پویش تفکر مستقل
حاضر شدم فحش ها و تهدید های این کارمند #فولاد رو به جون بخرم اما کوتاه نیام تا شما به جای 66 درصد در #فولاد، 120 درصد در #ذوب سود کنید. انتشار نام، در صورت ادامه فحاشی ها 💻 @IndependentThinking
مجبور شدم اسمتون رو در کانال بزنم شاید کمی آدم بشی.
#ذوب از جایی که گفتم فولاد رو باهاش عوض کنید، 6 برابر شد و فولاد 2 برابر
🆔 @IndependentThinking
#ذوب از جایی که گفتم فولاد رو باهاش عوض کنید، 6 برابر شد و فولاد 2 برابر
🆔 @IndependentThinking
Forwarded from کانال ویژه رایگان پویش تفکر مستقل
#ذوب
در خصوص این سهم باید گفت که با گزارش فعلی 240 تومان می ارزد و اگر قرار بر ادامه رشد باشد، باید حتما" گزارش بهتری روانه کدال کند.
توضیح اینکه حتی اگر گزارش بهتری بدهد که سهم را مثلا به جایی برساند که 1000 درصد رشد کرده باشد(600 به بالا) ، باز هم ریسک به ریوارد خرید این سهم در این نقطه به شدت بالاست و همین سود را در سهام بهتر و با ریسک کمتری می شود که بدست آورد.
🆔 @IndependentThinking
در خصوص این سهم باید گفت که با گزارش فعلی 240 تومان می ارزد و اگر قرار بر ادامه رشد باشد، باید حتما" گزارش بهتری روانه کدال کند.
توضیح اینکه حتی اگر گزارش بهتری بدهد که سهم را مثلا به جایی برساند که 1000 درصد رشد کرده باشد(600 به بالا) ، باز هم ریسک به ریوارد خرید این سهم در این نقطه به شدت بالاست و همین سود را در سهام بهتر و با ریسک کمتری می شود که بدست آورد.
🆔 @IndependentThinking
البته با این نوع تحریم هایی که ترامپ داره انجام می ده آدم احساس می کنه که کلی جاسوس اقتصادی گذاشته که کدال ما رو بخونن
راستی آق ترومپت، این دور از تحریم ها با دور قبلی چه فرقی داشت، مو قشنگ؟
ما را ز سر بریده می ترسانی؟
کم کم بیا #پویش_تفکر_مستقل رو هم تحریم کن بگو هر چی من می گم.
🆔 @IndependentThinking
راستی آق ترومپت، این دور از تحریم ها با دور قبلی چه فرقی داشت، مو قشنگ؟
ما را ز سر بریده می ترسانی؟
کم کم بیا #پویش_تفکر_مستقل رو هم تحریم کن بگو هر چی من می گم.
🆔 @IndependentThinking
وزارت خزانهداری آمریکا این شرکت ها را تحریم کرد. این شرکت ها و موسسات مالی به شرح زیر هستند:
بانک مهر اقتصاد
شرکت سرمایهگزاری مهر اقتصاد ایران
بانک ملت
شرکت سرمایهگزاری تدبیرگران آتیه
شرکت نگین ساحل
موسسه مالی مهر اقتصاد
شرکت مهندسی تکنوتار
شرکت سرمایهگزاری تکتار
شرکت تراکتورسازی ایران
شرکت توسعه معادن زینک ایران
فولاد مبارکه اصفهان
شرکت سرمایهگزاری اندیشه محوران
بانک پارسیان
بانک سینا
گروه خودروسازی بهمن
✅ اتفاق تازه ای نیست. یک عمره تحریمیم
🆔 @IndependentThinking
بانک مهر اقتصاد
شرکت سرمایهگزاری مهر اقتصاد ایران
بانک ملت
شرکت سرمایهگزاری تدبیرگران آتیه
شرکت نگین ساحل
موسسه مالی مهر اقتصاد
شرکت مهندسی تکنوتار
شرکت سرمایهگزاری تکتار
شرکت تراکتورسازی ایران
شرکت توسعه معادن زینک ایران
فولاد مبارکه اصفهان
شرکت سرمایهگزاری اندیشه محوران
بانک پارسیان
بانک سینا
گروه خودروسازی بهمن
✅ اتفاق تازه ای نیست. یک عمره تحریمیم
🆔 @IndependentThinking
مشکل ما تحریم های ترامپ نیست
الان چند ماه است جلسه می گذارید تا قیمت خودرو را تعیین کنید. می خواهید آپولو هوا کنید یا یتیم خانه راه انداخته اید برای سرپرستی از رانتخوارها؟
ترامپ تراکتورسازی ما را تحریم می کند و شما افزایش قیمت را برای تراکتور و کمباین و ماشین آلات کشاورزی اعمال نمی کنید؟
🚫 خود تحریمی ممنوع
🆔 @IndependentThinking
الان چند ماه است جلسه می گذارید تا قیمت خودرو را تعیین کنید. می خواهید آپولو هوا کنید یا یتیم خانه راه انداخته اید برای سرپرستی از رانتخوارها؟
ترامپ تراکتورسازی ما را تحریم می کند و شما افزایش قیمت را برای تراکتور و کمباین و ماشین آلات کشاورزی اعمال نمی کنید؟
🚫 خود تحریمی ممنوع
🆔 @IndependentThinking
#وبملت
ابوالفضل سمیع
#پویش_تفکر_مستقل
سلام رفقا شب بخیر!
یه نکته در خصوص اعلام تحریم های امریکا در خصوص بانک ملت عرض میکنم!
اگه خاطرتون باشه قبل انعقاد برنامه جامع یا همون برجام ایران با دوسری از تحریم ها مواجه بود سری اول تحریم ها از سوی شورای امنیت وضع شده بود و سری دوم از سوی خزانه داری امریکا بعضی از اشخاص حقیقی و حقوقی تحریم شده بودن که براساس تحریم های خزانه داری امریکا هر شرکت یا شخص حقیقی که با اون لیست تحریمی ها معامله میکرد مشمول جرایم مالی از سوی امریکا می شد که اتفاقا بانک ملت بعنوان بانک واسطه ارزی بخش نفت و انرژی ایران هم جزو اون لیست تحریم بود!
بعد از قبول برجام و تصویب شورای امنیت سازمان ملل بانک ملت از لیست تحریم خارج شد ولی در عمل هیچ شرکت یا نهاد خارجی اعتماد نمیکرد با بانک وارد معامله بشه و سوییفت عملا تا به امروز تعطیل بوده!
حالا از امشب دوباره بانک ملت وارد لیست تحریم های امریکا شده ولی در عمل هیچ تغییری در وضعیت مبادلات ارزی بانک اتفاق نیافتاده، ما دیروز هم اوضاعمون مثل فرداست، فقط یه موضوع هست اونم اینه که از قرار در مذاکرات ایران با اتحادیه اروپا قرار هست که یه راهکار عملی برای ارتباط مالی ایران با شرکای خارجی تدوین بشه که راستش حوصله تایپ کردن جزئیاتش رو ندارم!
فقط خواستم بگم شهر در امن و امان است آسوده بخوابید!
🆔 @IndependentThinking
ابوالفضل سمیع
#پویش_تفکر_مستقل
سلام رفقا شب بخیر!
یه نکته در خصوص اعلام تحریم های امریکا در خصوص بانک ملت عرض میکنم!
اگه خاطرتون باشه قبل انعقاد برنامه جامع یا همون برجام ایران با دوسری از تحریم ها مواجه بود سری اول تحریم ها از سوی شورای امنیت وضع شده بود و سری دوم از سوی خزانه داری امریکا بعضی از اشخاص حقیقی و حقوقی تحریم شده بودن که براساس تحریم های خزانه داری امریکا هر شرکت یا شخص حقیقی که با اون لیست تحریمی ها معامله میکرد مشمول جرایم مالی از سوی امریکا می شد که اتفاقا بانک ملت بعنوان بانک واسطه ارزی بخش نفت و انرژی ایران هم جزو اون لیست تحریم بود!
بعد از قبول برجام و تصویب شورای امنیت سازمان ملل بانک ملت از لیست تحریم خارج شد ولی در عمل هیچ شرکت یا نهاد خارجی اعتماد نمیکرد با بانک وارد معامله بشه و سوییفت عملا تا به امروز تعطیل بوده!
حالا از امشب دوباره بانک ملت وارد لیست تحریم های امریکا شده ولی در عمل هیچ تغییری در وضعیت مبادلات ارزی بانک اتفاق نیافتاده، ما دیروز هم اوضاعمون مثل فرداست، فقط یه موضوع هست اونم اینه که از قرار در مذاکرات ایران با اتحادیه اروپا قرار هست که یه راهکار عملی برای ارتباط مالی ایران با شرکای خارجی تدوین بشه که راستش حوصله تایپ کردن جزئیاتش رو ندارم!
فقط خواستم بگم شهر در امن و امان است آسوده بخوابید!
🆔 @IndependentThinking
Forwarded from کدال تحلیل
#حفارس
شفاف سازی در خصوص افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کانال کدال⬇️⬇️
https://telegram.me/codal_ir
شفاف سازی در خصوص افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کانال کدال⬇️⬇️
https://telegram.me/codal_ir
Forwarded from پویش تفکر مستقل (اشکبوس کهنه سوار)
به نظر می رسه که برای عبور از سطح 200000 به انرژی بیشتری احتیاج داشته باشیم. از ورود به صف های خرید خودداری کرده و در روزهای منفی شکارچی باشید.
روزای منفی مال ماست.
🆔 @IndependentThinking
روزای منفی مال ماست.
🆔 @IndependentThinking
اسب ها می پرند.
وقتی از سهم خاذین در قیمت زیر 100 تومان به عنوان یک سهم ارزنده یاد کردیم، انتظار رشد خوب و چند صد درصدی داشتیم.
در دور اول هدف خاذین را 200 اعلام کردیم که به آن رسید. خوب کسانی بودند که آن را فروختند و زیر 150 جایگزین کردند. عده ای هم آن را نگه داشتند و پیه ی 50 تومان منفی خوردن را به تنشان مالیدند. اما مرز 200 بالاخره شکست و سهم پرواز کرد.
اتفاقی که در شاخص کل افتاده است، همان رسیدن به مرز 200000بود. خوب در مرزهای روانی که مثل لبه پرتگاه هستند، باید اسب سرکش بورس به عقب می رفت تا بیاید و از روی این پرتگاه بپرد. عقب نشینی بورس کاملا" ضروری بود. انتظار ندارم که در همان اولین عقب نشینی بیاید و از روی پرتگاه بپرد اما بالاخره روزی مثل خاذین می پرد.
🆔 @IndependentThinking
وقتی از سهم خاذین در قیمت زیر 100 تومان به عنوان یک سهم ارزنده یاد کردیم، انتظار رشد خوب و چند صد درصدی داشتیم.
در دور اول هدف خاذین را 200 اعلام کردیم که به آن رسید. خوب کسانی بودند که آن را فروختند و زیر 150 جایگزین کردند. عده ای هم آن را نگه داشتند و پیه ی 50 تومان منفی خوردن را به تنشان مالیدند. اما مرز 200 بالاخره شکست و سهم پرواز کرد.
اتفاقی که در شاخص کل افتاده است، همان رسیدن به مرز 200000بود. خوب در مرزهای روانی که مثل لبه پرتگاه هستند، باید اسب سرکش بورس به عقب می رفت تا بیاید و از روی این پرتگاه بپرد. عقب نشینی بورس کاملا" ضروری بود. انتظار ندارم که در همان اولین عقب نشینی بیاید و از روی پرتگاه بپرد اما بالاخره روزی مثل خاذین می پرد.
🆔 @IndependentThinking
#فباهنر
جای اعلامی ما برای خرید زیر 200 تومان بوده است.
بررسی تعویض این سهم در این قیمت ها با سهمی که از روند عقب است در دستور کار دوستانی باشد که صدها درصد در سود هستند.
🆔 @IndependentThinking
جای اعلامی ما برای خرید زیر 200 تومان بوده است.
بررسی تعویض این سهم در این قیمت ها با سهمی که از روند عقب است در دستور کار دوستانی باشد که صدها درصد در سود هستند.
🆔 @IndependentThinking
Forwarded from پویش تفکر مستقل (اشکبوس کهنه سوار)
به لیدرهای جدید بازار سرمایه سلامی دوباره خواهیم کرد
خودرو
قطعات
بانک
لاستیک و پلاستیک
شوینده ها
لیزینگی ها
لوازم خانگی
و آنها که از تثبیت ارز سود می برند.
🆔 @IndependentThinking
خودرو
قطعات
بانک
لاستیک و پلاستیک
شوینده ها
لیزینگی ها
لوازم خانگی
و آنها که از تثبیت ارز سود می برند.
🆔 @IndependentThinking
Forwarded from کانال آموزش مقدماتی تفکر مستقل
فایلی رو در خصوص تفاوت سهام بنیادی و بنیادی شده تقدیم کردم که فکر می کنم باید حتما مقاله ش کنم تا کمک بهتری به شما بزرگواران باشه.
Forwarded from سالار صفائی
زمانهای که همه استادند
پدرم شاگردی داشتند امین و پرکار و شایسته اعتماد. بسیار پاکدل بود و پاکدست. رابطه بسیار خوبی هم با پدرم داشت. کم حرف میزد و خوب گوش میداد.منظم بود و مرتب و از همه مهمتر این که با اخلاق بود.
بازاریان کرمان آدمهای زیرکی بودند و به خوبی متوجه این خصوصیات شده بودند به همین دلیل بارها سعی کردند این جوان را به سمت خود بکشانند. وعدههای زیادی به او داده میشد اما او هیچ وقت نپذیرفت. بارها به پدرم گفته بود کار کردن با شما برای من فضلیت است و نمیخواهم تا شما زنده باشید، با دیگران کار کنم. از آن طرف پدرم که اعتماد کامل به شاگرد خود داشتند، از هیچ کمکی به او دریغ نمیکردند. هم حقوق خوبی به او میپرداختند و هم مراقب بودند کسری نداشته باشد.
چند سال گذشت تا اینکه یکی از تجار معروف آن روزهای کرمان درگذشت. میگویند به خاطر فشارهای کاری و گرفتاریهای مقطعی مالی سکته کرد اما به هرحال از او تجارتخانهای به جا ماند و کلی مال و اموال. بعد از کفن و دفن و مراسم عزاداری، خانواده آن مرحوم به پدرم مراجعه کردند و از ایشان کمک خواستند.
آن مرحوم شاگردی نداشت و در خانواده هم کسی پیدا نمیشد که پی گیر مسائل تجارتخانهشان باشد. از پدرم خواستند که امورات تجارتخانه مرحوم را بر عهده گیرد اما ایشان نپذیرفتند و مهلت خواستند که روی این موضوع بیشتر فکر کنند. بعد از یکی دو روز که پدرم روی این موضوع فکر میکنند، تصمیم سختی میگیرند. نزد خانواده مرحوم میروند و میگویند؛ «شاگردی دارم که به استادی رسیده و بسیار معتمد و امانت دار است. حلال و حرام سرش میشود و حق خوری در مرامش نیست. پینشهاد میکنم از او برای تداوم کار تجارتخانه بهره ببرید،من هم کمکش میکنم.»
قطعا این تصمیم برای پدرم خیلی سخت بوده اما از آنجا که به تاجر درگذشته علاقه داشتند، حاضر شدند دوست و همکار صادقی را از دست بدهند.
خانواده مرحوم به دلیل اعتمادی که به پدر دارند، میپذیرند و ایشان هم با همکار خود در میان میگذارند.ابتدا ایشان به شدت ناراحت میشود و برایش این سؤال پیش میآید که چرا چنین تصمیمی گرفتهاند؟ پدرم توضیح میدهند که؛« برخلاف میل باطنیام چنین تصمیمی گرفتهام اما این تصمیم به سود شماست و باعث پیشرفت شما میشود».
شاگرد ایشان وقتی مطمئن میشود پدرم برای پیشرفت او و همین طور صلاح خانواده تاجر مرحوم، چنین تصمیمی گرفتهاند میپذیرد و پس از سالها از تجارتخانه ما جدا میشود. این جدایی اتفاقا خیلی به سود او تمام میشود به گونهای که به زودی مسیر انباشت ثروت را پیش میرود و موفق میشود داراییهای تاجر مرحوم را افزایش داده و خودش نیز بهره زیادی ببرد. آن مرد امروز یکی از افراد سرشناس کرمان است و همچنان خوشنام و قابل احترام به زندگیاش ادامه میدهد.
به خاطر دارم روزی که پدرم این خاطره را تعریف کردند،خواستند گوشزد کنند که رابطه استادی-شاگردی در بازار میتواند تبدیل به رابطه پدری و فرزندی شود. گفتند:« اگر در کار این پسر ذرهای غل و غش میدیدم، هیچ وقت اعتبارم را خرج نمیکردم که او را به خانواده تاجر مرحوم معرفی کنم اما آنقدر صادق و قابل اعتماد بود که توانست مشکلات آن مرحوم را حل کرده و خودش نیز در بازار اسم و رسمی پیدا کند.
روحیات نیکو را بیشتر تجار و بازاریان قدیمی داشتند و آن را به شاگردان خود منتقل میکردند. به این ترتیب یک قاعده اخلاقی تکثیر میشد و از نسلی به نسل دیگر انتقال مییافت. این رویه در برخی بازارهای سنتی همچنان ادامه دارد اما با تغییرات سریع سیاسی و اجتماعی چند دهه گذشته، خیلی کمرنگ شده است.
این روزها همه استادند،انگار استاد به دنیا میآیند و هیچ کس حاضر نیست شاگرد کسی شود. وقتی شاگردی نکنی، چطور میتوانی قواعد نانوشته اخلاق کسب وکار را بیاموزی و به آن عمل کنی؟
✍محسن جلالپور
@salarsafaie
پدرم شاگردی داشتند امین و پرکار و شایسته اعتماد. بسیار پاکدل بود و پاکدست. رابطه بسیار خوبی هم با پدرم داشت. کم حرف میزد و خوب گوش میداد.منظم بود و مرتب و از همه مهمتر این که با اخلاق بود.
بازاریان کرمان آدمهای زیرکی بودند و به خوبی متوجه این خصوصیات شده بودند به همین دلیل بارها سعی کردند این جوان را به سمت خود بکشانند. وعدههای زیادی به او داده میشد اما او هیچ وقت نپذیرفت. بارها به پدرم گفته بود کار کردن با شما برای من فضلیت است و نمیخواهم تا شما زنده باشید، با دیگران کار کنم. از آن طرف پدرم که اعتماد کامل به شاگرد خود داشتند، از هیچ کمکی به او دریغ نمیکردند. هم حقوق خوبی به او میپرداختند و هم مراقب بودند کسری نداشته باشد.
چند سال گذشت تا اینکه یکی از تجار معروف آن روزهای کرمان درگذشت. میگویند به خاطر فشارهای کاری و گرفتاریهای مقطعی مالی سکته کرد اما به هرحال از او تجارتخانهای به جا ماند و کلی مال و اموال. بعد از کفن و دفن و مراسم عزاداری، خانواده آن مرحوم به پدرم مراجعه کردند و از ایشان کمک خواستند.
آن مرحوم شاگردی نداشت و در خانواده هم کسی پیدا نمیشد که پی گیر مسائل تجارتخانهشان باشد. از پدرم خواستند که امورات تجارتخانه مرحوم را بر عهده گیرد اما ایشان نپذیرفتند و مهلت خواستند که روی این موضوع بیشتر فکر کنند. بعد از یکی دو روز که پدرم روی این موضوع فکر میکنند، تصمیم سختی میگیرند. نزد خانواده مرحوم میروند و میگویند؛ «شاگردی دارم که به استادی رسیده و بسیار معتمد و امانت دار است. حلال و حرام سرش میشود و حق خوری در مرامش نیست. پینشهاد میکنم از او برای تداوم کار تجارتخانه بهره ببرید،من هم کمکش میکنم.»
قطعا این تصمیم برای پدرم خیلی سخت بوده اما از آنجا که به تاجر درگذشته علاقه داشتند، حاضر شدند دوست و همکار صادقی را از دست بدهند.
خانواده مرحوم به دلیل اعتمادی که به پدر دارند، میپذیرند و ایشان هم با همکار خود در میان میگذارند.ابتدا ایشان به شدت ناراحت میشود و برایش این سؤال پیش میآید که چرا چنین تصمیمی گرفتهاند؟ پدرم توضیح میدهند که؛« برخلاف میل باطنیام چنین تصمیمی گرفتهام اما این تصمیم به سود شماست و باعث پیشرفت شما میشود».
شاگرد ایشان وقتی مطمئن میشود پدرم برای پیشرفت او و همین طور صلاح خانواده تاجر مرحوم، چنین تصمیمی گرفتهاند میپذیرد و پس از سالها از تجارتخانه ما جدا میشود. این جدایی اتفاقا خیلی به سود او تمام میشود به گونهای که به زودی مسیر انباشت ثروت را پیش میرود و موفق میشود داراییهای تاجر مرحوم را افزایش داده و خودش نیز بهره زیادی ببرد. آن مرد امروز یکی از افراد سرشناس کرمان است و همچنان خوشنام و قابل احترام به زندگیاش ادامه میدهد.
به خاطر دارم روزی که پدرم این خاطره را تعریف کردند،خواستند گوشزد کنند که رابطه استادی-شاگردی در بازار میتواند تبدیل به رابطه پدری و فرزندی شود. گفتند:« اگر در کار این پسر ذرهای غل و غش میدیدم، هیچ وقت اعتبارم را خرج نمیکردم که او را به خانواده تاجر مرحوم معرفی کنم اما آنقدر صادق و قابل اعتماد بود که توانست مشکلات آن مرحوم را حل کرده و خودش نیز در بازار اسم و رسمی پیدا کند.
روحیات نیکو را بیشتر تجار و بازاریان قدیمی داشتند و آن را به شاگردان خود منتقل میکردند. به این ترتیب یک قاعده اخلاقی تکثیر میشد و از نسلی به نسل دیگر انتقال مییافت. این رویه در برخی بازارهای سنتی همچنان ادامه دارد اما با تغییرات سریع سیاسی و اجتماعی چند دهه گذشته، خیلی کمرنگ شده است.
این روزها همه استادند،انگار استاد به دنیا میآیند و هیچ کس حاضر نیست شاگرد کسی شود. وقتی شاگردی نکنی، چطور میتوانی قواعد نانوشته اخلاق کسب وکار را بیاموزی و به آن عمل کنی؟
✍محسن جلالپور
@salarsafaie