کاش الان تعطیلات کریسمس بود، تو یه کشوری مثل مجارستان، اسکاتلند، انگلیس یا فرانسه بودم، برف میومد، شهر پر از ریسههای برق برقی و درختهای کاج تزئین شده بود، شبها کافهها شلوغ میشدن و نوشیدنیهای مخصوص این موقع سال به منوها اضافه شده بودن، هر از چندگاهی یه گروه از جوونهای مست در حال خوندن آواز از کوچهها میگذشتن.
من هم تو خونه جلوی لپتاپم نشسته بودم در حالی که خودم رو توی پتو پیچیدم و جورابهای پشمی پامه، یه فیلم سیاه و سفید در حال پخشه اما حواسم پرت اینه که فردا که میخوام برم بیرون لباس چی بپوشم.
من هم تو خونه جلوی لپتاپم نشسته بودم در حالی که خودم رو توی پتو پیچیدم و جورابهای پشمی پامه، یه فیلم سیاه و سفید در حال پخشه اما حواسم پرت اینه که فردا که میخوام برم بیرون لباس چی بپوشم.
🎄2
ساختن این تصویر ذهنی با در نظر گرفتن شرایط الان زندگیم، شبیه خط و خش انداختن رو روح و روانمه.
هوا هم که گرم...
هوا هم که گرم...
💔1
حقیقتن روی مود خوب نبودنم داره تکراری میشه ولی کل فصل امتحانا و دور و بر تولدم همینه که هست :/
تقصیر آخونده.
تقصیر آخونده.
آژنا
با تشکر از این کیریها، روزم کامل شد.
یکی از دخترها تو دشوری وایساده بود خیلی عصبانی داشت به حراست فحش میداد و غر میزد، گفت:
من بخوام یکی رو تحریک کنم میکنم، چه مانتوم بلند باشه چه کوتاه."
راستش با این حرفش یکم تحریک شدم-
من بخوام یکی رو تحریک کنم میکنم، چه مانتوم بلند باشه چه کوتاه."
راستش با این حرفش یکم تحریک شدم-
🍓5❤🔥2
پیرمرده دستش رو محکم کوبوند بهم، به معنای واقعی کلمه تجاوز بود. انقدر شوکه شدم که فقط وایسادم و نگاهش کردم، اونم هیچی نگفت انگار که من خودم رو زده باشم بهش با تاسف سر تکون داد رفت!
💔4❤2
برگشتم. پیداش کردم. جدش رو آوردم جلوی چشمهاش.
آبروش رو جوری بردم که اگه تو ایستگاه مونده باشه زیر نگاه مردم سکته کرده.
کثیف.
آبروش رو جوری بردم که اگه تو ایستگاه مونده باشه زیر نگاه مردم سکته کرده.
کثیف.
❤11
اگه از بچههای دانشگاه اینجا هستید خودتون برید بیرون، حوصله حاشیه و حرف بردن و آوردن ندارم.
🍓3❤2