گرگ ها وقتی دلشون میگیره یا حالشون خوب نیست، تنها میشن. گرگی که غمگینه یا یکی از عزیزاشو از دست داده، مدتی از گله فاصله میگیره. نه برای قهر برای هضم درد. اون نیاز داره از بقیه فاصله بگیره و با خودش تنها باشه.
بعضی گرگها با صدای موج آروم میشن؛ این گرگها کنار ساحل زندگی میکنن. شبها بهجای زوزه تو کوه، میشینن و به رفتوبرگشت آب نگاه میکنن. مثل آدمی که خیره شده به فکرهاش.
برای گرگ های ساحلی،آب براشون فرار نیست؛ پناهه. وقتی خستهان یا حالشون خوب نیست، میرن کنار آب. نه برای شکار… برای ساکت شدن. چون صدا، بو و ریتم آب براشون آشنا و امنه. وقتی حالشون بده، ناخودآگاه میرن جایی که مغزشون آروم میش.