داشتم برای مامان میگفتم بریم نجاری بگیم دو تا چوب ابری بسازن رنگشون کنم بزنم به دیوار اتاق که آبیه، اینجوری هر روز ابر گوله گوله دارم.
بعد با لحن مسخره گفت: میخوای رنگین کمون هم بزن.
و اینجا بود که متوجه شدم چقدر احمقم. چطور رنگین کمون یادم رفتا بووود.
دوباره مامان با لحن مسخره گفت: میخوای یه روتختی با طرح...
و من داد زدم: قورباغه و رنگین کموووون.
تو قفسههای کمد دیواری رو هم گل و کتاب بذارم.
وای.
میتونم تو اتاقه تا ابد خوشحال باشم.
پارسال میخواستم دیوار اتاق رو سبز تیره کنم. حیف شد.
دو سال پیش پیش میخواستم دیوار اتاق رو مشکی کنم. بازم حیف شد.
خب. دیگه زیادی دارم حرف میزنم. قهوهام سرد شد.
بعد با لحن مسخره گفت: میخوای رنگین کمون هم بزن.
و اینجا بود که متوجه شدم چقدر احمقم. چطور رنگین کمون یادم رفتا بووود.
دوباره مامان با لحن مسخره گفت: میخوای یه روتختی با طرح...
و من داد زدم: قورباغه و رنگین کموووون.
تو قفسههای کمد دیواری رو هم گل و کتاب بذارم.
وای.
میتونم تو اتاقه تا ابد خوشحال باشم.
پارسال میخواستم دیوار اتاق رو سبز تیره کنم. حیف شد.
دو سال پیش پیش میخواستم دیوار اتاق رو مشکی کنم. بازم حیف شد.
خب. دیگه زیادی دارم حرف میزنم. قهوهام سرد شد.
❤3
امشب به بابا گفتم بلندپرواز بودن تو این کشور خیلی سخته.
گفت آدمی که بخواد بلندپرواز باشه دیدش از این کشور هم فراتر میره، بالاتر برو، بیشتر بخواه.
حرفهاش رو میبوسم، حک میکنم رو قلب احمق و بلندپروازم تا همیشه بیشتر بخواد، بیشتر تلاش کنه.
گفت آدمی که بخواد بلندپرواز باشه دیدش از این کشور هم فراتر میره، بالاتر برو، بیشتر بخواه.
حرفهاش رو میبوسم، حک میکنم رو قلب احمق و بلندپروازم تا همیشه بیشتر بخواد، بیشتر تلاش کنه.
❤4
مامان یکی از تیشرت هام رو انداخت تو سطل آشغال و من دارم براش گریه میکنم.
پریود سگی.
پریود سگی.
💔2🎃1
Forwarded from ʜ₂ᴏ | Water (Hydrogen)
آژنا یکی از جالبترین و پرمفهومترین آدماییه که میشناسم.
ʜ₂ᴏ | Water
آژنا یکی از جالبترین و پرمفهومترین آدماییه که میشناسم.
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
بیا این قلبا برای تو.
بیا این قلبا برای تو.
وقتی میرم تو اینستاگرام تقریبا از کل ۸۰ میلیون جمعیت ایران، ناامید و متنفر میشم.
از سطح فرهنگ و سواد این کشور. دلم میسوزه برای آدمهای متفاوت. کاش خودشون رو نجات بدن از این کثافت و نادونی.
از سطح فرهنگ و سواد این کشور. دلم میسوزه برای آدمهای متفاوت. کاش خودشون رو نجات بدن از این کثافت و نادونی.
🍓4
اولین اونیگیری عمرم!°•☆•°
عالی شده بود.
یه دفترچه برای رسپی هایی که امتحان میکنم دارم و قراره برم با افتخار نقاشیهای غذای جدید رو بکشم^^
ظرفهارو شستم. آزمون جامع زدم. ورزش کردم.
الان هم اتاق رو جمع میکنم و ۶ ساعت دیگه از برنامهام مونده که باید بخونم!
#about_day
عالی شده بود.
یه دفترچه برای رسپی هایی که امتحان میکنم دارم و قراره برم با افتخار نقاشیهای غذای جدید رو بکشم^^
ظرفهارو شستم. آزمون جامع زدم. ورزش کردم.
الان هم اتاق رو جمع میکنم و ۶ ساعت دیگه از برنامهام مونده که باید بخونم!
#about_day
❤3
امشب مثل قدیما نشستم به مقاله خوندن و نوت برداشتن.
از ادبیات و هنر تا جنگ جهانی اول.
یکم هم زیستشناسی، یه مقاله قدیمی ولی جالب.
کاش میشد همین طوری یاد گرفت، درباره همه چیزِ این دنیا، بدون این که گوشه ذهنت آینده، شغل، پول و مهاجرت مثل چراغ خطر چشمک بزنن.
ولی همین لحظههای کوتاه قلبم رو سبز نگه میدارن!
از ادبیات و هنر تا جنگ جهانی اول.
یکم هم زیستشناسی، یه مقاله قدیمی ولی جالب.
کاش میشد همین طوری یاد گرفت، درباره همه چیزِ این دنیا، بدون این که گوشه ذهنت آینده، شغل، پول و مهاجرت مثل چراغ خطر چشمک بزنن.
ولی همین لحظههای کوتاه قلبم رو سبز نگه میدارن!
❤5