امروز تو جیب کتهام، شکسپیر، نرودا و ریلکه گذاشتم.
احساس میکنم انسانی استتیک هستم :>
احساس میکنم انسانی استتیک هستم :>
❤5
دوست داشتم امروز برم بیرون. برم انقلاب و ولیعصر. شاید دوتا کتاب بخرم، قهوه بگیرم و به صدای شهر گوش بدم. ببینم ویترین مغازهها کریسمسی شده یا نه.
اما... نمیتونم. نه که نخوام. انگار یه وزنه صد کیلویی روی دوشمه، سخت نفس میکشم، سخت تکون میخورم.
به جاش میرم فیلم ژاپنی ببینم و برای دیوار اتاق و جورنالم عکسهای سیاه و سفید چاپ کنم. یه اسپرسو بزنم؟! ابتهاج بخونم.
حالم بهتر میشه.
اما... نمیتونم. نه که نخوام. انگار یه وزنه صد کیلویی روی دوشمه، سخت نفس میکشم، سخت تکون میخورم.
به جاش میرم فیلم ژاپنی ببینم و برای دیوار اتاق و جورنالم عکسهای سیاه و سفید چاپ کنم. یه اسپرسو بزنم؟! ابتهاج بخونم.
حالم بهتر میشه.
❤2☃2
جلسه آخر آزمایشگاه شیمی بود و به شدت قشنگ بود! خیلی خیلی خسته شدیم؛ سه و نیم ساعت طول کشید و دست آخر هم نتیجه کارمون خطا داشت یکم. اما... انقدر بهم خوشگذشت که دلم میخواد امروز همیشه یادم بمونه.
🎃4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگان شیمی درحال بحث و آزمایش...
❤3☃2🍓1👾1
شب یلدا رو کلش رو خواب بودم :) گل و شمع خریدم، یه دسر عجیب غریب سبز و قرمز هم درست کردم اما ساعت ۷ عصر از خستگی بیهوش شدم!
صبح روز بعدش فال حافظ گرفتم، بعد دسر عجیب غریب رو خوردم و برای خودم جشن گرفتم.
اولین یلدایی که خواب موندم :)
صبح روز بعدش فال حافظ گرفتم، بعد دسر عجیب غریب رو خوردم و برای خودم جشن گرفتم.
اولین یلدایی که خواب موندم :)
☃3🎄2🍓1