96 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
آپدیت بدم!
یک مجموعه داستان از توماس مان خوندم، ادبیات آلمان. (نشر نیلوفر)
یه داستان کوتاه از دی.اچ لارنس، ادبیات انگلیس. (جوراب ساق بلند سفید - ترجمه فرید قدمی - نشر هیرمند)
و دست آخر هم کتاب یک عضو غیروابسته هاروکی موراکامی که ادبیات ژاپن هست (نشر کوله‌پشتی- ترجمه نیلوفر شریفی)

الان دارم I fell in love with hope رو میخونم. و کنارش چندوقته بی حد و مرز رو شروع کردم.
بعدش احتمالن... نه از الان تصمیم نمیگیرم؛ به هرحال هیچ‌وقت طبق چیزی که فکر میکنم پیش نمیرم!
#books
3
نور خورشید امروز خیلی طلایی و قشنگه.
نرم و اشرافی نشسته رو دیوار.
🍓2
امروز.
3
برای شش ماه دوم سال چیزی جز سردرگمی نمی‌بینم.
زندگی مسخره‌ست.
باورم نمیشه سر یه پیتزا انقدر حالم بده. احمقانه‌ست.
"شعر ناگهان به سراغ آدمى مى‌آيد
وقتى كه پشت پنجره، پاييز
در تالار درختان ايستاده است
و سرو هاى خم شده با دهان گم شده در باران آه مى‌کشند
شعر ناگهان به سراغ آدم مى‌آيد
چشمانت را ببند
حالی
باز كن؛
چه آدميانى كه براى ابد دیگر ديده نمى‌گشايند.
و شعر
ناگهان
گوشه‌يى از اتاق
بر پنجه هاى ظريفش ايستاده است."

-شمس لنگرودى
🍓2
این عکس تو پینترست بود، خیلی ذوق کردم وقتی عنوان کتابش رو دیدم‌. نمیدونستم همچین کتابی هست و نمیتونم بگم چقدررر دلم میخواد بخونمش :')
*در کل کتاب‌های روی میزش رو دوست دارم.
** پی‌دی‌افش رو دانلود کردم :>
4
خستگی کهنه‌ای روی سینه‌ام سنگینی میکنه. با یه لیوان آب از این سر اتاق به اون سرش میرم، دو قدم بیشتر نیست ولی تو سرم دقیقه‌ها کش میان و فاصله‌ها دور و دراز میشن.
پس اینطوریه. وقتی بالاخره میفهمی روی هیچ لحظه‌ای از زندگی کنترل نداری، حتی روی بدنت که مال توعه، کنترل نداری. پوچ نیست؟
برای ۱۹ ساله بودن، زیادی اشتباه کردم. زمان ازم زده جلو و بهم فخر میفروشه.
این مسیر به جایی ختم نمیشه به هرحال، برم یه چایی بریزم. عجله برای چیه. تهش من برنده‌ام و تاریکی، سکون و سکوت منتظر همه آدم‌ها...
3
جنگل، بارون، چایی آتیشی و دامن سبز میخوام.
🎄3
آژنا
جدن خوشحالم از آگوست خارج شدیم (با این که باید بگم حسابی پرکار بودم و از خودم راضی‌ام) خوش‌آمد گرم به سپتامبر که با خودش پاییز رو میاره :> کارهای این ماه: 1. Academic writing course ✔️ 2. درست کردن کیک دارچینی ✔️ 3. ادامه باشگاه ✔️ 4. French learning course…
سپتامبر کش‌دار و پر از ماجراهای عجیب بود.
کار‌های اکتبر🍂

1. درس + برنامه‌ریزی ✔️
2. اتمام دوره اول کلاس‌های فرانسوی ✔️
3. منظم کردن روند باشگاه رفتن 🥀
4. ادامه کالری شماری🥀
5. 5روز ورزش در هفته 🥀
6. لیست فیلم‌های پاییز ✔️
7. شروع زبان انگلیسی با یه کتاب ✔️
8. لیست کردن کتاب‌های نیمه‌مانده ✔️
9. درست کردن کیک شکلاتی✔️
10. و شانس دیگه‌‌ای برای مقاله ✔️
11. درست کردن شکلات میکس✔️
12. درست کردن گرانولا 🥀
13. خرید دانشگاه ✔️
14. اتمام کورس مربوط به مقاله ✔️
15. بیشتر نوشتن✔️
16. مرور کورس html و CSS ✔️
#goals
آژنا
How to turn to an immortal goddess? I'm really tired of being human.
از ماگل بودن خسته‌ام. چوب جادوم رو بدید میخوام برم هاگوارتز، تو تختی که جن‌‌ها گرمش کردن، کتاب راهنمای گیاهان جادویی بخونم :/
🍓2🎄1
حالم خوب نیست. امروز رو نمی‌تونم. فقط امروز.
5
خواستم خاطرنشان کنم که:

Hot girl summer is over, it's time for witch bitch autumn!
4
پس چرا هوا هنوز گرمه؟ :/
3💔1
شت داره بارون میاد؟ این صدای بارونه؟
3
منتظر بود من غر بزنم؟😂
👾41🎄1
از مدیتیشن خوشم نمیاد. چون نمیتونم تمرکزم رو برای مدت طولانی روی یک چیز نگه دارم. و مدام دلم میخواد بدنم رو حرکت بدم. خلاصه که کار سختیه برام.
اما میخوام بهش یه شانس بدم. برای ۵ روز! چون ذهنم شلخته‌س و هیچ کاری، کتابی، فیلمی، احساسی رو نمیتونم تموم کنم‌. غذا نمیخورم و ورزش نمیکنم.
شاید کمک کنه! احساساتم رو هر روز توی جورنالم ثبت میکنم برای آینده.
دارم "فرار نمیکنم" و به جاش درستش میکنم.
1
2
3
4 🥀
5

#goals
31
وقتی نمیتونم تاریکی وجودم رو تحمل و کنترل کنم، مفاصل انگشت‌هام قفل میکنن.
خودش فکر میکنه، خودش هم جلوش رو میگیره. هوشمندانه‌ست.
💔4