Forwarded from -
بوکوفسکی: بعضی وقتها به خودم اجازه میدهم که حس خوبی داشته باشم اما مراقبم، من در زل زدن به دستگیره کمد یا گوش سپردن به صدای باران در تاریکی اتاق لحظات پر از آرامشی یافتهام، هر چه کمتر به چیزی نیازمند بودم احساس بهتری داشتم.
دیشب خواب دیدم به جای این که بریم تهران، داریم وسیلههارو میبریم رشت :') صبح تا یادم اومد که از رشت رفتن خبری نیست خورد تو ذوقم T-T
کاش میرفتیم مسافرت حداقل من خیلی دلتنگم.
کاش میرفتیم مسافرت حداقل من خیلی دلتنگم.
امروز سومین روزی میشه که ورزش نکردم و ناراحت کنندهاس.
ماهیچههای شکمم اسپاسم کردن، دیشب سرم زدم و الان تکون خوردن برام سخته.
پارسال هم دم کنکور همینطوری شدم برای همین خیلی سوپرایز نشدم :)
حوصلهم نمیکشه کاری کنم.
ویدئو زمینشناسی دیدم، کتاب خوندم، تست زدم، فیلم دیدم. ولی الان فقط دلم میخواد بخوابم و فردا و فرداها زودتر بیان و بگذرن.
#about_day
ماهیچههای شکمم اسپاسم کردن، دیشب سرم زدم و الان تکون خوردن برام سخته.
پارسال هم دم کنکور همینطوری شدم برای همین خیلی سوپرایز نشدم :)
حوصلهم نمیکشه کاری کنم.
ویدئو زمینشناسی دیدم، کتاب خوندم، تست زدم، فیلم دیدم. ولی الان فقط دلم میخواد بخوابم و فردا و فرداها زودتر بیان و بگذرن.
#about_day
از این که آدمها از سکوتم سوءاستفاده میکنن و حرفهاشون رو تف میکنن رو صورتم متنفرم. خودشون رو تخلیه میکنن تا آروم بشن، تا ذهنشون و قلبشون نظم بگیره.
با این که بیتفاوت بودنم رو میبینن، انگار تا وقتی خودشون تخلیه میشن مهم نیست من چی فکر میکنم. دیگه وقتشه که این رفتارشون رو تموم کنم. علاقهای به دونستن این که چی تو ذهنهای کوچیک و احمقشون میگذره ندارم.
با این که بیتفاوت بودنم رو میبینن، انگار تا وقتی خودشون تخلیه میشن مهم نیست من چی فکر میکنم. دیگه وقتشه که این رفتارشون رو تموم کنم. علاقهای به دونستن این که چی تو ذهنهای کوچیک و احمقشون میگذره ندارم.
معدهم خودشو پاره کنه، پاشه بیاد بیرون گریه کنه هم من امروز ورزش میکنم.
بره خودکشی کنه اصلا، اندام بدرد نخور.
بره خودکشی کنه اصلا، اندام بدرد نخور.
خوابهای عجیب غریب میبینم این چندوقت :)
دیشب تو خواب دوبار مردم. صدای شکستن گردنم هنوز تو گوشمه.
یه بار میخواستم خودم رو نجات بدم (!) بعد مامان میگفت الکی تلاش نکن، من میدونم تهش چی میشه :)
هر دوبار از ارتفاع افتادم.
دیشب تو خواب دوبار مردم. صدای شکستن گردنم هنوز تو گوشمه.
یه بار میخواستم خودم رو نجات بدم (!) بعد مامان میگفت الکی تلاش نکن، من میدونم تهش چی میشه :)
هر دوبار از ارتفاع افتادم.
💔2
کلمهها در برابر چنین چیزی خیلی حقیر و بدرد نخور هستن.
کلمهها، کلمههای دوست داشتنی، چندوقته خیلی پوچ به نظر میان.
کلمهها، کلمههای دوست داشتنی، چندوقته خیلی پوچ به نظر میان.
❤3
آژنا
معدهم خودشو پاره کنه، پاشه بیاد بیرون گریه کنه هم من امروز ورزش میکنم. بره خودکشی کنه اصلا، اندام بدرد نخور.
راستی دو ساعت ورزش کردم و بهش نشون دادم کی اینجا رئیسه🚶🏽♂
🍓2
Forwarded from ʜ₂ᴏ | Water (Hydrogen)
یه تبصرهای چیزی میشه برای منی که حدود ۲۰۰ تستم مونده برای فردا قائل نمیشید؟
شما به نظرم برو بخواب که روا و حلال و بسی شیرین هم هست. اصلن خواب با ۲۰۰ تست مونده میچسبه.
به نظرم آدم خیلی خوشحالیام که ۳ نصفه شب میخوام برم حمام بعد ۹ صبح نوبت آرایشگاه دارم، پس فردا هم کنکور.
کاملن خوشحالم.
کاملن خوشحالم.
دلم میخواد موهام رو آبی کنم، قرمز تیره یا سبز.
ولی پول رنگها میشه یه میلیون و خب تو حسابم ۳۶تومن مونده بود، پریروز باهاش دلستر خریدم🚶🏽♂
ولی پول رنگها میشه یه میلیون و خب تو حسابم ۳۶تومن مونده بود، پریروز باهاش دلستر خریدم🚶🏽♂
🎃5
چنان اضطرابی دارم که یه لحظه دارم گریه میکنم، لحظه بعد دارم املت درست میکنم و قر میدم، بعد حالم بد میشه میرم بالا میارم و...
🎃4
پول نقدهام رو هم دادم یه دلستر دیگه، با کتاب ویرجینیا وولف که تازه خریده بودم نشستم رو جدول کنار خیابون، دلستر به دست گذر مردم (که خیلی هم از دیدن من تعجب میکردن!) رو تماشا کردم.
ولی ذهنم حول و حوش نامههای بوکوفسکی میگذشت؛ داشتم تصور میکردم، چه حسی داره با یه لیوان آبجو و سمفونی ششم چایکوفسکی بشینی کتاب بخونی و به زنها فکر کنی.
نمیدونم از این که با دلستر بشینی رو جدول، safe and sound گوش کنی و ته دلت اضطراب سنگینی کنه بهتره یا نه! ولی من خستهام و تو ذهنم هرکسیام جز خودم!
#about_day
ولی ذهنم حول و حوش نامههای بوکوفسکی میگذشت؛ داشتم تصور میکردم، چه حسی داره با یه لیوان آبجو و سمفونی ششم چایکوفسکی بشینی کتاب بخونی و به زنها فکر کنی.
نمیدونم از این که با دلستر بشینی رو جدول، safe and sound گوش کنی و ته دلت اضطراب سنگینی کنه بهتره یا نه! ولی من خستهام و تو ذهنم هرکسیام جز خودم!
#about_day
❤5