97 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
97 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
Cool خلاصه...
Je mourrai,
Et je ne tiendrai plus jamais ta main.
رفتم مصاحبه برای کار، یه پسر بچه‌ای دوید، دوید، دوید و لیز خورد با باسن اومد رو زمین. با سرعت نور پا شد و زد زیر خنده‌.
مشکل اینه که در حالی که منتظرم برم صحبت کنم باهاشون دارم هر هر به این اتفاق می‌خندم و مطمئنم متوجه شدن دیوونه‌ام.
J'ai juste envie de fumer une autre cigarette, de bien réfléchir à mes choix et, au final, de vivre.
Je vais vivre de toute façon.
Ça fait peur, non?
La pression s'intensifie. Et on choisit de se battre pour rester en vie et vivre :)
I hate it.
Im doing it anyway.
Forwarded from |دریا تویی| (Parmida)
هرچی بیشتر می‌گذره، بیشتر متوجه میشم که زن‌بودن نه تنها از لحاظ اجتماعی و فرهنگی و بیولوژیکی فشار داره، بلکه از لحاظ برآورده کردن نیازها و خواسته‌هایی که باید بهشون برسی سخته. انتظاری که از خودت خواهی داشت، خارج از محدوده‌ی یک انسان معمولیه؛ چون صرفاً هم به حرفه‌ت، شکوفایی و استقلالت اهمیت میدی، هم به سلامتی، ظاهر و بدنت، هم خانواده‌ت برات مهمن و هم دلت می‌خواد ازدواج و مامان‌شدن رو هم توی برنامه‌هات بذاری. یه طورایی مدیریت‌کردن همه‌ی این‌ها با هم قدرت و انعطاف خاصی می‌طلبه که از ظرفیت انسان خارجه، باید الهه‌ای چیزی بود.
💘61
دو دقیقه خوابم برد و خواب کروسان دیدم‌.
بیدار شدم، گشنمه و دلم کروسان و قهوه میخواد :')
🎄1
آژنا
اصلن من تصمیم گرفتم عاشق بشم.
عاشق شدن ترسناکه و شبیه یه حماقت خیلی خیلی قشنگ.
عاشق بودن شجاعت زیادی می‌خواد.
💘4
انقدر ناراحتم الان که انگار یه وزنه سربی افتاده رو قفسه سینه‌ام
🧸
4
"My figs cannot rot, for I am the tree."
🎄2
Morning, I'm feeling سحرخیز (I didn’t sleep at all)🍓
🍓4
یه روز خیلی نزدیکی معده‌ام رو می‌ندازم جلوی سگ.
شاید اون روز راحت خوابیدم.
Ahahhahahah
بیشتر حواسم به کامنت‌‌ها بود👍
بابا بدش میاد تو لیوان خیلی گنده قهوه می‌ریزم. می‌گه بی‌احترامی به قهوه‌‌ست :)
انی وی، سلام‌.
بریم درس بخونیم.‌