نور خورشید که تا وسط آشپزخونه اومده، برف های کوچیکی که مظلومانه از کنار پنجره رد میشن، بوی نون پخته، گشنیز و پنیر، گرمایی که از فر بیرون میاد...
قاب زندگی، امروز ظهر.
قاب زندگی، امروز ظهر.
قهوه و کتاب جنایی، فکر به یواشکی قرض گرفتن یکی از کراواتهای بابا، cherry، چهارشنبه چی بپوشم؟
لطفا یکی بیاد اتاق رو تمیز کنه.
لطفا یکی بیاد اتاق رو تمیز کنه.