اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.94K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.7K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐 تهدیدات اروپایی‌ها علیه اسرائیل؛ تنشی جدی یا اظهارات رسانه‌ای؟

#تحلیل_کوتاه
#اروپا
#اسرائیل

🔹بریتانیا، فرانسه و کانادا در بیانیه‌ای مشترک در ۲۹ اردیبهشت اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری را محکوم کرده و تهدید به تحریم و اقدام ملموس کردند. همچنین بریتانیا دو سازمان افراطی صهیونیست در کرانه باختری را تحریم و اقدامات اسرائیل در این منطقه را غیرقانونی خواند. برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردند. این مسائل باعث ایجاد سوالاتی درباره ابعاد و ماهیت اصلی این اقدامات و مواضع شده است.

💢ابعاد تهدیدات اخیر

🔸اگرچه اتحادیه اروپا و برخی اعضا سابقه زیادی در تحریم‌های بی‌اثر علیه چند شهرک‌نشین داشتند و اقدام دوباره آن‌ها جدید و جدی نیست، اما تهدید به تحریم مقامات بلندپایه اسرائیل نظیر اسموتریچ و کاتس، توقف مذاکرات تجارت آزاد میان اسرائیل و بریتانیا، و پیشنهاد فرانسه برای بازنگری در روابط تجاری اتحادیه اروپا با اسرائیل، نشان‌دهنده شدت تهدیداتی است که در تاریخ روابط آنها بی‌سابقه بوده است.

💢ماهیت تهدیدات اخیر مقامات اروپایی

🔸با وجود اظهارات و تهدیدهای بی‌سابقه اروپایی‌ها، اما با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دریافت که ماهیت آنها متأثر از نارضایتی افکار عمومی از حمایت دولت‌های اروپایی از اسرائیل و بدرفتاری اسرائیل با اروپا است. اقدام بریتانیا در توقف مذاکرات تجارت آزاد در واقع تهدیدی توخالی است، چرا که مذاکرات رو به پیشرفت نبود. علاوه بر این، تهدید فرانسه و کمیسیون اروپا درباره بازنگری در قرارداد تجارت با اسرائیل در واقع تلاشی برای ترساندن اسرائیل است چرا که اگر تهدید جدی بود، جزئیات سازوکارها و زمان‌بندی برای چنین بررسی‌هایی مشخص می‌شد. در نتیجه این اقدامات تهدیدات پوچ و بی‌تأثیری برای فرونشاندن افکار عمومی و تغییر رفتار خصمانه اسرائیل با اروپا است که تأثیری نیز بر آنها نداشته است.

🔸در واقع موثرترین راه برای تأثیرگذاری بر رفتار اسرائیل نه تهدید به عدم بهبود تجارت یا محدودیت بر چند شهرک‌نشین، بلکه تحریم تجارت با اسرائیل است؛ چرا که اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است. اقدامی که تاکنون حتی تهدید لفظی هم به استفاده از آن نشده است.

💢نگرانی از موج نارضایتی داخلی

🔸وزیر خارجه بریتانیا یکی از اقداماتی که باید توسط اسرائیل متوقف شود را «نادیده گرفتن نگرانی‌های دوستان و متحدین اسرائیل» و «تخریب شهرت اسرائیل در نزد جهانیان» دانست. این اظهارات بیشتر از آنکه اقدامی برای تعهد اسرائیل به هنجارهای بین‌المللی و انسانی باشد، تلاشی برای خاموش کردن موج نارضایتی افکار عمومی از سیاست خارجی این کشورها است. این نارضایتی به ویژه پس از مسدود کردن کمک‌های بشردوستانه به اسرائیل تشدید یافته است و آن‌ها را وا داشته تا تلاشی ظاهری انجام دهند تا موج انتقاد و نارضایتی داخلی علیه خود را کاهش دهند.

🔸مقاله اخیر باراک روید نیز نشان می‌دهد اروپایی‌ها بیشتر از آنکه نسبت به راهبرد جنایت‌کارانه اسرائیل مشکل داشته باشند، نسبت به بی‌توجهی دولت نتانیاهو به نگرانی‌هایشان معترضند. جنایات جنگی اسرائیل و اظهارات افراد رادیکالی مانند اسموتریچ باعث افزایش خشم افکار عمومی اروپا علیه اسرائیل و حامیان اروپایی آن شده است. این وضعیت باعث کاهش محبوبیت بیشتر دولت‌های حاکم بر اروپا و نزدیکی بیشتر به سقوط این دولت‌ها شده است.

💢بدرفتاری و توهین به اروپایی‌ها

🔸تیراندازی به نمایندگان کشورهای اروپایی در کرانه باختری و رویکرد گستاخانه اسرائیلی‌ها نسبت به مقامات اروپایی، از جمله اقداماتی است که موجب خشم اروپایی‌ها شده است. دولت کنونی اسرائیل حتی با اتحادیه اروپا نیز خصمانه رفتار می‌کند که باعث شده تا اروپایی‌ها رویکرد خود نسبت به اسرائیل را حداقل در ظاهر تقابل‌جویانه‌تر کنند تا جلوی تداوم بدرفتاری با اروپایی‌ها را بگیرند و اسرائیل را وادار به رعایت نگرانی‌های خود کنند. دلیل اعمال تحریم اخیر در کرانه باختری، علی‌رغم یکسان بودن شرایط، به تیراندازی اخیر اسرائیلی‌ها به نمایندگان اروپایی برمی‌گردد که موجب تنش جدیدی بین اسرائیل و دولت‌های اروپایی شد.

💢جمع‌بندی

اتحادیه اروپا با اسرائیل تنش جدی‌تری پیدا کرده است که نه ناشی از جنایت‌های اسرائیل در غزه و کرانه باختری، بلکه ناشی از توهین و بدرفتاری آنها با مقامات اروپایی و بی‌توجهی به نگرانی‌های آنها درباره تصویر اسرائیل در کشورهای خود است. اگرچه اروپایی‌ها وارد مرحله جدیدی از تنش شده‌اند، اما بعید است که تحریم‌های جدی و مؤثری اعمال کنند و همچنان به حمایت از اسرائیل ادامه خواهند داد.

🔁 مطالب مرتبط
▫️رویاهای تحقق نیافته نتانیاهو در غزه
▫️طوفان الاقصی و شکاف در رویکرد اروپایی به مسئله فلسطین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/445
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏32👌2😁1
🌐 تغییر شکل روابط چین و آمریکای لاتین با خودروهای برقی
◾️ مؤسسه مطالعات بین‌الملل و استراتژیک (دانشگاه پکن)
📝ایلاریا مازوکو

#جهان_شرقی
#خودروهای_برقی
#آمریکای_لاتین #چین

🔸در شرایط گذار جهانی به فناوری‌های سبز، ذخایر غنی مواد معدنی حیاتی آمریکای لاتین و حوزه کارائیب این منطقه را به کانون توجه سرمایه‌گذاران، به‌ویژه چین، تبدیل کرده است. چین از طریق خرید معادن، سهام شرکت‌ها و همکاری با دولت‌ها، نفوذ قابل‌توجهی در استخراج لیتیوم، مس و سایر مواد مورد نیاز برای باتری خودروهای برقی پیدا کرده است.

💢صنعت استخراج

🔹مثلث لیتیوم (آرژانتین، بولیوی، شیلی) حدود ۵۸٪ ذخایر جهان را در اختیار دارد. بولیوی با وجود ذخایر بالا، به دلیل بی‌ثباتی سیاسی و کنترل شدید دولتی پیشرفت کندی داشته است اما در سال ۲۰۲۳ قراردادی با کنسرسیومی چینی به ارزش ۱.۴ میلیارد دلار امضا کرد.

🔹آرژانتین نیز به دلیل سیاست‌های تجاری باز، چهارمین تولیدکننده بزرگ لیتیوم است و چین در چندین پروژه فعال در این کشور نقش دارد. شیلی نیز با تولید یک‌سوم لیتیوم جهان، شریک مهم چین است، اما برنامه‌های اخیر دولت بوریچ برای افزایش کنترل دولتی ممکن است فضای سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار دهد.

🔹در حوزه مس، آمریکای لاتین حدود ۴۰٪ تولید جهانی را تأمین می‌کند و چین با سرمایه‌گذاری در کشورهای شیلی، پرو و مکزیک، جایگاه خود را در زنجیره تأمین تقویت کرده است. با این حال، عواملی مانند ملی‌سازی، بی‌ثباتی سیاسی و بحران منابع طبیعی، چالش‌هایی برای تداوم و گسترش این سرمایه‌گذاری‌ها ایجاد کرده‌اند.

💢صنعت تولید باتری

🔹صنعت باتری لیتیومی در آمریکای لاتین هنوز به‌طور گسترده فعال نیست، هرچند نشانه‌هایی از علاقه شرکت‌های چینی و کشورهای منطقه به توسعه این صنعت وجود دارد. تنها سرمایه‌گذاری قابل‌توجه در این حوزه، راه‌اندازی کارخانه باتری توسط شرکت چینی BYD در مانائوس برزیل است که به‌احتمال زیاد برای پاسخ به تقاضای داخلی و پشتیبانی از تولید خودروی این شرکت در برزیل انجام شده است.

🔹«قانون کاهش تورم» ایالات متحده مشوق‌های قابل‌توجهی برای سرمایه‌گذاری در خود آمریکا ایجاد کرده که بسیاری از شرکت‌های بزرگ باتری را به این کشور کشانده است. این قانون به کشورهایی مثل شیلی و مکزیک کمک کرده تا سرمایه‌گذاری بیشتری جذب کنند. بنابراین با توجه به مشوق‌های دولتی و اندازه بازار، ایالات متحده در آینده‌ای نزدیک همچنان بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی در قاره آمریکا باقی خواهد ماند.

💢تولید و مونتاژ خودروهای برقی

🔹برزیل و مکزیک پیشتازان تولید خودروهای برقی و قطعات آن در آمریکای لاتین هستند و هر دو کشور زیرساخت‌های صنعتی قوی‌ای دارند، اما راهبردهای سرمایه‌گذاری چین در این دو کشور متفاوت است.

🔹مکزیک به دلیل عضویت در توافق‌نامه USMCA و نزدیکی به آمریکا، تحت نظارت بیشتری از سوی این کشور قرار دارد. همچنین «قانون کاهش تورم» آمریکا مشوق‌هایی برای تولید در مکزیک فراهم کرده و این موضوع باعث شده است مکزیک در پذیرش سرمایه‌گذاری‌های چینی محتاط‌تر عمل کند تا جلوی ورود غیرمستقیم محصولات چینی به آمریکا گرفته شود. براین اساس تاکنون سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی از سوی خودروسازان چینی در مکزیک انجام نشده است.

🔹در مقابل، سرمایه‌گذاری چین در صنایع کمتر حساس در مکزیک مانند قطعات خودرو با سرعت در حال گسترش است. احتمال محدودیت‌های امنیتی برای خودروهای متصل به شبکه با فناوری چینی نیز وجود دارد که می‌تواند صادرات این خودروها از مکزیک به آمریکا را ممنوع کند. بنابراین، هر سرمایه‌گذاری چینی در مکزیک احتمالاً فقط برای بازار داخلی و منطقه‌ای خواهد بود.


🔹با توجه به جمعیت زیاد و رشد طبقه متوسط، برزیل بازاری بزرگ برای خودروهای برقی چینی محسوب می‌شود. شرکت‌هایی مانند BYD و گریت‌وال موتورز در این کشور کارخانه‌هایی راه‌اندازی کرده‌اند. اگرچه برزیل می‌تواند در آینده مرکز صادرات خودروهای برقی به سایر کشورهای آمریکای لاتین شود، اما در حال حاضر، احتمال صادرات گسترده این خودروها به آمریکا کم است.

💢نتیجه‌گیری

این روند نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری چین می‌تواند به متنوع‌سازی اقتصادی و جذب سرمایه مستقیم خارجی در بخش‌های کلیدی کمک کند، اما دولت‌ها باید تعادل دقیقی بین منافع ملی و روابط با ایالات متحده برقرار کنند و با توجه به تنش‌های ژئوپلیتیکی فزاینده بین چین و آمریکا، کشورهای منطقه باید سیاست‌هایی اتخاذ کنند که هم رشد اقتصادی را تضمین کند و هم با هدف‌های آمریکا در تنوع‌سازی زنجیره تأمین سازگار باشد. این امر می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری‌های مشترک، ترغیب اشتراک فناوری با شرکت‌های چینی و حمایت از دانشگاه‌ها و شرکت‌های محلی صورت گیرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/446
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍43👌3👎2
🌐دست‌کم‌گرفتن چین: نیاز آمریکا به خنثی‌سازی مزیت‌های پایدار پکن
◾️فارن افرز
📝 کورت کمپبل و راش دوشی

#روندهای_استراتژیک

🔸آمریکایی‌ها، قدرت و عمق مزیت‌های استراتژیک چین را دست‌کم گرفته‌اند. ادامه برداشت فعلی نمی‌تواند به طور مؤثری مانع پیشرفت چین شود. لذا اتخاذ راهبردی جدید بر پایه زنجیره متحدان، توسط امریکا ضروری است. علی‌رغم برخی مشکلات اقتصادی و تغییرات جمعیتی، چین همچنان مزیت‌های کلان و پایدار قابل توجهی دارد که آن را در سطح قدرت‌های جهانی منحصر به فرد کرده است.

💢مزیت‌های پایدار چین

1️⃣بازار داخلی وسیع: چین با بیش از یک میلیارد جمعیت، یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف و تولید در جهان است که به آن اجازه می‌دهد در صنایع کلیدی و زنجیره‌های تولید جهانی نقش محوری ایفا کند.

2️⃣توانمندی‌های تولیدی و صنعتی: چین پیشرفته‌ترین تولیدکننده در حوزه‌های فولاد، سیمان، خودرو و الکترونیک است و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در بخش فناوری باعث شده در زمینه‌هایی مانند ۵G، هوش مصنوعی و فناوری‌های پیشرفته به سرعت رشد کند.

3️⃣دیپلماسی اقتصادی فعال: ابتکاراتی مانند «کمربند و جاده» چین را قادر ساخته تا نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در آسیا، آفریقا و حتی اروپا افزایش دهد و این امر قدرت نرم چین را تقویت می‌کند.

4️⃣سرمایه‌گذاری گسترده در نظامی‌گری: توسعه نیروهای مسلح و افزایش بودجه دفاعی چین از دیگر عوامل قدرت آن به شمار می‌رود که امکان رقابت با آمریکا را در حوزه نظامی افزایش داده است.

🔹با این حال، چین با چالش‌هایی از جمله مشکلات ساختاری اقتصادی، افزایش هزینه‌های نیروی کار، بحران جمعیتی و فشارهای زیست‌محیطی نیز روبه رو است. اما در مجموع این موارد باعث کاهش قابل توجه قدرت چین نخواهند شد.

💢ضعف‌ها و کاستی‌های آمریکا در مواجهه با چین

🔹آمریکا در مواجهه با چین دچار نوعی غفلت و اشتباهات استراتژیک شده است که در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1️⃣تمرکز بیش از حد بر رقابت مستقیم نظامی: آمریکا معمولاً تمرکز زیادی بر افزایش توان نظامی برای مقابله با چین دارد. این رویکرد نمی‌تواند تمامی ابعاد رقابت با چین را پوشش دهد.

2️⃣کم‌توجهی به همکاری‌های بین‌المللی: علی‌رغم تأکیدهای مکرر بر اهمیت ائتلاف‌ها، در عمل آمریکا در سال‌های اخیر از بسیاری از متحدان خود فاصله گرفته است.

3️⃣عدم بهره‌برداری از قدرت اقتصادی متحدان: اقتصاد آمریکا به تنهایی دیگر قدرتی مثل گذشته ندارد و بدون همکاری نزدیک با متحدان اروپایی، آسیایی و دیگر مناطق جهان نمی‌تواند به شکل مؤثر در مقابل چین بایستد.

4️⃣نبود استراتژی جامع: تلاش‌های پراکنده که بیشتر واکنشی و مقطعی هستند، باعث شده تا چین بتواند از ضعف‌های آمریکا بهره ببرد و زمینه‌های پیشرفت خود را تقویت کند.

💢ضرورت ایجاد «استراتژی زنجیره متحدان»

با توجه به مزیت‌های چین و ضعف‌های آمریکا، ضرورت دارد تا آمریکا به جای اتکا به قدرت سخت‌افزاری و اقدامات تک‌جانبه، یک استراتژی جدید مبتنی بر همکاری عمیق و گسترده با متحدان را اتخاذ کند. این استراتژی شامل موارد زیر است:

1️⃣تقویت همکاری نظامی بین متحدان: ساختارهای نظامی مشترک و توسعه فناوری‌های دفاعی هماهنگ می‌تواند توان مقابله با چین را به شکل قابل توجه افزایش دهد.

2️⃣ایجاد شبکه‌های اقتصادی و فناوری متحد: آمریکا باید با متحدانش در زمینه‌های تولید نیمه‌رساناها، فناوری‌های پیشرفته و زنجیره‌های تامین همکاری کند تا وابستگی به چین کاهش یابد.

3️⃣همگرایی دیپلماتیک: متحدان آمریکا باید در سطح جهانی یک صدای واحد در مقابل سیاست‌های چین داشته باشند تا فشارهای سیاسی و اقتصادی بر پکن افزایش یابد.

4️⃣سیاست‌های همگرا در برابر نفوذ اقتصادی چین: مقابله با پروژه‌های اقتصادی چین مانند «کمربند و جاده» نیازمند هماهنگی متحدان در ارائه جایگزین‌های توسعه‌ای به کشورهای در حال توسعه است.

🔹 استراتژی زنجیره متحدان به آمریکا این امکان را می‌دهد که از طریق استفاده از ظرفیت جمعی اقتصاد و قدرت نرم متحدان، مزیت‌های پکن را کاهش دهد و زمینه رقابت پایدار و برد-برد را فراهم کند.

🔹در نهایت، آمریکا نباید چین را صرفاً از دیدگاه رقابت مستقیم یا جنگ سرد جدید نگاه کند بلکه باید عمق و گستردگی مزیت‌های چین را به درستی درک کرده و برای مقابله با آن استراتژی جامع و مبتنی بر همکاری متحدان را در پیش بگیرد. ادامه رویکردهای پراکنده، منفرد و واکنشی ممکن است نه تنها مانع رشد چین نشود، بلکه موجب تضعیف جایگاه آمریکا در نظم جهانی گردد.

💢جمع‌بندی

آمریکا در صورت عدم تغییر رویکرد، در معرض خطر از دست دادن جایگاه خود قرار خواهد گرفت و تنها با درک واقعی قدرت چین و استفاده از ظرفیت‌های متحدان است که می‌تواند موقعیت استراتژیک خود را حفظ کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/447
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍3👏1
🔵فراتر از ژئوپلیتیک: همکاری ایران و چین در چارچوب ابتکار کمربند و جاده
◾️دیپلمات
📝علی اسکورچی و زنل گارسیا

#اکوتهران
#کریدور #BRI
#ایران #چین #اوراسیا

🔸با گذشت بیش از یک دهه از اعلام ابتکار کمربند و جاده، تحول ناشی از این ابتکار در زنجیره‌های تامین و جریان‌های تجاری توجه بسیاری را برانگیخته است. با این حال، جایگاه ایران در این ابتکار تنها از نظرگاه ژئوپلیتیک دیده شده و به پیشران‌های داخلی کمتر توجه شده است.

🔹برای مقامات چینی، ایران همواره دروازه‌ای به سوی انرژی، زنجیره‌های تامین و بازارهایی بوده که می‌توانند محرکی برای توسعه داخلی پایدار در چین باشند. مقامات چینی توسعه را در نسبت مستقیم با ثبات اجتماعی درک می‌کنند. برای مقامات ایرانی، چین شریکی کلیدی برای تبدیل شدن به هاب مرکزی در کریدورهای اقتصادی اوراسیا، منبع تامین مالی و فناوری و بازاری برای محصولات صادراتی است. این همسویی منافع اقتصادی-اجتماعی یکی از اصلی‌ترین دلایل تداوم همکاری دو کشور علیرغم چالش‌های ساختاری همچون تحریم‌های آمریکا است.

🔹چین همواره توسعه نامتوازن در قلمروی خود را به مثابه ریشه اصلی بی‌ثباتی اجتماعی و ناامنی تلقی نموده است. از همین رو، مقامات محلی در استان‌های توسعه نیافته، در پیگیری پروژه‌های فرامرزی برای حل این مسئله مصمم بوده‌اند و این تلاش‌هاست که به تاسیس کریدورهای اقتصادی درون چارچوب کمربند و جاده انجامیده است.

🔹کریدور اقتصادی چین-آسیای مرکزی-غرب آسیا (CCAWAEC) نمونه‌ای از این روند است که خاستگاه آن راهبرد گشایش دوگانه سین‌کیانگ (به سمت داخل چین و به سمت بازارهای فرامرزی) است. در این کریدور، ایران می‌تواند زنجیره‌های تأمین جدیدی را از غرب چین به خاورمیانه، آفریقا و اروپا متصل کند.

🔹از سوی دیگر، سیاست‌گذاران ایرانی نیز با نگاه به موقعیت جغرافیایی ممتاز کشور – میان قفقاز، آسیای مرکزی، غرب آسیا، و جنوب آسیا – به دنبال احیای جایگاه تاریخی ایران به‌عنوان چهارراه تجاری اوراسیا هستند. این نگاه از سال ۲۰۰۵ با اعلام سیاست نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران نهادینه شد. در این راستا، ایران نه‌تنها از کمربند و جاده حمایت کرده، بلکه در مسیرهای مشابه مانند کریدور ترانس کاسپین و کریدور شمال-جنوب نیز مشارکت فعال دارد. این مسیرها با کاهش زمان و هزینه ترانزیت، جذابیت ایران را برای کشورهای محصور در خشکی و چین افزایش می‌دهند.

🔹علاوه بر این، نقش ایران به‌عنوان تأمین‌کننده انرژی برای چین اهمیت فزاینده‌ای یافته است. چین در حال بررسی چشم انداز جدیدی موسوم به پل انرژی جهانی پان-آسیایی است که در آن، ایران از طریق امتداد خط لوله گاز آسیای مرکزی به شبکه غرب-شرق چین متصل می‌شود. این امر می‌تواند توزیع انرژی به مناطق داخلی چین را تقویت کند و در عین حال، وابستگی چین به مسیرهای دریایی آسیب‌پذیر را کاهش دهد.

🔹قرارداد مشارکت راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین در سال ۲۰۱۶ چارچوبی برای همکاری‌های عمیق‌تر اقتصادی و زیرساختی ایجاد کرد. کمربند و جاده نه‌تنها ابزار تحقق این همکاری‌هاست، بلکه به ابزاری برای نهادینه‌سازی اتصال‌پذیری ایران در سازمان‌های منطقه‌ای همسو با چین، مانند بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیا، سازمان همکاری شانگهای و بریکس تبدیل شده است.

🔹با وجود این هم‌گرایی، اجرای کمربند و جاده در ایران با موانعی روبه‌رو بوده است. اگرچه تجارت دوجانبه بین چین و ایران در سال‌های اخیر افزایش یافته و تجارت غیرنفتی نیز رشد کرده، تحریم‌های ثانویه آمریکا مانعی جدی برای سرمایه‌گذاری مستقیم شرکت‌های بزرگ چینی در ایران ایجاد کرده‌اند.

🔹در نتیجه، سرمایه‌گذاری‌ها عمدتاً از طریق مبادله کالا به‌جای پول (تهاتر) یا پرداخت با یوان چین صورت می‌گیرند تا نیاز به استفاده از سیستم مالی غربی و دلار کاهش یابد. با این وجود، چین مسیر تمام ریلی چین (ییوو)–ایران–اروپا را در سال ۲۰۲۴ راه‌اندازی نموده است تا امکان اتصال ریلی مؤثر بین شرق و غرب را از طریق ایران فراهم کند. اگر این مسیر پایدار بماند، نقشه جدیدی از زنجیره‌های تأمین در منطقه رقم می‌خورد.

در مجموع، تحلیل مقاله نشان می‌دهد که همکاری ایران و چین در چارچوب کمربند و جاده، بیش از آن‌که صرفاً یک پروژه ژئوپلیتیکی باشد، بازتابی از منافع توسعه‌ای داخلی طرفین است. چین به دنبال ثبات اجتماعی از طریق توسعه مناطق غربی خود است و ایران به دنبال جذب سرمایه، فناوری، و احیای نقش خود در تجارت اوراسیاست. به باور نگارنده این هم‌سویی منافع داخلی ایران و چین است که باعث تداوم و تعمیق این همکاری‌ها شده است و برای فهم نقش ایران در ابتکار کمربند و جاده، باید فراتر از چارچوب ژئوپلیتیک اندیشید و به پیشران‌های اقتصادی و اجتماعی داخلی در دو کشور توجه کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/448
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51😁1👌1
🌐نشست وزرای چین–سلاک؛ بازتابی از سیاست‌های تهاجمی آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#چین #آمریکا

🔹در ۱۳ مه ۲۰۲۵، چهارمین نشست وزرای چین–سلاک (CELAC) با حضور وزرای امور خارجه ۳۳ کشور آمریکای لاتین و کارائیب در پکن برگزار شد. در این نشست نه تنها وزرای امور خارجه و نمایندگان کشورهای عضو سلاک حضور داشتند، بلکه همانند سال ۲۰۱۵ هیئت‌های بزرگی به رهبری گوستاوو پترو رئیس جمهور کلمبیا، لولا دا سیلوا رئیس جمهور برزیل و گابریل بوریک رئیس جمهور شیلی نیز حضور پیدا کردند که نشان دهنده اهمیت این نشست در سطح عالی برای کشورهای سلاک در جهت تعمیق روابط راهبردی با چین است.

🔸افزون براین در این نشست دو سند مهم، اعلامیه پکن و برنامه اقدام مشترک برای همکاری در زمینه‌های کلیدی (۲۰۲۷-۲۰۲۵) با حمایت تمام ۳۳ کشور حاضر به‌جز آرژانتین تصویب شد. همچنین بیش از ۱۰۰ پروژه همکاری سه ساله به تصویب رسید و چین ۲۰ اقدام در حمایت از توسعه کشورهای حوزه کارائیب ارائه داده است که نشان دهنده تمایل راسخ چین و آمریکای لاتین به توسعه همکاری دو و چندجانبه است.

💢برنامه‌ پنج‌گانه شی جین‌پینگ

🔸پنج برنامه‌ای که شی جین‌پینگ در این نشست در ذیل جامعه‌ای با آینده مشترک مطرح کرد شامل همبستگی، توسعه، تمدن‌ها، صلح و گسترش روابط مردم‌ با ‌مردم است که شبکه‌ای جامع در چهار بعد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی را ایجاد کرده است و این امر چین را به یک شریک راهبردی برای کشورهای آمریکا لاتین تبدیل کرده است. به‌طوری که از منظر اجتماعی پکن سیاست لغو ویزا برای ورود بدون ویزا تا ۳۰ روز برای پنج کشور آمریکای لاتین را به صورت آزمایشی تا ۳۱ مه ۲۰۲۶ در دستور کار قرارداد.

🔸همچنین از بعد اقتصادی، شی جین‌پینگ یک خط اعتباری ۶۶ میلیارد یوانی معادل ۹.۱۸ میلیارد دلار برای حمایت از توسعه منطقه‌ای در آمریکای لاتین اختصاص داد. لازم به ذکر است که در سال ۲۰۲۴، تجارت چین و آمریکای لاتین از ۵۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت که ۲ برابر ۲۵۰ میلیارد دلار روابط تجاری، در ابتدای تاسیس این نشست در سال ۲۰۱۵ است.

💢روند رژیم‌ سازی چین در آمریکای لاتین

🔸نشست چین-سلاک را می‌توان نقطه عطفی در تداوم روند رژیم سازی چین دانست به‌طوری که نخستین نشست ۲۰۱۵ در پکن پایه‌های همکاری بین‌دولتی و داوطلبانه را گذاشت، دومین نشست ۲۰۱۸ در شیلی اولویت‌های همکاری و پیوند با طرح کمربند و جاده را تثبیت کرد، سومین نشست ۲۰۲۱ به‌صورت مجازی دستورکارهای نوینی مانند سلامت و دیجیتال‌سازی را افزود و در چهارمین نشست، شی جین‌پینگ با شعار «جامعه‌ای با آینده مشترک» عمق استراتژیک روابط را برجسته کرد.

💢واکنش آمریکا به نفوذ چین در آمریکا جنوبی

🔸چین در سال‌های اخیر با حضور پررنگ‌تر در آمریکای لاتین، عملاً وارد منطقه‌ای شده است که مدت‌ها به‌عنوان زمین بازی ایالات متحده شناخته می‌شد. این اقدام راهبردی، حساسیت‌ها و واکنش‌هایی را در سطح کلان در ایالات متحده برانگیخته است. در دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، این نگرانی‌ها به شکل صریح‌تری بروز یافت.

🔸وی با ادعای تسلط چین بر کانال پاناما، تهدید به بازپس‌گیری آن کرد و اقدامات تهاجمی همچون تهدید به حمله نظامی به مکزیک، اعمال تعرفه بر واردات از کلمبیا و مکزیک و وضع تعرفه پایه ۱۰ درصدی بر صادرات کشورهای منطقه را در پیش گرفت که همگی بیانگر تلاش واشنگتن برای مهار چین در آمریکای لاتین است. با این حال با وجود اهمیت راهبردی نشست وزرای چین–سلاک، آمریکا واکنش مستقیمی به آن نشان نداده و ترجیح داده در سطحی کلان با نفوذ چین در آمریکای لاتین مقابله کند.

💢اهمیت این نشست

🔸با تمام این اوصاف نشست وزرای خارجه چین–سلاک را می‌توان واکنش کشورهای آمریکای لاتین به سیاست‌های تهاجمی ایالات متحده دانست، چرا که با وجود اینکه این نشست در سطح وزرای خارجه بود، ولی رؤسای جمهور برزیل، کلمبیا و شیلی شخصاً در اقدامی دور از انتظار در نشست حضور یافتند و با شی جین‌پینگ دیدار کردند.

همچنین پیوستن رسمی کشوری مانند کلمبیا به BRI که سال‌ها متحد نزدیک واشنگتن بود و اعلام تمایل هائیتی و سنت‌لوسیا به همکاری با چین با وجود اینکه از متحدین باقی مانده تایوان محسوب می‌شدند گویای نفوذ دیپلماتیک رو به گسترش چین و تمایل کشورهای منطقه به خنثی سازی سیاست‌های تهاجمی آمریکا است.

🔄مطالب مرتبط
▫️موافقت‌نامه شراکت راهبردی و چشم‌انداز روابط روسیه_ونزوئلا
▫️آینده سیاسی مبهم مورالس و سوسیالیست‎ها در بولیوی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/449
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64👎3
🌐دور نمای درگیری نظامی یمن و اسرائیل

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#یمن

📝حسین افراخته

🔹با خروج آمریکا از جنگ یمن با اعلام آتش بس توسط ترامپ در 6 مِی، این پرسش مطرح شد که آیا انصارالله با پذیرش آتش بس با آمریکا، حملات علیه رژیم صهیونیستی را نیز متوقف خواهد کرد؟

🔸طرف یمنی با فاصله کوتاهی این ابهام را با اقدام عملی خود برطرف نمود. اسرائیل شامل توافق آتش بس نیست و حملات علیه منافع آن و حصار دریایی ادامه خواهد داشت.

🔸در ادامه تحولات به سمتی رفت که رهبری یمن تصمیم گرفت حصار هوایی را نیز به عنوان مکمل محاصره دریایی علیه تل آویو اعمال نماید.

🔸کاملاً قابل انتظار بود که رژیم صهیونیستی نیز با حمله به زیرساخت‌های یمن مانند فرودگاه صنعا و بنادر الحدیده، رأس عیسی و الصلیف به این تشدید تنش انصارالله پاسخ دهد.

💢کیفیت نبرد پس از خروج آمریکا از درگیری

🔸اما مسئله متمایزی که می‌توان در زمینه کیفیت نبرد یمنی‌ها قبل و بعد از آتش بس با آمریکا بدان اشاره نمود، بحث تعدد حملات علیه اراضی اشغالی است که بعضاً به ثبت سه حمله طی 24 ساعت منجر شد. موضوع بعدی بحث پدافند یمن است که به اذعان گزارش وبگاه آمریکایی نشنال اینترست تا مرز سرنگونی یک جنگنده F35 آمریکایی نیز کسب توفیق کرد و شاید بر اساس همین دستاوردهاست که مهدی المشاط به صراحت صحبت از احتمال انهدام جنگنده های F35 اسرائیلی نیز نموده است.

🔸حال با این آرایشی که دو طرف در مقابل هم صف آرایی نموده‌اند، مسئله اساسی ابعاد احتمالی نبرد در آینده و چشم انداز آن است. با عنایت به اینکه ارتش آمریکا به عنوان یک متغیر تعیین کننده و اثرگذار از صحنه خارج شده، می‌توان دورنمای این درگیری را در قالب سه سناریوی زیر پیش بینی کرد:

1⃣تشدید تنش و درگیری

🔸این سناریوی در کوتاه مدت و میان مدت قابل تصور است. کمااینکه دو طرف در این سه هفته پس از خروج آمریکا از درگیری به سوی تصعید کیفی و کمّی تنش حرکت کردند. انصارالله با اصابت مستقیم فرودگاه بن گوریون، بحث حصار هوایی رژیم را اعلام کرد و رژیم صهیونیستی نیز با بمباران چند باره فرودگاه صنعا و بنادر یمن به سراغ گزینه  تشدید تنش رفت.

2⃣رها کردن نبرد توسط یکی از طرف‌ها
 
🔸این سناریو غیر محتمل ترین و نشدنی ترین حالت درگیری است. چرا که یمن نشان داده تحت هیچ شرایطی نبرد «فتح موعود و جهاد مقدس» را در حمایت از مردم مظلوم غزه رها نخواهد کرد و اگر بنا بود چنین کند در زمان اوج حملات آمریکا چنین رویه‌ای را در پیش می‌گرفت. اسرائیل هم که در مقام پاسخ و به بیان وزیر جنگ رژیم (دفاع از خود) است، چاره‌ای جز ادامه کارزار نمی‌تواند برای خود متصور باشد. لذا به نظر نمی‌رسد دو طرف به سمت ترک مخاصمه به صورت یک‌طرفه حرکت نمایند.

3⃣پایان درگیری دو طرف با آتش بس در غزه

🔸با نگاهی به تجربه حدود20 ماهه نبردها پس از طوفان الاقصی و با در نظر گرفتن مرحله قبلی آتش بس، محتمل‌ترین گزینه پایان درگیری پس از وقوع آتش بس در نواره غزه است. به نظر می‌رسد در صورتی که حماس هر نوع آتش بسی را در غزه بپذیرد، یمن نیز بر طبق وعده رهبر انصارالله حملات علیه رژیم صهیونیستی را متوقف خواهد کرد.

💢جمع بندی

🔸با عنایت به مطالب بیان شده می‌توان ادعا کرد تا زمان انجام یک آتش‌بس پایدار در غزه، نمی‌توان چشم انداز روشنی برای پایان یا کاهش درگیری میان یمن و اسرائیل در نظر داشت. مضاف بر این‌که اگر اسرائیل به تشدید جنایت در غزه و افزایش کمی و کیفی حملات به یمن ادامه دهد باید منتظر شگفتانه‌های جدید از سوی ارتش یمن باشد؛ کما اینکه شاید یک ماه پیش انتظار اصابت آشکار فرودگاه بن گوریون در روز روشن علی رغم استقرار شش لایه پدافندی را نداشت و گمان نمی‌برد با چالش حملات (تقریباً) روزانه و تحمیل محاصره هوایی روبرو شود.

اگر بر طبق این پیش بینی با آتش بس در غزه و قطع حملات انصارالله، حملات رژیم صهیونیستی نیز به یمن پایان یابد، باید این مسئله را تعریف معادله امنیتی جدیدی در منطقه میان محور مقاومت و محور آمریکایی عبری توصیف کرد که بی شک نمایانگر شکست اسرائیل در عرصه بازدارندگی و پاسخ همسطح به تهدیدات آشکار است.


🔁 مطالب مرتبط
▫️موشک ناشناخته یمنی چگونه از سپر دفاعی اسرائیل گذشت؟
▫️
کناره‌گیری آمریکا از جنگ با یمن؛ تصمیمی از روی اجبار

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/451
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
12👍7👌2
🌐برنده توافق تجاری انگلیس با آمریکا کیست؟

#تحلیل_كوتاه
#تجارت #جنگ_تعرفه‌ای
#اروپا #آمریکا

🔹ایالات متحده و بریتانیا در روز ۱۸ اردیبهشت (۸ مه) از یک توافق تاریخی در روابط تجاری خود با نام «توافق ‏شکوفایی اقتصادی بریتانیا و آمریکا (‏EPD‏)» خبر دادند. این اولین توافق تجاری آمریکا پس از اعمال تعرفه‌ها ‏توسط ترامپ و تعلیق آن‌ها بود.

🔸هرچند هر دو طرف این توافق را بسیار مثبت و اشتغال‌زا برای هردو کشور ‏توصیف کردند، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این توافق در بهترین حالت تنها وضعیت را به شرایط پیش از ‏اعمال تعرفه‌ها بازمی‌گرداند و ممکن است بی‌ثباتی بیشتری در اقتصاد دو کشور ایجاد کند. برای درک بهتر این ‏توافق و پیامدهای آن، لازم است به محتوای آن، ماهیت رویکرد تعرفه‌ای ترامپ و برندگان و بازندگان این ‏توافق توجه شود.‏

💢محتوای توافق


🔸اگرچه هنوز تمامی ابعاد این توافق نهایی نشده است، اما به گفته مقامات دو طرف، ایالات متحده متعهد شده ‏است که تعرفه واردات آلومینیوم از بریتانیا را از ۲۵ درصد به صفر درصد کاهش دهد. همچنین، تعرفه واردات ‏ماشین‌های بریتانیایی نیز برای حداکثر ۱۰۰ هزار دستگاه از ۲۷ درصد به ۱۰ درصد کاهش خواهد یافت. در ‏عوض، بریتانیا نیز پذیرفته است که تعرفه واردات اتانول از آمریکا را از ۱۹ درصد به صفر درصد کاهش دهد و ‏به طور کلی، فرصت‌های صادراتی به ارزش ۵ میلیارد دلار برای صادرکنندگان آمریکایی به بازار بریتانیا فراهم ‏کند. در نهایت، بریتانیا موافقت کرده است که موانع غیرتعرفه‌ای که مانع از واردات کالاهای آمریکایی می‌شد، ‏برطرف کند.‏

💢پیامدهای رویکرد غیرمنتظره ترامپ

🔸با توجه به اینکه بریتانیا دارای مازاد تجاری حدود ۸۰ میلیارد دلاری با ایالات متحده است، این کشور یکی از ‏مهم‌ترین طرف‌ها در تلاش برای رسیدن به توافقی سریع در زمینه تعرفه‌ها بود تا روند صادرات و واردات ادامه ‏یابد. این توافق می‌تواند منجر به تغییر در ماهیت کالاهای صادراتی و وارداتی میان دو کشور شود که به نفع ‏برخی صنایع بریتانیایی و به ضرر برخی دیگر خواهد بود. گرچه که اقدام تعرفه‌ای ترامپ موجب شد آمریکا ‏دست برتر را در مذاکرات داشته باشد و زمینه توافقی را فراهم کرد که بیشتر به نفع این کشور بود اما این ‏وضعیت موجب بی‌ثباتی در صنایع مختلف آمریکا و بریتانیا شده و توان جذب اعتماد سرمایه‌گذاران و ‏تولیدکنندگان را کاهش داده است.‏

💢برندگان قرارداد تجاری

🔸مهم‌ترین برندگان این قرارداد در بریتانیا شامل خودروسازان و تولیدکنندگان صنایع سنگین مانند آهن و ‏آلومینیوم هستند که بر اساس این توافق، مجدداً قادر به صادرات محصولات خود خواهند بود. در ایالات ‏متحده، کشاورزان، داروسازان و به طور کلی صادرکنندگان آمریکایی نیز از این توافق بهره‌مند خواهند شد، ‏زیرا علاوه بر محصولات اتانولی که مشمول تعرفه صفر شده است می‌توانند سایر کالاها را با تعرفه و دشواری ‏کمتری به بریتانیا ارسال کنند.‏

💢بازندگان قرارداد تجاری

🔸از سوی دیگر، بازندگان این توافق در داخل بریتانیا شامل کشاورزان و دامداران هستند که نه تنها به دلیل ‏تعرفه‌های بالا و استانداردهای سخت‌گیرانه دسترسی آسانی به بازار آمریکا نخواهند داشت، بلکه با توجه به ‏ارزان‌تر بودن محصولات مشابه آمریکایی در داخل کشور، فروش محصولاتشان نیز کاهش خواهد یافت. ‏مهم‌ترین بازنده این قرارداد اتحادیه اروپا است؛ چرا که علی‌رغم گذشت ماه‌ها از تهدید تعرفه‌ای ترامپ، این ‏اتحادیه هنوز نتوانسته است به توافق تجاری جدیدی با ایالات متحده دست یابد و با امضای چنین قراردادی ‏میان بریتانیا و آمریکا، فرصت‌های تجاری اروپا نسبت به بریتانیا کاهش یافته است.‏

💢جمع‌بندی


🔸با وجود تبلیغات دو طرف مبنی بر پیروزمندانه بودن این قرارداد، در بهترین حالت، هیچ پیشرفتی در تعاملات ‏تجاری میان دو کشور روی نخواهد داد. در واقعیت، برخی صنایع و محصولات دچار ضرر و برخی دیگر دچار ‏سود خواهند شد.

به طور کلی، تولیدکنندگان و صادرکنندگان آمریکایی از همتایان بریتانیایی خود سود ‏بیشتری خواهند برد. صنایع خودروسازی و آهن و آلومینیوم بریتانیایی و همچنین صادرکنندگان آمریکایی ‏برندگان این قرارداد هستند، در حالی که دامداران و کشاورزان بریتانیایی از جمله بازندگان توافق جدید ‏محسوب می‌شوند. این توافق همچنین نمادی از رویکرد ترامپ است که می‌تواند منجر به بی‌ثباتی بیشتر در ‏تجارت بین‌الملل و ضربه‌ای جدی‌تر به اقتصاد اتحادیه اروپا شود.‏

🔁 مطالب مرتبط
▫️عملکرد ۱۰۰ روز نخست ترامپ؛ تغییر در داخل، آشفتگی در خارج
▫️لحظه حقیقت برای اروپا و اتحاد فراآتلانتیک

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/450
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32👏2👌2
♦️بازنگری در مفهوم «محور شیعی»
◾️مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل
📝راز زیمت


#تهران_ریویو
#تحولات_منطقه
#اسرائیل

🔹از زمان اشغال عراق توسط آمریکا و سایه دگرگونی‌های جهان عرب در ۲۰۱۱، ایران بر روی استحکام «محور مقاومت» کار کرده است تا در برابر «محور همکاری» که توسط عربستان و مصر هدایت می‌شود، هژمونی منطقه‌ای خود را ایجاد کند. ایجاد «جبهه مقاومت» توانایی ایران را برای گسترش عمق راهبردی خود در سراسر حلال حاصل‌خیز تقویت می‌کند.

🔸تعریف شبکه هدایت‌شده توسط ایران به یک محور رایج است؛ اگرچه این شبکه هیچ‌وقت چارچوب سلسله مراتبی و تحت فرمان مستقیم ایران نداشت. بلکه عملکرد این شبکه شبیه همکاری بی‌قاعده اجزایی بوده است که به وسیله منافع و نگاه ایدئولوژیک مشترک به یکدیگر متصل می‌شوند و ریشه در مقاومت در برابر اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن‌ها دارد. در حالی که ایران تا جای ممکن به دنبال حفظ نفوذ و کنترل بر این اجزا بوده، هیچ‌وقت فعالیت‌های خود را از طریق ائتلاف‌های رسمی یا توافق‌های الزام‌آور صورت‌بندی نکرد.

🔸حتی حزب‌الله طی سال‌ها به سازمانی تکامل یافت که هویت لبنانی‌ خود را نسبت به هویت ایرانی اسلامی تقویت کرد؛ هرچند ایران منبع اصلی قدرت و وفاداری‌اش بود. حزب‌الله، عنصر اصلی محور مقاومت شیعی، سازمانی خودمختار و چندوجهی در لبنان است. در حزب‌الله، فرآیند تصمیم‌گیری پویایی میان چندین هویت‌ وجود دارد که غالباً با یکدیگر همزیستی دارند؛ اما برخی مواقع تضادهای برجسته‌ای پیدا می‌کنند. در عراق نیز شبه‌نظامیان شیعی بر اساس درجه وفاداری و تعهد به جمهوری اسلامی از یکدیگر متمایز می‌شوند.

💢از همگرایی جبهه ها تا اتاق عملیات مشترک

🔸با وجود محدودیت در مدیریت جبهه مقاومت و چالش‌های عملیاتی در محور، ایران پس از ترور [سردار] سلیمانی و پیمان ابراهیم موقعیت و فرصت جدیدی را بدست آورد تا همکاری میان حماس و جهاد اسلامی و دیگر اجزای محور را حول نبرد علیه دشمنی مشترک، یعنی اسرائیل تقویت کند. ایران تصمیم گرفت تا اتاق عملیات مشترکی را تأسیس کند که مسئول هماهنگی گسترده نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی میان حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه، حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان طرفدار ایران در سوریه، شبه‌نظامیان شیعی در عراق و حوثی‌ها در یمن بود.

🔸جنگ غزه نخستین فرصت مهم را فراهم کرد تا ایران راهبرد «همگرایی جبهه‌ها» را اجرا کند. با این حال، این جنگ محدودیت‌ ایران را در بهره‌برداری کامل از ظرفیت‌های موجود در محور نمایان ساخت؛ به‌ویژه به‌دلیل نگرانی‌های تهران از کشیده‌شدن به درگیری مستقیم نظامی با اسرائیل – و حتی با ایالات متحده. افزون بر این تنش‌هایی میان ایران و برخی از نیروهای نیابتی‌اش پدیدار شد که ناشی از شکاف‌هایی میان منافع ایران و منافع گروه‌های تحت حمایت آن بود. برای مثال، پس از حمله ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴، منابع اطلاعاتی ارزیابی کردند که ایران از عملکرد حزب‌الله ناامید شده بود.

💢محور شیعی میان تضعیف و مقاومت

🔸اتفاقات بزرگ اخیر در منطقه پس از آغاز جنگ غزه برای اولین بار، تهدید مهمی به بقای حماس و آسیبی جدی به حزب‌الله وارد کرد. با وجود این چالش‌ها، مواضع مقامات ارشد ایران در کنار سیاست این کشور در ماه‌های اخیر، نشان می‌دهند تهران قصد عقب‌نشینی از حفظ جایگاه و بازسازی محور مقاومت ندارد. در ماه‌های اخیر، ایران با هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تلاش‌های ویژه‌ای برای حفظ، تقویت و بازسازی قابلیت‌های آسیب‌دیده محور در نبرد با اسرائیل انجام داده است. در لبنان، ایران به وضوح به دنبال مسیرهای جایگزین می‌گردد تا از دست رفتن مسیر راهبردی سوریه را جبران کند. در عراق، ایران قاطعانه نفوذش بر شبه‌نظامیان عراقی را حفظ کرده و علناً با خلع سلاح و ادغام آن‌ها در ارتش مخالف می‌کند.

💢از محور شیعی به شبکه شیعی

تحولات چشمگیر در یک سال گذشته (به طور ویژه تضعیف ایران پس از حمله اکتبر ۲۰۲۴ اسرائیل، فروپاشی حکومت اسد در سوریه، عقب‌نشینی حزب‌الله تحت فشارهای نظامی و سیاسی و توقف حملات شبه‌نظامیان عراقی به دلیل فشار برای خلع سلاح آن‌ها) تردیدهایی را در استفاده از مفهوم «محور» برانگیخته و در همان حال، زمینه‌چینی برای چارچوب جایگزینی را آغاز کرده است. دیگر یک محور واقعی وجود ندارد، بلکه یک شبکه بی‌قاعده (تمرکززدایی‌شده، منعطف و سیستم نامتوازنی از بازیگران با پیوندهای ایدئولوژیک و سطوحی از همکاری موردی) در حال شکل‌گیری است. تحلیل‌هایی که همچنان به مدل سلسله‌مراتبی توجه دارند، سطحی هستند و خطر نادیده‌گرفتن دگرگونی‌های بنیادین در مجموعه تحت رهبری ایران و دست‌کم گرفتن دامنه در حال تغییر نفوذ ایران را به همراه دارند.

🔄مطالب مرتبط
▫️ آیا خلع سلاح حزب‌الله ممکن است؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/452
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍65👏1🆒1
🌐پیشرفت کاسا ۱۰۰۰ و تضعیف نقش ایران در بازار برق منطقه‌ای

#تحلیل_کوتاه
#برق #انرژی
#ایران #آسیای_میانه

🔸پروژه انتقال و تجارت برق آسیای مرکزی و آسیای جنوبی که به صورت مخفف کاسا ۱۰۰۰ نامیده می‌شود، یکی از کلیدی‌ترین پروژه‌های منطقه‌ای است که با هدف انتقال ۱۳۰۰ مگاوات برق از دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان به افغانستان و پاکستان طراحی شده است. این طرح نخستین بار در سال ۲۰۰۶ مطرح شد و احداث آن پس از انجام مطالعات اولیه در سال ۲۰۱۶ آغاز گردید. بخش‌های مربوط به قرقیزستان و تاجیکستان در سال‌های گذشته تقریبا تکمیل شده اما عدم ثبات و چالش‌های امنیتی افغانستان موجب شد که پیشرفت پروژه در خاک این کشور با چالش مواجه شود.

🔹در دوره اخیر، طالبان برخلاف گذشته نگاه ژئواکونومیک به مناسبات منطقه‌ای پیدا کرده و همین مسئله موجب استقبال این گروه از پروژه‌هایی همچون کاسا ۱۰۰۰، کریدور ترانس افغان و ابتکار کمربند و جاده شده است. در ماه‌های گذشته ملاقات‌های متعددی میان تیم‌های اجرایی پروژه کاسا ۱۰۰۰ انجام پذیرفته است و عبدالباری عمر، رئیس شرکت برق افغانستان (برشنا) مدعی شده که شرکت طرف قرارداد، کار فاز دوم و سوم پروژه را در خاک افغانستان تکمیل خواهد کرد. زمان اعلامی از سوی عبدالباری عمر برای تکمیل پروژه یک و نیم تا دو سال بوده است.

🔹این پروژه از ۳۳ ولسوالی در ولایت‌های قندوز، پنجشیر، کاپیسا، کابل، لغمان و ننگرهار عبور می‌کند و تاثیر بسزایی در برق‌رسانی ملی در سطح افغانستان دارد. باید توجه داشت که بنابر اعلام مقامات رسمی طالبان، افغانستان در این پروژه به ۳۰۰ مگاوات برق به صورت سالانه و ۵۰ میلیون دلار درآمد ترانزیتی دست خواهد یافت. برآورد هزینه احداث بخش افغانستان این پروژه حدود ۲۶۰ میلیون دلار بوده که ۱۶۰ میلیون دلار آن در زمان جمهوری (اشرف غنی) توسط بانک جهانی تامین مالی شده است.

🔹طالبان تنها طرفی نیست که نسبت به پیشبرد و تکمیل پروژه خوشبینی نشان داده است. وزیر انرژی جمهوری تاجیکستان نیز اخیرا از تکمیل ۸۵ درصدی پروژه صحبت نموده و برای انتقال آزمایشی برق در ماه‌های آتی ابراز امیدواری نموده است. تاجیکستان و قرقیزستان به سبب بهره‌مندی از منابع آبی غنی، توان بالایی در تولید برق آبی پایدار دارند و برق آبی به طور کلی قیمتی رقابتی و مناسب نسبت به سایر الگوهای تولیدی دارد. برآوردهای اولیه پروژه حاکی از وجود ظرفیت صادرات ۱۰۰۰ مگاوات توسط تاجیکستان و ۳۰۰ مگاوات از سوی قرقیزستان بود که درآمد صادراتی قابل توجهی برای دو کشور فراهم خواهد ساخت.

تکمیل این پروژه عظیم انرژی که حمایت‌های بین‌المللی بسیاری را از بانک جهانی گرفته تا بانک‌های توسعه‌ای مختلف به خود جلب نموده، جایگاه ایران را در طراحی منطقه‌ای تبادل و تجارت انرژی کمرنگ خواهد نمود. ایران در حال حاضر با پاکستان اتصالاتی به ظرفیت تقریبا ۲۰۰ مگاوات، با افغانستان اتصالاتی به ظرفیت ۲۰۰ مگاوات و با ترکمنستان اتصالاتی به ظرفیت ۱۰۰۰ مگاوات دارد. کشور با افغانستان و پاکستان بر سر صادرات برق توافقاتی داشته که با توجه به کسری برق موجود در داخل، قادر به ایفای آن به صورت پایدار نبوده است و در مقاطع مختلف اقدام به قطع این صادرات نموده است. در سایه ناتوانی ایران در رفع این مشکلات، تثبیت اتصالات مورد بحث در کاسا ۱۰۰۰ امکان نقش‌آفرینی مجدد ایران در بازار برق منطقه‌ای را بیش از پیش از میان خواهد برد.

🔁 مطالب مرتبط
▫️«دیپلماسی برق»؛ ابتکار جدید شورای همکاری خلیج فارس

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/453
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63👎1
🌐 جنگ اوکراین و جایگاه روسیه در منظومه استراتژیک چین

#مقاله_تحلیلی
#جنگ_اوکراین
#چین #روسیه

📝سیدمحمدعلی مدرسی یزدی

🔹در پی آغاز جنگ روسیه و اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، تحولات عظیمی در منظومه استراتژیک بازیگران نظام بین‌الملل از جمله چین ایجاد شد. در آغاز جنگ اوکراین، اتحادیه اروپا با اعمال تحریم‌های گسترده، به‌ویژه در حوزه انرژی، تلاش کرد وابستگی خود به روسیه را کاهش دهد. هم‌زمان، چین و روسیه در بیانیه‌ای از «همکاری بی‌حد و مرز» سخن گفتند و قراردادهای گازی بلندمدتی امضا کردند. پس از شروع تهاجم، پکن موضعی محتاطانه در پیش گرفت؛ بر تمامیت ارضی تأکید کرد، اما در عین حال ناتو و آمریکا را عامل بحران دانست، از تحریم‌ها حمایت نکرد و همکاری اقتصادی با روسیه را ادامه داد.

💢همکاری‌ها پس از جنگ اوکراین

🔸در سال‌های پس از آغاز جنگ اوکراین، روابط چین و روسیه از نظر اقتصادی و نظامی به‌طور چشمگیری گسترش یافت. تجارت دوجانبه این دو کشور در سال ۲۰۲۲ به بیش از ۱۹۰ میلیارد دلار رسید و تا سال ۲۰۲۴ با رشد ۲۸ درصدی از مرز ۲۴۴ میلیارد دلار گذشت. چین به‌عنوان بازار جایگزین برای صادرات گاز روسیه نقش پررنگ‌تری یافت؛ با این حال چین سیاست تنوع‌بخشی به منابع انرژی را در دستور کار قرارداد و از وابستگی بیش از حد به روسیه پرهیز کرد. به طوری که در سال ۲۰۲۴، روسیه تنها تامین کننده ۹ درصد از گاز LNG چین محسوب می‌شود.

🔸در بعد نظامی، از ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ پانزده رزمایش مشترک در مناطق استراتژیک برگزار شد و همکاری‌های امنیتی نیز گسترش یافت. در پی تحریم‌های غرب، روسیه به چین به‌عنوان جایگزین اصلی برای تأمین تجهیزات دفاعی و فناوری‌های حساس متکی شد؛ تا سال ۲۰۲۳ حدود ۴۹ درصد از اقلامی چون تراشه و نیمه‌رسانا از چین وارد روسیه شد. این وابستگی نشان می‌دهد که چین در دوران تحریم‌های شدید، به مسیر اصلی پشتیبانی فناوری نظامی روسیه بدل شده است.

💢مانور چین بین غرب و روسیه

🔸با وجود نزدیکی راهبردی چین به روسیه، پکن به‌دلیل وابستگی اقتصادی و فناورانه به اروپا، سیاستی موسوم به «توازن‌گرایی تاکتیکی» را در پیش گرفته است. چین تلاش می‌کند میان همکاری با روسیه و حفظ روابط گسترده با اروپا موازنه برقرار کند؛ این رویکرد در رأی ممتنع چین در شورای امنیت و انتشار «طرح دوازده‌ماده‌ای» برای حل بحران اوکراین نمود یافت. چین با توجه به حجم 1.2 تریلیون دلاری روابط تجاری با اتحادیه اروپا و وجود فناوری نیمه‌رساناها به شدت به این منطقه وابسته است. در نتیجه، پکن با رویکردی محتاطانه می‌کوشد ضمن حفظ روابط با مسکو، از تقابل با اروپا و خطر انزوای فناوری پرهیز کند.

💢اتحاد تاکتیکی یا شراکت راهبردی؟

🔸 با وجود نزدیکی چین و روسیه، روابط آن‌ها به‌صورت اتحاد رسمی تعریف نمی‌شود؛ روسیه برای پکن شریک استراتژیک است. چین که سیاست خارجی‌اش را بر مبنای منفعت‌گرایی می‌چیند، تنها در مخالفت با نظم موجود با روسیه هم‌راستا است و در بحران اوکراین نیز کوشیده میان حفظ روابط با مسکو و گسترش مناسبات با اروپا موازنه برقرار کند؛ رویکردی که از شکاف‌ها و بی‌اعتمادی تاریخی میان دو کشور حکایت دارد.

💢جنگ اوکراین و مسئله تایوان

🔸 ادراک پکن از مسئله اوکراین می‌تواند در چند چشم انداز مورد تحلیل قرار گیرد:

1️⃣ژئوپلیتیکی؛ این دو کشور مسائلی چون تایوان و اوکراین را بخشی از الزامات ارضی و امنیتی خود تلقی می‌کنند. براین اساس است که چین از مخالفت روسیه به گسترش ناتو حمایت می‌کند.

2️⃣استنباطی؛ پکن جنگ اوکراین را آزمایشی برای ارزیابی واکنش آمریکا در صورت وقوع بحران در تایوان می‌داند. چینی‌ها بر این باورند که تردید آمریکا در ورود مستقیم به جنگ اوکراین نشان‌دهنده احتمال بالای اجتناب از مداخله نظامی در بحران تایوان است.

3️⃣رفتاری؛ تجربه جنگ اوکراین موجب تغییر نگرش چین نسبت به مسئله تایوان شده است. پکن به‌جای کنش نظامی سریع، به سمت راهبردی تدریجی و ترکیبی متمایل شده و از ابزارهای غیرنظامی برای تضعیف جایگاه تایوان و تقویت نفوذ راهبردی خود استفاده می‌کند.

💢جمع‌بندی

سیاست چین مبتنی بر موازنه‌گری هوشمندانه میان روابط با روسیه و اروپا است. پکن با تعمیق همکاری‌ها با روسیه، از تقابل مستقیم با غرب اجتناب می‌کند تا هم از تحریم‌ها در امان بماند و هم جایگاه خود را به‌عنوان شریک اقتصادی قابل‌اعتماد اروپا حفظ کند و هم فرصت‌های ناشی از انزوای روسیه را به‌خوبی به‌کار گیرد.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

🔁 مطالب مرتبط
▫️درس‌هایی که چین از جنگ اوکراین فرا گرفت
▫️اوکراین عرصه جنگ نیابتی قدرت‌های آسیایی


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/454
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍4🆒2👏1
♦️چگونه گاز اسرائیل به ابزاری برای فشار بر مصر تبدیل شد؟
◼️أمد للدراسات السياسية- لندن

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه

🔸از زمان امضای توافق‌نامه صادرات گاز میان مصر و اسرائیل در سال ۲۰۱۹، نگرانی‌ها درباره استفاده سیاسی اسرائیل از این رابطه افزایش‌ یافت و اکنون به واقعیت پیوسته است. در تابستان امسال، میزان صادرات روزانه گاز اسرائیل به مصر از ۲۸.۳ میلیون متر مکعب به حدود ۲۴ میلیون متر مکعب و در برخی مواقع به کمتر از ۱۴.۱ میلیون متر مکعب کاهش‌یافته است؛ درحالی‌که نیاز مصر به گاز در این فصل افزایش‌ می‌یابد. اسرائیل کاهش صادرات را به افزایش مصرف داخلی و تعمیرات خطوط و میادین مرتبط می‌داند، اما این اقدام در چارچوب فشارهای سیاسی و ژئوپلیتیکی گسترده‌تری صورت می‌پذیرد.

🔹مصر تحت‌فشار برای پذیرش طرح‌های کوچ اجباری ساکنان غزه قرار دارد و اسرائیل از وابستگی مصر به گاز برای تولید برق و حمایت از صنایع داخلی استفاده می‌کند تا خواسته‌های خود را تحمیل کرده یا قدرت مانور مصر را کاهش دهد. اولین بار نیست که این کاهش صادرات رخ می‌دهد؛ پس از عملیات «طوفان الاقصی»، واردات گاز مصر از اسرائیل از حدود ۲۲.۶ میلیون متر مکعب در روز به ۱۸.۴ میلیون متر مکعب کاهش یافت. این تصمیم بر اساس دستور وزارت انرژی اسرائیل برای توقف تولید در میدان گازی «تمار» و طبق توصیه‌های امنیتی وزارت دفاع دولت اسرائیل اتخاذ شد.

🔹روند کاهش تولید گاز در مصر، برخلاف وعده تبدیل این کشور به مرکز منطقه‌ای انرژی بر پایه میدان گازی «ظهر»، ادامه دارد. از اواخر سال ۲۰۱۸ تاکنون، تولید گاز این کشور کاهش‌ و تقاضای آن افزایش یافته است. شکاف میان تولید و مصرف به حدود ۵۶.۶ میلیون متر مکعب در روز رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۵ به ۱۱۳.۲ میلیون متر مکعب در روز برسد. مصر از صادر کننده به وارد کننده گاز تبدیل‌شده و ناچار به خرید گاز با قیمت بالا و وابستگی به اسرائیل شده است. همچنین، کاهش درآمد کانال سوئز به دلیل حملات حوثی‌ها، شرایط اقتصادی و سیاسی مصر را وخیم‌تر کرده است.

💢واکنش مصر

🔹مصر برای کاهش وابستگی به گاز اسرائیل و مقابله با فشارهای ژئوپلیتیکی، اقداماتی گسترده انجام داده است. ابتدا قراردادی برای خرید ۶۰ محموله گاز طبیعی مایع تا سپتامبر ۲۰۲۵ به ارزش ۲.۵ میلیارد دلار منعقد کرد و با استفاده از سازوکار مالی اضطراری، بخشی از مبلغ را پیش‌پرداخت و مابقی را به تعویق انداخت تا تأمین برق و جلوگیری از بحران‌های اقتصادی تضمین شود. مصر همچنین زیرساخت‌های واردات گاز را با اجاره کشتی‌های جدید توسعه داده و برنامه دارد ظرفیت تبدیل LNG به گاز را تا سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۵ میلیون متر مکعب در روز افزایش دهد.

🔹طرح ساخت ایستگاه تبدیل LNG به گاز جدید در مجتمع ادکو نیز در حال بررسی است تا تنوع مسیرهای واردات افزایش یابد. در سطح راهبردی، مصر در حال مذاکره برای قراردادهای بلندمدت با شرکت‌های بزرگی مانند «آرامکو» عربستان، «ترافیگورا» سوئیس و «سوناطراک» الجزایر است تا از نوسانات لحظه‌ای بازار دور بماند و منابع پایدار و مصون از فشارهای سیاسی تأمین کند.

🔹هم‌زمان، مصر شرکت‌های خارجی فعال مانند «شورون» آمریکا، «انی» ایتالیا و «قطر انرژی» را به افزایش اکتشاف و تولید داخلی، به‌ویژه در دریای مدیترانه و دلتای نیل تشویق کرده است. سفر وزیر نفت مصر به قطر در مه ۲۰۲۵ نیز در بحبوحه احتمال توقف صادرات گاز اسرائیل انجام شد که شامل مذاکرات برای قراردادهای بلندمدت و افزایش سرمایه‌گذاری قطر در پروژه‌های انرژی مصر بود و اقدامی کلیدی برای عبور از بحران انرژی و کاهش فشارهای سیاسی به شمار می‌رود.

🔹از زمان توافق گازی سال ۲۰۱۹، روابط میان مصر و اسرائیل تنها به تجارت گاز محدود نشده است، بلکه اسرائیل ورود عمیقی در معادله امنیت انرژی مصر داشته است. این نقش بخشی از یک راهبرد هدفمند است که می‌کوشد مصر و اردن را به «کشورهای گذرگاه» تبدیل کند که به گاز اسرائیل وابسته‌اند؛ به‌گونه‌ای که هر تهدیدی علیه زیرساخت‌های انرژی اسرائیل، به‌طور مستقیم امنیت انرژی این کشورها را نیز به مخاطره می‌اندازد.

💢چرخش راهبردی یا مانور تاکتیکی؟

🔹برخی تحلیل‌ها اقدامات مصر را بیداری دیرهنگام اما ضروری می‌دانند که نشان‌دهنده آگاهی نسبت به خطر وابستگی به یک منبع انرژی است. نگرانی این است که با کاهش تنش‌های سیاسی، مصر به سیاست‌های کوتاه‌مدت بازگردد. برای پایداری این تحرکات، مصر باید تنوع‌بخشی واقعی به منابع انرژی را با قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان مختلف دنبال کند تا وابستگی به منابع ناپایدار کاهش یابد.

🔁 مطالب مرتبط
▫️دولت جدید سوریه و احیای پروژه خط لوله گاز قطر-ترکیه
▫️رقابت الجزایر و مراکش بر سر انتقال گاز نیجریه به اروپا

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/455
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏43👎2
🌐 آیا کنسرسیوم هسته‌ای مذاکرات را از بن‌بست خارج می‌کند؟

#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هسته‌ای
#آمریکا

📝عرفان علمشاهی

🔹مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا پیش از آغاز دور ششم با یک پیشنهاد از سوی آمریکا وارد مرحله جدیدی شد. به گزارش نیوریورک تایمز، طبق این پیشنهاد که توسط عمان به ایران داده شد، کنسرسیومی متشکل از ایران، عربستان، امارات و آمریکا تشکیل خواهد شد تا به طور مشترک غنی‌سازی اورانیوم را انجام دهد. ارسال چنین پیشنهادی پیش از آغاز دور ششم نشان می‌دهد احتمالاً آمریکا می‌خواهد هر چه زودتر آینده مذاکرات با ایران مشخص شود. به عبارت دیگر، پاسخ ایران به آمریکا می‌تواند سرنوشت تمامی مذاکرات را تعیین کند. آن‌ چیزی که اهمیت دارد این است که تشکیل کنسرسیوم چقدر ممکن است و چگونه منافع ایران را تأمین خواهد کرد؟

💢پیشینه کنسرسیوم

🔸تأسیس کنسرسیوم غنی‌سازی اورانیوم بحث جدیدی نیست و تجربه‌های متعددی دارد. یکی از مثال‌های شناخته‌شده و موفق آن، کنسرسیوم مشترک آرژانتین با برزیل است که در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت. این دو کشور پس از دو دهه رقابت هسته‌ای که آن‌ها را تا مرز غنی‌سازی تسلیحاتی کشاند، تصمیم گرفتند نهاد مشترکی به نام «آژانس برزیل و آرژانتین برای نظارت و حسابرسی مواد هسته‌ای» یا به اختصار ABACC را شکل دهند که اعضای آن از هر دو کشور بر برنامه غیرنظامی هسته‌ای آن‌ها نظارت کنند.

🔸بحث کنسرسیوم در تاریخچه برنامه هسته‌ای ایران نیز سابقه دارد. ایران در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) وارد کنسرسیومی به نام یورودیف شد تا اورانیوم غنی‌شده لازم برای نیروگاه هسته‌ای خود را تأمین کند. غنی‌سازی در خاک فرانسه انجام می‌شد که اورانیوم غنی‌شده را به کشورهای شریک صادر می‌کرد. ایران در آن زمان سرمایه‌گذاری ۱ میلیارد دلاری در کنسرسیوم انجام داد و از طریق شرکت سوفیدیف، ۱۰ درصد از سهم اورانیوم غنی‌شده در کنسرسیوم را خریداری کرد. پس از وقوع انقلاب اسلامی، دولت موقت در سال ۱۳۵۸ قرارداد سرمایه‌گذاری را لغو کرد. در نتیجه، پرونده‌ای حقوقی میان ایران و فرانسه شکل گرفت که در نهایت فرانسه پذیرفت ۱.۶ میلیارد دلار را از به ایران بازگرداند؛ اما قبول نکرد که سهم اورانیوم غنی‌شده ایران را تحویل بدهد درحالی‌که ایران هنوز سهامدار محسوب می‌شد. یورودیف به تجربه‌ای منفی برای ایران در وابستگی به غنی‌سازی کنسرسیومی تبدیل شد.

💢آیا کنسرسیوم میان ایران، اعراب و آمریکا عملی است؟

🔸اینکه ایران در کنار کشورهای عرب و آمریکا بتواند نمونه‌ مشابهی از کنسرسیوم آرژانتین-برزیل را ایجاد کنند چالش‌های مهمی دارد. نخست، باید دانست که در طول دو دهه رقابت هسته‌ای، آرژانتین و برزیل یکدیگر را نه یک دشمن و تهدید فوری، بلکه رقیبی منطقه‌ای می‌دیدند. انگیزه اصلی هر یک از آن‌ها در ارتقای برنامه هسته‌ای، نگرانی از این بود که دیگری به بمب دست پیدا کند. وضعیت ایران در منطقه به مراتب متفاوت‌تر است. علی‌رغم روند تنش‌زدایی میان ایران و عربستان سعودی، میان ایران و آمریکا همچنان تنش و بی‌اعتمادی عمیقی حکمفرماست و احتمال درگیری نظامی وجود دارد. تشکیل کنسرسیوم هسته‌ای مشترک تحول امنیتی بزرگی در منطقه است؛ اما به شرطی عملی است که روند کلی تحولات نیز مثبت باشد.

💢حرکت روی خطوط قرمز

🔸کنسرسیوم در وضعیت کنونی یک موضوع نسبتاً حاشیه‌ای است. آن چیزی که احتمال توافق را پایین می‌آورد، اصرار آمریکا مبنی بر توقف غنی‌سازی در داخل خاک ایران و پافشاری ایران برای تداوم آن است. پیشنهاد کنسرسیوم نیز روی همین خطوط حرکت می‌کند. ایران می‌تواند این طرح جدید را به شرط تداوم غنی‌سازی در داخل خاک خود بپذیرد. در این صورت در واقع ایران و اعراب برنامه هسته‌ای مجزای خود را خواهند داشت؛ اما اگر آمریکا بخواهد در کنسرسیوم احتمالی، پایان غنی‌سازی ایران در داخل ایران را مطالبه کند، مذاکرات دوباره به بن‌بست خواهد رسید. با توجه به این نکات، مکان غنی‌سازی، نقطه اصلی مناقشه است.

تمام این نکات، اجرایی‌شدن و موفقیت پیشنهاد کنسرسیوم را مبهم می‌کند. این پیشنهاد در حالی مطرح شده است که نه تنها بی‌اعتمادی عمیقی میان ایران و آمریکا وجود دارد، بلکه هنوز بر سر خطوط قرمز مصالحه‌ای رخ نداده است. اجرای کنسرسیوم در صورت حفظ غنی‌سازی در داخل خاک ایران و قابلیت بازگشت‌پذیری، می‌تواند امر مثبتی باشد. با این حال سوال مهم این است که آیا چنین کنسرسیومی مورد پذیرش این دو کشور عرب و چشم‌انداز هسته‌ای آن‌ها خواهد بود؟ از آن مهم‌تر، باید دید آیا ایران و آمریکا در مورد مسئله غنی‌سازی در خاک ایران به توافق می رسند یا خیر.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

🔄مطالب مرتبط
▫️کنسرسیوم هسته‌ای ایران، آمریکا و کشورهای عربی چقدر محتمل است؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/456
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎2👏21👌1
🌐آینده جنگ اوکراین در پرتو عملیات تار عنکبوت

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_اوکراین
#روسیه

🔹حمله غافلگیرانه پهپادی اوکراین به پایگاه‌های هوایی روسیه با نام عملیات تار عنکبوت، که نتیجه بیش از یک سال تلاش‌های اطلاعاتی عنوان شده گرچه رویدادی مهم در جنگ اوکراین بوده و روابط روسیه با کشورهای ناتو را به سمت تنش بیشتری پیش می‌برد اما میزان تأثیرگذاری آن بر آینده مذاکرات و جنگ شاید آنطور که تصور می‌شود تحول‌برانگیز نباشد.

💢جزئیات عملیات

🔸در این عملیات پنج پایگاه هوایی روسیه که در فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری مرز اوکراین با استفاده از ۱۱۷ پهپاد هدف قرار گرفتند که البته حمله به برخی از این پایگاه‌ها ناموفق بود. علاوه بر این، حملات به یک بندر و سایر مناطق مختلف روسیه نیز گزارش شده است. این حمله خسارات قابل توجهی به نیروی هوایی روسیه وارد کرد. سازمان اطلاعات اوکراین (SBU) ابتدا مدعی شد که بیش از ۴۰ فروند هواپیما و بمب‌افکن را نابود کرده اما تصاویر ماهواره‌ای و ارزیابی کارشناسان نشان از آن دارد که تعداد هواپیماهای نابود شده در حدود ۱۴ عدد است. برخی کارشناسان خسارت ناشی از این حمله را از ۲ تا ۷ میلیارد دلار تخمین زده‌اند. این حمله گرچه موجب آسیب به یکی از ارکان بازدارندگی متعارف روسیه شد اما این خسارت، جبران‌ناپذیر و تهدیدی برای بازدارندگی متعارف تهاجمی روسیه نیست.


💢تأثیر بر آینده جنگ

🔸بر اساس دکترین دفاع ملی روسیه، در صورت هجوم تهدیدآمیز یگان‌‌های هوایی دشمن، بررسی استفاده از سلاح‌های تاکتیکی یا راهبردی هسته‌ای آغاز خواهد شد. با این حال انتظار می‌رود با افزایش تنش‌ها صرفاً احتمال تداوم حملات با استفاده از سلاح‌های مخوف‌تر و به نقاطی که کاربرد دوگانه مدنی-نظامی دارد بیشتر شود.

🔸تا پیش از این، نیروی زمینی روسیه با پیشروی پیوسته در خاک اوکراین، پس از بازپس‌گیری منطقه کورسک، به سمت تصرف مناطق جدیدی همچون سومی در شمال شرق اوکراین حرکت می‌کرد. به نظر می‌رسد این عملیات می‌تواند مانع موقتی در روند پیشروی روسیه ایجاد کرده باشد. ممکن است روند تهاجم با افزایش روحیه سربازان اوکراینی، احتیاط بیشتر روسیه در استفاده از ظرفیت هوایی خود و فشار روانی مضاعف بر نهادهای اطلاعاتی-امنیتی کند شود؛ با این حال این عملیات مانع جدی برای پیشروی روسیه ایجاد نخواهد کرد.

💢چشم‌انداز صلح و راهبرد کشورهای اروپایی

🔸این حمله که دقیقا پیش از شروع مذاکرات آتس‌بس و با حمایت همه‌جانبه سرویس‌های اطلاعاتی چند کشور بزرگ اروپایی انجام شده نشان‌دهنده تلاش این کشورها برای قرار دادن اوکراین در موضع قدرت برای مذاکره می‌باشد. با این حال، این مسئله هیچ تأثیری در روند و نتیجه مذاکرات نخواهد داشت و طرف روسی همچنان بر خواسته‌های پیشین تأکید می‌کند. آتس‌بس موقت اخیر برای تبادل اسرا نیز طرحی از پیش صحبت شده بود و عملیات هیچ تاثیری بر آن نداشته است.

🔸در مقابل این حمله باعث تشدید تنش‌ها بین روسیه و اروپا خواهد شد. فعلا انگشت اتهام به سوی بریتانیاست و ممکن است این عملیات منجر به افزایش اقدامات خرابکارانه روسیه علیه این کشور شود. اگرچه این حمله شاید برتری نسبی موقتی را برای اوکراین فراهم کند اما در میان‌مدت تغییر چندانی در موقعیت ضعیف اوکراین نسبت به روسیه ایجاد نخواهد کرد؛ زیرا تجربه نشان داده که در شرایط میدانی زمان به نفع روسیه و به ضرر اوکراین است.

💢بازیگری آمریکا پس از این حمله

🔸دولت ترامپ می‌داند که روسیه تمایلی به کوتاه آمدن ندارد و تنها راه رسیدن به صلح، سازش‌گری اوکراین خواهد بود. از طرف دیگر، روسیه بسیار قدرتمند نیز برای روند صلح مخرب است و در نتیجه با وجود اطلاع مانع از انجام این عملیات نشد. در تماس تلفنی وزرای خارجه روسیه و آمریکا پس از این عملیات، موضوع بررسی جنایات جنگی اوکراین در مناطق کورسک و بریانسک مطرح شد که نشان‌دهنده تمایل آمریکا برای امتیازدهی ظاهری به روسیه به منظور برقراری صلح و کاهش تنش بین دو قدرت است.

💢جمع‌بندی

حمله پهپادی اوکراین به پایگاه‌های هوایی روسیه منجر به وارد آمدن ضربه‌ای غافلگیرانه و پرهزینه به این کشور شد. با این حال، این ضربه اما نه به قدری قوی بوده که توان هوایی روسیه را فلج کند و نه به قدری پرهزینه که اقتصاد جنگی روسیه را تحت فشار شدید قرار دهد. بنابراین، این حمله تنها یک کارت کوتاه‌مدت برای برتر نشان دادن اوکراین در مذاکرات صلح محسوب می‌شود. در میان‌مدت، انتظار می‌رود که روسیه با انجام ضربات سهمگین‌تر جایگاه برتر خود را تثبیت کند و با احیای وجهه خود به دنبال کسب امتیازات بیشتر برای دستیابی به صلح باشد.

🔁مطالب مرتبط
▫️چشم‌انداز مبهم صلح اوکراین
▫️چشم انداز روابط ایران و اروپا در سایه مذاکرات صلح اوکراین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/457
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍74👎3👌1
🌐نتایج سه انتخابات در اروپا؛ رشد محسوس اما ناکافی راست افراطی

#تحلیل_کوتاه
#با_انتخابات
#اروپا

📝علی محبی

🔹در هفته‌های اخیر، اروپا شاهد برگزاری دو انتخابات ریاست‌جمهوری در رومانی و لهستان و یک انتخابات ‏پارلمانی در پرتغال بوده است. پیش‌تر در مورد شرایط زمینه‌ای این انتخابات‌ها توضیحاتی ارائه شد و اکنون این تحلیل به بررسی نتایج انتخابات و تأثیر آن بر ‏آینده سیاست‌ورزی در اروپا می‌پردازد.‏

💢انتخابات لهستان

🔸با اعلام نتایج دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری لهستان، کارول ناوروکی (‏Karol Nawrocki‏)، نامزد ‏راست‌گرای مورد حمایت ترامپ از حزب قانون و عدالت، با کسب ۵۰.۹ درصد آراء، به پیروزی دست یافت. این ‏نتیجه تنها ۱.۷۸ درصد اختلاف رأی را نشان می‌دهد. اگرچه جایگاه ریاست‌جمهوری در لهستان اختیارات ‏گسترده‌ای ندارد، اما به دلیل فرماندهی کل قوا و توانایی وتوی طرح‌های مجلس، می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر ‏جهت‌گیری سیاست خارجی کشور داشته باشد.

🔸در حال حاضر، رئیس‌جمهور لهستان نماینده جریان راست‌گرا ‏و ملی‌گرا است، در حالی که نخست‌وزیر کشور نماینده جریان لیبرال و حامی اتحادیه اروپا می‌باشد. بنابراین، ‏سیاست‌های آینده لهستان به صحنه تقابل جدی‌تر میان دو جریان ملی‌گرای ضد حمایت از اوکراین و لیبرال ‏موافق حمایت همه‌جانبه از اوکراین تبدیل خواهد شد. دیدار و حمایت دونالد ترامپ از ناوروکی پیش از ‏انتخابات یکی از عوامل مؤثر بر پیروزی این جریان به شمار می‌آید و نوید دهنده حضور پررنگ‌تر جریانات ‏راست‌گرا در سیاست کشورهای اروپایی به واسطه حمایت جریان ‏MAGA‏ در آمریکا است.‏

💢انتخابات پرتغال

🔸اگرچه در دو سال گذشته پرتغال انتخابات متعددی برگزار شده است، اما نتایج اخیر این کشور به پایان ‏بن‌بست سیاسی منجر خواهد شد و روند سیاست‌گذاری را به سمت راست‌گرایی بیشتر هدایت خواهد کرد. تا ‏پیش از این، حزب‌های راست میانه و چپ میانه به دلیل اختلافات و عدم محبوبیت کافی قادر به ایجاد ‏ائتلافی پایدار نبودند. نکته شگفت‌آور این انتخابات، رشد رأی حزب راست افراطی چگا (‏Chega‏) بود که برای ‏نخستین بار با کسب ۲۲ درصد آراء موفق شد دو کرسی بیشتر از حزب چپ میانه سوسیال دموکرات در ‏پارلمان به دست آورد و بدین ترتیب به دومین حزب بزرگ پارلمان تبدیل شد.

🔸حزب سوسیال دموکرات با ‏کاهش هشت درصدی آراء‌اش تنها توانست ۲۲ درصد کرسی‌ها را کسب کند و حزب راست میانه ائتلاف ‏دموکراتیک نیز توانست با افزایش کرسی‌های خود حدود ۳۲ درصد از کرسی‌های پارلمان را به دست آورد. ‏بنابراین، این بار حزب دموکراتیک می‌تواند با همکاری حزب چگا دولتی باثبات‌تر اما با گرایشات راست‌گرایانه‌تر ‏تشکیل دهد و بدین ترتیب مسیر سیاست داخلی و خارجی پرتغال را به سمت سیاست‌های افراطی‌تر سوق ‏دهد.‏

💢انتخابات رومانی

🔸دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری رومانی در تاریخ ۲۸ اردیبهشت برگزار شد که منجر به پیروزی دَن، نامزد ‏لیبرال و حامی اتحادیه اروپا، گردید. علی‌رغم اینکه در دور نخست، سیمیون، نامزد راست افراطی، حدود ۴۰ ‏درصد آراء را کسب کرده بود و در نظرسنجی‌های پیش از دور دوم محبوبیت ۵۳ درصدی داشت، اما تنها ‏موفق به کسب ۴۶ درصد آراء شد.

🔸این کاهش آرا برخلاف نظرسنجی‌ها ناشی از تلاش‌های گسترده‌ای بود که ‏برای جلوگیری از رشد او صورت گرفت که شامل ائتلافی همه‌جانبه علیه او از سوی نیروهای لیبرال و تلاش ‏دولت‌های غربی برای کنترل شبکه‌های اجتماعی به منظور جلوگیری از گسترش محتواهای محافظه‌کار است. ‏اگرچه راست‌گرایان افراطی در این انتخابات شکست خوردند، اما حجم آراء آنها نشان‌دهنده تمایل بی‌سابقه‌ای ‏به ضدیت با اتحادیه اروپا و ناتو در رومانی است که دیر یا زود تأثیر خود را بر سیاست و جامعه رومانی خواهد ‏گذاشت.‏

💢قطبی شدن منطقه‌ای و رشد راست افراطی

🔸در انتخابات لهستان، ‏مناطق نیمه شرقی کشور عمدتاً طرفدار جریانات راست‌گرا و نیمه غربی کشور طرفدار جریانات لیبرال و ‏چپ‌گرا بودند و جریان راست افراطی از ۷ به ۱۶ درصد رشد پیدا کرده است. در پرتغال، نیمه شمالی کشور ‏حامی حزب راست میانه و نیمه جنوبی کشور حامی احزاب چپ و راست افراطی بودند و جریان راست افراطی ‏به دومین حزب محبوب این کشور تبدیل شد. همچنین در رومانی، تمامی مناطق شهری حامی جریان لیبرال ‏و تمامی مناطق غیرشهری حامی جریان راست افراطی بودند و محبوبیت نامزد جریان راست افراطی به ۴۶ ‏درصد رسیده است.‏

بنابراین در انتخابات‌های اخیر اروپا، روند رشد روزافزون راست افراطی با موفقیت‌های محدود قابل مشاهده است. علاوه ‏بر این، انتخابات‌ها به صورت منطقه‌ای و شهری-روستایی در حال قطبی شدن هستند.

🔁مطالب مرتبط
▫️اروپا و سه انتخابات در یک روز
▫️انتخابات آلمان؛ پیروزی مورد انتظار «دموکرات مسیحی»

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/458
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4😱2👍1😁1
♦️گرایش گروه‌های افراطی به تروریسم تجاری؛ خطرات تروریسم سفارشی
◼️مركز السلام للدراسات الاستراتيجية-مصر
📝محمد الفطیسی

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه

🔹مطالعات مرتبط با افراط‌گرایی و تروریسم، همچنان با چالش‌هایی در فهم ابعاد گوناگون این پدیده روبه‌رو است. پدیده‌ای که به یکی از مشخصه‌های بارز نظم بین‌المللی معاصر تبدیل‌شده است. باوجود حجم وسیع پژوهش‌های تخصصی، تجزیه‌وتحلیل مؤلفه‌های این پدیده در سطح فکری و ایدئولوژیک، ساختارها و شبکه‌های داخلی، مناسبات و ائتلاف‌های میان گروه‌های تروریستی و روابط آنان با برخی دولت‌ها همچنان با ابهامات فراوانی همراه است.

💢پرسش‌های بی‌پاسخ

🔹سخن گفتن از بی‌گناهی در شکل‌گیری گروه‌های افراطی، آن‌گونه که تاسیس آن‌ها صرفاً ناشی از عوامل درونی معرفی می‌شود، ناقص و ساده‌انگارانه است. وجه پنهان این پدیده، در حقیقت با پرسش‌هایی اساسی گره‌خورده است: چه کسانی از موجودیت و فعالیت این گروه‌ها سود می‌برند؟ چه کسانی هدایت آن‌ها را بر عهده‌دارند و ساختار شبکه‌ای‌شان را طراحی می‌کنند؟ چه منابعی تسلیحات پیشرفته را در اختیارشان می‌گذارند؟ چه عواملی عبورشان از مرزها را تسهیل می‌نمایند؟ چه دست‌هایی روایت‌هایی هالیوودی، رعب‌آور و پرهیاهو پیرامون آن‌ها می‌سازند؟ چه کسانی از اقدامات تروریستی آنان بهره‌برداری راهبردی می‌کنند؟

🔹یکی از مهم‌ترین یافته‌ها، ارتباط ساختاریافته گروه‌های تروریستی با برخی دولت‌هاست؛ کشورهایی که از این گروه‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای تضعیف، بی‌ثبات‌سازی و فراهم‌سازی زمینه نفوذ و بهره‌برداری از منابع کشورهای دیگر بهره می‌برند. این گروه‌ها گاه به‌عنوان اهرم فشار در سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده می‌شوند و گاه در حالت غیرفعال باقی می‌مانند تا در آینده برای مأموریت‌های جدید بازتعریف شوند.

🔹از دهه ۱۹۷۰، نقش آمریکا در تحولات افغانستان و حمایت از مجاهدین عرب علیه اشغال شوروی مشهود است؛ مجاهدینی که بعدها هسته اولیه القاعده را شکل دادند. این سازمان دهه‌ها بر مناسبات جهانی تأثیر گذاشت تا آنکه جای خود را به داعش داد. با وجود جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه هیچ واکنشی از سوی این گروه‌ها و رسانه‌های وابسته ایشان صورت نگرفته است. همچنین، افشاگری رابرت فورد، سفیر پیشین آمریکا در سوریه، درباره ارتباطش با گروه «هیئه تحریر الشام» نیز مهر تأییدی بر برخی از این روابط پنهان و پیچیده است.

💢تحول راهبردهای گروه‌های افراطی

🔹دگرگونی راهبردی گروه‌های تروریستی و تغییر در شیوه‌های عملیاتی آنان حاکی از آن است که این گروه‌ها توانسته‌اند از ظرفیت‌های سیاسی و امنیتی عصر دیجیتال بهره‌برداری چشمگیری داشته باشند. نکته قابل‌توجه در این تحولات، توانمندی بالای این گروه‌ها در انطباق سریع با تغییرات محیط امنیتی بین‌المللی است. به‌عنوان نمونه، از منظر تحول در ساختار فکری، می‌توان به گذار از راهبرد «ضربه و گریز» مورداستفاده القاعده، به «ایجاد دولت و استقرار» که از سوی داعش اشاره کرد. همچنین در راستای کاهش هزینه‌های انسانی و مالی، این گروه‌ها به استفاده از تاکتیک «گرگ‌های تنها» یا «تروریسم فردمحور» روی آورده‌اند. به‌نظر می‌رسد این گروه‌ها در واکنش به فشارهای امنیتی و اطلاعاتی و کاهش منابع مالی، تلاش کرده‌اند دامنه منابع پشتیبانی خود را گسترش دهند. ازجمله این تلاش‌ها می‌توان به همکاری با قاچاقچیان مواد مخدر، شبکه‌های بین‌المللی مافیایی فعال در حوزه آثار باستانی، قاچاق انسان، ارز، و تجارت جنسی اشاره کرد.

💢تروریسم به‌مثابه خدمتی قابل خرید و فروش

🔹در دوره اخیر، بسیاری از گروه‌های تروریستی به سوی «تروریسم سفارشی» حرکت کرده‌اند، به این معنا که عملیات تروریستی را به صورت سفارشی و تجاری انجام می‌دهند. این گروه‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین از ظرفیت این حوزه نیز استفاده کرده‌اند. ترکیب فناوری و تجارت تروریسم، قدرت گروه‌ها را افزایش داده و مقابله با آن‌ها را برای نهادهای امنیتی دشوارتر کرده است. بسیاری از این عملیات در فضای مجازی و با استفاده از ارزهای دیجیتال که رهگیری آن‌ها سخت است، انجام می‌شود.

تروریسم از فعالیتی مبتنی بر ایدئولوژی‌های دینی یا فرهنگی به فعالیتی تجاری تبدیل شده که در اینترنت تبلیغ و عرضه می‌شود. پیش‌بینی می‌شود در آینده شاهد سایت‌ها و اتاق‌های تاریکی باشیم که عملیات تروریستی در آن‌ها به مزایده گذاشته می‌شود. نمونه‌هایی از این عملیات شامل انفجار پل کریمه در ۲۰۲۲، حمله به سالن کنسرت «کروکوس سیتی هال» در ۲۰۲۴ و حملات به حزب‌الله لبنان هستند که در قالب جنگ پیجرها یا تخریب تجهیزات ارتباطی گزارش شده‌اند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/459
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍7👏2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥چین بر خلاف آمریکا در خاورمیانه قدرت امپریالیست نخواهد شد!

#تهران_مدیا
#چین
#آمریکا

🔸جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا معتقد است که دولت ترامپ اکنون با دولت عمیق و لابی اسرائیل در آمریکا درگیر است که دهه‌ها است در کل ساختار دولت آمریکا ریشه یافته است و به دلیل دخالت آن‌ها، ترامپ نمی‌تواند توافقی را با ایران به سرانجام برساند.

🔸راهبرد چین در خاورمیانه کاملا با آمریکا تفاوت دارد؛ چرا که نه در گذشته سابقه استعمارگری فرامرزی نداشته و نه همچون آمریکا میراث استعمارگری آنگلوساکسونی را به ارث نبرده است.

«ایالات متحده یک قدرت امپریالیستی است. در خاورمیانه همچون یک قدرت استعمارگر و قدرت اصلی نظامی منطقه عمل می‌کند. اما چین کاملاً متفاوت است. حضور چین در منطقه صرفاً تجاری و تثبیت‌کننده است. چین به دلیل انرژی و دیگر شرایط ژئوپلیتیکی به ثبات در خاورمیانه علاقه‌مند است اما هیچ نسبتی با یک قدرت امپریالیستی ندارد. نه در گذشته در فرامرزهای خود قدرت امپریالیستی بوده و نه به نظر من در آینده چنین خواهد بود»

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👎53🤔2
🌐 تضاد ماهوی در راهبرد بلندمدت امارات متحده عربی

#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
#امارات

📝جواد میرگلوی بیات

🔹دولت امارات در سال ۲۰۲۱ از «سند راهبردی ۲۰۷۱» که مسیر پیش‌‌‌روی پنجاه سال آینده این مملکت را مشخص می‌‌کند رونمایی کرد. محور اصلی این برنامه تبدیل امارات به لولای تجارت میان آسیا، منطقه غرب آسیا و آفریقا است. امارات تاکنون توانسته در این مسیر به خوبی حرکت کند؛ چنانکه در آمار سال ۲۰۲۴ ارزش تجارت خارجی این کشور ۸۱۵ میلیارد دلار اعلام شده که عدد بسیار قابل توجهی است.

💢راهبرد یک بندر یک گره


🔸راهبرد «یک بندر یک گره» اماراتی‌ها آنها را در رسیدن به این عملکرد کمک کرده است. آنها به دنبال این هستند حضور همه جانبه خود را در نقاط مختلف دنیا از آسیای مرکزی و قفقاز و شرق اروپا گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین تقویت کنند. دو شرکت DP World مستقر در دبی و AD Ports مستقر در ابوظبی در بیش از ۱۰۰ کشور دنیا ده‌ها بندر، منطقه آزاد، فرآیندهای پخش و توزیع و... دایر کرده و در نظر دارند در راستای سند چشم‌انداز ۲۰۷۱ فعالیت خود را افزایش دهند.

🔸راهبرد یک بندر یک گره را می‌توان مقیاس کوچکی از راهبرد «یک کمربند یک جاده» چین دانست. میل امارات به این اقدامات تالی منطقی راهبرد آن است؛ چرا که این یک مسیر طبیعی برای قدرت‌های در حال رشد تجارت پایه است.

🔸این سوال مطرح است که آِیا امارات نیز می‌تواند مانند قدرت‌های بزرگ جهانی و یا قدرت‌های بزرگ منطقه‌‌ای مانند ترکیه و ایران و حتی عربستان این مسیر را با موفقیت طی کند؟

💢فقط قدرت اقتصادی تعیین کننده نیست!

🔸امارات گرچه توانسته عملکرد فوق‌العاده‌ای در رشد اقتصادی و تبدیل واحه‌های بیابانی به ابرشهرهای جهانی داشته باشد ولی کماکان از فقدان برخی از مولفه‌های اساسی مانند جمعیت بومی، پراکندگی نواحی شهری و زیرساخت‌ها، جغرافیای امن و با ظرفیت، هویت و تاریخ و نفوذ گفتمانی رنج می‌برد.

🔸اگرچه امارات با وجود این فقدان‌های اساسی عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته و توانسته خود را به یک بازیگر مهم در منطقه مطرح کند ولی همین فقدان‌ها منجر به نوعی نهادسازی مادی و معنوی شده که از قضا پاشنه آشیل این کشور خواهد شد. در واقع سندروم کویت بودگی گریبان امارات را البته در مقیاس وسیع‌‌تر خواهد گرفت.

🔸امارات برای جبران این نقیصه‌ها سراغ کشورهای خارجی رفت. اگرچه در طول سه دهه اخیر اماراتی‌ها با استفاده از این رویکرد توانستند به موفقیت‌های چشم‌گیری دست پیدا کنند ولی همین مساله برای آنها گرفتاری‌هایی را نیز پدید آورده است. آنها مجبور هستند که سیاست‌های اعلی خود را با منویات حامیان خود تنظیم کنند. روابط با چین و اسرائیل دو نمونه از مسائلی است که این نکته را منعکس می‌کند.

1️⃣مسئله چین

🔸منصور بن زاید برادر و معاون حاکم امارات اعلام کرده حجم تجارت امارات با چین به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده و در نظر دارند این رقم را تا پایان سال ۲۰۳۰به ۲۰۰ میلیارد دلار برسانند. مبادلات امارات و چین همه جانبه شده و دیگر نمی‌توان فقط از رابطه نفتی دو کشور صحبت کرد. اما این آمار فوق العاده با چالش مهمی روبه‌روست. تساهل آمریکا نسبت به همکاری میان امارات و چین به اندازه این اعداد و ارقام خارق‌العاده نیست.

🔸کنگره و دولت آمریکا هم‌‌زمان به ابوظبی فشار آوردند تا ارتباط خود با چین در زمینه‌های فناوری‌های نوین را تمام کند؛ مساله‌ای که مورد موافقت ابوظبی قرار گرفت و آنها سرمایه‌گذاری در شرکت‌های چینی را متوقف کردند. همکاری نظامی میان امارات و چین نیز مساله‌ای نیست که آمریکا بتواند آن را تحمل کند.

2️⃣مساله اسرائیل و ماجراجویی منطقه‌ای

🔸روابط نزدیک ابوظبی و تل‌آویو در چند سال اخیر بسیار مشهود است و نشانه‌ای مبنی بر اخلال در آن در کوتاه و میان‌مدت وجود ندارد. امارات که از مولفه‌های کلاسیک قدرت برخوردار نیست، مانند اسرائیل از تجزیه منطقه و تشکیل دولت‌های متعدد و ضعیف که هم‌سنگ و هم‌تراز امارات و حتی ضعیف‌تر از آن باشند استقبال می‌کند.

🔸یک کاسه کردن حرکت منطقه‌ای امارات با سیاست‌های اسرائیل و سرکوب جریان اصیل میان ملت‌ها و حمایت از دیکتاتوری‌ها و جریان‌های جدایی طلب به طور تدریجی فضای ضد اماراتی در منطقه ایجاد کرده و خواهد کرد. علاوه براین دولت‌های همراه با اسرائیل مورد غضب جوامع اسلامی قرار دارند و امارات از این قاعده مستثنی نیست.

این موارد نشان‌دهنده تضاد ماهوی در مسیر طبیعی امارات برای دستیابی به اهداف اقتصادی و افزایش قدرت منطقه‌ای به منظور صیانت از منافع خود است.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

🔄مطالب مرتبط
▫️ورود عمیق امارات در لجستیک بندری آفریقا
▫️قطع روابط سودان با امارات؛ شکستی برای پروژه آفریقایی بن زاید

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/460
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62👎2👌2
🌐گنبد طلایی آمریکا؛ آیا جنگ ستارگان تکرار می‌شود؟

#تحلیل_کوتاه
#رقابت_تسلیحاتی
#آمریکا

🔹«گنبد طلایی آمریکا» سامانه جدیدی است که ترامپ دو هفته پیش از آن رونمایی کرد تا به گفته خودش از خاک آمریکا در برابر حملات موشکی خارجی در «فضا، دریا و خشکی» دفاع کند. طبق اطلاعاتی که تاکنون از این سامانه منتشر شده است، گنبد طلایی به وسیله استقرار موشک‌های پدافندی در فضا برای مقابله با انواع مختلف حمله موشکی ایجاد خواهد شد. چنین طرحی در ظاهر مشابه ایده جنگ ستارگان ریگان است. در آن زمان ایده جنگ ستارگان قابل اجرا نبود. حال دقیقاً مشخص نیست گنبد طلایی چه خواهد بود و آیا آمریکا قادر به عملیاتی‌کردنش است یا خیر.

💢سیستم‌های کنونی پدافند موشکی در آمریکا

🔸آمریکا در سه دهه گذشته تمرکز ویژه‌ای بر ارتقای پدافند موشکی خود داشته است. پدافند موشکی آمریکا از ۶ سامانه اصلی (۴ سامانه موشکی و ۲ سامانه فضایی هشدار اولیه و ردیابی) تشکیل می‌شود. سامانه GMD یا همان (Ground_Based Midcourse Defense) و سامانه Aegis Ballistic Missile Defense به ترتیب برای انهدام موشک‌های بالستیک راهبردی و موشک‌های برد کوتاه و متوسط در فاز میانی (Midcourse) طراحی شده‌اند. دو سامانه THAAD و PAC-3 (Patriot Advanced Capability-3) نیز برای مقابله با موشک‌های برد کوتاه و متوسط؛ اما در انتهای فاز میانی و فاز ترمینال وجود دارند. همچنین دو سامانه SBIRS-High و STSS نیز با داشتن سنسورهایی در فضا، هشدار اولیه حمله موشکی را صادر و موشک‌ها را ردیابی می‌کنند.

💢گنبد طلایی احتمالی چه آورده‌ جدیدی دارد؟

🔸نخست، سامانه‌های کنونی برای حملات محدود و در مقیاس پایین طراحی شده‌اند، نه برای یک حمله موشکی گسترده. بنابراین گنبد طلایی می‌تواند سناریوی حمله گسترده را پوشش دهد. دوم، زودهنگام‌ترین سامانه‌های موجود، همچون GMD نهایتاً در فاز میانی که سر جنگی از بوستر جدا و از اتمسفر خارج می‌شود می‌توانند موشک مهاجم را منهدم کنند. گنبد طلایی ممکن است به گونه‌ای طراحی شود تا در Boost Phase که مرحله نخست شلیک است، موشک را مورد اصابت قرار دهد. همچنین گنبد طلایی ممکن است تمام سامانه‌های موجود را یکپارچه کند تا اثرگذاری آن‌ها را افزایش دهد. علاوه‌براین مسئله موشک‌های هایپرسونیک و دشواری در انهدام آن‌ها در فاز Glide (که سر جنگی در حال سقوط سرعت می‌گیرد و می‌تواند مانور دهد) در چند سال اخیر مورد توجه دولت‌های آمریکا (هم بایدن و هم ترامپ) بوده است.

💢گنبد آهنین و جنگ ستارگان

🔸در حالی که ترامپ و هگست در اجرای طرح گنبد طلایی مصمم به نظر می‌رسند، تردیدهایی نسبت به آن وجود دارد. درست است که در مقایسه با جنگ ستارگان، اکنون محدودیت‌های فناورانه کاهش یافته و به لطف پروژه‌های ایلان ماسک، همچون استارلینک، گنبد طلایی امر ناممکنی نیست اما همچنان تا حدی بلندپروازانه به نظر می‌رسد. بحث بودجه نیز وجود دارد. هم‌اکنون بودجه اولیه ۲۵ میلیارد دلاری برای آن تعیین شده است. بودجه کل این پروژه نیز تا ۱۷۵ میلیارد احتمالاً برسد. تأمین چنین رقمی برای دولت ترامپ بسیار دشوار خواهد بود؛ چه اینکه ممکن است در انتخابات میان‌دوره‌ای، دموکرات‌ها اکثریت کنگره تصاحب کنند.

💢آینده رقابت قدرت‌های بزرگ

🔸همان‌گونه که ایده جنگ ستارگان ریگان، نگرانی شوروی را برانگیخت، گنبد طلایی نیز می‌تواند حساسیت چین و روسیه را افزایش داده و برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد یک رقابت تسلیحاتی شدید میان قدرت‌های بزرگ را فعال کند. علت این امر مشخص است. اگر گنبد طلایی واقعاً توانایی انهدام در فاز Boost و پیش از آنکه موشک از جو خارج شود را داشته باشد، در این صورت بازدارندگی هسته‌ای روسیه و چین آسیب خواهد دید؛ چراکه آمریکا توانایی حمله هسته‌ای به این دو کشور را خواهد داشت، بدون آنکه از پاسخ آن‌ها آسیب ببیند. البته این به معنای موفقیت ۱۰۰ درصدی گنبد طلایی احتمالی نیست اما به هر حال می‌تواند آسیب‌پذیری آمریکا را بسیار کاهش دهد. اردیبهشت ماه امسال، روسیه و چین در بیانیه مشترکی ایده گنبد طلایی آمریکا را «عمیقاً بی‌ثبات‌کننده» خواندند.

ترامپ گفته است که پیش از پایان ریاست‌جمهوری‌اش گنبد طلایی عملیاتی می‌شود. با این حال، برخی کارشناسان اعتقاد دارند که چنین پروژه عظیمی بیش از سه سال زمان خواهد برد. سوای از این، موانع داخلی دیگری (بودجه و فناوری) و خارجی (مخالفت روسیه و چین) می‌تواند فرآیند ساخت آن را دشوار و طولانی‌تر کند. در مقابل، ترامپ مصمم است که این پروژه در دوران خودش نهایی شود تا بتواند نام خود را در تاریخ ایالات متحده ثبت کند.

🔄مطالب مرتبط
▫️اهداف ترامپ برای ساخت گنبد آهنین آمریکایی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/461
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍54🔥3👏2
🌐راه ابریشم فضایی و همکاری چینی-عربی در حوزه هوافضا
◾️موسسه مطالعات خاورمیانه (دانشگاه مطالعات بین المللی شانگهای)
📝نیو سونگ و لی زویان

#جهان_شرقی
#هوافضا
#غرب_آسیا #چین

🔸در سال ۲۰۱۳، چین ابتکار «کمربند و راه» را مطرح کرد که شامل «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و «جاده دریایی ابریشم در قرن بیست‌ویکم» است. این طرح، همکاری‌های چین را با کشورهای عضو، به‌ویژه در حوزه فضایی، گسترش داده است.

💢همکاری فضایی چین با دیگر کشورها: مفاهیم و ابعاد

🔹«راه ابریشم فضایی» در سال ۲۰۱۴ مطرح شد و پس از آن دولت چین با انتشار «سند سفید فضای چین در سال ۲۰۲۱»، اهداف کلان توسعه فضانوردی چین را شامل اکتشاف فضا، بهره‌برداری صلح‌آمیز از فضای ماورای جو، پاسخ‌گویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی و افزایش قدرت ملی جامع معرفی کرد.

🔹چین در حوزه‌هایی مانند فضانوردی سرنشین‌دار، برنامه اکتشاف ماه، سیستم موقعیت‌یابی ماهواره‌ای و سامانه‌های مشاهده زمین با وضوح بالا به دستاوردهای چشمگیری رسیده است. از سال ۱۹۸۵ با ورود موشک‌های لانگ مارچ(Long March) به بازار جهانی، چین بین‌المللی‌سازی فضانوردی خود را آغاز کرد. تا آوریل ۲۰۲۳، چین با ۴۳ کشور و منطقه،۶ سازمان بین‌المللی، ۱۳۶ سند همکاری امضا کرده و ۱۷ سازوکار همکاری فضایی شکل داده است.

💢همکاری‌های فضایی میان چین و کشورهای عربی

🔹همکاری‌های فضایی چین و کشورهای عربی بر پایه اصول برابری، منافع متقابل، استفاده صلح‌آمیز و توسعه فراگیر استوار است و سه مرحله شروع، گسترش و تعمیق را طی کرده است. کشورهای عربی با توجه به چشم‌اندازهای توسعه ملی خود، به دنبال توسعه صنایع پیشرفته فضایی هستند. همچنین چین اهمیت زیادی برای همکاری فضایی با کشورهای عربی قائل است و از آغاز قرن ۲۱، با رشد اقتصادی و ارتقاء فناوری‌های فضایی چین، این کشور فعالانه به دنبال همکاری‌های فضایی با کشورهای عربی بوده است.

🔹در این جهت در سال ۲۰۱۴، شی جین‌پینگ چارچوب همکاری «۱+۲+۳» را پیشنهاد داد و به دنبال آن در سند سیاست چین در قبال کشورهای عربی در سال۲۰۱۶ و برنامه اقدام همکاری چین-عرب برای سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ بر توسعه همکاری‌های فضایی، پروژه‌های مشترک و توسعه سیستم موقعیت‌یابی ماهواره‌ای بیدو تأکید کرد.

🔹همگام با آن کشورهایی مانند امارات با پرتاب «کاوشگر امید» به مریخ، عربستان سعودی با تأسیس شورای فضایی و مصر با راهبرد چشم‌انداز ۲۰۳۰ توجه زیادی به توسعه صنعت فضایی خود نشان داده‌اند. مصر با کمک چین، اولین مرکز مونتاژ، یکپارچه‌سازی و آزمایش ماهواره (AIT) در منطقه را در سال ۲۰۲۳ تکمیل کرد.

💢وضعیت فعلی همکاری‌ها

🔹از سال ۲۰۱۳ و با آغاز طرح «کمربند و راه»، همکاری‌های فضایی میان چین و خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه و گسترده‌تر شده است. چین با ساخت و پرتاب ماهواره‌هایی مانند «الجزایر-۱»، همکاری با عربستان سعودی در انتقال محموله تصویربرداری ماه و پرتاب ماهواره‌های SaudiSat-5A و SaudiSat-B5 و همچنین همکاری گسترده با مصر از جمله پروژه ماهواره مصر-۲، تکمیل مرکز مونتاژ و تست AIT و پرتاب NExSat-1، جایگاه خود را در حوزه فضایی منطقه به‌طور چشمگیری تقویت کرده است.

🔹بر این اساس، چشم‌انداز توسعه همکاری‌ها میان چین و کشورهای عربی عمدتاً در دو محور اصلی دنبال می‌شود:

1️⃣انتقال فناوری ماهواره‌ای و همکاری‌های صنعتی: از جمله می‌توان به تأسیس مرکز چین-عرب بیدو، GNSS در تونس و پروژه‌های مشترک پرتاب ماهواره‌هایی مانند «الجزایر-۱» و «سعودی-ای5 و بی5 اشاره کرد.

2️⃣سامانه موقعیت‌یابی ماهواره‌ای بیدو: این سامانه به‌عنوان محور اصلی همکاری‌ها شناخته می‌شود و خدمات آن در چند کشور عربی در زمینه‌هایی مانند نقشه‌برداری، حمل‌ونقل، کشاورزی دقیق و پایش محیط‌زیست به کار گرفته شده است.

💢چالش‌های پیش روی همکاری فضایی

🔹با وجود پیشرفت‌ها، همکاری فضایی چین و کشورهای عربی با چالش‌هایی از جمله پیچیدگی محیط بین‌المللی؛ به طوری که رقابت فضایی میان چین و ایالات متحده، تأثیر منفی بر این همکاری‌ها مانند رد درخواست امارات برای پرتاب ماه‌نورد «راشد-۲» به دلیل تحریم‌های آمریکا گذاشته است. از چالش های دیگر دشواری در تبادل و انتقال فناوری فضایی است چراکه تفاوت سطح فناوری بین چین و کشورهای عربی می‌تواند بر اثربخشی پروژه‌ها تأثیر بگذارد.

💢نتیجه‌گیری

رقابت فضایی قدرت‌های بزرگ به سمت امنیتی‌سازی و نظامی‌سازی گرایش دارد اما چین با طرح «جاده ابریشم مبتنی بر فضا» و مفهوم «جامعه با سرنوشت مشترک»، به دنبال همکاری فضایی صلح‌آمیز و فراگیر است. این رویکرد به ویژه در همکاری‌های فضایی چین با کشورهای عربی، به ایجاد یک جامعه مشترک با سرنوشت واحد کمک کرده است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/462
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌32😁1
🌐پایانِ عصر طولانیِ آمریکا؛ ترامپ و منابع قدرت ایالات متحده
◾️فارن افرز
📝 رابرت  کوهِن و جوزف نای

#روندهای_استراتژیک

🔸دولت ترامپ در سیاست خارجی خود دوگانگی عجیبی از خود نشان داده است. از یک‌سو، با خروج از نهادهای بین‌المللی گرایش آشکاری به انزواگرایی داشته و از سوی دیگر، با استفاده از ابزارهایی مانند تعرفه‌های گمرکی و تهدید نظامی، نشان داده که به قدرت سخت علاقه‌مند است. این تناقضات باعث شده هم‌پیمانان سنتی آمریکا اعتماد خود به واشنگتن را از دست بدهند و  جایگاه رهبری آمریکا در نظام جهانی به مخاطره افتد.

💢وابستگی متقارن به‌عنوان ابزار فشار

🔹روابط اقتصادی میان کشورها اغلب نامتقارن است؛ به این معنا که یک کشور بیشتر از کشور دیگر به این رابطه نیاز دارد. در چنین حالتی، کشوری مانند آمریکا که بازار مصرف بزرگی دارد، می‌تواند از این عدم تقارن به‌عنوان ابزار فشار بهره ببرد.

💢ترامپ و تخریب زیرساخت‌های قدرت نرم

🔹یکی از ارکان اصلی قدرت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، قدرت نرم بوده است. ترامپ با کاهش بودجه نهادهای فرهنگی، حمله به رسانه‌های آزاد، و بی‌اعتنایی به ارزش‌های دموکراتیک، به این زیرساخت‌های قدرت نرم ضربه جدی وارد کرده است.

💢تضعیف سه رکن نظم بین‌المللی

🔹نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم بر سه پایه توازن قدرت، نهادهای بین‌المللی، و هنجارهای مشروعیت‌بخش به رفتار کشورها استوار بوده است. اقدامات ترامپ در خروج از نهادهای بین‌المللی، بی‌اعتنایی به هنجارهای بین‌المللی، و اتخاذ سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه، موجب تزلزل در هر سه رکن شده است.

💢چین؛ بازیگر جایگزین؟

🔹در شرایطی که آمریکا در حال عقب‌نشینی از نقش رهبری جهانی است، چین تلاش می‌کند تا خلأ ایجادشده را با طرح‌هایی مانند «کمربند و جاده» و سرمایه‌گذاری در کشورهای در حال توسعه پر کند و جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تثبیت نماید. هرچند قدرت نرم چین هنوز محدود است، اما جاه‌طلبی‌های اقتصادی و زیرساختی آن می‌تواند موقعیت آمریکا را به چالش بکشد.

💢آسیب به قدرت علمی آمریکا

🔹یکی از منابع قدرت نرم، سیستم آموزش عالی و نوآوری علمی است. دولت ترامپ با محدود کردن بودجه‌های تحقیقاتی، کاهش حمایت از دانشگاه‌ها، و محدودیت‌های مهاجرتی برای دانشجویان خارجی، به این منبع ارزشمند ضربه وارد کرد. این روند نه‌تنها جایگاه علمی آمریکا را تضعیف می‌کند، بلکه مانع از جذب نخبگان بین‌المللی می‌شود که در گذشته به رشد علمی و اقتصادی آمریکا کمک کرده اند.

💢جهانی‌سازی؛ قربانی سیاست‌های پوپولیستی

🔹ترامپ جهانی‌سازی را عامل بیکاری و رکود اقتصادی در آمریکا معرفی کرده و بر مبنای این گفتمان، سیاست‌های حمایت‌گرایانه و تعرفه‌گذاری را در پیش گرفته است. در حالی که جهانی‌سازی، با همه چالش‌هایش، نقش مهمی در تقویت اقتصاد آمریکا و توسعه نوآوری ایفا کرده است. کنار گذاشتن جهانی‌سازی به نفع سیاست‌های ملی‌گرایانه، در بلندمدت به ضرر آمریکا تمام خواهد شد.

💢مهاجرت و پوپولیسم

🔹ترامپ مهاجرت را تهدیدی برای امنیت و اشتغال آمریکایی‌ها معرفی کرده و سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ای علیه مهاجران اعمال نمود. در صورتی که علت اصلی مشکلات اقتصادی آمریکا نه مهاجران، بلکه تغییرات فناورانه و ساختارهای سرمایه‌داری است. در واقع، مهاجران همواره نقش مهمی در اقتصاد و فرهنگ آمریکا داشته‌اند و محدود کردن مهاجرت، ضربه‌ای به مزیت رقابتی آمریکا است.

💢بی‌توجهی به بحران‌های جهانی مانند تغییرات اقلیمی

🔹در شرایطی که جهان با بحران‌هایی مانند تغییرات اقلیمی مواجه است ترامپ با خروج از توافق پاریس و بی‌توجهی به همکاری‌های جهانی، آمریکا را از این صحنه‌ها کنار کشیده است. این سیاست‌ها نه‌تنها وجهه اخلاقی آمریکا را تضعیف کرده بلکه توانایی آن را برای شکل دادن به آینده جهان کاهش داده است.

💢قدرت نرم پایدارتر از قدرت سخت

🔹قدرت سخت – شامل استفاده از زور و تهدید – در کوتاه‌مدت ممکن است نتیجه بدهد، اما در بلندمدت این قدرت نرم است که تعیین‌کننده جایگاه یک کشور در نظام بین‌الملل خواهد بود. آمریکا در دهه‌های گذشته از طریق ارزش‌ها، فرهنگ، دانشگاه‌ها، و مشارکت در نهادهای جهانی، نفوذ گسترده‌ای پیدا کرده بود.

💢قمار بر ضعف به‌جای سرمایه‌گذاری بر قدرت

سیاست‌های دولت ترامپ بیش از آن‌که نوعی بازسازی قدرت آمریکا باشد، نوعی قمار بر روی تضعیف عناصر مؤثر قدرت این کشور بوده است. تخریب نهادهای داخلی و بی‌اعتنایی به قدرت نرم، همه باعث کاهش اعتماد بین‌المللی به ایالات متحده شده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، احتمال دارد که قرن آمریکایی به پایان خود نزدیک شود و بازیگران دیگری مانند چین یا حتی اتحادیه اروپا وارد صحنه رهبری جهانی شوند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/463
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102👎2👏2👌1
🌐 چشم‌انداز ۲۰۳۰ و بحران کسری بودجه در عربستان

#مقاله_تحلیلی
#اقتصاد_سیاسی
#عربستان

🔹عربستان سعودی که یکی از ثروتمندترین کشورهای عربی و سومین تولیدکننده بزرگ نفت جهان با تولید روزانه حدود ۹.۲ میلیون بشکه است، بزرگ‌ترین صادرکننده نفت خام نیز به‌شمار می‌رود. با این حال، اتکای این کشور به درآمدهای نفتی، به‌ویژه پس از سقوط قیمت جهانی نفت در سال ۲۰۱۴، موجب شده تا عربستان به‌طور مزمن با کسری بودجه روبه‌رو شود. افت ۴۵ درصدی قیمت نفت در آن سال باعث شد درآمدهای نفتی عربستان کاهش چشمگیری پیدا کند و بودجه این کشور برای نخستین بار طی سال‌های اخیر با کسری قابل‌توجهی مواجه گردد. در سال ۲۰۱۴، کسری بودجه عربستان به ۱۰۰ میلیارد ریال سعودی (حدود ۲۶ میلیارد دلار) رسید که معادل ۸.۷ درصد کل بودجه کشور بود.

💢نوسانات قیمت نفت

🔸این کسری بودجه در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. نوسانات قیمت نفت از جمله مهم‌ترین دلایل این وضعیت به شمار می‌رود. تغییر نرخ ریال عربستان در برابر دلار نیز بر اثر کاهش ذخایر ارزی و نوسانات اقتصادی، از ۲.۶ ریال در سال ۲۰۱۴ به ۳.۷ در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.

💢جنگ یمن و هزینه‌های نظامی‌گری

از سوی دیگر، درگیری‌های نظامی، به‌ویژه جنگ یمن، فشار مضاعفی بر بودجه عربستان وارد کرد. آغاز جنگ در سال ۲۰۱۵ هزینه‌های دفاعی عربستان را به‌شدت افزایش داد و علاوه براین حملات انصارالله به استان‌های مرزی عربستان همچون عسیر، جازان و نجران، باعث توقف فعالیت بسیاری از شرکت‌های صنعتی و تجاری در این مناطق شد. در سال ۲۰۱۷، این کشور قراردادی ۱۰۰ میلیارد دلاری برای خرید تسلیحات با آمریکا امضا کرد که البته تنها بخش کوچکی از آن اجرایی شد. با این حال، پرداخت هزینه‌های جنگ همچنان ادامه دارد.

🔸طبق گزارش‌ها، هزینه جنگ یمن تنها در سال نخست آن نسبت به ۲۰۱۳ بیش از ۲۲ میلیارد دلار افزایش داشت و تخمین‌ها از هزینه روزانه جنگ تا ۲۰۰ میلیون دلار نیز حکایت دارد. نشریه فارن پالیسی نیز هزینه شش‌ماهه اول جنگ را بالغ بر ۷۲۵ میلیارد دلار برآورد کرده است که بخش زیادی از آن صرف خرید تسلیحات شده است. در نتیجه، ذخایر ارزی عربستان از ۷۳۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ به ۴۸۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ کاهش یافت.

🔸همچنین، حملات پهپادی به تأسیسات نفتی آرامکو در سال ۲۰۱۹ آسیب مالی قابل‌توجهی به صنعت نفت عربستان وارد کرد. این حمله باعث شد تولید نفت این کشور از ۹.۲ میلیون بشکه به ۵.۷ میلیون بشکه در روز سقوط کند. برآوردها نشان می‌دهد که خسارت این حملات بیش از ۵۳۳ میلیون دلار بوده است. در مجموع، از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷، عربستان با کسری بودجه‌ای معادل ۹۳۸ میلیارد ریال سعودی یا ۲۵۰ میلیارد دلار مواجه بوده است.

💢پروژه‌های کلان اقتصادی

🔸در سال‌های اخیر، عربستان با اجرای پروژه‌های کلان اقتصادی تلاش کرده است ترکیب اقتصادی خود را متنوع سازد. هزینه‌های این پروژه‌ها نیز بار مالی سنگینی بر بودجه کشور وارد کرده‌اند. صندوق بین‌المللی پول در مه ۲۰۲۳ اعلام کرد که عربستان برای رسیدن به تراز بودجه‌ای در آن سال، نیاز به نفت با قیمت حداقل ۸۰.۹ دلار در هر بشکه دارد. این در حالی است که تحلیلگران بلومبرگ معتقدند با سطح فعلی تولید (۹.۲ میلیون بشکه در روز) و تداوم هزینه‌های کلان، عربستان تنها با نفت ۹۵ دلاری می‌تواند تراز بودجه را حفظ کند. اما قیمت واقعی نفت کمتر از این برآوردهاست.

🔸در نتیجه، عربستان در سال‌های اخیر همچنان با مشکل مزمن کسری بودجه مواجه است. طبق آخرین آمار، تنها در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۵، عربستان با کسری بودجه ۱۵ میلیارد دلاری مواجه شده که معادل ۵۰ درصد کل کسری پیش‌بینی‌شده سالانه است.

💢جمع‌بندی و چشم‌انداز

🔸در مجموع، وابستگی ۷۵ درصدی بودجه عربستان به درآمدهای نفتی، در کنار جنگ‌های پرهزینه، هدف حمله قرار گرفتن زیرساخت‌ها و پروژه‌های عظیم اقتصادی که اغلب بازدهی بلندمدت دارند، موجب شده‌اند تا این کشور علی‌رغم ثروت نفتی، درگیر یک بحران ساختاری کسری بودجه شود.

در صورتی که تنش‌های منطقه‌ای افزایش یابد یا قیمت نفت کاهش یابد، عربستان به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی نفت، نخستین کشور آسیب‌پذیر خواهد بود. این وضعیت در بلندمدت می‌تواند بر ثبات اقتصادی و سیاسی عربستان اثرگذار باشد، مگر آن‌که این کشور بتواند به‌صورت اساسی ترکیب اقتصاد خود را متنوع و پایدار سازد.

🔁مطالب مرتبط
▫️عرضه ميلياردها دلار اوراق قرضه چینی در عربستان؛ گامی برای تقویت اتحاد اقتصادی

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/464
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎3👌21