سریال how I met your mother صبح تموم شد و اشکم رو در آورد. دلم براش تنگ میشه و نمیدونم چقدر طول میکشه تا ریواچ کنم.
فعلا که دارم شرلوک میبینم!
باید بیشتر درس بخووووونم.
فعلا که دارم شرلوک میبینم!
باید بیشتر درس بخووووونم.
نور خورشید که تا وسط آشپزخونه اومده، برف های کوچیکی که مظلومانه از کنار پنجره رد میشن، بوی نون پخته، گشنیز و پنیر، گرمایی که از فر بیرون میاد...
قاب زندگی، امروز ظهر.
قاب زندگی، امروز ظهر.