#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#سوریه #اسرائیل
📝محمدعلی حسننیا
🔹بالاخره بعد از چندین ماه تنش و درگیری در جنوب سوریه، مقامات اسرائیلی و سوری پس از دیداری که تحت نظارت آمریکا در پاریس برگزار شد، بر سر ایجاد یک «مکانیسم هماهنگی مشترک» توافق کردند. اما این سازوکار چیست؟ و تل آویو و دمشق هر کدام بدنبال چه چیزی هستند؟
🔸مهمترین بندهای این بیانیه امنیتی که مورد توجه قرار گرفته است بابی جدید در ارتباطات بین سوریه و اسرائیل را باز میکند. دو طرف تصمیم گرفتند سازوکاری مشترک تشکیل دهند که بهعنوان «یک سلول ارتباطی اختصاصی» عمل کند. این سازوکار با هدف هماهنگی سریع و مستمر در زمینههای زیر طراحی شده است:
▫️اشتراکگذاری اطلاعات استخباراتی
▫️کاهش تنشهای نظامی
▫️ارتباطات دیپلماتیک
▫️بررسی و تسهیل فرصتهای همکاری تجاری
🔸این سازوکار تحت نظارت آمریکا فعالیت خواهد کرد و قرار است بهعنوان پلتفرمی برای رفع سریع اختلافات و جلوگیری از سوءتفاهمها عمل کند. همچنین یکی از نگرانیهای جدی دولت احمد الشرع موضوع اقلیت دروزی در جنوب غرب سوریه بود. در این بیانیه توافق شد که «گفتگوها برای دستیابی به اهداف مشترک و تضمین امنیت اقلیت دروزی در سوریه ادامه یابد».
💢اما سوریه چه بدست آورده؟
🔸سوریه خواستار خروج نیروهای اسرائیلی از مناطقی است که پس از سقوط رژیم بشار اسد تحت کنترل بودهاند، و همچنین خواستار یک «چارچوب امنیتی متقابل» است که حاکمیتش را تضمین کند. اما اسرائیل هر گونه توافق را مشروط به تضمین منافع امنیتی خود میداند، از جمله اجرای روند خلع سلاح در بخشهایی از جنوب غربی سوریه.
🔸بیانیه اخیر را باید تلاشی برای «مدیریت تنش» دانست. آمریکا با فشار دو طرفه هم به ترکیه به عنوان متحد سوریه و هم اسرائیل برای رسیدن به یک توافق سعی می کند که دولت جدید سوریه را با خود همراه کند.
🔸محور مرکزی این توافق امنیت جنوب سوریه است، جایی که اسرائیل میخواهد تهدیدها را عقب براند و سوریه میخواهد فشار نظامی و اقتصادی دائمی علیه خود را کاهش دهد. از سوی دیگر ایران متغیر اصلی این توافق امنیتی است، حتی اگر نامش در متن بیانیه نیامده باشد. کل فلسفه گفتوگو میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، بر مهار یا تنظیم حضور ایران در سوریه بنا شده است.
💢چشمانداز و سناریوهای پیشرو
🔸این روند به شدت وابسته به متغیرهای بیرونی است: تحولات غزه و لبنان، معادلات داخلی قدرت در سوریه و اسرائیل، و تغییرات در سیاست آمریکا. هر تکانه بزرگ در این عرصهها میتواند مسیر فعلی را متوقف یا معکوس کند. بنابراین، طبق یک تحلیل خطی بیانیه اخیر نه پایان بحران، بلکه آغاز دورهای از معاملهگری امنیتی محسوب میشود؛ دورهای که اگر به بسته بازسازی و تضمینهای بینالمللی متصل نشود، به توافقی پایدار تبدیل نخواهد شد.
🔸از دل این معادله، انتظار میرود گفتوگوها حول چند موضوع پیش برود: محدودسازی تحرکات نظامی ایران و نیروهای همپیمان در عمق جنوب سوریه، ایجاد ترتیبات نظارتی یا میانجیگرانه در نواحی نزدیک به جولان، و باز کردن مسیرهایی برای کمکهای اقتصادی و بشردوستانه به دمشق در ازای امتیازات امنیتی و در آخر یک عادیسازی بدون جنجال بین دمشق و تل آویو. آمریکا میخواهد همین مدل را بین لبنان و اسرائیل نیز پیاده کند، یعنی «توافق امنیتی» برای عادی سازی دیپلماتیک!
1️⃣ سناریوی محتملتر، تعلیق است؛ جایی که مذاکرات ادامه مییابد اما نتیجه ملموس حاصل نمیشود.
2️⃣ایران به همراه متحدان حاضر به کاهش واقعی حضور در جنوب نیست، اسرائیل حملات محدود خود را ادامه میدهد و دمشق امتیاز اقتصادی ملموسی دریافت نمیکند. ترکیه نیز پرونده شمال را جدا نگه میدارد. در این وضعیت، وضعیت شبهجنگ–شبهصلح برقرار است، کاهش نسبی درگیریها رخ میدهد اما با هر بحران جدید، امکان فروپاشی توافق موقت وجود دارد.
3️⃣از سویی اردوغان هم خوب می داند که تیکه بر توافق با اسرائیل راه به جای نخواهد برد. به همین علت پیشنهادهایی به ایران ارائه خواهد کرد که در ازای ارتباط با دولت الشرع ترتیباتی برای ایجاد کریدور امن تهران به بیروت فراهم شود، موضوعی که ایران دو بار تاکنون آن را رد کرده است.
🔁مطالب مرتبط
▫️مذاکرات محرمانه میان سوریه و اسرائیل
▫️استان سویدا، ملک عذاب احمد الشرع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2❤1🔥1
🔵شرکتها آمادهاند از ونزوئلا پول به جیب بزنند!
▪️ژاکوبن
#اکوتهران
#آمریکا #ونزوئلا
🔸«هالیبرتون»، غول انرژی ایالات متحده، با فاصله چند هفته قبل از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا برای دستگیری مادورو، شکایتی غیرمعمول علیه ونزوئلا در دادگاهی بینالمللی طرح کرد. به ادعای «هالیبرتون» دولت ونزوئلا باید به دلیل تحریمهای آمریکا به جبران خسارات واردشده به این شرکت بپردازد. پروندههایی مشابه نیز با شکایت دیگر غولهای انرژی و صنعت آمریکا علیه ونزوئلا طرح شده است و بسیاری از این شاکیان، پیوندهای مالی و سیاسی گستردهای نیز با محافظهکاران و حزب جمهوریخواه آمریکا دارند.
🔹در حال حاضر، ونزوئلا دستکم با ۹ پرونده شکایت از سوی شرکتهای بزرگ مواجه است که در آنها به ملیکردن صنایع، تحریمهای بینالمللی و بیثباتی سیاسی به عنوان دستاویزی برای مطالبه غرامت تکیه شده است. رسیدگی به این دعاوی اغلب در «مرکز بینالمللی حلوفصل اختلافات سرمایهگذاری» (وابسته به بانک جهانی) اتفاق میافتد. این مرکز بینالمللی سالهاست که به ارجح شمردن منافع سرمایهگذاران بر حقوق حاکمیت دولتها، بالاخص در کشورهای در حال توسعه، متهم میشود و کشورهای میزبان را در بسیاری از داوریهای خود به پرداخت غرامتهای سنگین محکوم نموده است.
🔹پس از عملیات ۳ ژانویه، ترامپ مدعی «اداره» ونزوئلا توسط ایالات متحده شد و از سرمایهگذاری در زیرساخت نفت و گاز و واگذاری داراییهای شرکت نفت دولتی ونزوئلا صحبت کرد. ونزوئلا بیشترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، هرچند بخش عمدهای از این ذخایر دست نخورده ماندهاند. با استقرار دولتی جدید و متمایل به واشنگتن، شرکتهای مطرحکننده این دعاوی، در صف اول برداشت وجوه کلان قرار خواهند گرفت و دولت جدید احتمالا آمادگی خواهد داشت تا منابع مالی ونزوئلا را برای تسویه مطالبات شرکتهای خارجی استفاده کند.
🔹در حقیقت، استقرار دولتی جدید با حمایت ایالات متحده میتواند به حلوفصل شتابزده این پروندهها با دفاع ضعیف و بیرمق در فرآیند داوری بینجامد و زمینه را برای انتقال صدها میلیون دلار از منابع ونزوئلا در قالب غرامت فراهم کند. به عنوان یک نمونه، شرکت «هالیبرتون» برای فاصله سالهای 2016 تا 2020 خسارتی معادل ۲۰۰ میلیون دلار از ونزوئلا مطالبه کرده است. علیرغم توقف فعالیت «هالیبرتون» در ونزوئلا به سبب تحریمهای آمریکا، این شرکت در شکایت خود از بیثباتی داخلی و سیاستهای اقتصادی غلط دولت ونزوئلا به عنوان منشاء اصلی زیان یاد کرده است.
🔹تحلیلگران حقوق و مالیه قراردادها، بر این باورند که این شکل از طرح دعوی در دادگاههای بینالمللی غیرمعمول است و «هالیبرتون» به احتمال زیاد، در زمان طرح دعوی روی کار آمدن دولتی همسو با واشنگتن را با تمایل ویژه به جبران خسارت مفروض گرفته است. پیشتر نیز، مقامات و چهرههای مختلف جریان محافظهکار از «هالیبرتون» بهعنوان یکی از نامزدهای نقشآفرینی در بازسازی ونزوئلا پس از تغییر رژیم یاد کرده بودند.
🔹شرکت گاز طبیعی «ویلیامز» نیز علیه ونزوئلا به دلیل ملیسازی زیرساختهای انرژی در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکایتی طرح کرده است. ترکیب هیاتمدیره این شرکت و کمکهای مالی گسترده خانواده برخی از مدیران آن به کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان، نمود عالی پیوندی است که میان منافع شرکتها و سیاست داخلی آمریکا برقرار شده است. شرکتهای «کلاگز»، «هولسیم»، «اسمورفیت» و «گلد رزرو» نیز در زمره شرکتهای هستند که پروندههای فعال یا مختومه علیه ونزوئلا دارند.
🔹شرکتهای بزرگ غربی در گذشته نیز موفق شدهاند از طریق دادگاه داوری، به احکام سنگین علیه ونزوئلا دست پیدا کنند. «کونوکو فیلیپس» در سال ۲۰۱۹ در پرونده غرامت ملیسازی دوره چاوز به بیش از ۹ میلیارد دلار غرامت دست یافت و شرکت «کُک اینداستریز» در سال ۲۰۲۱ در پرونده مصادره داراییهای خود، ونزوئلا را به پرداخت غرامت ۴۴۴ میلیون دلاری محکوم نموده است. با در نظر داشتن این سوابق، تکرار چنین روندی در صورت وقوع تحول سیاسی در ونزوئلا بسیار محتمل خواهد بود.
✅ در مجموع، پرونده «هالیبرتون» و دعاوی شرکتی مشابه علیه ونزوئلا نمایانگر این واقعیت است که تحولات ژئوپلیتیک و مداخلات نظامی علاوه بر پیامدهای سیاسی، پیامدهای اقتصادی گستردهای نیز در تامین سود شرکتهای بزرگ بینالمللی به همراه دارند. در این بستر، ونزوئلا با یک خطر جدی مواجه است: اینکه منابع ملی این کشور، بجای بازسازی اقتصادی و توسعه در داخل، در قالب غرامتهای حقوقی و توافقهای سیاسی به نفع بازیگران خارجی مصرف شود.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️ژاکوبن
#اکوتهران
#آمریکا #ونزوئلا
🔸«هالیبرتون»، غول انرژی ایالات متحده، با فاصله چند هفته قبل از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا برای دستگیری مادورو، شکایتی غیرمعمول علیه ونزوئلا در دادگاهی بینالمللی طرح کرد. به ادعای «هالیبرتون» دولت ونزوئلا باید به دلیل تحریمهای آمریکا به جبران خسارات واردشده به این شرکت بپردازد. پروندههایی مشابه نیز با شکایت دیگر غولهای انرژی و صنعت آمریکا علیه ونزوئلا طرح شده است و بسیاری از این شاکیان، پیوندهای مالی و سیاسی گستردهای نیز با محافظهکاران و حزب جمهوریخواه آمریکا دارند.
🔹در حال حاضر، ونزوئلا دستکم با ۹ پرونده شکایت از سوی شرکتهای بزرگ مواجه است که در آنها به ملیکردن صنایع، تحریمهای بینالمللی و بیثباتی سیاسی به عنوان دستاویزی برای مطالبه غرامت تکیه شده است. رسیدگی به این دعاوی اغلب در «مرکز بینالمللی حلوفصل اختلافات سرمایهگذاری» (وابسته به بانک جهانی) اتفاق میافتد. این مرکز بینالمللی سالهاست که به ارجح شمردن منافع سرمایهگذاران بر حقوق حاکمیت دولتها، بالاخص در کشورهای در حال توسعه، متهم میشود و کشورهای میزبان را در بسیاری از داوریهای خود به پرداخت غرامتهای سنگین محکوم نموده است.
🔹پس از عملیات ۳ ژانویه، ترامپ مدعی «اداره» ونزوئلا توسط ایالات متحده شد و از سرمایهگذاری در زیرساخت نفت و گاز و واگذاری داراییهای شرکت نفت دولتی ونزوئلا صحبت کرد. ونزوئلا بیشترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، هرچند بخش عمدهای از این ذخایر دست نخورده ماندهاند. با استقرار دولتی جدید و متمایل به واشنگتن، شرکتهای مطرحکننده این دعاوی، در صف اول برداشت وجوه کلان قرار خواهند گرفت و دولت جدید احتمالا آمادگی خواهد داشت تا منابع مالی ونزوئلا را برای تسویه مطالبات شرکتهای خارجی استفاده کند.
🔹در حقیقت، استقرار دولتی جدید با حمایت ایالات متحده میتواند به حلوفصل شتابزده این پروندهها با دفاع ضعیف و بیرمق در فرآیند داوری بینجامد و زمینه را برای انتقال صدها میلیون دلار از منابع ونزوئلا در قالب غرامت فراهم کند. به عنوان یک نمونه، شرکت «هالیبرتون» برای فاصله سالهای 2016 تا 2020 خسارتی معادل ۲۰۰ میلیون دلار از ونزوئلا مطالبه کرده است. علیرغم توقف فعالیت «هالیبرتون» در ونزوئلا به سبب تحریمهای آمریکا، این شرکت در شکایت خود از بیثباتی داخلی و سیاستهای اقتصادی غلط دولت ونزوئلا به عنوان منشاء اصلی زیان یاد کرده است.
🔹تحلیلگران حقوق و مالیه قراردادها، بر این باورند که این شکل از طرح دعوی در دادگاههای بینالمللی غیرمعمول است و «هالیبرتون» به احتمال زیاد، در زمان طرح دعوی روی کار آمدن دولتی همسو با واشنگتن را با تمایل ویژه به جبران خسارت مفروض گرفته است. پیشتر نیز، مقامات و چهرههای مختلف جریان محافظهکار از «هالیبرتون» بهعنوان یکی از نامزدهای نقشآفرینی در بازسازی ونزوئلا پس از تغییر رژیم یاد کرده بودند.
🔹شرکت گاز طبیعی «ویلیامز» نیز علیه ونزوئلا به دلیل ملیسازی زیرساختهای انرژی در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکایتی طرح کرده است. ترکیب هیاتمدیره این شرکت و کمکهای مالی گسترده خانواده برخی از مدیران آن به کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان، نمود عالی پیوندی است که میان منافع شرکتها و سیاست داخلی آمریکا برقرار شده است. شرکتهای «کلاگز»، «هولسیم»، «اسمورفیت» و «گلد رزرو» نیز در زمره شرکتهای هستند که پروندههای فعال یا مختومه علیه ونزوئلا دارند.
🔹شرکتهای بزرگ غربی در گذشته نیز موفق شدهاند از طریق دادگاه داوری، به احکام سنگین علیه ونزوئلا دست پیدا کنند. «کونوکو فیلیپس» در سال ۲۰۱۹ در پرونده غرامت ملیسازی دوره چاوز به بیش از ۹ میلیارد دلار غرامت دست یافت و شرکت «کُک اینداستریز» در سال ۲۰۲۱ در پرونده مصادره داراییهای خود، ونزوئلا را به پرداخت غرامت ۴۴۴ میلیون دلاری محکوم نموده است. با در نظر داشتن این سوابق، تکرار چنین روندی در صورت وقوع تحول سیاسی در ونزوئلا بسیار محتمل خواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #اروپا #گرینلند
🔹موفقیت ایالات متحده در ربایش رئیسجمهور ونزوئلا، موجب تقویت اراده این کشور برای اقداماتی مشابه در سایر نقاط جهان شد. ترامپ، تنها یک روز پس از این عملیات، تهدید به استفاده از قدرت نظامی در رابطه با کشورهای مختلف از جمله گرینلند، کوبا، کلمبیا و ایران کرد. در این میان، موضوع گرینلند به طور خاص توجه اروپا را جلب کرده و سؤالات جدی در مورد دلایل و رویکرد ترامپ و همچنین پیامدهای احتمالی الحاق این سرزمین به ایالات متحده مطرح شده است.
💢اظهارات اخیر در خصوص گرینلند
🔸چند ساعت پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا، همسر استیون میلر، مشاور امنیت داخلی ترامپ، در شبکه اجتماعی ایکس پستی منتشر کرد که نقشه گرینلند با پرچم آمریکا را نشان میداد و زیر آن نوشته شده بود: «به زودی». این اقدام به سرعت واکنش طرفهای اروپایی را برانگیخت. ترامپ نیز در مصاحبهای با خبرنگاران گفت که آمریکا نیاز دارد گرینلند را تحت کنترل خود درآورد. او این نیاز را نه تنها به دلیل منابع معدنی و نفتی سرزمین، بلکه به عنوان بخشی از استراتژیهای امنیت ملی ایالات متحده و مقابله با نفوذ چین و روسیه توجیه کرد. ترامپ اضافه کرد: «آمریکا به گرینلند نیاز دارد و اتحادیه اروپا نیز به خوبی از این امر آگاه است.»
💢دلایل اهمیت گرینلند برای ترامپ
🔸گرینلند، با مساحت وسیع و شرایط یخی، تنها ۵۶ هزار نفر جمعیت دارد. این سرزمین به دلیل منابع معدنی کمیاب، نفت و گاز و موقعیت استراتژیک خود در قطب شمال از اهمیت بالایی برخوردار است. ترامپ پیش از این نیز به مزایای منابع طبیعی گرینلند اشاره کرده بود، اما در عین حال تأکید داشت که اهمیت واقعی این جزیره برای آمریکا در بعد امنیتی آن است.
🔸با این حال، با توجه به همکاریهای گسترده دانمارک با آمریکا و وجود پایگاه نظامی ایالات متحده در گرینلند، نیازی به ضمیمه کردن این سرزمین برای تضمین امنیت ملی آمریکا وجود ندارد. به نظر میرسد مهمترین انگیزه ترامپ برای چنین اقدامی، ساختن میراثی تاریخی برای خود باشد. در صورت الحاق گرینلند به ایالات متحده، این کشور میتواند به شکلی نمادین در نقشه جهانی بزرگتر و با نفوذتر از قبل به نظر برسد و ریاست جمهوری ترامپ را در تاریخ به عنوان یک دستاورد بزرگ ثبت کند.
💢برنامه دولت ترامپ برای ضمیمه کردن گرینلند
🔸وزیر خارجه آمریکا در بیان رویکرد این کشور در قبال گرینلند اظهار داشت که آمریکا قصد دارد پیشنهاد خرید این سرزمین را به دانمارک ارائه دهد. تهدیدات نظامی نیز به عنوان ابزاری برای فشار به دانمارک جهت آغاز مذاکرات مطرح شدهاند، گرچه گزینه نظامی همچنان روی میز باقی مانده است.
🔸طبق آخرین اخبار، آمریکا در تلاش است تا با ایجاد تفرقه بین گرینلند و دانمارک، مقامات گرینلند را به پذیرش الحاق به ایالات متحده تشویق کند. بر اساس پیشنهادات مطرحشده، آمریکا همان نوع رابطهای که با جزایر میکرونزی و مارشال داشته است، به گرینلند پیشنهاد میدهد؛ بدین معنا که گرینلند اختیار داخلی خود را حفظ کرده، اما امور نظامی آن تحت کنترل ایالات متحده قرار خواهد گرفت.
💢پیامدهای احتمالی تداوم این رویکرد
🔸اگر ایالات متحده به تلاشهای خود برای تصاحب گرینلند ادامه دهد، روابط کشورهای اروپایی با ایالات متحده به شدت دچار تنش خواهد شد. در صورت مخالفت جدی اروپا، تمرکز بر حمایت از اوکراین و مقابله با تهدیدات روسیه کاهش پیدا میکند. این مسئله همچنین میتواند موجب تضعیف انسجام داخلی اتحادیه اروپا گردد. از سوی دیگر، اگر اروپا به اتخاذ رویکردی نرمتر و انفعالی ادامه دهد، مشروعیت جریانات حاکم در این کشورها بیش از پیش زیر سوال خواهد رفت و ایالات متحده میتواند باجگیریهای بیشتری از آنها انجام دهد، که این امر به بحرانهای سیاسی عمیقتری در اروپا خواهد انجامید.
🔸علاوه بر این، چنین اقداماتی میتواند ضربهای جبرانناپذیر به اعتبار و موجودیت ائتلاف ناتو وارد سازد. این موضوع میتواند زمینهساز تضعیف بازدارندگی اروپا در برابر روسیه و کاهش نفوذ سیاسی-نظامی قاره اروپا باشد.
🔄مطالب مرتبط
▫️گرینلند؛ شاه کلید رویاهای ترامپ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2
♦️جنگهای نوین به چیزی بیش از فناوری نوین نیاز دارند!
◾️وار آن راکس
#تهران_ریویو
#نظامی
🔸در حقیقت، تمام نیروهای نظامی طبیعتاً تمایل دارند که از جنگ اوکراین درسهایی بگیرند، اما باید دقت کنیم که بیش از حد بر فناوری متمرکز نشویم. هر جنگی ویژگیهای خاص خود را دارد که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فناوری، دکترین، تاکتیکها و فرهنگ نظامی طرفین درگیر قرار میگیرد. جنگ روسیه و اوکراین نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر این جنگ را به درستی در زمینهاش قرار ندهیم، این خطر وجود دارد که نیروهای نظامی به نتایج نادرستی برسند.
💢درسهایی از اوکراین
🔹فناوریهای میدان جنگ اوکراین، بهویژه پهپادها، هنوز باعث ایجاد شیوه جدیدی از جنگیدن نشدند. بلکه آنها بیشتر بهعنوان جایگزینی برای قابلیتهای مفقود شده عمل میکنند. تغییرات دائمی در نیروهای نظامی ناتو فقط زمانی رخ خواهد داد که این فناوریها با پلتفرمهای موجود ترکیب شوند و مهمتر از همه، از طریق دکترینها و مفاهیمی که واقعاً ظرفیت آنها را برای ایجاد برتری به بهرهبرداری میرسانند، به کار گرفته شوند.
🔸در اوکراین، ما ترکیبی از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی سوم را میبینیم. فناوری، از جمله پهپادها، رباتها و هوش مصنوعی، پیشنمایشی از آنچه در یک جنگ آینده انتظار داریم را ارائه میدهد. اما همچنین میبینیم که از تهاجم اولیه روسیه در فوریه ۲۰۲۲ و ضد حملات اوکراینیها در پاییز همان سال و در کورسک ۲۰۲۴ به بعد، بهطور قابل توجهی ایستا، فرسایشی و یادآور جنگ جهانی اول شده است.
🔸به نظر میرسد که پهپادها تاکنون قادر به جایگزینی قابلیتهایی مانند تانک یا خودروهای جنگی پیادهنظام نیستند، چرا که هنوز نمیتوانند زمین را تصرف کرده و نگه دارند، یا برای ایجاد شوک عملیاتی حرکت کنند، یا به اندازه تانکها واکنش نشان دهند. پهپادها بیشتر مکملی برای قابلیتهای سنتی خواهند بود، و هنوز بهطور مؤثر با مجموعه کامل پلتفرمهای موجود ترکیب نشدهاند.
🔸بر اساس تجربیات، شیوههای جنگی ما بهندرت تغییر میکند مگر اینکه توسط دکترین و مفاهیم هدایت شود و در عین حال نیاز به تغییر فرهنگی نیز دارد.
🔸رفتار اوکراین در استفاده از پهپادها را نباید بهعنوان مدل آمادهای برای ناتو در نظر گرفت. اوکراین در حال جبران کمبود توانمندیها، بهویژه در زمینه توپخانه و پیادهنظام است. رویکرد پهپادمحور آن منجر به بنبست در میدان شده است، نه یک پیشرفت. عوامل واقعی تغییر، دکترین و مفاهیم هستند، نه ابزارها. پذیرش فناوری باید تحت دکترین تکاملیافته، مفاهیم عملیاتی و فرهنگ سازمانی قرار گیرد. فناوری بهتنهایی نمیتواند شیوه جدیدی از جنگ را به ارمغان آورد، هرچند که میتواند بهطور مؤثری آن را ممکن سازد.
🔸ایجاد تغییر شامل یک فرآیند سیستماتیک از تحقیق و توسعه، تحلیل عملیاتی، آزمایشها، ارزیابیها، بهکارگیری و آموزش واقعبینانه است. بهعنوان مثال، ما نمیتوانیم بدانیم که آیا یک دسته خودمختار از پهپادها مؤثرترین روش برای مقابله با اهداف در عمق خواهد بود مگر آنکه این ایده بهطور سیستماتیک آزمایش شود.
🔸این فرآیند سیستماتیک همچنین شامل تمام خطوط توسعه قابلیتها، از جمله دکترین، طراحی نیرو، آموزش و لجستیک است که در معادل بریتانیایی TEPIDOIL و معادل آمریکایی آن DOTMLPF-P گنجانده شده و احتمالاً منجر به ساختارهای نیرویی و شغلی بسیار متفاوت خواهد شد.
💢یکپارچگی، منبع واقعی برتری است
🔸 پهپادها، هوش مصنوعی و مهمات نرمافزارمحور باید با تانکها، خودروهای جنگی پیادهنظام، توپخانه، نیروی هوایی و شبکههای فرماندهی و کنترل مؤثر ترکیب شوند. پتانسیل واقعی سیستمهای جدید تنها زمانی آشکار خواهد شد که آنها با قابلیتهای پیشین ترکیب شوند تا یک نیروی یکپارچه با مفاهیم عملیاتی مناسب ایجاد شود.
🔸مناطق مختلف نیازمند مفاهیم عملیاتی متفاوت خواهند بود. بهعنوان مثال، نبرد نزدیک پهپادمحور اوکراین بهطور خودکار به عملیات در برابر سیستمهای پیشرفته ضد دسترسی و منع منطقهای چین قابل انتقال نیست، حتی اگر این رویکرد در نبردهای نزدیک تایوان یا کره کاربردی داشته باشد.
💢فرهنگ همیشه در قلب تغییر واقعی است
🔸امروزه برای ایجاد تغییر باید سیستمهای نرمافزارمحور و خودمختار را در مقیاس گسترده بهکار بگیریم تا یاد بگیریم چگونه از آنها استفاده کنیم و سپس با آزمایش آنها بفهمیم آیا فرضیات ما تحت چالشهای زمانی، مکانی و شرایط اشباع که پیشتر ذکر شد، اصلاح میشوند یا نه. انقلاب واقعی تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که این سیستمها به اندازه کافی بهطور گستردهتری بهکار گرفته شوند تا پتانسیل واقعی عملیاتی و محدودیتهای آنها شناخته شود و این اطلاعات به مفاهیم عملیاتی تبدیل گردد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
◾️وار آن راکس
#تهران_ریویو
#نظامی
🔸در حقیقت، تمام نیروهای نظامی طبیعتاً تمایل دارند که از جنگ اوکراین درسهایی بگیرند، اما باید دقت کنیم که بیش از حد بر فناوری متمرکز نشویم. هر جنگی ویژگیهای خاص خود را دارد که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فناوری، دکترین، تاکتیکها و فرهنگ نظامی طرفین درگیر قرار میگیرد. جنگ روسیه و اوکراین نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر این جنگ را به درستی در زمینهاش قرار ندهیم، این خطر وجود دارد که نیروهای نظامی به نتایج نادرستی برسند.
💢درسهایی از اوکراین
🔹فناوریهای میدان جنگ اوکراین، بهویژه پهپادها، هنوز باعث ایجاد شیوه جدیدی از جنگیدن نشدند. بلکه آنها بیشتر بهعنوان جایگزینی برای قابلیتهای مفقود شده عمل میکنند. تغییرات دائمی در نیروهای نظامی ناتو فقط زمانی رخ خواهد داد که این فناوریها با پلتفرمهای موجود ترکیب شوند و مهمتر از همه، از طریق دکترینها و مفاهیمی که واقعاً ظرفیت آنها را برای ایجاد برتری به بهرهبرداری میرسانند، به کار گرفته شوند.
🔸در اوکراین، ما ترکیبی از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی سوم را میبینیم. فناوری، از جمله پهپادها، رباتها و هوش مصنوعی، پیشنمایشی از آنچه در یک جنگ آینده انتظار داریم را ارائه میدهد. اما همچنین میبینیم که از تهاجم اولیه روسیه در فوریه ۲۰۲۲ و ضد حملات اوکراینیها در پاییز همان سال و در کورسک ۲۰۲۴ به بعد، بهطور قابل توجهی ایستا، فرسایشی و یادآور جنگ جهانی اول شده است.
🔸به نظر میرسد که پهپادها تاکنون قادر به جایگزینی قابلیتهایی مانند تانک یا خودروهای جنگی پیادهنظام نیستند، چرا که هنوز نمیتوانند زمین را تصرف کرده و نگه دارند، یا برای ایجاد شوک عملیاتی حرکت کنند، یا به اندازه تانکها واکنش نشان دهند. پهپادها بیشتر مکملی برای قابلیتهای سنتی خواهند بود، و هنوز بهطور مؤثر با مجموعه کامل پلتفرمهای موجود ترکیب نشدهاند.
🔸بر اساس تجربیات، شیوههای جنگی ما بهندرت تغییر میکند مگر اینکه توسط دکترین و مفاهیم هدایت شود و در عین حال نیاز به تغییر فرهنگی نیز دارد.
🔸رفتار اوکراین در استفاده از پهپادها را نباید بهعنوان مدل آمادهای برای ناتو در نظر گرفت. اوکراین در حال جبران کمبود توانمندیها، بهویژه در زمینه توپخانه و پیادهنظام است. رویکرد پهپادمحور آن منجر به بنبست در میدان شده است، نه یک پیشرفت. عوامل واقعی تغییر، دکترین و مفاهیم هستند، نه ابزارها. پذیرش فناوری باید تحت دکترین تکاملیافته، مفاهیم عملیاتی و فرهنگ سازمانی قرار گیرد. فناوری بهتنهایی نمیتواند شیوه جدیدی از جنگ را به ارمغان آورد، هرچند که میتواند بهطور مؤثری آن را ممکن سازد.
🔸ایجاد تغییر شامل یک فرآیند سیستماتیک از تحقیق و توسعه، تحلیل عملیاتی، آزمایشها، ارزیابیها، بهکارگیری و آموزش واقعبینانه است. بهعنوان مثال، ما نمیتوانیم بدانیم که آیا یک دسته خودمختار از پهپادها مؤثرترین روش برای مقابله با اهداف در عمق خواهد بود مگر آنکه این ایده بهطور سیستماتیک آزمایش شود.
🔸این فرآیند سیستماتیک همچنین شامل تمام خطوط توسعه قابلیتها، از جمله دکترین، طراحی نیرو، آموزش و لجستیک است که در معادل بریتانیایی TEPIDOIL و معادل آمریکایی آن DOTMLPF-P گنجانده شده و احتمالاً منجر به ساختارهای نیرویی و شغلی بسیار متفاوت خواهد شد.
💢یکپارچگی، منبع واقعی برتری است
🔸 پهپادها، هوش مصنوعی و مهمات نرمافزارمحور باید با تانکها، خودروهای جنگی پیادهنظام، توپخانه، نیروی هوایی و شبکههای فرماندهی و کنترل مؤثر ترکیب شوند. پتانسیل واقعی سیستمهای جدید تنها زمانی آشکار خواهد شد که آنها با قابلیتهای پیشین ترکیب شوند تا یک نیروی یکپارچه با مفاهیم عملیاتی مناسب ایجاد شود.
🔸مناطق مختلف نیازمند مفاهیم عملیاتی متفاوت خواهند بود. بهعنوان مثال، نبرد نزدیک پهپادمحور اوکراین بهطور خودکار به عملیات در برابر سیستمهای پیشرفته ضد دسترسی و منع منطقهای چین قابل انتقال نیست، حتی اگر این رویکرد در نبردهای نزدیک تایوان یا کره کاربردی داشته باشد.
💢فرهنگ همیشه در قلب تغییر واقعی است
🔸امروزه برای ایجاد تغییر باید سیستمهای نرمافزارمحور و خودمختار را در مقیاس گسترده بهکار بگیریم تا یاد بگیریم چگونه از آنها استفاده کنیم و سپس با آزمایش آنها بفهمیم آیا فرضیات ما تحت چالشهای زمانی، مکانی و شرایط اشباع که پیشتر ذکر شد، اصلاح میشوند یا نه. انقلاب واقعی تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که این سیستمها به اندازه کافی بهطور گستردهتری بهکار گرفته شوند تا پتانسیل واقعی عملیاتی و محدودیتهای آنها شناخته شود و این اطلاعات به مفاهیم عملیاتی تبدیل گردد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
♦️امارات و حمایت از جنگهای جداییطلبانه به نفع اسرائیل
▪️الخنادق
#رویة_العربیة
#غرب_آسیا #امارات
🔸چندپارگی و جنگهایی که برخی کشورهای عربی را درگیر کرده، پیامد خودجوش منازعات داخلی نیست، بلکه به پدیدهای تکرارشونده بدل شده که نشانههای مداخله سازمانیافته خارجی را با هدف بازطراحی منطقه بر اساس حوزههای نفوذ جدید در خود دارد. در کانون این مداخلات، نقش امارات متحده عربی بهعنوان عاملی مشترک برجسته میشود. از لیبی تا یمن، و از سودان تا سومالی، الگویی واحد در حال ظهور است؛ سیاستی که میکوشد دولت-ملت را از محتوای واقعیاش تهی کند و منازعه را به ابزاری دائمی برای کنترل ژئوپلیتیکی بدل سازد. این سیاست از یک نظم منطقهای گستردهتر جداییناپذیر است؛ نظمی که در آن منافع امارات با چشمانداز راهبردی اسرائیل برای تجزیه دولتهای دارای وزن جغرافیایی و جمعیتی قابلتوجه، کنترل مسیرهای حیاتی دریایی، و تبدیل منطقه به موزاییکی از واحدهای ضعیف و متخاصم به هم گره میخورد.
💢لیبی
🔹از زمان سقوط قذافی، لیبی برای بازسازی دولتی واحد از دل ویرانیهای جنگ، فروپاشی نهادی و مداخله خارجی تقلا کرده است. در میان مخربترین بازیگران خارجی، امارات متحده عربی قرار دارد که اصلیترین حامی سیاسی، مالی و نظامی ژنرال خلیفه حفتر بوده و عملاً مانعی جدی در برابر وحدت لیبی ایجاد کرده است. مداخله امارات شکافها را تعمیق کرده، منازعه را طولانی ساخته و با اهداف راهبردی گستردهتر اسرائیل برای تجزیه دولتهای منطقه همسو شده است؛ اهدافی که در نهایت به شکلگیری واحدهایی ضعیف و رقیب میانجامد.
💢یمن
🔹در دورههای اخیر، نقش امارات در یمن از طریق حمایت مستمر از عیدروس الزبیدی و چهرههایی چون طارق صالح و شورای انتقالی جنوب آشکارتر شده است؛ حمایتی که وحدت یمن را تضعیف کرده و چشمانداز هرگونه حلوفصل سیاسی فراگیر را کمرنگ میسازد و کشور را در وضعیتی از جنگ دائمی نگاه میدارد. این سیاست نهتنها در خدمت جاهطلبیهای امارات در جنوب یمن است، بلکه با اهداف راهبردی گستردهتر اسرائیل که تجزیه یمن را ترجیح میدهد نیز همراستاست. با حمایت از شورای انتقالی جنوب بهعنوان نیرویی جداییطلب، امارات تداوم جنگ در یمن را بدون افق حلوفصل تضمین کرده است. جنوب چندپاره به معنای فقدان موضع مذاکرهای واحد، نبود نهادهای دولتی منسجم، و فقدان پایانی روشن برای منازعه است. این ثبات مدیریتشده به سود اسرائیل است که در پی تحکیم نفوذ خود بر آبراههای راهبردی مانند تنگه بابالمندب و خلیج عدن است.
💢سودان
🔹سقوط سودان به ورطه جنگی فاجعهبار را نمیتوان صرفاً با منازعات داخلی یا ناکامیهای گذار سیاسی توضیح داد. مداخله خارجی بهویژه از سوی امارات نقشی تعیینکننده در توانمندسازی نیروهایی داشته که وحدت سودان را تضعیف کرده و منازعه را تداوم بخشیدهاند. با حمایت از حمیدتی، و شبهنظامیان نیروهای پشتیبانی سریع، امارات به تبدیل گذار شکننده سودان به نزاعی خشن یاری رسانده است؛ نزاعی که در خدمت دستورکارهای منطقهای گستردهتر، از جمله منافع راهبردی اسرائیل در تجزیه دولتهای قدرتمند عربی، قرار دارد. حمایت از حمیدتی صرفاً انتخابی تاکتیکی از سوی امارات نیست، بلکه بخشی از الگویی منطقهای گستردهتر است: توانمندسازی بازیگران مسلح غیردولتی یا شبهدولتی برای تضعیف نهادهای ملی و جلوگیری از ظهور دولتهایی مستقل و متحد.
💢سومالیلند
🔹امارات از طریق حمایت سیاسی، مالی و نظامی از مقامات جداییطلب سومالیلند مستقر در هرگِیسا، نقشی بهشدت مخرب ایفا میکند. از زمان اعلام یکجانبه استقلال سومالیلند در سال ۱۹۹۱، دولتهای پیاپی سومالی بر ضرورت وحدت ملی برای ثبات بلندمدت تأکید کردهاند. امارات بهجای حمایت از حلوفصل مذاکرهشده در چارچوب دولتی متحد، مسیر دور زدن موگادیشو و تعامل با سومالیلند بهعنوان شریکی شبهحاکمیتی را برگزیده است. این رویکرد در سرمایهگذاریهای ابوظبی در بنادر، تأسیسات نظامی و ترتیبات امنیتی، بهویژه از طریق کنترل شرکت DP World بر بندر بربره و توسعه زیرساختهای نظامی مرتبط با امارات در پیرامون آن آشکار است.
✅ پیامدهای ژئوپلیتیکی این وضعیت فراتر از سومالی است. سومالیلند در موقعیتی راهبردی مشرف به تنگه بابالمندب قرار دارد. کنترل یا حتی نفوذ غیرمستقیم بر بنادر و زیرساختهای امنیتی این منطقه، اهرم عظیمی بر تجارت جهانی و امنیت منطقهای فراهم میآورد. در اینجا نیز همگرایی با منافع راهبردی اسرائیل آشکار است؛ چراکه تفکر امنیتی اسرائیل طی دههها بر اهمیت دریای سرخ و شاخ آفریقا بهعنوان عرصههایی برای قدرت، رصد رقبا و تأمین امنیت مسیرهای دریایی تأکید داشته است.
🔗 برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید🔗
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️الخنادق
#رویة_العربیة
#غرب_آسیا #امارات
🔸چندپارگی و جنگهایی که برخی کشورهای عربی را درگیر کرده، پیامد خودجوش منازعات داخلی نیست، بلکه به پدیدهای تکرارشونده بدل شده که نشانههای مداخله سازمانیافته خارجی را با هدف بازطراحی منطقه بر اساس حوزههای نفوذ جدید در خود دارد. در کانون این مداخلات، نقش امارات متحده عربی بهعنوان عاملی مشترک برجسته میشود. از لیبی تا یمن، و از سودان تا سومالی، الگویی واحد در حال ظهور است؛ سیاستی که میکوشد دولت-ملت را از محتوای واقعیاش تهی کند و منازعه را به ابزاری دائمی برای کنترل ژئوپلیتیکی بدل سازد. این سیاست از یک نظم منطقهای گستردهتر جداییناپذیر است؛ نظمی که در آن منافع امارات با چشمانداز راهبردی اسرائیل برای تجزیه دولتهای دارای وزن جغرافیایی و جمعیتی قابلتوجه، کنترل مسیرهای حیاتی دریایی، و تبدیل منطقه به موزاییکی از واحدهای ضعیف و متخاصم به هم گره میخورد.
💢لیبی
🔹از زمان سقوط قذافی، لیبی برای بازسازی دولتی واحد از دل ویرانیهای جنگ، فروپاشی نهادی و مداخله خارجی تقلا کرده است. در میان مخربترین بازیگران خارجی، امارات متحده عربی قرار دارد که اصلیترین حامی سیاسی، مالی و نظامی ژنرال خلیفه حفتر بوده و عملاً مانعی جدی در برابر وحدت لیبی ایجاد کرده است. مداخله امارات شکافها را تعمیق کرده، منازعه را طولانی ساخته و با اهداف راهبردی گستردهتر اسرائیل برای تجزیه دولتهای منطقه همسو شده است؛ اهدافی که در نهایت به شکلگیری واحدهایی ضعیف و رقیب میانجامد.
💢یمن
🔹در دورههای اخیر، نقش امارات در یمن از طریق حمایت مستمر از عیدروس الزبیدی و چهرههایی چون طارق صالح و شورای انتقالی جنوب آشکارتر شده است؛ حمایتی که وحدت یمن را تضعیف کرده و چشمانداز هرگونه حلوفصل سیاسی فراگیر را کمرنگ میسازد و کشور را در وضعیتی از جنگ دائمی نگاه میدارد. این سیاست نهتنها در خدمت جاهطلبیهای امارات در جنوب یمن است، بلکه با اهداف راهبردی گستردهتر اسرائیل که تجزیه یمن را ترجیح میدهد نیز همراستاست. با حمایت از شورای انتقالی جنوب بهعنوان نیرویی جداییطلب، امارات تداوم جنگ در یمن را بدون افق حلوفصل تضمین کرده است. جنوب چندپاره به معنای فقدان موضع مذاکرهای واحد، نبود نهادهای دولتی منسجم، و فقدان پایانی روشن برای منازعه است. این ثبات مدیریتشده به سود اسرائیل است که در پی تحکیم نفوذ خود بر آبراههای راهبردی مانند تنگه بابالمندب و خلیج عدن است.
💢سودان
🔹سقوط سودان به ورطه جنگی فاجعهبار را نمیتوان صرفاً با منازعات داخلی یا ناکامیهای گذار سیاسی توضیح داد. مداخله خارجی بهویژه از سوی امارات نقشی تعیینکننده در توانمندسازی نیروهایی داشته که وحدت سودان را تضعیف کرده و منازعه را تداوم بخشیدهاند. با حمایت از حمیدتی، و شبهنظامیان نیروهای پشتیبانی سریع، امارات به تبدیل گذار شکننده سودان به نزاعی خشن یاری رسانده است؛ نزاعی که در خدمت دستورکارهای منطقهای گستردهتر، از جمله منافع راهبردی اسرائیل در تجزیه دولتهای قدرتمند عربی، قرار دارد. حمایت از حمیدتی صرفاً انتخابی تاکتیکی از سوی امارات نیست، بلکه بخشی از الگویی منطقهای گستردهتر است: توانمندسازی بازیگران مسلح غیردولتی یا شبهدولتی برای تضعیف نهادهای ملی و جلوگیری از ظهور دولتهایی مستقل و متحد.
💢سومالیلند
🔹امارات از طریق حمایت سیاسی، مالی و نظامی از مقامات جداییطلب سومالیلند مستقر در هرگِیسا، نقشی بهشدت مخرب ایفا میکند. از زمان اعلام یکجانبه استقلال سومالیلند در سال ۱۹۹۱، دولتهای پیاپی سومالی بر ضرورت وحدت ملی برای ثبات بلندمدت تأکید کردهاند. امارات بهجای حمایت از حلوفصل مذاکرهشده در چارچوب دولتی متحد، مسیر دور زدن موگادیشو و تعامل با سومالیلند بهعنوان شریکی شبهحاکمیتی را برگزیده است. این رویکرد در سرمایهگذاریهای ابوظبی در بنادر، تأسیسات نظامی و ترتیبات امنیتی، بهویژه از طریق کنترل شرکت DP World بر بندر بربره و توسعه زیرساختهای نظامی مرتبط با امارات در پیرامون آن آشکار است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا
🔹حمله سوم ژانویه آمریکا به کاراکاس، حملات هوایی به پایگاههای هوایی ارتش و ربایش نیکولاس مادورو، شوک بزرگی به ونزوئلا بود. قاعدتاً هر حمله خارجی موجی از ملیگرایی و انسجام داخلی را در کشور مورد حمله قرارگرفته ایجاد میکند. با این وجود، واکنشهای دولت و جامعه ونزوئلا به حملات آمریکا واقعیت دیگری را نشان داد. هم در دولت کنونی ونزوئلا مواضع متضادی دیده میشود و هم جامعه ترکیبی از واکنشهای مثبت، منفی و خنثی به اقدام آمریکا است.
💢پیامهای متضادی که از دولت مخابره میشود
🔸تا هنگامی مادورو در قدرت بود، نشانههای اندکی دال بر شکاف میان اعضای کابینه دیده میشد و پس از آن نیز کابینه حداقل انسجام ظاهری خود را حفظ کرده است. با این وجود، مواضعی که اعضای کلیدی دولت گرفتهاند حکایت از تفاوت رویکردی آنها دارد. به عنوان نمونه از یک سو، دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت ونزوئلا طی پیامی از ایالات متحده دعوت کرد تا برای «تقویت همزیستی پایدار... در دستور کاری مبتنی بر همکاری و توسعه مشترک با ما همراه شود.« که سیگنال مثبتی به ترامپ برای مصالحه بود.
🔸اعضای دیگر کابینه همچون وزیر کشور، کابِیو و وزیر دفاع، پادرینو، همچنان موضع سختگیرانهتری دارند. وزارت دفاع یک روز پس از ربایش مادورو اعلام کرد که «دکترین مونرو» و «ایدئولوژی استعمارگرایانه» تحمیلی بر آمریکای لاتین را رد میکند. کابِیو نیز مواضع مشابهی دارد و مردم را تشویق به اعتراضات ضدآمریکایی میکند. به نظر میرسد در بدنه کابینه ونزوئلا دو دیدگاه طرفدار و مخالف نزدیکی به آمریکا وجود دارد.
💢واکنش جامعه ونزوئلا: خشم، امید و ترس
🔸همانطور که پیشتر در یادداشتی عنوان شده بود، دیدگاه جامعه ونزوئلا نسبت به اقدام نظامی آمریکا ترکیبی نسبتاٌ برابر از مخالفت، حمایت و موضع خنثی بود. این نگاه پیچیده خود را پس از عملیات نظامی آمریکا نیز نشان داد. پس از ربایش مادورو، بخشی از جامعه ونزوئلا به خیابان آمده و ضمن محکومیت اقدام آمریکا خواستار آزادکردن مادورو بودند. از آنجا که طبق پیمایشها حتی بخشی از مخالفین مادورو نیز مخالف حمله آمریکا بودند میتوان گفت این تظاهراتها ترکیبی از حامیان اقلیت و مخالفین دولت بوده که نتیجه افزایش احساسات ملیگرایانه ناشی از جنگ است.
🔸بخش دیگری از جامعه ساکن ونزوئلا که همچون اکثریت دیاسپورای ونزوئلایی همواره از اپوزوسیون حمایت میکردهاند در ابتدا امیدهایی به تغییر وضعیت سیاسی داشتند. کنار رفتن مادورو از صحنه سیاست ونزوئلا به عنوان شخصی که بیش از یک دهه قدرت را در انحصار خود نگه داشته بود برای این بخش از جامعه رضایتبخش بود و تحولی مثبت قلمداد شد، هر چند شرایط سیاسی ونزوئلا اجازه ابراز خوشحالی عمومی را به آنان نمیداد. با این وجود، به نظر میرسد امید نخستین مخالفان مادورو پس از عقبنشینی ترامپ از گزینه تغییر نظام سیاسی تبدیل به یأس شده باشد.
🔸اما تمامی جامعه شهروندان ونزوئلا لزوماً واکنشی سیاسی به اتفاقات چند روز گذشته نداشتند. سالها بحران اقتصادی باعث شده است بخشی از مردم تنها دغدغه بقا و اداره زندگی روزمره خود را داشته باشند و اخبار تحولات را نه با خوشحالی یا خشم، بلکه با ترس دنبال کنند. آنها بیشتر نگران این هستند که یک جنگ احتمالی چگونه میتواند وضعیت اقتصادی را وخیمتر کند. با توجه به نبود چشمانداز مثبت در روابط آمریکا و ونزوئلا، چنین ترسی برای این بخش از جامعه همچنان تداوم دارد.
◽️آیا جامعه ونزوئلا با حمله آمریکا همراهی میکند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹در بررسی علل اعتراضات اقتصادی بهعنوان بستر ناآرامیهای اخیر بهویژه 18و 19 دی ماه، میتوان به موارد متعددی اشاره نمود. از جمله مهمترین آنها فقدان هرگونه چشمانداز مثبت در وضعیت اقتصادی کشور از سوی مردم، فشارهای روانی بر جامعه ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه، نوسان شدید قیمتها ناشی از مشکلات تامین ارز و تجارت خارجی و موج افزایش مداوم قیمت دلار و طلا بهعنوان شاخص حساسیت جامعه نسبت به تورم آینده بود. همچنین جامعه پس از جنگ دوازده روزه امکان نقشآفرینی موثر سیاستخارجی بهنفع اقتصاد را نیز منتفی میدانست.
🔸انباشت نارضایتی اقتصادی منجر به شکلگیری اعتراضات محدود و پراکندهای در بازار تهران شد که بعد از گذشت چند روز فروکش نمود. اما اعتراضات به تهران محدود نماند و در برخی موارد بهواسطه سازماندهی حرکات به سمت مراکز نظامی و انتظامی به خشونت نیز کشیده شد. در همین اثناء تغییر رئیس کل بانک مرکزی و حذف ارز ترجیحی در یک موقعیت زمانی اشتباه، بدون زمینه و گفتوگو با مردم و اقناع افکار عمومی، اصلیترین عاملی بود که مردم معترض نسبت به افزایش قیمت کالاهای اساسی را به خیابان آورد.
🔸با این وجود، تنها عوامل ناآرامیهای اخیر مسائل داخلی نبود. از ابتدا، موضعگیریهای متعددی از سوی دولتمردان آمریکا و در راس آنها ترامپ باعث تشدید فضای ملتهب داخلی شد. آمریکا از دو طریق در صدد منحرف نمودن جریان اعتراضات به سمت اهداف از پیش تعیین شده خود بود. نخست هدایت و سازماندهی هستههای عملیاتی در کف خیابان و دوم، روایتسازی از حمایت از معترضین با پررنگ نمودن احتمال مداخله و حمله نظامی بهمنظور جلوگیری از برخورد با هستههای میدانی.
🔸نخستین اظهاراتی که حضور عوامل موساد در ایران را تائید کرد، روزنامه اسرائیلی اورشلیمپست بود که طی آن به تهییج مردم و معترضین به اقدام علیه حکومت توسط موساد اشاره و تاکید میکند «عوامل موساد در خیابان در کنار مردم هستند». علاوه بر این، مایک پمپئو، رئیس اسبق سازمان سیا در پیامی صریحا نسبت به حضور عوامل موساد در خیابانهای ایران در کنار معترضین اشاره نمود. مضاف بر موارد فوق، کانال چهارده اسرائیل نیز در خبری از «تسلیح معترضان ایرانی به سلاح گرم توسط عناصر خارجی» پرده برداشت.
🔸همزمان ترامپ نیز که پس از ربایش مادورو اعتمادبهنفس دوچندانی گرفته بود، در پی بهرهبرداری از تاثیر روانی آن در دیگر پروندههای سیاستخارجی آمریکا از جمله موضوع ایران بود. وی در نخستین پیام خود درحالی که هنوز اعتراضات خشونتآمیز نشده بود نوشت «اگر ایران به شلیک و کشتار معترضان ادامه دهد، آمریکا برای نجات آنها خواهد آمد». این پیام نشان میداد زمینه مداخله احتمالی آمریکا، گسترش خشونت است. پیغامی که از سوی عناصر میدانی بهخوبی دریافت و اجرایی شد. ترامپ همچنین در روزهای بعد در پیامهای مختلفی نوشت «وطندوستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید و موسسات دولتی را اشغال کنید، کمک در راه است»!
🔸چنانکه پیداست، تشدید غیرعادی اعتراضات و تبدیل آن به ناآرامیهای فاجعهبار اخیر، پروژهای تحت عنوان پهلویخواهی به کارفرمایی اسرائیل بهمنظور اقناع آمریکا برای حمله به ایران بود. اسرائیل تغییر حکومت در ایران را در دسترس میدید و برای به سرانجام رساندن آن، نیازمند مداخله آمریکا بود. سناریو چنین بود که مشابه جنگ دوازده روزه که آمریکا در روزهای پایانی و برای اتمام کار وارد شد، درصورت تزلزل در اقتدار مرکزی، ایالات متحده مشابه پروژهای که در لیبی انجام گرفت، با ادعای مداخله بشردوستانه به ایران حمله کند.
🔸 کمتر از یک هفته پس از برقراری آرامش در کشور، ترامپ مدعی شد ایران پس از هشدارهای او از اعدام معترضین منصرف شده است. اظهار نظری که بهصورت واضح عقبنشینی از مواضع پیشین تلقی میشد. با این وصف، ترامپ در مصاحبه با پولتیکو گفت اکنون زمان آن است که به دنبال رهبران جدیدی در ایران باشیم که نشان از تلاش آمریکا برای حفظ سایه جنگ و فشار بر ایران است.
🔸با فروکش کردن آشوبها، بهنظر میرسد فعالسازی مجدد آن ساده نیست. با این وجود، ترامپ برای حفظ اعتبار خود و امیدوار نگاهداشتن هستههای میدانی، در تلاش خواهد بود با اظهارات ضدونقیض و تحرکات نظامی، احتمال حمله نظامی را همچنان زنده نگاه دارد. از سوی دیگر، حمله به ایران فارغ از احتمال پاسخ وسیع و فراگیر در سطح منطقه، ممکن است به انسجام درونی کشور منجر شود که مطلوب آمریکا نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎3❤2
#تحلیل_کوتاه
#اروپا #گرینلند
🔹اقدامات روزهای اخیر ترامپ در خصوص گرینلند از تهدیدهای لفظی فراتر رفته و این کشور رسما فشارهای اقتصادی و نظامی را برای تصرف گرینلند اتخاذ کرده است. به همین دلیل، سطح تهدید امنیتی آمریکا برای اروپا به شکل بیسابقه افزایش یافته است. نتیجه این کشمکش میتواند تأثیرات شگرفتی بر روابط فراآتلانتیک و نظم در حال تغییر جهانی بگذارد.
💢ورود آمریکا به فاز عملی تصرف گرینلند
🔸دونالد ترامپ در اظهاراتی جدید مدعی شد که آمریکا به کمتر از کنترل کامل گرینلند راضی نخواهد شد و از ۱۲ بهمن تعرفهای ۱۰ درصدی بر کشورهای مخالف تصرف گرینلند یعنی دانمارک، نروژ، سوئد، فرانسه، آلمان، بریتانیا، هلند و فنلاند اعمال خواهد کرد. علاوه بر این، مقامات نظامی دانمارک اعلام کردند که با توجه به تحرکات نظامی اخیر آمریکا، احتمال حمله قریبالوقوع به این جزیره وجود دارد.
💢از جا برخاستن اروپاییها
🔸مقامات انگلیس، آلمان، دانمارک، هلند، نروژ، فنلاند، فرانسه و سوئد با انتشار بیانیهای مشترک تأکید کردند که تهدیدهای تعرفهای آمریکا روابط فراآتلانتیکی را تضعیف میکند. وزیر دفاع بلژیک نیزگفت اروپا قادر به شکست نظامی ایالات متحده در گرینلند نخواهد بود اما در صورتی که آمریکا این جزیره را به زور تصرف کند، اتحادیه اروپا طرح جایگزین (پلن بی) دارد.
🔸اتحادیه اروپا پیشتر در جنگ تعرفهای قبلی طرحی را برای مقابله با آمریکا آماده کرده بود که در آن تعرفههایی به ارزش ۹۳ میلیارد یورو و استفاده از «ابزار ضداجبار» به هدف محدود کردن دسترسی شرکتهای آمریکایی به بازار این اتحادیه وجود داشت و اکنون آماده است تا در صورت لزوم آن را اجرایی کند. علاوه بر موارد فوق، دانمارک اعلام کرد که رزمایش مشترکی با حضور برخی کشورهای اروپایی در این جزیره برگزار خواهد کرد.
💢نگاه فرصتطلبانه چین و روسیه
🔸هرچه اختلاف فراآتلانتیک شدیدتر شود، دیگر کشورها از جمله روسیه و چین میتوانند از آن برای منافع خود استفاده کنند و با باجگیری خود را حامی یک طرف نشان دهند. با این حال، اختلاف در مدافعان نظم کنونی جهانی، باعث خواهد شد که نیروهای تجدیدنظرطلب در نظام بینالملل فرصت بهتری برای تغییر نظم فعلی پیدا کنند. همچنین اوکراین نیز یکی از بازندگان اصلی این اختلافات خواهد بود.
💢سناریوهای احتمالی
🔸برای آینده این مسئله سه سناریو میتوان متصور شد:
1️⃣پیروزی سیاسی ترامپ
🔸اروپا به دلایل اختلافات داخلی، نداشتن توان نظامی کافی و انسجام رویکردی در روابط فراآتلانتیک در نهایت تن به سازش میدهد و ترامپ با فشار اقتصادی و نظامی موفق به تصرف این جزیره میشود. در این سناریو روابط فراآتلانتیک به طور جدی تضعیف میشود اما آمریکا همچنان به عنوان متحد اروپا و عضوی از ائتلاف ناتو باقی خواهد ماند. همچنین، پیروزی در این مسئله باعث خواهد شد تا آمریکا طرحهای فرهنگی-سیاسی خود را به صورت جدیتر در اروپا ادامه دهد.
2️⃣عقبنشینی موقت ترامپ
🔸در این سناریو، ترامپ به طور موقت از فشارهای خود میکاهد و اولویت خود را بر مسائل دیگری قرار میدهد اما همچنان در پی دستیابی به گرینلند خواهد بود. در چنین شرایطی، تنشهای جزئی بین دو طرف پدید خواهد آمد اما اروپا همچنان تلاش خواهد کرد تا متحد آمریکا باقی بماند و با آن به تنش جدی برنخورد. مشابه چنین رویکردی را در دور اول ترامپ میتوان مشاهده کرد، زمانی که ترامپ در پی خرید این جزیره بود که با مخالفت دانمارک مواجه شد و تنش جزئی با این کشور داشت ولی در نهایت اقدام جدی در این خصوص انجام نداد.
3️⃣مقاومت اروپا
🔸اروپا در نهایت به این درک میرسد که تهدید آمریکا علیه ارزشها و تمامیت ارضی اعضا کمتر از تهدید روسیه نیست و به صورت جدی به دنبال مقابله با تهدیدات آمریکایی است. گزینههایی که اروپا در این تقابل ممکن است از آن استفاده کند شامل بستن پایگاههای نظامی آمریکا در اروپا، اعمال تعرفه و محدودیت علیه شرکتها و منافع آمریکایی و همینطور تقویت روابط با چین است. در چنین سناریویی، ائتلاف ناتو عملاً از هم فرو میپاشد، روابط اروپا و آمریکا بسیار پرتنش و تهدیدآمیز تبدیل خواهد شد و جهان در یک قدمی نظم نوین چندقطبی قرارخواهد گرفت.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1🔥1👏1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #سوریه
📝 احسان فلاحی
🔹 در ژانویه ۲۰۲۶ برای بار دوم توافقی میان «مظلوم عبدی»(کوبانی) فرمانده کل نیروهای قسد و جولانی رئیس حکومت مرکزی سوریه امضاء شد. پیشتر نیز در مارس ۲۰۲۵ توافقی میان دو طرف امضاء شده بود که روح آن توافقنامه مبتنی بر ادغام قسد در حکومت مرکزی سوریه و حفظ یکپارچگی این کشور بود. بنابراین درگیریهای اخیر ریشه در به نتیجه نرسیدن توافقنامه مارس ۲۰۲۵ دارد.
💢 شکست توافقنامه مارس ۲۰۲۵
🔸سه ماه بعد از اسد علویهای ساکن در شهرهای ساحلی قیام کردند. همچنین تمایل دروزیها برای نزدیکی به اسرائیل شکنندگی امنیتی حکومت مرکزی را دو چندان کرده بود. در چنین شرایطی جولانی در مارس ۲۰۲۵ وارد توافق با کردها شد. از سوی دیگر قسد در آن برهه به شدت نگران شکلگیری یک اجماع منطقهای توسط ترکیه بر علیه خود و حذف از معادلات جدید سوریه بود.بنابراین کوبانی و جولانی به شکلی شتابزده توافقی پر از ابهام را امضاء کردند.
🔸توافق ۲۰۲۵ شامل ۸ بند بود که شامل: تضمین حقوق همه سوریها در روندهای سیاسی، به رسمیت شناختن جامعه کردی و اعطای حق شهروندی به کردها، اعلام آتشبس، ادغام یکپارچه کلیه نهادها، تضمین بازگشت آوارگان، حمایت از دولت و کشور سوریه بر علیه تهدیدات، اجتناب از جداییطلبی و تشکیل کمیتههای اجرایی برای عملیاتیسازی توافق بود.
🔸ابهام در محتوا نیز وضعیت شکننده امنیتی را تشدید میکرد. دمشق «ادغام ساختاری» را به معنای انحلال قسد، جذب انفرادی نیروها و قرار گرفتن همه نیروها تحت فرماندهی ستاد کل ارتش تفسیر میکرد. در حالی که کردها ادغام را به معنای حفظ یگانهای خود، حفظ فرماندهان محلی و تبدیل شدن به نوعی نیروی منطقهای در چارچوب ارتش ملی تفسیر میکردند. وضعیت مذکور به درگیری میان دو طرف منجر شد. اکنون با اعمال زور ابهام کاهش و اجبار افزایش یافته است.
💢 توافقنامه جدید ژانویه ۲۰۲۶
🔸توافق جدید ۱۴ بند دارد که به ترتیب شامل آتشبس، تحویل دیرالزور و رقه، ادغام نهادهای مدنی حسکه در ساختار دولت، کنترل مرزها و منابع توسط دولت مرکزی، ادغام انفرادی نیروهای قسد در ارتش، حفظ حقوق فرهنگی مناطق کردنشین، عدم جذب نیروهای رژیم سابق، انتصاب استاندار حسکه توسط ریاست جمهوری، کاهش حضور سنگین نظامی در کوبانی، واگذاری مدیریت زندانها و اردوگاههای داعش، تعهد به مبارزه با داعش، خروج عناصر غیرسوری پ.ک.ک، بازگشت آوارگان و اجرای مرحلهای توافق است.
🔸اما نیروهای کرد به سادگی دیرالزور، رقه و زندانها را تحویل ندادند. نیروهای جولانی نیز پس از کنترل زندانها اعلام کردند که نیرویهای داعش فرار کردهاند که عملاً به معنای آزادسازی عناصر تروریستی خطرناک توسط همرزمان قدیمی است.
🔸با بیان برخی جزئیات در متن، ابهام در توافقنامه جدید کاهش یافته است. اما بندهایی از آن همچنان دوپهلو است. بعنوان مثال در مورد تعیین استاندار به تضمین مشارکت محلی اشاره شده است و یا تصریح شده درآمد حاصل از گذرگاههای مرزی و منابع انرژی با رعایت ویژگیهای خاص مناطق کردنشین مدیریت خواهد شد. ایجاد چالش جدی در اجرایی شدن این موارد دور انتظار نیست.
💢آینده احتمالی توافقنامه ژانویه ۲۰۲۶
🔸در حال حاضر ماموریت نیروهای ائتلاف در سوریه ادامه دارد. در همین راستا کردها به امید کسب حمایت از تحویل دادن زندان شداده امتناع کردند. این زندان حدود دو کیلومتر با پایگاه نیروهای ائتلاف فاصله دارد و صدها داعشی در آن نگهداری میشود. بهرغم درخواست مکرر شَروانهای (مبارزان) کرد برای دریافت پشتیبانی هیچ پاسخی از جانب ائتلاف دریافت نشده است. لذا با توجه به پیشینه اشخاص حاکم بر دمشق ممکن است سازماندهی مجددی میان نیروهای افراطی صورت گرفته و به عنوان اهرم فشار از آنها استفاده شود.
🔸حمایت ترکیه از داعش بر علیه کردها یکی از عوامل موثر در آینده توافق است. در عین حال کردها شریک مهم اسرائیل به منظور مهار ترکیه در سوریه به شمار میروند. لذا امکان یک معامله ژئوپلیتیکی ضمنی وجود دارد. به گونهای که جولانی در برابر سکوت در مقابل اقدامات اسرائیل در مناطق دروزینشین، عدم حمایت اسرائیل و نیروهای ائتلاف از کردها را دریافت کرده باشد.
🔸این معامله برای حکومت مرکزی دمشق منطقی است. زیرا کردها با برخورداری از ساختار شبهدولتی یک تهدید استراتژیک با داعیه استقلالطلبی هستند در حالیکه دروزیهای جنوب کانونهای جمعیتی پراکندهای هستند که بیشتر خواهان امنیت محلی بدون حاکمیت مستقل هستند. افزون بر این سوریه یارای مقابله با نفوذ اسرائیل در مجاورت بلندیهای جولان را ندارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2🔥1
#تحلیل_کوتاه
#اسرائیل
📝 محمدحسین پورعلی اقبالی
🔹 مطابق آخرین نظرسنجی که از سوی روزنامه معاریو در تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده است، اگر انتخابات کنست رژیم صهیونیستی در این تاریخ برگزار شود، احزاب اپوزیسیون فعلی موفق به کسب ۶۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی پارلمان رژیم شده و در مقابل، احزاب ائتلاف تنها ۴۹ کرسی را تصاحب خواهند کرد. احزاب عربی نیز ۱۰ کرسی را از آن خود خواهند کرد.
🔸مطابق این نظرسنجی، حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو ۲۵ کرسی، حزب بنت ۲۳کرسی، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت ۱۱ کرسی، احزاب قدرت یهودی ایتمار بن گویر، دموکراتها به رهبری یائیر گولان، اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن و حزب یش آتید به رهبری یائیر لاپید هرکدام ۹ کرسی، حزب شاس ۸ کرسی، حزب یهودیت توراتی ۷ کرسی و احزاب عربی رعم و ائتلاف حدش-تعال نیز هر کدام ۵ کرسی به دست خواهند آورد. بر این اساس، احزاب اپوزیسیون بدون نیاز به تشکیل ائتلاف با احزاب عربی، موفق به تشکیل کابینه خواهند شد و ائتلاف فعلی به رهبری بنیامین نتانیاهو در امر تشکیل کابینه ناکام خواهد ماند.
💢شکست ائتلاف فراگیر آیزنکوت، بنت و لاپید
🔸مطابق این نظرسنجی اگر ائتلاف جامعی از سه حزب یاشار، یش اتید و حزب بنت تشکیل شود، تعداد کرسیهای احزاب اپوزیسیون به ۶۰ کاهش یافته و تعداد کرسیهای حزب لیکود به ۲۶ افزایش خواهد یافت. بنابراین توصیه آیزنکوت به تشکیل ائتلاف فراگیری با احزاب یش آتید و بنت برای ارائه فهرست مشترک در انتخابات به نفع احزاب اپوزیسیون نبوده و آرای این احزاب را کاهش خواهد داد.
💢همه چیز برای نخستوزیری بنت مهیا است؟
🔸افزایش تعداد کرسیهای احزاب اپوزیسیون به عدد ۶۱ یک پیروزی کمسابقه برای این احزاب در ۳ ماه اخیر بوده که تداوم این وضعیت میتواند این احزاب را امیدوار به تشکیل کابینه در انتخابات آینده کند. مطابق این نظرسنجی، احتمال نخستوزیری نفتالی بنت در میان چهرههای شاخص احزاب اپوزیسیون از همه بیشتر است. در این نظرسنجی، آیزنکوت و لاپید چهرههای شاخص دیگری از احزاب اپوزیسیون هستند که پس از نفتالی بنت، شایسته نخست وزیری تشخیص داده شدهاند.
💢وضعیت در نظرسنجیهای دیگر چگونه است؟
🔸در ۲۰ ژانویه نظرسنجی دیگری از کانال ۱۳ رژیم صهیونیستی منتشر شد که نتایج قابل توجهی داشت. مطابق این نظرسنجی احزاب ائتلافی تنها ۵۱ کرسی به دست آورده و احزاب اپوزیسیون موفق به کسب ۵۶ کرسی خواهند شد. اما نکته قابل توجه در این نظرسنجی، عبور حزب عربی بلد از آستانه انتخاباتی بوده و این حزب مطابق این نظرسنجی موفق به کسب ۴ کرسی در انتخابات کنست آینده خواهد شد.
🔸بنابر نتایج این نظرسنجی، حزب لیکود موفق به کسب ۲۵ کرسی، حزب بنت ۲۳ کرسی، حزب شاس ۱۰ کرسی، احزاب قدرت یهودی، اسرائيل خانه ما و دموکراتها هرکدام ۹ کرسی، حزب یش آتید ۸ کرسی، حزب یهودیت توراتی ۷ کرسی، ائتلاف عربی حدش-تعال ۵ کرسی و احزاب عربی رعم و بلد هر کدام موفق به کسب ۴ کرسی خواهند شد. بر اساس نتایج این نظرسنجی، احزاب اپوزیسیون بدون تشکیل ائتلاف با احزاب عربی موفق به تشکیل کابینه نخواهند شد و با این نتیجه، در کنست آینده به احتمال زیاد با عدم تشکیل کابینه و بنبست سیاسی مواجه خواهیم بود. در این سناریو، دولت نتانیاهو به عنوان دولت پیشبرد امور، تا زمان برگزاری انتخابات مجدد، عهدهدار مناصب دولتی خواهد بود.
💢این ۴ حزب تاثیرگذار!
🔸در این انتخابات شرایط به گونهای است که ۴ حزب آبی و سفید به رهبری بنی گانتز، حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری بزالل اسموتریچ، حزب سربازان ذخیره به رهبری یواز هندل و حزب عربی بلد به رهبری سامی شهاده در آستانه انتخاباتی قرار داشته و اضافه شدن آرای هر کدام از این احزاب میتواند منجر به ورود آنها به کنست و پیچیده شدن شرایط انتخابات شود. بر همین اساس، ورود احزاب آبی و سفید و سربازان ذخیره منجر به بهبود جایگاه احزاب اپوزیسیون و افزایش تعداد کرسیهای این احزاب خواهد شد. اما با ورود حزب صهیونیسم مذهبی و حزب بلد به کنست، شرایط به کلی تغییر خواهد کرد. ورود این دو حزب، شرایط را برای تشکیل ائتلاف دولتی دشوار خواهد کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2🔥1
♦️اقدام احتمالی بعدی ترامپ در قبال ایران چه خواهد بود؟
▪️شورای آتلانتیک
#تهران_ریویو
#آمریکا #ایران
🔸دونالد ترامپ هنگام بازگشت از مجمع جهانی اقتصاد داووس گفت: «ما چشم از ایران برنداشتهایم. ناوگان بزرگی به آن سمت در حرکت است و خواهیم دید چه پیش میآید.» طی هفته گذشته، یک گروه ضربت نیروی دریایی آمریکا به رهبری ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن از دریای چین جنوبی به سمت خلیج فارس حرکت کرده است. در اوایل ماه جاری، همزمان با گسترش اعتراضات در ایران ترامپ متعهد شد که آمریکا «به نجات آنها خواهد شتافت.» آیا حضور نیروی دریایی آمریکا در منطقه مقدمهای برای حمله است؟
💢گزینههای ترامپ در قبال ایران
🔹آمریکا سالها صرف توسعه فناوری و تخصص لازم برای انجام عملیات موفقیتآمیز علیه برنامه هستهای ایران کرده بود. اما حمله برای حمایت از معترضان، مستلزم مجموعه کاملاً متفاوتی از اهداف و مقاصد است. با ورود ناو آبراهام لینکلن به منطقه، ترامپ احتمالاً مجموعهای از گزینهها را پیش رو دارد که شامل موارد زیر است:
1️⃣حملات نمادین: این شامل حمله به اهداف متعارف، مانند برنامههای موشکی یا هستهای ایران است. اگرچه این حملات کمک ملموسی به معترضان نمیکند، اما باعث میشود کسی نتواند رئیسجمهور را به ترسیم «خطوط قرمز» و سپس نادیده گرفتن آنها متهم کند.
2️⃣حمله به نهادهای امنیتی: ترامپ احتمالاً اطلاعاتی از مراکز و پرسنل نظامی و انتظامی فعال در این اعتراضات دارد. حملات سایبری علیه این نهادها نیز در این دسته قرار میگیرد. این حملات ممکن است نوعی تسلیخاطر و انتقام برای معترضان باشد، اما مشخص نیست چه تأثیری بر حکومت خواهد داشت.
3️⃣اهداف اقتصادی: در جریان درگیریهای اخیر ایران و اسرائیل، گمانهزنیهایی مبنی بر حمله اسرائیل به اهداف اقتصادی ایران وجود داشت. این اهداف میتواند شامل پایانههای صادرات نفت مانند جزیره خارگ و زیرساختهای حیاتی گاز طبیعی باشد. چنین عملیاتی خطرناک است و میتواند بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
4️⃣رهبر ایران: بسیاری از معترضان در داخل و ناظران در خارج، خواستار حملهای هستند که منجر به حذف آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران شود. اگرچه مشخص نیست چنین حملهای چقدر امکانپذیر و تا چه حد عاقلانه باشد، اما قطعاً قواعد بازی را تغییر خواهد داد. رهبر ایران بالاترین مرجع سیاسی و مذهبی در کشور است. حذف او خلأ قدرت بیسابقهای ایجاد میکند و پیشبینی اتفاقات بعدی غیرممکن است.
5️⃣گزینههای غیرنظامی: گزینههای ملموس غیرنظامی متعددی وجود دارد که آمریکا میتواند اتخاذ کند. از جمله توقف ابتکارهای سیاستی غیرمرتبط با اعتراضات. هرچند احتمالاً هیچکدام از اینها تعیینکننده نیستند یا مسیر اعتراضات فعلی را تغییر نمیدهند و بیشتر معطوف به دور بعدی اعتراضات است.
💢حمله آمریکا و معترضان
🔹نسبت به تأثیر بزرگ حمله در کمک به معترضان تردید وجود دارد. شاید یک حمله چنان روحیه معترضان را تقویت کند که تا مرحله ایجاد شکاف در حکومت، ریزش نیروها و فروپاشی نظام ادامه دهند.
🔹با این وجود در تمام سناریوهای حمله، آمریکا باید چشماندازی برای «مرحله بعد» داشته باشد. ممکن است حکومت سقوط کند و یک دموکراسی طرفدار غرب ظهور کند، اما سناریوی به همان اندازه محتمل، روی کار آمدن دولتی تندروتر است؛ دولتی که حتی برای دستیابی به سلاح هستهای و استفاده از زرادخانه موشکی خود مشتاقتر باشد. این نگرانی بخشی از دلیلی است که چندین کشور حاشیه خلیج فارس علیه حمله به ایران رایزنی کردهاند. در نهایت، حضور نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران بسیار بعید به نظر میرسد. این بدان معناست که انتقال سیاسی در ایران نه با آزادیبخشی سربازان آمریکایی و نه با مداخله نیروی خارجی رخ نخواهد داد، بلکه تغییری خواهد بود که باید به دست خود ایرانیها رقم بخورد.
💢واکنش ایران
🔹حضور ناو آبراهام لینکلن در منطقه دو کارکرد دارد: نخست، دفاع در برابر هرگونه اقدام ایران را آسانتر کرده و دست آمریکا را برای حمله بازتر میگذارد. دوم، مزیت روانی ایجاد میکند. ایران میداند که هر اقدامی در پاسخ به آمریکا، ممکن است با تشدید تنش از سوی آمریکا مواجه شود. این مسئله احتمالاً ایران را از انجام اقدامات بیش از حد تنشزا باز میدارد. ایران احتمالاً پاسخ خود را به گونهای تنظیم میکند که با اقدام آمریکا متناسب باشد. این سناریو به هر دو طرف اجازه میدهد ادعای پیروزی کنند و از شدت تنش بکاهند.
✅ از سوی دیگر، در خصوص با حمله به [آیتالله] خامنهای، رئیسجمهور ایران اعلام کرد که «حمله به رهبر بزرگ کشورمان به منزله جنگ تمامعیار با ملت ایران است.» پیشبینی اینکه این جنگ چگونه خواهد بود غیرممکن است، اما ایالات متحده اکنون حداقل آمادگی بهتری برای پاسخگویی به چنین سناریویی دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️شورای آتلانتیک
#تهران_ریویو
#آمریکا #ایران
🔸دونالد ترامپ هنگام بازگشت از مجمع جهانی اقتصاد داووس گفت: «ما چشم از ایران برنداشتهایم. ناوگان بزرگی به آن سمت در حرکت است و خواهیم دید چه پیش میآید.» طی هفته گذشته، یک گروه ضربت نیروی دریایی آمریکا به رهبری ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن از دریای چین جنوبی به سمت خلیج فارس حرکت کرده است. در اوایل ماه جاری، همزمان با گسترش اعتراضات در ایران ترامپ متعهد شد که آمریکا «به نجات آنها خواهد شتافت.» آیا حضور نیروی دریایی آمریکا در منطقه مقدمهای برای حمله است؟
💢گزینههای ترامپ در قبال ایران
🔹آمریکا سالها صرف توسعه فناوری و تخصص لازم برای انجام عملیات موفقیتآمیز علیه برنامه هستهای ایران کرده بود. اما حمله برای حمایت از معترضان، مستلزم مجموعه کاملاً متفاوتی از اهداف و مقاصد است. با ورود ناو آبراهام لینکلن به منطقه، ترامپ احتمالاً مجموعهای از گزینهها را پیش رو دارد که شامل موارد زیر است:
1️⃣حملات نمادین: این شامل حمله به اهداف متعارف، مانند برنامههای موشکی یا هستهای ایران است. اگرچه این حملات کمک ملموسی به معترضان نمیکند، اما باعث میشود کسی نتواند رئیسجمهور را به ترسیم «خطوط قرمز» و سپس نادیده گرفتن آنها متهم کند.
2️⃣حمله به نهادهای امنیتی: ترامپ احتمالاً اطلاعاتی از مراکز و پرسنل نظامی و انتظامی فعال در این اعتراضات دارد. حملات سایبری علیه این نهادها نیز در این دسته قرار میگیرد. این حملات ممکن است نوعی تسلیخاطر و انتقام برای معترضان باشد، اما مشخص نیست چه تأثیری بر حکومت خواهد داشت.
3️⃣اهداف اقتصادی: در جریان درگیریهای اخیر ایران و اسرائیل، گمانهزنیهایی مبنی بر حمله اسرائیل به اهداف اقتصادی ایران وجود داشت. این اهداف میتواند شامل پایانههای صادرات نفت مانند جزیره خارگ و زیرساختهای حیاتی گاز طبیعی باشد. چنین عملیاتی خطرناک است و میتواند بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
4️⃣رهبر ایران: بسیاری از معترضان در داخل و ناظران در خارج، خواستار حملهای هستند که منجر به حذف آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران شود. اگرچه مشخص نیست چنین حملهای چقدر امکانپذیر و تا چه حد عاقلانه باشد، اما قطعاً قواعد بازی را تغییر خواهد داد. رهبر ایران بالاترین مرجع سیاسی و مذهبی در کشور است. حذف او خلأ قدرت بیسابقهای ایجاد میکند و پیشبینی اتفاقات بعدی غیرممکن است.
5️⃣گزینههای غیرنظامی: گزینههای ملموس غیرنظامی متعددی وجود دارد که آمریکا میتواند اتخاذ کند. از جمله توقف ابتکارهای سیاستی غیرمرتبط با اعتراضات. هرچند احتمالاً هیچکدام از اینها تعیینکننده نیستند یا مسیر اعتراضات فعلی را تغییر نمیدهند و بیشتر معطوف به دور بعدی اعتراضات است.
💢حمله آمریکا و معترضان
🔹نسبت به تأثیر بزرگ حمله در کمک به معترضان تردید وجود دارد. شاید یک حمله چنان روحیه معترضان را تقویت کند که تا مرحله ایجاد شکاف در حکومت، ریزش نیروها و فروپاشی نظام ادامه دهند.
🔹با این وجود در تمام سناریوهای حمله، آمریکا باید چشماندازی برای «مرحله بعد» داشته باشد. ممکن است حکومت سقوط کند و یک دموکراسی طرفدار غرب ظهور کند، اما سناریوی به همان اندازه محتمل، روی کار آمدن دولتی تندروتر است؛ دولتی که حتی برای دستیابی به سلاح هستهای و استفاده از زرادخانه موشکی خود مشتاقتر باشد. این نگرانی بخشی از دلیلی است که چندین کشور حاشیه خلیج فارس علیه حمله به ایران رایزنی کردهاند. در نهایت، حضور نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران بسیار بعید به نظر میرسد. این بدان معناست که انتقال سیاسی در ایران نه با آزادیبخشی سربازان آمریکایی و نه با مداخله نیروی خارجی رخ نخواهد داد، بلکه تغییری خواهد بود که باید به دست خود ایرانیها رقم بخورد.
💢واکنش ایران
🔹حضور ناو آبراهام لینکلن در منطقه دو کارکرد دارد: نخست، دفاع در برابر هرگونه اقدام ایران را آسانتر کرده و دست آمریکا را برای حمله بازتر میگذارد. دوم، مزیت روانی ایجاد میکند. ایران میداند که هر اقدامی در پاسخ به آمریکا، ممکن است با تشدید تنش از سوی آمریکا مواجه شود. این مسئله احتمالاً ایران را از انجام اقدامات بیش از حد تنشزا باز میدارد. ایران احتمالاً پاسخ خود را به گونهای تنظیم میکند که با اقدام آمریکا متناسب باشد. این سناریو به هر دو طرف اجازه میدهد ادعای پیروزی کنند و از شدت تنش بکاهند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍2👎2
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #عراق
📝علی بیدبو
🔹چارچوب هماهنگی شیعیان در حالی نوری المالکی را به عنوان نامزد نخستوزیری معرفی کرده است که چند روز بیشتر تا پایان مهلت انتخاب رئیسجمهور نیز باقی نمانده است. پیش از این، با جدلها و کشمکشهای فراوان، پارلمان عراق هیئترئیسه خود را شناخته بود. هیبت الحلبوسی (حزب تقدم) پس از لابیهای فشرده به عنوان رئیس پارلمان و عدنان فیحان (جنبش الصادقون) و فرهاد الاتروشی (حزب دموکرات کردستان) به عنوان نواب رئیس انتخاب شدند. پس از تکمیل ترکیب هیئترئیسه، رئیس پارلمان مهلتی یکهفتهای را برای معرفی نامزدهای ریاستجمهوری از سوی فراکسیونها اعلام کرد. در همین بازه زمانی، شمار نامزدهای این منصب به بیش از ۸۰ نفر رسید که شامل طیفی متنوع از شخصیتهای سیاسی، رسانهای و اجتماعی بود.
🔸منصب ریاستجمهوری که بهصورت عرفی سهمیه کردها محسوب میشود، همواره محل رقابت میان دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی بوده است؛ رقابتی که بهویژه پس از درگذشت جلال طالبانی، نخستین رئیسجمهور منتخب عراق، شدت بیشتری به خود گرفت. تا زمانی که مسعود بارزانی ریاست اقلیم کردستان عراق را بر عهده داشت، توافق نانوشتهای میان دو حزب برقرار بود که بر اساس آن، منصب ریاستجمهوری عراق در اختیار اتحادیه میهنی قرار میگرفت. با این حال، پس از کنارهگیری مسعود بارزانی از ریاست اقلیم، حزب دموکرات این توافق نانوشته را پایانیافته تلقی کرده و مدعی شد هر حزبی که اکثریت آرای شهروندان کرد و کرسیهای قومیت کردی در پارلمان عراق را به دست آورد، باید سهم اصلی کردها در کابینه و منصب ریاستجمهوری را نیز در اختیار بگیرد.
🔸این رویکرد نه از سوی اتحادیه میهنی و دیگر احزاب کردی پذیرفته شده بود و نه مورد تایید بخشی از رهبران شیعه و سنی قرار گرفت. در انتخابات سال ۲۰۱۸، حزب دموکرات، فواد حسین و اتحادیه میهنی، برهم صالح را بهعنوان نامزدهای خود معرفی کردند. با وجود آنکه فواد حسین شانس بالایی برای پیروزی داشت، فشارهای گسترده جریانها و گروههای مختلف در نهایت به انتخاب برهم صالح بهعنوان رئیسجمهور عراق انجامید.
🔸پس از انتخابات ۲۰۲۱ نیز اختلافات میان اتحادیه میهنی، حزب دموکرات و شماری از رهبران شیعه با برهم صالح تشدید شد؛ اختلافاتی که ریشه در رویکرد اقصایی و تمرکزگرایانه صالح داشت. وی در دوره خود تلاش کرد جایگاه این منصب را تقویت کند و از لابیهای کردی برای اعمال فشار بر سایر احزاب عراقی بهره گرفت. همین ویژگیها در نهایت مسیر او را به سمت تصدی ریاست کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل هموار کرد.
🔸در جریان انتخابات ۲۰۲۱، حزب دموکرات بار دیگر کوشید با معرفی چهرهای شناختهشده و مقبول، به منصب ریاستجمهوری دست یابد اما این تلاش با لابی برخی رهبران شیعه و استفاده از ظرفیت دادگاه فدرال، با هدف جلوگیری از تشکیل دولت توسط احزاب پیروز نظیر جریان صدر، حزب تقدم و حزب دموکرات، با مانع جدی مواجه شد. رد صلاحیت هوشیار زیباری، وزیر خارجه اسبق و از موفقترین چهرههای عراق پسا ۲۰۰۳، نقطه عطفی در تشدید اختلافات حزب دموکرات با احزاب شیعه و سنی بود.
🔸حزب دموکرات کردستان بار دیگر به گزینه قدیمی خود، فواد حسین، بازگشته است. فواد حسین در دوران تصدی وزارت خارجه با مدیریت تهدیدهای احتمالی آمریکا و اسرائیل علیه عراق، مذاکره با بخشی از گروههای مسلح نزدیک به محور مقاومت برای کاهش تنش و ایفای نقش میانجی میان بغداد و اربیل برای نزدیکسازی دیدگاهها، کارنامهای قابلقبول از خود ارائه داده است؛ عواملی که شانس وی را برای رسیدن به منصب ریاستجمهوری افزایش میدهد.
🔸در مقابل، حزب اتحادیه میهنی نزار امیدی، وزیر پیشین محیط زیست را بهعنوان نامزد خود معرفی کرده است. امیدی که پیشتر به دلیل پایبندی حزبی از سمت وزارت کنارهگیری کرده بود با انتقاد بخشی از نخبگان سیاسی عراق مواجه شده است؛ منتقدانی که معتقدند انتخاب وی میتواند به تضعیف کارکرد و جایگاه ریاستجمهوری بینجامد.
🔁مطالب مرتبط
▫️گزینههای رؤسای سهگانه عراق چه کسانی هستند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍4🔥1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #افغانستان
🔹«رواداری»، یکی از سازمانهای غیردولتی فعال در حوزه افغانستان، دست به افشای سندی موسوم به «اصولنامه جزایی محاکم طالبان» زده است که در صورت اجرا، شکل جدیدی از فشارهای اجتماعی و حقوقی را بر شیعیان افغانستان تحمیل خواهد نمود. این اصولنامه که در سه باب، ۱۰ فصل و ۱۱۹ ماده تدوین شده است، جنبههای بحثبرانگیز بسیاری دارد.
🔸در متن این اصولنامه به تفکیک از حقوق افراد آزاد و حقوق غلام و برده صحبت شده است و به موجب آن، طالبان نیز همچون داعش به سمت رسمیتبخشی حقوقی به این الگوی بدوی حرکت کرده است. همچنین، کیفر افراد در این اصولنامه براساس یک تفکیک اجتماعی چهار طبقهای و با جداسازی روحانیت از سایرین تعیین خواهد شد. همزمان، رویکرد این اصولنامه به مخالفت سیاسی با طالبان و حقوق زنان نیز از جمله جنبههایی است که مورد انتقاد نهادهای مرتبط قرار گرفته است.
🔸در این میان، بحثبرانگیزترین جنبه این اصولنامه اطلاق عنوان بدعتگذار برای پیروان مذاهب غیرحنفی اسلام است که به موجب آن تبعیض علیه شیعیان، اسماعیلیان و اهل حدیث به یک امر نهادینه و قانونی مبدل خواهد شد. در عین حال، باید توجه داشت که جمعیت اسماعیلیه و اهل حدیث در مقایسه با شیعیان ناچیز است و تاثیر موسع این تفکیک، بیش از هر چیز در خصوص شیعیان قابل مشاهده خواهد بود. شیعیان پس از اهل سنت حنفی، دومین مذهب پرجمعیت در افغانستان به حساب میروند و براساس برآوردها بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از جمعیت افغانستان هستند.
🔸قرائت جزماندیشانه طالبان از اختلافات مذهبی عمری به مراتب طولانیتر از تاریخ این گروه دارد و ریشه در برداشت سنتی دیوبندی از شیعهگری دارد. با «بدعتگذار» شمردن شیعیان و باتکای فتاوی ملاهای محلی، طالبان و متحدان آن همچون لشکر جهنگوی در گذشته ظلمها و تبعیضهای گستردهای علیه شیعیان افغانستان مرتکب شدهاند. به عنوان مثال، هنگامی که در تابستان ۱۹۹۶ طالبان با پشتیبانی و همکاری حزب اسلامی افغانستان (حکمتیار) وارد مزارشریف شدند، دستکم ۸ هزار نفر از ساکنان شیعه این شهر را با بهرهگیری از فتاوی رهبران خود قتلعام کردند.
🔸در دوره جدید از میزان خشونت عریان طالبان علیه شیعیان کاسته شده و ارتباطاتی حداقلی میان رهبران محلی طالبان و شیعیان برقرار شده است. بسیاری معتقدند که ملاحظه روابط با ایران، یکی از مولفههای کلیدی مهارکننده خشونت علیه شیعیان در افغانستان بوده و بخشی از تعامل بیشتر جمهوری اسلامی ایران با طالبان نیز از همین دغدغه نشات گرفته است. با این وجود، نباید از یاد بُرد که نگاه طالبان به شیعیان تحول بنیادینی نداشته و بسیاری از تبعیضهای پیشین کماکان به اشکال نهان و آشکار تداوم یافته اند. از همین روست که هر از گاه، اخباری درباره تبعیضات مذهبی علیه شیعیان –از محدودیت در برگزاری مراسم گرفته تا ممنوعیت انتشار منابع فقه جعفری- در رسانهها منتشر میشود. در ماههای اخیر نیز گزارشهایی مبنی بر فهرستبرداری و تفکیک کارمندان شیعه توسط این گروه منتشر شده که به نظر گامی دیگر در جهت تسویه و غربال کامل شیعیان از دیوانسالاری باقیمانده از دوره جمهوریت است. همزمان، گزارشهایی از ترغیب اسماعیلیان بدخشان به تغییر مذهب برای بهرهمندی از امتیازات دولتی و حاکمیتی منتشر شده است.
🔸ایران در سالهای اخیر اشتغال قابلتوجهی به مسائل و معضلات خود داشته و تاکید بیش از اندازه بر حفظ و تداوم رویکرد تعاملی با طالبان، موجب گوشهنشینی خودخواسته ایران در پرونده گفتگوی بینالافغانی شده است. بر همین اساس، به نظر میرسد تصویب اصولنامه مذکور علاوه بر بازنمایی آشکار نگاه طالبان به سایر مذاهب اسلامی و نهادینهسازی تبعیض، نمایانگر اتخاذ یک رویکرد تهاجمیتر از سوی طالبان علیه شیعیان و اقلیتهای مذهبی محسوب گردد. به بیان دیگر، این اصولنامه را باید مقوم یک احتمال نگرانکننده در نظر گرفت: اینکه طالبان از پنجره فرصت اشتغال ایران به مسائل نوظهور داخلی و منطقهای استفاده کند و به سرکوب شیعیان وسعت و شدت بخشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3😁2
♦️میان بازدارندگی و مذاکره: ترامپ در انتظار نتیجه فشار بر ایران
▪️رویه الاخباریه
#رویة_العربیة
#آمریکا #ایران
🔸رفتار ترامپ نشان میدهد که جنگ هدف مطلوب او نیست، بلکه ابزاری در چارچوب راهبرد فشار حداکثری علیه ایران محسوب میشود. ترامپ نیروی نظامی را نه برای ورود به جنگی طولانی و پرهزینه، بلکه بهعنوان وسیلهای برای تحمیل شروط بهتر بر میز مذاکره مینگرد. بر همین اساس، او تحریمها را تشدید کرد، سطح ادبیات تهدیدآمیز را بالا برد و اجازه انجام عملیات نظامی محدود به مواضع هستهای را داد؛ با این هدف که ایران یا عقبنشینی کند یا توافقی جدید با شروط سختگیرانهتر آمریکا را بپذیرد، بدون آنکه آمریکا هزینه یک جنگ تمامعیار را بپردازد.
💢گزینه نظامی
🔹در مقابل، ترامپ هرگاه احساس میکرد فشار سیاسی بهتنهایی کافی نیست، از نزدیک شدن به آستانه جنگ ابایی نداشت. او تهدید به استفاده از نیروی نظامی را همزمان بهعنوان ابزار بازدارندگی و پیام سیاسی چه در داخل و چه در سطح بینالمللی به کار گرفت و بدینسان منطقه را در وضعیت تنش دائمی نگه داشت. میتوان گفت ترامپ لزوماً در پی جنگ نبود، اما اگر تصور میکرد تشدید تنش میتواند ایران را وادار به تسلیم کند، آماده پذیرش ریسک آن بود.
💢ایران و مجازات حسابشده
🔹ایران در برابر هر حملهای که متحمل میشود، سیاست تلافی سنجیده را در پیش میگیرد. سیاستی که بر این اصل استوار است که پاسخ ضروری است، اما شکل و زمان آن قابل مدیریت است. تهران بهخوبی میداند نادیده گرفتن حملات، بازدارندگی را تضعیف میکند، و در عین حال آگاه است که واکنش کنترلنشده میتواند به جنگی تمامعیار منجر شود که خواهان آن نیست.
🔹از اینرو، ایران معمولاً به شیوههای متنوعی پاسخ میدهد: حملات غیرمستقیم، استفاده از متحدان منطقهای، عملیات سایبری یا واکنشهای نظامی محدود که پیام روشنی ارسال میکنند، بیآنکه از خطوط قرمز عبور کنند. هدف اصلی در اینجا تثبیت این اصل است که «تجاوز هزینه دارد»، نه لغزش به سوی تقابل آشکار. درباره جدیت ایران در اجرای این مجازات نیز باید گفت که این جدیت واقعی است، حتی اگر ادبیات آن گاه مملو از شعارهای تند و ظاهراً نامتناسب با سطح پاسخ یا شدت تهدید آمریکا باشد؛ با این حال، واکنش ایران در چارچوب منطق خاص خود قرار دارد.
🔹تجربه نشان داده است که تهران بهراحتی تهدید توخالی مطرح نمیکند، اما همزمان فضای قابل توجهی برای مانور سیاسی باقی میگذارد. پاسخ ایران ممکن است با تأخیر، بهصورت غیرمستقیم یا بهظاهر نامتناسب با مقیاس حمله باشد، اما غالباً با دقت محاسبه میشود تا بازدارندگی حفظ شود، بیآنکه قواعد درگیری شکسته شود. ایران تلافی میکند تا حضور و وزن خود را تثبیت کند، نه برای شعلهور ساختن جنگی که میتواند نفوذ و اهرمهایی را که طی سالها ایجاد کرده، تضعیف کند.
💢حفظ گزینه دیپلماتیک برای ایران
🔹ظاهرا هر دو طرف مایلاند راهحل دیپلماتیک را حفظ کنند، هرچند همزمان بر شروط خود پافشاری کرده یا شروط طرف مقابل را رد میکنند. ایران بهویژه مراقب است که مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد؛ نه بهعنوان امتیازدهی، بلکه بهمثابه بخشی از مدیریت منازعه و گسترش فضای مانور سیاسی خود. تهران میداند که دیپلماسی به آن مشروعیت بینالمللی میبخشد، از انزوایش میکاهد و حتی در اوج تنشها، خطوط ارتباطی را باز نگه میدارد. از اینرو، با وجود لفاظیهای تند و تهدید به تلافی، ایران در مذاکره را نمیبندد؛ بلکه آن را بهعنوان ابزاری موازی با بازدارندگی نظامی به کار میگیرد و بسته به شرایط سیاسی و منطقهای، فشار و انعطاف را با یکدیگر ترکیب میکند.
💢ترامپ و انتظار برای نتیجه فشار
مصاحبه روز دوشنبه ۲۶ ژانویه ترامپ با آکسیوس نشان میدهد که ترامپ همچنان در انتظار نتیجه فشار نظامی بر ایران است. ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و احتمالاً در این هفته مشورتهای بیشتری انجام داده و گزینههای نظامی جدیدی به او ارائه شده است. با این حال، همزمان تأکید کرد که دیپلماسی همچنان یک گزینه است: «آنها میخواهند به توافق برسند. این را میدانم. در موارد متعددی با من تماس گرفتهاند. آنها میخواهند گفتوگو کنند.»
💢اختلافنظر در درون دولت
✅ روشن است که در درون کاخ سفید درباره نحوه برخورد با ایران اختلافنظر وجود دارد، بهویژه در مورد این پرسش که اساساً جنگ با ایران چه دستاوردی خواهد داشت. برخی از چهرههای تندروتر در حلقه نزدیک به ترامپ، او را تشویق کردهاند که پس از وعده کمک به معترضان و مجازات حکومت، خط قرمز خود را اجرا کند. در مقابل، گروهی دیگر این پرسش را مطرح کردهاند که بمباران تهران در عمل چه نتیجهای خواهد داشت و بیش از آن، به استفاده از ضعف حکومت برای پیش بردن یک توافق علاقهمند بودهاند.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️رویه الاخباریه
#رویة_العربیة
#آمریکا #ایران
🔸رفتار ترامپ نشان میدهد که جنگ هدف مطلوب او نیست، بلکه ابزاری در چارچوب راهبرد فشار حداکثری علیه ایران محسوب میشود. ترامپ نیروی نظامی را نه برای ورود به جنگی طولانی و پرهزینه، بلکه بهعنوان وسیلهای برای تحمیل شروط بهتر بر میز مذاکره مینگرد. بر همین اساس، او تحریمها را تشدید کرد، سطح ادبیات تهدیدآمیز را بالا برد و اجازه انجام عملیات نظامی محدود به مواضع هستهای را داد؛ با این هدف که ایران یا عقبنشینی کند یا توافقی جدید با شروط سختگیرانهتر آمریکا را بپذیرد، بدون آنکه آمریکا هزینه یک جنگ تمامعیار را بپردازد.
💢گزینه نظامی
🔹در مقابل، ترامپ هرگاه احساس میکرد فشار سیاسی بهتنهایی کافی نیست، از نزدیک شدن به آستانه جنگ ابایی نداشت. او تهدید به استفاده از نیروی نظامی را همزمان بهعنوان ابزار بازدارندگی و پیام سیاسی چه در داخل و چه در سطح بینالمللی به کار گرفت و بدینسان منطقه را در وضعیت تنش دائمی نگه داشت. میتوان گفت ترامپ لزوماً در پی جنگ نبود، اما اگر تصور میکرد تشدید تنش میتواند ایران را وادار به تسلیم کند، آماده پذیرش ریسک آن بود.
💢ایران و مجازات حسابشده
🔹ایران در برابر هر حملهای که متحمل میشود، سیاست تلافی سنجیده را در پیش میگیرد. سیاستی که بر این اصل استوار است که پاسخ ضروری است، اما شکل و زمان آن قابل مدیریت است. تهران بهخوبی میداند نادیده گرفتن حملات، بازدارندگی را تضعیف میکند، و در عین حال آگاه است که واکنش کنترلنشده میتواند به جنگی تمامعیار منجر شود که خواهان آن نیست.
🔹از اینرو، ایران معمولاً به شیوههای متنوعی پاسخ میدهد: حملات غیرمستقیم، استفاده از متحدان منطقهای، عملیات سایبری یا واکنشهای نظامی محدود که پیام روشنی ارسال میکنند، بیآنکه از خطوط قرمز عبور کنند. هدف اصلی در اینجا تثبیت این اصل است که «تجاوز هزینه دارد»، نه لغزش به سوی تقابل آشکار. درباره جدیت ایران در اجرای این مجازات نیز باید گفت که این جدیت واقعی است، حتی اگر ادبیات آن گاه مملو از شعارهای تند و ظاهراً نامتناسب با سطح پاسخ یا شدت تهدید آمریکا باشد؛ با این حال، واکنش ایران در چارچوب منطق خاص خود قرار دارد.
🔹تجربه نشان داده است که تهران بهراحتی تهدید توخالی مطرح نمیکند، اما همزمان فضای قابل توجهی برای مانور سیاسی باقی میگذارد. پاسخ ایران ممکن است با تأخیر، بهصورت غیرمستقیم یا بهظاهر نامتناسب با مقیاس حمله باشد، اما غالباً با دقت محاسبه میشود تا بازدارندگی حفظ شود، بیآنکه قواعد درگیری شکسته شود. ایران تلافی میکند تا حضور و وزن خود را تثبیت کند، نه برای شعلهور ساختن جنگی که میتواند نفوذ و اهرمهایی را که طی سالها ایجاد کرده، تضعیف کند.
💢حفظ گزینه دیپلماتیک برای ایران
🔹ظاهرا هر دو طرف مایلاند راهحل دیپلماتیک را حفظ کنند، هرچند همزمان بر شروط خود پافشاری کرده یا شروط طرف مقابل را رد میکنند. ایران بهویژه مراقب است که مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد؛ نه بهعنوان امتیازدهی، بلکه بهمثابه بخشی از مدیریت منازعه و گسترش فضای مانور سیاسی خود. تهران میداند که دیپلماسی به آن مشروعیت بینالمللی میبخشد، از انزوایش میکاهد و حتی در اوج تنشها، خطوط ارتباطی را باز نگه میدارد. از اینرو، با وجود لفاظیهای تند و تهدید به تلافی، ایران در مذاکره را نمیبندد؛ بلکه آن را بهعنوان ابزاری موازی با بازدارندگی نظامی به کار میگیرد و بسته به شرایط سیاسی و منطقهای، فشار و انعطاف را با یکدیگر ترکیب میکند.
💢ترامپ و انتظار برای نتیجه فشار
مصاحبه روز دوشنبه ۲۶ ژانویه ترامپ با آکسیوس نشان میدهد که ترامپ همچنان در انتظار نتیجه فشار نظامی بر ایران است. ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و احتمالاً در این هفته مشورتهای بیشتری انجام داده و گزینههای نظامی جدیدی به او ارائه شده است. با این حال، همزمان تأکید کرد که دیپلماسی همچنان یک گزینه است: «آنها میخواهند به توافق برسند. این را میدانم. در موارد متعددی با من تماس گرفتهاند. آنها میخواهند گفتوگو کنند.»
💢اختلافنظر در درون دولت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍6👎4
🔵توافق تجارت آزاد هند و اتحادیه اروپا در سایه عدمقطعیتهای ژئوپلیتیک
#اکوتهران
#هند #اروپا
🔹در میانه تحولات مختلف روزهای اخیر، مقامات ارشد اتحادیه اروپا برای تقویت همکاریهای دوجانبه و گفتگوهای کلیدی در دهلینو به سرمیبرند. هند به عنوان یکی از بزرگترین شرکای تجاری اروپا شناخته میشود و حجم تبادلات تجاری دو طرف در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار رسیده است. در حال حاضر، قریب به ۱۷ درصد از صادرات هند به مقصد کشورهای اتحادیه اروپا انجام میپذیرد و در مقابل، این کشور حدود 9 درصد از صادرات اتحادیه اروپا را به خود اختصاص داده است. در این بین، یکی از مهمترین تحولات نهایی شدن توافق تجارت آزاد (FTA) میان هند و اتحادیه اروپا است که از آن به عنوان نقطه عطفی مهم در روابط طرفین یاد میشود.
💢پیشینه مذاکرات
🔸مذاکرات تجاری هند و اتحادیه اروپا برای انعقاد توافق تجارت آزاد از سال ۲۰۰۷ آغاز شد؛ اما پس از هفت دور گفتگو و به دلیل اختلافنظرهای عمیق درباره مسئله دسترسی بازار و ملاحظات فنی به شکست انجامید و در سال ۲۰۱۳ متوقف شد. تلاشهای دیپلماتیک برای احیای این مذاکرات در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ دستاورد چندانی نداشت و تنها پس از گسست ناشی از همهگیری کرونا بود که این مذاکرات مجدد از سر گرفته شد. به نظر میرسد که پس از نوزده سال و در میانه تحولات متاخر ژئوپلیتیکی در عرصه بینالمللی، طرفین توافق محرکهای جدیتری برای نهاییسازی آن پیدا کردهاند و متاثر از همین محرکها، این توافقنامه سرانجام در جریان شانزدهمین نشست هند-اتحادیه اروپا در ۲۷ ژانویه به امضای دو طرف رسید.
💢ابعاد اقتصادی توافق
🔸این توافقنامه البته به معنای گشایش بدون قید و شرط بازارهای دو طرف بر یکدیگر نخواهند بود و تنها بخشی از تعرفهها و محدودیتهای وضع شده در تجارت دوجانبه توسط طرفین برداشته خواهد شد. با این وجود، پوشش قابلتوجه تعرفههای کلیدی صادراتی در کنار اظهارات وزیر صنایع و بازرگانی هند که از این توافقنامه با عنوان «مادر تمام توافقات» یاد نموده است نمایانگر وزن قابلتوجه این توافق برای طرفین به حساب میروند.
🔸در جریان مذاکرات سه مسئله محصولات کشاورزی، فولاد و خودرو در مرکز اختلافنظرهای طرفین قرار داشتند. اتحادیه اروپا مایل بود دسترسی بهتری به بازار خودروی هندوستان پیدا کند و بر همین اساس، بر کاهش تعرفه ۱۱۰ درصدی واردات خودرو اصرار میورزید. در سمت مقابل، هند نسبت به اثر محدودیتهای مبتنی بر سیاست کربن صفر بر مجموع صادرات فولاد خود موضعی انتقادی دارد. همزمان، هر دو طرف بر تداوم حفظ چارچوب حمایتهای کشاورزی خود تاکید داشتند.
🔸براساس توافقنامه امضا شده هند ظرف مدت پنج سال، تعرفه ۱۱۰ درصدی اعمال شده بر خودروهای اروپایی را به ۱۰ درصد میرساند و سالانه ۲۵۰ هزار دستگاه خودروی اروپایی اجازه استفاده از تعرفه ترجیحی مذکور را خواهند داشت.
🔸در مقابل، تعرفه طیف وسیعی از کالاهای صادراتی هند اعم از آهن و فولاد و محصولات نساجی صفر شده است. همچنین، امتیازاتی برای افزایش دسترسی کارگران ماهر هندی به بازار کار اروپا در متن توافقنامه گنجانده شده است. در حوزه کشاورزی نیز طرفین به اعطای دسترسیهای نقطهای و محدود به یکدیگر مبادرت نمودهاند و بدین ترتیب، توافقنامه تجارت آزاد هند و اروپا با پوشش حدود دو میلیارد نفر از جمعیت جهان به مرحله نهایی رسیده است.
💢ملاحظات سیاسی و زمانی
🔸در کنار پیشرانهای اقتصادی قدرتمند، نباید نقش پیشرانهای سیاسی و ژئوپلیتیکی را در نهاییسازی این توافقنامه دستکم گرفت. با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، هند و اتحادیه اروپا هر یک به طریقی از سوی ایالات متحده تحت فشار قرار گرفتند. اروپا بر سر اختلافات تجاری، پرونده اوکراین و گرینلند با ایالات متحده در کشاکش تعرفهای قرار دارد؛ چالش هند با ایالات متحده نیز کمابیش بر سر دو پرونده ابتدایی است. در سایه عدمقطعیت و پیشبینیناپذیری رویکرد ایالات متحده به عنوان مهمترین شریک سیاسی بینالمللی، هر دو طرف تلاش دارند تا تخممرغهای خود را در سبدهای متنوعتر توزیع کنند. توافقات متاخر بروکسل با مکزیک و اندونزی و توافقات دهلی نو با استرالیا، امارات، بریتانیا و زلاندنو نمودهای دیگری از همین تلاش به حساب میروند.
💢جمعبندی
✅ رویکرد پیشبینیناپذیر ایالات متحده در عرصه بینالمللی -به طور خاص در خصوص متحدان خود- از یکسو و تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک میان چین و آمریکا از سوی دیگر، هند و اروپا را به توسعه همکاریهای بیشتر اقتصادی و راهبردی رهنمون کرده است. از همین روست که توافقنامه تجارت آزاد میان دو طرف پس از نوزده سال فراز و نشیب، در این مقطع زمانی به مرحله نهایی شدن رسیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
#اکوتهران
#هند #اروپا
🔹در میانه تحولات مختلف روزهای اخیر، مقامات ارشد اتحادیه اروپا برای تقویت همکاریهای دوجانبه و گفتگوهای کلیدی در دهلینو به سرمیبرند. هند به عنوان یکی از بزرگترین شرکای تجاری اروپا شناخته میشود و حجم تبادلات تجاری دو طرف در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار رسیده است. در حال حاضر، قریب به ۱۷ درصد از صادرات هند به مقصد کشورهای اتحادیه اروپا انجام میپذیرد و در مقابل، این کشور حدود 9 درصد از صادرات اتحادیه اروپا را به خود اختصاص داده است. در این بین، یکی از مهمترین تحولات نهایی شدن توافق تجارت آزاد (FTA) میان هند و اتحادیه اروپا است که از آن به عنوان نقطه عطفی مهم در روابط طرفین یاد میشود.
💢پیشینه مذاکرات
🔸مذاکرات تجاری هند و اتحادیه اروپا برای انعقاد توافق تجارت آزاد از سال ۲۰۰۷ آغاز شد؛ اما پس از هفت دور گفتگو و به دلیل اختلافنظرهای عمیق درباره مسئله دسترسی بازار و ملاحظات فنی به شکست انجامید و در سال ۲۰۱۳ متوقف شد. تلاشهای دیپلماتیک برای احیای این مذاکرات در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ دستاورد چندانی نداشت و تنها پس از گسست ناشی از همهگیری کرونا بود که این مذاکرات مجدد از سر گرفته شد. به نظر میرسد که پس از نوزده سال و در میانه تحولات متاخر ژئوپلیتیکی در عرصه بینالمللی، طرفین توافق محرکهای جدیتری برای نهاییسازی آن پیدا کردهاند و متاثر از همین محرکها، این توافقنامه سرانجام در جریان شانزدهمین نشست هند-اتحادیه اروپا در ۲۷ ژانویه به امضای دو طرف رسید.
💢ابعاد اقتصادی توافق
🔸این توافقنامه البته به معنای گشایش بدون قید و شرط بازارهای دو طرف بر یکدیگر نخواهند بود و تنها بخشی از تعرفهها و محدودیتهای وضع شده در تجارت دوجانبه توسط طرفین برداشته خواهد شد. با این وجود، پوشش قابلتوجه تعرفههای کلیدی صادراتی در کنار اظهارات وزیر صنایع و بازرگانی هند که از این توافقنامه با عنوان «مادر تمام توافقات» یاد نموده است نمایانگر وزن قابلتوجه این توافق برای طرفین به حساب میروند.
🔸در جریان مذاکرات سه مسئله محصولات کشاورزی، فولاد و خودرو در مرکز اختلافنظرهای طرفین قرار داشتند. اتحادیه اروپا مایل بود دسترسی بهتری به بازار خودروی هندوستان پیدا کند و بر همین اساس، بر کاهش تعرفه ۱۱۰ درصدی واردات خودرو اصرار میورزید. در سمت مقابل، هند نسبت به اثر محدودیتهای مبتنی بر سیاست کربن صفر بر مجموع صادرات فولاد خود موضعی انتقادی دارد. همزمان، هر دو طرف بر تداوم حفظ چارچوب حمایتهای کشاورزی خود تاکید داشتند.
🔸براساس توافقنامه امضا شده هند ظرف مدت پنج سال، تعرفه ۱۱۰ درصدی اعمال شده بر خودروهای اروپایی را به ۱۰ درصد میرساند و سالانه ۲۵۰ هزار دستگاه خودروی اروپایی اجازه استفاده از تعرفه ترجیحی مذکور را خواهند داشت.
🔸در مقابل، تعرفه طیف وسیعی از کالاهای صادراتی هند اعم از آهن و فولاد و محصولات نساجی صفر شده است. همچنین، امتیازاتی برای افزایش دسترسی کارگران ماهر هندی به بازار کار اروپا در متن توافقنامه گنجانده شده است. در حوزه کشاورزی نیز طرفین به اعطای دسترسیهای نقطهای و محدود به یکدیگر مبادرت نمودهاند و بدین ترتیب، توافقنامه تجارت آزاد هند و اروپا با پوشش حدود دو میلیارد نفر از جمعیت جهان به مرحله نهایی رسیده است.
💢ملاحظات سیاسی و زمانی
🔸در کنار پیشرانهای اقتصادی قدرتمند، نباید نقش پیشرانهای سیاسی و ژئوپلیتیکی را در نهاییسازی این توافقنامه دستکم گرفت. با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، هند و اتحادیه اروپا هر یک به طریقی از سوی ایالات متحده تحت فشار قرار گرفتند. اروپا بر سر اختلافات تجاری، پرونده اوکراین و گرینلند با ایالات متحده در کشاکش تعرفهای قرار دارد؛ چالش هند با ایالات متحده نیز کمابیش بر سر دو پرونده ابتدایی است. در سایه عدمقطعیت و پیشبینیناپذیری رویکرد ایالات متحده به عنوان مهمترین شریک سیاسی بینالمللی، هر دو طرف تلاش دارند تا تخممرغهای خود را در سبدهای متنوعتر توزیع کنند. توافقات متاخر بروکسل با مکزیک و اندونزی و توافقات دهلی نو با استرالیا، امارات، بریتانیا و زلاندنو نمودهای دیگری از همین تلاش به حساب میروند.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2🔥1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ
🔸شنبه، چهارم بهمنماه (۲۵ ژانویه ۲۰۲۶) وزارت جنگ (دفاع) آمریکا جدیدترین سند راهبرد دفاع ملی را منتشر کرد. کاربرد این سند این است که اصول و محورهای اصلی ارتش آمریکا را در هر دولت نشان دهند. متن سند مذکور غالباً با سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ همپوشانی دارد، هر دو سند نیمکره غربی را اولویت نخست آمریکا و مهار چین را اولویت بعدی میدانند. اما تفاوتهای قابل توجهی نیز میان این دو دارد.
💢نگاهی متفاوت به روسیه و کره شمالی
🔸در مقایسه با سند ۲۰۲۵، سند ۲۰۲۶ نگاه منفیتری به روسیه و کره شمالی دارد. سند راهبرد امنیت ملی هدف آمریکا را رسیدن به «ثبات راهبردی با روسیه» میداند؛ اما راهبرد دفاع ملی روسیه را «تهدیدی پایدار اما قابل مدیریت» ذکر میکند. با این حال، در مجموع هر دو سند برنامه آمریکا را واگذارکردن مسئله روسیه به کشورهای اروپایی عنوان میکنند؛ چراکه طبق هر دو متن، اروپا بهتنهایی توانایی مقابله با روسیه را دارد. افزون بر این، برخلاف سند ۲۰۲۵ که برای نخستین بار در راهبرد امنیت ملی آمریکا سخنی از کره شمالی به میان نیامد، سند ۲۰۲۶ این کشور را تهدیدی جدی برای خاک آمریکا و متحدانش در شرق آسیا (کره جنوبی و ژاپن) میداند.
🔸علت این تفاوت را شاید بتوان در نگاه متفات مقامات پنتاگون نسبت به مسائل جهان دید. زاویه تحلیل پنتاگون کاملاً نظامیمحور و متمرکز بر قابلیتهای نظامی دیگر کشورها است. اما راهبرد امنیت ملی، نه فقط به ابعاد نظامی بلکه فراتر از آن توجه دارد. از این منظر، روسیه و کره شمالی دو کشور هستهای هستند که میتوانند خاک آمریکا را هدف قرار بدهند، بههمین دلیل آمریکا از بعد صرف نظامی همواره باید آنها را یک تهدید در نظر بگیرد، اما فراتر از آن، این دو کشور اهمیت راهبردی خود را در سیاست خارجی دولت ترامپ از دست دادهاند.
💢ایران، برنامه هستهای و سیاست مهار
🔸ایران در سند ۲۰۲۶ راهبرد دفاع ملی تهدید برجستهتری در مقایسه با سند راهبرد امنیت ملی است. طبق ادعای سند ۲۰۲۶، در عملیات «چکش نیمهشب» برنامه هستهای ایران «محو شد» و محور مقاومت نیز «از میان رفته است». با این وجود، سند عنوان میکند که همچنان این احتمال وجود دارد که ایران با آغاز مجدد برنامه هستهای به سراغ گزینه ساخت سلاح برود و میکوشد که محور مقاومت را بازسازی کند.
🔸در این سند، مسئولیت مهار ایران بیشتر به متحدان منطقهای آمریکا محول شده و وظیفه آمریکا این است که بهلحاظ نظامی آنان را در برابر ایران تقویت کند. این رویکرد در چارچوب سند راهبرد امنیت ملی است که در آن «خاورمیانه» برای آمریکا بیشتر جهت حفظ ثبات انتقال نفت و گاز اهمیت دارد. روح و چشمانداز هر دو سند، کاهش درگیریها و نقشآفرینی مستقیم آمریکا در منطقه است، با این حال، همانطور که در یادداشتی دیگر بیان شده بود، دولت ترامپ چالشهای داخلی و خارجی متعددی برای تحقق این چشمانداز دارد.
💢توسعه پایگاههای صنعتی دفاعی
🔸دولت ترامپ از ابتدای آغاز به کار خود تمرکز ویژهای بر افزایش بودجه نظامی و تولید انبوه تسلیحات دفاعی و تهاجمی داشته است. در این راستا، سند راهبرد دفاع ملی عنوان میکند که پایه اصلی قدرت نظامی آمریکا «پایگاه صنعتی دفاعی «(DIB) است و دولت ترامپ با سرمایهگذاری قصد احیای آن را دارد و هدف آن، نوسازی ظرفیت تولید، تقویت زنجیره تأمین، همکاری با بخش خصوصی و افزایش توان صنعتی برای پاسخ به تهدیدات آینده است. به عبارت دیگر، در این برنامه آمریکا تلاش میکند خود را برای رقابت تسلیحاتی با چین و روسیه در آینده آماده کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👏1
#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ایران
📝سیدرضا میرطاهر
🔸تشدید تنش بین ایران و آمریکا و تهدیدات مکرر ترامپ درباره حمله به ایران موجب شده تا غرب آسیا بیش از هر زمان دیگری در معرض نبردی گسترده قرار بگیرد. در این میان اعزام ناو گروه آبراهام لینکلن در کنار اعزام هواپیماهایی مانند آرسی-135 و اییاف-18 گراولر که وظیفه جمعآوری اطلاعات و جنگ الکترونیک را بر عهده دارند باعث تشدید این گمانه میشود. سئوالی که مطرح است توانمندیهای رزمی ایران برای مقابله با آمریکا به خصوص ناوگروه آبراهام لینکن و نیز ناوهای مستقر در ناوگان پنجم آمریکا در بحرین است.
💢توان رزم دریایی ایران
🔹توانمندیهای رزمی ایران برای مقابله با ناوهای آمریکایی در منطقه را باید در قالب یک منظومه چندلایه و ترکیبی بررسی کرد. در این راستا توانمندیهای رزمی نیروهای مسلح ایران برای مقابله با ناوهای آمریکایی، بر پایه ترکیبی از موشکهای دوربرد، پهپادهای شناسایی و رزمی، قایقهای تندرو، مینهای دریایی، زیردریاییهای کوچک، جنگ الکترونیک و بهرهگیری از جغرافیای خاص منطقه استوار است.
1️⃣ بالستیک ضد کشتی
🔹توسعه موشکهای بالستیک ضدکشتی مانند خلیج فارس و هرمز که با سرعتهای بسیار بالا حرکت میکنند، چالشهای جدیدی برای سامانههای دفاعی ناوهای آمریکایی ایجاد میکنند. موشک خلیج فارس بهعنوان یکی از نخستین نمونههای بالستیک ضدکشتی ایران، با سرعت بالا و مسیر غیرقابل پیشبینی، برای هدف قرار دادن شناورهای بزرگ طراحی شده است. موشک هرمز نیز در دو نسخه با قابلیتهای ضد رادار و ضدکشتی، بخشی از همین خانواده محسوب میشود. این موشکها به دلیل سرعت بسیار زیاد در مرحله نهایی، رهگیری توسط سامانههای دفاعی ناوهای آمریکایی را دشوار میکنند.
2️⃣کروز ضد کشتی
🔹موشکهای کروز ضد کشتی مانند قادر، نور، کوثر و نمونههای جدیدتر، بخشی از توان ایران هستند. این موشکها با بهرهگیری از سامانههای هدایت پیشرفته، سرعت بالا و قابلیت پرواز در ارتفاع کم، تهدیدی جدی برای شناورهای بزرگ محسوب میشوند. موشک نور با برد حدود 120 تا 200 کیلومتر، سالهاست در یگانهای دریایی ایران استفاده میشود. موشکهای کوثر، نصر و ظفر نیز برای درگیری در بردهای کوتاهتر طراحی شدهاند. در سالهای اخیر، موشکهای کروز دوربردتری مانند سومار و هویزه نیز معرفی شدهاند که با بردهای چندصد کیلومتری، و ابومهدی با برد بیش از هزار کیلومتر، توان ایران را در پوشش مناطق وسیع دریایی افزایش دادهاند.
3️⃣توان پهپادی
🔹پهپادهای رزمی و شناسایی بهویژه پهپادهای دوربرد مانند شاهد 149 و فطرس نقش مهمی در معادله جنگ دارند. پرندههایی با قابلیت پرواز طولانی، جمعآوری اطلاعات، رهگیری اهداف دریایی و حتی اجرای حملات دقیق، بخشی از شبکهای هستند که میتواند اطلاعات لحظهای از موقعیت ناوهای دشمن فراهم کند. ترکیب پهپادهای شناسایی با موشکهای ضدکشتی امکان حمله دقیقتر را فراهم میسازد. پهپادهای انتحاری نیز در سناریوهای نبرد نامتقارن میتوانند نقش مکمل داشته باشند و با هزینه کم، تهدیدی مستمر ایجاد کنند.
4️⃣قایقهای تندرو
🔹نیروی دریایی سپاه یکی از عناصر کلیدی در این ساختار است. این نیرو با اتکا به تاکتیک «نبرد قایقهای تندرو»، توانسته یک الگوی متفاوت از مقابله با ناوهای بزرگ ایجاد کند. قایقهای تندرو با سرعت بالا، قابلیت مانور زیاد و امکان حمل موشک، راکت، اژدر یا حتی پهپادهای کوچک، میتوانند در محیط محدود و پیچیده خلیج فارس، تهدیدی جدی برای ناوهای بزرگ ایجاد کنند.
5️⃣ناوگان زیردریایی
🔹زیردریاییهای کلاس غدیر، فاتح و کیلو به ترتیب تناژ از قابلیت عملیاتی بالاتری برخوردارند، هرچند از نظر اندازه و فناوری با زیردریاییهای پیشرفته جهان قابل مقایسه نیستند، اما برای محیط عملیاتی خلیج فارس مناسب طراحی شدهاند.
6️⃣شبکه پایگاههای ساحلی و جزیرهای
🔹شبکه گسترده پایگاههای ساحلی و جزایر استراتژیک ایران در خلیج فارس در جزایری مانند ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، قشم، لارک و سایر نقاط ساحلی، بهعنوان پایگاههای موشکی، پهپادی و دریایی عمل میکنند. این پراکندگی جغرافیایی باعث میشود که ناوهای آمریکایی در صورت بروز درگیری، با طیف وسیعی از تهدیدات از جهات مختلف روبهرو شوند.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16❤10👎4😁1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا
🔸نزدیک به یک ماه پس از ربایش مادورو است که دلسی رودریگز دولت ونزوئلا را بهعنوان رئیس جمهور موقت اداره میکند. در روزهای نخست پیرامون رویکرد سیاست خارجی او ابهاماتی وجود داشت. در گذشته نیز گزارشهایی مبنی بر ظرفیت رودریگز برای همکاری عملگرایانه با آمریکا نشان میداد که او میتواند گزینه مناسبی برای دولت ترامپ باشد. ترامپ نیز در کنار تهدیدات مداوماش یکبار او را «فردی خارقالعاده» توصیف کرد. به نظر میرسد رودریگز میکوشد تا همزمان هم خود را در کنار تندروهای دولت در قدرت نگه دارد و هم ونزوئلا را به آمریکا نزدیک کند.
🔹یکی از راههای رودریگز برای تداوم قدرتش این است که غیبت مادورو را امری موقتی و نه دائمی به تصویر بکشد. او توسط دیوان عالی بهعنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا انتخاب شد که یعنی مطابق قانون اساسی حداکثر تا 180 روز میتواند این عهدهدار این جایگاه باشد. پس از این بازه، مجلس ملی تصمیم خواهد گرفت که فقدان رئیس جمهور دائمی است یا خیر. اگر دائمی باشد، انتخابات باید برگزار شود.
🔹در حال حاضر، صداهایی از این مجلس مبنی بر موقتیبودن غیبت مادورو شنیده میشود. رئیس مجلس، خورخه رودریگز، برادر دلسی است که رویکرد سیاسی نزدیکی به او دارد. همچنین، در جریان بازگشایی دوره جدید مجلس در 5 ژانویه 2026، سوتو روخاس، یکی از نمایندگان مجلس اشاره کرد که آمریکا در بازداشت و دادگاهیکردن مادورو موفق نخواهد شد و ونزوئلا تا زمان بازگشت او آرام نخواهد ماند. مواضع دلسی رودریگز نیز بهطور مداوم دلالت بر موقتیبودن و تلاش برای اتمام بازداشت مادورو دارد. اقدامات او نیز در چند هفته گذشته همچون انتصاب وزرای جدید، ادغام برخی وزارتخانهها و ارائه برنامههای سیاستی برای سال 2026 نشان از قصد او برای تداوم حضورش در این جایگاه دارد.
🔹از این نکته مهمتر، نشانههایی آشکاری مبنی بر نزدیکی رودریگز به واشنگتن است. همانطور که در یادداشتی دیگر اشاره شد، برخی گزارشها حاکی از گفتگوهای پیشین رودریگز با دولت ترامپ جهت نشاندادن خود بهعنوان گزینهای مطلوب برای آمریکا هستند. اخیراً نیز او با جان رتکلیف، رئیس سیا و از تشویقکنندگان ترامپ برای حمله به ونزوئلا دیدار داشت؛ دیداری که به نظر میرسد مثبت بوده باشد. پیرامون این دیدار، نیویورکتایمز گزارش داد که مقامات ارشد کاخ سفید و تحلیلگران سیا در کوتاهمدت رودریگز را بهترین گزینه برای «هماهنگی و همکاری با ایالات متحده» میبینند.
🔹مواضع رودیگز نیز تاکنون نشان از همراهی او با ترامپ دارد. در 15 ژانویه او با ترامپ گفتگویی تلفنی داشت که آن را محترمانه خواند و اعلام کرد که هر دو طرف در مورد «دستور کار دوجانبهای که به هر دو ملت سود میرساند» صحبت کردند. از آنجا که کشور ونزوئلا بهشدت به درآمد نفتی وابسته است، ترامپ با استفاده از اهرم نفت تلاش میکند که رودریگز را کنترل کند. سپس کمتر از یک هفته بعد از تماس تلفنی با ترامپ، رودریگز اعلام کرد که 300 میلیون دلار از درآمد نفتی وارد بانکهای ونزوئلا شده است.
🔹تداوم این وابستگی نفتی، به ترامپ اجازه میدهد سیاست خارجی رودریگز را در قبال دشمنان آمریکا (چین، روسیه، ایران) مطابق میل خود شکل دهد. مجلس ملی به رهبری برادر رودیگز نیز در حال آمادهکردن بستر این وابستگی نفتی است. اوایل این هفته، مجلس فرآیند اصلاح «قانون هیدروکربنها» را آغاز کرد که به گفته خورخه رودریگز، برای تطابق ونزوئلا با شرایطی است که در آن شرکتهای خصوصی خارجی بتوانند نفت ونزوئلا را استخراج کنند.
🔹اگرچه رودریگز علاقهمند است تا با پذیرش خواستههای آمریکا و موقتیجلوهدادن غیبت مادورو در قدرت باقی بماند، اما ناچار است با اعضای تندرو دولت نیز به یک توازن برسد. به همین دلیل او بعضاً مواضع ضدآمریکایی نیز میگیرد و حتی اخیراً اعلام کرد «دستوردادن آمریکا به سیاستمداران ونزوئلایی دیگر کافی است.» باید دید که او تا چه اندازه میتواند میان فشارهای آمریکا و فشارهای تندروهای دولت توزان برقرار کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️هرآنچه باید در مورد رهبر موقت ونزوئلا بدانید!
▫️آیا ونزوئلای پسا مادورو غربگرا خواهد بود؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤3👎2
اندیشکده تهران | Tehran Institute
#تعقیب_روند
#واشنگتن
#ترامپ
🔹دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قصد دارد کوین وارش را بهعنوان عضو هیئتمدیره فدرال رزرو و همچنین رئیس بعدی بانک مرکزی ایالات متحده معرفی کند. در صورت تأیید سنا، وارش جانشین جروم پاول خواهد شد. دوره ریاست پاول در ماه می (اردبیهشت ۱۴۰۵) به پایان میرسد.
🔸ترامپ صبح جمعه این نامزدی را در پستی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد و نوشت:
«من کوین را مدتهاست که میشناسم و هیچ تردیدی ندارم که او بهعنوان یکی از بزرگترین رؤسای فدرال رزرو در تاریخ ثبت خواهد شد؛ شاید حتی بهترینِ آنها.»
🔸کوین وارش، عضو سابق شورای حکام فدرال رزرو، به دلیل روابط نزدیک سیاسی و خانوادگی با دونالد ترامپ و جمهوریخواهان، یکی از گزینههای جدی ریاست فدرال رزرو است. او پیشتر نیز در سال ۲۰۱۷ به عنوان گزینه ریاست این نهاد مطرح بوده و به کاهش نرخ بهره نگاه منعطفتری دارد؛ دیدگاهی که نگرانیهایی در دولت ایجاد کرده، اما در عین حال از حمایت چهرههایی مانند جیمی دیمن برخوردار بوده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝احسان فلاحی
🔹دهم بهمن ماه، «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران در استانبول با همتای ترکیهای خود «هاکان فیدان» و همچنین با اردوغان در پشت درهای بسته دیدار کرد. این سفر که در بحبوحه لفاظیهای ترامپ و اعزام ناوگان دریایی آمریکا به منطقه انجام میشود، شاید آخرین فرصت میانجیگری میان تهران و واشنگتن باشد. تماس تلفنی اردوغان با پزشکیان پس از این دیدار و پیشنهاد برگزاری فوری مذاکره میان طرفین در ترکیه، بیش از آنکه یک اقدام پرستیژی از جانب آنکارا باشد، ریشه در دلایل رئالیستی زیر دارد؛ زیرا در صورت وقوع جنگ، ترکیه از جمله کشورهایی است که بیش از دیگران با پیامدهای ناگوار آن مواجه خواهد شد.
💢دلایل سیاسی
🔸به رغم اختلافنظر و رقابت طولانی مدت ایران و ترکیه در سوریه، این دو کشور ناگزیر از همکاری با یکدیگر در محیط پر آشوب غرب آسیا هستند. حتی با ساقط شدن متحد قدیمی تهران توسط نیروهای تحت حمایت اردوغان دو کشور همچنان برخی از همکاریهای منطقهای خود را ادامه میدهند.
🔸این در حالی است که با روی کارآمدن جولانی تقریباً تمامی زیرساختهای نظامی سوریه توسط اسرائیل منهدم شد. لذا اختلافنظر میان ترکیه و اسرائیل وارد مرحله خطرناکی شده است. ترکیه در حال حاضر در مواجهه با اسرائیل گرفتار «معمای امنیت» شده است. آنکارا، با احاله مسئولیت مقابله با اسرائیل جمهوری اسلامی ایران را بخش مهمی از راهحل این معما میداند.
🔸به عنوان مثال بر اساس برخی گزارشها، ترکیه از اوایل ۲۰۲۵ چند پایگاه هوایی در سوریه (از جمله پایگاه هوایی T4 در حومه حمص و فرودگاه/پایگاه حماه) را برای استقرار نیرو و سامانههای پدافندی در چارچوب یک توافق با دولت دمشق بررسی کرده بود. هیئتهای نظامی ترکیه نیز چند بار از این پایگاهها بازدید داشتند، اما چند ساعت پس از یکی از بازدیدها، جنگندههای اسرائیلی همان پایگاهها را بهشدت بمباران کردند. به گونهای که پایگاه T4 بهگفته منابع اطلاعاتی «عملاً غیرقابل استفاده» شد.
🔸ترکها بر این باورند که زیاد خواهیهای اسرائیل فراتر از آنچه تا کنون اتفاق افتاده خواهد رفت. بنابراین جلوگیری از جنگ و حفظ توان جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک وزنه در مقابله با اسرائیل، به وضوح کارکرد سیاسی برای آنکارا دارد؛ زیرا تمرکز راهبردی تلآویو از طریق ایران پراکنده میشود.
💢دلایل امنیتی
🔸هرگونه درگیری نظامی علیه ایران، خطر سرریز ناامنی به مناطق کردنشین در شرق ترکیه را بالا میبرد. افزایش فعالیت گروههایی مانند پژاک، قاچاق سلاح و مواد مخدر، شکلگیری کریدورهای جدید برای شبکههای مسلح از جمله این موارد هستند.
🔸به همین منظور دکترین رسمی ترکیه نسبت به ایران بر مبنای جلوگیری از فروپاشی ساختاری طراحی شده است؛ زیرا یک ایران بیثبات، زنجیرهای از منازعات قومی، تروریسم و اقتصاد سیاه در کل منطقه ایجاد میکند که مستقیماً تهدیدات امنیتی بر علیه ترکیه ایجاد خواهد کرد.
🔸همچنین از نگاه آنکارا، جنگ گسترده آمریکا علیه ایران میتواند شبیه سناریوی عراق و سوریه، اما در مقیاسی بهمراتب بزرگتر، نظم منطقهای را به هم بریزد که نه تنها فضا را برای بازیگران غیر دولتی مهیا میکند بلکه امکان نفوذ امنیتی رقبایی مانند روسیه را در مجاورت مرزهای ترکیه افزایش دهد که با منافع آنکارا تعارض آشکار دارد.
💢دلایل اقتصادی- اجتماعی
🔸حمله آمریکا و بیثباتی در ایران موج جدید مهاجرت از مرزهای شرقی ترکیه را بالا خواهد برد. با توجه به جمعیت ایران موج مهاجرت از ایران قابل مقایسه با بحران سوریه نخواهد بود و هزینههای بودجهای و اجتماعی گزافی را به ترکیه تحمل خواهد کرد.
🔸ایران در حال حاضر حدود ۱۵-۱۶ درصد گاز مورد نیاز ترکیه را از طریق خط لوله تامین میکند. هر گونه ناامنی در ایران که صادرات انرژی یا زیر ساختهای انرژی ایران را تخریب کند هزینه واردات انرژی به ترکیه را افزایش میدهد. همچنین دشواری در صادرات انرژی از خلیج فارس ثبات اقتصادی ترکیه را تهدید میکند.
🔸تجارت خارجی ایران و ترکیه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. ایران از یک سو بازار صادراتی محصولات ترکیه و از سوی دیگر تامین کننده برخی مواد معدنی و پتروشیمی برای این کشور است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤2👎2💔1
#تحلیل_کوتاه
#چین
📝احمد رمضانی
🔹از سال ۲۰۱۲ تاکنون، مبارزه ضدفساد در رأس ارتش چین به تدریج از رسیدگی به فساد مالی به عزلهای سیاسی–امنیتی برای تضمین وفاداری کامل به رئیس حزب تغییر ماهیت یافته و به یک الگوی ساختاری و پیشگیرانه تبدیل شده است. همزمان، فشارهای و تهدیدات خارجی، ضرورت اقدام پیشگیرانه و انسجام فرماندهی در قالب برکناری فرماندهان فسادآلود، تمرکز قدرت در کمیسیون نظامی مرکزی، بازسازی زنجیره فرماندهی و تقویت کنترل حزب بر ارتش را برجسته کرده است.
💢بازآرایی سیستماتیک قدرت در ارتش
🔸پس از بهقدرترسیدن شی جینپینگ در سال ۲۰۱۲، مبارزه با فساد در حزب و ارتش بهتدریج از رسیدگی به فساد مالی و سوءاستفادههای اقتصادی به ابزاری برای حذف شبکههای قدرت مستقل و کاهش هرگونه مرکز نفوذ خارج از کنترل حزب تبدیل شد. در دوره نخست (۲۰۱۲–۲۰۱۵) صدها مقام نظامی عالیرتبه بهخاطر فساد و تخلفات ساختاری از مناصب خود کنار گذاشته شدند تا شبکههای قدیمی نفوذ تضعیف شود.
🔸در مرحله دوم (۲۰۱۶–۲۰۱۹) اصلاحات ساختاری عمیقتری اجرا شد که شامل بازآرایی مناطق فرماندهی و کاهش استقلال عملیاتی فرماندهان منطقهای بود تا زنجیره فرماندهی مستقیماً تحت نظارت کمیسیون نظامی مرکزی قرار گیرد. از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ برکناریها وارد بخشهای بسیار حساس مانند نیروی موشکی ارتش شد که مسئول بازدارندگی هستهای و موشکی چین است. در این دوره تمرکز همزمان بر فساد و کنترل سیاسی در حوزههای کلیدی تسلیحاتی بود.
🔸در ادامه، موج برکناریها به اعضای ارشد کمیسیون نظامی مرکزی رسید و در اواخر ۲۰۲۵، معاون اول کمیسیون نظامی مرکزی، از حزب و ارتش اخراج شد. در ژانویه ۲۰۲۶ ژنرال دیگری از این کمیسیون تحت تحقیق برای «نقض جدی انضباط و قانون» قرار گرفت. این تحولات ترکیبی از مبارزه با فساد، حذف مخالفان سیاسی بالقوه و تمرکز نهایی اقتدار نظامی در حزب کمونیست را منعکس میکند و ساختار فرماندهی ارتش را به حداقل اعضا تحت کنترل مستقیم رئیس حزب رسانده است.
💢تمرکز داخلی بر وفاداری مطلق
🔸از منظر داخلی، رهبری حزب در تلاش است هرگونه مرکز قدرت مستقل، شبکه نفوذ شخصی، باندهای درونارتشی و خطر نافرمانی در سطوح عالی فرماندهی را از میان بردارد. تمرکز شدید بر «مسئولیتپذیری فرمانده» نشان میدهد که مسئله اصلی، وفاداری سیاسی مطلق به رهبری مرکزی و جلوگیری از شکلگیری بازیگران قدرتمند خارج از کنترل مستقیم رئیس حزب است. این روند را میتوان بخشی از پروژه بزرگتر یکدستسازی ساختار فرماندهی و مهندسی مجدد توازن قدرت در ارتش دانست.
💢محرکهای خارجی
🔸برکناریهای اخیر در ارتش چین را میتوان در چارچوب تهدیدات و فشارهای خارجی نیز تحلیل کرد؛ مهمترین محرک، افزایش احتمال درگیری بر سر تایوان و تشدید رقابت نظامی با آمریکا و متحدانش است، بهگونهای که پکن نگران است در صورت وقوع بحران نظامی، حضور فرماندهان قدرتمند اما نهکاملاً همسو، انسجام زنجیره فرماندهی را تضعیف کند. همزمان، افزایش جنگ سایبری و نفوذ اطلاعاتی غرب، تهدیدهای بالقوه برای نیروهای موشکی و بازدارندگی هستهای و گسترش ائتلافهای امنیتی ضدچین مانند آکوس، احساس ناامنی راهبردی چین را تشدید کرده است. در این چارچوب، اقدامات اخیر را میتوان حرکتی پیشگیرانه برای آمادهسازی ارتش در برابر سناریوهای بحران خارجی، افزایش انسجام تصمیمگیری و درسگیری از تجربه جنگهایی مانند اوکراین، بهویژه پیامدهای فساد و چندپارگی فرماندهی، تفسیر کرد.
💢اثرات کوتاه و بلندمدت
🔸تحولات اخیر در ارتش چین اثرات دوگانهای بر عملکرد نظامی آن دارد. در کوتاهمدت، ممکن است کارایی فرماندهی ارتش کاهش یابد؛ جایگاههای کلیدی خالی مانده و افسران جوان و کمتجربه ممکن است تصمیمهای پرریسکتری اتخاذ کنند. این اختلال کانالهای ارتباطی خارجی با فرماندهی بالای چین را مسدود میکند. در بلندمدت اما، قدرت سیاسی و نظامی بیش از پیش در دست رهبری متمرکز شده و وفاداری به رهبری افزایش مییابد. روند کنارگذاشتنها بیشتر به منظور تحکیم اقتدار مرکزی است و سیاستهای کلان نظامی با تمایل به اقدامات جسورانهتر نسبت به تایوان احتمالاً تداوم مییابند.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👏1