قدیما توی فیلما تا بحث نزول خور و ارزخور و ارباب اختلاس و ارباب حلقه ها و خان ماری جوآنا و خاله ها مطرح می شد آدمای بالای 50 رو نشون می دادن. مث همین آب خوردن ارز خوردی؟❤️
💻 @IndependentThinking
💻 @IndependentThinking
سلسله پست هایی با هشتگ #هم_چراغم برای #تغییر در #سبک_زندگی_بورسی همدیگر از امروز تقدیم حضور دوستان خواهد شد. امیدوارم که این مطالب مورد استقبال دوستان و همچراغی های عزیز واقع گردد.
💻 @IndependentThinking
💻 @IndependentThinking
انقلاب تربیتی
ما را برای رقابت تربیت کردهاند.
برای ربودن موفقیت از دست همکلاسی.
برای شاگرد اول شدن، برای رتبه بالاتر در کنکور. برای کنار زدن همکاران به قصد مدیر شدن. برای سبقت گرفتن در رانندگی و جلوتر بودن به هر قیمت. تربیت ما بر مبنای قیاس شکل گرفته است، هرکی زودتر، هرکی بزرگتر، هرکی زیباتر، هرکی پولدارتر و اینگونه در نهاد ما همواره جنگی نهفته است برای «ترین» شدن.
ما محتاج یک انقلاب تربیتی هستیم. پس فرزندانمان را آنگونه که خودمان تربیت نشدیم؛ تربیت کنیم. برای باهم بودن، برای گفتگو کردن و برای همیاری و برای «باهم» زندگی کردن. شاید ناگزیر شدیم که در خودمان نیز نوسازی تربیتی کنیم.
#کانال_تربیتی_نوردیده
#هم_چراغم
💻 @lndependentThinking
ما را برای رقابت تربیت کردهاند.
برای ربودن موفقیت از دست همکلاسی.
برای شاگرد اول شدن، برای رتبه بالاتر در کنکور. برای کنار زدن همکاران به قصد مدیر شدن. برای سبقت گرفتن در رانندگی و جلوتر بودن به هر قیمت. تربیت ما بر مبنای قیاس شکل گرفته است، هرکی زودتر، هرکی بزرگتر، هرکی زیباتر، هرکی پولدارتر و اینگونه در نهاد ما همواره جنگی نهفته است برای «ترین» شدن.
ما محتاج یک انقلاب تربیتی هستیم. پس فرزندانمان را آنگونه که خودمان تربیت نشدیم؛ تربیت کنیم. برای باهم بودن، برای گفتگو کردن و برای همیاری و برای «باهم» زندگی کردن. شاید ناگزیر شدیم که در خودمان نیز نوسازی تربیتی کنیم.
#کانال_تربیتی_نوردیده
#هم_چراغم
💻 @lndependentThinking
انصاف بازاری
چرا اخلاق و انصاف در بازار کمرنگ شده است؟
سال 60 دیپلم گرفتم و شوق دانشگاه را داشتم اما انقلاب فرهنگی باعث توقف فعالیت دانشگاهها شد. برخی دوستان توصیه کردند تا دانشگاهها دوباره آغاز به کار کنند، بهتر است به کاری مشغول شوی. اولین جایی که به ذهنم رسید حجره مرحوم پدرم بود اما راستش ترجیح دادم کاری مستقل از ایشان دست و پا کنم.
پدرم ساختمان چند طبقهای در میدان ژاندارمری کرمان داشتند كه قبل از تولد من ساخته بودند. من و برادرم به ذهنمان رسید با برداشتن برخی دیوارها و ایجاد چند تغییر میتوان آنجا را به یك فضای تجاری خوب تبدیل كرداز پدر اجازه گرفتیم و چند مغازه احداث کردیم. وقتی مغازهها آماده شد تصمیم گرفتیم دو مغازه را به فروش وسایل کودک اختصاص دهیم. آن روزها به گمانم چنین فروشگاهی در کرمان دایر نبود و پیش خودمان گفتیم احتمال موفقیت این کار زیاد است.
پیش مرحوم پدرم رفتیم تا اجازه بگیریم. پذیرفتند اما گفتند مغازه را به شرطی میدهم که کرایهاش را بپردازید. راستش متعجب شدیم و اعتراض کردیم.
گفتند؛ هر چیزی حساب و کتاب خودش را دارد،درست نیست مغازه را رایگان در اختیارتان بگذارم و سهمی به خواهر و برادرانتان ندهم. میدانستیم چانه زنی بیفایده است و این جزو اصول ایشان است و از تصمیم خود منصرف نمیشوند. پرسیدم چقدر باید اجاره بدهیم؟ گفتند: بابت دو باب مغازه باید دو هزار تومان در ماه بپردازید. پذیرفتیم و شروع به کار کردیم.
یک ساعت فروشی و مدتی بعد فروشگاه لوازم خانگی و بعدها فروشگاه شیشه و کریستال هم کنار مغازه ما شروع به کار کردند.
کم کم کاسبیمان رونق گرفت اما کسب و کار ساعت فروش خوب نمیچرخید.
یک روز پدرم و ساعت فروش را مشغول صحبت دیدم. پدرم که رفتند،ساعت فروش خوشحال و خندان آمد و شروع کرد به تعریف و تمجید از پدرم. گفت: برای پدرت توضیح دادم که شرایطم سخت است و احتمالا ناچار شوم مغازه را تعطیل کنم. پدرت گفتند؛ لازم نیست این کار را بکنی، چندماهی کم تر کرایه بده تا وضعت بهتر شود.
ته دلم زرنگیاش را تحسین کردم و دوباره یاد سخت گیری پدرم افتادم. انتظار داشتم از من اجاره نگیرند تا کمی شرایطم بهتر شود.
چند روزی گذشت تا این که پدرم را دیدم. گفتم؛ شنیدم اجاره مغازه همسایه را کم کردهاید. چه می شود اگر اجاره من را هم کم کنید؟
گفتند نه، اجاره شما همان دو هزار تومان است.
گفتم چه دلیلی دارد؟ مگر من پسر شما نیستم؟ چرا اجاره ساعت فروش را کم کردید اما حاضر نیستید اجاره من را کم کنید؟
به صراحت گفتند؛ اگر نمیخواهی و به دردت نمیخورد مغازه را خالی کن، برایش مشتری دارم. گفتم؛ اگر با این قیمتها اجاره میکنند چرا از ساعت فروش این مبلغ را نمیگیرید؟ گفتند؛ اگر اینقدر ناراحتی که داری علیه همسایه ات صحبت میکنی، بنشین تا برایت توضیح دهم.
دقیقا به خاطر دارم ؛ آن شب برای اینکه بگویند در بازار، همسایه باید هوای همسایهاش را داشته باشد، خاطرهای از مادرم تعریف کردند.
گفتند؛قدیمها در راسته بازار، دو حجره روبروی هم بودند که هردو پارچه میفروختند. معروف بود که این دو، مشتریان خود را به همدیگر تعارف میکنند. یعنی اگر یکی از آنها میدید همچراغیاش فروش کمتری داشته،مشتریانش را به سمت او میفرستاد. یک بار مادرتان برای خرید پارچه به یکی از این دو پارچه فروش مراجعه میکند،پارچهای را انتخاب کرده و از فروشنده میخواهند چند متر قیچی کند. بزاز که میداند همچراغیاش امروز کمتر مشتری داشته،مادرتان را به حجره او میفرستند. مادرتان میگویند شما که از همین پارچه دارید چرا باید از مغازه روبهرو بگیرم؟ مرد بزاز میگوید؛ حقیقت این است که همچراغم از صبح تا الان فروش کمی داشته اما من به قدر روزیام فروختهام. به این ترتب مادرتان به حجره رو به رو مراجعه میکند و از او پارچه میخرد.
آن روز مرحوم پدرم من را به این دلیل که به همچراغم حسادت کردم، شماتت کردند. خواستند بگویند رعایت همچراغی و هم صنفی و از همه مهمتر منصفانه عمل کردن در بازار یک اصل خدشه ناپذیر است.اینها نشانه این است که بازاریان قدیم خیلی به اخلاق کسب وکار پایبند بودند.
اعتقاد داشتند باید هوای همچراغ و همکار را داشت و باید دستهجمعی پیشرفت کرد. اعتقاد جدی داشتند که بازاری که در آن اخلاق و انصاف رعایت شود، با خیر و برکتتر است. این روزها حتما این جمله را زیاد شنیدهاید که میگویند؛ پولها خیر و برکت ندارد. قطعا اگر این جمله را به یک بازاری قدیمی مثل پدرم بگویید، خواهد گفت؛ بیبرکتی پول، نتیجه پشت کردن بازاری به اخلاق و انصاف است.
☑️محسن جلال پور
#هم_چراغم
💻 @IndependentThinking
چرا اخلاق و انصاف در بازار کمرنگ شده است؟
سال 60 دیپلم گرفتم و شوق دانشگاه را داشتم اما انقلاب فرهنگی باعث توقف فعالیت دانشگاهها شد. برخی دوستان توصیه کردند تا دانشگاهها دوباره آغاز به کار کنند، بهتر است به کاری مشغول شوی. اولین جایی که به ذهنم رسید حجره مرحوم پدرم بود اما راستش ترجیح دادم کاری مستقل از ایشان دست و پا کنم.
پدرم ساختمان چند طبقهای در میدان ژاندارمری کرمان داشتند كه قبل از تولد من ساخته بودند. من و برادرم به ذهنمان رسید با برداشتن برخی دیوارها و ایجاد چند تغییر میتوان آنجا را به یك فضای تجاری خوب تبدیل كرداز پدر اجازه گرفتیم و چند مغازه احداث کردیم. وقتی مغازهها آماده شد تصمیم گرفتیم دو مغازه را به فروش وسایل کودک اختصاص دهیم. آن روزها به گمانم چنین فروشگاهی در کرمان دایر نبود و پیش خودمان گفتیم احتمال موفقیت این کار زیاد است.
پیش مرحوم پدرم رفتیم تا اجازه بگیریم. پذیرفتند اما گفتند مغازه را به شرطی میدهم که کرایهاش را بپردازید. راستش متعجب شدیم و اعتراض کردیم.
گفتند؛ هر چیزی حساب و کتاب خودش را دارد،درست نیست مغازه را رایگان در اختیارتان بگذارم و سهمی به خواهر و برادرانتان ندهم. میدانستیم چانه زنی بیفایده است و این جزو اصول ایشان است و از تصمیم خود منصرف نمیشوند. پرسیدم چقدر باید اجاره بدهیم؟ گفتند: بابت دو باب مغازه باید دو هزار تومان در ماه بپردازید. پذیرفتیم و شروع به کار کردیم.
یک ساعت فروشی و مدتی بعد فروشگاه لوازم خانگی و بعدها فروشگاه شیشه و کریستال هم کنار مغازه ما شروع به کار کردند.
کم کم کاسبیمان رونق گرفت اما کسب و کار ساعت فروش خوب نمیچرخید.
یک روز پدرم و ساعت فروش را مشغول صحبت دیدم. پدرم که رفتند،ساعت فروش خوشحال و خندان آمد و شروع کرد به تعریف و تمجید از پدرم. گفت: برای پدرت توضیح دادم که شرایطم سخت است و احتمالا ناچار شوم مغازه را تعطیل کنم. پدرت گفتند؛ لازم نیست این کار را بکنی، چندماهی کم تر کرایه بده تا وضعت بهتر شود.
ته دلم زرنگیاش را تحسین کردم و دوباره یاد سخت گیری پدرم افتادم. انتظار داشتم از من اجاره نگیرند تا کمی شرایطم بهتر شود.
چند روزی گذشت تا این که پدرم را دیدم. گفتم؛ شنیدم اجاره مغازه همسایه را کم کردهاید. چه می شود اگر اجاره من را هم کم کنید؟
گفتند نه، اجاره شما همان دو هزار تومان است.
گفتم چه دلیلی دارد؟ مگر من پسر شما نیستم؟ چرا اجاره ساعت فروش را کم کردید اما حاضر نیستید اجاره من را کم کنید؟
به صراحت گفتند؛ اگر نمیخواهی و به دردت نمیخورد مغازه را خالی کن، برایش مشتری دارم. گفتم؛ اگر با این قیمتها اجاره میکنند چرا از ساعت فروش این مبلغ را نمیگیرید؟ گفتند؛ اگر اینقدر ناراحتی که داری علیه همسایه ات صحبت میکنی، بنشین تا برایت توضیح دهم.
دقیقا به خاطر دارم ؛ آن شب برای اینکه بگویند در بازار، همسایه باید هوای همسایهاش را داشته باشد، خاطرهای از مادرم تعریف کردند.
گفتند؛قدیمها در راسته بازار، دو حجره روبروی هم بودند که هردو پارچه میفروختند. معروف بود که این دو، مشتریان خود را به همدیگر تعارف میکنند. یعنی اگر یکی از آنها میدید همچراغیاش فروش کمتری داشته،مشتریانش را به سمت او میفرستاد. یک بار مادرتان برای خرید پارچه به یکی از این دو پارچه فروش مراجعه میکند،پارچهای را انتخاب کرده و از فروشنده میخواهند چند متر قیچی کند. بزاز که میداند همچراغیاش امروز کمتر مشتری داشته،مادرتان را به حجره او میفرستند. مادرتان میگویند شما که از همین پارچه دارید چرا باید از مغازه روبهرو بگیرم؟ مرد بزاز میگوید؛ حقیقت این است که همچراغم از صبح تا الان فروش کمی داشته اما من به قدر روزیام فروختهام. به این ترتب مادرتان به حجره رو به رو مراجعه میکند و از او پارچه میخرد.
آن روز مرحوم پدرم من را به این دلیل که به همچراغم حسادت کردم، شماتت کردند. خواستند بگویند رعایت همچراغی و هم صنفی و از همه مهمتر منصفانه عمل کردن در بازار یک اصل خدشه ناپذیر است.اینها نشانه این است که بازاریان قدیم خیلی به اخلاق کسب وکار پایبند بودند.
اعتقاد داشتند باید هوای همچراغ و همکار را داشت و باید دستهجمعی پیشرفت کرد. اعتقاد جدی داشتند که بازاری که در آن اخلاق و انصاف رعایت شود، با خیر و برکتتر است. این روزها حتما این جمله را زیاد شنیدهاید که میگویند؛ پولها خیر و برکت ندارد. قطعا اگر این جمله را به یک بازاری قدیمی مثل پدرم بگویید، خواهد گفت؛ بیبرکتی پول، نتیجه پشت کردن بازاری به اخلاق و انصاف است.
☑️محسن جلال پور
#هم_چراغم
💻 @IndependentThinking
از امروز در این گروه همدیگر را هم چراغ می نامیم و برای همدیگر چراغی آرزو می کنیم.
💻 @IndependentThinking
💻 @IndependentThinking
Forwarded from گنگ خواب دیده
اروپا ۱۸ میلیون دلار بهمون نمی دونم سرچی کمک کرد زمین و زمان تیترش کردن.
ولی هر روز سیستم بانکی مون ۱۰۰ میلیون دلار با دلار ده هزار تومنی و ۲۳۸ میلیون دلار با دلار ۴۲۰۰ تومنی داره پولِ واهی و بی پشتوانه و خطرناک تولید می کنه و هیچکسی هم عین خیالش نیست، هیجا هم تیتر نمی شه.
دقت کنید ما هر روز ۱۳ برابر کمک اروپا به اقتصادمون سم تزریق می کنیم!!! سم به معنای واقعی!!!
@mortezaebad
ولی هر روز سیستم بانکی مون ۱۰۰ میلیون دلار با دلار ده هزار تومنی و ۲۳۸ میلیون دلار با دلار ۴۲۰۰ تومنی داره پولِ واهی و بی پشتوانه و خطرناک تولید می کنه و هیچکسی هم عین خیالش نیست، هیجا هم تیتر نمی شه.
دقت کنید ما هر روز ۱۳ برابر کمک اروپا به اقتصادمون سم تزریق می کنیم!!! سم به معنای واقعی!!!
@mortezaebad
پویش تفکر مستقل
#ریشمک تمام تحلیل های قبلی را سرچ کنید. در این قیمت ها پیشنهادی ندارم اما حتما" برای آموزش بیشتر، مراحل اعلام سهم تا این لحظه را سرچ کنید. 💻 @IndependentThinking
#دریشمک مرد خوش شانس و شیرین بیان بازار دست به کار بزرگی زده با توجه به تسعیر مانده مطالبات ارزی به نرخ در دسترس در گزارش حسابرسی شده سود 3139 ریال را محقق کرده این در حالی است که در گزارش قبلی این عدد 2228 ریال بوده . خبرهای خوب سهم تمامی ندارد. بتاسهم
✅ گفته بودم که سالها بعد همه از ریشمک خواهند گفت و به جای دلار ریشمک بخرید.
احوال نوسانگیرا چطوره؟
💻 @IndependentThinking
✅ گفته بودم که سالها بعد همه از ریشمک خواهند گفت و به جای دلار ریشمک بخرید.
احوال نوسانگیرا چطوره؟
💻 @IndependentThinking
داداش
همچراغی
عشقم
تو که اون روز گفتی تا پایان بازار #خساپا دووم نیاورد بفروشید، چرا حالا به مخاطبین می گی بالای 100 اگه اوضاع ناجور بود می گم بفروشید؟
چی رو بفروشه همچراغی؟
هیچی رو؟
هیچی رو می شه فروخت؟
آها منظورت اون 1 دونه سهمیه که ته حساب نگه داشته بودن که شما پایین تر بگی بخرن؟
💻 @IndependentThinking
همچراغی
عشقم
تو که اون روز گفتی تا پایان بازار #خساپا دووم نیاورد بفروشید، چرا حالا به مخاطبین می گی بالای 100 اگه اوضاع ناجور بود می گم بفروشید؟
چی رو بفروشه همچراغی؟
هیچی رو؟
هیچی رو می شه فروخت؟
آها منظورت اون 1 دونه سهمیه که ته حساب نگه داشته بودن که شما پایین تر بگی بخرن؟
💻 @IndependentThinking
پویش تفکر مستقل
#لسرما می بینم که 20 فروردین، پست ما رو شوخی گرفتید. خیلی دلخور نشین. خوب کانالا همه شون زیر 300 خریدن دیگه😂😂. بی تعارف جز بچه های یکی دو کانال هیچ کس این سهم رو ندید. اما حالا همه دارن اعلامش می کنن. #خدایا_توبه 💻 @IndependentThinking
#لسرما کل دوره 4 ماهه تا تیر 58 میلیارد ریال فروش زده بود در مرداد این عدد 66 میلیارد ریال شده بود شرکت در توضیحات این فروش خوب گفته است توليد هوا ساز در ماههاي گذشته بر مبناي قطعات منفصله منعکس گرديده بود! در حاليکه فروش آنها بر مبناي دستگاه کامل درج شده بود و در ماه جاري هوا سازهاي توليدي و فروش رفته بر مبناي دستگاه کامل منعکس شده و اثرات ماههاي قبل تعديل گرديده است. امیدواریم نرخ ها درست باشد سهم تا قبل از این نرخ فروشش 1,986,000,000 بوده و در مرداد به 4,923,200,000 رسیده . ممکن است گزارش تکرار پذیر نباشد.
✅ بتاسهم عزیز تعجب نکن. بازار همیشه چند ماهی دیرتر بیدار می شه. ❤️
💻 @IndependentThinking
✅ بتاسهم عزیز تعجب نکن. بازار همیشه چند ماهی دیرتر بیدار می شه. ❤️
💻 @IndependentThinking
تلاش یک بازنشسته برای تصاحب وزارت اقتصاد
🔹شنیده میشود مرتضی بانک عضو حزب اعتدال و توسعه برای ورود به ساختمان باب همایون در حال رایزنی است
🔹وی مدرک کارشناسی بازرگانی دارد! بورس نیوز
✅ از چاله نیافتیم توی چاه صلوات. همین مونده استخون های اقتصاد ایران رو هم آقازاده های معروف آقای بانک به دندون بکشن
💻 @IndependentThinking
🔹شنیده میشود مرتضی بانک عضو حزب اعتدال و توسعه برای ورود به ساختمان باب همایون در حال رایزنی است
🔹وی مدرک کارشناسی بازرگانی دارد! بورس نیوز
✅ از چاله نیافتیم توی چاه صلوات. همین مونده استخون های اقتصاد ایران رو هم آقازاده های معروف آقای بانک به دندون بکشن
💻 @IndependentThinking
Forwarded from اشکبوس کهنه سوار
فایرا شاهکار سعید اکتفایی.
Forwarded from اشکبوس کهنه سوار
ضرر وحشتناک رو کرده سود وحشتناک
Forwarded from Deleted Account
والا نمودار که نموداره کلی حرف و حدیث داره
الان. این ها کندله؟؟ لباسه روی بند اویزونه؟؟؟ سبده؟؟؟ جعبه قرصه؟؟
چیه؟؟؟؟؟؟؟
الان. این ها کندله؟؟ لباسه روی بند اویزونه؟؟؟ سبده؟؟؟ جعبه قرصه؟؟
چیه؟؟؟؟؟؟؟
Forwarded from اشکبوس کهنه سوار
اینو یه زمانی یه بنده خدایی زده بود تو گروهش و حالا می بینید که هم کندله هم لباس عروسیه هم سبد پوله و هم جعبه قرص اکس
اگر ازتون می خوام آموزش ببینید برای اینه که خودتون کارای خودتون رو انجام بدید. همین الان 21 سهم توی بازار داریم که می تونن بالای 500 درصد رشد کنن اما آیا من بگم ارزش داره یا اگه شما یاد بگیرید و خودتون کارای خودتون رو انجام بدید؟
هر کسی تا امروز به بنده پیام داده و از سهمی پرسیده، فقط لینک گروه آموزش رو بهش دادم. کار دیگری از دستم بر نمیاد.
https://t.me/joinchat/AfsmikudCQcAfKqJWp-B6Q
جا داره یادی کنم از عزیزانی که در سالهای 92 تا 94 به بنده لطف بی پایانی داشتند و به عنوان یک حامی بخش هایی از مسیر را در کنار بنده بودند.
محمد رستمی عزیزم از کارگزاری نهایت نگر که برای من بیش از یک برادر بود و همیشه تشنه مصاحبتش بودم.
مهندس احمد بهزاد فر که برای اولین بار به مدت 1 سال، برای آموزش جمع کثیری از عزیزان، بستر امنی از طریق دانشگاه فراهم کرد.
دکتر کریم زاده تبریزی که این روزها خود به یک اسطوره در بازار سرمایه تبدیل شده و همیشه ما را حمایت معنوی نموده است.
مهدی عشریه و خانم رها از کانال سیمای بورس که برای اولین بار سبکم را به دیگران توصیه کردند و اولین کلاس هایم به لطف این عزیزان شکل گرفت. شاید اگر خانم رها بنده رو به سیمای بورس دعوت نمی کرد، بنده برای همیشه دنیای تحلیلگری نوین را به فراموشی می سپردم.
گل آقای نازنین که برای اولین بار از بنده خواست که چیزی را که در ذهن دارم پیاده کنم و توسعه و تکامل ببخشم. هنوز شرمنده روی ماه ایشان بخاطر تمام نکردن کتاب "تفکر مستقل" هستم.
و مهندس اکتفایی، که اغراق نیست که او را مرد شماره 1 صنعت انفورماتیک ایران بنامم. مردی که از سال 94، در بسط و توسعه روش های نوین تحلیل نقدینگی کوشید و اگر امروز بنده تحلیلی را تقدیم حضور شما می کنم، نتیجه هوش و ذکاوت بالای ایشان است.
دست تک تک این عزیزان #هم_چراغ را می بوسم.
💻 @IndependentThinking
هر کسی تا امروز به بنده پیام داده و از سهمی پرسیده، فقط لینک گروه آموزش رو بهش دادم. کار دیگری از دستم بر نمیاد.
https://t.me/joinchat/AfsmikudCQcAfKqJWp-B6Q
جا داره یادی کنم از عزیزانی که در سالهای 92 تا 94 به بنده لطف بی پایانی داشتند و به عنوان یک حامی بخش هایی از مسیر را در کنار بنده بودند.
محمد رستمی عزیزم از کارگزاری نهایت نگر که برای من بیش از یک برادر بود و همیشه تشنه مصاحبتش بودم.
مهندس احمد بهزاد فر که برای اولین بار به مدت 1 سال، برای آموزش جمع کثیری از عزیزان، بستر امنی از طریق دانشگاه فراهم کرد.
دکتر کریم زاده تبریزی که این روزها خود به یک اسطوره در بازار سرمایه تبدیل شده و همیشه ما را حمایت معنوی نموده است.
مهدی عشریه و خانم رها از کانال سیمای بورس که برای اولین بار سبکم را به دیگران توصیه کردند و اولین کلاس هایم به لطف این عزیزان شکل گرفت. شاید اگر خانم رها بنده رو به سیمای بورس دعوت نمی کرد، بنده برای همیشه دنیای تحلیلگری نوین را به فراموشی می سپردم.
گل آقای نازنین که برای اولین بار از بنده خواست که چیزی را که در ذهن دارم پیاده کنم و توسعه و تکامل ببخشم. هنوز شرمنده روی ماه ایشان بخاطر تمام نکردن کتاب "تفکر مستقل" هستم.
و مهندس اکتفایی، که اغراق نیست که او را مرد شماره 1 صنعت انفورماتیک ایران بنامم. مردی که از سال 94، در بسط و توسعه روش های نوین تحلیل نقدینگی کوشید و اگر امروز بنده تحلیلی را تقدیم حضور شما می کنم، نتیجه هوش و ذکاوت بالای ایشان است.
دست تک تک این عزیزان #هم_چراغ را می بوسم.
💻 @IndependentThinking