97 subscribers
2.14K photos
34 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
برنامه ریزی این چند روز رو انجام دادم، نهار خوردم، دوتا آزمون شیمی دادم، نقاشی کردم و حالا باید اتاق رو تمیز کنم.
ببینم میتونم امروز اونقدر که میخوام درس بخونم یا نه!
دلم میخواد برم یوتیوب گردی ولی... نمیدونم، میترسم وقتم رو تلف کنم. حالا شاید بعد از یکی دو ساعت درس رفتم.
#اندر_احوالات ظهر 12 اکتبر :)
Forwarded from Literature
براي: nbrayhamishe

دست هایم را
در باغچه مي‌کارم،
سبز خواهم شد،
مي‌دانم،
مي‌دانم،
مي‌دانم.
و پرستو ها
در گودي انگشتان جوهريم
تخم خواهند گذاشت.

-فروغ فرخ زاد

«مي‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟»

-حافظ
ای جان، اتفاقا دیروز این شعر فروغ رو خوندم ♡
شعر حافظ هم که... در بهم ریختگی و سرگشتگی مطلق! من این هستم.
Forwarded from Libertà (Hanna)
از دنیا پیام گرفتم: آسموننن …
چقدررر خسته ام. فکر کنم تو خواب کمک فرهاد بیستون رو کندم.
حالم دیگه خوب شده، فقط بی حالی و گاهی سردرد رو هنوز دارم. بویاییم هم داره بر میگرده (تقریبا!)
پس دیگه واقعا نباید بهانه برای درس خوندن داشته باشم. ولی خب، دارم کوتاهی میکنم.
شاید یه کار جدید رو شروع کردم، انقدر از سکون بدم میاد که این روز ها یکم به اتفاق جدید و تغییر احتیاج دارم.
باید زمان بدم به خودم، واقعا خسته ام
ماه توی تصویر ها خیلی قشنگه
سلف کنترل... الان برام موضوع مهمیه، خیلی اورژانسی!
باید یه کاری کنم که انقدر، زمان رو هدر ندم و بی اراده نباشم. خیلی خیلی خجالت آوره! باورم نمیشه این موضوع میتونه چقدر مهم باشه. باید یاد بگیرم که چطور میشه تو زمینه های مختلف خودت رو کنترل کنی و افسار همه چی دستت در نره.
کتاب، نوشیدنی داغ و صد البته جوراب و لباس پشمی :)
1
کتابی که قبل از بیماری داشتم میخوندم. ادامه اش رو الان میخونم دیگه و باید بگم تا اینجا پر کشش بوده و ترجمه اش رو هم تا حدی میپسندم.
Forwarded from petrichor
چه می شود؟
اگر زندگی
زندگی باشد،
ما آسان باشیم
آسمان، وسیع
آوازها، عجیب
اصلا نگران نگفتن نباشیم؟

[سید علی صالحی]
دیشب تا ۳و نیم بیدار بودم. چای خوردم و تست شیمی زدم.
بجای کتاب، درس خوندم. خیلی کار دارم، خیلی استرس دارم.
امروز هم تا الان کاری نکردم و تازه میخوام برم سر درس و زبان و کار...
روز جهانی غذا، روز مخصوص خود خودم مبارک :)
این چند روز که نبودم گیر کرده بودم بین کلی امتحان و درس و عوارض کرونا!
پریشب رفتم چهارباغ و کتاب درسی هام رو گرفتم. (اجازه بدید از قیمت کتاب ها حرف نزنم که باز عذاب وجدان میگیرم) و بعد هم نشستم به درس خوندن.
هرچند که روز ها از شدت سردرد نمیتونم چیزی بخونم، شب ها (مثل دیشب) تا ساعت 4 و خورده ای بیدار میمونم و کارهام رو پیش میبرم.
کم کم باید خودم رو جمع و جور کنم و برگردم به روال قبل