یه تیکه از فیلم “پنی وحشتناک” رو توی اکسپلور دیدم که بازیگر زن رفت پیش روانشناس و من عمیقاً با جملاتی که روانشناس بهش گفت همذاتپنداری میکنم:
+ نمیخواید بدونید مشکل من چیه؟
- همین الان هم میدونم مشکلت چیه.
تو غمگینی، منزوی هستی، خودت رو مسبب این غم میدونی و فکر میکنی لایق محبت نیستی. برای همین دوستان کمی داری. اخیرا یه چیزی که برات خیلی مهمه از دست دادی؛ معشوقت، ایمانت، خانوادت یا هر سه. خودت رو بابت این ها مقصر میدونی و روان رنجور شدی و نمیخوابی و هیچ غذای سالمی هم که نمیخوری. قبلا به ظاهرت میرسیدی ولی دیگه حوصلش رو نداری، بنابراین از آینه ها دوری میکنی. نور خورشید اذیتت میکنه، که از اون هم دوری میکنی که حس گناه هم بهت میده. چون معتقدی دوست نداشتن خورشید، ناسالم و غیر اخلاقیه. زن سنتیای هم نیستی وگرنه اینجا نبودی ولی تظاهر میکنی که هستی تا مردم بهت توجه نکنند؛ گاهی هم برعکسش رو دوست داری و برای جلب توجه لباس میپوشی. بعد فکر میکنی مردایی که نگاهت میکنن احمقن یا حتی بدتر؛ که جذب چنین نمایش سطحی و ظاهریای شدن و به جای اون کار، جذب مردای دارک و پیچیده و تحمل ناپذیر میشی و انزوا و غمت رو اینجوری تضمین میکنی؛ چون هرچی باشه در تنهایی از همیشه شاد تری ولی حتی اون موقع هم شاد نیستی چون همش به چیزی که از دست دادی فکر میکنی که بازم خودتو بابتش سرزنش میکنی. و چرخه ادامه داره، ماری که داره دم خودشو میخوره.
-قشاع
+ نمیخواید بدونید مشکل من چیه؟
- همین الان هم میدونم مشکلت چیه.
تو غمگینی، منزوی هستی، خودت رو مسبب این غم میدونی و فکر میکنی لایق محبت نیستی. برای همین دوستان کمی داری. اخیرا یه چیزی که برات خیلی مهمه از دست دادی؛ معشوقت، ایمانت، خانوادت یا هر سه. خودت رو بابت این ها مقصر میدونی و روان رنجور شدی و نمیخوابی و هیچ غذای سالمی هم که نمیخوری. قبلا به ظاهرت میرسیدی ولی دیگه حوصلش رو نداری، بنابراین از آینه ها دوری میکنی. نور خورشید اذیتت میکنه، که از اون هم دوری میکنی که حس گناه هم بهت میده. چون معتقدی دوست نداشتن خورشید، ناسالم و غیر اخلاقیه. زن سنتیای هم نیستی وگرنه اینجا نبودی ولی تظاهر میکنی که هستی تا مردم بهت توجه نکنند؛ گاهی هم برعکسش رو دوست داری و برای جلب توجه لباس میپوشی. بعد فکر میکنی مردایی که نگاهت میکنن احمقن یا حتی بدتر؛ که جذب چنین نمایش سطحی و ظاهریای شدن و به جای اون کار، جذب مردای دارک و پیچیده و تحمل ناپذیر میشی و انزوا و غمت رو اینجوری تضمین میکنی؛ چون هرچی باشه در تنهایی از همیشه شاد تری ولی حتی اون موقع هم شاد نیستی چون همش به چیزی که از دست دادی فکر میکنی که بازم خودتو بابتش سرزنش میکنی. و چرخه ادامه داره، ماری که داره دم خودشو میخوره.
-قشاع
از وقتی وارد زندگیم شدی؛
ورزش جای از تخت بلند نشدن برای ساعت ها،
برنامه ریزی برای اهداف جای ول چرخیدن توی سوشال مدیا،
مدیتیشن جای یه بند آهنگ غمگین گوش کردن و اور ثینک،
کار و درس جای ولگردی هرروز توی خیابونا با دوستام،
غذای سالم، رژیم و سبزیجات جای پر خوریای عصبی،
به خودمو ظاهرم رسیدن جای افسردگی و خستگی مفرط،
و امید و آرامش جای همه ی غما و ناراحتیا و دردامو گرفته.
انگار خدا مثل یه ناجی تورو برای من فرستاد. و تو مثل نور آفتاب روی زندگی سرد و تاریکم تابیدی. و من با تو شروع شدم.
-دیاکو.
ورزش جای از تخت بلند نشدن برای ساعت ها،
برنامه ریزی برای اهداف جای ول چرخیدن توی سوشال مدیا،
مدیتیشن جای یه بند آهنگ غمگین گوش کردن و اور ثینک،
کار و درس جای ولگردی هرروز توی خیابونا با دوستام،
غذای سالم، رژیم و سبزیجات جای پر خوریای عصبی،
به خودمو ظاهرم رسیدن جای افسردگی و خستگی مفرط،
و امید و آرامش جای همه ی غما و ناراحتیا و دردامو گرفته.
انگار خدا مثل یه ناجی تورو برای من فرستاد. و تو مثل نور آفتاب روی زندگی سرد و تاریکم تابیدی. و من با تو شروع شدم.
-دیاکو.
جدی من چرا باید اینقدر اضطراب داشته باشم؟ سفر بزرگی پیش رومه؟ پروژهی عظیمی دستمه؟ در مجامع بینالمللی باید سخنرانی کنم؟ سرنوشت صدها نفر به من بستهس؟ آخر هفته بعله برونمه؟ ته پیاز این زندگیام یا سرش؟ چه مرگمه دقیقا؟
اره من صبورم.
اگه برام مهم باشی و ازت بی توجهی ببینم یا کاری کنی که ناراحت شم لبخند میزنم و میبخشم.
یه بار میبخشم، دوبار میبخشم، سه بار، چهاربار، پنج بار، چون تویی شیش بار و شایدم هفت بار.
یه جا میرسه که میبخشم اما دیگه لبخند نمیزنم.
چشمامو روت میبندم و با به فراموشی سپردنت میبخشمت ، یه جمله هم میگم و تمام؛
من که گفته بودم حواست به آدم صبور زندگیت باشه قربونت برم.
اگه برام مهم باشی و ازت بی توجهی ببینم یا کاری کنی که ناراحت شم لبخند میزنم و میبخشم.
یه بار میبخشم، دوبار میبخشم، سه بار، چهاربار، پنج بار، چون تویی شیش بار و شایدم هفت بار.
یه جا میرسه که میبخشم اما دیگه لبخند نمیزنم.
چشمامو روت میبندم و با به فراموشی سپردنت میبخشمت ، یه جمله هم میگم و تمام؛
من که گفته بودم حواست به آدم صبور زندگیت باشه قربونت برم.
مهربون بودن دل بزرگی میخاد اما قدر مهربونی رو دونستن یه ذات خوب و معرفت میخواد.
اشکالی نداره اگه اخیراً افت تحصیلی داشتی، دست و دلت به هیچ کاری نمیره، عصبیای، بد اخلاقی، تحملت کم شده، کلافه ای، ارتباطاتت با آدمها بهم میخوره و افسردگی گرفتی. خودتو سرزنش نکن، همه همینیم. به خودت سخت نگیر. تو یه انسانی سرتو بالا بگیر و به خودت افتخار کن.
دیشب یهپسره تو کافه پشت تلفن به دوس دخترش میگفت :
« نمیفهمم چرا ناراحتی وقتی واسه من کاملترین و بینقصترین دختری هستی که میتونستم پیدا کنم »
از این آدما پیدا کنید که بهتون تا همین اندازه حسِ کافی بودن القا کنه.
« نمیفهمم چرا ناراحتی وقتی واسه من کاملترین و بینقصترین دختری هستی که میتونستم پیدا کنم »
از این آدما پیدا کنید که بهتون تا همین اندازه حسِ کافی بودن القا کنه.
این جمله هارو بنویس، بچسبون به دیوار:
اگه تو به خودت احترام نذاری، هیچکس بهت احترام نمی ذاره.
اگه تو خودت رو دوست نداشته باشی، هیچکس دوستت نخواهد داشت.
اگه تو برای خودت تلاش نکنی، هیچکس برات تلاش نمیکنه.
اگه خودت با خودت خوب رفتار نکنی، هیچکس باهات خوب رفتار نمی کنه.
اگه تو به خودت احترام نذاری، هیچکس بهت احترام نمی ذاره.
اگه تو خودت رو دوست نداشته باشی، هیچکس دوستت نخواهد داشت.
اگه تو برای خودت تلاش نکنی، هیچکس برات تلاش نمیکنه.
اگه خودت با خودت خوب رفتار نکنی، هیچکس باهات خوب رفتار نمی کنه.
وقتی یه نفر حالش بدتر از خودمه دلداری و امید به فردایی سبز میدم یاد این شعر میفتم :
" خود خزانیم و دم از شوق بهاران میزنیم "
" خود خزانیم و دم از شوق بهاران میزنیم "
حالا بین خودمون باشه شما که غریبه نیستید،
ولی خیلی وقته که حال درونیم با حال روحیم یکسان نیست ، یعنی حال درونیم داره زجه میزنه و اشک میریزه ولی حال بیرونیم میخنده.
ولی خیلی وقته که حال درونیم با حال روحیم یکسان نیست ، یعنی حال درونیم داره زجه میزنه و اشک میریزه ولی حال بیرونیم میخنده.
شمارو نمیدونم ولی " میزان غمگین بودن من " و " مدت آنلاین بودنم تو فضای مجازی " رابطه ی مستقیم داره.
هرچی بیشتر غمگینم ، بیشتر اینجاها میپلکم.
هرچی بیشتر غمگینم ، بیشتر اینجاها میپلکم.
یه آدمِ درست پيدا كنيد، باهاش کتاب بخونید، برید كافه رفت و آمدکنید، بخندید، غذا بخورید، موزیک خوب گوش بدید، ورزش کنید،براش آشپزی کنید، واسه ایندتو تلاش کنید و خلاصه همه چيزای خوبو باهاش تجربه كنيد.وقت كمه، عمر كوتاهه .خيلی كوتاهتر از اونی كه وقتتون رو با آدم اشتباهی بگذرونيد.
واسه تکتک لحظههایی که میتونستی مثل خودشون جواب بدی،
دل بشکنی و بهشون بدی کنی، ولی نکردی، به خودت افتخار کن بقیه فکر کردن سکوت کردی چون جوابی نداشتی،
اما تو سکوت کردی چون نمیتونی مثل اون آدما باشی.
بحث، بحثِ اصالت و ریشهست.
دل بشکنی و بهشون بدی کنی، ولی نکردی، به خودت افتخار کن بقیه فکر کردن سکوت کردی چون جوابی نداشتی،
اما تو سکوت کردی چون نمیتونی مثل اون آدما باشی.
بحث، بحثِ اصالت و ریشهست.
دلت برام تنگ شده؟ بهم پیام بده.
از دستم ناراحتی؟ بهم بگو.
فکر می کنی از دستت ناراحتم؟ ازم بپرس.
به نظرت عوض شدم؟ باهام در میون بذار.
چیزی از من اذیتت می کنه؟ مطرحش کن.
بگو تا حرف بزنیم و باهم حلش کنیم، بالغ باش، نگفتنت و عوض شدن رفتارت باعث می شه من هزار برداشت اشتباه بکنم و ما یهو از هم دور بشیم.
از دستم ناراحتی؟ بهم بگو.
فکر می کنی از دستت ناراحتم؟ ازم بپرس.
به نظرت عوض شدم؟ باهام در میون بذار.
چیزی از من اذیتت می کنه؟ مطرحش کن.
بگو تا حرف بزنیم و باهم حلش کنیم، بالغ باش، نگفتنت و عوض شدن رفتارت باعث می شه من هزار برداشت اشتباه بکنم و ما یهو از هم دور بشیم.
علم روانشناسی می گه:
واژه ی تنبلی وجود خارجی نداره، این نکته که آدما تنبلن معنایی نداره، اصلاً ما تعریفی از لحاظ روانی برای تنبل نداریم. آزمایشات نشون داده از ۱۰۰ تا جوونی که پدر و مادر یا خودشون میومدن می گفتن ما تنبلیم، ۸۰ تاشون افسردگی داشتن و بیش از ۱۵ تاشون سوزونده شده بودن یا به عبارتی یه درد بزرگ داشتن که هنوز نتونسته بودن باهاش کنار بیان. اسم نداشتن انگیزه و حوصله ی کافی برای انجام کارهاتون تنبلی نیست و اگه تکرار مکرر بشه عادی نیست.
واژه ی تنبلی وجود خارجی نداره، این نکته که آدما تنبلن معنایی نداره، اصلاً ما تعریفی از لحاظ روانی برای تنبل نداریم. آزمایشات نشون داده از ۱۰۰ تا جوونی که پدر و مادر یا خودشون میومدن می گفتن ما تنبلیم، ۸۰ تاشون افسردگی داشتن و بیش از ۱۵ تاشون سوزونده شده بودن یا به عبارتی یه درد بزرگ داشتن که هنوز نتونسته بودن باهاش کنار بیان. اسم نداشتن انگیزه و حوصله ی کافی برای انجام کارهاتون تنبلی نیست و اگه تکرار مکرر بشه عادی نیست.
یه چیزی بهت بگم عزیزم؟
هیچکس حق این رو نداره که قضاوتت کنه چون هیچ کسی واقعا نمیدونه که تو چی کشیدی اونا شاید جریان ها رو شنیده باشن ولی اون حسی که تو قلبت احساسش کردی رو احساس نکردن.
هیچکس حق این رو نداره که قضاوتت کنه چون هیچ کسی واقعا نمیدونه که تو چی کشیدی اونا شاید جریان ها رو شنیده باشن ولی اون حسی که تو قلبت احساسش کردی رو احساس نکردن.
بهترین اتفاقی که میتونه تو زندگی یه آدم بیفته، پیداکردن کسیه که بتونه دربارهی هر چیزی باهاش حرف بزنه. از چرتترین تا مهمترین مسائل زندگیش، بدون هیچ ترس و نگرانی از قضاوت و طرد شدن.