«اگر هنر قرار باشد چیزی به انسان بیاموزد، این است که شبیه هنر شود، نه شبیه انسانهای دیگر. حقیقتا اگر فرصتی در کار باشد که انسان بتواند چیزی غیر از قربانی یا آدمبدهی زمانهاش بشود، آن فرصت در واکنش غریزی او به دو سطر پایانی تندیس آپولوی ریلکه نهفته است که میگوید:
تندیسش با تمامی نیروی ماهیچهها بر سرت فریاد میکشد
زندگیات را دگرگون کن!»
جوزف برودسکی
اگر حافظه یاری کند
#books
تندیسش با تمامی نیروی ماهیچهها بر سرت فریاد میکشد
زندگیات را دگرگون کن!»
جوزف برودسکی
اگر حافظه یاری کند
#books
یه درخت پیرم. با ریشه های قوی و بلند.
خون سبز تیره ای تو رگ هام جریان داره.
خون سبز تیره ای تو رگ هام جریان داره.
سریال how I met your mother صبح تموم شد و اشکم رو در آورد. دلم براش تنگ میشه و نمیدونم چقدر طول میکشه تا ریواچ کنم.
فعلا که دارم شرلوک میبینم!
باید بیشتر درس بخووووونم.
فعلا که دارم شرلوک میبینم!
باید بیشتر درس بخووووونم.
نور خورشید که تا وسط آشپزخونه اومده، برف های کوچیکی که مظلومانه از کنار پنجره رد میشن، بوی نون پخته، گشنیز و پنیر، گرمایی که از فر بیرون میاد...
قاب زندگی، امروز ظهر.
قاب زندگی، امروز ظهر.