌ها را به‌شدت بمباران کردند. به گونه‌ای که پایگاه T4 به‌گفته منابع اطلاعاتی «عملاً غیرقابل استفاده» شد.

🔸ترک‌ها بر این باورند که زیاد خواهی‌های اسرائیل فراتر از آنچه تا کنون اتفاق افتاده خواهد رفت. بنابراین جلوگیری از جنگ و حفظ توان جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک وزنه در مقابله با اسرائیل، به وضوح کارکرد سیاسی برای آنکارا دارد؛ زیرا تمرکز راهبردی تل‌آویو از طریق ایران پراکنده می‌شود.

💢دلایل امنیتی

🔸هرگونه درگیری نظامی علیه ایران، خطر سرریز ناامنی به مناطق کردنشین در شرق ترکیه را بالا می‌برد. افزایش فعالیت گروه‌هایی مانند پژاک، قاچاق سلاح و مواد مخدر، شکل‌گیری کریدورهای جدید برای شبکه‌های مسلح از جمله این موارد هستند.

🔸به همین منظور دکترین رسمی ترکیه نسبت به ایران بر مبنای جلوگیری از فروپاشی ساختاری طراحی شده است؛ زیرا یک ایران بی‌ثبات، زنجیره‌ای از منازعات قومی، تروریسم و اقتصاد سیاه در کل منطقه ایجاد می‌کند که مستقیماً تهدیدات امنیتی بر علیه ترکیه ایجاد خواهد کرد.

🔸همچنین از نگاه آنکارا، جنگ گسترده آمریکا علیه ایران می‌تواند شبیه سناریوی عراق و سوریه، اما در مقیاسی به‌مراتب بزرگ‌تر، نظم منطقه‌ای را به هم بریزد که نه تنها فضا را برای بازیگران غیر دولتی مهیا می‌کند بلکه امکان نفوذ امنیتی رقبایی مانند روسیه را در مجاورت مرزهای ترکیه افزایش دهد که با منافع آنکارا تعارض آشکار دارد.

💢دلایل اقتصادی- اجتماعی

🔸حمله آمریکا و بی‌ثباتی در ایران موج جدید مهاجرت از مرزهای شرقی ترکیه را بالا خواهد برد. با توجه به جمعیت ایران موج مهاجرت از ایران قابل مقایسه با بحران سوریه نخواهد بود و هزینه‌های بودجه‌ای و اجتماعی گزافی را به ترکیه تحمل خواهد کرد.

🔸ایران در حال حاضر حدود ۱۵-۱۶ درصد گاز مورد نیاز ترکیه را از طریق خط لوله تامین می‌کند. هر گونه ناامنی در ایران که صادرات انرژی یا زیر ساخت‌های انرژی ایران را تخریب کند هزینه واردات انرژی به ترکیه را افزایش می‌دهد. همچنین دشواری در صادرات انرژی از خلیج فارس ثبات اقتصادی ترکیه را تهدید می‌کند.

🔸تجارت خارجی ایران و ترکیه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. ایران از یک سو بازار صادراتی محصولات ترکیه و از سوی دیگر تامین کننده برخی مواد معدنی و پتروشیمی برای این کشور است.

آنکارا در میانه افزایش‌ تنش‌ها میان ایران و آمریکا بیش از این که با ژست لیبرالی و صلح‌طلبانه در پی میانجیگری بین طرفین باشد؛ از منظر یک بازیگر رئالیست وارد صحنه شده و به دنبال ممانعت از شکل‌گیری هزینه‌های ناخواسته، شانه خالی کردن از بار مسئولیت مقابله با اسرائیل در آینده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای مبهم و تداوم مقابله با تل‌آویو توسط جمهوری اسلامی ایران است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍112👎2💔1
🌐کودتا یا بازآرایی در ارتش چین؟! از آرمان مبارزه با فساد تا تقویت قدرت حزبی

#تحلیل_کوتاه
#چین

📝احمد رمضانی

🔹از سال ۲۰۱۲ تاکنون، مبارزه ضدفساد در رأس ارتش چین به تدریج از رسیدگی به فساد مالی به عزل‌های سیاسی–امنیتی ‏برای تضمین وفاداری کامل به رئیس حزب تغییر ماهیت یافته و به یک الگوی ساختاری و پیشگیرانه تبدیل شده است. ‏همزمان، فشارهای و تهدیدات خارجی، ضرورت اقدام پیشگیرانه و انسجام فرماندهی در قالب برکناری فرماندهان ‏فسادآلود، تمرکز قدرت در کمیسیون نظامی مرکزی، بازسازی زنجیره فرماندهی و تقویت کنترل حزب بر ارتش را برجسته ‏کرده است.‏

💢بازآرایی سیستماتیک قدرت در ارتش

🔸پس از به‌قدرت‌رسیدن شی جین‌پینگ در سال ۲۰۱۲، مبارزه با فساد در حزب و ارتش به‌تدریج از رسیدگی به فساد مالی و ‏سوءاستفاده‌های اقتصادی به ابزاری برای حذف شبکه‌های قدرت مستقل و کاهش هرگونه مرکز نفوذ خارج از کنترل حزب ‏تبدیل شد. در دوره نخست (۲۰۱۲–۲۰۱۵) صدها مقام نظامی عالی‌رتبه به‌خاطر فساد و تخلفات ساختاری از مناصب خود ‏کنار گذاشته شدند تا شبکه‌های قدیمی نفوذ تضعیف شود.‏

🔸در مرحله دوم (۲۰۱۶–۲۰۱۹) اصلاحات ساختاری عمیق‌تری اجرا شد که شامل بازآرایی مناطق فرماندهی و کاهش ‏استقلال عملیاتی فرماندهان منطقه‌ای بود تا زنجیره فرماندهی مستقیماً تحت نظارت کمیسیون نظامی مرکزی قرار گیرد. از ‌‏۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ برکناری‌ها وارد بخش‌های بسیار حساس مانند نیروی موشکی ارتش شد که مسئول ‏بازدارندگی هسته‌ای و موشکی چین است. در این دوره تمرکز همزمان بر فساد و کنترل سیاسی در حوزه‌های کلیدی ‏تسلیحاتی بود.‏

🔸در ادامه، موج برکناری‌ها به اعضای ارشد کمیسیون نظامی مرکزی رسید و در اواخر ۲۰۲۵، معاون اول کمیسیون نظامی ‏مرکزی، از حزب و ارتش اخراج شد. در ژانویه ۲۰۲۶ ژنرال دیگری از این کمیسیون تحت تحقیق برای «نقض جدی انضباط و قانون» قرار گرفت. این تحولات ترکیبی از مبارزه با فساد، حذف ‏مخالفان سیاسی بالقوه و تمرکز نهایی اقتدار نظامی در حزب کمونیست را منعکس می‌کند و ساختار فرماندهی ارتش را به ‏حداقل اعضا تحت کنترل مستقیم رئیس حزب رسانده است.‏

💢تمرکز داخلی بر وفاداری مطلق

🔸از منظر داخلی، رهبری حزب در تلاش است هرگونه مرکز قدرت مستقل، شبکه نفوذ شخصی، باندهای ‏درون‌ارتشی و خطر نافرمانی در سطوح عالی فرماندهی را از میان بردارد. تمرکز شدید بر «مسئولیت‌پذیری فرمانده» ‏نشان می‌دهد که مسئله اصلی، وفاداری سیاسی مطلق به رهبری مرکزی و جلوگیری از شکل‌گیری بازیگران قدرتمند خارج ‏از کنترل مستقیم رئیس حزب است. این روند را می‌توان بخشی از پروژه بزرگ‌تر یکدست‌سازی ساختار فرماندهی و ‏مهندسی مجدد توازن قدرت در ارتش دانست.

💢محرک‌های خارجی

🔸برکناری‌های اخیر در ارتش چین را می‌توان در چارچوب تهدیدات و فشارهای خارجی نیز تحلیل کرد؛ مهم‌ترین محرک، ‏افزایش احتمال درگیری بر سر تایوان و تشدید رقابت نظامی با آمریکا و متحدانش است، به‌گونه‌ای که پکن نگران است در ‏صورت وقوع بحران نظامی، حضور فرماندهان قدرتمند اما نه‌کاملاً همسو، انسجام زنجیره فرماندهی را تضعیف کند. ‏همزمان، افزایش جنگ سایبری و نفوذ اطلاعاتی غرب، تهدیدهای بالقوه برای نیروهای موشکی و بازدارندگی هسته‌ای و ‏گسترش ائتلاف‌های امنیتی ضدچین مانند آکوس، احساس ناامنی راهبردی چین را تشدید کرده است. در این چارچوب، ‏اقدامات اخیر را می‌توان حرکتی پیشگیرانه برای آماده‌سازی ارتش در برابر سناریوهای بحران خارجی، افزایش انسجام ‏تصمیم‌گیری و درس‌گیری از تجربه جنگ‌هایی مانند اوکراین، به‌ویژه پیامدهای فساد و چندپارگی فرماندهی، تفسیر کرد.‏

💢اثرات کوتاه و بلندمدت

🔸تحولات اخیر در ارتش چین اثرات دوگانه‌ای بر عملکرد نظامی آن دارد. در کوتاه‌مدت، ممکن است کارایی فرماندهی ‏ارتش کاهش یابد؛ جایگاه‌های کلیدی خالی مانده و افسران جوان و کم‌تجربه ممکن است تصمیم‌های پرریسک‌تری اتخاذ ‏کنند. این اختلال کانال‌های ارتباطی خارجی با فرماندهی بالای چین را مسدود می‌کند. در بلندمدت اما، قدرت سیاسی و ‏نظامی بیش از پیش در دست رهبری متمرکز شده و وفاداری به رهبری افزایش می‌یابد. روند کنارگذاشتن‌ها بیشتر به منظور ‏تحکیم اقتدار مرکزی است و سیاست‌های کلان نظامی با تمایل به اقدامات جسورانه‌تر نسبت به تایوان احتمالاً تداوم ‏می‌یابند.‏

💢جمع‌بندی

تحولات اخیر تقویت نظارت حزبی بر قدرت را نشان می‌دهد. ارتش چین در حال بازسازی بر ‏مدار وفاداری کامل به رهبری است. این تغییرات ممکن است در کوتاه‌مدت تجربه عملیاتی را کاهش دهد اما در بلندمدت ‏انسجام فرماندهی، چابکی و آمادگی ارتش برای مواجهه با تنش‌های منطقه‌ای و رقابت‌های جهانی را افزایش می‌دهد. ‏چین حاضر است ناپایداری کوتاه‌مدت را بپذیرد تا ارتشی متمرکز، تحت کنترل حزب و آماده برای مواجهه با صحنه‌های ‏جهانی بسازد.‏

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👏1
♦️پرسش از گام بعدی: چالش اصلی ترامپ در قبال ایران!
▪️الشرق الاوسط

#رویة_العربیة
#آمریکا #ایران

🔹وقتی ترامپ می‌گوید کشتی‌ها «باید به جایی نزدیک ایران حرکت کنند»، او فقط پیام بازدارندگی ارسال نمی‌کند، بلکه خود را در معرض آزمون تصمیم‌گیری قرار می‌دهد: اینکه چگونه می‌توان یک نیروی نظامی پیشرفته را به دستاوردی سیاسی تبدیل کرد، بی‌آنکه وارد جنگی طولانی شد. اما معضل اینجاست که واشنگتن می‌خواهد اهدافی بزرگ را با گام‌هایی محدود دنبال کند: پایان دادن به برنامه هسته‌ای، مهار موشک‌ها و متوقف کردن برخورد با اعتراضات داخلی. هر یک از این اهداف منطق عملیاتی متفاوتی دارد و سطح متفاوتی از توانایی برای کنترل تشدید تنش را می‌طلبد.

🔸بر اساس آنچه رسانه‌های آمریکایی گزارش کرده‌اند، گزینه‌های مورد بررسی نه یک تصمیم واحد، بلکه نوعی نردبان تشدید تنش است: از فشار همراه با تهدید، تا حملات محدود، و سپس کارزاری گسترده‌تر که حتی می‌تواند به ایده تغییر نظام نزدیک شود. در پشت صحنه، کاخ سفید می‌کوشد ابهام را به‌عنوان ابزار مذاکره حفظ کند: تهدید به‌اندازه‌ای جدی که تهران را به دادن امتیاز وادار کند، بی‌آنکه خط نهایی روشنی اعلام شود که دست واشنگتن را ببندد یا در را به روی بازدارندگی متقابل باز کند.

💢ترامپ واقعاً چه می‌خواهد؟

🔸اهداف آمریکا در یک سه‌گانه خلاصه می‌شود: پایان دادن به غنی‌سازی اورانیوم، تضعیف برنامه موشک‌های بالستیک و محدود کردن نیروهای نیابتی تهران. چرا که آنچه تاکنون حاصل شده، مدیریت بحران بوده نه حل آن؛ چراکه مسیر هسته‌ای آسیب دیده و آهنگ آن کند شده، اما پرونده بسته نشده است. همچنین تهدید نیروهای نیابتی نیز کاهش یافته؛ اما از بین نرفته است. به‌نظر می‌رسد کانون اصلی مسئله موشک‌های بالستیک است؛ پرونده‌ای که سال‌هاست آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با فشار صرف حل نمی‌شود، بلکه به اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های پرتاب، انبارداری، فرماندهی و کنترل نیاز دارد.

1️⃣ توافق… اما با شروط

🔸تهران می‌گوید نسبت به مذاکرات منصفانه گشوده است، اما مذاکره زیر تهدید را نمی‌پذیرد و هرگونه مذاکره درباره توانمندی‌های دفاعی خود را رد می‌کند. این موضع، شکافی قابل انتظار را نشان می‌دهد: واشنگتن خواهان توافقی گسترده‌تر است که پرونده هسته‌ای، موشکی و رفتار منطقه‌ای را دربر گیرد، در حالی که تهران می‌خواهد دامنه گفت‌وگو را به موضوع هسته‌ای، شرایط تحریم‌ها و تضمین‌ها محدود کند.

🔸مزیت این رویکرد آن است که هزینه جنگ را پایین نگه می‌دارد و از بسیج نیرو به‌عنوان اهرم چانه‌زنی استفاده می‌کند. اما ضعف آن این است که تهدید بدون اقدام به‌سرعت اثرگذاری خود را از دست می‌دهد؛ به‌ویژه اگر تهران باور داشته باشد می‌تواند فشار را در گذر زمان یا از طریق واکنش‌های حساب‌شده نیروهای نیابتی‌اش جذب کند.

2️⃣حمله محدود؟

🔸گزینه دوم، حملات دقیق به برنامه هسته‌ای، شبکه موشکی یا مراکز سپاه است. از نظر تئوریک، این می‌تواند به ترامپ یک پیروزی سریع بدهد؛ چیزی همسو با ترجیح او به عملیات‌های کوتاه‌مدت. اما مشکل احتمال نرسیدن به اهداف اعلام‌شده است. نه برنامه هسته‌ای با یک ضربه از میان می‌رود و نه بدون جنگ گسترده، برنامه موشکی فلج می‌شود، راه را برای تلافی ایران علیه آمریکا و متحدان منطقه‌ای نیز باز می‌شود. تحلیل‌گران متعددی معتقدند مسئله ایران راه‌حل برق‌آسا ندارد.

3️⃣جنگ گسترده و هزینه‌های آن


🔸سومین مسیر جنگی فراگیرتر است که زیرساخت‌های موشکی، سامانه‌های بازدارندگی و دستگاه‌های امنیت داخلی را هدف بگیرد و شاید حتی به تغییر نظام نزدیک شود. در اینجا واشنگتن نگرانی‌های دارد: اجرای خطوط قرمز در قبال موشک‌ها و برخورد با معترضین، مستلزم دامنه وسیعی از عملیات است، نه صرفاً حملات نمادین.

🔸اما این مسیر به پرسش «فردای بعد از آن» می‌رسد: چه کسی بر ایران حکومت خواهد کرد؟ اگر سقوط رهبری با ظهور جناحی تندروتر در سپاه پاسداران همراه شود چه؟ و بی‌ثباتی احتمالی در کشوری با این وسعت جغرافیایی و نهادی چگونه مدیریت خواهد شد؟ این پرسش‌ها گزینه «فروپاشی سریع» را بیش از آنکه طرحی با نتایج تضمین‌شده باشد، به یک قمار راهبردی بدل می‌کند. از این‌رو، معضل پیش روی ترامپ چنین به نظر می‌رسد: اگر هدف، گرفتن امتیاز است، ابهام و فشار شاید کافی باشد. اگر هدف، اجرای خطوط قرمز درباره موشک‌ها و معترضین است، ابزارهای لازم بسیار گسترده‌ترند که این به‌معنای هزینه‌ای بالاتر و خطر تشدید تنشی بزرگ‌تر است.

در این میان حرکت ناوگان در نزدیکی ایران چیزی بیش از نمایش قدرت خواهد بود: آزمونی برای اعتبار تهدید و حدود توان دستیابی به «اهداف بزرگ» بدون کشاندن منطقه به جنگی طولانی که هیچ‌کس خواهان آن نیست، هرچند وقوع آن بر اثر کنش و واکنش‌های متقابل محتمل است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍93
🌐عملیات‌های «ارتش آزادیبخش بلوچ» چه مسیری را طی کرده‌اند؟

#تحلیل_کوتاه
#جنوب_آسیا

🔹«ارتش آزادیبخش بلوچ» در تاریخ 31 ژانویه حملاتی را به دستکم ده شهر در ایالت بلوچستان پاکستان، اعم از کویته و گوادر، ترتیب داد. حملات از ساعات ابتدایی صبح آغاز شد و درگیری میان نیروهای ارتش آزادیبخش بلوچ و نیروهای نظامی و امنیتی پاکستان تا حوالی ظهر ادامه داشت. گزارش‌های منتشر شده از وقوع مجموعه‌ای از بمب‌گذاری و انفجارهای هماهنگ‌شده، مسدودسازی جاده‌ها و حمله به اماکن دولتی و عمومی حکایت دارد. علیرغم وجود روایت‌های متفاوت و متضاد، کشته شدن دستکم دوازده نفر غیرنظامی، اعم از زن و کودک، ده نفر از پرسنل نظامی پاکستان و ده‌ها نفر از جدایی‌طلبان مسلح تایید شده است.

💢روند متاخر حملات

🔸حملات جدایی‌طلبان در ایالت بلوچستان در سال‌های 2024 و 2025 از حیث ماهیت و گستردگی به مراتب شدیدتر از قبل بوده و از حملات پراکنده و موردی، به اقدامات دنباله‌دار، هماهنگ و ازپیش‌طراحی‌شده ارتقا یافته‌ است. علاوه بر حملات هدفمند به منافع مشترک چین و پاکستان در منطقه، این گروه در مراحل مختلف عملیات موسوم به «دره بولان» در سال‌های 2024 و 2025، به طور خاص تلاش کرد تا توانایی محاصره و نگهداری قلمروی خود را به آزمون بگذارد. در مرحله اول این عملیات، بین روزهای 29 تا 31 ژانویه سال 2024 مناطقی از مچه در حومه کویته و بخشی از بزرگراه N-65 به اشغال این گروه درآمد و در مرحله دوم و پایانی آن، قطار «جعفراکسپرس» مورد حمله قرار گرفت و یک گروگانگیری دو روزه اجرایی شد.

🔸عملیات «طوفان سیاه» که اولین موج آن در اوت 2024 انجام شد، بیشتر بر اشغال و نگاه داشتن برخی از بزرگراه‌ها و مسیرهای ساحلی ایالت تمرکز داشت و همزمان، حملاتی برای اشغال کمپ‌های ارتش را شامل می‌شد. با پایان موج اول این عملیات و پس حملات محدود همچون نفوذ و اشغال زهری در منطقه مکران در ژانویه سال 2025، گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره احتمال وقوع حمله‌ای بزرگ‌تر وجود داشت. اکنون، رهبری این گروه عملیات وسیع و هماهنگ در دستکم ده شهر در بامداد 31 ژانویه را به عنوان دومین فاز از عملیات طوفان سیاه معرفی نموده است.

🔸همزمان با پذیرش مسئولیت حملات مذکور یک فایل ویدئویی نیز با حضور «بشیر زیب»، رهبر این گروه، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. این ویدئو در فضای باز ضبط شده است و برخی از تحلیل‌گران با توجه به جغرافیای قابل مشاهده در ویدئو، مکان آن را جایی بین چاغی و خاران تخمین زده اند که منطقه‌ای کلیدی برای برنامه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه پاکستان –بالاخص در حوزه معادن- به شمار می‌رود. باید توجه داشت که گردش زیب با کمترین نگرانی و سوار بر ترک موتورسیکلت در این منطقه راهبردی، چشم‌انداز طرح‌های توسعه‌ای پاکستان در مکران را بیش از گذشته با ابهام مواجه می‌کند.

💢سازمان‌دهی و ارتقا

🔸از حیث سازمان‌دهی عملیاتی، نباید از ارتقای سطح همکاری واحدهای تخصصی درون ارتش آزادیبخش غافل شد. در عملیات‌های اخیر تقسیم‌کار قابل‌توجهی میان چهار واحد ویژه قابل مشاهده است. بریگارد مجید با تمرکز نسبی بر بمب‌گذاری و عملیات‌های انتحاری، یگان عملیات‌های تاکتیکی ویژه یا STOS با انجام عملیات‌های اطلاعات‌محور و یگان فاتح با پیشبرد حملات شبیخون‌وار و ضربتی، و در نهایت یک واحد مجزای اطلاعاتی موسوم به ZIRAB پیشتیبانی اطلاعاتی و هماهنگی را برعهده دارند.

🔸ارتقای توانایی‌های تسلیحاتی این گروه متاثر از دستیابی به تسلیحات آمریکایی موجود در بازار افغانستان از یکسو و تجهیز پنهانی توسط هند و اسرائیل از سوی دیگر توجه بسیاری را به خود جلب نموده است. با این وجود، ارتقای توانایی رصد زنده و نظارت فناورانه بر عملیات‌ها از طریق واحد ZIRAB به مراتب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر هماهنگی درون سازمانی، گام‌هایی نیز برای هماهنگی عملیاتی میان این گروه و سایر گروه‌های مسلح فعال در بلوچستان برداشته شده است که بستر اصلی آن اتحادی موسوم به براس (BRAS) است.

💢جمع‌بندی

حمله اخیر در کنار مجموعه حملات متاخر ارتش آزادیبخش، موید این نکته است که با تقویت پشتوانه لجستیکی و عملیاتی، الگوی حملات این گروه متحول شده است و بیشتر بر به چالش کشیدن حاکمیت پاکستان بر قلمروی ایالت بلوچستان، از طریق انسداد مسیرها و اشغال و کنترل قلمروی شهری، اگرچه برای مدت زمان کوتاه، متمرکز شده است.

🔁مطالب مرتبط:
▫️ ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA): ماهیت و اهداف

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5👍5🤔5
🌐 آیا شورای صلح از کمیته تکنوکرات به خلع سلاح حماس می‌رسد؟

#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #تحولات_منطقه

📝محسن فایضی

🔹شورای صلح غزه با پشتوانه حقوقی قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵ از هفته قبل ‏کارش را به صورت عملیاتی آغاز کرد. طبق قطعنامه، مجوز اعطا شده به شورای صلح، حضور غیرنظامی و ‏امنیتی بین‌المللی در غزه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۷ معتبر خواهد بود، مگر اینکه شورای امنیت قطعنامه دیگری ‏تصویب کند یا مجوز آن را تمدید کند.‏

🔸این شورا از از شخصیت‌های سیاسی کشورهای مختلف تشکیل شده و تلاش برای پیوستن برخی کشورها به ‏آن از سوی ترامپ ادامه دارد. هدف این شورا در حقیقت اجرایی شدن مرحله دوم صلح غزه است و وظایف ‏آن نظارت کلان بر اجرای صلح، بازسازی و اداره ساختارهای داخلی و هماهنگی با دیگر نهادهاست‎.‎

🔸این شورا زیرمجموعه‌هایی مثل کمیته ملی اداره غزه و نیروی ثبات بین‌الملل (‏ISF‏) دارد. نیروی ثبات به ‏عنوان یک نیروی امنیتی موقت، براساس آنچه گفته شده یک فرماندهی واحد با نیروهای نظامی بین‌المللی با ‏هدف خلع سلاح حماس است. علی‌رغم گذشت سه ماه از رای‌گیری شورای امنیت، هیچ چشم‌اندازی از ‏شکل‌گیری این مجموعه وجود ندارد و چالش اصلی مرحله دوم هم همین جاست.‏ اما آن بخش از طرح ترامپ که تاکنون روی زمین به اجرا نزدیک شده است، شکل‌گیری کمیته اداری غزه ‏است.‏

💢کمیته ملی اداره غزه

🔸اولین بخش زیرمجموعه شورای صلح غزه، کمیته ملی اداره غزه است. این کمیته همان هیئت تکنوکراتی ‏است که قرار است دولت‌داری در نوارغزه و مسئولیت بازسازی غزه را برعهده بگیرد. این شورا از ۱۵ عضو ‏تشکیل شده و اعلام شده است علی شعث ریاست آن را به عهده خواهد داشت.

🔸به نظر می‌رسد همه طرف‌های این داستان از جمله اسرائیل، آمریکا، کشورهای میانجی، تشکیلات خودگردان و ‏حتی حماس با ترکیب این کمیته موافقت کرده‌اند. حماس در بیانیه ای تأکید کرد که تمام تلاش خود را ‏برای موفقیت این مرحله به کار خواهد بست.‏

🔸پانزده عضو مشخص‌شده این کمیته که نقش یک دولت انتقالی دو ساله را خواهد داشت، یا در مناصب مختلف ‏در نهادهای امنیتی، اقتصادی و ... تشکیلات خودگردان بوده‌اند یا به نحوی با این تشکیلات ارتباط داشته‌اند. ‏اما نکته جالب دیگر این است که همه آنها در نوار غزه متولد شده و سال‌ها در آنجا زندگی کرده‌اند! دو ‏شخصیت اصلی و مهم این کمیته را بررسی می‌کنیم:‏

💢علی شعث

🔸رئیس کمیته اداری غزه، دکتر علی شعث است که متولد خان یونس و هم دوره‌ای دحلان و یحیی سنوار بوده ‏و اکنون در رام‌الله زندگی می‌کند. او چندین سمت در نهادهای تشکیلات خودگردان فلسطین از جمله ‏مدیرکل در دو وزارت برنامه‌ریزی و همکاری بین‌المللی و وزارت حمل‌ونقل داشته است. او در دوران اسلو ‏ریاست کمیته تاسیس بندر غزه و مسئولیت ایجاد منطقه صنعتی در اریحا را بر عهده داشت. او همچنین به ‏عنوان کارشناس حرفه‌ای در مذاکرات با اسرائیل شرکت داشته است. برخی منابع فلسطینی، شعث را از افراد ‏نزدیک به دحلان می‌دانند.‏

💢سامی نسمان

🔸نسمان یکی دیگر از افراد ذکر شده در شورای ۱۵ نفره است که مسئولیت امنیتی را برعهده خواهد گرفت. او ‏در سال ۱۹۶۷ در اردوگاه پناهندگان الشاطی غزه متولد شده و حداقل نیمی از عمرش را در محله شیخ ‏رضوان(قلب حماس) گذرانده و بافت سیاسی و اجتماعی غزه را خوب می‌شناسد.

🔸در جوانی به جنبش فتح پیوست و به دلیل مظنون بودن به مشارکت در قتل، توسط دستگاه شاباک تحت ‏تعقیب قرار گرفت. آن زمان نسمان از نوار غزه فرار کرد اما سال ۱۹۹۴ پس از توافق اسلو به آنجا بازگشت ‏و به عنوان یک افسر اطلاعاتی ارشد فتح در نوار غزه علیه حماس فعالیت می‌کرد.‏

🔸‏ نسمان در سال ۲۰۰۷ با کنترل حماس بر نوار غزه از غزه فرار کرد و در رام‌الله مستقر شد. حماس در سال ‌‏۲۰۱۶ به صورت غیابی او را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. اما در سال‌های اخیر، نسمان تغییر مسیر داده و به ‏جمع افسران «بازنشسته» پیوسته است، یعنی افسرانی که از تشکیلات کناره‌گیری کرده‌اند. برخی می‌گویند ‏اینکار به دلیل نزدیکی‌اش به محمد دحلان بوده است.‏ این نکته شایان ذکر است که دحلان روابط خوبی با حماس داشته است. در سال ۲۰۱۷ مذاکراتی بین مصر، ‏حماس و امارات درباره تشکیل «شورای مدیریت» غزه به ریاست دحلان انجام شد و یحیی سنوار هم آن قرار ‏داد را امضا کرده بود.‏

💢جمع بندی

شورای صلح ترامپ، اکنون توانسته ضمن حفظ آتش‌بس و رفتن به مرحله دوم مقدمات شکل‌گیری دولت ‏تکنوکرات فلسطینی را اجرایی کند؛ ایده‌ای که همواره از جمله موارد مورد تائید حماس ذکر می‌شد. اما چالش ‏اصلی یعنی خلع سلاح حماس هنوز با ابهام در شکل‌گیری نیروهای امنیت بین‌المللی، پابرجاست.‏

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61👎1🔥1
🔵چرا بازگشت نفتی ونزوئلا به زودی محقق نخواهد شد؟
📝اویل پرایس

#اکوتهران
#ونزوئلا #انرژی

🔹پس از ربایش نیکولاس مادورو، دونالد ترامپ نسبت به اعمال فشار بر شرکت‌های نفتی برای سرمایه‌گذاری در صنعت نفت شدیدا فرسوده ونزوئلا مبادرت می‌ورزد و با اشتیاق از، از شرکت‌های نفتی درخواست می‌کند تا تحت حمایت واشنگتن در کشوری که دارنده بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان است، سرمایه‌گذاری کنند. با این وجود، این تلاش‌ها با استقبال سرد شرکت‌های غربی مواجه شده است. «دارن وودز»، مدیرعامل اکسون‌موبیل، ونزوئلا را غیرقابل سرمایه‌گذاری خوانده است و سایر غول‌های انرژی علیرغم ابزار تمایل، حاضر به ارائه تعهدی مشخص نبوده اند.

🔸ونزوئلا در دوره‌ای که به عنوان متحد سرسخت آمریکا و سد محکم آمریکای لاتین در برابر کمونیسم نقش‌آفرینی می‌کرد، روزانه بیش از 3 میلیون بشکه نفت خام تولید داشت و در سال 1970، تولید نفت این کشور به رکورد 3.75 میلیون بشکه در روز نیز دست یافت. شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکا برای توسعه ذخایر 300 میلیارد بشکه‌ای ونزوئلا در این مقطع میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری کرده بودند و علیرغم ملی‌شدن صنایع نفتی در سال 1976، سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت نفت متوقف نشد.

🔸با این حال، ملی‌سازی را باید نقطه عطفی در صنعت نفت ونزوئلا قلمداد نمود؛ چرا که پس از آن، روند نزولی تولید نفت آغاز شد و تولید در سال 1985 به کمتر از 1.7 میلیون بشکه در روز رسید. با این وجود، در ابتدای دهه 90 میلادی تولید نفت مجدد افزایش یافت؛ چرا که شرکت‌های نفتی آمریکایی و اروپایی متاثر از تسهیل مقررات و وجود قراردادهایی با سود قابل‌توجه، به سرمایه‌گذاری مجدد در نفت ونزوئلا مبادرت کردند و در در سال 1997، تولید نفت این کشور به رکورد پیشین خود نزدیک شد و به حدود 3.5 میلیون بشکه در روز رسید.

🔸زمانی نفت خام ونزوئلا، علیرغم سنگینی و ترشی، در میان پالایشگاه‌های ساحلی خلیج مکزیک محبوبیت بسیاری داشت. نزدیکی جغرافیایی، حجم بالای عرضه و تخفیفات قابل توجه نسبت به شاخص‌های برنت و وست تگزاس بر جذابیت این نفت در صنایع پالایشی می‌افزود. از دهه 1980 بدین‌سو، حجم فزاینده‌ای از نفت خام ونزوئلا به ایالات متحده صادر می‌شد و صادرات تا سال 1997 به اندکی کمتر از 1.4 میلیون بشکه در روز رسید. ایالات متحده به بازار اصلی صادراتی نفت ونزوئلا تبدیل شد. با آغاز تحریم‌ها از سال 2006 به بعد و متأثر از مدیریت ناکارآمد شرکت ملی روند صادرات رو به کاهش رفت.

🔸با ظهور هوگو چاوز در فوریه 1999 صنعت نفت به عنوان ستون فقرات اقتصادی ونزوئلا تاثیر قابل‌توجهی پذیرفت. چاوز انقلاب سوسیالیستی بولیواری جدیدی را کلید زد و دارایی‌های متعلق به شرکت‌های خارجی از جمله اکسون و کونوکوفیلیپس را به ارزش میلیاردها دلار ملی کرد. تحریم‌های آمریکا، توقف هزینه‌کرد سرمایه‌ای، فرسودگی زیرساخت‌ و کمبود نیروی کار ماهر تولید نفت ونزوئلا را با روندی کاهشی مواجه ساخت. این روند با سقوط قیمت نفت در اواخر سال 2014 تشدید شد. در پایان همه‌گیری کووید در سال 2020، صنعت نفت ونزوئلا به ویرانه‌ای تمام‌عیار بدل شده و تولید به کف تاریخی 500,000 بشکه در روز رسیده بود.

🔸در سال‌های اخیر، با سرمایه‌گذاری چین و ایران و همچنین اعطای مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا به شرکت شورون تولید نفت در ونزوئلا افزایش یافته است؛ با این وجود، سطح تولید کنونی همچنان بسیار پایین‌تر از مقادیر دهه‌های 1970 و 1990 است. ونزوئلا در سال 2025 حدود یک میلیون بشکه نفت در روز استخراج کرده است و با وجود فشار ترامپ برای ترغیب سرمایه‌گذاران نفتی، تردید جدی درباره امکان‌پذیری بازسازی زیرساخت‌های نفتی در کوتاه‌مدت وجود دارد.

🔸وضعیت اسفبار زیرساخت‌ نفتی ونزوئلا در خسارات‌ زیست‌محیطی نمایان شده، به‌ویژه در کمربند نفتی اورینوکو و دریاچه ماراکایبو، قابل مشاهده است؛ خطوط لوله و تأسیسات در این منطقه به اندازه‌ای فرسوده هستند که نفت عبوری از آنها مداوم با نشتی مواجه بوده است. علاوه بر این باید به اشاره کرد که کمبود میعانات لازم برای فرآوری نفت فوق‌سنگین ونزوئلا، چالش بزرگ دیگری است که بدون غلبه بر آن، افزایش تولید در سطح مورد نظر واشنگتن عملاً امکان‌پذیر نخواهد بود.

براساس برآوردهای معتبر، برای بازگشت تولید نفت به سطوح تاریخی باید در یک برنامه ده ساله عددی قریب به سالانه 10 میلیارد دلار در زیرساخت نفتی ونزوئلا هزینه شود. تحلیلگران دیگری این رقم را در مجموع بیش‌تر از 180 میلیارد دلار و بازه زمانی را بیش از 15 سال برآورد کرده‌اند.

🔁مطالب مرتبط:
▫️جایگاه نفت در حمله احتمالی آمریکا به ونزوئلا چیست؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82😁2
🌐بازی اروپا با برچسب تروریسم؛ تلاش برای حفظ وحدت درونی غرب

#تحلیل_کوتاه
#اروپا

🔹در تاریخ ۲۹ ژانویه/ ۹ بهمن، اتحادیه اروپا بر پایه پیشنهاد ایتالیا، سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست گروه‌های تروریستی ثبت نمود. این تصمیم‌گیری، هرچند با توجیهاتی چون مواجهه با اعتراضات داخلی و همکاری‌های نظامی سپاه با فدراسیون روسیه صورت پذیرفته است، لیکن در باطن، ریشه در مجموعه‌ای از عوامل ژئوپلیتیکی و درهم‌تنیده دارد که روابط ایران و اروپا را به عرصه‌ای از تنش‌های نوین وارد می‌سازد.

💢خاستگاه تروریستی اعلام کردن سپاه

🔸تلاش برای حفظ وحدت: روابط فراآتلانتیک معاصر، نه تنها ثبات امنیتی و اقتصادی اتحادیه اروپا را متزلزل نموده، بلکه به‌گونه‌ای ویژه، انسجام درونی این اتحادیه را تحت تأثیر قرار داده است. افشای مکاتبه محرمانه رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، با دونالد ترامپ و نیز ارائه این طرح از سوی ایتالیا، حاکی از آن است که رهبران اروپایی در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری درصددند از رهگذر ابتکاراتی نظیر اتحاد در برابر ایران، پیوندهای خود با ایالات متحده را استحکام بخشیده و پیمان فراآتلانتیک را پاس دارند. به همین دلیل، آنان با تصویب این تصمیم، بیش از آنکه در پی مقابله با ایران باشند، در جست‌وجوی حرکتی وحدت‌آفرین در دو سطح درون‌اروپایی و فراآتلانتیک هستند. در این میان، پرونده ایران به دلیل فقدان هزینه زیاد و پیچیدگی‌های موجود در پرونده‌های چین و روسیه، به مثابه گزینه‌ای مطلوب برای تحقق این وحدت عمل می‌کند.

🔸افکار عمومی و اعتبار اخلاقی: علاوه بر این، اروپا که به واسطه مواضعش در قبال جنگ غزه، اعتبار اخلاقی‌اش به شدت مخدوش گردیده، می‌کوشد با این اقدام و تحت عنوان دفاع از حقوق بشر بخشی از حیثیت ازدست‌رفته خویش را بازسازی نماید. همچنین، نباید از نقش لابی اسرائیل و نیز گروه‌های اپوزیسیون ایرانی غافل ماند که با فعالیت‌های گسترده تبلیغاتی و تأثیرگذاری بر رسانه‌ها، توانسته‌اند بر ذهنیت تصمیم‌سازان اروپایی اثر بگذارند.

🔸مشروعیت‌بخشی به اقدام نظامی علیه ایران: اتحادیه اروپا توان حضور و مشارکت جدی برای حمله به ایران را ندارد اما این اقدام نشانه‌ای از حمایت ضمنی این اتحادیه از اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران است. همچنین این اقدام می‌تواند آماده‌سازی اذهان در صورت حضور ناتو در هرگونه منازعه نظامی علیه ایران باشد.

🔸روسیه: از جمله دیگر انگیزه‌های پشت این تصمیم که از سوی کشورهای بالتیک دنبال می‌شد، همکاری‌های نظامی سپاه پاسداران با روسیه بوده است. این کشورها می‌کوشند ایران را به سبب مشارکت در جنگ اوکراین مجازات کنند و تحریم و تروریستی اعلام کردن سپاه بخشی از این روند بوده است.

💢واکنش ایران

🔸با توجه به تعدد تنش‌های ایران و اروپا در سالیان اخیر، اقداماتی نظیر تحریم‌ها و برچسب‌زنی تروریستی عمدتاً ماهیتی نمادین با تأثیراتی زمینه‌ای دارند و ایران نیز در پاسخ اقدامات متقابل نمادین همچون تروریستی اعلام کردن ارتش‌های اروپایی را اعلام کرد. با این حال، این تروریستی اعلام کردن می‌تواند باعث شود تا امنیت نیروهای اروپایی حاضر در خلیج فارس و شامات بیشتر تحت خطر قرار گیرد و در صورت وقوع جنگ، احتمال هدف قرار گرفتن آنها نیز وجود داشته باشد. علاوه بر این، ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های نظامی با روسیه نیز به این اقدام پاسخ دهد، گرچه این اقدام نیز به دلیل محدودیت‌های داخلی بیشتر جنبه نمادین خواهد داشت.

💢آینده روابط ایران و اروپا

🔸پیامد نخست این رویداد، افزایش ادراک تهدید در ایران نسبت به اروپا و همطراز دانستن این کشورها با ایالات متحده در سطح خصومت است. این مسئله، بر پیچیدگی و غامض‌تر شدن روابط دوجانبه خواهد افزود. هرچند اقدام اتحادیه اروپا عمدتاً نمادین تلقی می‌شود، اما مهم‌ترین تبعات منفی آن متوجه شهروندان ایرانی مقیم اروپا خواهد بود؛ چرا که احتمال اعمال بررسی‌های امنیتی دقیق‌تر و محدودیت‌های مضاعف بر آنان به بهانه ارزیابی ارتباط با نهادهای ایرانی و یا بسته شدن سفارت‌ها وجود دارد.


تصمیم اخیر اروپا نشأت‌گرفته از تلاشی چندبُعدی برای حفظ انسجام درونی و تحکیم روابط فراآتلانتیک است که به نظر نمی‌رسد تأثیر قاطعی بر پویایی این روابط داشته باشد. در مجموع، این اقدام اگرچه ممکن است پیامدهای عمده‌ای برای دولت و نهادهای ایرانی در پی نداشته باشد، لیکن می‌تواند به قطع آخرین زمینه‌های تعامل دیپلماتیک و تشدید بی‌سابقه تنش بین تهران و بروکسل منجر شده و ایران را هرچه بیشتر به سمت روسیه سوق دهد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61👎1
♦️چرا راست‌گرایان آمریکای جنوبی با ترامپ علیه چین همسو نخواهند شد؟
▪️فارین پالیسی

#تهران_ریویو
#آمریکا #چین

🔸دونالد ترامپ احتمالاً به خاطر عملیات موفق ربایش مادورو و موج گسترده پیروزی‌های انتخاباتی راست‌گرایان در منطقه احساس می‌کند می‌تواند آمریکای لاتین را به پیروی از خواست‌هایش وادار کند. با این حال، واشنگتن باید هیجان خود را نسبت به بازآرایی سیاسی آمریکای لاتین مهار کند.

🔹پیروزی برخی راست‌گرایان در منطقه مشابه الگوی پیروزی ترامپ ناشی از افزایش خصومت نسبت به مهاجران و ترس ناشی از گسترش جرم و جنایت بود. با این حال، این شباهت‌ها لزوماً راست‌گرایان آمریکای لاتین را با ترامپ و فهرست خواسته‌های او همسو نخواهد کرد. نکته کلیدی این است که حتی راست‌گراترین دولت‌ها نیز حاضر نخواهند بود از چین فاصله بگیرند و به اراده ترامپ گره بخورند.

💢آمریکا از نیم‌کره غربی چه می‌خواهد؟

🔹در «راهبرد امنیت ملی» آمریکا که در ماه دسامبر منتشر شد، آمریکای لاتین عمدتاً به‌عنوان منبع انرژی و مواد معدنی حیاتی مطرح شده است. افزون بر دسترسی به این منابع، آنچه واشنگتن از کشورهای منطقه می‌خواهد، مهار مهاجرت، کنترل تجارت مواد مخدر و مقابله با چین است.

🔹ایالات متحده احتمالاً در برخی کشورهای حاشیه کارائیب که تا حد زیادی با واشنگتن همسو هستند، به خواست خود خواهد رسید. اما مطالبه ترامپ در کشورهای جنوبی‌تر که طی سه دهه گذشته روابط اقتصادی نزدیکی با چین ساخته‌اند، بسیار دشوار خواهد بود.

🔹در برزیل، ژایر بولسونارو، رئیس‌جمهور راست‌گرای پیشین، آن‌چنان با دستورکار «ماگا»ی ترامپ همسو بود پس از متهم شدن وی به کودتای نظامی در سال ۲۰۲۲، ترامپ تعرفه‌های تنبیهی علیه این کشور اعمال کرد. با این حال، حتی این نزدیکی ایدئولوژیک و شخصی نیز مانع از گسترش روابط اقتصادی برزیل با چین نشد؛ به‌طوری‌که سهم چین از صادرات و واردات برزیل در دوران ریاست‌جمهوری بولسونارو افزایش یافت.

💢روابط نیم‌کره غربی و چین

🔹نیمه جنوبی نیم‌کره غربی عملاً تا حد زیادی در مدار چین قرار گرفته است. این امر ناشی از همسویی ایدئولوژیک یا جهان‌بینی مشترک نیست، بلکه ریشه در منافع اقتصادی دارد. چین اکنون بزرگ‌ترین شریک تجاری اغلب کشورهای آمریکای جنوبی است. چین همچنین از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۲۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در این منطقه انجام داده است. بر اساس داده‌های بانک جهانی، در سال ۲۰۰۰ کمتر از ۲ درصد صادرات برزیل به چین می‌رفت؛ اما تا سال ۲۰۲۳ این رقم به بیش از ۳۰ درصد رسید. برای شیلی، این ارقام در همان بازه از حدود ۵ درصد به بیش از ۳۹ درصد افزایش یافت. در مقابل، سهم ایالات متحده از صادرات آمریکای جنوبی به‌طور چشمگیری کاهش یافته است.

🔹پیوندهای ایدئولوژیک ممکن است کار ترامپ را برای عقب‌راندن چین آسان‌تر کند. خاویر میلی، احتمالاً پرصداترین حامی واشنگتن در میان رهبران آمریکای لاتین است. کاخ سفید در آستانه انتخابات پارلمانی ۲۰۲۵ آرژانتین یک خط مبادله ارزی ۲۰ میلیارد دلاری در اختیار بوئنوس‌آیرس گذاشت. در مقابل، میلی برنامه خرید جنگنده‌های چینی را لغو کرد. او همچنین طرح ساخت تلسکوپ رادیویی چینی را متوقف کرد و پروژه ساخت یک راکتور هسته‌ای چینی در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفت.

🔹با این حال، حتی میلی نیز چین را از تأسیسات فضایی‌اش در پاتاگونیا اخراج نکرده است. بانک مرکزی آرژانتین همچنان یک خط مبادله ارزی با بانک خلق چین حفظ کرده که آمریکا خواهان قطع آن است. افزون بر این، سیاست تعرفه صفر میلی تجارت را شتاب داده است: صادرات به چین بین نوامبر ۲۰۲۴ تا نوامبر ۲۰۲۵، ۵۷ درصد افزایش یافت. در واقع، واشنگتن زمانی خشمگین شد که اندکی پس از ارائه کمک ۲۰ میلیارد دلاری، آرژانتین مالیات صادرات سویا را حذف کرد، قرارداد بزرگی با چین بست و کشاورزان آمریکایی را ناراضی ساخت.

🔹فراتر از آرژانتین، ترامپ متحدان ایدئولوژیک دیگری نیز در آمریکای لاتین دارد. شیلی و بولیوی از زمان دوره نخست او از چپ به راست چرخیده‌اند؛ متحدان ترامپ در اکوادور و هندوراس پیروز شده‌اند؛ و انتظار می‌رود راست‌گرایان در انتخابات پیش‌رو در پرو و کلمبیا نیز پیروز شوند. اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که همه این کشورها تشنه سرمایه‌گذاری و بازارهای رو‌به‌رشد برای صادرات مواد خام خود هستند. ترامپ که بر قطع ارتباط ایالات متحده با تجارت جهانی متمرکز است، عمدتاً تهدید و فشار عرضه می‌کند.

با توجه به یورش آمریکا به ونزوئلا و تهدیدهای واشنگتن علیه گرینلند، تعجب‌آور نخواهد بود اگر ترامپ تصور کند تهدید می‌تواند دولت‌های آمریکای لاتین را وادار کند با چین خداحافظی کنند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد رهبران منطقه به‌سادگی موتور توسعه اقتصادی خود را کنار نخواهند گذاشت؛ چه در سایر زمینه‌ها با ترامپ همسو باشند و چه نباشند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍43
🌐 نقش اردن در جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ایران

📝سیدرضا میرطاهر

🔸اردن به عنوان یکی از متحدان آمریکا در غرب آسیا همواره روابط نزدیکی با واشنگتن داشته و از کمک‌های نظامی سالیانه آن برخوردار بوده است. پس از عادی‌سازی روابط اردن و اسرائیل در سال ۱۹۹۴، امان همواره به رغم انتقادات ظاهری از اقدامات این رژیم، اما در عمل روابط نزدیکی با تل‌آویو به خصوص در مقابله با محور مقاومت ایفا نموده است.

💢اردن و جنگ ۱۲ روزه

🔹در جریان جنگ ۱۲روزه، اردن به عنوان کشوری با موقعیت جغرافیایی حساس و روابط استراتژیک با آمریکا و اسرائیل، نقش نظامی خاصی ایفا کرد. اگرچه اردن مستقیماً وارد درگیری‌ها نشد، اما با همکاری‌های مهم خود در زمینه دفاع هوایی و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، به تل‌آویو و واشنگتن در مقابله با ایران کمک نمود. همچنین، اردن فضای هوایی خود را برای اجرای عملیات‌های هوایی و راداری در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار داد. ضمن اینکه هواپیماهای جنگنده اردنی مانند اف-۱۶ مستقیما در رهگیری پهپادهای انتحاری ایران مشارکت داشتند.

💢آرایش نیروها و تجهیزات آمریکا در اردن

🔹با تشدید تنش‌ها بین ایران و آمریکا و تلاش آشکار واشنگتن برای افزایش معنادار حضور نظامی در برخی کشورهای غرب آسیا، اردن نیز از کشورهای هدف آمریکا برای استقرار نظامی محسوب می‌شود. در یک جنگ احتمالی آمریکا و اسرائیل با ایران، ممکن است نه تنها بریتانیا، بلکه اردن و جمهوری آذربایجان نیز از حمله به ایران حمایت کنند.

💢هواپیماها و جنگنده‌های رهگیر/تهاجمی

🔹دست‌کم ۲۹ فروند هواپیمای ترابری سنگین سی-۱۷ نیروی هوایی آمریکا به‌همراه حداقل ۱۲ فروند تانکر سوخت‌رسان هوایی وارد غرب آسیا شدند که مقصد اصلی آنها پایگاه‌های آمریکا در قطر و اردن بوده است. مطابق تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده از پایگاه موفق السلطی اردن، ۱۷ فروند اف-۱۵ ایی در این پایگاه مستقرند. آمریکا همچنین هواپیماهای پشتیبانی نزدیک هوایی ای -۱۰ تاندربولت و جنگنده‌های اف-۳۵ خود را به اردن رسانده است.

🔹پنتاگون از این موضوع آگاه است که موشک‌ها و پهپادهای انتحاری ایران همچنان می‌توانند توانایی عملیاتی داشته باشند و به همین دلیل یکی از لایه‌های دفاعی را متکی بر هواپیمای ای -۱۰ می‌داند که با داشتن توپ ۳۰ میلیمتری جی ای یو-۸ و راکت‌های هدایت لیزری ۷۰ میلیمتری، نقشی محوری در دفاع ضد پهپادی ایفا می‌کند. این هواپیما سرعت پایینی در پرواز کروز دارد و با سهولت بیشتری قادر به تعقیب پهپادهای انتحاری است. تجربه جنگ روسیه و اوکراین ثابت کرده است که یکی از راه‌های مناسب برای درگیری با پهپادهای انتحاری، استفاده از هواپیماهای پشتیبانی نزدیک هوایی است.

💢اختلالگرهای تاکتیکی

🔹مساله مهم دیگر اعزام چهار فروند جنگنده ایی‌ای-۱۸جی گراولر ویژه جنگ الکترونیک و سرکوب پدافند هوایی به اردن است که زیر بال خود مجهز به پاد AN/ALQ_99 هستند که وظیفه سیستم اختلالگر تاکتیکی را دارند. ماموریتی که این پاد انجام می‌دهد عملیات پشتیبانی الکترونیک و شنود و کسب آخرین اطلاعات از تحرکات راداری و موشکی پدافندی ایران را ممکن می‌سازد. پرواز مداوم پهپادهای آمریکا در خلیج فارس و پرواز هواپیمای تخصصی آرسی – ۱۳۵ که به جمع‌آوری اطلاعات الکترونیک می‌پردازد، احتمالا مقدمه‌ای برای ماموریت گراولرها بوده است. هواپیمای آر سی-۱۳۵ یو به طور تخصصی برای آنالیز امواج راداری و کشف محل دقیق رادار توسعه یافته است. هم‌چنین یک فروند هواپیمای HC-130J Combat King II متعلق به یگان جست‌وجو و نجات رزمی آمریکا به پایگاه موفق‌السلطی اردن منتقل شده و مأموریت اصلی آن پشتیبانی از عملیات بازیابی خدمه در شرایط رزمی است.

💢نقش اردن در جنگ احتمالی آینده

🔹انتظار می‌رود همانند جنگ ۱۲روزه اردن مستقیماً وارد درگیری‌ نشود، اما با همکاری‌های مهم خود در زمینه دفاع هوایی و رهگیری موشک‌ها و پهپادها به واشنگتن کمک کند. اساسا واشنگتن انتظار دارد با توجه به کمک‌های نظامی و اقتصادی سالانه به اردن، ملک عبدالله دوم نیز در چنین مواقع حساسی، انتظارات آمریکا را برآورده نماید.

💢چشم‌انداز عملیاتی

با رصد تحرکات اخیر پایگاه موفق السلطی به خصوص جنگنده‌های اف-۱۵ ایی، به نظر می‌رسد که کاربست تاکتیک‌های کلاسیک از سوی ایران کارایی نداشته باشد. حیاتی‌ترین پاسخ ایران در این سناریو می‌تواند اجرای ضربه پیش‌دستانه «باند و بتن» باشد. در واقع، نقطه ثقل آمریکا در حال حاضر آسمان نیست، بلکه زمین است و جنگنده‌های ضربتی اف -۱۵ ایی مستقر در اردن، پاشنه آشیل عملیاتی آن محسوب می‌شوند. اگر باند این پایگاه‌ها تخریب شود، جنگنده‌ها قادر به برخاستن نخواهند بود و ایران تا آمادگی برای موج بعدی حملات موشکی، از حملات بیشتر در امان خواهد بود.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏1😁1👌1😐1
🌐عربستان و راهبرد «توازن حساس» میان ایران و آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا

📝کامران کرمی

🔸سفر اخیر خالد بن سلمان، شاهزاده و وزیر دفاع عربستان سعودی به واشنگتن را باید در چارچوب بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و در بستر تشدید تنش میان ایران و آمریکا تحلیل کرد؛ سفری که بیش از آنکه واجد کارکرد دوجانبه دفاعی باشد، حامل پیام‌هایی چندلایه درباره موقعیت‌یابی راهبردی ریاض در فضای تنش‌های تصاعدیابنده است. در این چارچوب، رفتار عربستان نه در قالب انتخاب صفر و یک میان جنگ و دیپلماسی یا له یا علیه یکی از دو بازیگر؛ بلکه در قالب یک راهبرد موازنه‌گرایانه حساس و محتاطانه قابل فهم است، راهبردی که می‌کوشد هم‌زمان از هزینه‌های یک منازعه فراگیر بگریزد و از منافع بازدارندگی و تضمین‌های امنیتی آمریکا نیز محروم نماند.

💢بازتعریف تضمین‌های امنیتی در وضعیت سیال منطقه‌ای

🔹در سطح اعلانی، هدف سفر خالد بن سلمان را باید هماهنگی امنیتی با واشنگتن در قبال تحولات منطقه‌ای و به‌ویژه پرونده ایران دانست. اما در سطح تحلیلی‌تر، این سفر معطوف به بازتعریف جایگاه عربستان در معماری امنیتی خلیج فارس است؛ معماری‌ای که دیگر نه بر قطعیت‌های دهه‌های گذشته، بلکه بر عدم‌قطعیت، رقابت قدرت‌های بزرگ و سیال‌شدن ائتلاف‌ها استوار شده است. از این منظر، ریاض به دنبال آن است که ضمن حفظ پیوند راهبردی با آمریکا، اطمینان پیدا کند که در صورت لغزش بحران به سمت تقابل سخت، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی آن به‌صورت نامتقارن بر عربستان تحمیل نشود. بنابراین، سفر وزیر دفاع سعودی را باید تلاشی برای اخذ تضمین‌های بازدارنده، مدیریت ریسک‌های امنیتی و هم‌زمان مهار سناریوهای پرهزینه تنش ارزیابی کرد.

🔹یکی از مؤلفه‌های کلیدی در فهم رفتار عربستان، تمایز میان موضع اعلانی و موضع اعمالی است. در سطح رسمی، ریاض بر ضرورت کاهش تنش، پرهیز از درگیری نظامی و حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک تأکید می‌کند. این فرآیند، همسو با نیاز عربستان به ثبات اقتصادی، جذب سرمایه و پیشبرد پروژه‌های کلان توسعه‌ای مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ است.

🔹اما در سطح غیرعلنی و در تعاملات پشت‌پرده با واشنگتن، نشانه‌هایی از نگرانی عمیق نسبت به پیامدهای تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران و نیز تلاش برای حفظ گزینه بازدارندگی سخت دیده می‌شود. این دوگانگی نه از سر تناقض، بلکه محصول راهبرد ابهام حساب‌شده است: عربستان می‌کوشد هم پیام ثبات‌طلبی به محیط منطقه‌ای مخابره کند و هم کانال‌های بازدارنده خود را در تعامل با آمریکا فعال نگه دارد.

💢منطق کاهش هزینه‌های ریسک سیستماتیک

🔹موضع عربستان در قبال تنش ایران و آمریکا را می‌توان در قالب راهبرد مدیریت بحران توصیف کرد، نه تشدید یا تشویق آن. ریاض به‌خوبی آگاه است که هرگونه درگیری مستقیم یا غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، به‌واسطه موقعیت ژئوپلیتیک و آسیب‌پذیری‌های زیرساختی، می‌تواند هزینه‌های فوری و بلندمدتی بر امنیت ملی و اقتصاد سیاسی این کشور تحمیل کند. از همین رو، عربستان در سطح رسمی از تشدید تنش فاصله می‌گیرد، اما در سطح راهبردی تلاش می‌کند خود را در موضعی قرار دهد که در صورت تغییر موازنه‌ها، بازنده اصلی معادله نباشد. این همان منطق کاهش هزینه‌های ریسک سیستماتیک در یک محیط امنیتی بی‌ثبات است.

💢موازنه‌گری هوشمند در نظم در حال گذار

🔹در یک نگاه کلان‌تر، سیاست عربستان را باید ذیل الگوی موازنه‌گری چندلایه فهم کرد: از یک سو، ریاض به‌دنبال کاهش سطح تنش با ایران و جلوگیری از سرریز بحران به محیط پیرامونی خود است؛ از سوی دیگر، نمی‌خواهد پیوند راهبردی با آمریکا را تضعیف کند یا از مزایای بازدارندگی آن چشم بپوشد. این رویکرد نشان می‌دهد که عربستان نه در پی همسویی کامل با سناریوی تقابل است و نه در پی فاصله‌گیری راهبردی از واشنگتن؛ بلکه می‌کوشد در میانه این دو قطب، فضای مانور دیپلماتیک و امنیتی خود را حفظ کند. به عبارت دیگر، ریاض در حال گذار از یک سیاست وابسته‌محور به سمت نوعی عمل‌گرایی موازنه‌جویانه است که اقتضائات نظم منطقه‌ای جدید را بهتر منعکس می‌کند.

💢جمع‌بندی

سفر خالد بن سلمان به آمریکا را نباید صرفا یک دیدار دفاعی، بلکه نشانه‌ای از بازتنظیم موقعیت عربستان در معادله پیچیده ایران–آمریکا دانست. عربستان در این مقطع می‌کوشد هم‌زمان سه هدف را پیش ببرد: کاهش ریسک‌های امنیتی ناشی از تشدید تنش، حفظ پیوند راهبردی با واشنگتن، و پرهیز از گرفتارشدن در منازعه‌ای که می‌تواند هزینه‌های ساختاری برای پروژه‌های کلان توسعه‌ای این کشور ایجاد کند. در این چارچوب، رفتار ریاض بیش از آنکه ایدئولوژیک یا واکنشی باشد، محصول یک محاسبه واقع‌گرایانه در محیطی پرابهام و پرریسک است؛ محاسبه‌ای که منطق آن را باید در مدیریت نااطمینانی و موازنه‌گری هوشمند جست‌وجو کرد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1👏1
🔵افزایش مخارج نظامی چه تاثیری بر رشد اقتصادی اتحادیه اروپا دارد؟

#اکوتهران
#اروپا

🔹تهدید نظامی روسیه برای اروپا، فشارهای ترامپ به شرکای فراآتلانتیکی و مسائل اوکراین و گرینلند تحولات مهمی در ادراک سیاست‌گذاری کلان اروپا به حساب می‌روند. تا پیش از تحولات اخیر، تمایل اتحادیه اروپا به تخصیص منابع مالی به حوزه نظامی روندی کاهشی داشت و سهم مخارج نظامی از تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا از ۳.۹ درصد (۱۸.۸ میلیارد دلار) در سال ۱۹۶۳ به ۱.۴ درصد (۲۱۳ میلیارد دلار) در سال ۲۰۱۰ رسیده بود.

🔸این روند از جنگ کریمه بدین‌سو و با افزایش فشار آمریکا به اعضای ناتو برای مشارکت مالی بیشتر در دفاع افزایش یافته و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ رقم ۲.۱ درصد تولید ناخالص داخلی خود را (۴۵۰ میلیارد دلار) به مخارج نظامی تخصیص داده است. به نظر می‌رسد که این رشد ادامه‌دار باشد؛ چرا که اتحادیه اروپا قصد دارد مخارج نظامی خود را تا سال ۲۰۳۵ به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برساند که البته بخشی از آن نه به صورت مخارج تسلیحاتی که در قالب افزایش تاب‌آوری و تقویت دفاع غیرنظامی هزینه خواهد شد.

🔸در این صورت، باید مدعی تحول اقتصاد اتحادیه اروپا متاثر از افزایش مخارج نظامی شد. رشد اقتصادی، افزایش اشتغال و اثربخشی سرریزی در سایر قسمت‌های اقتصاد، از جمله تحولاتی است که انتظار می‌رود در چشم‌انداز متاثر از این افزایش مخارج نظامی در اقتصاد اروپا مشاهده شوند.

💢آثار اقتصادی افزایش مخارج نظامی در اروپا

🔸افزایش مخارج نظامی، اگر شکل واردات نداشته باشد، ناگزیر به معنی افزایش تولید ناخالص داخلی خواهد بود. پیش‌بینی‌ها نشان داده که اثر انبساطی افزایش هزینه‌های دفاعی، دستکم بخشی از اثر انقباضی سیاست مالی ناحیه یورو را در سال‌های پیشرو جبران خواهد کرد. برآورد نشان می‌دهد که با روند فعلی، تولید ناخالص داخلی اروپا تا سال ۲۰۲۸ بین ۰.۳ تا ۰.۶ درصد بیشتر از سناریوی پایه افزایش پیدا خواهد کرد.

🔸افزایش نرخ اشتغال یکی دیگر از پیامدهای افزایش مخارج نظامی در اروپا است. براساس آمار، اشتغال در تمام بخش‌های مربوط به صنایع نظامی در سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۱ حداقل ۱۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش در بخش تولید سلاح‌ها، مهمات و ساخت کشتی‌ دوبرابر و معادل ۲۰ درصد بوده است.

🔸یکی از آثار غیرمستقیم افزایش مخارج نظامی، اثر سرریز آن در حوزه فناوری بر سایر صنایع اروپایی است. براساس یک مطالعه عام، به ازای هر یورو هزینه در بخش تحقیق و توسعه، سوددهی دستکم ۱۱ یورویی در یک بازه ۲۵ ساله مورد انتظار است. اثر سرریز فناورانه را باید مقید به سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه دانست و چنانچه اتحادیه اروپا صرفا بر افزایش تولید متمرکز باشد، پدیدار شدن این اثر اقتصادی دور از انتظار است.


💢ملاحظات موجود

🔸بومی‌سازی و تولید در داخل بیش از آنکه به نظر می‌رسد برای شکوفایی اقتصادی متاثر از صنایع نظامی اهمیت دارد. به‌بیان دقیق‌تر، این نسبت مخارج واردات به مخارج تولید تسلیحات است که میزان رشد ناشی از افزایش مخارج نظامی را تعیین می‌کند. در سال‌های اخیر این نسبت وضعیت مناسبی نداشته و براساس آمار، از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه‌های اضافی نظامی اعلامی متاثر از جنگ اوکراین (تا پایان ژوئن ۲۰۲۳)، تنها ۲۲ میلیارد دلار در اتحادیه اروپا باقی‌مانده است.

🔸بدین ترتیب، در صورتی که افزایش مخارج نظامی اتحادیه اروپا بر محور خریدهای تسلیحاتی از بیرون اتحادیه استوار شود، نمی‌توان انتظار آثار رشدی چشمگیر از این مخارج داشت. در عین حال، باید توجه داشت که در غیاب منابع و ظرفیت‌های اضافه، صنایع نظامی ممکن است ظرفیت‌های موجود در سایر بخش‌ها را اشغال کنند و از این طریق فضای تحرک سایر بخش‌های اقتصادی محدود شود.

💢جمع‌بندی

به‌نظر می‌رسد که افزایش مخارج نظامی، در صورت پیگیری مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ و همسو، قادر خواهد بود بر رشد اقتصادی در اتحادیه اروپا بیفزاید. اما این اثربخشی محدود و غیربهینه است. در این خصوص، ذکر نتایج یک پژوهشی تخصصی خالی از لطف نخواهد بود: برآورد گلدمن ساکس نشان می‌دهد که ضریب تکاثر مخارج نظامی معادل ۰.۵ است. یعنی به ازای هر ۱۰۰ یورو افزایش در مخارج نظامی، حدود ۵۰ یورو بر میزان تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا افزوده خواهد شد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎1👏1