کار تو آموزشگاه رو دوست ندارم. سیاستشون رو، جوری که از زبانآموز پول میگیرن و بعد از دیدن فیش واریزی دیگه هیچی براشون مهم نیست، وضعیت کلاسها، شرایط تعیین سطح، تخفیفهای مزخرفشون رو، ساعتبندیهای افتضاح، هیچکدوم با ارزشهای من جور در نمیاد.
دلم میخواد به کسی زبان یاد بدم که جدی جدی میخواد چیزی یاد بگیره.
کسی که پولش نمیرسه به آموزشگاههایی که اسم در کردن ولی دوست داره انگلیسی یاد بگیره.
بچهای که پدر و مادرش شرایط معلم خصوصی گرفتن براش رو ندارن، من حاضرم با شرایط معقولی براش کلاس بذارم.
کسی مثل خودم که داره با بیچارگی کارهای مهاجرتش رو پیش میبره و نمیتونه دو برابر پول آزمون آیلتس بده برای آموزش آیلتس.
من دوست دارم اینطوری کار کنم.
ولی بلد نیستم چطوری این آدمها رو پیدا کنم و چطور کاری کنم که این آدمها من رو پیدا کنن.
دلم میخواد به کسی زبان یاد بدم که جدی جدی میخواد چیزی یاد بگیره.
کسی که پولش نمیرسه به آموزشگاههایی که اسم در کردن ولی دوست داره انگلیسی یاد بگیره.
بچهای که پدر و مادرش شرایط معلم خصوصی گرفتن براش رو ندارن، من حاضرم با شرایط معقولی براش کلاس بذارم.
کسی مثل خودم که داره با بیچارگی کارهای مهاجرتش رو پیش میبره و نمیتونه دو برابر پول آزمون آیلتس بده برای آموزش آیلتس.
من دوست دارم اینطوری کار کنم.
ولی بلد نیستم چطوری این آدمها رو پیدا کنم و چطور کاری کنم که این آدمها من رو پیدا کنن.
❤10
آژنا
میخوام برای نوامبر ویژنبورد درست کنم.
تا اینجا که نوامبر هر روز یه چیز جدید رو کرده، تکلیفش با خودش و خودم مشخص نیست. گیج شدم.
❤2
بچهها. آدمهایی که بیوتک میخونن، مخصوصن تغذیه و میکروبی، بعد از یه مدت دیوونه میشن :)) چون زیادی از میزان آلودگی همهچیز، همهههههچیز آگاهن.
🎃2
از 6 نوامبر عکسی ندارم.
ولی روز خاصی بود. از اون روزها. روزهای عجیب پر از خستگیِ خوب و بد.
ولی روز خاصی بود. از اون روزها. روزهای عجیب پر از خستگیِ خوب و بد.
وای واقعن حس میکنم اگه برگردم به تدریس کودکان سر سلامت روان نداشتهام دارم قمار میکنم.
The moment my first observation got over I told the girl who was the teacher:
"Hony... you're too pretty for this kind of shit :)"
"Hony... you're too pretty for this kind of shit :)"