@Inlight_school
3.59K subscribers
138 photos
52 videos
20 files
146 links
اولین دوره تخصصی برای نوجوانان
(رده‌ی سنی ١٠ تا ١٨ سال)
با ما ازطریق اکانت زیر درارتباط باشید:
@inlight_school
سایت ایلیا
https://inlightcertificate.com/Eilia/index.php
Download Telegram
ایلیا-جلسه5.pdf
150.1 KB
خلاصه‌ی نوشتاری جلسه‌ی پنجم ایلیا انگلیسی
ترجمه و گوینده: خانم دکتر خجند


📎سایت ایلیا
https://inlightcertificate.com/Eilia/index.php

@inlight_school
12
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عنوان : دیدار محبوب

🌱نماز پناهگاهی‌ست که آدم را از سقوط‌های خاموش نجات می‌دهد.

🌹هر کس دلش با خدا آرام گرفت، دیگر خودش را تنها نمی‌بیند…

نماز نوری‌ست که درونت را روشن می‌کند؛ وقتی درون روشن شد، تاریکی‌های بیرون کمتر اثر می‌گذارند…

🌿قلبی که با خدا حرف می‌زند،
جای وسوسه‌های ویرانگر نیست…

🌟نگو «برویم یک نماز هم بخوانیم…»
بگو: «وقت دیدار محبوبم رسیده.»
همین تغییر نگاه، زندگی را عوض می‌کند.

🤲🏻دست‌ها را بالا بگیریم، برای خودمان، خانواده‌، سرزمین‌مان دعا کنیم. رشد، از همین لحظه‌های ساده آغاز می‌شود.

@inlight_school
28
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پروردگارا!
تو را سپاس می‌گوییم که به ما اجازه فرمودی تا برایت نماز به پا داریم.

پروردگارا!
تو را سپاس می‌گوییم که به ما نماز آموختی.

پروردگارا!
تو را سپاس می گوییم که راه صحبت کردن با خودت را بر ما گشودی.

پروردگارا!
تمنا داریم به ما قوت و اراده بدهی تا بتوانیم، همه‌ی نمازهای خود را برپا بداریم.

پروردگارا!
عاجزانه از تو طلب داریم به ما کمک کنی که موقع نماز حواس ما پرت نشود و به انوار الهی تو متصل شویم.

پروردگارا!
آن نمازی که امام علی (ع) می خواند ذره‌ای از آن نماز را به ما نیز ارزانی بدار. آن اتصال قلبی عمیقی که امام علی (ع) در نماز داشت ذره‌ای از آن اتصال را نیز در وجود ما قرار بده.

پروردگارا!
آن دعایی که امام علی (ع) انجام می‌داد ذره‌ای در زبان ما قرار بده.

پروردگارا!
بسیار بسیار قدردان این لحظات هستیم که فهمیدیم مهمترین کاری که می‌توانیم در زندگی انجام بدهیم برپایی نماز است.

پروردگارا!
ما را از شر شیطان و تنبلی و سستی و فراموشکاری و بیهودگی نجات بده.



#حکمت_ایلیا
#جلسه_چهارم
#علی_مقدم
#مناجات

@inlight_school
37👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨️امام علی (ع) می‌فرمایند:
«با دانشمندان هم‌نشین شو تا سعادتمند و نیکبخت شوی.»

📗دانشمندان کسانی هستند که جویای علم و دانش‌اند؛ آنان همواره مشتاق یادگیری، رشد و ارتقای سطح خود هستند.

@inlight_school
44
12🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان‌ها از طریق ریسمان‌های نادیدنی به یک‌دیگر متصل‌هستند و از هم تأثیر شخصیتی می‌پذیرند. از کسی تأثیر بپذیرید و با کسی دم‌خور شوید که شخصیت والا، ارزشمند و سالمی داشته باشد.

@inlight_school
29🙏13
توصیه‌ی امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد هم‌نشین:

«با حلیمان هم‌نشین شو تا بر حلم وبردباری تو افزوده گردد»

اگر با انسان‌های پرخاشگر، جنگجو، بداخلاق و بی‌ادب نشست‌ و برخاست کنیم، ما نیز آن‌گونه می‌شویم.

@Inlight_school
33👍8🕊2
💫سلام نوجوانان عزیز! آماده‌اید؟! 👋

🚀قرار است یکشنبه ۲۴ خرداد ماه، ششمین جلسه‌ی «دوره‌ی ایلیا» بارگذاری شود.

به یاد داشته باشید آلارم گوشی‌ خود را برای ساعت ۱۰ صبح تنظیم کنید.

🔥منتظر همه‌ی شما عزیزان هستیم!

🔹 برای دسترسی به فایل‌های صوتی، تصویری و متن نوشتاری دوره‌ی تخصصی ایلیا به کانال مدرسه‌ی اینلایت در تلگرام و روبیکا مراجعه فرمایید:
کانال مدرسه‌ی اینلایت در تلگرام

https://t.me/Inlight_school

کانال مدرسه‌ی اینلایت در روبیکا

https://rubika.ir/inlightschool


@inlight_school
28🙏3
13
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکمت ششم: کسب‌وکار؛ میدان تجربه
فایل تصویری جلسه‌ی ششم ایلیا


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

📎سایت ایلیا
https://inlightcertificate.com/Eilia/index.php



@inlight_school
16
ایلیا قسمت ششم
علی مقدم
💫 ایلیا
🏜 جلسه ششم
💎حکمت ششم: کسب‌وکار؛ میدان تجربه
✍️ مدرس: علی مقدم

☀️کار کردن اگر با صداقت، انصاف و نیت پاک همراه باشد، مانند عبادت است.

☀️تجربه‌ی عملی که در نوجوانی به دست می‌آید، از هزار آموزش تئوری ارزشمندتر است.

☀️کسب‌وکار فقط درآمد نیست؛ بلکه میدان کسب تجربه و یادگیری انصاف و مسئولیت است.

☀️باید بدانیم که شکست در کار، پایان راه نیست؛ بلکه بخشی از مسیر یاد گرفتن است.

☀️کسب و نان حلال، حالِ دل و برکتِ خانه را خوب می‌کند.

☀️آدم‌ها در میدان عمل پخته می‌شوند، اگر از کاری می‌ترسید، شاید همان‌جا آغاز رشد شما باشد.

☀️انصاف نقطه تعادل در کسب‌وکار است، یعنی رعایت تعادل میان سود خود و حق دیگران.

☀️برای موفق شدن، منتظر آینده و موقعیت مناسب نمانید؛ از همین امروز شروع کنید.


۱۴۰۵/۰۳/۲۴

#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم


📎 سایر جلسات دوره‌ی ایلیا



@inlight_school
29🙏1
متن نوشتاری جلسه‌ی ششم ایلیا

📎سایت ایلیا
https://inlightcertificate.com/Eilia/index.php

@inlight_school
12
یادمان داد که نانِ گرم و حلالش خوب است
خانه با نانِ حلال است که حالش خوب است

یادمان داد که از بین درختانِ حیاط
می‌دهد میوه درختی که نهالش خوب است

یادمان داد که در چرخشِ این دورِ فلک
می‌برد قرعه‌ی اقبال جوانی که مرامش خوب است

سلام و عرض ادب و احترام؛ پسران و دختران نازنینم، ایلیایی‌های گران‌قدر. به ششمین «جلسه‌ی ایلیا» خوش آمدید.

هر کدام از ما برنامه‌هایی برای زندگی خود داریم که وقتی بزرگ شدیم می‌خواهیم؛ این شغل را داشته باشیم یا این کار را انجام دهیم و صبر می‌کنیم تا بزرگ شویم.
مثلاً می‌گوییم: «باید ابتدا دانشگاه بروم؛ بعد از دانشگاه که درسم تمام شد_حال یا لیسانس یا فوق‌لیسانس یا دکترا_ سپس به دنبال کار و شغلی می‌روم.»
در حالی که آن زمان سن ما بالا رفته است و نمی‌توانیم بسیاری از تجارب را کسب کنیم.
صبر می‌کنیم تا شرایط کسب‌وکار و شغل برای ما پیش آید. در صورتی‌که از سنین نوجوانی باید آموزش دیدن برای کسب‌وکار را شروع کنیم تا برای خودمان کسب‌وکار کوچکی راه‌اندازی کنیم.

پیامبر (ص) در سخن زیبایی می‌فرمایند: «اگر عبادت ده قسمت باشد، نه قسمت آن کار و تلاش برای کسب روزی حلال است.»
یعنی ۹۰٪ آن کار و تلاش است و ۱۰٪ آن نیز عبادت است. بنابراین چه‌قدر مهم است که همه‌ی ما یک شغل داشته باشیم و کاری انجام دهیم.

حال برخی می‌گویند؛ «شغلی می‌خواهیم که تا آخر عمر همراه ما باشد» نه.. ممکن است برخی از شغل‌ها را در سنین کم فقط برای کسب تجربه طی کنید، مدتی کاری را آغاز می‌کنید و تجربیاتی به دست می‌آورید، سپس می‌بینید به موفقیت نرسیدید اصلاً مهم نیست؛ در شغل بعدی، تجربیات این شغل به کارتان می‌آید.

اما این‌که همه‌ی ما بگوییم؛ «پدر و مادر قرار است از ما حمایت مالی کنند، قرار است دولت به ما وام بدهد، قرار است جامعه از ما حمایت کند.» انسان‌های ناتوانی از ما می‌سازد و ما باید از سنین کم انسان‌هایی توانمند در زمینه‌ی اقتصاد، درآمد، کسب‌وکار و تجارت باشیم.

چرا این موضوع مهم است؟
امام علی (ع) به کسی اهمیت می‌دهند که اهل کار، اهل کسب‌وکار و اهل درآمد باشد؛ کسی که دستش جلوی کسی دراز نیست و برای خودش درآمد دارد.
البته ممکن است شما در ابتدای کار، وقتی شروع می‌کنید، درآمدی نداشته باشید؛ اما آن‌قدر ادامه می‌دهید تا به درآمد برسید. وقتی به درآمدی رسیدید و توانستید پولی داشته باشید و سرمایه‌گذاری کنید، رشد فکری فراوانی پیدا می‌کنید، بسیار مستقل می‌شوید و اندیشه‌‌ی شما بسیار بازتر می‌شود. آن‌‌گاه تبدیل به انسانی می‌شوید که قدر پول، قدر کار و قدر سرمایه را می‌داند و در همه‌چیز پخته‌تر است.
پس انسان‌ها تا زمانی که کسب‌وکار، تجارت یا شغل خود را شروع نکنند، خیلی، پخته نمی‌شوند. برای پخته شدن باید کسب‌وکاری را شروع کنند.

ممکن است بگویید: «سن ما به سن کسب‌وکار نمی‌خورد.»
لازم نیست کسب‌وکار بزرگی داشته باشید؛ یک کسب‌وکار کوچک که به درس شما لطمه نزند و آسیبی به کارهای‌تان وارد نکند و بتوانید برای خود درآمدی داشته باشید.

چرا درآمد مهم است؟
زیرا هرچه شما از اخلاق و ایمان و مسائل این‌چنینی فرا بگیرید، میدان آزمون آن در کسب‌وکار است.
به‌طور مثال؛ من آموزش می‌بینم انسان خوبی باشم، درست‌کار باشم و رفتارهای خوبی داشته باشم، تا چه زمانی؟
تا زمانی که وارد یک معامله می‌شوم.
اگر در معامله، بیش از حد هوای طرف مقابل را داشته باشم، خودم ضرر می‌کنم. اگر در تجارتی، توجهم به سرمایه‌ی خودم نباشد، خودم ضرر می‌کنم. اگر بخواهم سود فراوانی ببرم، طرف مقابلم ضرر می‌کند. این‌جا یک نقطه‌ی تعادل وجود دارد که به آن «انصاف» می‌گویند.


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school
صفحه‌ی ۱
13
حتماً شنیده‌اید که می‌گویند: «فلانی باانصاف است.» باانصاف یعنی کسی که از حق خود نمی‌گذرد اما در نقطه‌ی تعادل، تجارت یا کسب‌وکار خود را به‌گونه‌ای برپا کرده و اداره می‌کند که هم هوای مشتری را داشته باشد و هم هوای جیب و سرمایه‌ی خودش را.

این نقطه‌ی انصاف یکی از مهم‌ترین کلیدهای معنویت و ایمان و آخرت است. یعنی شما باید بتوانید نقطه‌ی عدالت یا نقطه‌ی انصاف را رعایت کنید. تا زمانی که تجارت نکنید، خریدوفروش نکنید و کالا یا خدماتی به کسی ارائه نکنید؛ نمی‌توانید این نقطه را پیدا کنید.

پس ان‌شاءالله از امروز شروع به دادن آموزش‌هایی به شما می‌کنیم تا یاد بگیرید چه‌گونه درآمد داشته باشید و یک کسب‌وکار بسیار کوچک برای خودتان راه‌اندازی کنید. حتی اگر سنتان نیز کم باشد؛ می‌توانید.
به شما یاد می‌دهیم چه‌گونه این کار را انجام دهید.

بدانید کسب‌وکاری که راه‌اندازی می‌کنید در این کسب‌و‌کار است که می‌توانید باورهای معنوی و سبک زندگی امام علی (ع) را در آن تجربه کنید. این‌جاست که میدان تجربه‌ی شماست.

طبیعتاً ممکن است هر یک از شما بگویید: «امکانات من عالی‌ست و نیازی به کار ندارم.» و می‌توانید انسان خوبی باشید.
اما وقتی وارد تجارت می‌شوید و مجبور می‌شوید از حق خود دفاع کنید، مجبور می‌شوید از طرف مقابل بخواهید سود بیش‌تری به شما بدهد و در عین حال اخلاق اجازه نمی‌دهد در حق او ظلم کنید؛ آنجاست که شما تجربه‌ی زیستن و تجربه‌ی نقطه‌ی انصاف و عدالت خود را پیدا می‌کنید.و این نیازمند کار عملی‌ست و با تجربه‌ی تئوریک کسی به جایی نمی‌رسد.

من در زندگیم انسان‌های موفق و ثروتمند بسیار زیادی را دیده‌ام که ثروت‌های خود را از راه نامشروع و ناپسند به دست نیاورده‌اند و ثروت‌های پاک و خوبی داشته‌اند یا کسب‌وکارهای خوب و موفقی راه‌اندازی کرده‌اند و در عین حال بسیار بااخلاق و باایمان بوده‌اند.
هیچ‌کدام از آنان با آموزش‌های تئوری و دانشگاهی به این فن دست نیافته‌‌اند.
از هر کدامِ آنان که پرسیدم مثلا؛ یکی از آنان که صاحب مجموعه‌ی بزرگی از کارخانه‌ها بود به او گفتم: «چه‌گونه توانستید چندین کارخانه را احداث کنید؟» گفتند: «من از کودکی سرِ کار می‌رفتم، شاگردی می‌کردم، کمک می‌کردم و پیوسته کار فرا گرفتم، رشد کردم و توانستم اکنون این مجموعه‌ی بزرگ را داشته باشم.»
یا شخص دیگری تجارت‌خانه‌ی بسیار بزرگ و کسب‌وکار پررونقی داشت، می‌گفت: «من از کودکی دست‌فروشی می‌کردم؛ جایی بساط پهن می‌کردم و چیزی می‌فروختم و از آن‌جا تجارت را یاد گرفتم.»

بنابراین، اگر صبر کنیم تا روزی به دانشگاه برویم و در دانشگاه فنون کسب‌وکار و تجارت را یاد بگیریم، بسیار دیر خواهد شد. شما باید از هم‌اکنون به‌صورت عملی فرا بگیرید.
صرف این‌که فقط کتاب‌هایی مربوط به کسب‌و‌کار و موفقیت بخوانیم یا آموزش‌هایی ببینیم که چه‌گونه موفق و پول‌دار شویم؛ به کار ما نمی‌آید.
باید از هم‌اکنون به‌صورت عملی تجربه کسب کنید. تجربه‌ای که در این سن به دست می‌آورید بسیار ارزشمندتر از دوره‌هایی است که در آینده می‌خواهید صرفاً به‌صورت تئوری طی کنید.

هم‌چنین این موضوع سبب می‌شود شخصیت شما، شخصیت ایلیایی شود. شخصیت پخته‌ و محکمی شود و درک شما از این مسائل عمیق‌تر گردد.
هم‌چنین به یاد داشته باشید؛ کار کردن و کسب روزی حلال برای همه‌ی دختران و پسران واجب است، باید حتما این کار را انجام دهند؛ یعنی همه‌ی مسلمانان زن و مرد باید اهل کسب‌وکار باشند.
شما نیز باید از اکنون یاد بگیرید که چه‌گونه کار کنید و چه‌گونه درآمد داشته باشید.

در دنیای پیشرفته‌‌ی امروز کارها نسبت به گذشته آسان‌تر شده و به سختی گذشته نیست، زیرا شما راحت‌تر می‌توانید کالایی را بخرید یا بفروشید یا خدماتی ارائه دهید.
به‌ویژه به موجب این‌که شما نوجوان هستید و ذهن بازتری دارید؛ می‌توانید به افرادی که کهنسال یا میانسال هستند کمک کنید، مشاوره دهید و با آنان هم‌‌یاری کنید تا کسب‌وکارشان رونق بگیرد و از این طریق درآمدی نیز داشته باشید.


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school
صفحه‌ی ۲
14
اکنون راه‌حل‌ها را پیدا می‌کنیم.
گام اول: عجله نکنید.
ممکن است شما ذوق و اشتیاق داشته باشید و بگویید: «می‌خواهم هر چه سریع‌تر وارد کسب‌وکاری شوم.»
کار نوعی تجربه است و برای کسب تجربه نباید عجله کرد. باید آرام‌آرام کار کنید. ممکن است مدت‌ها تلاش کنید و به درآمدی نرسید؛ این اصلاً مهم نیست، زیرا در این مسیر یاد می‌گیرید چه‌گونه کار کنید.
هم‌چنین ممکن است مدت‌ها کار کنید و سپس ضرر کنید؛ این نیز مهم نیست. این ضرر کوچک درسی به شما می‌دهد که در آینده جلوی ضررهای بزرگ‌ شما را خواهد گرفت. بنابراین کسب‌وکار شما سبب می‌شود درس‌های ارزشمند و خوبی از زندگی بیاموزید.

ممکن است برخی از شما بترسید و بگویید: «چه‌گونه شروع کنم، نمی‌دانم باید چه کاری انجام دهم؟»
هرگاه از کاری ترسیدید، این سخن امام علی (ع) را به یاد آورید که می‌فرمایند:
«إذا هِبتَ أمراً فَقَعْ فیه.»
«اگر از کاری ترسیدی، خودت را در دل آن بینداز.»

برای مثال؛ ممکن است از معرفی یک کالا به دیگران بترسید یا خجالت بکشید.
یا شاید مهارتی داشته باشید و بخواهید به کسی بگویید که می‌توانید کاری برای او انجام دهید، اما از گفتنش می‌ترسید. در چنین لحظات ترسی، امام علی (ع) می‌فرمایند:
بر این ترس غلبه کن و خودت را در دل کار بینداز. یعنی خود را در مواجهه قرار دهید.
نهایتاً ممکن است کسی شما را مسخره کند یا ممکن است بگویند: «نه، نمی‌خواهیم.» اما این مسئله اصلاً مهم نیست. یک بار، دو بار، حتی ده بار نه می‌شنوید، اما سرانجام جایی خود را اصلاح می‌کنید و یک بله می‌شنوید؛ همان بله همه‌ی نه‌هایی را که شنیده‌اید جبران می‌کند.

در ادامه نیز می‌فرمایند:
«فَإِنَّ شِدَّةَ التَّوَقِّی أَعظَمُ مِمّا تَخافُ مِنه.»
«شدت ترسی که از یک کار دارید، از خودِ انجام دادن آن کار سخت‌تر و زیان‌بارتر است.»
یعنی ترس شدیدی که از آن کار دارید؛ دشوارتر و زیان‌بارتر از اقدام به آن کار است.
برای مثال؛ شما مهارتی را یاد گرفته‌اید و می‌خواهید آن را به من پیشنهاد دهید که می‌توانید این کار را برای من انجام دهید، اما خجالت می‌کشید و پیش نمی‌آیید.

امام علی (ع) می‌فرمایند؛ برو به دل کار و انجام بده، وارد عمل شو. اما بدانید همین‌که پیشنهاد خود را مطرح می‌کنید بسیار آسان‌تر از این است که به خاطر ترس هیچ اقدامی نکنید.
در واقع، ضرری که به موجب ترس به شما وارد می‌شود بسیار بیش‌تر از سختی و آسیبی است که ممکن است در اثر انجام آن طی کنید.

بنابراین:
_ در گام اول عجله نکنید.
_ در گام دوم با شجاعت به سراغ کارهایی بروید که از آن‌ها می‌ترسید و اقدام کنید.
اگر هزاران بار فکر کنیم و طرح و نظریه بدهیم؛ خوب است لیکن اقدام و عمل از همه ارزشمندتر است.

به یاد داشته باشید؛ اگر در هر اقدام و عملی شکست خوردید، اصلاً ناراحت نباشید. آن شکست نیز قسمتی از مسیر کامیابی و پیروزی شماست و بدانید برای این‌که انسان سعادتمندی شوید، باید شروع کنید:
_ خرید و فروش را یاد بگیرید.
_ تجارت بیاموزید.
_ ارائه‌ی خدمات به دیگران را تمرین کنید.
_ مذاکره کردن با دیگران را فرا بگیرید.
_ بیاموزید چه‌گونه از کسی پول دریافت کنید و چه‌گونه به کسی پول پرداخت کنید.
باید آرام‌آرام این کارها را آغاز کنید و اصلاً لازم نیست از همین فردا صبح با عجله شروع کنید؛ به‌تدریج راه آن را پیدا خواهید کرد.


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school
صفحه‌ی ۳
9
ممکن است من دارای هدفی باشم؛ مثلاً؛ می‌خواهم کاری را شروع کنم، اما سرگرم امور حاشیه‌ای می‌شوم.
یادتان باشد عمر من و شما محدود است و نمی‌توانیم به دنبال اهداف متعدد بدویم، زیرا عمرمان هدر می‌رود. باید هنگامی که بر موضوعی متمرکز می‌شویم، خود را صرف همان هدف کنیم.

امام علی(ع) می‌فرمایند:
«همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آن‌چه به کارت نمی‌آید پیگیری مکن.»

پس یکی از آسیب‌هایی که افرادی که به دنبال کسب‌وکار می‌روند با آن روبه‌رو می‌شوند، این است که هدف خود را گم می‌کنند و به دنبال حاشیه‌ها می‌روند. فرض کنید می‌خواهید کاری را راه‌اندازی کنید. وقتی شروع می‌کنید و پیش می‌روید، ناگهان حواس و توجه شما به سوی فردی یا خبری می‌رود و وارد فضای دیگری می‌شوید؛ گم می‌شوید و هدف خود را از دست می‌دهید؛ ما باید تمام توان و قوای خود را بر یک کار متمرکز کنیم تا به نتیجه برسد.

آیا تا به حال با ذره‌بین برگی را آتش زده‌اید؟
حتماً یک بار امتحان کنید. یک ذره‌بین می‌تواند نور معمولی را به عاملی آتش‌زا تبدیل کند. وقتی ذره‌بین را روی برگ یا کاغذ متمرکز می‌کنید، ناگهان آتش می‌گیرد. چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟
زیرا نور بر یک نقطه _بر هدفی_ متمرکز شده است.

هم‌چنین؛ هم‌زمان به دنبال چند هدف که کاملاً متفاوت هستند، نروید.
برای مثال؛ اگر شکارچی باشید و بخواهید خرگوش شکار کنید، ممکن است خرگوش‌های زیادی ببینید؛ اما باید تنها یکی از آن‌ها را دنبال کنید. اگر پنج خرگوش را هم‌زمان دنبال کنید، هیچ‌کدام را شکار نمی‌کنید. اما اگر یکی را انتخاب کنید، آن‌قدر دنبالش می‌دوید تا خسته شود و بتوانید آن را شکار کنید. اهداف نیز همین‌گونه‌اند.

در ادامه، امام علی(ع) می‌فرمایند:
«آفت موفقیت تنبلی است.»
پس بهانه‌ی بیهوده نیاورید، تنبلی نکنید و کار خود را شروع کنید.
کار کردن چه‌گونه است؟
_ ممکن است به کسی کمک کنید.
_ شاگردی کنید.
_ یا خودتان کاری را آغاز کنید.
همه‌ی این‌ها ارزنده است، اما تنبلی بسیار خطرناک است.

امام علی (ع) در جای دیگری می‌فرمایند:
«از غفلت برای زندگی همین بس که همتش را در آن‌چه که به کارش نمی‌آید، صرف می‌کند.»
یعنی ممکن است چیزهایی بیاموزید یا کارهایی انجام دهید که به کار شما نمی‌آید.

پس از امروز دقت کنید: آیا کارها و برنامه‌هایی که در زندگی برای آن‌ها، زمان صرف می‌کنید، مفید و دارای کارایی هستند یا نه؟
بسیاری از بازی‌هایی که انجام می‌دهیم_ نمی‌گویم همه_ بسیاری از آنان به هیچ کار ما نمی‌آیند؛ اگر سال‌ها آن‌ها را انجام دهید، فقط وقت خود را هدر داده‌اید و برای زندگی، آینده، آخرت یا کسب‌وکارتان سودی نداشته‌اند.

بنابراین باید یاد بگیریم دانش کسب‌وکار به دست آوریم و با جدیت وارد یک کسب‌وکار شویم و تجارت خود را از همین سنین پایین راه‌اندازی کنیم.

تجارت به چه معناست؟
هر زمان شما کالا یا خدماتی را با هدف کسب درآمد با فرد یا مجموعه‌ای مبادله کنید، در واقع تجارت انجام داده‌اید.
برای مثال؛ برخی در شهرهایی زندگی می‌کنند که در آن شهرها کالایی ارزان‌تر است. مثلاً؛ منطقه‌ای قطب تولید زعفران، زرشک یا کالای دیگری است؛ یعنی آن کالا در آنجا ارزان‌تر است. در چنین شرایطی باید یاد بگیریم کالایی را که در دسترس ما و ارزان‌تر است از تولیدکنندگان اصلی که می‌شناسیم و با کیفیت خوبی، تهیه کنیم و به جاهایی ببریم که قیمت آن بالاتر یا میزان و دسترسی به آن کالا کمتر است. به این کار بازرگانی می‌گویند.

ممکن است بگویید: «من مدرسه می‌روم، کار دارم در خانه مشغول کاری هستم و نمی‌توانم چنین کاری انجام دهم.»
امروزه با وجود پست، همه می‌توانند بازرگانی انجام دهند. یعنی شما در هر شهری که باشید، می‌توانید کالایی را برای مشتری در شهری دیگر ارسال کنید و در اختیارش قرار گیرد. ممکن است در شهری که شما هستید قیمتش پایین‌تر و در شهر دیگر بالاتر باشد.
حتی می‌توانید از طریق ترمینال‌های اتوبوس‌رانی کالا را با اتوبوس ارسال کنید.
البته باید مسیرها و روش‌های آن را یاد بگیرید. من برخی از مسیرها را برای شما توضیح می‌دهم و برخی را نیز باید خودتان فرا بگیرید.


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school
صفحه‌ی ‌ ۴
8🥰1
گاهی نیز ممکن است،اگر کالایی را به‌صورت عمده_کارتونی یا جینی_ بخرید بسیار ارزان‌تر از خرید تکی آن است.
مثلاً؛ اگر یک کارتن دوازده‌تایی بخرید، قیمت آن بسیار کم‌تر از خرید تکی خواهد بود.
به اطرافیان و دوستان خود دقت کنید و ببینید چه کالاهایی مصرف می‌کنند؛ شاید متوجه شوید که همه کالای خاصی را مصرف می‌کنند، از آن‌ها بپرسید این کالا را با چه قیمتی خریده‌اند. آن‌گاه می‌توانید عمده‌فروش‌ها را پیدا کنید و تعدادی از آن کالا را به‌صورت عمده با قیمت پایین‌تر تهیه کرده؛ سپس به دوستان خود پیشنهاد دهید به همان قیمتی که این کالا را می‌خریدید، اکنون دیگر از شما خریداری کنند.

پس کالایی که با تعداد زیاد خریداری شود، ارزان‌تر تمام می‌شود. می‌توانید با این کار تجارت کنید؛ یعنی ببینید اطرافیان شما چه چیزهایی مصرف می‌کنند و همان را به‌صورت عمده بخرید.
مثلاً؛ ده خانواده‌ای که اطراف شما هستند؛ انتخاب کنید و یکی دو کالایی را که زیاد مصرف می‌کنند مشخص کنید، سپس به آن‌ها بگویید: «شما که این کالا را خریداری می‌کنید؛ می‌توانید از من بخرید.» و از عمده‌فروش کالاها را خریداری می‌کنید و به آن‌ها می‌فروشید.

امروزه در هر شهری که باشید، قیمت گرفتن از طریق جست‌وجو در اینترنت بسیار کار ساده‌ای است. پیدا کردن یک عمده‌فروش نیز کار ساده‌ای است. همه‌ی این‌ها ساده است و حتی در بسیاری از موارد لازم نیست از خانه خارج شوید؛ می‌توانید در خانه این کار را انجام دهید. البته باید خودتان بروید و پیدا کنید.

هم‌چنین می‌توانید در یکی از اپلیکیشن‌ها یا پلتفرم‌هایی که وجود دارند جست‌وجو کنید و آن‌ها را پیدا کنید، سپس می‌توانید آن‌جا کالای خود را بفروشید. ابتدا یک عکس خوب از کالایی که به‌صورت عمده خریده‌اید، بگیرید، مشخصات آن را نیز بنویسید و با یک قیمت مناسب برای فروش قرار دهید. به هرحال یک مشتری پیام داده و از شما خریداری می‌کند.

اگر خریدی صورت نگرفت فکر می‌کنید که؛ چه کاری انجام دهید تا بتوانید کالای خود را بفروشید، خودتان را به جای مشتری قرار دهید. مثلاً؛ قیمت را مناسب‌تر می‌کنید یا مشخصات را بهتر توضیح می‌دهید.

یک درس بسیار مهم:
شما در نقطه‌ای قرار می‌گیرید که دوست دارید پول به‌دست آورید و درآمد داشته باشید. در عین حال، در کنار این نقطه، آموزش‌های اخلاقی نیز وجود دارد که می‌گوید: «مراقب باش دروغ نگویی، مراقب باش گران‌فروشی نکنی و مراقب باش حق کسی را نخوری.» این همان نقطه اصلی است که شما رشد می‌کنید.
مثلاً؛ وقتی می‌خواهید کالایی را به کسی بفروشید، ممکن است مزیت‌ها یا ویژگی‌های مثبت غیرواقعی بگویید؛ پس دروغ می‌گویید!
این‌جا اخلاق از بین می‌رود.

نقطه‌ی انصاف که باید به آن برسید این است که واقعیت‌ها را به مشتری بگویید. مستقیما بگویید؛ این کالا این مزیت‌ها را دارد و این ایرادها را نیز دارد.
به همین راحتی.

روش دیگر تجارت این‌گونه است:
شخصی کالایی دارد اما نمی‌تواند آن را به‌فروش برساند، شما نیز سرمایه‌ای ندارید. به او می‌گویید: «من این کالا را برای شما می‌فروشم و در عوض درصدی از مبلغ آن را به من بدهید.»
نکته‌ی مهم؛ با او عهد و پیمان ببندید و آن را مکتوب کنید. مثلاً می‌گویید: «من این کالاها را برای شما به فروش می‌رسانم؛ برای هر یک ۱۰٪ یا ۲۰٪ به من تخفیف بدهید تا بتوانم آن‌ها را بفروشم.»
یا «پس از فروش که پول آن‌ها را به شما پرداخت کردم ۱۰٪ آن را به من بدهید.»
به این شکل با هم قراردادی می‌بندید و سپس کالای او را به فروش می‌رسانید.

ممکن است تولیدکننده‌ای در اطراف شما باشد یا فردی که وسیله یا کالایی در خانه دارند و نمی‌تواند آن را بفروشد و نیازی هم به آن ندارد. به او می‌گویید: «من این وسیله را برای شما به‌فروش می‌رسانم.»

شاید برخی از شما می‌گویید: «من به این کارها نیازی ندارم؛ پدر و مادرم یا خانواده‌ام مرا تأمین می‌کنند.»
اما واقعیت این است که شما به کسب‌وکار نیاز دارید. این‌که دیگران به شما پول بدهند و از شما حمایت کنند، هرگز باعث نمی‌شود در آزمون کسب‌وکار و تجارت قرار بگیرید و رشد کنید. برای رشد کردن باید خودتان شخصاً تجربه کنید.
اصلاً خجالت نکشید از این‌که کالایی، کسب‌وکاری یا خدماتی را به کسی ارائه می‌دهید یا در مورد آن توضیح می‌دهید و از او می‌خواهید که بشنود و آن را ببیند؛ اگر مایل بود انتخاب کند و اگر مایل نبود انتخاب نکند.


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school
صفحه‌ی ۵
11🥰1
هم‌چنین اگر کالایی برای خرید و فروش ندارید، می‌توانید خدمات ارائه دهید.
برای مثال؛ فردی کسب‌وکاری، مغازه‌ای، کارگاهی یا شغلی دارد اصلاً مهم نیست؛ به او می‌گویید: «من می‌توانم برای شما شاگردی کنم و خدمات ارائه دهم. چه کاری می‌توانم انجام دهم تا به شما کمک کنم؟»
ممکن است کاری که در اولین روزهای به شما می‌‌دهد کار سطح پایینی باشد؛ اصلا از کارهای سطح پایین نترسید. اگر به شما گفتند؛ اینجا را جارو بزنید، اینجا را تمیز کنید یا کارهای سطح پایین و دم‌دستی انجام دهید؛ اصلا بیم نداشته باشید، زیرا شما می‌خواهید یاد بگیرید چه‌گونه خدمات ارائه دهید.
می‌گویید: «من به شما خدمات ارائه می‌دهم و شما نیز در مقابل به من پول می‌دهید.» شروع کنید و بهترین خدمات خود را ارائه دهید.

اگر اطراف خود را نگاه کنید، افراد زیادی هستند که به کمک نیاز دارند و شما می‌توانید به آنان کمک می‌کنید.
حتی افرادی هستند که نمی‌دانند به کمک نیاز دارند. مثلاً؛ یک فرد کهنسال یا کسی که شرایطش به گونه‌ای است که نمی‌تواند برخی کارها را انجام دهد.
شما به او پیشنهاد می‌دهید و می‌گویید: «من می‌توانم درختان حیاط شما را هَرس کنم. می‌توانم خرید خانه‌‌ی شما را انجام دهم. می‌توانم این خدمات را به شما ارائه دهم، شما نیز اگر تمایل دارید، می‌توانید به من پولی پرداخت کنید.
توجه کنید؛ این کار، شغل است و کار مقدس است و کار عبادت است.
یعنی این کار برای شما نوعی عبادت محسوب می‌شود؛ نباید از آن بترسید، نباید خجالت بکشید.

گاهی شده است، هنگامی که در یک محیط عمومی نماز می‌خوانید؛ ممکن است حتی برای برخی از افراد خوشایند نباشد، اما شما خجالت نمی‌کشید. چرا؟
زیرا نوعی عبادت است. کار کردن نیز نوعی عبادت است و شما باید شغل داشته باشید، کار داشته باشید.

تا وقتی کار و شغل نداشته باشید، نمی‌توانید بفهمید:
_ رعایت حق‌الناس چه‌قدر مهم است.
_ پول پاک و حلال داشتن، نان حلال داشتن چه‌قدر مهم است.
_ هوای مشتری را داشتن چه‌قدر مهم است.
_ خدمات خوب دادن و دروغ نگفتن در کسب‌وکار چه‌قدر اهمیت دارد.
مجموعه‌ای از درس‌هاست که تا به صورت عملی وارد آن نشوید، متوجه نمی‌شوید!

اگر همیشه به فکر سود خود باشیم، سبب می‌شود تجارت ما خراب شود و دنیا و آخرت خود را از بین ببریم.
امام علی (ع) می‌فرمایند:
«کسی که بدون علم به احکام سراغ تجارت برود، در ربا گرفتار می‌شود.»
ربا _ در جلسات آینده این موضوع برای شما توضیح داده می‌شود_ یعنی پول او به پولی تبدیل می‌شود که سود نامناسبی به آن داده شده است.

پس باید یاد بگیریم و در جلسات آینده کم‌کم به شما آموزش می‌دهیم؛ چه‌گونه در کسب‌وکار به گونه‌ای کار کنید که هم درآمد خوبی داشته باشید، هم خدا از شما راضی باشد و هم کسی که با او کار می‌کنید از همکاری با شما از این‌که خدمات شما را دریافت می‌کند یا کالایی از شما دریافت می‌کند، خوشحال و خشنود باشد و این موجب می‌شود برکت زیادی در همین سن کم وارد زندگی شما شود.

عزیزان، اکنون که تصمیم گرفته‌اید، در مرحله‌ی اول باید فکر کنید، کمی امکانات اطراف خود را بسنجید و با یک فرد بزرگ‌تر مشورت کنید، بگویید: « من می‌خواهم یک کسب‌وکار یا تجارت یا خدمتی داشته باشم؛ حتی اگر بسیار کوچک باشد و حتی اگر درآمد آن کم باشد. مهم نیست؛ می‌خواهم تجربه کنم.»

ممکن است در ابتدا به شما بگویند: «نیازی نداری، فعلاً برو بازی کن و دَرسَت را بخوان.»
به او بگویید: «برای شخصیت و برای رشد خودم، نیاز دارم.»
پس با اطرافیان خود مشورت کنید و از آن‌ها راهکار و پیشنهاد بگیرید؛ زیرا آن‌ها بهتر می‌دانند. اطرافیان شما محیط و شرایط شما را بهتر می‌شناسند. از آ‌ن‌ها راهنمایی بگیرید که چه کاری می‌توانید انجام دهید تا درآمدی داشته باشید، شغلی داشته باشید یا کسب‌وکاری راه بیندازید.
سپس کاری را که به شما معرفی می‌کنند، به بهترین نحو انجام دهید؛ یعنی بیش‌تر از انتظار طرف مقابل برای آن وقت بگذارید.
مثلاً؛ اگر گفته است بیا کارگاه من یا مغازه‌ی من یا خانه‌ی من؛ این کار را انجام بده، شما بیش‌تر از حد انتظار طرف مقابل خدمات ارائه دهید و خوب و دقیق و منظم و با حساب‌وکتاب کار کنید. این سبب می‌شود مورد اعتماد قرار بگیرید.


#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school
صفحه‌ی ۶
13🥰1
ممکن است چالشی در ذهن شما به وجود بیاید و با خود بگویید: «اصلاً چرا باید کار کنم، من باید استراحت کنم. چرا باید فعالیت کنم، دوستان من هیچ‌کدام این کارها را انجام نمی‌دهند.»
سپس ممکن است ناراحتی‌ها به ذهن شما بیاید و بگویید: «اگر وضع مالی ما خوب بود، نیاز نداشتیم کار کنیم؛ اگر دولت خوب بود، این شرایط پیش نمی‌آمد و..»
این‌ها همه بازی‌های ذهن شماست. وارد این بازی‌های ذهنی نشوید.

کار بهترین تفریح است. از کار کردن، از ارائه‌ی خدمات، از کسب‌وکار، از تجارت و بازرگانی لذت ببرید. خوشحال باشید که کاری در حال انجام است.
در حین کار، تجارب خود را یادداشت کنید. مثلاً بنویسید: « اینجا کالایی خریدم، موفق نشدم .روی دستم ماند و تاریخ انقضای آن در حال گذشتن است؛ بار دیگر یاد می‌گیرم کالایی بخرم که تاریخ انقضای بیش‌تری داشته باشد.»
یا بنویسید: «کالایی خریدم که نتوانستم آن را بفروشم و هیچ‌کس آن را از من نخرید.»
پس این تجربه را یادداشت می‌کنید: «ابتدا بازاریابی کنم، توجه کنم آیا مشتری دارد؛ سپس آن کالا را خریداری کنم.»

بنابراین، تمام شکست‌های شما می‌تواند به تجربه‌های خوب زندگی تبدیل شود و در آینده بسیار به کارتان آید. از اکنون مانند یک بازرگان، مانند یک ارائه‌دهنده‌ی خدمات، یک تاجر یا یک صاحب کسب‌وکار شروع کنید و این‌گونه فکر کنید.
یعنی کم‌کم از این حالت که؛ پدر و مادر باید به شما پول بدهند و برای شما گوشی و موتور و دوچرخه یا لباس بخرند، فاصله گرفته و آرام‌آرام از این فضا خارج شوید.
شما باید اندک‌اندک درآمد داشته باشید و برای خود برنامه‌ریزیِ کار، کنید و برنامه‌ی روزی داشته باشید.

برخی افراد فقط دعا می‌کنند: «خدایا روزی ما را برسان، بیش‌تر برسان.»
اما دست به کاری نمی‌زنند. شما باید دست به کار بزنید و از خداوند بخواهید که برای شما روزی، مشتری و فراوانی بسیار برساند.

مهم‌ترین درسی که این‌جا می‌گیرید این است که:
در لحظه‌ای که بین رعایت اخلاق و کسب سود گرفتار می‌‌شوید، کدام را انتخاب می‌کنید؟!
در حالت عادی همه‌ی ما می‌گوییم؛ ما انسان‌های بااخلاق و درست‌کاری هستیم و حاضر به دروغ‌گویی و فروش کالای بد به مشتری نیستیم، اما در آن لحظه باید دید چه رفتاری می‌کنیم. این‌جاست که عمل به‌وجود می‌آید و تا پیش از آن اهل عمل نبوده‌ایم؛ ما فقط حرف‌های خوبی می‌زدیم.

اما وقتی وارد بازی کسب‌وکار می‌شوید، آن‌گاه درمی‌یابید؛ چرا پیامبر فرمودند؛ اگر عبادت ده قسم باشد، نُه قسم آن کسب‌وکار حلال است؛ زیرا کارِ بسیار دشوار و مهمی است.

ان‌شاءالله با این کار اندک‌اندک می‌توانید:
_ فکر و عقل خود را گسترش دهید.
_ راه‌حل‌های جدید پیدا کنید.
_ هم‌چنین بسیار باهوش‌تر از قبل می‌شوید. در واقع هنگامی که کار یا کسب‌وکاری انجام دهید، بسیار باهوش‌تر می‌شوید.
سعی کنید بیش‌تر تجارب خود را بنویسید، حساب‌وکتاب‌های خود را بنویسید؛ زیرا با نوشتن آن‌ها، نقشه‌ی راه خود را نشان می‌دهد.
تجارب خود را بنویسید.
اگر کالایی خریداری می‌‌کنید، قیمت آن را یادداشت کنید. برای مثال؛ کالایی را به‌صورت عمده می‌خرید، قیمت آن را می‌نویسید. سپس کرایه‌ی پرداختی برای رسیدن کالا تا خانه را می‌نویسید اگر بخواهید آن را برای مشتریان ارسال کنید باید کرایه‌‌ی دیگری نیز پرداخت کنید؛ همه‌ی این‌ها را یادداشت می‌کنید و بر تعداد کالا تقسیم می‌کنید، این‌گونه به‌تدریج حسابداری را یاد می‌گیرید.

یکی از نواقص من در زندگی‌ این بود که در حسابداری ضعیف بودم. هرگاه حسابداری کردم و همه‌چیز را دقیق یادداشت کردم، موفق شدم؛ اما جاهایی که بی‌تفاوت بودم،ضربه خوردم.
از شما می‌خواهم از سن کم شروع کنید تا همه‌ی حساب‌های شما دقیق و شفاف باشد. گمان نکنید فقط چند مداد خریده‌اید و می‌خواهید آن‌ها را به دوستان خود بفروشید؛ شما صاحب کسب‌وکار هستید.
درست است، کارتان کوچک است اما از هم اکنون آن را جدی بگیرید. اگر این کار را جدی بگیرید، ممکن است در آینده بسیار موفق شوید.

#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school

صفحه‌ی ۷
10🥰1
چالش دیگری نیز خواهید داشت؛
شاید بگویید: «شغلی که به آن علاقه دارم، شغل دیگری است.»
مثلا کسی می‌گوید: «من می‌خواهم خلبان شوم؛ پس باید فقط در حیطه‌ی امور هوانوردی تلاش کنم.»
نه عزیزان، شما در این سن در حال کسب تجربه هستید. ممکن است بگویید: «من که می‌خواهم خلبان شوم، چرا اکنون مداد و پاک‌کن به دوستانم بفروشم، این کار ارتباطی با هوانوردی ندارد.»
لازم نیست، از امروز همه چیز شما مربوط به آن شغل یا آن زندگی باشد که در آینده می‌خواهید؛ شما از اکنون در کسب‌وکارهای کوچک و خریدوفروش‌های کوچک تجاربی کسب می‌کنید که در آینده، در آن شغل بزرگ به کارتان می‌آید و دیگر مانند یک فرد ناآگاه نیستید:
_ از ابتدا قیمت‌ها را می‌شناسید.
_ می‌دانید چه‌گونه تخفیف بگیرید.
_ چه‌گونه بفروشید.
_ چه‌گونه طرف مقابل را متقاعد کنید.
_ چه‌گونه خدمات ارائه دهید.
_ چه‌گونه خود را معرفی کنید.
_ چه‌گونه کار کنید.
_ چه‌گونه پول دربیاورید.
_ از همه مهم‌تر چه‌گونه پول خود را سرمایه‌گذاری و ذخیره کنید.
ما نیز همه‌ی این موارد را به شما آموزش می‌دهیم.

عزیزان، کسانی که پیروان امام علی (ع) هستند، نباید انسان‌های فقیر، ناتوان، سست، بی‌عرضه و تنبل باشند. شما که امام علی (ع) را هم‌صحبت خود قرار داده‌اید، بدانید با کسی هم‌صحبت شده‌اید که در دوران خود خلق ثروت بسیار زیادی کرد؛ کسی که می‌توانست بیابان‌ها را آباد کند، نخلستان‌ها ایجاد کند، تجارت انجام دهد و این بسیار مهم است ما نیز بتوانیم یاد بگیریم، این‌گونه باشیم.

برای مثال؛ امام علی (ع) در دوران حکومت خود بازاری ایجاد کردند و فرمودند؛ در این بازار افراد می‌توانند کالای خود را بفروشد و از آنان مالیاتی نیز دریافت نمی‌کنیم.
به این ترتیب، مردم فرا گرفتند در محیطی مناسب خریدوفروش انجام دهند و فضای کسب‌وکار عمومی و امکانات دسترسی به آن، برای همگان فراهم می‌شد

پس ما نمی‌توانیم بگوییم از انسانی پیروی می‌کنیم و شیوه‌ی زندگی‌ انسانی را داریم که همیشه علاقمند به سختی بود و به پول و مال دنیا بی‌اعتنا بود.
امام علی (ع) به کار علاقمند بود، کار را جدی می‌گرفت، کارهایش را خوب و دقیق و با قوت و قدرت انجام می‌داد.

بنابراین، ان‌شاءالله از همین امروز تصمیم بگیرید شروع کنید؛ اهل کسب‌وکار و اهل درآمدزایی باشید؛ مقدار آن، کم یا زیاد آن مهم نیست. درست بودن، سالم بودن، زیبا بودن و دقیق بودن آن مهم‌تر است.
از سن کم شروع می‌کنید، درآمدزایی دارید، سپس ذخیره‌سازی می‌کنید و از اکنون به‌آرامی برای خود یک بنیاد اقتصادی و یک درآمد خوب شکل می‌دهید.

اگر از اکنون بتوانید درآمد داشته باشید، بخش بزرگی از دغدغه‌های آینده‌ی شما از هم اکنون برطرف می‌شود. هم‌چنین فرا می‌گیرید می‌توانید در هر شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، گلیم خود را از آب بیرون بکشید و به دیگران وابسته نباشید و کم‌کم دست خود را جلوی کسی دراز نکنید و خودتان می‌توانید درآمد داشته باشید؛ البته این کار به آرامی انجام می‌شود، عجله نکنید. اما راه‌حل آن را پیدا خواهید کرد.

#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school

صفحه‌ی ۸
9🥰1
به یاد داشته باشید هر بار که کار می‌کنید و خسته می‌شوید و برای کاری که می‌خواهید شروع کنید زحمت می‌کشید—حتی اگر کارتان خدمتی باشد که در خانه‌ی خود انجام می‌دهید—بدانید که کار شما مقدس است، کار شما نوعی عبادت است و این عبادت را به بهترین و زیباترین شیوه به انجام برسانید؛ به‌گونه‌ای که هم خدا راضی باشد و هم کسی که کالا یا خدماتی به او ارائه می‌دهید، راضی باشد.

پس جست‌وجو کرده، کاری پیدا کنید و به من اعلام کنید. منتظر نظرات خوب شما هستم و با یک‌دیگر صحبت کنیم و راه‌حل‌هایی پیدا خواهیم کرد و ان‌شاءالله بتوانید کالاها یا خدماتی را به دیگران ارائه دهید.

در تک‌تک لحظه‌های کسب‌وکارتان از خداوند طلب کنید:
«خدایا، من می‌خواهم کاری را شروع کنم؛ کار خوب را به من نشان بده، راه‌حل خوب را به من نشان بده، شیوه‌ی درست را به من نشان بده. کمک کن کارم مورد رضایت باشد، کمک کن کسب‌وکارم نیز رونق بگیرد.»

از خداوند طلب کنید که راه‌حل را به شما نشان دهد و بدانید که پروردگار راه‌حل‌های عالی برای شما می‌فرستد.
گاهی ناگهان به دلتان می‌آید یا گاهی در شرایط زندگی‌ شما قرار می‌گیرند و شاهد این هستید که خداوند چه امکانات خوبی برای کسب روزی حلال در اختیار شما قرار داده است. روزی شما هم پولی است که دریافت می‌کنید و هم تجربه‌ای‌ست که از اکنون در این سن، شروع به کسب آن تجربیات می‌کنید.
به یاد داشته باشید؛ کاری را که شروع کردید، رها نمی‌کنید؛ باید آن را به انتها برسانید.

خدایا شکرت
که امروز به ما یاد دادی که باید کار و تلاش داشته باشیم، باید کسب‌وکار داشته باشیم و باید خدمات ارائه بدهیم و تو از این موضوع خوشحال می‌شوی و مایه‌ی رضایت پروردگارست.

خدایا شکرت
که راه‌حل‌هایی را برای کسب درآمد و کار فرو می‌فرستی.

خدایا، شکرت
که طبق آموزش‌های امام علی (ع) یاد گرفتیم، انسان‌های تنبل و بی‌حال و بی‌عرضه‌ای نباشیم و اهل کسب‌وکار، تجارت و فعالیت مفید باشیم.

خدایا!
کمک کن کارهایی انجام دهیم که مایه‌ی خیر باشد، همه راضی باشند، تو راضی باشی و نیکو و درست باشند.

خدایا!
تو را سپاس می‌گوییم که به ما آموزش‌هایی دادی تا با این آموزش‌ها بتوانیم از اکنون روزی حلال برای تمام زندگی‌مان جمع کنیم.

در پناه نور و عشق الهی باشید.

#حکمت_ایلیا
#جلسه_ششم
#علی_مقدم

@inlight_school

صفحه‌ی ۹
12🥰1