97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
-10 - July 2025
🍓3
آژنا
Photo
بابا هم تمام مدت ازمون یواشکی عکس گرفته.
* هماهنگی من و تینا.
و نوفل‌لوشاتوی بامزه. خیلی بامزه...
آژنا
Pierrot le Fou - 1965 Directed by Jean-Luc Godard #Movies
* This scene always reminds me of this sonnet:

★ Pablo Neruda - Sonnet XVII ★
(Translated by Stephen Tapscott)

I don’t love you as if you were a rose of salt, topaz,
or arrow of carnations that propagate fire:
I love you as one loves certain dark things,
secretly, between the shadow and the soul.

I love you as the plant that never blooms
but carries in itself the light of hidden flowers;
thanks to your love a certain solid fragrance,
risen from the earth, lives darkly in my body.

I love you without knowing how, or when, or from where.
I love you straightforwardly, without complexities
💘2
Trying to resurrect a rhythm I lost somewhere between survival and silence.
* عروسکم رو ببینید راستی، فندق نازم. قراره یه روزی من رو ببره به همون جنگلی‌ که ازش اومده.‌ مامان برام بافته :>
🎄2
BTW,
احساس می‌کنم نیاز دارم برگردم به تدریس، یا تو کتاب‌فروشی کار پیدا کنم🔮
🍓3
Heavy Lies the Crown
Draconian
Fallen from luster
To nothingness and scorn
So fall dark veil
Softly through the morn
A haunted, starless sky
Fragile, oh so deep
The dying softly wakes
And smiles in painless peace
🍓1
امروز گرم نیست. داغه T-T
Hello (Remastered)
Blackfield
Why don't you come and take me with you?
The First Disciple
Tamino
I'm afraid that no amount of fame
Will ever wash away the shame
Of knowing not how to love your only friend
Who will love you 'til the end
آژنا
Photo
امروز صبح این فیلم رو دیدم.
Le rouge est partout dans le film. C’est ma couleur préférée :)
La fille est gentille. Le vieux juge est seul. Un jeune homme: Même histoire, autre temps. Même chute. (البته احتمالن با پایانی شیرین‌تر!)
Le film parle du hasard, de la chance et des connexions humaines.
Le rouge, le chien, la vieille femme, les objets, tout a un sens.
C’est une histoire sur les rencontres étranges… et sur le destin, et surtout, de compassion!

*May I as well add, that was the first time I watched any of kishlovsky's movies. Yup! I started the trilogy with the Last of them. I'm crazy, don't mind me. Loved it, tho.
🍓1
دلم می‌خواد تو لباس‌های بلند و گشاد مخفی بشم. کیفم رو با کتاب‌ها سنگین کنم، همراه دفترچه‌هام و خودکار و مداد، با خودم ببرم‌شون همه‌جا‌. میخوام به آدم‌های زندگیم کوکی‌هایی که خودم درست کردم و نامه‌هایی که براشون نوشتم رو بدم. اول و آخر کتاب‌ها یادداشت بذارم. اصلن با کتاب‌ها بیدار بشم و کنارشون به خواب برم‌. با بابا شجریان گوش بدم و با مامان مولانا بخونم. می‌خوام برقصم و تو آشپزخونه موقع درست کردن نهار یا قهوه صدای موسیقی رو زیاد کنم. دلم سیب سبز می‌خواد و درخت‌های بلند و کوتاه. می‌خوام خیابون نوفل‌لوشاتو رو با بابا بگردم و باهم بریم تئاتر ببینیم. عصرها با تینا بریم دوچرخه سواری. می‌خوام ساعت‌ها پشت لپتاپ یوتیوب ببینم، ژاپنی، فرانسوی، انگلیسی. ژنتیک، سرطان، نوروساینس، کتاب‌خونه‌های پایتون.
می‌خوام وولف، جویس، الیوت، پلاث، ووپتساروف، بلیک، اشتاین‌بک، شکسپیر، نین، میلر، بودلر، سعدی، ییتس، مایاکوفسکی، تی. اس. الیوت، گرترود اشتاین، لاوکرفت، لورکا، دوبوار، هدایت، ماری شلی، اسکار وایلد، ریلکه، سارتر، آخماتووا، مولانا، پروست، کافکا، اخوت، بکت، ورلن، دو موریه، آتوود، باتلر، هسه، آلن پو، رمبو، دیکنسون، آنجلا کارتر، سافو، کامو، فرخزاد، داستایوسکی، بورخس، سکستون، و و و رو، بخونم. بشناسم.
می‌خوام درس بخونم. سرکار برم. ساندویچ بادام زمینی درست کنم. بخندم.
می‌خوام سنگینی روی قفسه سینه‌ام رو فراموش کنم، انگار هرگز نبوده. بذارمش زمین، زیر فرش قایمش کنم و برم. بدوام. رها شم‌. می‌خوام دست کسایی که دوست‌شون دارم رو بگیرم و یه جای سبز با خاک، درخت، رود، بارون، حشرات و هوا یکی بشیم.
😭3🎃1🎄1
O’ Captain,
My Captain

#Movies
🎄2
“Two roads diverged in a wood, and I-
I took the one less traveled by,
And that has made all the difference.”
- Robert Frost
🎄1
Between these Hands
Asaf Avidan
Between these hands
there is a silence
Loud as a baby
Loud as a baby
born without breath
گاهی شرایطی مثل بیماری این چندوقت، یا دوران افسردگی شدید، باعث می‌شه با آدم‌ها کم‌تر در تماس باشم، با دوست‌های نزدیکم، حتی با خانواده‌ام.‌ یواش یواش عذاب وجدان می‌گیرم که حالا فلانی نگران نشه، بابا ناراحت نشه، مامان اذیت نشه. بعد میبینم اون فلانی اصلن پیام‌ نداده و نفهمیده من نیستم، بابا درکم کرده، مامان هوام رو داشته.‌
صرفن وقتی تنهام، صدام بلندتر تو سرم‌ می‌پیچه و از هر چیز کوچیکی، طوفانی بزرگ به پا می‌کنه.
این وسط هربار به خودم‌ می‌گم اول خوب شو و بعد جبران می‌کنیم براشون. بعد هرجا کنارت بودن، تو هم کنارشونی. هروقت بهت نیاز داشتن براشون کم نمی‌ذاری. درک‌شون می‌کنی.
پس، اول باید نجات پیدا کنم.‌ درواقع خودم، خودم رو نجات بدم، به جای این که بار روانی جدید بسازم.
❤‍🔥3