این پستا رو که می ذاشتم تعدادی از دوستان لفت دادن.
دوستان بزرگوارم به جای اینکه قهر کنید و لفت بدید، قبول کنید که بازی خوردید.
یادگیری چیزهایی که مکمل تکنیکال و فاندامنتال باشه و جلوی دور زدن شما رو بگیره واجبه.
از تغییر نترسید
اعتماد به نفس داشته باشید
از متفاوت بودن نترسید
🆔 @IndependentThinking
دوستان بزرگوارم به جای اینکه قهر کنید و لفت بدید، قبول کنید که بازی خوردید.
یادگیری چیزهایی که مکمل تکنیکال و فاندامنتال باشه و جلوی دور زدن شما رو بگیره واجبه.
از تغییر نترسید
اعتماد به نفس داشته باشید
از متفاوت بودن نترسید
🆔 @IndependentThinking
Forwarded from ✍️ محسن جلالپور
در محضر شاگرد
« بازار» تنها مشتی چوب و آهن و خاک نیست، انباشتی از نهادهای ارزشمند اقتصادی و قواعد اخلاقی کسب وکار است که مکتوب نشده و از استاد به شاگرد و از نسلی به نسلی دیگر منتقل شدهاند.
قدیمها هر استاد میتوانست بسته به رونق کسب وکار خود، شاگرد یا شاگردانی داشته باشد. سن ورود به شاگردی معمولا از ۱۲ سالگی بود و ۱۰ سال طول میکشید که شاگرد به مقام استادی برسد.
در کتاب ایران عصرصفوی خواندم که استادان، شاگردان خود را در امور دینی و رموز حرفهای آموزش میدادند، شاگرد از استادش غذا و لباس میگرفت؛ ولی حقوق دریافت نمیکرد و فقط شاگردانه میگرفت.
در بعضی بازارها، شاگرد هنگام ارتقا به مقام استادی، کمربند مخصوصی دریافت میکرد. اینگونه بود که زیر و بم کسب وکار و اخلاق بازاری را از استاد خودش می آموخت.
پدرم شاگردی داشتند امین و پرکار و شایسته اعتماد. بسیار پاکدل بود و پاکدست. رابطه بسیار خوبی با پدرم داشت. کم حرف میزد و خوب گوش میداد. منظم بود و مرتب و از همه مهمتر اینکه با اخلاق بود. بازاریان کرمان آدمهای زیرکی بودند و به خوبی متوجه این خصوصیات شده بودند به همین دلیل بارها سعی کردند این جوان را به سمت خود بکشانند. وعدههای زیادی به او داده میشد اما او هیچ وقت نپذیرفت. بارها به پدرم گفته بود کار کردن با شما برای من فضلیت است و نمیخواهم تا شما زنده باشید، با دیگران کار کنم. از آن طرف پدرم که اعتماد کامل به شاگرد خود داشتند، از هیچ کمکی به او دریغ نمیکردند. هم حقوق خوبی به او میپرداختند و هم مراقب بودند کسری نداشته باشد.
چند سال گذشت و هیچ کس نتوانست بین پدرم و شاگرد مورد اعتمادش فاصله بیندازد تا اینکه یکی از تجار معروف آن روزهای کرمان درگذشت. میگویند به خاطر فشارهای کاری و گرفتاریهای مقطعی مالی سکته کرد اما به هرحال از او تجارتخانهای به جا ماند و کلی مال و اموال. بعد از کفن و دفن و مراسم عزاداری، خانواده آن مرحوم به پدرم مراجعه کردند و از ایشان کمک خواستند. آن مرحوم شاگردی نداشت و در خانواده هم کسی پیدا نمیشد که پیگیر مسائل تجارتخانه اش باشد. از پدرم خواستند که امورات تجارتخانه مرحوم را بر عهده گیرد اما ایشان نپذیرفتند و مهلت خواستند که روی این موضوع بیشتر فکر کنند. بعد از یکی دو روز که پدرم روی این موضوع فکر میکنند، تصمیم سختی میگیرند. نزد خانواده مرحوم میروند و میگویند؛ «شاگردی دارم که به استادی رسیده و بسیار معتمد و امانتدار است. حلال و حرام سرش میشود و حق خوری در مرامش نیست. پیشنهاد میکنم از او برای تداوم کار تجارتخانه بهره ببرید،من هم کمکش میکنم.»
این تصمیم برای پدرم خیلی سخت است. اما از آنجا که به تاجر درگذشته علاقه داشتند، حاضر شدند دوست و همکار صادقی را از دست بدهند.
خانواده مرحوم به دلیل اعتمادی که به پدر دارند، میپذیرند و ایشان هم با همکار خود در میان میگذارند.ابتدا به شدت ناراحت میشود و برایش این سؤال پیش میآید که چرا پدرم چنین تصمیمی گرفتهاند؟ پدرم توضیح میدهند که؛« برخلاف میل باطنیام چنین تصمیمی گرفتهام اما این تصمیم به سود شماست و باعث پیشرفت شما میشود».
شاگرد ایشان وقتی مطمئن میشود پدرم برای پیشرفت او و همین طور صلاح خانواده تاجر مرحوم، چنین تصمیمی گرفتهاند میپذیرد و پس از سالها از پدرم جدا میشود. این جدایی به سود او تمام میشود به گونهای که خیلی سریع موفق میشود ثروت تاجر مرحوم را افزایش داده و خودش نیز بهره زیادی ببرد. آن مرد امروز یکی از افراد سرشناس کرمان است و همچنان خوشنام و قابل احترام به زندگیاش ادامه میدهد.
به خاطر دارم روزی که پدرم این خاطره را تعریف کردند،خواستند گوشزد کنند که رابطه استادی-شاگردی در بازار میتواند تبدیل به رابطه پدری و فرزندی شود. گفتند:« اگر در کار این پسر ذرهای غل و غش میدیدم، هیچ وقت اعتبارم را خرج نمیکردم که او را به خانواده تاجر مرحوم معرفی کنم اما آنقدر صادق و قابل اعتماد بود که توانست مشکلات آن مرحوم را حل کرده و خودش نیز در بازار اسم و رسمی پیدا کند.
☑️محسن جلالپور
@mohsenjalalpour
« بازار» تنها مشتی چوب و آهن و خاک نیست، انباشتی از نهادهای ارزشمند اقتصادی و قواعد اخلاقی کسب وکار است که مکتوب نشده و از استاد به شاگرد و از نسلی به نسلی دیگر منتقل شدهاند.
قدیمها هر استاد میتوانست بسته به رونق کسب وکار خود، شاگرد یا شاگردانی داشته باشد. سن ورود به شاگردی معمولا از ۱۲ سالگی بود و ۱۰ سال طول میکشید که شاگرد به مقام استادی برسد.
در کتاب ایران عصرصفوی خواندم که استادان، شاگردان خود را در امور دینی و رموز حرفهای آموزش میدادند، شاگرد از استادش غذا و لباس میگرفت؛ ولی حقوق دریافت نمیکرد و فقط شاگردانه میگرفت.
در بعضی بازارها، شاگرد هنگام ارتقا به مقام استادی، کمربند مخصوصی دریافت میکرد. اینگونه بود که زیر و بم کسب وکار و اخلاق بازاری را از استاد خودش می آموخت.
پدرم شاگردی داشتند امین و پرکار و شایسته اعتماد. بسیار پاکدل بود و پاکدست. رابطه بسیار خوبی با پدرم داشت. کم حرف میزد و خوب گوش میداد. منظم بود و مرتب و از همه مهمتر اینکه با اخلاق بود. بازاریان کرمان آدمهای زیرکی بودند و به خوبی متوجه این خصوصیات شده بودند به همین دلیل بارها سعی کردند این جوان را به سمت خود بکشانند. وعدههای زیادی به او داده میشد اما او هیچ وقت نپذیرفت. بارها به پدرم گفته بود کار کردن با شما برای من فضلیت است و نمیخواهم تا شما زنده باشید، با دیگران کار کنم. از آن طرف پدرم که اعتماد کامل به شاگرد خود داشتند، از هیچ کمکی به او دریغ نمیکردند. هم حقوق خوبی به او میپرداختند و هم مراقب بودند کسری نداشته باشد.
چند سال گذشت و هیچ کس نتوانست بین پدرم و شاگرد مورد اعتمادش فاصله بیندازد تا اینکه یکی از تجار معروف آن روزهای کرمان درگذشت. میگویند به خاطر فشارهای کاری و گرفتاریهای مقطعی مالی سکته کرد اما به هرحال از او تجارتخانهای به جا ماند و کلی مال و اموال. بعد از کفن و دفن و مراسم عزاداری، خانواده آن مرحوم به پدرم مراجعه کردند و از ایشان کمک خواستند. آن مرحوم شاگردی نداشت و در خانواده هم کسی پیدا نمیشد که پیگیر مسائل تجارتخانه اش باشد. از پدرم خواستند که امورات تجارتخانه مرحوم را بر عهده گیرد اما ایشان نپذیرفتند و مهلت خواستند که روی این موضوع بیشتر فکر کنند. بعد از یکی دو روز که پدرم روی این موضوع فکر میکنند، تصمیم سختی میگیرند. نزد خانواده مرحوم میروند و میگویند؛ «شاگردی دارم که به استادی رسیده و بسیار معتمد و امانتدار است. حلال و حرام سرش میشود و حق خوری در مرامش نیست. پیشنهاد میکنم از او برای تداوم کار تجارتخانه بهره ببرید،من هم کمکش میکنم.»
این تصمیم برای پدرم خیلی سخت است. اما از آنجا که به تاجر درگذشته علاقه داشتند، حاضر شدند دوست و همکار صادقی را از دست بدهند.
خانواده مرحوم به دلیل اعتمادی که به پدر دارند، میپذیرند و ایشان هم با همکار خود در میان میگذارند.ابتدا به شدت ناراحت میشود و برایش این سؤال پیش میآید که چرا پدرم چنین تصمیمی گرفتهاند؟ پدرم توضیح میدهند که؛« برخلاف میل باطنیام چنین تصمیمی گرفتهام اما این تصمیم به سود شماست و باعث پیشرفت شما میشود».
شاگرد ایشان وقتی مطمئن میشود پدرم برای پیشرفت او و همین طور صلاح خانواده تاجر مرحوم، چنین تصمیمی گرفتهاند میپذیرد و پس از سالها از پدرم جدا میشود. این جدایی به سود او تمام میشود به گونهای که خیلی سریع موفق میشود ثروت تاجر مرحوم را افزایش داده و خودش نیز بهره زیادی ببرد. آن مرد امروز یکی از افراد سرشناس کرمان است و همچنان خوشنام و قابل احترام به زندگیاش ادامه میدهد.
به خاطر دارم روزی که پدرم این خاطره را تعریف کردند،خواستند گوشزد کنند که رابطه استادی-شاگردی در بازار میتواند تبدیل به رابطه پدری و فرزندی شود. گفتند:« اگر در کار این پسر ذرهای غل و غش میدیدم، هیچ وقت اعتبارم را خرج نمیکردم که او را به خانواده تاجر مرحوم معرفی کنم اما آنقدر صادق و قابل اعتماد بود که توانست مشکلات آن مرحوم را حل کرده و خودش نیز در بازار اسم و رسمی پیدا کند.
☑️محسن جلالپور
@mohsenjalalpour
Forwarded from کانال ویژه رایگان پویش تفکر مستقل
Forwarded from پویش تفکر مستقل (اشکبوس کهنه سوار)
#خنصیر
بازگشت این سهم همیشه یه نشونه خوبی توی بازار برای گروه خودرو بوده و بنده همیشه به فال نیک گرفتمش.
💻 @IndependentThinking
بازگشت این سهم همیشه یه نشونه خوبی توی بازار برای گروه خودرو بوده و بنده همیشه به فال نیک گرفتمش.
💻 @IndependentThinking
Forwarded from کانال ویژه رایگان پویش تفکر مستقل
#غپاک
یه روزی این قیمتا رو برای فرزندانتون تعریف خواهید کرد.
هدف اول 197
هدف دوم 248
💻 @IndependentThinking
یه روزی این قیمتا رو برای فرزندانتون تعریف خواهید کرد.
هدف اول 197
هدف دوم 248
💻 @IndependentThinking
کانال ویژه رایگان پویش تفکر مستقل
#غپاک یه روزی این قیمتا رو برای فرزندانتون تعریف خواهید کرد. هدف اول 197 هدف دوم 248 💻 @IndependentThinking
یه چیز عجیب برای شما نسبت های سهام بررسی شده در این پویشه
اصولا" سهمای معرفی شده در این پویش نسبت فروشنده به خریدارش در اول حرکت بده
خوب دوست عزیز وقتی ما ضعیف ضعفا از پولدارا داریم می خریم می خوای خوب باشه؟
💻 @IndependentThinking
اصولا" سهمای معرفی شده در این پویش نسبت فروشنده به خریدارش در اول حرکت بده
خوب دوست عزیز وقتی ما ضعیف ضعفا از پولدارا داریم می خریم می خوای خوب باشه؟
💻 @IndependentThinking
Forwarded from سالار صفائی
پویش تفکر مستقل
دوستان زیادی از بنده می پرسن که کدوم سهم اگه برگرده بازار برمی گرده؟ پاسخ: #وبملت دلیل: 3.04 درصد افراد حاضر در بورس پیگیر روند این سهم هستن و این بالاترین سطح پیگیریه فک کنم به پاسخ سوالتون رسیدید که تمام این دعواها سر کدوم سهمه 🆔 @IndepeendentThinking
#وبملت
بیش از یک سود بانکی اشانتیون
البته زیر 100 یک خسته نباشید به فروشندگانش در تیر ماه 96 گفته شده ❤️
تحلیل این سهم را با هشتگ #وبملت سرچ کنید.
🆔 @IndependentThinking
بیش از یک سود بانکی اشانتیون
البته زیر 100 یک خسته نباشید به فروشندگانش در تیر ماه 96 گفته شده ❤️
تحلیل این سهم را با هشتگ #وبملت سرچ کنید.
🆔 @IndependentThinking
کانال ویژه رایگان پویش تفکر مستقل
گروه رایانه تا اطلاع ثانوی فقط #مداران مثبت هستم. هدف اول 357 7 آبان 1397 🆔 @IndependentThinking VIP
#مداران
ارزان ترین سهم گروه رایانه و گزینه 1 ما که در "گروه ویژه رایگان" جهت بررسی معرفی شد و حالا حتی حجم مبنای آن را نمی دهند.
انتخاب گزینه های 1 اتفاقی نیست.
🆔 @IndependentThinking
ارزان ترین سهم گروه رایانه و گزینه 1 ما که در "گروه ویژه رایگان" جهت بررسی معرفی شد و حالا حتی حجم مبنای آن را نمی دهند.
انتخاب گزینه های 1 اتفاقی نیست.
🆔 @IndependentThinking
پستی از 10 آبان 1394
آن روزها زیر 150 قول 500 تومن شدن این سهم را داده بودم که به لطف ایزد منان، محقق شد. آیا پس از 3 سال، تاریخ تکرار خواهد شد؟
هدف اول 357
🆔 @IndependentThinking
آن روزها زیر 150 قول 500 تومن شدن این سهم را داده بودم که به لطف ایزد منان، محقق شد. آیا پس از 3 سال، تاریخ تکرار خواهد شد؟
هدف اول 357
🆔 @IndependentThinking
Forwarded from گروه امین (Salar)
سلام به عزیزانم 🌹
زمان کار اصلی من و شما فرا رسید
سومین دوره پخش سراسری ارزاق ایتام نیازمند کشور ، مربوط به پاییز سال ۱۳۹۷ را با امید به آن قدرت مطلق آغاز میکنیم .
اگر تمایل به مشارکت دارید ، لطفا با من تماس بگیرید . @saalarrr
در طول سال کارهای خداپسندانه زیادی در کانال معرفی و انجام میشه ، اما بدون اغراق بگم که تامین غذای یتیمان نیازمند کشور شاه بیت غزله .
@yaatim
زمان کار اصلی من و شما فرا رسید
سومین دوره پخش سراسری ارزاق ایتام نیازمند کشور ، مربوط به پاییز سال ۱۳۹۷ را با امید به آن قدرت مطلق آغاز میکنیم .
اگر تمایل به مشارکت دارید ، لطفا با من تماس بگیرید . @saalarrr
در طول سال کارهای خداپسندانه زیادی در کانال معرفی و انجام میشه ، اما بدون اغراق بگم که تامین غذای یتیمان نیازمند کشور شاه بیت غزله .
@yaatim
گروه امین
سلام به عزیزانم 🌹 زمان کار اصلی من و شما فرا رسید سومین دوره پخش سراسری ارزاق ایتام نیازمند کشور ، مربوط به پاییز سال ۱۳۹۷ را با امید به آن قدرت مطلق آغاز میکنیم . اگر تمایل به مشارکت دارید ، لطفا با من تماس بگیرید . @saalarrr در طول سال کارهای خداپسندانه…
دوستان بزرگوارم، از تمامی عزیزانی که در این مدت از بنده خواستن که کارهای خیر گروه تداوم داشته باشه می خوام که حتما" تامین غذای یتیمان رو در اولویت کاری قرار بدن.
🆔 @saalarrr
موسسه خیریه امین تنها موسسه مورد حمایت پویش تفکر مستقل در زمینه ایتام است.
🆔 @saalarrr
موسسه خیریه امین تنها موسسه مورد حمایت پویش تفکر مستقل در زمینه ایتام است.
Forwarded from پویش تفکر مستقل (اشکبوس کهنه سوار)
📢یادی از دایی مرتضی بورس📢
یادم میاد سال 93 یه دایی مرتضی داشتیم توی بازار سرمایه که کلی برای خودش خدم و حشم جمع کرده بود. یه عده هم برای دایی مرتضی اطلاعات جمع می کردن. دایی مرتضی شده بود سخنگوی اون گروه. می اومدن و می گفتن، دایی، دایی می شه این سهمم بگی و دایی می گفت چشم. اصلا" دایی دلش نمی اومد بگه داداش این سهمو نمی گم.
خلاصه بچه های گروهش هر روز به اصرار دایی رو وادار می کردن یک دور سهام سبدشون رو بگه و فردا اگه دایی مثلا" می گفت #ذوب، می گفتن دایی چرا #وساپا رو نمی گی، از سبد حذف شد؟ بنده خدا هم مجبور می شد بگه #وساپا
این قصه رو براتون گفتم که فکر نکنید اگه بیاید پی وی و بگید تو دشمن دلاریا هستی یا دشمن سهام ریالی برای بنده فرقی می کنه و برای دلخوشی شما میام و مثلا" از تحلیل #کنور کوتاه میام یا از تحلیل #وساپا. هر بخش سبد سر جای خودش. دنبال توهم شیفت کردن از این ور سبد به اونور سبد هم نیستم چون نمی خوایم توی یکی از این شیفتا خدای ناکرده برای همیشه شیفت بدید به دارالرحمه یا بهشت زهرا . ضمنا اگه سهمی توی سبد شماست که حرفی ازش زده نمی شه دلیل بر بی ارزش بودن اون نیست. منو با دایی مرتضی اشتباه نگیرید.
💻 @IndependentThinking
یادم میاد سال 93 یه دایی مرتضی داشتیم توی بازار سرمایه که کلی برای خودش خدم و حشم جمع کرده بود. یه عده هم برای دایی مرتضی اطلاعات جمع می کردن. دایی مرتضی شده بود سخنگوی اون گروه. می اومدن و می گفتن، دایی، دایی می شه این سهمم بگی و دایی می گفت چشم. اصلا" دایی دلش نمی اومد بگه داداش این سهمو نمی گم.
خلاصه بچه های گروهش هر روز به اصرار دایی رو وادار می کردن یک دور سهام سبدشون رو بگه و فردا اگه دایی مثلا" می گفت #ذوب، می گفتن دایی چرا #وساپا رو نمی گی، از سبد حذف شد؟ بنده خدا هم مجبور می شد بگه #وساپا
این قصه رو براتون گفتم که فکر نکنید اگه بیاید پی وی و بگید تو دشمن دلاریا هستی یا دشمن سهام ریالی برای بنده فرقی می کنه و برای دلخوشی شما میام و مثلا" از تحلیل #کنور کوتاه میام یا از تحلیل #وساپا. هر بخش سبد سر جای خودش. دنبال توهم شیفت کردن از این ور سبد به اونور سبد هم نیستم چون نمی خوایم توی یکی از این شیفتا خدای ناکرده برای همیشه شیفت بدید به دارالرحمه یا بهشت زهرا . ضمنا اگه سهمی توی سبد شماست که حرفی ازش زده نمی شه دلیل بر بی ارزش بودن اون نیست. منو با دایی مرتضی اشتباه نگیرید.
💻 @IndependentThinking
تدریس بازارخوانی با روشی که کاملا" سلامت محوره، باعث شده که صدها نفر از سراسر کشور برای بنده دعوتنامه بفرستن. 5 سال پیش هیچ کس حتی نمی خواست چیزی از بازارخوانی بدونه.
🆔 @IndependentThinking
🆔 @IndependentThinking
💥دولت آمریکا اعلام کرد تمامی تحریمها علیه ایران که به موجب توافق هستهای برجام رفع شده بودند، بازگشتهاند.
✅ آقای ترامپ، خوب شد خبر کردی، اصلا نمی دونستیم.😂
راستی امشب خواستی تحریم کنی یادت نره اسم منم جزو اون 700 نفر بدی.
خوندم از سرخی چشما
شب نشینی آخراشه
🆔 @IndependentThinking
✅ آقای ترامپ، خوب شد خبر کردی، اصلا نمی دونستیم.😂
راستی امشب خواستی تحریم کنی یادت نره اسم منم جزو اون 700 نفر بدی.
خوندم از سرخی چشما
شب نشینی آخراشه
🆔 @IndependentThinking
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه ژاپنی ها نابغه اند
و نه ما كُند ذهنیم
تنها تفاوت ما و آنها در این است كه
آنها فرد شكست خورده را تشویق می كنند تا موفق شود؛ ولی ما با فرد موفق می جنگیم تا شكست بخورد.
🆔 @IndependentThinking
و نه ما كُند ذهنیم
تنها تفاوت ما و آنها در این است كه
آنها فرد شكست خورده را تشویق می كنند تا موفق شود؛ ولی ما با فرد موفق می جنگیم تا شكست بخورد.
🆔 @IndependentThinking
ظرفیت تکمیل شد.
دوستانی که پیام می دن در لیست رزرو قرار خواهند گرفت.
دوستانی که پیام می دن در لیست رزرو قرار خواهند گرفت.