احساس میکنم نیاز دارم یه نفر بشینه مفصل برام از تکستبوکهای رشتهام، مخصوصن با توجه به برنامههای ارشدم، حرف بزنه، تا بتونم انتخاب کنم یه ذره پولی که دارم رو برای چی خرج کنم. چی بخونم، کدوم کتاب ارزش این که تو کتابخونهام باشه رو داره و...
یه نفر هم بیاد از ترجمههای خوب چندتا کتاب ادبیات آمریکا، روس و آلمان بگه، مخصوصن دو سه تا شاعر فرانسوی که پدرم رو در آوردن این چند وقته. کتابهای کانن رو بخرم؟ پول ندارم :( وای. یه عالمه ندانسته و نداشته در ادبیات.
یکی هم با جزئیات اثر کنترل آب و گِرَم کاغذ تو نقاشی با آبرنگ و خلق texture رو برام بگه.
یه آدم خیری هم بیاد بگه چه غلطی بکنم پایتون کوفتی با این همه تمرینی که دارم هی یادم نره و نپره از سرم. چجوری تو این اوضاع R رو شروع کنم ۴ ماه دیگه T-T
ولی پاره شدم و خودم تنهایی دارم از همهچیز سر درمیارم. یوتیوب، AI و گوگل، آدمهای باسواد... هرجا بگید رو میگردم دنبال جواب. هیجانانگیزه، به دنیای آرمانی اهدافم نزدیکتر میشم اما واقعن طاقت فرساست. مخصوصن تو این اوضاع سخت خانوادهام و وضعیت روحیم.
امیدوارم قوی بشم، رشد کنم و سال دیگه به خودم افتخار کنم.
یه نفر هم بیاد از ترجمههای خوب چندتا کتاب ادبیات آمریکا، روس و آلمان بگه، مخصوصن دو سه تا شاعر فرانسوی که پدرم رو در آوردن این چند وقته. کتابهای کانن رو بخرم؟ پول ندارم :( وای. یه عالمه ندانسته و نداشته در ادبیات.
یکی هم با جزئیات اثر کنترل آب و گِرَم کاغذ تو نقاشی با آبرنگ و خلق texture رو برام بگه.
یه آدم خیری هم بیاد بگه چه غلطی بکنم پایتون کوفتی با این همه تمرینی که دارم هی یادم نره و نپره از سرم. چجوری تو این اوضاع R رو شروع کنم ۴ ماه دیگه T-T
ولی پاره شدم و خودم تنهایی دارم از همهچیز سر درمیارم. یوتیوب، AI و گوگل، آدمهای باسواد... هرجا بگید رو میگردم دنبال جواب. هیجانانگیزه، به دنیای آرمانی اهدافم نزدیکتر میشم اما واقعن طاقت فرساست. مخصوصن تو این اوضاع سخت خانوادهام و وضعیت روحیم.
امیدوارم قوی بشم، رشد کنم و سال دیگه به خودم افتخار کنم.
❤2🍓2
الان نمیدونم برم ۱.نوروفارما بخونم ۲.بخوابم ۳.فیلم ببینم یا ۴.تو نور قرمز اتاق بشینم و به دیوار زل بزنم.
بین گزینهها گم شدم.
بین گزینهها گم شدم.
🍓2
Visions Of A Life
Wolf Alice
I left this world behind
For the world I'd built inside
Feed my hungry mind
Where are you when I close my eyes?
For the world I'd built inside
Feed my hungry mind
Where are you when I close my eyes?
آژنا
خوندن شعرهای فرانسوی و تحلیلهاشون، سرگرمی جدیدم. * واقعن میشه یاد گرفت اینطوری! مثلن اینجا تفاوت pleure با pleut به بهترین شکل مشخصه و خیلی هم خوشگله! گرامر یکم خشکه ولی اینطوری خیلی قشنگه یاد گرفتنش. #books
این رو سر کلاس خوندم برای بچهها و بعد با استاد درمورد شارل بودلر، آلنپو و سمبولیسم حرف زدیم. خیلی خوب بود🥂
🍓2
آژنا
تو ذهنم دستت رو میگیرم میبرم خونهمون. نقلیه، کهنهست، با سقف بلند و دیوارهای تیرهی تازه رنگ شده، پر از کتاب و کاستهای قدیمی موسیقی، سازت که گوشه خونه نشسته، کتابهامون که در و دیوار رو پر کردهان. کف خونه روی فرش قرمز، تنها جایی که از آشفتگی نجات پیدا…
To Build a Home
The Cinematic Orchestra
I built a home
For you
For me
For you
For me
پارسال همین موقع افسردگی که فشار میاورد ورزش میکردم، امسال آبرنگ کار میکنم، کدوم افسردگی انقدر یاور خوبیه آخه.
* نادیده گرفتن نیمه خالی لیوان و تمام لیوانهای شکسته دیگه بر اثر این مرض.
* نادیده گرفتن نیمه خالی لیوان و تمام لیوانهای شکسته دیگه بر اثر این مرض.
❤5
دلم میخواد دوتا کتابی که دارم میخونم رو بردارم برم کافه و یه ساعت فقط کتاب بخونم و بنویسم و قهوه داغ داشته باشم.
خانمی با شوهرش و یه عالمه پلاستیک دستش، وسط واگن ایستاد گفت "من حتی لختم برم بین صدتا مرد، مثل یه مرد میام بیرون" که نفهمیدم مفهموم فمنیستی یا حقخواهیش کجاش بود (در اعتراض به اون شیشه لقلقوهای مزخرف بین واگنها برای جدا کردن زن و مرد)
ری رو دیدم! از نزدیک حتی قشنگتره.
یکی دخترش داشت قرص میخورد که احتمالن خودکشی بکنه و داشت پشت تلفن خیلی ریلکس میگفت "آره داره قرص میخوره. اگه باز نکرد، در اتاقش رو بشکون!"
یه پدر و دختر خیلی ناز بودن که باعث شدن دلم برای بابا تنگ بشه.
من که فشارم افتاده بود و سرتاپا سیاه پوشیده بودم، شبیه یه کلاغ شوم تو واگن میچرخیدم.
دختربچهای که به زور کفش بقیه رو واکس میزد.
دوتا سرباز که گم شده بودن و به قول خودشون "وقتی دونفر راه رو نشون میدن شبیه قضیه دوتا آشپز میشه"
دوتا پسری که تا من رو دیدن گفتن "عه، فکر کنم خودشه، خودشه"... mom, I'm famous
خب... همینها و یه عالمه آدم رنگارنگ و عجیب دیگه.
ری رو دیدم! از نزدیک حتی قشنگتره.
یکی دخترش داشت قرص میخورد که احتمالن خودکشی بکنه و داشت پشت تلفن خیلی ریلکس میگفت "آره داره قرص میخوره. اگه باز نکرد، در اتاقش رو بشکون!"
یه پدر و دختر خیلی ناز بودن که باعث شدن دلم برای بابا تنگ بشه.
من که فشارم افتاده بود و سرتاپا سیاه پوشیده بودم، شبیه یه کلاغ شوم تو واگن میچرخیدم.
دختربچهای که به زور کفش بقیه رو واکس میزد.
دوتا سرباز که گم شده بودن و به قول خودشون "وقتی دونفر راه رو نشون میدن شبیه قضیه دوتا آشپز میشه"
دوتا پسری که تا من رو دیدن گفتن "عه، فکر کنم خودشه، خودشه"... mom, I'm famous
خب... همینها و یه عالمه آدم رنگارنگ و عجیب دیگه.
🍓4❤2😭1