97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
خونه مادربزرگه!
من دیشب اصلا خوب نخوابیدم. الان هم هوا انقدر گرمه که چایی مثل شکنجه اس و قهوه ام نیست :)
سردرد هم که با قدرت می‌تازونه.
عیش :)
کاش میرفتیم خونه ولی..‌ خستمه.
استاد نویسندگیم میگفت هروقت حس کردید همه چیز تکراری شده، چه تو زندگی چه نوشته هاتون، از خود تکراری بودن بنویسید.
از پرده‌ های آهار زده و چینی های لب پر .
از مسواک زدن ساعت ۴:۳۰ صبح.
طرز تهیه نودل با پنیر.
از خواب آخرالزمانی که قابلیت تبدیل شدن به فیلم رو داره.
این‌ها هیچکدوم چیزهای جدیدی نیستن اما باعث میشن به جزئیات زندگی بیشتر توجه کنم.
درواقع با این وضع که دنیا و روزها میگذرن اگر به جزئیات توجه نکنم، چیزی برای زندگی کردن نخواهم داشت.
میدونستید اگه شوینده دهان بخورید مست میشید؟! الکل داره. مخصوصا از اون اتانول دار ها.
#آیا_می‌دانستید
کارمون به کجا رسیده :)))
تا حقایق دیگر بدرود‌.
مسموم هم میشید. تشنج هم ممکنه بکنید.
هر کتابی رو که میخونم آخرش تاریخ و ساعت رو مینویسم و گاهی امضا میکنم. تقریبا از اواسط سال ۹۸.
حالا مامان شروع کرده علاوه بر این کار؛ اسم کتاب ها و فیلم هایی که میبینه رو داخل یه دفترچه با تاریخ مینویسه و فکر می‌کنم اگه منم همین کار رو بکنم و نظرم رو هم کوتاه درموردش برای خودم بنویسم جالب میشه.‌‌.‌‌.
البته اگر ادامه دار باشه.
راستش من صبح که از تخت اومدم بیرون (دیشب نخوابیدم!) در یک لحظه به این نتیجه رسیدم که باید سبک زندگی و تغذیه ام رو هرچه سریع تر عوض کنم.
دارم با این حجم از شکر، نودل، شیر پرچرب و... و ساعت ها پشت کامپیوتر نشستن، بازی، نوشتن، فیلم دیدن و کتاب خوندن آسیب جدی به خودم وارد میکنم.
از عید تا حالا ۷ کیلو اضافه وزن داشتم :| حالا همه میگفتن برای کنکوری ها عادیه ولی من حس میکنم تنگی نفسم داره روز به روز بدتر میشه و این عادی نیست.
امروز.
سعدی.
من دوست دارم ایتالیایی یا اسپانیایی یا کره ای یاد بگیرم.
ولی هرچی فکر میکنم با توجه به رشته ای که دوست دارم آلمانی برای آینده ام خیلی خیلی بهتره :|
تکلیف چیست. من از آلمانی خوشم نمیاد خب.
باشگاه رو بالاخره با هزار خستگی و شنبه بریم بپرسیم، رفتم پرسیدم. به علت قیمت های به شدت کرک و پر سوز و ریزان، یک تا دوماه مربی خصوصی میگیرم که به قولی ماجرا و خم و چم کار دستم بیاد. بعد هم یا مربی نمیگیرم یا نیمه خصوصی کار میکنم. تا ببینم اصلا با محیط باشگاه جور هستم یا نه.
خلاصه تمام نه آوردن ها تو امر پرسیدن شرایط باشگاه ها، باعث بدبیاری و جا گذاشتن کلید تو خونه و پشت در موندن ما شد :)
با منم که مثل آچار فرانسه تو خانواده رفتار میشه! با نیم ساعت تلاش و سر و کله زدن با پیچ گوشتی عملیات رو به سرانجام رسوندم (با راهنمایی تلفنی پدر و تشویق مادر!) و اندازه یک ماه باشگاه رفتن کالری سوزوندم :|
خلاصه الان امن و امان تو خونه نشستیم.
شامم من درست کردم.
از بعد از تموم شدن کنکور حق "خسته‌ام" گفتن ندارم :)
#about_day
محتوای تصویری هم ندارم این روزا. دو روزه حس میکنم خیلی خوشگلم هی از خودم عکس میگیرم!
کلا بی محتوام.
لاته و کلی زور زدن برای یادگرفتن how to describe the maps and data!
#coffee