Forwarded from 𝚎𝚖𝚙𝚝𝚢 𝚋𝚘𝚡
من خودم میدونم که یه بزرگسالم و تصمیمات و روش زندگیم رو خودم باید انتخاب کنم ولی هنوز بعضیوقتها نمیتونم جلوی مغزم رو برای فکر کردن به اینکه "وای الان والدینم بخاطر این کار خارج از چارچوب از نظر اونا ازم متنفر میشن" رو بگیرم چون تمام زندگیم رو با خط قرمزهای ناخودآگاه پررنگی که خودم در ذهنم با توجه به محیط و خانوادهـم و "سندروم دختر خوب" کشیدم گذروندم.
Forwarded from 𝐿𝑎 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑒 𝐴𝑙𝑙𝑢𝑟𝑒
😭1
احساس فرسودگی میکنم.
زودرنج و حساس شدم.
دو صفحه مینویسم و بعد رو تخت دراز میکشم و دنبال دلیلی میگردم برای ترک تخت.
پیدا نمیکنم.
یه صفحه دیگه مینویسم.
از دیروز که رفتیم بدمینتون مینویسم.
اسم کتابهایی که از باغ کتاب قرض گرفتم رو مینویسم. گذاشتمشون رو تخت و هنوز دل و دماغ ورق زدنشون رو نداشتم.
از این روزها مینویسم و هر آنچه میگذره، اسم آدمها رو مینویسم.
شلخته مینویسم.
از گلی که بابا برام گرفته مینویسم، از این که چقدر دلم گل میخواست و دیدن اون رز صورتی خوشحالم کرد.
لپتاپ رو میذارم کف زمین که باد کولر بهم بخوره و بتونم یه ویدیو فرانسوی ببینم ولی نصفه رهاش میکنم.
دفترم رو هم میذارم کف اتاق زیر پنجره بمونه.
برمیگردم رو تخت و گریه میکنم.
زودرنج و حساس شدم.
دو صفحه مینویسم و بعد رو تخت دراز میکشم و دنبال دلیلی میگردم برای ترک تخت.
پیدا نمیکنم.
یه صفحه دیگه مینویسم.
از دیروز که رفتیم بدمینتون مینویسم.
اسم کتابهایی که از باغ کتاب قرض گرفتم رو مینویسم. گذاشتمشون رو تخت و هنوز دل و دماغ ورق زدنشون رو نداشتم.
از این روزها مینویسم و هر آنچه میگذره، اسم آدمها رو مینویسم.
شلخته مینویسم.
از گلی که بابا برام گرفته مینویسم، از این که چقدر دلم گل میخواست و دیدن اون رز صورتی خوشحالم کرد.
لپتاپ رو میذارم کف زمین که باد کولر بهم بخوره و بتونم یه ویدیو فرانسوی ببینم ولی نصفه رهاش میکنم.
دفترم رو هم میذارم کف اتاق زیر پنجره بمونه.
برمیگردم رو تخت و گریه میکنم.
☃2🍓1😭1
امیدوارم تو زندگی بعدی پسر فرانسوى باشم كه یه سوئیت کوچک و قراضه تو یکی از محلههای پایینشهر پاریس داره و به زور داشتن دوتا شغل از پس قبضها و اجاره خونهاش بر میاد. كتابهای دست دوم، نسخههای ارزون چاپی و دست نوشتههام کل اتاق رو گرفتن. احتمالن تو دانشگاه سینما، موسیقی یا ادبیات میخونم.
بگ قهوه و یه کتری برقی زنگ زده روی شلف. دستهای همیشه جوهری. موهای شلخته. عینک فلزی.
بعضی شبها تو سینمای تقریبن خالی فیلم میبینم و بعضی عصرها با یه بطری آبجوی ارزون کنار سن میشینم و آدمها رو نگاه میکنم.
کون به کون هم سیگار میکشم🚬
بگ قهوه و یه کتری برقی زنگ زده روی شلف. دستهای همیشه جوهری. موهای شلخته. عینک فلزی.
بعضی شبها تو سینمای تقریبن خالی فیلم میبینم و بعضی عصرها با یه بطری آبجوی ارزون کنار سن میشینم و آدمها رو نگاه میکنم.
کون به کون هم سیگار میکشم🚬
❤2☃1
نه بچهها.
امیدوارم تو یه کشور اروپایی باشم ولی مامان بابام پولدار باشن و منم تا آخر عمر کار نکنم.
امیدوارم تو یه کشور اروپایی باشم ولی مامان بابام پولدار باشن و منم تا آخر عمر کار نکنم.
❤2☃1
راست راستش کاش همون درخت باشم...
نه زیاد عمر میکنن.
کرم خاکی؟
نمیدونم. آسیا نباشم. بقیه قارهها هم آخه نریدن برام.
سوسک باشم اصلن.
نه زیاد عمر میکنن.
کرم خاکی؟
نمیدونم. آسیا نباشم. بقیه قارهها هم آخه نریدن برام.
سوسک باشم اصلن.
❤2☃1