97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
می‌رم کلاس فرانسه و مترجم‌ها رو جاج می‌کنم، درحالی که سرم به خاطر قرص "ضد استرس" سبکه و بدنم کرخت، تو خیابون‌ها می‌چرخم، گوشه ذهنم امتحان فردا صبح سنگینی می‌کنه اما حواسم به سایه درخت‌ها پرت می‌شه. به این فکر می‌کنم که واقعن زنده‌ام یا این یه خیاله. تو اتوبوس سامپه می‌خونم و چرت می‌زنم. تو کوچه‌ی خلوت آواز فالش می‌خونم.
آیا انسان آزادی هستم؟
نه، انسان خسته‌ای‌ام که از وظایف روزمره‌ش دلزده‌ست. از زندگی سگی. مثل پات داستان هدایت. گم شده، رانده شده، ضربه خورده و خیره به کلاغ‌هایی که به انتظار آخرین نفس گرمش نشسته‌اند. آخرین امیدش.
1
به چه درد می‌خورند
دریا ها، رقص ها
وقتی من نباشم.

به چه درد می خورند
کاغذ هاو قلم ها در تاریکی.

به چه درد می‌خورد
من باشم
آزادی ترس خورده نگاهم کند.

به چه درد می‌خورد
انگشت اشاره‌ام
در تفاهم نامهء صلحی که از آن ما نیست

 شمس لنگرودی
رقص با گذرنامه جعلی
😭1
جدی نمی‌تونم درس بخونم دیگه
🍓2
حالم به هم می‌خوره از گوشیم، جزوه، دانشگاه و حفظ کردن مباحثی که تمومی ندارن
😭2🍓1
آژنا
سلام ۲۰۲۴ لطفن با جهان مهربون باش. بهش نیاز داریم.
سلام ۲۰۲۵ لطفن با خودت پول فراوون بیار برای همه. ممنون.
🎄4
ولی از پارسال تاحالا دارم بیوشیمی میخونم😔
3
بچه‌های کلاس نوجوانم رو انقدر دوست دارم که اصلن حالم زیر و رو میشه وقتی میرم سر کلاسشون :) امروز یکم دیر رسیدم، وقتی استاد جانشین رفت بیرون یکیشون پرید بغلم که هورا خودت اومدیT-T
کیوت‌ها بیست‌ دقیقه منتظر ایستادن مطمئن بشن ترم بعد هم با من کلاس دارن🕯
بعد یهو استاد فرانسوی‌م اومد دید من با بچه‌هام، بهشون گفت قدر استادتون رو بدونید اونا هم هی تعریف می‌کردن. من داشتم تو اکلیل و این‌جور چیزها غرق می‌شدم :)))) فقط هی میگفتم عهههه. خنگ بودم وای.
کل استرس و خستگی روز از تنم بیرون رفت.
2🍓2
یکیشون امروز گیر داده بود که "من فردا می‌رم خرید، می‌خوام برای شما مداد بی‌نهایت بخرم"
*کیوت
مگه من دو ساله‌‌ام دختر حسابی، فقط جواهرات قبول می‌کنم😔
😭3🍓1
دیروز^^
🍓3
بچه‌ها، شعر بهبهانی در سوگ اخوان ثالث رو خوندید؟
برید بخونید :')
امشب مشیری خوندم، مامان ثالث، از یکی از کتاب‌های اخوت چند صفحه‌ای براش خوندم، مامان از بهبهانی خوند، دوباره ثالث خوندیم و بعد سایه. اسم چندتا کتاب برای خوندن و خریدن رو تو دفترهامون نوشتیم.
مامان شعر قاصدک رو تو دفترش نوشت و من زمستان.
چه شب آرومی. من واقعن متعلق به این شب‌هام.
3🍓1
آژنا
با تاخیر... دسامبر
اوه! ژانویه یادم رفت🔮

1. سه تا کتاب 🌲
2. ادامه داستان 🌲
3. کار بیشتر : پول بیشتر🌲
4. ورزش 🌲 بالاخره
5. یوگا رو بیارم تو برنامه🌲
6. پنکیک درست کنم🌲
7. صبح‌ها‌ی زود🌲
8. یه بار تئاتر و سینما🌲
‌9. کادو تولدش رو بدم 🌲
10.بیشتر فرانسوی بخونم🌲
11. آبرنگ☆~☆🌲
12. دفتر جدید 🌲
14. علوم اعصاب 🥀
15. فرانسوی کتاب جدید🌲
16. سلولی مولکولی 🌲
17. دمنوش سیب 🌲
18. برم دکتر 🥀
19. قهوه کم‌تر :(🌲
20. فری‌دیسکاشن 🌲
#goals
🎄1
CHIHIRO
Billie Eilish
But there's a part of me that recognizes you
Do you feel it too?
When you told me it was serious
Were you serious?
They told me they were only curious
Now it's serious...

Iykyk :)

Sunbeam
🍓2
💔1
آژنا
‌9. کادو تولدش رو بدم
^^
کادو خریدن، درست کردنش، نوت نوشتن و در آخر هدیه دادن خیلی کیف می‌ده.
🍓3
جمعه می‌خوام برم آنه‌ی زیبا رو ببینم🙂‍↕️🎀🕯
🍓2