وقتی رابطه ای رو با کسی شروع میکنی، وظیفهی تو صرفا تماشای احساسات خودت، در کنار اون آدمه.
اگه حضور اون آدم، احساسات خوبی رو در تو بیدار میکنه، چه عالی پس ادامه بده؛ اگه حضور اون آدم احساسات خوبی رو در تو بیدار نمیکنه، فورا شروع به تغییر اون آدم نکن.
مثل مامان باباها نصیحت نکن، طعنه نزن، سخنرانی نکن.
بپذیر، احترام بذار، راهتو کج کن، خداحافظی کن.
تو هرگز اجازه تغییر سبک زندگی کسی که در حال آشنایی باهاش هستی رو نداری، وظیفه تو صرفا تماشای احساساتته نه تغییر مدل معاشرت، نگرش، تفریح و باور اون.
-قشاع
اگه حضور اون آدم، احساسات خوبی رو در تو بیدار میکنه، چه عالی پس ادامه بده؛ اگه حضور اون آدم احساسات خوبی رو در تو بیدار نمیکنه، فورا شروع به تغییر اون آدم نکن.
مثل مامان باباها نصیحت نکن، طعنه نزن، سخنرانی نکن.
بپذیر، احترام بذار، راهتو کج کن، خداحافظی کن.
تو هرگز اجازه تغییر سبک زندگی کسی که در حال آشنایی باهاش هستی رو نداری، وظیفه تو صرفا تماشای احساساتته نه تغییر مدل معاشرت، نگرش، تفریح و باور اون.
-قشاع
رابطه قرار نیست آسون باشه؛
یه وقتایی هست که حوصلهت رو سر میبرم، بهم شک میکنی، بیاعتماد میشی یا ازم زده میشی،یه وقتاییم هست که دلم نمیخواد باهات حرف بزنم، یه سری دعواهای رو مخ قراره اتفاق بیوفته، ولی در آخر، همش به این ختم میشه که یه قلب نمیخواد بیخیال اون یکی بشه، همش به اون پیوند بینمون ربط پیدا میکنه، همون پیوندی که مارو با تموم بالا پایینا و مشکلات کنار هم نگه میداره و تعریف دقیق عشقه.
یه وقتایی هست که حوصلهت رو سر میبرم، بهم شک میکنی، بیاعتماد میشی یا ازم زده میشی،یه وقتاییم هست که دلم نمیخواد باهات حرف بزنم، یه سری دعواهای رو مخ قراره اتفاق بیوفته، ولی در آخر، همش به این ختم میشه که یه قلب نمیخواد بیخیال اون یکی بشه، همش به اون پیوند بینمون ربط پیدا میکنه، همون پیوندی که مارو با تموم بالا پایینا و مشکلات کنار هم نگه میداره و تعریف دقیق عشقه.
هر وقت ترسیدی و فک کردی که به آخر خط رسیدی، این تیکه کتاب کیمیاگر رو بزار جلو چشمات:
" همیشه به قلبت بگو که ترس از رنج از خود رنج بدتر است، تاریکترین لحظهٔ شب لحظه
پیش از برآمدن آفتاب است..! "
" همیشه به قلبت بگو که ترس از رنج از خود رنج بدتر است، تاریکترین لحظهٔ شب لحظه
پیش از برآمدن آفتاب است..! "
وقتی رابطه ای رو با کسی شروع میکنی، وظیفهی تو صرفا تماشای احساسات خودت، در کنار اون آدمه.
اگه حضور اون آدم، احساسات خوبی رو در تو بیدار میکنه، چه عالی پس ادامه بده؛ اگه حضور اون آدم احساسات خوبی رو در تو بیدار نمیکنه، فورا شروع به تغییر اون آدم نکن.
مثل مامان باباها نصیحت نکن، طعنه نزن، سخنرانی نکن.
بپذیر، احترام بذار، راهتو کج کن، خداحافظی کن.
تو هرگز اجازه تغییر سبک زندگی کسی که در حال آشنایی باهاش هستی رو نداری، وظیفه تو صرفا تماشای احساساتته نه تغییر مدل معاشرت، نگرش، تفریح و باور اون.
اگه حضور اون آدم، احساسات خوبی رو در تو بیدار میکنه، چه عالی پس ادامه بده؛ اگه حضور اون آدم احساسات خوبی رو در تو بیدار نمیکنه، فورا شروع به تغییر اون آدم نکن.
مثل مامان باباها نصیحت نکن، طعنه نزن، سخنرانی نکن.
بپذیر، احترام بذار، راهتو کج کن، خداحافظی کن.
تو هرگز اجازه تغییر سبک زندگی کسی که در حال آشنایی باهاش هستی رو نداری، وظیفه تو صرفا تماشای احساساتته نه تغییر مدل معاشرت، نگرش، تفریح و باور اون.
من به شدت فتیش آدم اصیل دارم ، کسی که هول نیست ، هرز نمیپره ، متعهده ، آداب معاشرت بلده و سعی میکنه درست رفتار کنه ،
این چیزای ساده سخت نیست ولی خوب کم شده ، خیلی کم .
این چیزای ساده سخت نیست ولی خوب کم شده ، خیلی کم .
نمیدانم چه کسی نوشت، اما خوب نوشت:
" من از آنها که تسلایشان میدادم، غمگین تر بودم "
" من از آنها که تسلایشان میدادم، غمگین تر بودم "
من همیشه بودم ، حتی وقتی بریده بودم ، دلخور بودم ، حتی وقتی حالشو نداشتم ، من همیشه بودم ، من دلم نیومد بی پناهی آدما رو پناه نباشم ، دلم نیومد یهو ببُرم برم ، دلم نیومد یهو رها کنم ، من همیشه بودم ، همیشه بودم واسه اونایی که الان نیستن.
من بی نهایت به اقیانوس شباهت دارم ، هنوز به طور کامل کشف نشدم ، گاهی آروم و گاهی طوفانی ، گاهی پر از سکوت و گاهی پر از حرف .
خلاصه داستان زندگی منو ، همین یه جمله توصیف میکنه:
همیشه از بیرون آرامش داشتم ولی از درون در حال فکر کردن به همه چیز بودم.
همیشه از بیرون آرامش داشتم ولی از درون در حال فکر کردن به همه چیز بودم.
من کسیو تو زندگیم از دست دادم که هیچ تلاشی برای موندنم نکرد ولی تو کسیو از دست دادی که از جونش و روحش و تمام وجودش برات مایه گذاشت.
حالا واقعا فک میکنی بردی؟!
حالا واقعا فک میکنی بردی؟!
اگر اونقدر شجاع بودی که شروع کردی، و اونقدر قوی هستی که داری ادامه میدی، پس حتما اونقدر لیاقت داری که به خواسته ت یا حتی به بهتر از اون برسی.
من ترجیح میدم همینجوری بی سیاست و بی کلک باشم و شکست بخورم تا اینکه نقش بازی کردن و سیاه بازی بخوام به چیزی برسم و موفق بشم، یعنی تو وجودم نبوده و نیست من همینم همینقدر ساده و همینقدر واقعی.
به نظرم ترسناک ترین جمله ای که میشه گفت و از هزارتا فحش و توهین و کارما بدتره اینه که: " نوبت ماهم میرسه "
و تاریخ ثابت کرده و مطمئن هم باشین که نوبت ما هم میرسه که نادیدتون بگیریم که بگذریم ازتون که بیخیال شیم که مهم نباشید واسمون خلاصه نوبت ما هم میرسه.
و تاریخ ثابت کرده و مطمئن هم باشین که نوبت ما هم میرسه که نادیدتون بگیریم که بگذریم ازتون که بیخیال شیم که مهم نباشید واسمون خلاصه نوبت ما هم میرسه.
دیدی یه سری آدما وقتی میان تو زندگیت تازه میفهمی دنیا ارزش ادامه دادن داره، میفهمی که خوشبختی هنوز داره نفس میکشه و میفهمی که چقدر حضورشون وسط زندگیت معجزه اس؟
شاملو راجب آدمای زندگیمون خیلی قشنگ مینویسه که:
اگر میدانستم پس از آن همه رنج ها و نابسامانی ها تو را میتوانم داشته باشم، بدون شک با اراده ی آهنین تحملشان میکردم.
شاملو راجب آدمای زندگیمون خیلی قشنگ مینویسه که:
اگر میدانستم پس از آن همه رنج ها و نابسامانی ها تو را میتوانم داشته باشم، بدون شک با اراده ی آهنین تحملشان میکردم.
حرف یک تراپیست از زبان مراجعش:
وقتی به داشتن اعتماد به نفس عادت نداشته باشی، اعتماد به نفس به نظرت مغرور بودنه.
وقتی همیشه منفعل بودی، قاطع بودن مثل خشونت به نظر میاد.
وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه، اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه. اینارو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی بزای رفتارت نیست.
وقتی به داشتن اعتماد به نفس عادت نداشته باشی، اعتماد به نفس به نظرت مغرور بودنه.
وقتی همیشه منفعل بودی، قاطع بودن مثل خشونت به نظر میاد.
وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه، اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه. اینارو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی بزای رفتارت نیست.
من تورو به اندازه تموم اشکایی که ریختی،
تموم بغضایی که کردی و قورتشون دادی،
هر نخ سیگاری که کشیدی،
تموم دردایی که تحمل کردی،
تموم وقتایی که به یکی احتیاج داشتی،
شبایی که خوابت نمی برد،
تموم حال بدیات، تنهاییات،
من به اندازه تک تک ثانیه های تاریکی که برات گذشته و خواهد گذشت، دوست دارم.
تموم بغضایی که کردی و قورتشون دادی،
هر نخ سیگاری که کشیدی،
تموم دردایی که تحمل کردی،
تموم وقتایی که به یکی احتیاج داشتی،
شبایی که خوابت نمی برد،
تموم حال بدیات، تنهاییات،
من به اندازه تک تک ثانیه های تاریکی که برات گذشته و خواهد گذشت، دوست دارم.
روزی ۱ ساعت برای خودت وقت بذار تا زندگیت تغییر کنه و بعدش عادتای خوب به سراغت بیان:
- دوش بگیر.
- یک لیوان اب بخور.
- حرکات کششی انجام بده.
-ارزو ها، افکار، اهدافتو بنویس و اگه تو حالت بود واسشون برنامه ریزی کن.
- وسایلتو مرتب کن و اونارو سر جاشون بزار.
- نفس عمیق بکش.
- یکم به ظاهرت برس از تو فقط یدونس.
- در حد پنج دقیقه به چیزایی که حالتو خوب میکنن فکر کن.
- دوش بگیر.
- یک لیوان اب بخور.
- حرکات کششی انجام بده.
-ارزو ها، افکار، اهدافتو بنویس و اگه تو حالت بود واسشون برنامه ریزی کن.
- وسایلتو مرتب کن و اونارو سر جاشون بزار.
- نفس عمیق بکش.
- یکم به ظاهرت برس از تو فقط یدونس.
- در حد پنج دقیقه به چیزایی که حالتو خوب میکنن فکر کن.
امروز بابام پشت تلفن خیلی جدی تاکید میکنم خیلی جدی به تراپیستم گفت : خانوم دکتر دختر من چیزیش نیست ، من چند روزه وقت نکردم بهش توجه کنم ، بغلش کنم ، بوسش کنم ، اینِ که فک میکنه مشکلات زیادی داره همین.
-ونووس
-ونووس
آدمای درونگرا ضعفی تو مهارتهای اجتماعی ندارن، صرفاً علاقهای بهشون ندارن. میتونن خیلی راحت صحبت کنن، البته نه با هر کسی.
میتونن مثل یه کتاب زیر و بمت رو بفهمن.
میتونن خیلی بیشتر از خودت در مورد خودت بهت اطلاعات بدن.
فقط به حس و حال مناسب، موقعیت مناسب، انرژی مناسب، و آدم مناسب نیاز دارن.
اونوقته که به حرف درمیان.
- کپشن.
میتونن مثل یه کتاب زیر و بمت رو بفهمن.
میتونن خیلی بیشتر از خودت در مورد خودت بهت اطلاعات بدن.
فقط به حس و حال مناسب، موقعیت مناسب، انرژی مناسب، و آدم مناسب نیاز دارن.
اونوقته که به حرف درمیان.
- کپشن.