درست بنویسیم
248 subscribers
18 photos
2 videos
7 files
29 links
کانالی برای کمک به مترجمان و علاقه‌مندان به درست‌نویسی. امیدوارم گامی باشد برای پیشرفت.
من هدا هستم و حرف‌هاتون رو می‌شنوم در:
@Atobe
Download Telegram
Forwarded from Farsi keyboard add-on
این برنامه قبلا برای استفاده شخصی جهت درج نیم‌فاصله (shift + space) و عوض کردن ارقام انگلیسی با فارسی نوشته شده بود
اما با توجه فضای آموزشی این‌روزها و فراگیر شدن بستر Adobe Connect به عنوان یک پلتفرم برگزاری کلاس‌های آنلاین و مشکل اون با تایپ فارسی, عوض کردن "ی" فارسی با "ي" عربی (shift +x) رو هم به برنامه اضافه کردم
برنامه نیازی به نصب نداره و فقط لازمه اون رو اجرا کنید
بعد از اجرا هر موقع در محیط نرم‌افزار Adobe Connect باشید هنگام تایپ "ی" بدون‌نقطه فارسی با "ي" عربی عوض میشه و مشکل بهم‌ریختگی متن تایپ‌شده حل میشه
Farsi keyboard add-on
KAO.exe
این برنامک رو یکی از دوستان عزیزم نوشته‌ن و بهینه‌ش کردن.
فکر می‌کنم خیلی به کار مترجم‌ها خواهد اومد.
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
🎨 «در صنعت چاپ چهار رنگ کاربرد زیادی دارد.»
«رنگ خودروها معمولاً چندلایه است.»
«نارنجی ترکیبی از رنگ‌های زرد و قرمز است.»

در نگاهی کلی و غیرتخصصی، این جمله‌ها ایرادی ندارند؛ اما اگر متخصص فارسی‌زبان علوم و فنّاوری رنگ باشید، می‌دانید که این جمله‌ها غیرعلمی، مغشوش و نادرست است! بی‌توجهی به شبکهٔ مفهومی و کم‌دقتی در برگردان واژه‌های علمی، به انتخاب واژهٔ «رنگ» برای سه مفهوم متفاوت منجر شده‌است. در جملهٔ نخست، رنگ به‌جای colour آمده‌است؛ همین واژه در جملهٔ دوم به‌جای paint؛ و در جملهٔ سوم به‌جای hue ترجمه شده‌است!
گروه واژه‌گزینی علوم و فنّاوری رنگ در فرهنگستان، واژه‌های فارسی جداگانه‌ای را برای بیان هریک از این مفاهیم علمی برگزیده‌است؛ برای colour معادل «رنگ»، در برابر paint واژهٔ «پوشرنگ»، و در مقابل hue واژهٔ «فام» را انتخاب و تصویب کرده‌است. یکی از ویژگی‌های زبان علم، دقیق بودن آن است و در هنگام ترجمه نباید آن را زیر پا گذاشت.
#واژه‌شناسی، گروه واژه‌گزینی #مهندسی_بسپار، شاخهٔ علوم و فنّاوری رنگ
@cheshmocheragh
صبح دوشنبهٔ خود را چطور آغاز کردید؟
من با این پیام:
ترجمۀ
History documents the rest.

«اسناد تاریخی استراحت کنند.»
باورت می‌شه؟ 😐

هر چه خواستم باور کنم، نشد.

چرا مترجم یک لحظه با خودش فکر نکرده این که نوشته‌ام یعنی چه؟

با چشمانی که هنوز از شدت ناباورانگی گِرد مانده است، توضیحاتی می‌نویسم:

در جملهٔ
History documents the rest.

Documents
فعل جمله است.

یعنی این جمله هم‌معنی است با:
the rest of it is documented in history.

که یعنی:
بقیهٔ ماجرا در تاریخ با سند / مستند ثبت شده است.

حتی اگر همین جمله را در گوگل ترنسلیت جست‌وجو می‌کرد، ترجمهٔ درست را می‌دید!

#ترجمه‌ویرایی
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی
صبح دوشنبهٔ خود را چطور آغاز کردید؟ من با این پیام: ترجمۀ History documents the rest. «اسناد تاریخی استراحت کنند.» باورت می‌شه؟ 😐 هر چه خواستم باور کنم، نشد. چرا مترجم یک لحظه با خودش فکر نکرده این که نوشته‌ام یعنی چه؟ با چشمانی که هنوز از شدت ناباورانگی…
بزرگ‌ترین کاستی برخی ترجمه‌ها، همان «فکر» است.

مترجم با خودش نمی‌گوید، نوشته‌ام یعنی چه؟
اصلاً معنایی دارد؟
اصلاً خود من که قرار است مُشرف‌ترین فرد به متن باشم، این را می‌فهمم که خواننده‌ی بیچاره بخواهد بفهمد؟
اگر کسی مثل من منتظر دوره‌ی ویرایش ترجمه‌ی خانم نازنین خلیل‌پور بوده، گفتم بگم که الان ثبت‌نام می‌کنند.
البته چند تا دوره‌ست که می‌تونید تک‌دوره‌ش رو هم انتخاب کنید:
http://anjomanvirastar.ir/dore04/
ترجمه‌ی about
بسیار پیش می‌آید که بعضی مترجمان هنگام دیدن about فوری «درباره‌ی» را می‌گذارند:
دخترک درباره‌ی چیزی خوشحال بود (غلط)؛
دخترک از چیزی خوشحال بود (درست)؛
درباره‌ی مسئله‌ای نگرانم (غلط)؛
از مسئله‌ای نگرانم (درست)؛
درباره‌ش برام گفته بودی (غلط)؛
ازش برام گفته بودی (درست).

درباره‌ی، در موردِ، در بابِ تقریباً هم‌معنی‌اند، جاینشین‌کردن «در موردِ» مشکل را حل نمی‌کند، بدتر می‌کند.
این ایراد گرته‌برداری معنایی است و کاربرد «درباره‌ی» در این عبارات ناشی از کم‌دقتی یا کم‌دانشی مترجمان است.
#گرته‌برداری
#گرته‌برداری_معنایی
عبارت Punic Wars،‌ جنگ‌های فنیقی یا کارتاژی یا پونی؟
جالب است که ویکی‌پدیای فارسی معادل «جنگ‌های پونی» را ضبط اصلی این عبارت قرار داده است.
ریشه‌ی لغت Punic به زعم وبگاه etymonline برگرفته از لغت Phoenician یونانی‌ست؛ یعنی فنیقی‌ها. این عبارت در کتاب «کوه پنجم» کوئیلو فراوان دیده می‌شود. در کتاب‌های تاریخی بسیار آمده است. در کتاب‌های تاریخ جدیدتر نیز، به جنگ‌های کارتاژ مشهور است. برایم جالب است که چه چیز باعث شده با وجود دو لغت فنیقی و کارتاژی، لغت «پونی» را برگزیند! من که به یاد اسبچه می‌افتم، نه فنیقی‌ها!
بسیار دیده‌ام که مترجمان به can و could که می‌رسند، واژه‌ها را نَجُسته، جمله را نهِشته، «می‌تونی» یا «می‌تونستی» را بر مرکب سخن سوار کرده و به خیال خود به «ترجمه» ادامه می‌دهند. این ترجمه نیست جان دل، وقتی ترجمه است که مغزت را درگیر کنی، کمی عقب بیایی و جمله را از زاویه‌ای دیگر ببینی. ما در فارسی «توانستن» را در دو حالت به کار می‌بریم:
١. قادربودن، توانایی‌داشتن؛
۲. اجازه‌داشتن؛

در جمله can/could را می‌شود به چند صورت ترجمه کرد:
۱. «می‌» استمراری؛
۲. می‌شه، می‌شد/ممکنه، ممکن بود؛
۳. چه بسا؛
۴. در زمانی که منظور توانستن یا اجازه‌دادن باشد «می‌تونه/می‌تونست».
از واژه‌هایی که کم‌کم دارند در زبان ما می‌میرند، واژه‌های «مژده» و «نوید»ند. این دو واژه یعنی «خبر خوب». کمتر دیده‌ام کسی Good News را «مژده» ترجمه کند.
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼 آیا می‌دانید «رایانه، کاردانی، کارشناسی، همه‌پرسی و آزمون» جزو مصوبات فرهنگستان دوم است؟
فرهنگستان زبان ایران (معروف به فرهنگستان دوم) از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۸ فعالیت کرد. این فرهنگستان برای حدود ۶۰۰۰ واژه معادل ساخت، اما تعداد کمی از آنها را منتشر کرد. استادانی مانند دكتر عيسى صديق‌اعلم‏، دکتر صادق کیا، دكتر حسين گل‏‌گلاب، دكتر يحيى ماهيار نوابى و دكتر محمود حسابی از اعضای این فرهنگستان بودند. فرهنگستان دوم، که برای واژه‌سازی از گویش‌ها و زبان‌های ایرانی باستان و میانه استفاده می‌کرد، در زمان فعالیت خود با انتقادهای فراوانی روبه‌رو بود.
#واژه‌شناسی
@cheshmocheragh
امروز ضرب‌المثل بانمکی شنیدم:
«دسته‌بیل چولی نمی‌شه»
تقریباً یعنی آدمی ذاتش عوض نمی‌شه.
به چوب خمیده می‌گن چولی. مثل چوب بالای سبد.
گاردت رو پایین نیار!
از معادل‌هایی‌ست که به‌جای Don't let your guard down استفاده می‌شود. از نظر من مگر در جایی که حرف ورزش‌های رزمی در میان باشد، در سایر جاها غلط است.
مثلاً چنین جمله‌ای دیدم:
گاردت بیاد پایین، باختی.
جایش می‌شود نوشت:
حواست جمع نباشه، باختی؛
حواست پرت شه، باختی؛
چشم چپ کنی، باختی؛
بی‌حواسی کنی، باختی؛
حواست نباشه، باختی؛
و...
پیشنهاد دوستان:
دست‌دست کنی، باختی


#گرته‌برداری
پیشنهاد شما چیست؟
در ترجمه‌ی زیرنویس، به‌خصوص ترجمه‌هایی که از زبان دومی برگردانده می‌شوند، توجه به موقعیت اهمیت به‌سزایی دارد.
بسیار دیده‌ام که جملات ساده‌ای مثل «come with us» را هم اشتباه ترجمه شده و مترجم فارسی نیز بدون توجه به صحنه، ترجمه‌ی دم‌دستی را برای عبارت برگزیده است.

تجربه و چشم و هوش ماست که در ترجمه به کمک‌مان می‌آید. لازم نیست چشم بر تمام این‌ها ببندیم و ترجمه کنیم.
پاچه‌خار یا پاچه‌خوار؟

منظور از پسوند «خار» در لغت «پاچه‌خاری»، خاراندن پاچه‌ی دیگری‌ست که موجب ایجاد حسی خوب در فرد مقابل می‌شود. اما پسوند «خوار» وَندی‌ست به‌معنای «خوردن». این وند بر سر واژه‌هایی چون گیاه‌خوار، مورچه‌خوار، آدم‌خوار نیز آمده است. یعنی اگر بنویسیم پاچه‌خوار، منظورمان کسی‌ست که پاچه‌ی طرف مقابل را می‌خورد، چه‌بسا فرد مقابل نیازمند واکسن هاری هم بشود!

مخلص کلام، به کسی که پاچه‌ی دیگری را می‌خاراند، پاچه‌خار می‌گویند، نه پاچه‌خوار!

#درست‌نویسی
معادل مناسب Almost «تقریباً» نیست!

بسیاری از معادل‌ها در ذهن مترجمان کلیشه شده است، یکی از این معادل‌ها هم Almost است.

چنین دیالوگ‌هایی را بسیار دیده‌ام:
‼️ تقریباً داشتم می‌مُردم به‌جای چیزی نمونده بود بمیرم، کم مونده بود بمیرم؛
‼️ تقریباً رسیده بودم به‌جای چیزی نمونده بود برسم، داشتم می‌رسیدم، دیگه رسیده بودم؛
‼️ تقریباً اونجا بود به‌جای می‌شه گفت اونجا بود، بگی‌نگی اونجا بود‌؛
و...

می‌شود هنگام مواجهه با این کلمه، به معادل‌های خلاقانه‌تر و شیرین‌تر هم نیم‌نگاهی داشت.

#کلیشه‌زدایی
#ترجمه
Or something

گاهی اوقات که در جمله‌ی انگلیسی or something که در ادامه‌ی اسم می‌آید، کارکردی شبیه تابع مهمل در فارسی دارد و می‌شود به این صورت نیز ترجمه‌اش کرد، مثال:
اسلحه‌ای چیزی آوردی یا اسلحه مسلحه آوردی؛
کتابی چیزی داری بدی یا کتاب متاب داری بدی؛
مگه جنی چیزی دیدی یا مگه جن من دیدی؛
و...

#ریزه‌کاری
#ترجمه
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت (حافظ)

فرارسیدن نوروز رو که فرخنده‌ترین روز ساله، به همه‌ی همراهان کانال تبریک می‌گم.
امیدوارم سال‌تون مثل بهار پربرکت باشه. ❤️🧡
Forwarded from گزین‌گویه‌ها (بهروز صفرزاده)
دردِ بی‌اعتقادی به تخصص
کم‌تر کسی جرئت می‌کند دربارۀ مسائلِ فیزیکِ کوانتوم یا شیمیِ آلی نظر بدهد، اما تقریباً هر کسی به خودش اجازه می‌دهد دربارۀ مسائلِ زبانِ فارسی نظر بدهد و حتی کارشناسان را نصیحت و ارشاد کند. مردم به تخصص در زمینۀ مسائلِ زبانِ فارسی اعتقاد ندارند.
این واقعیتی تلخ و دردناک و یأس‌آور برای کسانی چون من است که عمرشان را وقفِ مسائلِ زبانِ فارسی کرده‌اند.

#بهروز صفرزاده
سه‌شنبه ۱۴۰۱/۱/۲