Forwarded from 𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 (Yasaman)
FOR DAILY BLUE
Genres: Main Genres: Fantasy + Romance + Drama
Subgenres: Mythic Fantasy + Tragic Romance + Nature Fantasy + Melancholic Fantasy
Tropes: Sea Daughter × Wolf Boy + Opposites Attract + Healing Presence + Secret Suffering + Gentle Love + Star-Crossed Lovers + “I Wanted to Be Your Happiness”
🌟 🌟 🌟 🌟 🌟
سناریو: داستان درمورد دختری از جنس امواج دریاست. دختری که وقتی جزر و مد اتفاق افتاد و ماه آب هارو به سمت خودش کشید متولد شد.
پدر اون خدای دریا و مادرش الهه ماهه.
اون دختری نسبتا آرومه. تا حالا کسی ندیده اون فریاد بزنه، شاید بخاطر نوریه که توی سینش نگهمیداره.
اون قدرت اینو داره که حس غم رو به سمت خودش بکشه و هروقت که یک آدم ناراحت میره دریا و به سمت دریا ناراحتیش رو فریاد میزنه قلب از جنس آسمونش شروع به درخشیدن میکنه و اشک میریزه.
بعد از این کار شخصی که ناراحت بود خالی میشه و دیگه غمی توی وجودش حس نمیکنه.
شایدم بخاطر همینه که میگن دریا آرامش بخشه. شاید همش بخاطر اونه.
اون از غم تغذیه میکنه و باعث میشه خودش گوشه گیر تر و ساکت تر بشه.
تا اینکه روزی میرسه و برخلاف همیشه گرگی با خز های سفید و خاکستری که قسمتی از خزش شبیه هلال ماهه به سمت دریا میاد.
گرگ درواقع یک پسر همسن و سال دختره و فرزند جنگله.
اون هروقت که نقطه ای از دریا شروع به درخشیدن میکنه به سمت دریا میاد و بهش حرف های قشنگ میزنه.
وقتی ماه کامل میشه و اون تبدیل به گرگ کاملی میشه اون شکار نمیکنه در عوض وارد دریا میشه و سعی میکنه باهاش بازی کنه.
پسر گرگینه حالا تنها دلیلیه که دختر از آب بیرون میاد.
اما دختر تا مدت ها درمورد اینکه اون پسره با لبخند مهربون و اون گرگ بازیگوش یک نفرن.
تا اینکه شبی در ماه کامل بیرون میاد و پسر فرم دیگه خودش رو بهش نشون میده.
دختر نمیترسه، حتی عقب نمیره. اون پسر هرچی که هست تنها کسیه که باعث درد قلبش نمیشه.
تنها کسیه که لازم نیست غمش رو جذب کنه.
اونا مدتیه که فرد موردعلاقه هم میشن، دختر بخاطر پسر پا به جنگل میذاره و پسر بخاطر دختر وارد آب میشه.
تا اینکه شبی میرسه و اون وارد جنگل میشه.
اون شب براش خیلی مهمه چون شبیه که پسر بدنیا اومده پس خیلی یواشکی میره تا بهش سر بزنه. این اولین باره که میخواد تولد پسر رو جشن بگیره.
اما چیزی که میبینه قلبش رو به درد میاره.
پسر مورد تایید گلهش نیست. کسیه که زمان تولدش همیشه به جایی بسته میشه و بقیه اعضای گله با گاز گرفتنش و مسخره کردنش تولدش رو جشن میگیرن.
اونا میگن که پسر ضعیف ترین فرد گلشونه. کسیه که توی ماه کامل عرضه شکار کردنو نداره.
دختر با دیدن اون صحنه غم بزرگی رو حس میکنه. غمی که عزیز ترین فرد زندگیش داره تجربه میکنه غمی که هیچوقت تو صورتش ندیده بود.
وقتی اعضای گله پسر رو طرد(ترد؟) میکنن دختر به سمتش میره و براش اشک میریزه.
پسر در خون خودش غرق شده اما با دیدن دختر بازم بهش لبخند میزنه.
دختر ازش میپرسه که چرا بهش حقیقت رو نگفته و پسر جواب میده: «تو غم کسانی رو حمل میکنی که حتی نمیدونن وجود داری. من میخواستم کسی باشم که بهت خوشحالی رو میده. متاسفم که منو توی این وضع دیدی.»
و شاید این مکالمه مکالمه آخرشون بود...
🌟 🌟 🌟 🌟 🌟
〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
🌟 🌟 🌟 🌟 🌟
Genres: Main Genres: Fantasy + Romance + Drama
Subgenres: Mythic Fantasy + Tragic Romance + Nature Fantasy + Melancholic Fantasy
Tropes: Sea Daughter × Wolf Boy + Opposites Attract + Healing Presence + Secret Suffering + Gentle Love + Star-Crossed Lovers + “I Wanted to Be Your Happiness”
سناریو: داستان درمورد دختری از جنس امواج دریاست. دختری که وقتی جزر و مد اتفاق افتاد و ماه آب هارو به سمت خودش کشید متولد شد.
پدر اون خدای دریا و مادرش الهه ماهه.
اون دختری نسبتا آرومه. تا حالا کسی ندیده اون فریاد بزنه، شاید بخاطر نوریه که توی سینش نگهمیداره.
اون قدرت اینو داره که حس غم رو به سمت خودش بکشه و هروقت که یک آدم ناراحت میره دریا و به سمت دریا ناراحتیش رو فریاد میزنه قلب از جنس آسمونش شروع به درخشیدن میکنه و اشک میریزه.
بعد از این کار شخصی که ناراحت بود خالی میشه و دیگه غمی توی وجودش حس نمیکنه.
شایدم بخاطر همینه که میگن دریا آرامش بخشه. شاید همش بخاطر اونه.
اون از غم تغذیه میکنه و باعث میشه خودش گوشه گیر تر و ساکت تر بشه.
تا اینکه روزی میرسه و برخلاف همیشه گرگی با خز های سفید و خاکستری که قسمتی از خزش شبیه هلال ماهه به سمت دریا میاد.
گرگ درواقع یک پسر همسن و سال دختره و فرزند جنگله.
اون هروقت که نقطه ای از دریا شروع به درخشیدن میکنه به سمت دریا میاد و بهش حرف های قشنگ میزنه.
وقتی ماه کامل میشه و اون تبدیل به گرگ کاملی میشه اون شکار نمیکنه در عوض وارد دریا میشه و سعی میکنه باهاش بازی کنه.
پسر گرگینه حالا تنها دلیلیه که دختر از آب بیرون میاد.
اما دختر تا مدت ها درمورد اینکه اون پسره با لبخند مهربون و اون گرگ بازیگوش یک نفرن.
تا اینکه شبی در ماه کامل بیرون میاد و پسر فرم دیگه خودش رو بهش نشون میده.
دختر نمیترسه، حتی عقب نمیره. اون پسر هرچی که هست تنها کسیه که باعث درد قلبش نمیشه.
تنها کسیه که لازم نیست غمش رو جذب کنه.
اونا مدتیه که فرد موردعلاقه هم میشن، دختر بخاطر پسر پا به جنگل میذاره و پسر بخاطر دختر وارد آب میشه.
تا اینکه شبی میرسه و اون وارد جنگل میشه.
اون شب براش خیلی مهمه چون شبیه که پسر بدنیا اومده پس خیلی یواشکی میره تا بهش سر بزنه. این اولین باره که میخواد تولد پسر رو جشن بگیره.
اما چیزی که میبینه قلبش رو به درد میاره.
پسر مورد تایید گلهش نیست. کسیه که زمان تولدش همیشه به جایی بسته میشه و بقیه اعضای گله با گاز گرفتنش و مسخره کردنش تولدش رو جشن میگیرن.
اونا میگن که پسر ضعیف ترین فرد گلشونه. کسیه که توی ماه کامل عرضه شکار کردنو نداره.
دختر با دیدن اون صحنه غم بزرگی رو حس میکنه. غمی که عزیز ترین فرد زندگیش داره تجربه میکنه غمی که هیچوقت تو صورتش ندیده بود.
وقتی اعضای گله پسر رو طرد(ترد؟) میکنن دختر به سمتش میره و براش اشک میریزه.
پسر در خون خودش غرق شده اما با دیدن دختر بازم بهش لبخند میزنه.
دختر ازش میپرسه که چرا بهش حقیقت رو نگفته و پسر جواب میده: «تو غم کسانی رو حمل میکنی که حتی نمیدونن وجود داری. من میخواستم کسی باشم که بهت خوشحالی رو میده. متاسفم که منو توی این وضع دیدی.»
و شاید این مکالمه مکالمه آخرشون بود...
〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵
FOR DAILY BLUE Genres: Main Genres: Fantasy + Romance + Drama Subgenres: Mythic Fantasy + Tragic Romance + Nature Fantasy + Melancholic Fantasy Tropes: Sea Daughter × Wolf Boy + Opposites Attract + Healing Presence + Secret Suffering + Gentle Love + Star…
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
Forwarded from Answers ׅ ⋆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♡ : btw, this is how I see ur soul.
Forwarded from Answers ׅ ⋆
you : @Infjblu remind me of rhea
دومین قمر بزرگ زحل. سطحش پر از دهانههای برخوردیه. احتمال وجود حلقههای بسیار نازک در اطرافش مطرح شده.
مهربونی ـت از اون جنس مهربونیهایی ـه که آدمها مدتها بعد هم یادشون میمونه.