97 subscribers
2.14K photos
34 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
تصویرساز اینا هم Feliciachiao عه... خیلی بامزه ان :)
Mood
Forwarded from ʜ₂ᴏ | Water
یکی بیاد منو بدزده موهامو این رنگی کنه
یکی بیاد مامان منو بدزده تا من موهام رو این رنگی کنم :)
برنامه امروز از درس که بگذریم (که کم هم نیست) بخش خیلی بزرگی زبان و تکالیف کلاس و کتاب هایی که جدید خریدم هست.
بعد هم باید اتاقم رو تمیز کنم و شاید جای چند چیز رو عوض کردم که روحیه ام عوض بشه.
دلم پیاده روی میخواد اما دکتر گفته تا ۵،۶ روز دیگه ناقل هستیم. حالا شاید تونستم بقیه رو راضی کنم که با ماشین تو شهر دور بزنیم :)
کتاب، فیلم، یوتیوب، شنل بافت گرم، چای و دمنوش بقیه روزم رو کامل میکنن.
البته یکم خواب هم گزینه جالبی به نظر میرسه!
فکر نمی‌کنم هیچکس مثل مایاکوفسکی بتونه چنین توصیفات ظریفی از وقایع تلخ داشته باشه.
My world🤍🍂🪵
میخوام یکم کم تر اینجا باشم، منظورم تو تلگرامه... خیلی وقتم رو اینجا میگذرونم و داره اذیت کننده میشه.
برنامه ای که باهاش فیلم میبینم رو هم حذف کردم. و تصمیم گرفتم کم تر برم تو یوتیوب.
سلف کنترل؟!
باید همین کار رو کنم. کنترل همه چی از دستم در رفته و بیشتر از این برام قابل تحمل نیست.
*احساس معتاد ها رو دارم! :) برم که پاک شم🚶🏻
آژنا
برنامه امروز از درس که بگذریم (که کم هم نیست) بخش خیلی بزرگی زبان و تکالیف کلاس و کتاب هایی که جدید خریدم هست. بعد هم باید اتاقم رو تمیز کنم و شاید جای چند چیز رو عوض کردم که روحیه ام عوض بشه. دلم پیاده روی میخواد اما دکتر گفته تا ۵،۶ روز دیگه ناقل هستیم.…
زبان هام رو انجام ندادم. رفتم پازل حل کردم و کلی چرت و پرت گفتم و خندیدم :)
کلا حل کردن پازل با بقیه رو خیلی دوست دارم. برج ایفل توی عکس دیگه کامل شده و وقتی نگاهش میکنم کلی کیف میکنم.
هرچند با کامل کردن قسمت آسمون میونه خوبی ندارم! خیلیییی سخته!
خب پازل بسه! زبان رو باید دریابم که ۵ تا درس گرامر نخونده دارم. خوندن گرامر مثل پازل قسمت آسمونه برام. همه تیکه ها شبیه هم و گیج کننده!
آژنا
Photo
الان این شکلی ام :|
احتمالا به خاطر اینه که سر کلاس فیزیک نشستم!
Forwarded from That's all folks! (Nima)
کتابی که دارم می‌خوانم فقط بی‌قرارم می‌کند. بعضی از کتاب‌ها اینطوری هستند. آنقدر بد یا دور از ذهن داستان خودشان را تعریف می‌کنند که من می‌بینم خودم دلم می‌خواهد بنویسم و اصلا بی‌خیال خواندن شوم. حالا که دارم می‌نویسم می‌بینم نوشتن هم دوای دردم نیست و اصلش این است که دلم می‌خواهد با یکی حرف بزنم. اما سوال اصلی و مهم و همواره ترسناک زندگی‌ام این است: با کی؟
آژنا
Photo
دلم برای دنیای موسیقی تنگ شده.
کلاس اول امروز رو از دست دادم. خواب موندم بعد هم که ۳۰ دقیقه مونده به آخر کلاس بیدار شدم بدن درد داشتم. بیخیال اصلا. فدای سرم...
الان برام سوال شده چرا من هیچ برنامه درسی ندارم؟ فقط یه مدت حالم خوب نبود، دیگه باید برگردم به وضعیت قبل، همین الان هم کلی زمان از دست دادم و نسبت به بقیه فوووق العاده عقبم.
پس باید یه برنامه ای داشته باشم که انقدر بین زمین و هوا سیر نکنم.
دلم هوای ابری تاریک و بارون میخواد، شاید کمی رعد و برق!