شروع کردم به خواندن داستان کوتاه های موراکامی. شیرین و پرمعنا هستند. بار داستانی بزرگی را در حجم کم به دوش میکشند، اما خواندنشان خوشایند و لذت بخش است.
امشب، پای عسلی را تمام کردم. با این که بسیار کوتاه بود، چندین مفهوم متفاوت را میتوانستم دریافت کنم.
۱. این که دنیا بسیار جای عجیبی است. تجربه ها و ارتباطات ممکن است آینده ای باور نکردنی را رقم بزنند. تاثیر گذار تر از آن، نحوه برخورد آدمی با دیگر انسان ها و اتفاقات و احساسات است.
۲. یکی، دو تا از دیالوگ ها به مفهوم عمل گرایی اشاره داشتند. به این معنا که به ورطه عمل آوردن، چیز هایی که میدانی زندگی را آسان تر میکند.
درواقع به نظرم آمد، نویسنده تلاش داشت تا با این حرف ها و عمل خلاف جهت شخصیت اصلی، استثنائاتی را هم کنار این مفهوم برساند.
کاراکتر اصلی با این که به عشقش اعتراف نمیکند و آن را از دست میدهد، به گذر زمان و کمی هم با شانس و شرایط به موقعیتی میرسد که ميتواند ارتباطش را بسازد. کمی دودل، در آخر اما پخته تر، آغازی را رقم میزند که پایان داستان است.
۳. آشنایی که در دانشگاه بین شخصیت ها رخ داده به مرور زمان دستخوش تغییراتی میشود . این ها به قول کتاب بازگشت به دوران گذشته را غیر ممکن میکنند.این اثر گذر زمان در طول داستان جالب بود.
#books
امشب، پای عسلی را تمام کردم. با این که بسیار کوتاه بود، چندین مفهوم متفاوت را میتوانستم دریافت کنم.
۱. این که دنیا بسیار جای عجیبی است. تجربه ها و ارتباطات ممکن است آینده ای باور نکردنی را رقم بزنند. تاثیر گذار تر از آن، نحوه برخورد آدمی با دیگر انسان ها و اتفاقات و احساسات است.
۲. یکی، دو تا از دیالوگ ها به مفهوم عمل گرایی اشاره داشتند. به این معنا که به ورطه عمل آوردن، چیز هایی که میدانی زندگی را آسان تر میکند.
درواقع به نظرم آمد، نویسنده تلاش داشت تا با این حرف ها و عمل خلاف جهت شخصیت اصلی، استثنائاتی را هم کنار این مفهوم برساند.
کاراکتر اصلی با این که به عشقش اعتراف نمیکند و آن را از دست میدهد، به گذر زمان و کمی هم با شانس و شرایط به موقعیتی میرسد که ميتواند ارتباطش را بسازد. کمی دودل، در آخر اما پخته تر، آغازی را رقم میزند که پایان داستان است.
۳. آشنایی که در دانشگاه بین شخصیت ها رخ داده به مرور زمان دستخوش تغییراتی میشود . این ها به قول کتاب بازگشت به دوران گذشته را غیر ممکن میکنند.این اثر گذر زمان در طول داستان جالب بود.
#books
داستان شهرزاد را در دو نوبت رفت و برگشت به کلاس و در اتوبوس تمام کردم. تجربه جدیدی بود.
داستان موراکامی هم با اشاره مستقیمش به شهرزاد که شخصیت داستانی بسیار معروفی است، حس آشنایی را به من میداد.
درواقع داستان عجیب بود و به سختی میشد متوجه چرایی آن شد، اما چون روند روایی آن ساده و منسجم بود، نمیشد دست از خواندن کشید.
این داستان یکی از پنج داستان کتاب (men without women ) است. ققط دو داستان این کتاب به فارسی ترجمه شده اند و البته اثرات سانسور را هم جای جای متن ترجمه میتوان دید.
به هرحال خواندنش از لطف خالی نیست.
درون مایه داستان سعی میکند اثر زن در زندگی مرد را به تصویر بکشد. درواقع اثر نبودن و بودنش را!
در این میان ماجرای عشق عجیب ۱۷ سالگی شخصیت زن داستان و اعتقاداتش به زندگی پس مرگ را هم بیان میکند (که بخش موردعلاقهم بود^^) . در تمام طول داستان طنز ملایمی جریان دارد که بسیار شیرین است و بارها لبخند به لب میآورد.
#books
داستان موراکامی هم با اشاره مستقیمش به شهرزاد که شخصیت داستانی بسیار معروفی است، حس آشنایی را به من میداد.
درواقع داستان عجیب بود و به سختی میشد متوجه چرایی آن شد، اما چون روند روایی آن ساده و منسجم بود، نمیشد دست از خواندن کشید.
این داستان یکی از پنج داستان کتاب (men without women ) است. ققط دو داستان این کتاب به فارسی ترجمه شده اند و البته اثرات سانسور را هم جای جای متن ترجمه میتوان دید.
به هرحال خواندنش از لطف خالی نیست.
درون مایه داستان سعی میکند اثر زن در زندگی مرد را به تصویر بکشد. درواقع اثر نبودن و بودنش را!
در این میان ماجرای عشق عجیب ۱۷ سالگی شخصیت زن داستان و اعتقاداتش به زندگی پس مرگ را هم بیان میکند (که بخش موردعلاقهم بود^^) . در تمام طول داستان طنز ملایمی جریان دارد که بسیار شیرین است و بارها لبخند به لب میآورد.
#books