پویش تفکر مستقل
13.9K subscribers
8.64K photos
578 videos
160 files
1.9K links
نوشته های اشکبوس شرفی

مرجع تخصصی ارزیابی ریسک سهام بازار سرمایه

نظرات، شخصی می باشد و نباید مبنای معاملات قرار گیرد.

هماهنگی تبلیغات
@mahsa_sheybani

Endeavor Overcomes Destiny
Download Telegram
Forwarded from گنگ خواب دیده
بورسی جماعت شب اپوزسیونه و حیاکن و رها کن.
وقت بازار میشه استمرارطلب و اصلاح طلب.

فرمان بدجور دستِ دوقران سبدمون هست.

@mortezaebad
Forwarded from پویش تفکر مستقل (اشکبوس کهنه سوار)
👆❤️ارسال سوالات برای طرح در کنفرانس این هفته، فقط از بخش story اینستاگرام بنده به آدرس:

ashkbouskohnesavar

💻 @IndependentThinking
Forwarded from کاراکو (رسول پلارک)
#خزامیا

با شکست 85 تومان در روزهای آینده مسیر هموار خواهد شد برای رسیدن به تارگتهای مد نظر...

@Rasool_plarak
به دام تعصبات نیافتید،
که این زندگی نتیجه ی تفکر دیگران است و نگذارید سر و صدای عقاید دیگران، سر و صدای درون شما رو خفه کند ...



#استیو_جابز

💻 @IndependentThinking
دیگران را به پویش تفکر مستقل دعوت کنیم.

لینک پویش:

https://t.me/joinchat/AAAAAEGmECAt6V26x5URNw
❇️ ❇️وزیر اقتصاد در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد:

سران قوا تصمیم گرفته اند که نقش بازار سرمایه در اقتصاد، پر رنگ تر از قبل باشد.

💻 @IndependentThinking
داداش بخدا این اس ام اس اینقدر خز شده که همه تو گوشیمون یکی یه دونه ازش داریم. ما خودمون تو معدن گنج "شاپور محمدی" کار می کنیم. بلدی که کجاس

نکن ای کارا رو 😂
💻 @IndependentThinking
Forwarded from NimaAzadi|نیما آزادی (نیما آزادی)
@NimaAzaadi کرازی آپدیت- اهداف کوتاه و بلند مدت
Forwarded from NimaAzadi|نیما آزادی (نیما آزادی)
@NimaAzaadi در حال شکست کانال نزولی یکساله- حریل
#غپاک
یادم بندازید 450 این تصویر رو بالا بیارم
ناز می کنی
ای به فدای ناز تو

💻 @IndependentThinking
قدیما توی فیلما تا بحث نزول خور و ارزخور و ارباب اختلاس و ارباب حلقه ها و خان ماری جوآنا و خاله ها مطرح می شد آدمای بالای 50 رو نشون می دادن. مث همین آب خوردن ارز خوردی؟❤️

💻 @IndependentThinking
پیرمرد دیگری بازنشسته اجباری شد.

💻 @IndependentThinking
سلسله پست هایی با هشتگ #هم_چراغم برای #تغییر در #سبک_زندگی_بورسی همدیگر از امروز تقدیم حضور دوستان خواهد شد. امیدوارم که این مطالب مورد استقبال دوستان و همچراغی های عزیز واقع گردد.

💻 @IndependentThinking
انقلاب تربیتی

ما را برای رقابت تربیت کرده‌اند.
برای ربودن موفقیت از دست همکلاسی.

برای شاگرد اول شدن، برای رتبه بالاتر در کنکور. برای کنار زدن همکاران به قصد مدیر شدن. برای سبقت گرفتن در رانندگی و جلوتر بودن به هر قیمت. تربیت ما بر مبنای قیاس شکل گرفته است، هرکی زودتر، هرکی بزرگتر، هرکی زیباتر، هرکی پولدارتر و اینگونه در نهاد ما همواره جنگی نهفته است برای «ترین» شدن.

ما محتاج یک انقلاب تربیتی هستیم. پس فرزندانمان را آنگونه که خودمان تربیت نشدیم؛ تربیت کنیم. برای باهم بودن، برای گفتگو کردن و برای همیاری و برای «باهم» زندگی کردن. شاید ناگزیر شدیم که در خودمان نیز نوسازی تربیتی کنیم.

#کانال_تربیتی_نوردیده
#هم_چراغم

💻 @lndependentThinking
انصاف بازاری
چرا اخلاق و انصاف در بازار کمرنگ شده است؟

سال 60 دیپلم گرفتم و شوق دانشگاه را داشتم اما انقلاب فرهنگی باعث توقف فعالیت دانشگاه‌ها شد. برخی دوستان توصیه کردند تا دانشگاه‌ها دوباره آغاز به کار کنند، بهتر است به کاری مشغول شوی. اولین جایی که به ذهنم ‌رسید حجره مرحوم پدرم بود اما راستش ترجیح دادم کاری مستقل از ایشان دست و پا کنم.
پدرم ساختمان چند طبقه‌ای در میدان ژاندارمری کرمان داشتند كه قبل از تولد من ساخته بودند. من و برادرم به ذهنمان رسید با برداشتن برخی دیوارها و ایجاد چند تغییر می‌توان آنجا را به یك فضای تجاری خوب تبدیل كرداز پدر اجازه گرفتیم و چند مغازه احداث کردیم. وقتی مغازه‌ها آماده شد تصمیم گرفتیم دو مغازه را به فروش وسایل کودک اختصاص دهیم. آن روزها به گمانم چنین فروشگاهی در کرمان دایر نبود و پیش خودمان گفتیم احتمال موفقیت این کار زیاد است.
پیش مرحوم پدرم رفتیم تا اجازه بگیریم. پذیرفتند اما گفتند مغازه را به شرطی می‌دهم که کرایه‌اش را بپردازید. راستش متعجب شدیم و اعتراض کردیم.
گفتند؛ هر چیزی حساب و کتاب خودش را دارد،درست نیست مغازه را رایگان در اختیارتان بگذارم و سهمی به خواهر و برادرانتان ندهم. می‌دانستیم چانه زنی بی‌فایده است و این جزو اصول ایشان است و از تصمیم خود منصرف نمی‌شوند. پرسیدم چقدر باید اجاره بدهیم؟ گفتند: بابت دو باب مغازه باید دو هزار تومان در ماه بپردازید. پذیرفتیم و شروع به کار کردیم.
یک ساعت فروشی و مدتی بعد فروشگاه لوازم خانگی و بعدها فروشگاه شیشه و کریستال هم کنار مغازه ما شروع به کار کردند.
کم کم کاسبی‌مان رونق گرفت اما کسب و کار ساعت فروش خوب نمی‌چرخید.
یک روز پدرم و ساعت فروش را مشغول صحبت دیدم. پدرم که رفتند،ساعت فروش خوشحال و خندان آمد و شروع کرد به تعریف و تمجید از پدرم. گفت: برای پدرت توضیح دادم که شرایطم سخت است و احتمالا ناچار شوم مغازه را تعطیل کنم. پدرت گفتند؛ لازم نیست این کار را بکنی، چندماهی کم تر کرایه بده تا وضعت بهتر شود.
ته دلم زرنگی‌اش را تحسین کردم و دوباره یاد سخت گیری پدرم افتادم. انتظار داشتم از من اجاره نگیرند تا کمی شرایطم بهتر شود.
چند روزی گذشت تا این که پدرم را دیدم. گفتم؛ شنیدم اجاره مغازه همسایه را کم کرده‌اید. چه می شود اگر اجاره من را هم کم کنید؟
گفتند نه، اجاره شما همان دو هزار تومان است.
گفتم چه دلیلی دارد؟ مگر من پسر شما نیستم؟ چرا اجاره ساعت فروش را کم کردید اما حاضر نیستید اجاره من را کم کنید؟
به صراحت گفتند؛ اگر نمی‌خواهی و به دردت نمی‌خورد مغازه را خالی کن، برایش مشتری دارم. گفتم؛ اگر با این قیمت‌ها اجاره می‌کنند چرا از ساعت فروش این مبلغ را نمی‌گیرید؟ گفتند؛ اگر اینقدر ناراحتی که داری علیه همسایه ات صحبت می‌کنی، بنشین تا برایت توضیح دهم.
دقیقا به خاطر دارم ؛ آن شب برای این‌که بگویند در بازار، همسایه باید هوای همسایه‌اش را داشته باشد، خاطره‌ای از مادرم تعریف کردند.
گفتند؛قدیم‌ها در راسته بازار، دو حجره روبروی هم بودند که هردو پارچه می‌فروختند. معروف بود که این دو، مشتریان خود را به همدیگر تعارف می‌کنند. یعنی اگر یکی از آنها می‎دید همچراغی‌اش فروش کمتری داشته،مشتریانش را به سمت او می‌فرستاد. یک بار مادرتان برای خرید پارچه به یکی از این دو پارچه فروش مراجعه می‌کند،پارچه‌ای را انتخاب کرده و از فروشنده می‌خواهند چند متر قیچی کند. بزاز که می‌داند همچراغی‌اش امروز کمتر مشتری داشته،مادرتان را به حجره او می‌فرستند. مادرتان می‌گویند شما که از همین پارچه دارید چرا باید از مغازه روبه‌رو بگیرم؟ مرد بزاز می‌گوید؛ حقیقت این است که همچراغم از صبح تا الان فروش کمی داشته اما من به قدر روزی‌ام فروخته‌ام. به این ترتب مادرتان به حجره رو به رو مراجعه می‌‍‌کند و از او پارچه می‌خرد.
آن روز مرحوم پدرم من را به این دلیل که به همچراغم حسادت کردم، شماتت کردند. خواستند بگویند رعایت همچراغی و هم صنفی و از همه مهم‌تر منصفانه عمل کردن در بازار یک اصل خدشه ناپذیر است.اینها نشانه این است که بازاریان قدیم خیلی به اخلاق کسب وکار پایبند بودند.
اعتقاد داشتند باید هوای همچراغ و همکار را داشت و باید دسته‌جمعی پیشرفت کرد. اعتقاد جدی داشتند که بازاری که در آن اخلاق و انصاف رعایت شود، با خیر و برکت‌تر است. این روزها حتما این جمله را زیاد شنیده‌اید که می‌گویند؛ پول‌ها خیر و برکت ندارد. قطعا اگر این جمله را به یک بازاری قدیمی مثل پدرم بگویید، خواهد گفت؛ بی‌برکتی پول، نتیجه پشت کردن بازاری به اخلاق و انصاف است.

☑️محسن جلال پور
#هم_چراغم

💻 @IndependentThinking
از امروز در این گروه همدیگر را هم چراغ می نامیم و برای همدیگر چراغی آرزو می کنیم.

💻 @IndependentThinking
Forwarded from گنگ خواب دیده
اروپا ۱۸ میلیون دلار بهمون نمی دونم سرچی کمک کرد زمین و زمان تیترش کردن.

ولی هر روز سیستم بانکی مون ۱۰۰ میلیون دلار با دلار ده هزار تومنی و ۲۳۸ میلیون دلار با دلار ۴۲۰۰ تومنی داره پولِ واهی و بی پشتوانه و خطرناک تولید می کنه و هیچکسی هم عین خیالش نیست، هیجا هم تیتر نمی شه‌.

دقت کنید ما هر روز ۱۳ برابر کمک اروپا به اقتصادمون سم تزریق می کنیم!!! سم به معنای واقعی!!!


@mortezaebad