99 subscribers
2.18K photos
35 videos
20 files
105 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
[ The Secret History - fancast video ] 🕯🗡🥀
😭1
„Ich wollte nur versuchen, in Gehorsam gegen die Antriebe zu leben, die von meinem wahren Ich kamen.“

"I just wanted to try to live in obedience to the impulses that came from my true self."

«فقط می‌خواستم بکوشم در اطاعت از انگیزه‌هایی زندگی کنم که از خودِ حقیقی‌ام می‌آمدند.»

Demian
Hermann Hesse
#books
„Das Leben jedes Menschen ist ein Weg zu sich selber.“

“Every person’s life is a journey toward oneself.”

«زندگی هر انسان راهی به سوی خویشتنِ خویش است.»
Demian
Hermann Hesse
#books
مقدمه دمیان.
کتابی که شاید بعد از The Secret History بخونم.
❤2
„In jedem leidet die Schöpfung, in jedem wird ein Erlöser gekreuzigt.“

“In each one, creation suffers; in each one, a Savior is crucified.”

«در هر انسان، آفرینش رنج می‌برد؛ و در هر انسان، یک رهایی‌بخش به صلیب کشیده می‌شود.»
Demian
Hermann Hesse
#books
#fav
❤3
آژنا
من دوست دارم ایتالیایی یا اسپانیایی یا کره ای یاد بگیرم. ولی هرچی فکر میکنم با توجه به رشته ای که دوست دارم آلمانی برای آینده ام خیلی خیلی بهتره :| تکلیف چیست. من از آلمانی خوشم نمیاد خب.
آقا همه دور و بر من می‌دونن من چقدر ضدآلمانی و آلمانی زبانم.
Not to be racist, I simply don't like the sound of this language.
یعنی نهایتن منت می‌ذاشتم مثلن رامشتاین گوش می‌دادم!
خواستم اعتراف کنم چندوقته شل شدم؛ نمی‌دونم چه در مغزم تغییر کرده که آلمانی هر روز از دیروز یکم جذاب‌تر می‌شه!
🎃2❤1
Ich will
Rammstein
حالا که صحبت‌ش شد:
❤2
Holy mother of earth, it's October!
🌚1
نمی‌دونم چرا ولی امروز غمگینم. غمگین‌تر از معمول.
❤2
Forwarded from books i read
he’s a 10/10 but disappears when i close the book
Strechmarks are Slaying!
💘3
و تهران پر از ایست بازرسی شده دوباره...
Forwarded from پنیر
با بند بند وجودم، تیکه تیکه مغزم و دونه به دونه نفسام ازین کشور و شرایطش و تورمش و زندگی توش بیزارم.
Forwarded from Literature
خفه میشم وقتی این همه انسان شریف بی‌گناه پای دار رفتن و همچنان می‌رن. خفه می‌شم وقتی دست‌ها و چشم‌های منتظر مادر‌ها رو تصور می‌کنم. خفه می‌شم وقتی دنیا تو بی‌رحمی تا خر‌خره فرو رفته و کاری از دستم برنمیاد.
خیلی بی هدف و رندوم، چطوری؟
خوبم، می‌گذره. گاهی غمگین گاهی شاد. دیروز لباس پاییزی خریدم و کلی راه رفتم. امروز عصر هم قراره بارون بیاد و برم ایرانشهر. پس امروز خیلی خوبم. آهنگ زیاد گوش می‌دم، کتاب زیاد می‌خونم و گاهی یهو ۷ ساعت پشت سر هم بازی می‌کنم. خوب می‌خوابم. به غیر از الان که از خواب پريدم یهو!
تو بگو، چطوری؟
❤1