96 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
آژنا
این پیام این‌جاست که من یادم بمونه از دازای کتاب بخونم! #books
پسری که کنارش نشسته بودم داشت سر آمار، دازای می‌خوند. فکر کنم افسرده‌‌ست! :)
من داشتم تو جورنالم می‌نوشتم و بعد اون هم دفترچه مشکی رو از کیفش در آورد و تند تند هم‌پای من با جوهر سفید نوشت و نقاشی کرد.
چه دانشجوهایی.
🍓3
تو مسیر با کتابم برگ دزدی کردیم.
یواشکی برگ‌های رنگیِ رو به خودکشی رو به کام مرگ می‌رسوندم و کتابم با وفاداری اون‌ها رو لابه‌های صفحه‌های کاهی‌ش قایم می‌کرد.
*امروز خاطرات کتابی شریک جرمم بود، دیروز عشق‌های زودگذر ماندگار!
2🍓2
خوشبختانه اتوبوس خراب شد و مجبور شدم زیر این بارون خوشگل پیاده برم خونه :>
🍓3
- پاییز
2🍓2
تاریکی رو تیکه تیکه می‌کنم تو کلمات، تو مغزم دفنش می‌کنم که نپره این ور اون ور، گند بکشه به همه‌جا. موهام رو رنگ می‌کنم. قورباغه سبزم رو میزنم به کیفم، از برگ‌های توی خیابون عکس می‌گیرم، به آدم‌ها لبخند می‌زنم و سر کلاس‌هایی که از سر اتفاق نپیچوندم، می‌شینم.
و هی فکر می‌کنم چرا؟
چرا نمی‌تونم صبح‌ها پاشم چایی درست کنم؟
چرا نمی‌تونم شب‌ها درس بخونم؟
چرا نمی‌تونم بهش بگم "تو زیادی نیستی، فقط تو زندگی من جایی نداری"؟
چرا نمی‌تونم گریه کنم؟ اتاق رو تمیز کنم، کتاب‌هارو برگردونم تو قفسه شعرها، دیگه کانالش رو چک نکنم.
شاید چون دلم نمی‌خواد. خوب به این بیچارگی عادت کردم. اونم بهم عادت کرده. سایه‌ای که هر روز روی دوشم این‌ور اون‌ور می‌کشمش، گاهی به جای من زیر پتو می‌خزه و جسمم رو کف اتاق رها می‌کنه. به جای من پنجره رو باز می‌کنه و می‌پره.
وقتش نیست بره؟ وقتش نیست دست از سر هم دیگه برداریم؟
🍓3
فکر کنم بیشتر حرف بزنم این‌جا. مثل قبل که to do می‌ذاشتم. حوصله‌تون سر رفت ول کنید برید، اوکیه، هروقت خواستید هم‌ برگردید♡~♡
5🍓1
ساعت هفت و ربع باید دانشگاه باشم و خوابم نمی‌بره. تقصیر آخونده.
🍓4
دختر خوشگلی که کنارم نشسته بود گفت کتاب جنس دوم رو داره و بهم قرض میده :> درمورد اوریانا فالاچی هم صحبت کردیم. تازه اگه درست یادم باشه این دختر، پارتنر پسر دازای‌خون کلاس آمار هست :> وای کاش باشه. خیلی به هم میان :(
4🍓1
فکر کردم زیبا‌ترینِ چیزهای دنیا باید سایه باشد.
- خاطرات کتابی، اخوت، صفحه ۵۷
نقل قول از The Bell jar سیلویا پلات
#books
🍓2
-
1🍓1
Children's_letters_to_God_compiled_by_Eric_Marshall_and_Stuart_Hample.pdf
2.5 MB
The letters are both innocent and heartwarming but in a funny way :)
There's more books like this, but I picked this one for its adorable illustrations.
Highly recommended, tho.
اون دوتایی که از خدا داستان و موسیقی جدید خواستن کیوت‌ترین‌ها بودن :')
#books
1🍓1
باز خداروشکر آیس‌‌کافی وجود داره.
2
🍓2
این شعر خیام رو هم خوندیم:

قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین

می‌ترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بی‌خبران راه نه آنست و نه این
🍓3
Forwarded from That’s all folks!
چقدر دست‌وپا می‌زنی، غرق شو دیگه!
🍓2🎃1
آژنا
Photo
-Only lovers left alive
#movies