#تحلیل_کوتاه
#شرق_آسیا
#میانمار
🔹میانمار کشوری چندقومیتی است که اقوامی چون برمهای، کارن، کاچین، شان، راخین، آراکان، مون، چین و روهینگیا در آن زندگی میکنند. پس از کودتای نظامی ۱۹۶۲، بسیاری از این اقوام با تشکیل گروههای سیاسی و نظامی در پی استقلال یا خودمختاری برآمدند. برمهایها، بزرگترین قوم کشور، در هر دو جناح حاکم و معارض فعالاند. اقوامی مانند کارن و کاچین نیز ارتشهای قومی خود را ایجاد کردهاند. روهینگیاها، اقلیتی مسلمان در غرب کشور، با تبعیض گسترده مواجهاند؛ بهرغم روی کار آمدن حزب آنگسان سوچی در ۲۰۱۶، وضعیت آنها بهبود نیافت و در پی حمله شبهنظامیان روهینگیا به نیروهای امنیتی در ۲۰۱۷، ارتش واکنش خشونتآمیزی نشان داد.
💢تحولات اخیر تنش ها در میانمار
🔸بعدتر و در سال ۲۰۱۹ تنشها میان تاتماداو و اقلیتهای قومی به تشکیل «ائتلاف سه برادری» با حضور گروههای مسلح سهگانه ارتش تانگ ملی، ارتش اتحادیه دموکراتیک ملی میانمار و ارتش آراکان انجامید. پس از کودتای ارتش در ۲۰۲۱ و کنار زدن آنگسان سوچی، این ائتلاف نقشی کلیدی در مقابله با حکومت نظامی ایفا کرده و با نیروهای مقاومت دموکراتیک مانند نیروهای دفاع مردمی و دولت وحدت ملی به عنوان دو جریان مورد حمایت آمریکا همراه شده است. این ائتلاف در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۳ موفق شد بخشهای مهمی از ایالت شان را از کنترل تاتماداو خارج کند.
🔸پس از کودتای ۲۰۲۱ و گسترش جنگ داخلی، تاتماداو مناطق وسیعی از قلمروی خود، از جمله نواحی مرزی با چین و بنگلادش را از دست داده است. دهها شهر، ۲۰۰ پایگاه نظامی و حتی دو فرماندهی منطقهای به کنترل مخالفان درآمد و طبق گزارش ناظر صلح میانمار، تا ۹ ژانویه ۲۰۲۵، ۹۵ شهر به دست گروههای مخالف سقوط کرده بود. برآوردها حاکی از آن است که ارتش تنها ۲۱ درصد از قلمرو میانمار را کنترل میکند و در واقع، تحولات اخیر را باید سنگینترین شکست ارتش میانمار در تاریخ دانست.
🔸در این میان، عملیات تصرف شهر «فالم» در ایالت «چین» میانمار از اواسط نوامبر ۲۰۲۴ آغاز شده و یکی از مهمترین تحولات نظامی از درگیریهای جاری محسوب میشود. این عملیات توسط نیروهای دفاع ملی چین(Chin)، ارتش آراکان و ائتلاف برادری چین(CB) متشکل از «شورای ملی چین» و «اتحادیه فدرال زومی» به منظور تصرف این شهر مهم و راهبردی انجام پذیرفت و در نهایت، پس از پنج ماه درگیری و تلفات سنگین، این منطقه در آوریل ۲۰۲۵ به تصرف آنها درآمد و مسیر لجستیکی مهمی بهسوی هند در اختیار شورشیان قرار گرفت.
💢 جایگاه چین در تنش های میانمار
🔸دراین میان کشور چین به عنوان یکی از همسایگان میانمار، روابط پیچیدهای با گروه های سیاسی درجهت حفظ ثبات مرزها دارد. به عبارتی دیگر ثبات مرز میانمار نهتنها یک دغدغه منطقهای است، بلکه یکی از ارکان راهبردی اقتصادی و امنیتی چین محسوب میشود. بنابراین چین علیرغم روابط تجاری و تسلیحاتی غیررسمی با ائتلاف سه برادر و دیگر گروههای مسلح قومی این منطقه، از حامیان تاتماداو نیز محسوب می شود.
🔸بهطوری که در ۹ مه ۲۰۲۵، شی جینپینگ در حاشیه جشنهای «روز پیروزی» در مسکو با مین آنگ هلینگ، رئیس تاتماداو، دیدار کرد و در این دیدار، شی جینپینگ حمایت چین از بازسازی میانمار پس از زلزله و تضمین امنیت پروژهها و پرسنل چینی در میانمار و مقابله با جرایم فرامرزی تأکید نمود. بنابراین، چین تلاش داشته تا به منظور برطرف ساختن ملاحظات امنیتی خود، شبکه ارتباطی پیچیده ای با اکثریت بازیگران برقرار سازد.
🔸علاوه براین کریدور اقتصادی چین-میانمار (CMEC) یکی از مسیرهای حیاتی ابتکار کمربند و جاده بهشمار میرود. این کریدور شامل خطوط لوله نفت و گاز از خلیج بنگال به استان یوننان چین است و میتواند وابستگی پکن به تنگه راهبردی مالاکا برای واردات انرژی را کاهش دهد. بنابراین اختلالات ناشی از درگیریها منجر به خطر افتادن امنیت انرژی در استانهای جنوب غربی چین می شود و تاکنون، پروژههایی با ارزش تخمینی ۲۸ میلیارد دلار بر اثر این درگیریها با چالش مواجه شدهاند.
🌐https://institutetehran.com/art/441
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤3🔥1
♦️آیا توافق خوب با ایران امکانپذیر است؟
▪️فارن افرز
📝 ریچارد نفیو
#تهران_ریویو
🔸با خروج ترامپ از برجام و ناکامی مذاکرات ایران با دولت بایدن، آینده مذاکرات به نظر ضعیف میرسد. با این حال، علیرغم تاریخچه خصومتها به دلیل نیاز تهران به رفع تحریمها و تمایل ترامپ به ایجاد ثبات در خاورمیانه و تقویت تصویر «معاملهگر» از خود، هردو از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید بهطور مشترک و مداوم علاقهمند به دستیابی به توافق بودهاند.
🔻در همین راستا راهکارهای پیشنهادی زیر برای توافق جدید وجود دارد:
💢بازگشت و تقویت بازرسیهای آژانس
🔹ابزارهای شفافسازی برجام، از جمله عناصری است که میتوانند احیا شوند. اگرچه تمرکز دیپلماتیک مذاکرات فعلی بر آینده برنامه غنیسازی ایران است، اما بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان یک عنصر اساسی در هر توافق آتی مطرح خواهد بود. بدون بازرسیهای جامع و شفاف، هیچ توافقی نمیتواند پایدار بماند. بنابراین، ایالات متحده باید اولویت خود را بر متقاعد کردن ایران برای پذیرش سختترین رژیم نظارتی ممکن در هر دو نوع سایتهای اعلامی و مخفی قرار دهد. در غیر این صورت، ایالات متحده باید از توافق عقبنشینی کند.
💢بازرسی از اماکن نظامی
🔹بدون تردید، در مفاد بازرسی برجام، حوزههایی وجود دارند که توافق جدید باید آنها را تقویت کند. به عنوان مثال، این توافق باید به طور مستقیمتر به چالش ساخت سلاح پرداخته و تهران را جهت صدور اجازه بررسی نحوه بکارگیری تجهیزات و مواد هستهای متقاعد کند. این امر باید شفاف باشد که اگر بازرسان آژانس با مانع مواجه شوند، واشنگتن حق دارد توافق را لغو کند. این موضوع باید به وضوح شامل دسترسی به سایتهای نظامی نیز باشد.
💢پذیرش غنیسازی ایران تحت نظارت و محدودیتهای سختگیرانه
🔹ایالات متحده همچنین باید از ایران بخواهد که مکانیزمهای شفافیت مربوط به سانتریفیوژها و ذخایر اورانیوم را بپذیرد. بدون این شفافیت، ایران میتواند به راحتی برنامه هستهای پنهانی خود را توسعه دهد. ایران اکنون قادر است کارخانههای غنیسازی پنهانی را در فضاهای زیرزمینی کوچکتر احداث کند که شناسایی و نابودی آنها دشوارتر خواهد بود. حتی اگر توافقی بین ایران و ایالات متحده منجر به حذف تأسیسات غنیسازی اعلامشده ایران شود، بدون بازرسیهای دقیق بر خط تولید سانتریفیوژها، تهران همچنان میتواند به طور پنهانی به سمت هستهای شدن پیش برود. بازگرداندن حقوق بازرسی توافق هستهای جامع گامی بزرگ در اصلاح این مشکل خواهد بود.
💢رفع تحریمها به صورت مرحلهای
🔹ایالات متحده باید چارچوب تسهیل تحریمها را بر اساس مقیاس متغیر (sliding scale) تنظیم کند و این تسهیلات را مشروط به محدودیتهای داخلی غنیسازی نماید. برای مثال، اگر ایالات متحده خواستار توقف بلندمدت یا دائمی غنیسازی اورانیوم در ایران باشد، میتواند به تهران وعده دهد که نه تنها تحریمهای ثانویه را لغو میکند، بلکه برخی از بخشهای تحریمهای آمریکا را نیز پایان میدهد. این توافق ممکن است شامل حذف تحریمهای مرتبط با تجارت در پروژههای تولیدی و انرژی باشد، در حالی که تحریمها در زمینه فناوری نظامی یا دو منظوره، فعالیتهای سپاه پاسداران و گروههای نیابتی ایران همچنان باقی بماند.
🔹حتی کاهش محدود تحریمها نیز میتواند به قیمت از دست رفتن سایر تلاشهای آمریکا برای مقابله با نفوذ ایران در خاورمیانه تمام شود، زیرا ایران از این فرصت بهرهبرداری زیادی خواهد کرد. برای جلوگیری از این نتیجه، ایالات متحده باید اصرار کند که هر توافق با ایران شامل محدودیتهایی برای صادرات یا استقرار موشکها، پهپادها و دیگر وسایل تهاجمی خارج از مرزهای ایران و نیز ممنوعیت دخالت در امور منطقهای باشد. اگرچه ایران قطعاً به چنین تعهداتی پایبند نخواهد بود، اما تخلفات آینده میتواند بهانهای برای پاسخهای آتی باشد.
💢تهدید به جنگ اما اجتناب از آن
✅ اینکه واشنگتن باید آماده استفاده از زور باشد، به این معنا نیست که اقدام نظامی بهترین نتیجه را به دنبال خواهد داشت. حمله به برنامه هستهای ایران احتمالاً منجر به یک درگیری بسیار گستردهتر خواهد شد که تهران نیز در خاورمیانه و فراتر از آن دست به تلافی خواهد زد. در عوض، ایالات متحده باید از فرصت توافق پیشآمده بهرهبرداری کند و از اهرم فشار فعلی خود و سلطه بلامنازع ترامپ بر حزب جمهوریخواه استفاده نماید تا توافقی حتی ناقص حاصل شود.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/442
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️فارن افرز
📝 ریچارد نفیو
#تهران_ریویو
🔸با خروج ترامپ از برجام و ناکامی مذاکرات ایران با دولت بایدن، آینده مذاکرات به نظر ضعیف میرسد. با این حال، علیرغم تاریخچه خصومتها به دلیل نیاز تهران به رفع تحریمها و تمایل ترامپ به ایجاد ثبات در خاورمیانه و تقویت تصویر «معاملهگر» از خود، هردو از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید بهطور مشترک و مداوم علاقهمند به دستیابی به توافق بودهاند.
🔻در همین راستا راهکارهای پیشنهادی زیر برای توافق جدید وجود دارد:
💢بازگشت و تقویت بازرسیهای آژانس
🔹ابزارهای شفافسازی برجام، از جمله عناصری است که میتوانند احیا شوند. اگرچه تمرکز دیپلماتیک مذاکرات فعلی بر آینده برنامه غنیسازی ایران است، اما بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان یک عنصر اساسی در هر توافق آتی مطرح خواهد بود. بدون بازرسیهای جامع و شفاف، هیچ توافقی نمیتواند پایدار بماند. بنابراین، ایالات متحده باید اولویت خود را بر متقاعد کردن ایران برای پذیرش سختترین رژیم نظارتی ممکن در هر دو نوع سایتهای اعلامی و مخفی قرار دهد. در غیر این صورت، ایالات متحده باید از توافق عقبنشینی کند.
💢بازرسی از اماکن نظامی
🔹بدون تردید، در مفاد بازرسی برجام، حوزههایی وجود دارند که توافق جدید باید آنها را تقویت کند. به عنوان مثال، این توافق باید به طور مستقیمتر به چالش ساخت سلاح پرداخته و تهران را جهت صدور اجازه بررسی نحوه بکارگیری تجهیزات و مواد هستهای متقاعد کند. این امر باید شفاف باشد که اگر بازرسان آژانس با مانع مواجه شوند، واشنگتن حق دارد توافق را لغو کند. این موضوع باید به وضوح شامل دسترسی به سایتهای نظامی نیز باشد.
💢پذیرش غنیسازی ایران تحت نظارت و محدودیتهای سختگیرانه
🔹ایالات متحده همچنین باید از ایران بخواهد که مکانیزمهای شفافیت مربوط به سانتریفیوژها و ذخایر اورانیوم را بپذیرد. بدون این شفافیت، ایران میتواند به راحتی برنامه هستهای پنهانی خود را توسعه دهد. ایران اکنون قادر است کارخانههای غنیسازی پنهانی را در فضاهای زیرزمینی کوچکتر احداث کند که شناسایی و نابودی آنها دشوارتر خواهد بود. حتی اگر توافقی بین ایران و ایالات متحده منجر به حذف تأسیسات غنیسازی اعلامشده ایران شود، بدون بازرسیهای دقیق بر خط تولید سانتریفیوژها، تهران همچنان میتواند به طور پنهانی به سمت هستهای شدن پیش برود. بازگرداندن حقوق بازرسی توافق هستهای جامع گامی بزرگ در اصلاح این مشکل خواهد بود.
💢رفع تحریمها به صورت مرحلهای
🔹ایالات متحده باید چارچوب تسهیل تحریمها را بر اساس مقیاس متغیر (sliding scale) تنظیم کند و این تسهیلات را مشروط به محدودیتهای داخلی غنیسازی نماید. برای مثال، اگر ایالات متحده خواستار توقف بلندمدت یا دائمی غنیسازی اورانیوم در ایران باشد، میتواند به تهران وعده دهد که نه تنها تحریمهای ثانویه را لغو میکند، بلکه برخی از بخشهای تحریمهای آمریکا را نیز پایان میدهد. این توافق ممکن است شامل حذف تحریمهای مرتبط با تجارت در پروژههای تولیدی و انرژی باشد، در حالی که تحریمها در زمینه فناوری نظامی یا دو منظوره، فعالیتهای سپاه پاسداران و گروههای نیابتی ایران همچنان باقی بماند.
🔹حتی کاهش محدود تحریمها نیز میتواند به قیمت از دست رفتن سایر تلاشهای آمریکا برای مقابله با نفوذ ایران در خاورمیانه تمام شود، زیرا ایران از این فرصت بهرهبرداری زیادی خواهد کرد. برای جلوگیری از این نتیجه، ایالات متحده باید اصرار کند که هر توافق با ایران شامل محدودیتهایی برای صادرات یا استقرار موشکها، پهپادها و دیگر وسایل تهاجمی خارج از مرزهای ایران و نیز ممنوعیت دخالت در امور منطقهای باشد. اگرچه ایران قطعاً به چنین تعهداتی پایبند نخواهد بود، اما تخلفات آینده میتواند بهانهای برای پاسخهای آتی باشد.
💢تهدید به جنگ اما اجتناب از آن
🌐https://institutetehran.com/art/442
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎10👏3❤1👌1
🔵 منابع معدنی حیاتی چگونه تبدیل به عرصهای از رقابت راهبردی شده است؟
#اکوتهران
#معادن #تجارت
#چین #آمریکا
🔹در سال ۲۰۱۰، توقیف یک کشتی ماهیگیری ترالی چینی در آبهای مورد اختلاف با ژاپن باعث شد توجه غرب به تسلط چین بر بازار منابع معدنی کمیاب جلب شود. منابع غربی گزارش دادند که چین صادرات این عناصر به ژاپن را متوقف کرده و همین موضوع باعث شد نگرانیهایی درباره وابستگی زنجیرههای تأمین به چین شکل گیرد. از آن زمان، بحثهایی درباره سهمیهبندی، کاهش عامدانه صادرات یا تسلیحاتی کردن تجارت این مواد توسط چین مطرح شده است و دومینویی از اقدامات متقابل در این عرصه کلید خورده است.
💢منابع معدنی حیاتی چه هستند؟
🔹منابع معدنی حیاتی مجموعهای از عناصرند که نقشی کلیدی در اقتصاد مدرن دارند و همزمان، عرضه آنها با ریسک بالایی مواجه است. چین مهمترین بازیگر جهانی در بازار این مواد است و حدود ۶۰ درصد از استخراج و ۸۵ درصد از فرآوری این محصولات در چین انجام میشود. وزارت انرژی آمریکا لیتیوم، نیکل، کبالت، گالیوم، منیزیم و عناصر معدنی کمیاب را در زمره این منابع قرار داده است.
▪️لیتیوم: تا سال ۲۰۳۰، استرالیا با ۳۳ درصد، چین با ۲۳ درصد و شیلی با ۱۲ درصد، سه کشور مسلط بر تولید لیتیوم خواهند بود. در حوزه فرآوری، چین با ۵۷ درصد و شیلی با ۱۵ درصد در صدر قرار دارند.
▪️نیکل: اندونزی تا سال ۲۰۳۰ با ۶۲ درصد، سهم اصلی در استخراج نیکل خواهد داشت. در حوزه فرآوری، ۴۴ درصد در اندونزی و ۲۱ درصد در چین انجام میشود. اندونزی محدودیتهایی بر صادرات نیکل خام وضع کرده و آمریکا این موضوع را یک گلوگاه جدی میداند.
▪️کبالت: در سال ۲۰۳۰، جمهوری دموکراتیک کنگو با ۶۶ درصد استخراج کبالت در صدر است و اندونزی با ۱۰ درصد در رتبه دوم قرار دارد. در حوزه فرآوری، چین با سهم ۷۴ درصدی برتری دارد.
▪️گالیوم: حدود ۸۰ درصد تولید جهانی گالیوم در چین انجام میشود. تنها چند شرکت در اروپا، چین و ژاپن امکان تولید آن با خلوص مطلوب را دارند.
▪️منیزیم: تولید منیزیم در خاک آمریکا بسیار ناچیز است و تنها تولیدکنندههای محدود آن با کاهش تولید مواجه بودهاند. در حالی که ۸۸.۶ درصد منیزیم جهان توسط چین تولید میشود.
▪️عناصر معدنی کمیاب: اینها شامل هفده عنصر فلزی مشابه هستند. تا سال ۲۰۳۰، ۵۴ درصد استخراج و ۷۷ درصد فرآوری این عناصر در اختیار چین خواهد بود.
💢رقابت راهبردی چین و آمریکا
🔹این رقابت ابعاد متعددی دارد. دو جنبه شاخص آن عبارتند از: «وضع مقررات و کنترلگرایی» و «گسترش دسترسی از طریق شراکت». در خصوص کنترل گرایی، آمریکا در سال ۲۰۱۷ تسلط چین بر بازار منابع را بهعنوان یک تهدید امنیت ملی تلقی کرد. در سال ۲۰۱۸ فهرستی از ۳۵ ماده حیاتی منتشر شد و جنگ تجاری با چین آغاز شد. با افزایش تنشها، چین آمریکا را به قطع صادرات عناصر کمیاب تهدید کرد و پنتاگون نسبت به اثر آن بر صنایع دفاعی هشدار داد.
🔹همهگیری کرونا آسیبپذیری زنجیرهها را نشان داد و ترامپ وضعیت اضطراری اعلام کرد. دولت بایدن نیز با سرمایهگذاری در زنجیره داخلی و ایجاد ائتلافهایی مانند MSP این مسیر را ادامه داد. قوانین جدیدی مانند قانون تراشهها و IRA تصویب شد که ضمن محدود کردن صادرات به چین، از تولید داخلی حمایت میکرد. در واکنش، چین صادرات گالیوم، ژرمانیوم و گرافیت را محدود کرد. آمریکا نیز سرمایهگذاری در بخشهای اقتصادی چین را محدود و مجوز استخراج از کف دریاها را صادر کرد.
🔹چین و آمریکا برای تضمین دسترسی به منابع حیاتی، مشارکت با سایر کشورها را دنبال میکنند. این رقابت در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا جریان دارد. چین سرمایهگذاری گستردهای در معادن آفریقا انجام داده است. کنگو، زامبیا، زیمبابوه و آفریقای جنوبی از مهمترین مناطق تمرکز چین هستند. کبالت، مس و لیتیوم از عناصر کلیدی در این سرمایهگذاریها هستند. آمریکا با تأخیر و سرعت کمتر وارد این حوزه شده اما تلاشهایی برای نفوذ سیاسی و انعقاد توافقهای معدنی در حال انجام دارد.
💢جمعبندی
✅ در مدت ۱۳ سال، یک تنش کوچک به رقابتی راهبردی در سطح جهانی تبدیل شده است. صنایع به شدت به منابع معدنی وابستهاند و رشد اقتصادها به این مواد گره خورده است. آمریکا برای حفظ رقابتپذیری، نیازمند منابع خارجی است، در حالی که سلطه معدنی چین بهراحتی کاهش نمییابد. با این حال، آمریکا با استفاده از همه ابزارهای سیاسی و اقتصادی در تلاش است تا این سلطه را به چالش بکشد، حتی به قیمت اقدامات بحثبرانگیزی چون فشار بر گرینلند یا تحمیل توافقات به اوکراین.
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗
🔄مطالب مرتبط
▫️محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
▫️چین در حال گسترش نفوذ خود منابع معدنی است
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/443
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#معادن #تجارت
#چین #آمریکا
🔹در سال ۲۰۱۰، توقیف یک کشتی ماهیگیری ترالی چینی در آبهای مورد اختلاف با ژاپن باعث شد توجه غرب به تسلط چین بر بازار منابع معدنی کمیاب جلب شود. منابع غربی گزارش دادند که چین صادرات این عناصر به ژاپن را متوقف کرده و همین موضوع باعث شد نگرانیهایی درباره وابستگی زنجیرههای تأمین به چین شکل گیرد. از آن زمان، بحثهایی درباره سهمیهبندی، کاهش عامدانه صادرات یا تسلیحاتی کردن تجارت این مواد توسط چین مطرح شده است و دومینویی از اقدامات متقابل در این عرصه کلید خورده است.
💢منابع معدنی حیاتی چه هستند؟
🔹منابع معدنی حیاتی مجموعهای از عناصرند که نقشی کلیدی در اقتصاد مدرن دارند و همزمان، عرضه آنها با ریسک بالایی مواجه است. چین مهمترین بازیگر جهانی در بازار این مواد است و حدود ۶۰ درصد از استخراج و ۸۵ درصد از فرآوری این محصولات در چین انجام میشود. وزارت انرژی آمریکا لیتیوم، نیکل، کبالت، گالیوم، منیزیم و عناصر معدنی کمیاب را در زمره این منابع قرار داده است.
▪️لیتیوم: تا سال ۲۰۳۰، استرالیا با ۳۳ درصد، چین با ۲۳ درصد و شیلی با ۱۲ درصد، سه کشور مسلط بر تولید لیتیوم خواهند بود. در حوزه فرآوری، چین با ۵۷ درصد و شیلی با ۱۵ درصد در صدر قرار دارند.
▪️نیکل: اندونزی تا سال ۲۰۳۰ با ۶۲ درصد، سهم اصلی در استخراج نیکل خواهد داشت. در حوزه فرآوری، ۴۴ درصد در اندونزی و ۲۱ درصد در چین انجام میشود. اندونزی محدودیتهایی بر صادرات نیکل خام وضع کرده و آمریکا این موضوع را یک گلوگاه جدی میداند.
▪️کبالت: در سال ۲۰۳۰، جمهوری دموکراتیک کنگو با ۶۶ درصد استخراج کبالت در صدر است و اندونزی با ۱۰ درصد در رتبه دوم قرار دارد. در حوزه فرآوری، چین با سهم ۷۴ درصدی برتری دارد.
▪️گالیوم: حدود ۸۰ درصد تولید جهانی گالیوم در چین انجام میشود. تنها چند شرکت در اروپا، چین و ژاپن امکان تولید آن با خلوص مطلوب را دارند.
▪️منیزیم: تولید منیزیم در خاک آمریکا بسیار ناچیز است و تنها تولیدکنندههای محدود آن با کاهش تولید مواجه بودهاند. در حالی که ۸۸.۶ درصد منیزیم جهان توسط چین تولید میشود.
▪️عناصر معدنی کمیاب: اینها شامل هفده عنصر فلزی مشابه هستند. تا سال ۲۰۳۰، ۵۴ درصد استخراج و ۷۷ درصد فرآوری این عناصر در اختیار چین خواهد بود.
💢رقابت راهبردی چین و آمریکا
🔹این رقابت ابعاد متعددی دارد. دو جنبه شاخص آن عبارتند از: «وضع مقررات و کنترلگرایی» و «گسترش دسترسی از طریق شراکت». در خصوص کنترل گرایی، آمریکا در سال ۲۰۱۷ تسلط چین بر بازار منابع را بهعنوان یک تهدید امنیت ملی تلقی کرد. در سال ۲۰۱۸ فهرستی از ۳۵ ماده حیاتی منتشر شد و جنگ تجاری با چین آغاز شد. با افزایش تنشها، چین آمریکا را به قطع صادرات عناصر کمیاب تهدید کرد و پنتاگون نسبت به اثر آن بر صنایع دفاعی هشدار داد.
🔹همهگیری کرونا آسیبپذیری زنجیرهها را نشان داد و ترامپ وضعیت اضطراری اعلام کرد. دولت بایدن نیز با سرمایهگذاری در زنجیره داخلی و ایجاد ائتلافهایی مانند MSP این مسیر را ادامه داد. قوانین جدیدی مانند قانون تراشهها و IRA تصویب شد که ضمن محدود کردن صادرات به چین، از تولید داخلی حمایت میکرد. در واکنش، چین صادرات گالیوم، ژرمانیوم و گرافیت را محدود کرد. آمریکا نیز سرمایهگذاری در بخشهای اقتصادی چین را محدود و مجوز استخراج از کف دریاها را صادر کرد.
🔹چین و آمریکا برای تضمین دسترسی به منابع حیاتی، مشارکت با سایر کشورها را دنبال میکنند. این رقابت در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا جریان دارد. چین سرمایهگذاری گستردهای در معادن آفریقا انجام داده است. کنگو، زامبیا، زیمبابوه و آفریقای جنوبی از مهمترین مناطق تمرکز چین هستند. کبالت، مس و لیتیوم از عناصر کلیدی در این سرمایهگذاریها هستند. آمریکا با تأخیر و سرعت کمتر وارد این حوزه شده اما تلاشهایی برای نفوذ سیاسی و انعقاد توافقهای معدنی در حال انجام دارد.
💢جمعبندی
🔄مطالب مرتبط
▫️محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
▫️چین در حال گسترش نفوذ خود منابع معدنی است
🌐https://institutetehran.com/art/443
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤5🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥نگاه اعراب به توافق هستهای ایران تغییر کرده است!
#تهران_مدیا
#مذاکرات_هستهای
🔸ولی نصر در مصاحبه با الجزیره انگلیسی بیان میکند که رویکرد اعراب خلیج فارس به توافق هستهای نسبت به گذشته کاملا تغییر کرده است چرا که آنها فهمیدند هرگونه جنگ و تنش تنها باعث بدتر شدن اوضاع میشود و تنها راه برای برقراری صلح، ادغام ایران در منطقه و کاهش تنش بین آمریکا و ایران است. در نتیجه آنها اکنون به دنبال برقراری یک توافق بین ایران و آمریکا هستند تا صلح و ثبات در منطقه برقرار شود.
✅ «حالا آنها مسیر درست را میبینند؛ بهترین راه مدیریت ایران، جنگ با آن نیست، بلکه ادغام آن در منطقه است. این بار نهتنها با توافق مخالف نیستند، بلکه فعالانه از آن حمایت میکنند و در واقع برای تسهیل آن تلاش میکنند. این امارات بود که نامه ترامپ را برای رهبر ایران برد. وزیر دفاع عربستان، برادر ولیعهد، قبل از سفر ترامپ به عربستان با نامهای خاص به تهران رفت و به دیدار رهبر ایران شتافت.»
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تهران_مدیا
#مذاکرات_هستهای
🔸ولی نصر در مصاحبه با الجزیره انگلیسی بیان میکند که رویکرد اعراب خلیج فارس به توافق هستهای نسبت به گذشته کاملا تغییر کرده است چرا که آنها فهمیدند هرگونه جنگ و تنش تنها باعث بدتر شدن اوضاع میشود و تنها راه برای برقراری صلح، ادغام ایران در منطقه و کاهش تنش بین آمریکا و ایران است. در نتیجه آنها اکنون به دنبال برقراری یک توافق بین ایران و آمریکا هستند تا صلح و ثبات در منطقه برقرار شود.
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌4🤔3🆒1
#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هستهای
#آمریکا
🔹دونالد ترامپ مکرراً بیان میکند که اگر به توافق هستهای نرسد، ایران بمباران خواهد شد. همچنین کشورهای اروپایی چندین بار تهدید به استفاده از مکانیسم ماشه کردهاند و ایران نیز در پاسخ، گزینه خروج از پیمان منع اشاعه سلاح هستهای (یا همان NPT) را روی میز گذاشته است که میتواند روابط ایران و غرب را وارد چرخه تصاعد تنش بکند. چنین اظهارنظرهایی این تصویر را در اذهان ایجاد کرده است که شکست گفتگوها به معنای جنگ خواهد بود. با این حال میتوان به سناریوهای جایگزین فکر کرد، سناریوهایی که در آنها به جای وقوع جنگ، فقط سطوح پایینی از تنش همچون گذشته میان ایران و غرب (تروئیکای اروپایی و آمریکا) تداوم مییابد.
💢ماشه و ان پی تی
🔸اولین خطر شکست مذاکرات، استفاده اروپا از مکانیسم ماشه و خروج ایران از ان پی تی در واکنش به آن است. خروج از ان پی تی مسیر ایران را برای ساخت سلاح هموارتر میکند؛ اما این به معنای ناممکنشدن مصالحه یا قطعیشدن ساخت سلاح هستهای نیست. نخست، اگر چه ایران با خروج از ان پی تی، میتواند اجرای موافقتنامه پادمان را لغو کند و بازرسیهای آژانس را به صفر برساند، اما چنین کاری اختیاری خواهد بود. با وجود اینکه لزوم امضای موافقتنامه پادمان در ماده ۳ ان پی تی آمده است؛ اما به لحاظ حقوقی این دو از یکدیگر جدا هستند، همچون هند که هم دارای سلاح هستهای است و هم موافقتنامه پادمان را با آژانس امضا کرده است. افزون بر این، خروج از ان پی تی یک فرآیند سه ماهه خواهد بود. تمام این موارد نشان میدهد با خروج ایران از ان پی تی همچنان مسیر برای کاهش تنش و چانهزنی میان طرفین باز خواهد بود.
💢اقدام نظامی گسترده آمریکا احتمال پایینی دارد
🔸یک عملیات نظامی برای اینکه برنامه هستهای را در کوتاه مدت متوقف کند نیازمند شدت بالا، گستردگی زیاد و تداوم است. چنین حرکتی با اقدامات نظامی پیشین که آمریکا علیه ایران انجام داد تفاوت بسیاری خواهد داشت و ایران ناچار به واکنش شدید خواهد شد. در نتیجه منطقه و آمریکا وارد یک جنگ فراگیر میشود. ترامپ به عنوان رئیس جمهوری که قصد اولویتدادن به مهار چین و خروج آمریکا از درگیریهای منطقهای را دارد، بعید است چنین خطری را بپذیرد. علاوه بر این، چنین جنگی میتواند وضعیت داخلی ترامپ را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
💢اقدام نظامی محدود و دقیق
🔸آن چیزی که احتمال بیشتری دارد، این است که آمریکا بخواهد با یک ضربه نظامی دقیق و محدود، ضمن عدم تحریک ایران به پاسخ (شدید) مذاکرات را از بنبست خارج و خواستههای خود را به ایران تحمیل کند. همچنین این اقدام میتواند به جای آنکه نظامی و علنی باشد، به صورت خرابکاری نیز رخ دهد تا ایران پیام آمریکا و اسرائیل را دریافت کند. از نظر آنها این نوع از حمله یا خرابکاری میتواند هم باعث افزایش تنش نشود، هم ایران را وا دارد که در مذاکرات به خواسته آمریکا تن دهد.
💢آنچه ایران میتواند انجام دهد
🔸ایران باید نشان دهد نه تنها آماده پاسخ به هرگونه اتخاذ گزینه نظامی است؛ بلکه این پاسخ میتواند منطقه را درگیر جنگ یا منازعه گسترده بکند که متحدین آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. چتهای افشاشده از تیم امنیت ملی ترامپ نشان داد که مسئله قیمت نفت و اثر آن بر اقتصاد آمریکا چقدر میتواند برای برخی اعضای کابینه جدی باشد. مواضع، تهدیدها و رفتارهای ایران باید نگرانیهای این قشر میانهرو از کابینه و اطرافیان ترامپ را برجسته کند تا ترامپ نتواند تصمیم به استفاده از زور بگیرد.
💢جمعبندی
🔸رئیسجمهور آمریکا محدودیتهای کمی برای استفاده از گزینه نظامی ندارد و ایران نیز ضمن بهرهبرداری از این فرصت، باید با به کارگیری درست از تهدید و مواضع دقیق، دست ترامپ را برای استفاده از این گزینهها ببندد. با این وجود، در سمت اروپا، احتمال بالایی وجود دارد که اروپاییها به دلیل شکست مذاکرات هستهای مکانیسم ماشه را فعال کنند. البته این سناریو نیز لزوماٌ به افزایش حاد تنش منجر نمیشود؛ چرا که حتی با فرض عملی شدن تهدید ایران به خروج از ان پی تی، ایران لزوماٌ به سرعت به سمت ساخت سلاح هستهای نخواهد رفت.
🔄مطالب مرتبط
▫️سلاح هستهای روابط ایران و آمریکا را به کدام سو میبرد؟
🌐https://institutetehran.com/art/444
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3❤2👎1💔1🆒1
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
#اسرائیل
🔹بریتانیا، فرانسه و کانادا در بیانیهای مشترک در ۲۹ اردیبهشت اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری را محکوم کرده و تهدید به تحریم و اقدام ملموس کردند. همچنین بریتانیا دو سازمان افراطی صهیونیست در کرانه باختری را تحریم و اقدامات اسرائیل در این منطقه را غیرقانونی خواند. برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردند. این مسائل باعث ایجاد سوالاتی درباره ابعاد و ماهیت اصلی این اقدامات و مواضع شده است.
💢ابعاد تهدیدات اخیر
🔸اگرچه اتحادیه اروپا و برخی اعضا سابقه زیادی در تحریمهای بیاثر علیه چند شهرکنشین داشتند و اقدام دوباره آنها جدید و جدی نیست، اما تهدید به تحریم مقامات بلندپایه اسرائیل نظیر اسموتریچ و کاتس، توقف مذاکرات تجارت آزاد میان اسرائیل و بریتانیا، و پیشنهاد فرانسه برای بازنگری در روابط تجاری اتحادیه اروپا با اسرائیل، نشاندهنده شدت تهدیداتی است که در تاریخ روابط آنها بیسابقه بوده است.
💢ماهیت تهدیدات اخیر مقامات اروپایی
🔸با وجود اظهارات و تهدیدهای بیسابقه اروپاییها، اما با نگاهی دقیقتر میتوان دریافت که ماهیت آنها متأثر از نارضایتی افکار عمومی از حمایت دولتهای اروپایی از اسرائیل و بدرفتاری اسرائیل با اروپا است. اقدام بریتانیا در توقف مذاکرات تجارت آزاد در واقع تهدیدی توخالی است، چرا که مذاکرات رو به پیشرفت نبود. علاوه بر این، تهدید فرانسه و کمیسیون اروپا درباره بازنگری در قرارداد تجارت با اسرائیل در واقع تلاشی برای ترساندن اسرائیل است چرا که اگر تهدید جدی بود، جزئیات سازوکارها و زمانبندی برای چنین بررسیهایی مشخص میشد. در نتیجه این اقدامات تهدیدات پوچ و بیتأثیری برای فرونشاندن افکار عمومی و تغییر رفتار خصمانه اسرائیل با اروپا است که تأثیری نیز بر آنها نداشته است.
🔸در واقع موثرترین راه برای تأثیرگذاری بر رفتار اسرائیل نه تهدید به عدم بهبود تجارت یا محدودیت بر چند شهرکنشین، بلکه تحریم تجارت با اسرائیل است؛ چرا که اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است. اقدامی که تاکنون حتی تهدید لفظی هم به استفاده از آن نشده است.
💢نگرانی از موج نارضایتی داخلی
🔸وزیر خارجه بریتانیا یکی از اقداماتی که باید توسط اسرائیل متوقف شود را «نادیده گرفتن نگرانیهای دوستان و متحدین اسرائیل» و «تخریب شهرت اسرائیل در نزد جهانیان» دانست. این اظهارات بیشتر از آنکه اقدامی برای تعهد اسرائیل به هنجارهای بینالمللی و انسانی باشد، تلاشی برای خاموش کردن موج نارضایتی افکار عمومی از سیاست خارجی این کشورها است. این نارضایتی به ویژه پس از مسدود کردن کمکهای بشردوستانه به اسرائیل تشدید یافته است و آنها را وا داشته تا تلاشی ظاهری انجام دهند تا موج انتقاد و نارضایتی داخلی علیه خود را کاهش دهند.
🔸مقاله اخیر باراک روید نیز نشان میدهد اروپاییها بیشتر از آنکه نسبت به راهبرد جنایتکارانه اسرائیل مشکل داشته باشند، نسبت به بیتوجهی دولت نتانیاهو به نگرانیهایشان معترضند. جنایات جنگی اسرائیل و اظهارات افراد رادیکالی مانند اسموتریچ باعث افزایش خشم افکار عمومی اروپا علیه اسرائیل و حامیان اروپایی آن شده است. این وضعیت باعث کاهش محبوبیت بیشتر دولتهای حاکم بر اروپا و نزدیکی بیشتر به سقوط این دولتها شده است.
💢بدرفتاری و توهین به اروپاییها
🔸تیراندازی به نمایندگان کشورهای اروپایی در کرانه باختری و رویکرد گستاخانه اسرائیلیها نسبت به مقامات اروپایی، از جمله اقداماتی است که موجب خشم اروپاییها شده است. دولت کنونی اسرائیل حتی با اتحادیه اروپا نیز خصمانه رفتار میکند که باعث شده تا اروپاییها رویکرد خود نسبت به اسرائیل را حداقل در ظاهر تقابلجویانهتر کنند تا جلوی تداوم بدرفتاری با اروپاییها را بگیرند و اسرائیل را وادار به رعایت نگرانیهای خود کنند. دلیل اعمال تحریم اخیر در کرانه باختری، علیرغم یکسان بودن شرایط، به تیراندازی اخیر اسرائیلیها به نمایندگان اروپایی برمیگردد که موجب تنش جدیدی بین اسرائیل و دولتهای اروپایی شد.
💢جمعبندی
🔁 مطالب مرتبط
▫️رویاهای تحقق نیافته نتانیاهو در غزه
▫️طوفان الاقصی و شکاف در رویکرد اروپایی به مسئله فلسطین
🌐https://institutetehran.com/art/445
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏3❤2👌2😁1
◾️ مؤسسه مطالعات بینالملل و استراتژیک (دانشگاه پکن)
📝ایلاریا مازوکو
#جهان_شرقی
#خودروهای_برقی
#آمریکای_لاتین #چین
🔸در شرایط گذار جهانی به فناوریهای سبز، ذخایر غنی مواد معدنی حیاتی آمریکای لاتین و حوزه کارائیب این منطقه را به کانون توجه سرمایهگذاران، بهویژه چین، تبدیل کرده است. چین از طریق خرید معادن، سهام شرکتها و همکاری با دولتها، نفوذ قابلتوجهی در استخراج لیتیوم، مس و سایر مواد مورد نیاز برای باتری خودروهای برقی پیدا کرده است.
💢صنعت استخراج
🔹مثلث لیتیوم (آرژانتین، بولیوی، شیلی) حدود ۵۸٪ ذخایر جهان را در اختیار دارد. بولیوی با وجود ذخایر بالا، به دلیل بیثباتی سیاسی و کنترل شدید دولتی پیشرفت کندی داشته است اما در سال ۲۰۲۳ قراردادی با کنسرسیومی چینی به ارزش ۱.۴ میلیارد دلار امضا کرد.
🔹آرژانتین نیز به دلیل سیاستهای تجاری باز، چهارمین تولیدکننده بزرگ لیتیوم است و چین در چندین پروژه فعال در این کشور نقش دارد. شیلی نیز با تولید یکسوم لیتیوم جهان، شریک مهم چین است، اما برنامههای اخیر دولت بوریچ برای افزایش کنترل دولتی ممکن است فضای سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار دهد.
🔹در حوزه مس، آمریکای لاتین حدود ۴۰٪ تولید جهانی را تأمین میکند و چین با سرمایهگذاری در کشورهای شیلی، پرو و مکزیک، جایگاه خود را در زنجیره تأمین تقویت کرده است. با این حال، عواملی مانند ملیسازی، بیثباتی سیاسی و بحران منابع طبیعی، چالشهایی برای تداوم و گسترش این سرمایهگذاریها ایجاد کردهاند.
💢صنعت تولید باتری
🔹صنعت باتری لیتیومی در آمریکای لاتین هنوز بهطور گسترده فعال نیست، هرچند نشانههایی از علاقه شرکتهای چینی و کشورهای منطقه به توسعه این صنعت وجود دارد. تنها سرمایهگذاری قابلتوجه در این حوزه، راهاندازی کارخانه باتری توسط شرکت چینی BYD در مانائوس برزیل است که بهاحتمال زیاد برای پاسخ به تقاضای داخلی و پشتیبانی از تولید خودروی این شرکت در برزیل انجام شده است.
🔹«قانون کاهش تورم» ایالات متحده مشوقهای قابلتوجهی برای سرمایهگذاری در خود آمریکا ایجاد کرده که بسیاری از شرکتهای بزرگ باتری را به این کشور کشانده است. این قانون به کشورهایی مثل شیلی و مکزیک کمک کرده تا سرمایهگذاری بیشتری جذب کنند. بنابراین با توجه به مشوقهای دولتی و اندازه بازار، ایالات متحده در آیندهای نزدیک همچنان بزرگترین بازار خودروهای برقی در قاره آمریکا باقی خواهد ماند.
💢تولید و مونتاژ خودروهای برقی
🔹برزیل و مکزیک پیشتازان تولید خودروهای برقی و قطعات آن در آمریکای لاتین هستند و هر دو کشور زیرساختهای صنعتی قویای دارند، اما راهبردهای سرمایهگذاری چین در این دو کشور متفاوت است.
🔹مکزیک به دلیل عضویت در توافقنامه USMCA و نزدیکی به آمریکا، تحت نظارت بیشتری از سوی این کشور قرار دارد. همچنین «قانون کاهش تورم» آمریکا مشوقهایی برای تولید در مکزیک فراهم کرده و این موضوع باعث شده است مکزیک در پذیرش سرمایهگذاریهای چینی محتاطتر عمل کند تا جلوی ورود غیرمستقیم محصولات چینی به آمریکا گرفته شود. براین اساس تاکنون سرمایهگذاری قابلتوجهی از سوی خودروسازان چینی در مکزیک انجام نشده است.
🔹در مقابل، سرمایهگذاری چین در صنایع کمتر حساس در مکزیک مانند قطعات خودرو با سرعت در حال گسترش است. احتمال محدودیتهای امنیتی برای خودروهای متصل به شبکه با فناوری چینی نیز وجود دارد که میتواند صادرات این خودروها از مکزیک به آمریکا را ممنوع کند. بنابراین، هر سرمایهگذاری چینی در مکزیک احتمالاً فقط برای بازار داخلی و منطقهای خواهد بود.
🔹با توجه به جمعیت زیاد و رشد طبقه متوسط، برزیل بازاری بزرگ برای خودروهای برقی چینی محسوب میشود. شرکتهایی مانند BYD و گریتوال موتورز در این کشور کارخانههایی راهاندازی کردهاند. اگرچه برزیل میتواند در آینده مرکز صادرات خودروهای برقی به سایر کشورهای آمریکای لاتین شود، اما در حال حاضر، احتمال صادرات گسترده این خودروها به آمریکا کم است.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/446
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👌3👎2
◾️فارن افرز
📝 کورت کمپبل و راش دوشی
#روندهای_استراتژیک
🔸آمریکاییها، قدرت و عمق مزیتهای استراتژیک چین را دستکم گرفتهاند. ادامه برداشت فعلی نمیتواند به طور مؤثری مانع پیشرفت چین شود. لذا اتخاذ راهبردی جدید بر پایه زنجیره متحدان، توسط امریکا ضروری است. علیرغم برخی مشکلات اقتصادی و تغییرات جمعیتی، چین همچنان مزیتهای کلان و پایدار قابل توجهی دارد که آن را در سطح قدرتهای جهانی منحصر به فرد کرده است.
💢مزیتهای پایدار چین
1️⃣بازار داخلی وسیع: چین با بیش از یک میلیارد جمعیت، یکی از بزرگترین بازارهای مصرف و تولید در جهان است که به آن اجازه میدهد در صنایع کلیدی و زنجیرههای تولید جهانی نقش محوری ایفا کند.
2️⃣توانمندیهای تولیدی و صنعتی: چین پیشرفتهترین تولیدکننده در حوزههای فولاد، سیمان، خودرو و الکترونیک است و سرمایهگذاریهای گسترده در بخش فناوری باعث شده در زمینههایی مانند ۵G، هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته به سرعت رشد کند.
3️⃣دیپلماسی اقتصادی فعال: ابتکاراتی مانند «کمربند و جاده» چین را قادر ساخته تا نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در آسیا، آفریقا و حتی اروپا افزایش دهد و این امر قدرت نرم چین را تقویت میکند.
4️⃣سرمایهگذاری گسترده در نظامیگری: توسعه نیروهای مسلح و افزایش بودجه دفاعی چین از دیگر عوامل قدرت آن به شمار میرود که امکان رقابت با آمریکا را در حوزه نظامی افزایش داده است.
🔹با این حال، چین با چالشهایی از جمله مشکلات ساختاری اقتصادی، افزایش هزینههای نیروی کار، بحران جمعیتی و فشارهای زیستمحیطی نیز روبه رو است. اما در مجموع این موارد باعث کاهش قابل توجه قدرت چین نخواهند شد.
💢ضعفها و کاستیهای آمریکا در مواجهه با چین
🔹آمریکا در مواجهه با چین دچار نوعی غفلت و اشتباهات استراتژیک شده است که در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1️⃣تمرکز بیش از حد بر رقابت مستقیم نظامی: آمریکا معمولاً تمرکز زیادی بر افزایش توان نظامی برای مقابله با چین دارد. این رویکرد نمیتواند تمامی ابعاد رقابت با چین را پوشش دهد.
2️⃣کمتوجهی به همکاریهای بینالمللی: علیرغم تأکیدهای مکرر بر اهمیت ائتلافها، در عمل آمریکا در سالهای اخیر از بسیاری از متحدان خود فاصله گرفته است.
3️⃣عدم بهرهبرداری از قدرت اقتصادی متحدان: اقتصاد آمریکا به تنهایی دیگر قدرتی مثل گذشته ندارد و بدون همکاری نزدیک با متحدان اروپایی، آسیایی و دیگر مناطق جهان نمیتواند به شکل مؤثر در مقابل چین بایستد.
4️⃣نبود استراتژی جامع: تلاشهای پراکنده که بیشتر واکنشی و مقطعی هستند، باعث شده تا چین بتواند از ضعفهای آمریکا بهره ببرد و زمینههای پیشرفت خود را تقویت کند.
💢ضرورت ایجاد «استراتژی زنجیره متحدان»
با توجه به مزیتهای چین و ضعفهای آمریکا، ضرورت دارد تا آمریکا به جای اتکا به قدرت سختافزاری و اقدامات تکجانبه، یک استراتژی جدید مبتنی بر همکاری عمیق و گسترده با متحدان را اتخاذ کند. این استراتژی شامل موارد زیر است:
1️⃣تقویت همکاری نظامی بین متحدان: ساختارهای نظامی مشترک و توسعه فناوریهای دفاعی هماهنگ میتواند توان مقابله با چین را به شکل قابل توجه افزایش دهد.
2️⃣ایجاد شبکههای اقتصادی و فناوری متحد: آمریکا باید با متحدانش در زمینههای تولید نیمهرساناها، فناوریهای پیشرفته و زنجیرههای تامین همکاری کند تا وابستگی به چین کاهش یابد.
3️⃣همگرایی دیپلماتیک: متحدان آمریکا باید در سطح جهانی یک صدای واحد در مقابل سیاستهای چین داشته باشند تا فشارهای سیاسی و اقتصادی بر پکن افزایش یابد.
4️⃣سیاستهای همگرا در برابر نفوذ اقتصادی چین: مقابله با پروژههای اقتصادی چین مانند «کمربند و جاده» نیازمند هماهنگی متحدان در ارائه جایگزینهای توسعهای به کشورهای در حال توسعه است.
🔹 استراتژی زنجیره متحدان به آمریکا این امکان را میدهد که از طریق استفاده از ظرفیت جمعی اقتصاد و قدرت نرم متحدان، مزیتهای پکن را کاهش دهد و زمینه رقابت پایدار و برد-برد را فراهم کند.
🔹در نهایت، آمریکا نباید چین را صرفاً از دیدگاه رقابت مستقیم یا جنگ سرد جدید نگاه کند بلکه باید عمق و گستردگی مزیتهای چین را به درستی درک کرده و برای مقابله با آن استراتژی جامع و مبتنی بر همکاری متحدان را در پیش بگیرد. ادامه رویکردهای پراکنده، منفرد و واکنشی ممکن است نه تنها مانع رشد چین نشود، بلکه موجب تضعیف جایگاه آمریکا در نظم جهانی گردد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/447
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍3👏1
🔵فراتر از ژئوپلیتیک: همکاری ایران و چین در چارچوب ابتکار کمربند و جاده
◾️دیپلمات
📝علی اسکورچی و زنل گارسیا
#اکوتهران
#کریدور #BRI
#ایران #چین #اوراسیا
🔸با گذشت بیش از یک دهه از اعلام ابتکار کمربند و جاده، تحول ناشی از این ابتکار در زنجیرههای تامین و جریانهای تجاری توجه بسیاری را برانگیخته است. با این حال، جایگاه ایران در این ابتکار تنها از نظرگاه ژئوپلیتیک دیده شده و به پیشرانهای داخلی کمتر توجه شده است.
🔹برای مقامات چینی، ایران همواره دروازهای به سوی انرژی، زنجیرههای تامین و بازارهایی بوده که میتوانند محرکی برای توسعه داخلی پایدار در چین باشند. مقامات چینی توسعه را در نسبت مستقیم با ثبات اجتماعی درک میکنند. برای مقامات ایرانی، چین شریکی کلیدی برای تبدیل شدن به هاب مرکزی در کریدورهای اقتصادی اوراسیا، منبع تامین مالی و فناوری و بازاری برای محصولات صادراتی است. این همسویی منافع اقتصادی-اجتماعی یکی از اصلیترین دلایل تداوم همکاری دو کشور علیرغم چالشهای ساختاری همچون تحریمهای آمریکا است.
🔹چین همواره توسعه نامتوازن در قلمروی خود را به مثابه ریشه اصلی بیثباتی اجتماعی و ناامنی تلقی نموده است. از همین رو، مقامات محلی در استانهای توسعه نیافته، در پیگیری پروژههای فرامرزی برای حل این مسئله مصمم بودهاند و این تلاشهاست که به تاسیس کریدورهای اقتصادی درون چارچوب کمربند و جاده انجامیده است.
🔹کریدور اقتصادی چین-آسیای مرکزی-غرب آسیا (CCAWAEC) نمونهای از این روند است که خاستگاه آن راهبرد گشایش دوگانه سینکیانگ (به سمت داخل چین و به سمت بازارهای فرامرزی) است. در این کریدور، ایران میتواند زنجیرههای تأمین جدیدی را از غرب چین به خاورمیانه، آفریقا و اروپا متصل کند.
🔹از سوی دیگر، سیاستگذاران ایرانی نیز با نگاه به موقعیت جغرافیایی ممتاز کشور – میان قفقاز، آسیای مرکزی، غرب آسیا، و جنوب آسیا – به دنبال احیای جایگاه تاریخی ایران بهعنوان چهارراه تجاری اوراسیا هستند. این نگاه از سال ۲۰۰۵ با اعلام سیاست نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران نهادینه شد. در این راستا، ایران نهتنها از کمربند و جاده حمایت کرده، بلکه در مسیرهای مشابه مانند کریدور ترانس کاسپین و کریدور شمال-جنوب نیز مشارکت فعال دارد. این مسیرها با کاهش زمان و هزینه ترانزیت، جذابیت ایران را برای کشورهای محصور در خشکی و چین افزایش میدهند.
🔹علاوه بر این، نقش ایران بهعنوان تأمینکننده انرژی برای چین اهمیت فزایندهای یافته است. چین در حال بررسی چشم انداز جدیدی موسوم به پل انرژی جهانی پان-آسیایی است که در آن، ایران از طریق امتداد خط لوله گاز آسیای مرکزی به شبکه غرب-شرق چین متصل میشود. این امر میتواند توزیع انرژی به مناطق داخلی چین را تقویت کند و در عین حال، وابستگی چین به مسیرهای دریایی آسیبپذیر را کاهش دهد.
🔹قرارداد مشارکت راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین در سال ۲۰۱۶ چارچوبی برای همکاریهای عمیقتر اقتصادی و زیرساختی ایجاد کرد. کمربند و جاده نهتنها ابزار تحقق این همکاریهاست، بلکه به ابزاری برای نهادینهسازی اتصالپذیری ایران در سازمانهای منطقهای همسو با چین، مانند بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا، سازمان همکاری شانگهای و بریکس تبدیل شده است.
🔹با وجود این همگرایی، اجرای کمربند و جاده در ایران با موانعی روبهرو بوده است. اگرچه تجارت دوجانبه بین چین و ایران در سالهای اخیر افزایش یافته و تجارت غیرنفتی نیز رشد کرده، تحریمهای ثانویه آمریکا مانعی جدی برای سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای بزرگ چینی در ایران ایجاد کردهاند.
🔹در نتیجه، سرمایهگذاریها عمدتاً از طریق مبادله کالا بهجای پول (تهاتر) یا پرداخت با یوان چین صورت میگیرند تا نیاز به استفاده از سیستم مالی غربی و دلار کاهش یابد. با این وجود، چین مسیر تمام ریلی چین (ییوو)–ایران–اروپا را در سال ۲۰۲۴ راهاندازی نموده است تا امکان اتصال ریلی مؤثر بین شرق و غرب را از طریق ایران فراهم کند. اگر این مسیر پایدار بماند، نقشه جدیدی از زنجیرههای تأمین در منطقه رقم میخورد.
✅ در مجموع، تحلیل مقاله نشان میدهد که همکاری ایران و چین در چارچوب کمربند و جاده، بیش از آنکه صرفاً یک پروژه ژئوپلیتیکی باشد، بازتابی از منافع توسعهای داخلی طرفین است. چین به دنبال ثبات اجتماعی از طریق توسعه مناطق غربی خود است و ایران به دنبال جذب سرمایه، فناوری، و احیای نقش خود در تجارت اوراسیاست. به باور نگارنده این همسویی منافع داخلی ایران و چین است که باعث تداوم و تعمیق این همکاریها شده است و برای فهم نقش ایران در ابتکار کمربند و جاده، باید فراتر از چارچوب ژئوپلیتیک اندیشید و به پیشرانهای اقتصادی و اجتماعی داخلی در دو کشور توجه کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/448
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️دیپلمات
📝علی اسکورچی و زنل گارسیا
#اکوتهران
#کریدور #BRI
#ایران #چین #اوراسیا
🔸با گذشت بیش از یک دهه از اعلام ابتکار کمربند و جاده، تحول ناشی از این ابتکار در زنجیرههای تامین و جریانهای تجاری توجه بسیاری را برانگیخته است. با این حال، جایگاه ایران در این ابتکار تنها از نظرگاه ژئوپلیتیک دیده شده و به پیشرانهای داخلی کمتر توجه شده است.
🔹برای مقامات چینی، ایران همواره دروازهای به سوی انرژی، زنجیرههای تامین و بازارهایی بوده که میتوانند محرکی برای توسعه داخلی پایدار در چین باشند. مقامات چینی توسعه را در نسبت مستقیم با ثبات اجتماعی درک میکنند. برای مقامات ایرانی، چین شریکی کلیدی برای تبدیل شدن به هاب مرکزی در کریدورهای اقتصادی اوراسیا، منبع تامین مالی و فناوری و بازاری برای محصولات صادراتی است. این همسویی منافع اقتصادی-اجتماعی یکی از اصلیترین دلایل تداوم همکاری دو کشور علیرغم چالشهای ساختاری همچون تحریمهای آمریکا است.
🔹چین همواره توسعه نامتوازن در قلمروی خود را به مثابه ریشه اصلی بیثباتی اجتماعی و ناامنی تلقی نموده است. از همین رو، مقامات محلی در استانهای توسعه نیافته، در پیگیری پروژههای فرامرزی برای حل این مسئله مصمم بودهاند و این تلاشهاست که به تاسیس کریدورهای اقتصادی درون چارچوب کمربند و جاده انجامیده است.
🔹کریدور اقتصادی چین-آسیای مرکزی-غرب آسیا (CCAWAEC) نمونهای از این روند است که خاستگاه آن راهبرد گشایش دوگانه سینکیانگ (به سمت داخل چین و به سمت بازارهای فرامرزی) است. در این کریدور، ایران میتواند زنجیرههای تأمین جدیدی را از غرب چین به خاورمیانه، آفریقا و اروپا متصل کند.
🔹از سوی دیگر، سیاستگذاران ایرانی نیز با نگاه به موقعیت جغرافیایی ممتاز کشور – میان قفقاز، آسیای مرکزی، غرب آسیا، و جنوب آسیا – به دنبال احیای جایگاه تاریخی ایران بهعنوان چهارراه تجاری اوراسیا هستند. این نگاه از سال ۲۰۰۵ با اعلام سیاست نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران نهادینه شد. در این راستا، ایران نهتنها از کمربند و جاده حمایت کرده، بلکه در مسیرهای مشابه مانند کریدور ترانس کاسپین و کریدور شمال-جنوب نیز مشارکت فعال دارد. این مسیرها با کاهش زمان و هزینه ترانزیت، جذابیت ایران را برای کشورهای محصور در خشکی و چین افزایش میدهند.
🔹علاوه بر این، نقش ایران بهعنوان تأمینکننده انرژی برای چین اهمیت فزایندهای یافته است. چین در حال بررسی چشم انداز جدیدی موسوم به پل انرژی جهانی پان-آسیایی است که در آن، ایران از طریق امتداد خط لوله گاز آسیای مرکزی به شبکه غرب-شرق چین متصل میشود. این امر میتواند توزیع انرژی به مناطق داخلی چین را تقویت کند و در عین حال، وابستگی چین به مسیرهای دریایی آسیبپذیر را کاهش دهد.
🔹قرارداد مشارکت راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین در سال ۲۰۱۶ چارچوبی برای همکاریهای عمیقتر اقتصادی و زیرساختی ایجاد کرد. کمربند و جاده نهتنها ابزار تحقق این همکاریهاست، بلکه به ابزاری برای نهادینهسازی اتصالپذیری ایران در سازمانهای منطقهای همسو با چین، مانند بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا، سازمان همکاری شانگهای و بریکس تبدیل شده است.
🔹با وجود این همگرایی، اجرای کمربند و جاده در ایران با موانعی روبهرو بوده است. اگرچه تجارت دوجانبه بین چین و ایران در سالهای اخیر افزایش یافته و تجارت غیرنفتی نیز رشد کرده، تحریمهای ثانویه آمریکا مانعی جدی برای سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای بزرگ چینی در ایران ایجاد کردهاند.
🔹در نتیجه، سرمایهگذاریها عمدتاً از طریق مبادله کالا بهجای پول (تهاتر) یا پرداخت با یوان چین صورت میگیرند تا نیاز به استفاده از سیستم مالی غربی و دلار کاهش یابد. با این وجود، چین مسیر تمام ریلی چین (ییوو)–ایران–اروپا را در سال ۲۰۲۴ راهاندازی نموده است تا امکان اتصال ریلی مؤثر بین شرق و غرب را از طریق ایران فراهم کند. اگر این مسیر پایدار بماند، نقشه جدیدی از زنجیرههای تأمین در منطقه رقم میخورد.
🌐https://institutetehran.com/art/448
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1😁1👌1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#چین #آمریکا
🔹در ۱۳ مه ۲۰۲۵، چهارمین نشست وزرای چین–سلاک (CELAC) با حضور وزرای امور خارجه ۳۳ کشور آمریکای لاتین و کارائیب در پکن برگزار شد. در این نشست نه تنها وزرای امور خارجه و نمایندگان کشورهای عضو سلاک حضور داشتند، بلکه همانند سال ۲۰۱۵ هیئتهای بزرگی به رهبری گوستاوو پترو رئیس جمهور کلمبیا، لولا دا سیلوا رئیس جمهور برزیل و گابریل بوریک رئیس جمهور شیلی نیز حضور پیدا کردند که نشان دهنده اهمیت این نشست در سطح عالی برای کشورهای سلاک در جهت تعمیق روابط راهبردی با چین است.
🔸افزون براین در این نشست دو سند مهم، اعلامیه پکن و برنامه اقدام مشترک برای همکاری در زمینههای کلیدی (۲۰۲۷-۲۰۲۵) با حمایت تمام ۳۳ کشور حاضر بهجز آرژانتین تصویب شد. همچنین بیش از ۱۰۰ پروژه همکاری سه ساله به تصویب رسید و چین ۲۰ اقدام در حمایت از توسعه کشورهای حوزه کارائیب ارائه داده است که نشان دهنده تمایل راسخ چین و آمریکای لاتین به توسعه همکاری دو و چندجانبه است.
💢برنامه پنجگانه شی جینپینگ
🔸پنج برنامهای که شی جینپینگ در این نشست در ذیل جامعهای با آینده مشترک مطرح کرد شامل همبستگی، توسعه، تمدنها، صلح و گسترش روابط مردم با مردم است که شبکهای جامع در چهار بعد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی را ایجاد کرده است و این امر چین را به یک شریک راهبردی برای کشورهای آمریکا لاتین تبدیل کرده است. بهطوری که از منظر اجتماعی پکن سیاست لغو ویزا برای ورود بدون ویزا تا ۳۰ روز برای پنج کشور آمریکای لاتین را به صورت آزمایشی تا ۳۱ مه ۲۰۲۶ در دستور کار قرارداد.
🔸همچنین از بعد اقتصادی، شی جینپینگ یک خط اعتباری ۶۶ میلیارد یوانی معادل ۹.۱۸ میلیارد دلار برای حمایت از توسعه منطقهای در آمریکای لاتین اختصاص داد. لازم به ذکر است که در سال ۲۰۲۴، تجارت چین و آمریکای لاتین از ۵۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت که ۲ برابر ۲۵۰ میلیارد دلار روابط تجاری، در ابتدای تاسیس این نشست در سال ۲۰۱۵ است.
💢روند رژیم سازی چین در آمریکای لاتین
🔸نشست چین-سلاک را میتوان نقطه عطفی در تداوم روند رژیم سازی چین دانست بهطوری که نخستین نشست ۲۰۱۵ در پکن پایههای همکاری بیندولتی و داوطلبانه را گذاشت، دومین نشست ۲۰۱۸ در شیلی اولویتهای همکاری و پیوند با طرح کمربند و جاده را تثبیت کرد، سومین نشست ۲۰۲۱ بهصورت مجازی دستورکارهای نوینی مانند سلامت و دیجیتالسازی را افزود و در چهارمین نشست، شی جینپینگ با شعار «جامعهای با آینده مشترک» عمق استراتژیک روابط را برجسته کرد.
💢واکنش آمریکا به نفوذ چین در آمریکا جنوبی
🔸چین در سالهای اخیر با حضور پررنگتر در آمریکای لاتین، عملاً وارد منطقهای شده است که مدتها بهعنوان زمین بازی ایالات متحده شناخته میشد. این اقدام راهبردی، حساسیتها و واکنشهایی را در سطح کلان در ایالات متحده برانگیخته است. در دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این نگرانیها به شکل صریحتری بروز یافت.
🔸وی با ادعای تسلط چین بر کانال پاناما، تهدید به بازپسگیری آن کرد و اقدامات تهاجمی همچون تهدید به حمله نظامی به مکزیک، اعمال تعرفه بر واردات از کلمبیا و مکزیک و وضع تعرفه پایه ۱۰ درصدی بر صادرات کشورهای منطقه را در پیش گرفت که همگی بیانگر تلاش واشنگتن برای مهار چین در آمریکای لاتین است. با این حال با وجود اهمیت راهبردی نشست وزرای چین–سلاک، آمریکا واکنش مستقیمی به آن نشان نداده و ترجیح داده در سطحی کلان با نفوذ چین در آمریکای لاتین مقابله کند.
💢اهمیت این نشست
🔸با تمام این اوصاف نشست وزرای خارجه چین–سلاک را میتوان واکنش کشورهای آمریکای لاتین به سیاستهای تهاجمی ایالات متحده دانست، چرا که با وجود اینکه این نشست در سطح وزرای خارجه بود، ولی رؤسای جمهور برزیل، کلمبیا و شیلی شخصاً در اقدامی دور از انتظار در نشست حضور یافتند و با شی جینپینگ دیدار کردند.
🔄مطالب مرتبط
▫️موافقتنامه شراکت راهبردی و چشمانداز روابط روسیه_ونزوئلا
▫️آینده سیاسی مبهم مورالس و سوسیالیستها در بولیوی
🌐https://institutetehran.com/art/449
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤4👎3
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#یمن
📝حسین افراخته
🔹با خروج آمریکا از جنگ یمن با اعلام آتش بس توسط ترامپ در 6 مِی، این پرسش مطرح شد که آیا انصارالله با پذیرش آتش بس با آمریکا، حملات علیه رژیم صهیونیستی را نیز متوقف خواهد کرد؟
🔸طرف یمنی با فاصله کوتاهی این ابهام را با اقدام عملی خود برطرف نمود. اسرائیل شامل توافق آتش بس نیست و حملات علیه منافع آن و حصار دریایی ادامه خواهد داشت.
🔸در ادامه تحولات به سمتی رفت که رهبری یمن تصمیم گرفت حصار هوایی را نیز به عنوان مکمل محاصره دریایی علیه تل آویو اعمال نماید.
🔸کاملاً قابل انتظار بود که رژیم صهیونیستی نیز با حمله به زیرساختهای یمن مانند فرودگاه صنعا و بنادر الحدیده، رأس عیسی و الصلیف به این تشدید تنش انصارالله پاسخ دهد.
💢کیفیت نبرد پس از خروج آمریکا از درگیری
🔸اما مسئله متمایزی که میتوان در زمینه کیفیت نبرد یمنیها قبل و بعد از آتش بس با آمریکا بدان اشاره نمود، بحث تعدد حملات علیه اراضی اشغالی است که بعضاً به ثبت سه حمله طی 24 ساعت منجر شد. موضوع بعدی بحث پدافند یمن است که به اذعان گزارش وبگاه آمریکایی نشنال اینترست تا مرز سرنگونی یک جنگنده F35 آمریکایی نیز کسب توفیق کرد و شاید بر اساس همین دستاوردهاست که مهدی المشاط به صراحت صحبت از احتمال انهدام جنگنده های F35 اسرائیلی نیز نموده است.
🔸حال با این آرایشی که دو طرف در مقابل هم صف آرایی نمودهاند، مسئله اساسی ابعاد احتمالی نبرد در آینده و چشم انداز آن است. با عنایت به اینکه ارتش آمریکا به عنوان یک متغیر تعیین کننده و اثرگذار از صحنه خارج شده، میتوان دورنمای این درگیری را در قالب سه سناریوی زیر پیش بینی کرد:
1⃣تشدید تنش و درگیری
🔸این سناریوی در کوتاه مدت و میان مدت قابل تصور است. کمااینکه دو طرف در این سه هفته پس از خروج آمریکا از درگیری به سوی تصعید کیفی و کمّی تنش حرکت کردند. انصارالله با اصابت مستقیم فرودگاه بن گوریون، بحث حصار هوایی رژیم را اعلام کرد و رژیم صهیونیستی نیز با بمباران چند باره فرودگاه صنعا و بنادر یمن به سراغ گزینه تشدید تنش رفت.
2⃣رها کردن نبرد توسط یکی از طرفها
🔸این سناریو غیر محتمل ترین و نشدنی ترین حالت درگیری است. چرا که یمن نشان داده تحت هیچ شرایطی نبرد «فتح موعود و جهاد مقدس» را در حمایت از مردم مظلوم غزه رها نخواهد کرد و اگر بنا بود چنین کند در زمان اوج حملات آمریکا چنین رویهای را در پیش میگرفت. اسرائیل هم که در مقام پاسخ و به بیان وزیر جنگ رژیم (دفاع از خود) است، چارهای جز ادامه کارزار نمیتواند برای خود متصور باشد. لذا به نظر نمیرسد دو طرف به سمت ترک مخاصمه به صورت یکطرفه حرکت نمایند.
3⃣پایان درگیری دو طرف با آتش بس در غزه
🔸با نگاهی به تجربه حدود20 ماهه نبردها پس از طوفان الاقصی و با در نظر گرفتن مرحله قبلی آتش بس، محتملترین گزینه پایان درگیری پس از وقوع آتش بس در نواره غزه است. به نظر میرسد در صورتی که حماس هر نوع آتش بسی را در غزه بپذیرد، یمن نیز بر طبق وعده رهبر انصارالله حملات علیه رژیم صهیونیستی را متوقف خواهد کرد.
💢جمع بندی
🔸با عنایت به مطالب بیان شده میتوان ادعا کرد تا زمان انجام یک آتشبس پایدار در غزه، نمیتوان چشم انداز روشنی برای پایان یا کاهش درگیری میان یمن و اسرائیل در نظر داشت. مضاف بر اینکه اگر اسرائیل به تشدید جنایت در غزه و افزایش کمی و کیفی حملات به یمن ادامه دهد باید منتظر شگفتانههای جدید از سوی ارتش یمن باشد؛ کما اینکه شاید یک ماه پیش انتظار اصابت آشکار فرودگاه بن گوریون در روز روشن علی رغم استقرار شش لایه پدافندی را نداشت و گمان نمیبرد با چالش حملات (تقریباً) روزانه و تحمیل محاصره هوایی روبرو شود.
🔁 مطالب مرتبط
▫️موشک ناشناخته یمنی چگونه از سپر دفاعی اسرائیل گذشت؟
▫️کنارهگیری آمریکا از جنگ با یمن؛ تصمیمی از روی اجبار
🌐https://institutetehran.com/art/451
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👍7👌2
#تحلیل_كوتاه
#تجارت #جنگ_تعرفهای
#اروپا #آمریکا
🔹ایالات متحده و بریتانیا در روز ۱۸ اردیبهشت (۸ مه) از یک توافق تاریخی در روابط تجاری خود با نام «توافق شکوفایی اقتصادی بریتانیا و آمریکا (EPD)» خبر دادند. این اولین توافق تجاری آمریکا پس از اعمال تعرفهها توسط ترامپ و تعلیق آنها بود.
🔸هرچند هر دو طرف این توافق را بسیار مثبت و اشتغالزا برای هردو کشور توصیف کردند، ارزیابیها نشان میدهد که این توافق در بهترین حالت تنها وضعیت را به شرایط پیش از اعمال تعرفهها بازمیگرداند و ممکن است بیثباتی بیشتری در اقتصاد دو کشور ایجاد کند. برای درک بهتر این توافق و پیامدهای آن، لازم است به محتوای آن، ماهیت رویکرد تعرفهای ترامپ و برندگان و بازندگان این توافق توجه شود.
💢محتوای توافق
🔸اگرچه هنوز تمامی ابعاد این توافق نهایی نشده است، اما به گفته مقامات دو طرف، ایالات متحده متعهد شده است که تعرفه واردات آلومینیوم از بریتانیا را از ۲۵ درصد به صفر درصد کاهش دهد. همچنین، تعرفه واردات ماشینهای بریتانیایی نیز برای حداکثر ۱۰۰ هزار دستگاه از ۲۷ درصد به ۱۰ درصد کاهش خواهد یافت. در عوض، بریتانیا نیز پذیرفته است که تعرفه واردات اتانول از آمریکا را از ۱۹ درصد به صفر درصد کاهش دهد و به طور کلی، فرصتهای صادراتی به ارزش ۵ میلیارد دلار برای صادرکنندگان آمریکایی به بازار بریتانیا فراهم کند. در نهایت، بریتانیا موافقت کرده است که موانع غیرتعرفهای که مانع از واردات کالاهای آمریکایی میشد، برطرف کند.
💢پیامدهای رویکرد غیرمنتظره ترامپ
🔸با توجه به اینکه بریتانیا دارای مازاد تجاری حدود ۸۰ میلیارد دلاری با ایالات متحده است، این کشور یکی از مهمترین طرفها در تلاش برای رسیدن به توافقی سریع در زمینه تعرفهها بود تا روند صادرات و واردات ادامه یابد. این توافق میتواند منجر به تغییر در ماهیت کالاهای صادراتی و وارداتی میان دو کشور شود که به نفع برخی صنایع بریتانیایی و به ضرر برخی دیگر خواهد بود. گرچه که اقدام تعرفهای ترامپ موجب شد آمریکا دست برتر را در مذاکرات داشته باشد و زمینه توافقی را فراهم کرد که بیشتر به نفع این کشور بود اما این وضعیت موجب بیثباتی در صنایع مختلف آمریکا و بریتانیا شده و توان جذب اعتماد سرمایهگذاران و تولیدکنندگان را کاهش داده است.
💢برندگان قرارداد تجاری
🔸مهمترین برندگان این قرارداد در بریتانیا شامل خودروسازان و تولیدکنندگان صنایع سنگین مانند آهن و آلومینیوم هستند که بر اساس این توافق، مجدداً قادر به صادرات محصولات خود خواهند بود. در ایالات متحده، کشاورزان، داروسازان و به طور کلی صادرکنندگان آمریکایی نیز از این توافق بهرهمند خواهند شد، زیرا علاوه بر محصولات اتانولی که مشمول تعرفه صفر شده است میتوانند سایر کالاها را با تعرفه و دشواری کمتری به بریتانیا ارسال کنند.
💢بازندگان قرارداد تجاری
🔸از سوی دیگر، بازندگان این توافق در داخل بریتانیا شامل کشاورزان و دامداران هستند که نه تنها به دلیل تعرفههای بالا و استانداردهای سختگیرانه دسترسی آسانی به بازار آمریکا نخواهند داشت، بلکه با توجه به ارزانتر بودن محصولات مشابه آمریکایی در داخل کشور، فروش محصولاتشان نیز کاهش خواهد یافت. مهمترین بازنده این قرارداد اتحادیه اروپا است؛ چرا که علیرغم گذشت ماهها از تهدید تعرفهای ترامپ، این اتحادیه هنوز نتوانسته است به توافق تجاری جدیدی با ایالات متحده دست یابد و با امضای چنین قراردادی میان بریتانیا و آمریکا، فرصتهای تجاری اروپا نسبت به بریتانیا کاهش یافته است.
💢جمعبندی
🔸با وجود تبلیغات دو طرف مبنی بر پیروزمندانه بودن این قرارداد، در بهترین حالت، هیچ پیشرفتی در تعاملات تجاری میان دو کشور روی نخواهد داد. در واقعیت، برخی صنایع و محصولات دچار ضرر و برخی دیگر دچار سود خواهند شد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️عملکرد ۱۰۰ روز نخست ترامپ؛ تغییر در داخل، آشفتگی در خارج
▫️لحظه حقیقت برای اروپا و اتحاد فراآتلانتیک
🌐https://institutetehran.com/art/450
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2👏2👌2
♦️بازنگری در مفهوم «محور شیعی»
◾️مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل
📝راز زیمت
#تهران_ریویو
#تحولات_منطقه
#اسرائیل
🔹از زمان اشغال عراق توسط آمریکا و سایه دگرگونیهای جهان عرب در ۲۰۱۱، ایران بر روی استحکام «محور مقاومت» کار کرده است تا در برابر «محور همکاری» که توسط عربستان و مصر هدایت میشود، هژمونی منطقهای خود را ایجاد کند. ایجاد «جبهه مقاومت» توانایی ایران را برای گسترش عمق راهبردی خود در سراسر حلال حاصلخیز تقویت میکند.
🔸تعریف شبکه هدایتشده توسط ایران به یک محور رایج است؛ اگرچه این شبکه هیچوقت چارچوب سلسله مراتبی و تحت فرمان مستقیم ایران نداشت. بلکه عملکرد این شبکه شبیه همکاری بیقاعده اجزایی بوده است که به وسیله منافع و نگاه ایدئولوژیک مشترک به یکدیگر متصل میشوند و ریشه در مقاومت در برابر اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقهای آنها دارد. در حالی که ایران تا جای ممکن به دنبال حفظ نفوذ و کنترل بر این اجزا بوده، هیچوقت فعالیتهای خود را از طریق ائتلافهای رسمی یا توافقهای الزامآور صورتبندی نکرد.
🔸حتی حزبالله طی سالها به سازمانی تکامل یافت که هویت لبنانی خود را نسبت به هویت ایرانی اسلامی تقویت کرد؛ هرچند ایران منبع اصلی قدرت و وفاداریاش بود. حزبالله، عنصر اصلی محور مقاومت شیعی، سازمانی خودمختار و چندوجهی در لبنان است. در حزبالله، فرآیند تصمیمگیری پویایی میان چندین هویت وجود دارد که غالباً با یکدیگر همزیستی دارند؛ اما برخی مواقع تضادهای برجستهای پیدا میکنند. در عراق نیز شبهنظامیان شیعی بر اساس درجه وفاداری و تعهد به جمهوری اسلامی از یکدیگر متمایز میشوند.
💢از همگرایی جبهه ها تا اتاق عملیات مشترک
🔸با وجود محدودیت در مدیریت جبهه مقاومت و چالشهای عملیاتی در محور، ایران پس از ترور [سردار] سلیمانی و پیمان ابراهیم موقعیت و فرصت جدیدی را بدست آورد تا همکاری میان حماس و جهاد اسلامی و دیگر اجزای محور را حول نبرد علیه دشمنی مشترک، یعنی اسرائیل تقویت کند. ایران تصمیم گرفت تا اتاق عملیات مشترکی را تأسیس کند که مسئول هماهنگی گسترده نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی میان حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه، حزبالله در لبنان، شبهنظامیان طرفدار ایران در سوریه، شبهنظامیان شیعی در عراق و حوثیها در یمن بود.
🔸جنگ غزه نخستین فرصت مهم را فراهم کرد تا ایران راهبرد «همگرایی جبههها» را اجرا کند. با این حال، این جنگ محدودیت ایران را در بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای موجود در محور نمایان ساخت؛ بهویژه بهدلیل نگرانیهای تهران از کشیدهشدن به درگیری مستقیم نظامی با اسرائیل – و حتی با ایالات متحده. افزون بر این تنشهایی میان ایران و برخی از نیروهای نیابتیاش پدیدار شد که ناشی از شکافهایی میان منافع ایران و منافع گروههای تحت حمایت آن بود. برای مثال، پس از حمله ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴، منابع اطلاعاتی ارزیابی کردند که ایران از عملکرد حزبالله ناامید شده بود.
💢محور شیعی میان تضعیف و مقاومت
🔸اتفاقات بزرگ اخیر در منطقه پس از آغاز جنگ غزه برای اولین بار، تهدید مهمی به بقای حماس و آسیبی جدی به حزبالله وارد کرد. با وجود این چالشها، مواضع مقامات ارشد ایران در کنار سیاست این کشور در ماههای اخیر، نشان میدهند تهران قصد عقبنشینی از حفظ جایگاه و بازسازی محور مقاومت ندارد. در ماههای اخیر، ایران با هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تلاشهای ویژهای برای حفظ، تقویت و بازسازی قابلیتهای آسیبدیده محور در نبرد با اسرائیل انجام داده است. در لبنان، ایران به وضوح به دنبال مسیرهای جایگزین میگردد تا از دست رفتن مسیر راهبردی سوریه را جبران کند. در عراق، ایران قاطعانه نفوذش بر شبهنظامیان عراقی را حفظ کرده و علناً با خلع سلاح و ادغام آنها در ارتش مخالف میکند.
💢از محور شیعی به شبکه شیعی
✅ تحولات چشمگیر در یک سال گذشته (به طور ویژه تضعیف ایران پس از حمله اکتبر ۲۰۲۴ اسرائیل، فروپاشی حکومت اسد در سوریه، عقبنشینی حزبالله تحت فشارهای نظامی و سیاسی و توقف حملات شبهنظامیان عراقی به دلیل فشار برای خلع سلاح آنها) تردیدهایی را در استفاده از مفهوم «محور» برانگیخته و در همان حال، زمینهچینی برای چارچوب جایگزینی را آغاز کرده است. دیگر یک محور واقعی وجود ندارد، بلکه یک شبکه بیقاعده (تمرکززداییشده، منعطف و سیستم نامتوازنی از بازیگران با پیوندهای ایدئولوژیک و سطوحی از همکاری موردی) در حال شکلگیری است. تحلیلهایی که همچنان به مدل سلسلهمراتبی توجه دارند، سطحی هستند و خطر نادیدهگرفتن دگرگونیهای بنیادین در مجموعه تحت رهبری ایران و دستکم گرفتن دامنه در حال تغییر نفوذ ایران را به همراه دارند.
🔄مطالب مرتبط
▫️ آیا خلع سلاح حزبالله ممکن است؟
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/452
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل
📝راز زیمت
#تهران_ریویو
#تحولات_منطقه
#اسرائیل
🔹از زمان اشغال عراق توسط آمریکا و سایه دگرگونیهای جهان عرب در ۲۰۱۱، ایران بر روی استحکام «محور مقاومت» کار کرده است تا در برابر «محور همکاری» که توسط عربستان و مصر هدایت میشود، هژمونی منطقهای خود را ایجاد کند. ایجاد «جبهه مقاومت» توانایی ایران را برای گسترش عمق راهبردی خود در سراسر حلال حاصلخیز تقویت میکند.
🔸تعریف شبکه هدایتشده توسط ایران به یک محور رایج است؛ اگرچه این شبکه هیچوقت چارچوب سلسله مراتبی و تحت فرمان مستقیم ایران نداشت. بلکه عملکرد این شبکه شبیه همکاری بیقاعده اجزایی بوده است که به وسیله منافع و نگاه ایدئولوژیک مشترک به یکدیگر متصل میشوند و ریشه در مقاومت در برابر اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقهای آنها دارد. در حالی که ایران تا جای ممکن به دنبال حفظ نفوذ و کنترل بر این اجزا بوده، هیچوقت فعالیتهای خود را از طریق ائتلافهای رسمی یا توافقهای الزامآور صورتبندی نکرد.
🔸حتی حزبالله طی سالها به سازمانی تکامل یافت که هویت لبنانی خود را نسبت به هویت ایرانی اسلامی تقویت کرد؛ هرچند ایران منبع اصلی قدرت و وفاداریاش بود. حزبالله، عنصر اصلی محور مقاومت شیعی، سازمانی خودمختار و چندوجهی در لبنان است. در حزبالله، فرآیند تصمیمگیری پویایی میان چندین هویت وجود دارد که غالباً با یکدیگر همزیستی دارند؛ اما برخی مواقع تضادهای برجستهای پیدا میکنند. در عراق نیز شبهنظامیان شیعی بر اساس درجه وفاداری و تعهد به جمهوری اسلامی از یکدیگر متمایز میشوند.
💢از همگرایی جبهه ها تا اتاق عملیات مشترک
🔸با وجود محدودیت در مدیریت جبهه مقاومت و چالشهای عملیاتی در محور، ایران پس از ترور [سردار] سلیمانی و پیمان ابراهیم موقعیت و فرصت جدیدی را بدست آورد تا همکاری میان حماس و جهاد اسلامی و دیگر اجزای محور را حول نبرد علیه دشمنی مشترک، یعنی اسرائیل تقویت کند. ایران تصمیم گرفت تا اتاق عملیات مشترکی را تأسیس کند که مسئول هماهنگی گسترده نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی میان حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه، حزبالله در لبنان، شبهنظامیان طرفدار ایران در سوریه، شبهنظامیان شیعی در عراق و حوثیها در یمن بود.
🔸جنگ غزه نخستین فرصت مهم را فراهم کرد تا ایران راهبرد «همگرایی جبههها» را اجرا کند. با این حال، این جنگ محدودیت ایران را در بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای موجود در محور نمایان ساخت؛ بهویژه بهدلیل نگرانیهای تهران از کشیدهشدن به درگیری مستقیم نظامی با اسرائیل – و حتی با ایالات متحده. افزون بر این تنشهایی میان ایران و برخی از نیروهای نیابتیاش پدیدار شد که ناشی از شکافهایی میان منافع ایران و منافع گروههای تحت حمایت آن بود. برای مثال، پس از حمله ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴، منابع اطلاعاتی ارزیابی کردند که ایران از عملکرد حزبالله ناامید شده بود.
💢محور شیعی میان تضعیف و مقاومت
🔸اتفاقات بزرگ اخیر در منطقه پس از آغاز جنگ غزه برای اولین بار، تهدید مهمی به بقای حماس و آسیبی جدی به حزبالله وارد کرد. با وجود این چالشها، مواضع مقامات ارشد ایران در کنار سیاست این کشور در ماههای اخیر، نشان میدهند تهران قصد عقبنشینی از حفظ جایگاه و بازسازی محور مقاومت ندارد. در ماههای اخیر، ایران با هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تلاشهای ویژهای برای حفظ، تقویت و بازسازی قابلیتهای آسیبدیده محور در نبرد با اسرائیل انجام داده است. در لبنان، ایران به وضوح به دنبال مسیرهای جایگزین میگردد تا از دست رفتن مسیر راهبردی سوریه را جبران کند. در عراق، ایران قاطعانه نفوذش بر شبهنظامیان عراقی را حفظ کرده و علناً با خلع سلاح و ادغام آنها در ارتش مخالف میکند.
💢از محور شیعی به شبکه شیعی
🔄مطالب مرتبط
▫️ آیا خلع سلاح حزبالله ممکن است؟
🌐https://institutetehran.com/art/452
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤5👏1🆒1
#تحلیل_کوتاه
#برق #انرژی
#ایران #آسیای_میانه
🔸پروژه انتقال و تجارت برق آسیای مرکزی و آسیای جنوبی که به صورت مخفف کاسا ۱۰۰۰ نامیده میشود، یکی از کلیدیترین پروژههای منطقهای است که با هدف انتقال ۱۳۰۰ مگاوات برق از دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان به افغانستان و پاکستان طراحی شده است. این طرح نخستین بار در سال ۲۰۰۶ مطرح شد و احداث آن پس از انجام مطالعات اولیه در سال ۲۰۱۶ آغاز گردید. بخشهای مربوط به قرقیزستان و تاجیکستان در سالهای گذشته تقریبا تکمیل شده اما عدم ثبات و چالشهای امنیتی افغانستان موجب شد که پیشرفت پروژه در خاک این کشور با چالش مواجه شود.
🔹در دوره اخیر، طالبان برخلاف گذشته نگاه ژئواکونومیک به مناسبات منطقهای پیدا کرده و همین مسئله موجب استقبال این گروه از پروژههایی همچون کاسا ۱۰۰۰، کریدور ترانس افغان و ابتکار کمربند و جاده شده است. در ماههای گذشته ملاقاتهای متعددی میان تیمهای اجرایی پروژه کاسا ۱۰۰۰ انجام پذیرفته است و عبدالباری عمر، رئیس شرکت برق افغانستان (برشنا) مدعی شده که شرکت طرف قرارداد، کار فاز دوم و سوم پروژه را در خاک افغانستان تکمیل خواهد کرد. زمان اعلامی از سوی عبدالباری عمر برای تکمیل پروژه یک و نیم تا دو سال بوده است.
🔹این پروژه از ۳۳ ولسوالی در ولایتهای قندوز، پنجشیر، کاپیسا، کابل، لغمان و ننگرهار عبور میکند و تاثیر بسزایی در برقرسانی ملی در سطح افغانستان دارد. باید توجه داشت که بنابر اعلام مقامات رسمی طالبان، افغانستان در این پروژه به ۳۰۰ مگاوات برق به صورت سالانه و ۵۰ میلیون دلار درآمد ترانزیتی دست خواهد یافت. برآورد هزینه احداث بخش افغانستان این پروژه حدود ۲۶۰ میلیون دلار بوده که ۱۶۰ میلیون دلار آن در زمان جمهوری (اشرف غنی) توسط بانک جهانی تامین مالی شده است.
🔹طالبان تنها طرفی نیست که نسبت به پیشبرد و تکمیل پروژه خوشبینی نشان داده است. وزیر انرژی جمهوری تاجیکستان نیز اخیرا از تکمیل ۸۵ درصدی پروژه صحبت نموده و برای انتقال آزمایشی برق در ماههای آتی ابراز امیدواری نموده است. تاجیکستان و قرقیزستان به سبب بهرهمندی از منابع آبی غنی، توان بالایی در تولید برق آبی پایدار دارند و برق آبی به طور کلی قیمتی رقابتی و مناسب نسبت به سایر الگوهای تولیدی دارد. برآوردهای اولیه پروژه حاکی از وجود ظرفیت صادرات ۱۰۰۰ مگاوات توسط تاجیکستان و ۳۰۰ مگاوات از سوی قرقیزستان بود که درآمد صادراتی قابل توجهی برای دو کشور فراهم خواهد ساخت.
🔁 مطالب مرتبط
▫️«دیپلماسی برق»؛ ابتکار جدید شورای همکاری خلیج فارس
🌐https://institutetehran.com/art/453
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👎1
#مقاله_تحلیلی
#جنگ_اوکراین
#چین #روسیه
📝سیدمحمدعلی مدرسی یزدی
🔹در پی آغاز جنگ روسیه و اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، تحولات عظیمی در منظومه استراتژیک بازیگران نظام بینالملل از جمله چین ایجاد شد. در آغاز جنگ اوکراین، اتحادیه اروپا با اعمال تحریمهای گسترده، بهویژه در حوزه انرژی، تلاش کرد وابستگی خود به روسیه را کاهش دهد. همزمان، چین و روسیه در بیانیهای از «همکاری بیحد و مرز» سخن گفتند و قراردادهای گازی بلندمدتی امضا کردند. پس از شروع تهاجم، پکن موضعی محتاطانه در پیش گرفت؛ بر تمامیت ارضی تأکید کرد، اما در عین حال ناتو و آمریکا را عامل بحران دانست، از تحریمها حمایت نکرد و همکاری اقتصادی با روسیه را ادامه داد.
💢همکاریها پس از جنگ اوکراین
🔸در سالهای پس از آغاز جنگ اوکراین، روابط چین و روسیه از نظر اقتصادی و نظامی بهطور چشمگیری گسترش یافت. تجارت دوجانبه این دو کشور در سال ۲۰۲۲ به بیش از ۱۹۰ میلیارد دلار رسید و تا سال ۲۰۲۴ با رشد ۲۸ درصدی از مرز ۲۴۴ میلیارد دلار گذشت. چین بهعنوان بازار جایگزین برای صادرات گاز روسیه نقش پررنگتری یافت؛ با این حال چین سیاست تنوعبخشی به منابع انرژی را در دستور کار قرارداد و از وابستگی بیش از حد به روسیه پرهیز کرد. به طوری که در سال ۲۰۲۴، روسیه تنها تامین کننده ۹ درصد از گاز LNG چین محسوب میشود.
🔸در بعد نظامی، از ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ پانزده رزمایش مشترک در مناطق استراتژیک برگزار شد و همکاریهای امنیتی نیز گسترش یافت. در پی تحریمهای غرب، روسیه به چین بهعنوان جایگزین اصلی برای تأمین تجهیزات دفاعی و فناوریهای حساس متکی شد؛ تا سال ۲۰۲۳ حدود ۴۹ درصد از اقلامی چون تراشه و نیمهرسانا از چین وارد روسیه شد. این وابستگی نشان میدهد که چین در دوران تحریمهای شدید، به مسیر اصلی پشتیبانی فناوری نظامی روسیه بدل شده است.
💢مانور چین بین غرب و روسیه
🔸با وجود نزدیکی راهبردی چین به روسیه، پکن بهدلیل وابستگی اقتصادی و فناورانه به اروپا، سیاستی موسوم به «توازنگرایی تاکتیکی» را در پیش گرفته است. چین تلاش میکند میان همکاری با روسیه و حفظ روابط گسترده با اروپا موازنه برقرار کند؛ این رویکرد در رأی ممتنع چین در شورای امنیت و انتشار «طرح دوازدهمادهای» برای حل بحران اوکراین نمود یافت. چین با توجه به حجم 1.2 تریلیون دلاری روابط تجاری با اتحادیه اروپا و وجود فناوری نیمهرساناها به شدت به این منطقه وابسته است. در نتیجه، پکن با رویکردی محتاطانه میکوشد ضمن حفظ روابط با مسکو، از تقابل با اروپا و خطر انزوای فناوری پرهیز کند.
💢اتحاد تاکتیکی یا شراکت راهبردی؟
🔸 با وجود نزدیکی چین و روسیه، روابط آنها بهصورت اتحاد رسمی تعریف نمیشود؛ روسیه برای پکن شریک استراتژیک است. چین که سیاست خارجیاش را بر مبنای منفعتگرایی میچیند، تنها در مخالفت با نظم موجود با روسیه همراستا است و در بحران اوکراین نیز کوشیده میان حفظ روابط با مسکو و گسترش مناسبات با اروپا موازنه برقرار کند؛ رویکردی که از شکافها و بیاعتمادی تاریخی میان دو کشور حکایت دارد.
💢جنگ اوکراین و مسئله تایوان
🔸 ادراک پکن از مسئله اوکراین میتواند در چند چشم انداز مورد تحلیل قرار گیرد:
1️⃣ژئوپلیتیکی؛ این دو کشور مسائلی چون تایوان و اوکراین را بخشی از الزامات ارضی و امنیتی خود تلقی میکنند. براین اساس است که چین از مخالفت روسیه به گسترش ناتو حمایت میکند.
2️⃣استنباطی؛ پکن جنگ اوکراین را آزمایشی برای ارزیابی واکنش آمریکا در صورت وقوع بحران در تایوان میداند. چینیها بر این باورند که تردید آمریکا در ورود مستقیم به جنگ اوکراین نشاندهنده احتمال بالای اجتناب از مداخله نظامی در بحران تایوان است.
3️⃣رفتاری؛ تجربه جنگ اوکراین موجب تغییر نگرش چین نسبت به مسئله تایوان شده است. پکن بهجای کنش نظامی سریع، به سمت راهبردی تدریجی و ترکیبی متمایل شده و از ابزارهای غیرنظامی برای تضعیف جایگاه تایوان و تقویت نفوذ راهبردی خود استفاده میکند.
💢جمعبندی
🔁 مطالب مرتبط
▫️درسهایی که چین از جنگ اوکراین فرا گرفت
▫️اوکراین عرصه جنگ نیابتی قدرتهای آسیایی
🌐https://institutetehran.com/art/454
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍4🆒2👏1
♦️چگونه گاز اسرائیل به ابزاری برای فشار بر مصر تبدیل شد؟
◼️أمد للدراسات السياسية- لندن
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸از زمان امضای توافقنامه صادرات گاز میان مصر و اسرائیل در سال ۲۰۱۹، نگرانیها درباره استفاده سیاسی اسرائیل از این رابطه افزایش یافت و اکنون به واقعیت پیوسته است. در تابستان امسال، میزان صادرات روزانه گاز اسرائیل به مصر از ۲۸.۳ میلیون متر مکعب به حدود ۲۴ میلیون متر مکعب و در برخی مواقع به کمتر از ۱۴.۱ میلیون متر مکعب کاهشیافته است؛ درحالیکه نیاز مصر به گاز در این فصل افزایش مییابد. اسرائیل کاهش صادرات را به افزایش مصرف داخلی و تعمیرات خطوط و میادین مرتبط میداند، اما این اقدام در چارچوب فشارهای سیاسی و ژئوپلیتیکی گستردهتری صورت میپذیرد.
🔹مصر تحتفشار برای پذیرش طرحهای کوچ اجباری ساکنان غزه قرار دارد و اسرائیل از وابستگی مصر به گاز برای تولید برق و حمایت از صنایع داخلی استفاده میکند تا خواستههای خود را تحمیل کرده یا قدرت مانور مصر را کاهش دهد. اولین بار نیست که این کاهش صادرات رخ میدهد؛ پس از عملیات «طوفان الاقصی»، واردات گاز مصر از اسرائیل از حدود ۲۲.۶ میلیون متر مکعب در روز به ۱۸.۴ میلیون متر مکعب کاهش یافت. این تصمیم بر اساس دستور وزارت انرژی اسرائیل برای توقف تولید در میدان گازی «تمار» و طبق توصیههای امنیتی وزارت دفاع دولت اسرائیل اتخاذ شد.
🔹روند کاهش تولید گاز در مصر، برخلاف وعده تبدیل این کشور به مرکز منطقهای انرژی بر پایه میدان گازی «ظهر»، ادامه دارد. از اواخر سال ۲۰۱۸ تاکنون، تولید گاز این کشور کاهش و تقاضای آن افزایش یافته است. شکاف میان تولید و مصرف به حدود ۵۶.۶ میلیون متر مکعب در روز رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۵ به ۱۱۳.۲ میلیون متر مکعب در روز برسد. مصر از صادر کننده به وارد کننده گاز تبدیلشده و ناچار به خرید گاز با قیمت بالا و وابستگی به اسرائیل شده است. همچنین، کاهش درآمد کانال سوئز به دلیل حملات حوثیها، شرایط اقتصادی و سیاسی مصر را وخیمتر کرده است.
💢واکنش مصر
🔹مصر برای کاهش وابستگی به گاز اسرائیل و مقابله با فشارهای ژئوپلیتیکی، اقداماتی گسترده انجام داده است. ابتدا قراردادی برای خرید ۶۰ محموله گاز طبیعی مایع تا سپتامبر ۲۰۲۵ به ارزش ۲.۵ میلیارد دلار منعقد کرد و با استفاده از سازوکار مالی اضطراری، بخشی از مبلغ را پیشپرداخت و مابقی را به تعویق انداخت تا تأمین برق و جلوگیری از بحرانهای اقتصادی تضمین شود. مصر همچنین زیرساختهای واردات گاز را با اجاره کشتیهای جدید توسعه داده و برنامه دارد ظرفیت تبدیل LNG به گاز را تا سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۵ میلیون متر مکعب در روز افزایش دهد.
🔹طرح ساخت ایستگاه تبدیل LNG به گاز جدید در مجتمع ادکو نیز در حال بررسی است تا تنوع مسیرهای واردات افزایش یابد. در سطح راهبردی، مصر در حال مذاکره برای قراردادهای بلندمدت با شرکتهای بزرگی مانند «آرامکو» عربستان، «ترافیگورا» سوئیس و «سوناطراک» الجزایر است تا از نوسانات لحظهای بازار دور بماند و منابع پایدار و مصون از فشارهای سیاسی تأمین کند.
🔹همزمان، مصر شرکتهای خارجی فعال مانند «شورون» آمریکا، «انی» ایتالیا و «قطر انرژی» را به افزایش اکتشاف و تولید داخلی، بهویژه در دریای مدیترانه و دلتای نیل تشویق کرده است. سفر وزیر نفت مصر به قطر در مه ۲۰۲۵ نیز در بحبوحه احتمال توقف صادرات گاز اسرائیل انجام شد که شامل مذاکرات برای قراردادهای بلندمدت و افزایش سرمایهگذاری قطر در پروژههای انرژی مصر بود و اقدامی کلیدی برای عبور از بحران انرژی و کاهش فشارهای سیاسی به شمار میرود.
🔹از زمان توافق گازی سال ۲۰۱۹، روابط میان مصر و اسرائیل تنها به تجارت گاز محدود نشده است، بلکه اسرائیل ورود عمیقی در معادله امنیت انرژی مصر داشته است. این نقش بخشی از یک راهبرد هدفمند است که میکوشد مصر و اردن را به «کشورهای گذرگاه» تبدیل کند که به گاز اسرائیل وابستهاند؛ بهگونهای که هر تهدیدی علیه زیرساختهای انرژی اسرائیل، بهطور مستقیم امنیت انرژی این کشورها را نیز به مخاطره میاندازد.
💢چرخش راهبردی یا مانور تاکتیکی؟
🔹برخی تحلیلها اقدامات مصر را بیداری دیرهنگام اما ضروری میدانند که نشاندهنده آگاهی نسبت به خطر وابستگی به یک منبع انرژی است. نگرانی این است که با کاهش تنشهای سیاسی، مصر به سیاستهای کوتاهمدت بازگردد. برای پایداری این تحرکات، مصر باید تنوعبخشی واقعی به منابع انرژی را با قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان مختلف دنبال کند تا وابستگی به منابع ناپایدار کاهش یابد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️دولت جدید سوریه و احیای پروژه خط لوله گاز قطر-ترکیه
▫️رقابت الجزایر و مراکش بر سر انتقال گاز نیجریه به اروپا
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/455
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️أمد للدراسات السياسية- لندن
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸از زمان امضای توافقنامه صادرات گاز میان مصر و اسرائیل در سال ۲۰۱۹، نگرانیها درباره استفاده سیاسی اسرائیل از این رابطه افزایش یافت و اکنون به واقعیت پیوسته است. در تابستان امسال، میزان صادرات روزانه گاز اسرائیل به مصر از ۲۸.۳ میلیون متر مکعب به حدود ۲۴ میلیون متر مکعب و در برخی مواقع به کمتر از ۱۴.۱ میلیون متر مکعب کاهشیافته است؛ درحالیکه نیاز مصر به گاز در این فصل افزایش مییابد. اسرائیل کاهش صادرات را به افزایش مصرف داخلی و تعمیرات خطوط و میادین مرتبط میداند، اما این اقدام در چارچوب فشارهای سیاسی و ژئوپلیتیکی گستردهتری صورت میپذیرد.
🔹مصر تحتفشار برای پذیرش طرحهای کوچ اجباری ساکنان غزه قرار دارد و اسرائیل از وابستگی مصر به گاز برای تولید برق و حمایت از صنایع داخلی استفاده میکند تا خواستههای خود را تحمیل کرده یا قدرت مانور مصر را کاهش دهد. اولین بار نیست که این کاهش صادرات رخ میدهد؛ پس از عملیات «طوفان الاقصی»، واردات گاز مصر از اسرائیل از حدود ۲۲.۶ میلیون متر مکعب در روز به ۱۸.۴ میلیون متر مکعب کاهش یافت. این تصمیم بر اساس دستور وزارت انرژی اسرائیل برای توقف تولید در میدان گازی «تمار» و طبق توصیههای امنیتی وزارت دفاع دولت اسرائیل اتخاذ شد.
🔹روند کاهش تولید گاز در مصر، برخلاف وعده تبدیل این کشور به مرکز منطقهای انرژی بر پایه میدان گازی «ظهر»، ادامه دارد. از اواخر سال ۲۰۱۸ تاکنون، تولید گاز این کشور کاهش و تقاضای آن افزایش یافته است. شکاف میان تولید و مصرف به حدود ۵۶.۶ میلیون متر مکعب در روز رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۵ به ۱۱۳.۲ میلیون متر مکعب در روز برسد. مصر از صادر کننده به وارد کننده گاز تبدیلشده و ناچار به خرید گاز با قیمت بالا و وابستگی به اسرائیل شده است. همچنین، کاهش درآمد کانال سوئز به دلیل حملات حوثیها، شرایط اقتصادی و سیاسی مصر را وخیمتر کرده است.
💢واکنش مصر
🔹مصر برای کاهش وابستگی به گاز اسرائیل و مقابله با فشارهای ژئوپلیتیکی، اقداماتی گسترده انجام داده است. ابتدا قراردادی برای خرید ۶۰ محموله گاز طبیعی مایع تا سپتامبر ۲۰۲۵ به ارزش ۲.۵ میلیارد دلار منعقد کرد و با استفاده از سازوکار مالی اضطراری، بخشی از مبلغ را پیشپرداخت و مابقی را به تعویق انداخت تا تأمین برق و جلوگیری از بحرانهای اقتصادی تضمین شود. مصر همچنین زیرساختهای واردات گاز را با اجاره کشتیهای جدید توسعه داده و برنامه دارد ظرفیت تبدیل LNG به گاز را تا سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۵ میلیون متر مکعب در روز افزایش دهد.
🔹طرح ساخت ایستگاه تبدیل LNG به گاز جدید در مجتمع ادکو نیز در حال بررسی است تا تنوع مسیرهای واردات افزایش یابد. در سطح راهبردی، مصر در حال مذاکره برای قراردادهای بلندمدت با شرکتهای بزرگی مانند «آرامکو» عربستان، «ترافیگورا» سوئیس و «سوناطراک» الجزایر است تا از نوسانات لحظهای بازار دور بماند و منابع پایدار و مصون از فشارهای سیاسی تأمین کند.
🔹همزمان، مصر شرکتهای خارجی فعال مانند «شورون» آمریکا، «انی» ایتالیا و «قطر انرژی» را به افزایش اکتشاف و تولید داخلی، بهویژه در دریای مدیترانه و دلتای نیل تشویق کرده است. سفر وزیر نفت مصر به قطر در مه ۲۰۲۵ نیز در بحبوحه احتمال توقف صادرات گاز اسرائیل انجام شد که شامل مذاکرات برای قراردادهای بلندمدت و افزایش سرمایهگذاری قطر در پروژههای انرژی مصر بود و اقدامی کلیدی برای عبور از بحران انرژی و کاهش فشارهای سیاسی به شمار میرود.
🔹از زمان توافق گازی سال ۲۰۱۹، روابط میان مصر و اسرائیل تنها به تجارت گاز محدود نشده است، بلکه اسرائیل ورود عمیقی در معادله امنیت انرژی مصر داشته است. این نقش بخشی از یک راهبرد هدفمند است که میکوشد مصر و اردن را به «کشورهای گذرگاه» تبدیل کند که به گاز اسرائیل وابستهاند؛ بهگونهای که هر تهدیدی علیه زیرساختهای انرژی اسرائیل، بهطور مستقیم امنیت انرژی این کشورها را نیز به مخاطره میاندازد.
💢چرخش راهبردی یا مانور تاکتیکی؟
🔹برخی تحلیلها اقدامات مصر را بیداری دیرهنگام اما ضروری میدانند که نشاندهنده آگاهی نسبت به خطر وابستگی به یک منبع انرژی است. نگرانی این است که با کاهش تنشهای سیاسی، مصر به سیاستهای کوتاهمدت بازگردد. برای پایداری این تحرکات، مصر باید تنوعبخشی واقعی به منابع انرژی را با قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان مختلف دنبال کند تا وابستگی به منابع ناپایدار کاهش یابد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️دولت جدید سوریه و احیای پروژه خط لوله گاز قطر-ترکیه
▫️رقابت الجزایر و مراکش بر سر انتقال گاز نیجریه به اروپا
🌐https://institutetehran.com/art/455
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏4❤3👎2
#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هستهای
#آمریکا
📝عرفان علمشاهی
🔹مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا پیش از آغاز دور ششم با یک پیشنهاد از سوی آمریکا وارد مرحله جدیدی شد. به گزارش نیوریورک تایمز، طبق این پیشنهاد که توسط عمان به ایران داده شد، کنسرسیومی متشکل از ایران، عربستان، امارات و آمریکا تشکیل خواهد شد تا به طور مشترک غنیسازی اورانیوم را انجام دهد. ارسال چنین پیشنهادی پیش از آغاز دور ششم نشان میدهد احتمالاً آمریکا میخواهد هر چه زودتر آینده مذاکرات با ایران مشخص شود. به عبارت دیگر، پاسخ ایران به آمریکا میتواند سرنوشت تمامی مذاکرات را تعیین کند. آن چیزی که اهمیت دارد این است که تشکیل کنسرسیوم چقدر ممکن است و چگونه منافع ایران را تأمین خواهد کرد؟
💢پیشینه کنسرسیوم
🔸تأسیس کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم بحث جدیدی نیست و تجربههای متعددی دارد. یکی از مثالهای شناختهشده و موفق آن، کنسرسیوم مشترک آرژانتین با برزیل است که در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت. این دو کشور پس از دو دهه رقابت هستهای که آنها را تا مرز غنیسازی تسلیحاتی کشاند، تصمیم گرفتند نهاد مشترکی به نام «آژانس برزیل و آرژانتین برای نظارت و حسابرسی مواد هستهای» یا به اختصار ABACC را شکل دهند که اعضای آن از هر دو کشور بر برنامه غیرنظامی هستهای آنها نظارت کنند.
🔸بحث کنسرسیوم در تاریخچه برنامه هستهای ایران نیز سابقه دارد. ایران در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) وارد کنسرسیومی به نام یورودیف شد تا اورانیوم غنیشده لازم برای نیروگاه هستهای خود را تأمین کند. غنیسازی در خاک فرانسه انجام میشد که اورانیوم غنیشده را به کشورهای شریک صادر میکرد. ایران در آن زمان سرمایهگذاری ۱ میلیارد دلاری در کنسرسیوم انجام داد و از طریق شرکت سوفیدیف، ۱۰ درصد از سهم اورانیوم غنیشده در کنسرسیوم را خریداری کرد. پس از وقوع انقلاب اسلامی، دولت موقت در سال ۱۳۵۸ قرارداد سرمایهگذاری را لغو کرد. در نتیجه، پروندهای حقوقی میان ایران و فرانسه شکل گرفت که در نهایت فرانسه پذیرفت ۱.۶ میلیارد دلار را از به ایران بازگرداند؛ اما قبول نکرد که سهم اورانیوم غنیشده ایران را تحویل بدهد درحالیکه ایران هنوز سهامدار محسوب میشد. یورودیف به تجربهای منفی برای ایران در وابستگی به غنیسازی کنسرسیومی تبدیل شد.
💢آیا کنسرسیوم میان ایران، اعراب و آمریکا عملی است؟
🔸اینکه ایران در کنار کشورهای عرب و آمریکا بتواند نمونه مشابهی از کنسرسیوم آرژانتین-برزیل را ایجاد کنند چالشهای مهمی دارد. نخست، باید دانست که در طول دو دهه رقابت هستهای، آرژانتین و برزیل یکدیگر را نه یک دشمن و تهدید فوری، بلکه رقیبی منطقهای میدیدند. انگیزه اصلی هر یک از آنها در ارتقای برنامه هستهای، نگرانی از این بود که دیگری به بمب دست پیدا کند. وضعیت ایران در منطقه به مراتب متفاوتتر است. علیرغم روند تنشزدایی میان ایران و عربستان سعودی، میان ایران و آمریکا همچنان تنش و بیاعتمادی عمیقی حکمفرماست و احتمال درگیری نظامی وجود دارد. تشکیل کنسرسیوم هستهای مشترک تحول امنیتی بزرگی در منطقه است؛ اما به شرطی عملی است که روند کلی تحولات نیز مثبت باشد.
💢حرکت روی خطوط قرمز
🔸کنسرسیوم در وضعیت کنونی یک موضوع نسبتاً حاشیهای است. آن چیزی که احتمال توافق را پایین میآورد، اصرار آمریکا مبنی بر توقف غنیسازی در داخل خاک ایران و پافشاری ایران برای تداوم آن است. پیشنهاد کنسرسیوم نیز روی همین خطوط حرکت میکند. ایران میتواند این طرح جدید را به شرط تداوم غنیسازی در داخل خاک خود بپذیرد. در این صورت در واقع ایران و اعراب برنامه هستهای مجزای خود را خواهند داشت؛ اما اگر آمریکا بخواهد در کنسرسیوم احتمالی، پایان غنیسازی ایران در داخل ایران را مطالبه کند، مذاکرات دوباره به بنبست خواهد رسید. با توجه به این نکات، مکان غنیسازی، نقطه اصلی مناقشه است.
🔄مطالب مرتبط
▫️کنسرسیوم هستهای ایران، آمریکا و کشورهای عربی چقدر محتمل است؟
🌐https://institutetehran.com/art/456
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎2👏2❤1👌1
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_اوکراین
#روسیه
🔹حمله غافلگیرانه پهپادی اوکراین به پایگاههای هوایی روسیه با نام عملیات تار عنکبوت، که نتیجه بیش از یک سال تلاشهای اطلاعاتی عنوان شده گرچه رویدادی مهم در جنگ اوکراین بوده و روابط روسیه با کشورهای ناتو را به سمت تنش بیشتری پیش میبرد اما میزان تأثیرگذاری آن بر آینده مذاکرات و جنگ شاید آنطور که تصور میشود تحولبرانگیز نباشد.
💢جزئیات عملیات
🔸در این عملیات پنج پایگاه هوایی روسیه که در فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری مرز اوکراین با استفاده از ۱۱۷ پهپاد هدف قرار گرفتند که البته حمله به برخی از این پایگاهها ناموفق بود. علاوه بر این، حملات به یک بندر و سایر مناطق مختلف روسیه نیز گزارش شده است. این حمله خسارات قابل توجهی به نیروی هوایی روسیه وارد کرد. سازمان اطلاعات اوکراین (SBU) ابتدا مدعی شد که بیش از ۴۰ فروند هواپیما و بمبافکن را نابود کرده اما تصاویر ماهوارهای و ارزیابی کارشناسان نشان از آن دارد که تعداد هواپیماهای نابود شده در حدود ۱۴ عدد است. برخی کارشناسان خسارت ناشی از این حمله را از ۲ تا ۷ میلیارد دلار تخمین زدهاند. این حمله گرچه موجب آسیب به یکی از ارکان بازدارندگی متعارف روسیه شد اما این خسارت، جبرانناپذیر و تهدیدی برای بازدارندگی متعارف تهاجمی روسیه نیست.
💢تأثیر بر آینده جنگ
🔸بر اساس دکترین دفاع ملی روسیه، در صورت هجوم تهدیدآمیز یگانهای هوایی دشمن، بررسی استفاده از سلاحهای تاکتیکی یا راهبردی هستهای آغاز خواهد شد. با این حال انتظار میرود با افزایش تنشها صرفاً احتمال تداوم حملات با استفاده از سلاحهای مخوفتر و به نقاطی که کاربرد دوگانه مدنی-نظامی دارد بیشتر شود.
🔸تا پیش از این، نیروی زمینی روسیه با پیشروی پیوسته در خاک اوکراین، پس از بازپسگیری منطقه کورسک، به سمت تصرف مناطق جدیدی همچون سومی در شمال شرق اوکراین حرکت میکرد. به نظر میرسد این عملیات میتواند مانع موقتی در روند پیشروی روسیه ایجاد کرده باشد. ممکن است روند تهاجم با افزایش روحیه سربازان اوکراینی، احتیاط بیشتر روسیه در استفاده از ظرفیت هوایی خود و فشار روانی مضاعف بر نهادهای اطلاعاتی-امنیتی کند شود؛ با این حال این عملیات مانع جدی برای پیشروی روسیه ایجاد نخواهد کرد.
💢چشمانداز صلح و راهبرد کشورهای اروپایی
🔸این حمله که دقیقا پیش از شروع مذاکرات آتسبس و با حمایت همهجانبه سرویسهای اطلاعاتی چند کشور بزرگ اروپایی انجام شده نشاندهنده تلاش این کشورها برای قرار دادن اوکراین در موضع قدرت برای مذاکره میباشد. با این حال، این مسئله هیچ تأثیری در روند و نتیجه مذاکرات نخواهد داشت و طرف روسی همچنان بر خواستههای پیشین تأکید میکند. آتسبس موقت اخیر برای تبادل اسرا نیز طرحی از پیش صحبت شده بود و عملیات هیچ تاثیری بر آن نداشته است.
🔸در مقابل این حمله باعث تشدید تنشها بین روسیه و اروپا خواهد شد. فعلا انگشت اتهام به سوی بریتانیاست و ممکن است این عملیات منجر به افزایش اقدامات خرابکارانه روسیه علیه این کشور شود. اگرچه این حمله شاید برتری نسبی موقتی را برای اوکراین فراهم کند اما در میانمدت تغییر چندانی در موقعیت ضعیف اوکراین نسبت به روسیه ایجاد نخواهد کرد؛ زیرا تجربه نشان داده که در شرایط میدانی زمان به نفع روسیه و به ضرر اوکراین است.
💢بازیگری آمریکا پس از این حمله
🔸دولت ترامپ میداند که روسیه تمایلی به کوتاه آمدن ندارد و تنها راه رسیدن به صلح، سازشگری اوکراین خواهد بود. از طرف دیگر، روسیه بسیار قدرتمند نیز برای روند صلح مخرب است و در نتیجه با وجود اطلاع مانع از انجام این عملیات نشد. در تماس تلفنی وزرای خارجه روسیه و آمریکا پس از این عملیات، موضوع بررسی جنایات جنگی اوکراین در مناطق کورسک و بریانسک مطرح شد که نشاندهنده تمایل آمریکا برای امتیازدهی ظاهری به روسیه به منظور برقراری صلح و کاهش تنش بین دو قدرت است.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️چشمانداز مبهم صلح اوکراین
▫️چشم انداز روابط ایران و اروپا در سایه مذاکرات صلح اوکراین
🌐https://institutetehran.com/art/457
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤4👎3👌1
#تحلیل_کوتاه
#با_انتخابات
#اروپا
📝علی محبی
🔹در هفتههای اخیر، اروپا شاهد برگزاری دو انتخابات ریاستجمهوری در رومانی و لهستان و یک انتخابات پارلمانی در پرتغال بوده است. پیشتر در مورد شرایط زمینهای این انتخاباتها توضیحاتی ارائه شد و اکنون این تحلیل به بررسی نتایج انتخابات و تأثیر آن بر آینده سیاستورزی در اروپا میپردازد.
💢انتخابات لهستان
🔸با اعلام نتایج دور دوم انتخابات ریاستجمهوری لهستان، کارول ناوروکی (Karol Nawrocki)، نامزد راستگرای مورد حمایت ترامپ از حزب قانون و عدالت، با کسب ۵۰.۹ درصد آراء، به پیروزی دست یافت. این نتیجه تنها ۱.۷۸ درصد اختلاف رأی را نشان میدهد. اگرچه جایگاه ریاستجمهوری در لهستان اختیارات گستردهای ندارد، اما به دلیل فرماندهی کل قوا و توانایی وتوی طرحهای مجلس، میتواند تأثیر قابل توجهی بر جهتگیری سیاست خارجی کشور داشته باشد.
🔸در حال حاضر، رئیسجمهور لهستان نماینده جریان راستگرا و ملیگرا است، در حالی که نخستوزیر کشور نماینده جریان لیبرال و حامی اتحادیه اروپا میباشد. بنابراین، سیاستهای آینده لهستان به صحنه تقابل جدیتر میان دو جریان ملیگرای ضد حمایت از اوکراین و لیبرال موافق حمایت همهجانبه از اوکراین تبدیل خواهد شد. دیدار و حمایت دونالد ترامپ از ناوروکی پیش از انتخابات یکی از عوامل مؤثر بر پیروزی این جریان به شمار میآید و نوید دهنده حضور پررنگتر جریانات راستگرا در سیاست کشورهای اروپایی به واسطه حمایت جریان MAGA در آمریکا است.
💢انتخابات پرتغال
🔸اگرچه در دو سال گذشته پرتغال انتخابات متعددی برگزار شده است، اما نتایج اخیر این کشور به پایان بنبست سیاسی منجر خواهد شد و روند سیاستگذاری را به سمت راستگرایی بیشتر هدایت خواهد کرد. تا پیش از این، حزبهای راست میانه و چپ میانه به دلیل اختلافات و عدم محبوبیت کافی قادر به ایجاد ائتلافی پایدار نبودند. نکته شگفتآور این انتخابات، رشد رأی حزب راست افراطی چگا (Chega) بود که برای نخستین بار با کسب ۲۲ درصد آراء موفق شد دو کرسی بیشتر از حزب چپ میانه سوسیال دموکرات در پارلمان به دست آورد و بدین ترتیب به دومین حزب بزرگ پارلمان تبدیل شد.
🔸حزب سوسیال دموکرات با کاهش هشت درصدی آراءاش تنها توانست ۲۲ درصد کرسیها را کسب کند و حزب راست میانه ائتلاف دموکراتیک نیز توانست با افزایش کرسیهای خود حدود ۳۲ درصد از کرسیهای پارلمان را به دست آورد. بنابراین، این بار حزب دموکراتیک میتواند با همکاری حزب چگا دولتی باثباتتر اما با گرایشات راستگرایانهتر تشکیل دهد و بدین ترتیب مسیر سیاست داخلی و خارجی پرتغال را به سمت سیاستهای افراطیتر سوق دهد.
💢انتخابات رومانی
🔸دور دوم انتخابات ریاستجمهوری رومانی در تاریخ ۲۸ اردیبهشت برگزار شد که منجر به پیروزی دَن، نامزد لیبرال و حامی اتحادیه اروپا، گردید. علیرغم اینکه در دور نخست، سیمیون، نامزد راست افراطی، حدود ۴۰ درصد آراء را کسب کرده بود و در نظرسنجیهای پیش از دور دوم محبوبیت ۵۳ درصدی داشت، اما تنها موفق به کسب ۴۶ درصد آراء شد.
🔸این کاهش آرا برخلاف نظرسنجیها ناشی از تلاشهای گستردهای بود که برای جلوگیری از رشد او صورت گرفت که شامل ائتلافی همهجانبه علیه او از سوی نیروهای لیبرال و تلاش دولتهای غربی برای کنترل شبکههای اجتماعی به منظور جلوگیری از گسترش محتواهای محافظهکار است. اگرچه راستگرایان افراطی در این انتخابات شکست خوردند، اما حجم آراء آنها نشاندهنده تمایل بیسابقهای به ضدیت با اتحادیه اروپا و ناتو در رومانی است که دیر یا زود تأثیر خود را بر سیاست و جامعه رومانی خواهد گذاشت.
💢قطبی شدن منطقهای و رشد راست افراطی
🔸در انتخابات لهستان، مناطق نیمه شرقی کشور عمدتاً طرفدار جریانات راستگرا و نیمه غربی کشور طرفدار جریانات لیبرال و چپگرا بودند و جریان راست افراطی از ۷ به ۱۶ درصد رشد پیدا کرده است. در پرتغال، نیمه شمالی کشور حامی حزب راست میانه و نیمه جنوبی کشور حامی احزاب چپ و راست افراطی بودند و جریان راست افراطی به دومین حزب محبوب این کشور تبدیل شد. همچنین در رومانی، تمامی مناطق شهری حامی جریان لیبرال و تمامی مناطق غیرشهری حامی جریان راست افراطی بودند و محبوبیت نامزد جریان راست افراطی به ۴۶ درصد رسیده است.
🔁مطالب مرتبط
▫️اروپا و سه انتخابات در یک روز
▫️انتخابات آلمان؛ پیروزی مورد انتظار «دموکرات مسیحی»
🌐https://institutetehran.com/art/458
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4😱2👍1😁1
♦️گرایش گروههای افراطی به تروریسم تجاری؛ خطرات تروریسم سفارشی
◼️مركز السلام للدراسات الاستراتيجية-مصر
📝محمد الفطیسی
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔹مطالعات مرتبط با افراطگرایی و تروریسم، همچنان با چالشهایی در فهم ابعاد گوناگون این پدیده روبهرو است. پدیدهای که به یکی از مشخصههای بارز نظم بینالمللی معاصر تبدیلشده است. باوجود حجم وسیع پژوهشهای تخصصی، تجزیهوتحلیل مؤلفههای این پدیده در سطح فکری و ایدئولوژیک، ساختارها و شبکههای داخلی، مناسبات و ائتلافهای میان گروههای تروریستی و روابط آنان با برخی دولتها همچنان با ابهامات فراوانی همراه است.
💢پرسشهای بیپاسخ
🔹سخن گفتن از بیگناهی در شکلگیری گروههای افراطی، آنگونه که تاسیس آنها صرفاً ناشی از عوامل درونی معرفی میشود، ناقص و سادهانگارانه است. وجه پنهان این پدیده، در حقیقت با پرسشهایی اساسی گرهخورده است: چه کسانی از موجودیت و فعالیت این گروهها سود میبرند؟ چه کسانی هدایت آنها را بر عهدهدارند و ساختار شبکهایشان را طراحی میکنند؟ چه منابعی تسلیحات پیشرفته را در اختیارشان میگذارند؟ چه عواملی عبورشان از مرزها را تسهیل مینمایند؟ چه دستهایی روایتهایی هالیوودی، رعبآور و پرهیاهو پیرامون آنها میسازند؟ چه کسانی از اقدامات تروریستی آنان بهرهبرداری راهبردی میکنند؟
🔹یکی از مهمترین یافتهها، ارتباط ساختاریافته گروههای تروریستی با برخی دولتهاست؛ کشورهایی که از این گروهها بهعنوان ابزارهایی برای تضعیف، بیثباتسازی و فراهمسازی زمینه نفوذ و بهرهبرداری از منابع کشورهای دیگر بهره میبرند. این گروهها گاه بهعنوان اهرم فشار در سیاست منطقهای و بینالمللی استفاده میشوند و گاه در حالت غیرفعال باقی میمانند تا در آینده برای مأموریتهای جدید بازتعریف شوند.
🔹از دهه ۱۹۷۰، نقش آمریکا در تحولات افغانستان و حمایت از مجاهدین عرب علیه اشغال شوروی مشهود است؛ مجاهدینی که بعدها هسته اولیه القاعده را شکل دادند. این سازمان دههها بر مناسبات جهانی تأثیر گذاشت تا آنکه جای خود را به داعش داد. با وجود جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه هیچ واکنشی از سوی این گروهها و رسانههای وابسته ایشان صورت نگرفته است. همچنین، افشاگری رابرت فورد، سفیر پیشین آمریکا در سوریه، درباره ارتباطش با گروه «هیئه تحریر الشام» نیز مهر تأییدی بر برخی از این روابط پنهان و پیچیده است.
💢تحول راهبردهای گروههای افراطی
🔹دگرگونی راهبردی گروههای تروریستی و تغییر در شیوههای عملیاتی آنان حاکی از آن است که این گروهها توانستهاند از ظرفیتهای سیاسی و امنیتی عصر دیجیتال بهرهبرداری چشمگیری داشته باشند. نکته قابلتوجه در این تحولات، توانمندی بالای این گروهها در انطباق سریع با تغییرات محیط امنیتی بینالمللی است. بهعنوان نمونه، از منظر تحول در ساختار فکری، میتوان به گذار از راهبرد «ضربه و گریز» مورداستفاده القاعده، به «ایجاد دولت و استقرار» که از سوی داعش اشاره کرد. همچنین در راستای کاهش هزینههای انسانی و مالی، این گروهها به استفاده از تاکتیک «گرگهای تنها» یا «تروریسم فردمحور» روی آوردهاند. بهنظر میرسد این گروهها در واکنش به فشارهای امنیتی و اطلاعاتی و کاهش منابع مالی، تلاش کردهاند دامنه منابع پشتیبانی خود را گسترش دهند. ازجمله این تلاشها میتوان به همکاری با قاچاقچیان مواد مخدر، شبکههای بینالمللی مافیایی فعال در حوزه آثار باستانی، قاچاق انسان، ارز، و تجارت جنسی اشاره کرد.
💢تروریسم بهمثابه خدمتی قابل خرید و فروش
🔹در دوره اخیر، بسیاری از گروههای تروریستی به سوی «تروریسم سفارشی» حرکت کردهاند، به این معنا که عملیات تروریستی را به صورت سفارشی و تجاری انجام میدهند. این گروهها با بهرهگیری از فناوریهای نوین از ظرفیت این حوزه نیز استفاده کردهاند. ترکیب فناوری و تجارت تروریسم، قدرت گروهها را افزایش داده و مقابله با آنها را برای نهادهای امنیتی دشوارتر کرده است. بسیاری از این عملیات در فضای مجازی و با استفاده از ارزهای دیجیتال که رهگیری آنها سخت است، انجام میشود.
✅ تروریسم از فعالیتی مبتنی بر ایدئولوژیهای دینی یا فرهنگی به فعالیتی تجاری تبدیل شده که در اینترنت تبلیغ و عرضه میشود. پیشبینی میشود در آینده شاهد سایتها و اتاقهای تاریکی باشیم که عملیات تروریستی در آنها به مزایده گذاشته میشود. نمونههایی از این عملیات شامل انفجار پل کریمه در ۲۰۲۲، حمله به سالن کنسرت «کروکوس سیتی هال» در ۲۰۲۴ و حملات به حزبالله لبنان هستند که در قالب جنگ پیجرها یا تخریب تجهیزات ارتباطی گزارش شدهاند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/459
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مركز السلام للدراسات الاستراتيجية-مصر
📝محمد الفطیسی
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔹مطالعات مرتبط با افراطگرایی و تروریسم، همچنان با چالشهایی در فهم ابعاد گوناگون این پدیده روبهرو است. پدیدهای که به یکی از مشخصههای بارز نظم بینالمللی معاصر تبدیلشده است. باوجود حجم وسیع پژوهشهای تخصصی، تجزیهوتحلیل مؤلفههای این پدیده در سطح فکری و ایدئولوژیک، ساختارها و شبکههای داخلی، مناسبات و ائتلافهای میان گروههای تروریستی و روابط آنان با برخی دولتها همچنان با ابهامات فراوانی همراه است.
💢پرسشهای بیپاسخ
🔹سخن گفتن از بیگناهی در شکلگیری گروههای افراطی، آنگونه که تاسیس آنها صرفاً ناشی از عوامل درونی معرفی میشود، ناقص و سادهانگارانه است. وجه پنهان این پدیده، در حقیقت با پرسشهایی اساسی گرهخورده است: چه کسانی از موجودیت و فعالیت این گروهها سود میبرند؟ چه کسانی هدایت آنها را بر عهدهدارند و ساختار شبکهایشان را طراحی میکنند؟ چه منابعی تسلیحات پیشرفته را در اختیارشان میگذارند؟ چه عواملی عبورشان از مرزها را تسهیل مینمایند؟ چه دستهایی روایتهایی هالیوودی، رعبآور و پرهیاهو پیرامون آنها میسازند؟ چه کسانی از اقدامات تروریستی آنان بهرهبرداری راهبردی میکنند؟
🔹یکی از مهمترین یافتهها، ارتباط ساختاریافته گروههای تروریستی با برخی دولتهاست؛ کشورهایی که از این گروهها بهعنوان ابزارهایی برای تضعیف، بیثباتسازی و فراهمسازی زمینه نفوذ و بهرهبرداری از منابع کشورهای دیگر بهره میبرند. این گروهها گاه بهعنوان اهرم فشار در سیاست منطقهای و بینالمللی استفاده میشوند و گاه در حالت غیرفعال باقی میمانند تا در آینده برای مأموریتهای جدید بازتعریف شوند.
🔹از دهه ۱۹۷۰، نقش آمریکا در تحولات افغانستان و حمایت از مجاهدین عرب علیه اشغال شوروی مشهود است؛ مجاهدینی که بعدها هسته اولیه القاعده را شکل دادند. این سازمان دههها بر مناسبات جهانی تأثیر گذاشت تا آنکه جای خود را به داعش داد. با وجود جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه هیچ واکنشی از سوی این گروهها و رسانههای وابسته ایشان صورت نگرفته است. همچنین، افشاگری رابرت فورد، سفیر پیشین آمریکا در سوریه، درباره ارتباطش با گروه «هیئه تحریر الشام» نیز مهر تأییدی بر برخی از این روابط پنهان و پیچیده است.
💢تحول راهبردهای گروههای افراطی
🔹دگرگونی راهبردی گروههای تروریستی و تغییر در شیوههای عملیاتی آنان حاکی از آن است که این گروهها توانستهاند از ظرفیتهای سیاسی و امنیتی عصر دیجیتال بهرهبرداری چشمگیری داشته باشند. نکته قابلتوجه در این تحولات، توانمندی بالای این گروهها در انطباق سریع با تغییرات محیط امنیتی بینالمللی است. بهعنوان نمونه، از منظر تحول در ساختار فکری، میتوان به گذار از راهبرد «ضربه و گریز» مورداستفاده القاعده، به «ایجاد دولت و استقرار» که از سوی داعش اشاره کرد. همچنین در راستای کاهش هزینههای انسانی و مالی، این گروهها به استفاده از تاکتیک «گرگهای تنها» یا «تروریسم فردمحور» روی آوردهاند. بهنظر میرسد این گروهها در واکنش به فشارهای امنیتی و اطلاعاتی و کاهش منابع مالی، تلاش کردهاند دامنه منابع پشتیبانی خود را گسترش دهند. ازجمله این تلاشها میتوان به همکاری با قاچاقچیان مواد مخدر، شبکههای بینالمللی مافیایی فعال در حوزه آثار باستانی، قاچاق انسان، ارز، و تجارت جنسی اشاره کرد.
💢تروریسم بهمثابه خدمتی قابل خرید و فروش
🔹در دوره اخیر، بسیاری از گروههای تروریستی به سوی «تروریسم سفارشی» حرکت کردهاند، به این معنا که عملیات تروریستی را به صورت سفارشی و تجاری انجام میدهند. این گروهها با بهرهگیری از فناوریهای نوین از ظرفیت این حوزه نیز استفاده کردهاند. ترکیب فناوری و تجارت تروریسم، قدرت گروهها را افزایش داده و مقابله با آنها را برای نهادهای امنیتی دشوارتر کرده است. بسیاری از این عملیات در فضای مجازی و با استفاده از ارزهای دیجیتال که رهگیری آنها سخت است، انجام میشود.
🌐https://institutetehran.com/art/459
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍7👏2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥چین بر خلاف آمریکا در خاورمیانه قدرت امپریالیست نخواهد شد!
#تهران_مدیا
#چین
#آمریکا
🔸جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا معتقد است که دولت ترامپ اکنون با دولت عمیق و لابی اسرائیل در آمریکا درگیر است که دههها است در کل ساختار دولت آمریکا ریشه یافته است و به دلیل دخالت آنها، ترامپ نمیتواند توافقی را با ایران به سرانجام برساند.
🔸راهبرد چین در خاورمیانه کاملا با آمریکا تفاوت دارد؛ چرا که نه در گذشته سابقه استعمارگری فرامرزی نداشته و نه همچون آمریکا میراث استعمارگری آنگلوساکسونی را به ارث نبرده است.
✅ «ایالات متحده یک قدرت امپریالیستی است. در خاورمیانه همچون یک قدرت استعمارگر و قدرت اصلی نظامی منطقه عمل میکند. اما چین کاملاً متفاوت است. حضور چین در منطقه صرفاً تجاری و تثبیتکننده است. چین به دلیل انرژی و دیگر شرایط ژئوپلیتیکی به ثبات در خاورمیانه علاقهمند است اما هیچ نسبتی با یک قدرت امپریالیستی ندارد. نه در گذشته در فرامرزهای خود قدرت امپریالیستی بوده و نه به نظر من در آینده چنین خواهد بود»
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تهران_مدیا
#چین
#آمریکا
🔸جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا معتقد است که دولت ترامپ اکنون با دولت عمیق و لابی اسرائیل در آمریکا درگیر است که دههها است در کل ساختار دولت آمریکا ریشه یافته است و به دلیل دخالت آنها، ترامپ نمیتواند توافقی را با ایران به سرانجام برساند.
🔸راهبرد چین در خاورمیانه کاملا با آمریکا تفاوت دارد؛ چرا که نه در گذشته سابقه استعمارگری فرامرزی نداشته و نه همچون آمریکا میراث استعمارگری آنگلوساکسونی را به ارث نبرده است.
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👎5❤3🤔2