آژنا
سلام میخواهم به جبران نامه قبل دوبار برایت آرزوی حال خوب کنم: امیدوارم حالت خوب باشد. امیدوارم حالت خوب باشد. حال من تعریفی ندارد. بگذار از آن بگذریم... به قول سپهری:"میدانی باید رفت به طرفِ یا شروع کرد به." من هم میخواهم شروع کنم ولی مانند سهراب گاهی نمیشود…
سلام
راستش الان که با خود فکر میکنم میبینم زندگی آنقدرها هم ارزش ندارد که بتوان از آن نوشت. شاید حتی بتوان تمام آن را در "پرندگان خارزار" جا داد و وقتی دخترک از کشیش آبستن شد فریاد زد: تف تو زندگی!
چیز زیادی ندارم برایت بگویم، تنهایی آدمها را ساکت میکند. بگذار برایت از شعر بگویم... ساعتی پیش شاملو میخواندم، شعرهایش به دلم نمیچسبند. اما تا وقتی حرف هایش را میفهمم اهمیتی ندارد که خودش را میفهمم یا نه.
شب پیش هم نرودا خواندم. برای هزارمین بار یک شعر را خواندم، یکبار در سکوت، یکبار بلند، یکبار زمزمه اش کردم، یکبار آهنگین و... شعرهایش خوبند، شکل دارند، حضور دارند.
این چند وقت که کم تر شعر میخوانم انگار کمرنگ شده ام، از خودم فاصله گرفته ام. آیا بازگشتم را خوش آمد نمیگویی؟ شاید دوباره خودرا میان کلمات به هم ریخته و پوچ شعر ها یافتم.
از تکرار بیزارم! پس همینجا سخن تمام میکنم.
و از زبان شاملو:
چه بی تابانه میخواهم ات ای دوریات آزمون تلخ زنده به گوری!
و فاصله
تجربه ای بیهوده است.
بی نجوای انگشتانت
فقط. -
و جهان از هر سلامی خالی ست.
#نامه شماره ۳
راستش الان که با خود فکر میکنم میبینم زندگی آنقدرها هم ارزش ندارد که بتوان از آن نوشت. شاید حتی بتوان تمام آن را در "پرندگان خارزار" جا داد و وقتی دخترک از کشیش آبستن شد فریاد زد: تف تو زندگی!
چیز زیادی ندارم برایت بگویم، تنهایی آدمها را ساکت میکند. بگذار برایت از شعر بگویم... ساعتی پیش شاملو میخواندم، شعرهایش به دلم نمیچسبند. اما تا وقتی حرف هایش را میفهمم اهمیتی ندارد که خودش را میفهمم یا نه.
شب پیش هم نرودا خواندم. برای هزارمین بار یک شعر را خواندم، یکبار در سکوت، یکبار بلند، یکبار زمزمه اش کردم، یکبار آهنگین و... شعرهایش خوبند، شکل دارند، حضور دارند.
این چند وقت که کم تر شعر میخوانم انگار کمرنگ شده ام، از خودم فاصله گرفته ام. آیا بازگشتم را خوش آمد نمیگویی؟ شاید دوباره خودرا میان کلمات به هم ریخته و پوچ شعر ها یافتم.
از تکرار بیزارم! پس همینجا سخن تمام میکنم.
و از زبان شاملو:
چه بی تابانه میخواهم ات ای دوریات آزمون تلخ زنده به گوری!
و فاصله
تجربه ای بیهوده است.
بی نجوای انگشتانت
فقط. -
و جهان از هر سلامی خالی ست.
#نامه شماره ۳
عذاب وجدان دارم.حال بدیه...
حال جسمی چندان جالبی هم ندارم.
هیچی از کلاس زبان نمیفهمم.
ای کاش بخوابم.
کاش امروز تموم بشه.
حال جسمی چندان جالبی هم ندارم.
هیچی از کلاس زبان نمیفهمم.
ای کاش بخوابم.
کاش امروز تموم بشه.
این چند روز قبل، حال مامانم خوب نبود. چندبار سرم زد و الان بهتره.
من هم وضع نفس کشیدنم خیلی بده، انگار دارم تو دود نفس میکشم...
جدای از همه این ها، درس ها داره سنگین میشه و من دوباره یه تل از کارهای انجام نداده دارم و بدنی که با من همراهی نمیکنه.
به هرحال... میخوام سعی خودم رو بکنم و کارهام رو جلو ببرم و خوبیش اینه که دبیر ها خوب با این قضیه کرونا کنار میان و سر کلاس ها سخت نمیگیرن بهم. ولی فقط سر کلاس ها، کار هام رو باید انجام بدم. از طرفی نمیخوام برای آزمون ها عقب بیوفتم چون این اولین آزمون هست.
من هم وضع نفس کشیدنم خیلی بده، انگار دارم تو دود نفس میکشم...
جدای از همه این ها، درس ها داره سنگین میشه و من دوباره یه تل از کارهای انجام نداده دارم و بدنی که با من همراهی نمیکنه.
به هرحال... میخوام سعی خودم رو بکنم و کارهام رو جلو ببرم و خوبیش اینه که دبیر ها خوب با این قضیه کرونا کنار میان و سر کلاس ها سخت نمیگیرن بهم. ولی فقط سر کلاس ها، کار هام رو باید انجام بدم. از طرفی نمیخوام برای آزمون ها عقب بیوفتم چون این اولین آزمون هست.
مهر و آبان :
1.هزار و یک شب (جلد ۱ تمام شد)✔️ ★★★★★
2.تمام چیزهایی که نمیگوییم✔️ ★★☆☆☆
و دوتا کتاب دیگه که نمیخوام اسمشون باشه!
3. Black beauty (در حال خواندن )
1.هزار و یک شب (جلد ۱ تمام شد)✔️ ★★★★★
2.تمام چیزهایی که نمیگوییم✔️ ★★☆☆☆
و دوتا کتاب دیگه که نمیخوام اسمشون باشه!
3. Black beauty (در حال خواندن )
خب حالا که صفحه یوتیوب رو بستم تازه واقعیت بر من آشکار شده... ساعت ۸ کلاس دارم و فردا هم دو تا پرسش کلاسی دارم، یه صفحه سوال فیزیک و ۹ صفحه درس نامه باید بخونم و سه تا آرشیو که ندیدم.
فکر کنم واقعیت همیشه تلخ بوده💔🚶🏻
فکر کنم واقعیت همیشه تلخ بوده💔🚶🏻