داره میزنه به سرم کم کم. همین روزهاست که جنون رخنه کنه تو ذهن عجیب غریبم.
و از الان متعجبم که کی میخواد جلوی من رو بگیره اون موقع!
و از الان متعجبم که کی میخواد جلوی من رو بگیره اون موقع!
آدمایی که کلمات رو دوست دارن، با احترام و فکر انتخابشون میکنن، روحشون یه تیکه رنگی داره.
آدمایی که میتونن درمورد موضوعات عادی جوری حرف بزنن که تبدیل به خاص ترین موضوع بشن، خدای من، اون ها واقعن بلدن چطور با کلمات کار کنن.
شاعرانه نیست؟!
شاعرانه نیست؟!
آژنا
یکی از کتاب های مورد علاقهام: جایی که کوه بوسه میزند بر ماه. ادبیات ژاپن، کلاسیک و معاصر، خیلی دوست داشتنیه! . . پرونده شب توت فرنگی هم ژاپنی بود. و کتاب های موراکامی. افسانه های قشنگشون. نماد های مربوط به ماهی، اژدها، گل نیلوفر. مانگا و مانهوا و انواع…
یکی دیگه از کتاب های مورد علاقه ام:
بنبست نورولت
نوشته جک گانتوس
از این سبک رمانهای نوجوان آمریکایی خوشم میاد.
هیچوقت یه نوجوان آمریکایی نبودم، اما موقع خوندن کتاب این موضوع رو فراموش میکنم.
#books
بنبست نورولت
نوشته جک گانتوس
از این سبک رمانهای نوجوان آمریکایی خوشم میاد.
هیچوقت یه نوجوان آمریکایی نبودم، اما موقع خوندن کتاب این موضوع رو فراموش میکنم.
#books
اوه خدا، کائنات، مردمی که حتی نمیدونید من وجود دارم و جن های عزیز اتاقم (+ روح سوسکهایی که کشتم)... دوستان، لیدیز، جنتلمنز اند نان باینری پیپل...
این همه مقدمه چیدم که بگم...
من برای زندگی کردن خیلی هیجان زدهاممممم!!!
It's gonna be legen...wait for it...daryyy, legendary!
این همه مقدمه چیدم که بگم...
من برای زندگی کردن خیلی هیجان زدهاممممم!!!
It's gonna be legen...wait for it...daryyy, legendary!
و کلمات را برایت
روی چشمانم گذاشتم؛
اما فکر نمیکنم متوجه شده باشی.
محمود درویش
روی چشمانم گذاشتم؛
اما فکر نمیکنم متوجه شده باشی.
محمود درویش
🕊1
تا خود صبح کابوس میدیدم که یتیمم، سردمه، اسمم کاترینه و دوستم بتی هم سردشه. تو یتیم خونه به اندازه کافی پتو نبود و خیلی ها مریض شده بودن. یه گروه از بچه های نیمه برهنه و بور، کثیف، لاغر و وحشت زده. خیلیها مرده بودن از سرما.
سال ۱۸۹۶ بود فکر کنم.
سال ۱۸۹۶ بود فکر کنم.