من درحال رشدم، احساسش میکنم... با بدنم، با حس هام، با دست هام ، با درد پشت پاهام... دارم یچیزایی حس میکنم... مبهم، گنگ، اما واقعی!
گیج تر، سردرگم تر و اما قوی تر از همیشه اینجام... گذشته بدی داشتم ولی میتونم تغییر روزهای سیاه به خاکستری رو ببینم... مهم نیست چقدر طول بکشه تا اتفاق بیفته مهم اینه که هرچی شد، اتفاق لازم رقم بخوره!
گیج تر، سردرگم تر و اما قوی تر از همیشه اینجام... گذشته بدی داشتم ولی میتونم تغییر روزهای سیاه به خاکستری رو ببینم... مهم نیست چقدر طول بکشه تا اتفاق بیفته مهم اینه که هرچی شد، اتفاق لازم رقم بخوره!
امروز هم روز خوب و دوست داشتنی بود، پیاده روی، یوتیوب، دو فنجان اسپرسو، کیک شکلاتی، پادکست زبان انگلیسی، درس های نخونده، کمی نوشتن...
16جولای
16جولای