96 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
100 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
🌲🧸
🍓41
Forwarded from rey’s vignette
در واقع الان تنها چیز امنی که در زندگیم دارم آدم‌‌هایی هستن که دوستشون دارم. همون دستی که نوازشم می‌کنه و تقریبا هیچی دیگه.
از نظر فیزیکی هر لحظه احساس خطر دارم؛ ترس اینکه خونه آوار بشه روی سرم، ترس اینکه یکی از ساده‌ترین و بنیادی‌ترین و بی‌آزارترین جلوه‌های زنده بودن و ابراز کردن خودم باعث بشه زندانی بشم، ترس اینکه حتی بیشتر از این از نظر اقتصادی از پس ساده‌ترین چیزها بر نیام. به آینده حتی نمی‌‌تونم فکر کنم.
اما سخت‌ترین بخش ماجرا اینه که توی پیچیدگی‌های اتفاقات چندعاملیِ دنیای واقعی گیر افتادم و روایتی که بهم حتی توهمِ فهم رو هم بده ندارم. ارزش‌های من چیاست؟ خط قرمز‌هام چطور؟ تقصیر کیه؟ از چی می‌تونم دفاع کنم و از چی نه؟ چه کاری ازم بر میاد؟ معنا رو گم کردم. کورمال کورمال دنبال یه روایت معنادار می‌گردم.
3
If I can stop one heart from breaking,
I shall not live in vain;
If I can ease one life the aching,
Or cool one pain,
Or help one fainting robin
Unto his nest again,
I shall not live in vain.

- Emily Dickinson
I am afraid to own a Body—
I am afraid to own a Soul—
Profound—precarious Property—
Possession, not optional—

Double Estate—entailed at pleasure
Upon an unsuspecting Heir—
Duke in a moment of Deathlessness
And God, for a Frontier.

- Emily Dickinson
One need not be a chamber to be haunted,
One need not be a house;
The brain has corridors surpassing
Material place.

Far safer, of a midnight meeting
External ghost,
Than an interior confronting
That whiter host.

Far safer through an Abbey gallop,
The stones achase,
Than, moonless, one's own self encounter
In lonesome place.

Ourself, behind ourself concealed,
Should startle most;
Assassin, hid in our apartment,
Be horror's least.

The prudent carries a revolver,
He bolts the door,
O'erlooking a superior spectre
More near.


- Emily Dickinson
Forwarded from بعد میریم پپرونی. (Farza)
آقا همو تیکه پاره کنید اصلا، فقط اینترنت مارو قطع نکنید.
😭3
tonnerre a grondé. Tu as dit que c'était ton mon préféré.
Au milieu de mes larmes, j'ai souri.
Je me suis tournée vers toi et j'ai passé mon bras autour de toi. Je t'ai serré fort contre moi et j'ai pensé à quel point j'étais heureuse d'être en vie. Heureuse d'avoir encore des larmes à verser. Heureuse d'avoir des bras à ouvrir pour quelqu'un. Heureuse d'avoir quelqu'un à mes côtés capable de me faire sourire au milieu de mes pleurs.
Je t'ai murmuré: Promets-moi que si nos chemins se séparent un jour, tu penseras à moi chaque fois que tu entendras le tonnerre.
À cet instant, malgré tout, la vie me semblait douce.
2
🎄3
تفاوت نقاشی‌های من و تینا :))))
😭4❤‍🔥31
دلم تهران گردی میخواد.
اینجوری که یه کوله پشتی برداری، قهوه درست کنی، خوراکی بخری/درست کنی و بری به قصد راه رفتن و دیدن در و دیوار شهر.
😭4💘3
بریم تا صبح درس بخونییییم‌.
30min: 🌲

🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌲
❤‍🔥4🎄3
Forwarded from ·Alaska, Alaska·
یک‌بار جایی خوندم که کنجکاوی خودش نوعی زبان عشقه و به نظرم واقعا همین‌طوره. فکر می‌کنم چیزی که آدم‌ها رو بیشتر از هر چیز به هم نزدیک می‌کنه، حس دیده شدنه؛ این‌که برای اولین بار کسی تو رو بفهمه و به بخش‌هایی از وجودت راه پیدا کنه که شاید تا قبل از اون برای دیگران دست‌نیافتنی بوده. این‌که بخواد بدونه تو کی هستی، چه چیزی تو رو می‌ترسونه، چه چیزی به هیجانت میاره و پشت سکوتت معمولا چه چیزهایی می‌گذره. بعضی از عمیق‌ترین ارتباط‌های انسانی هم نه از بحث‌های بزرگ، بلکه از سؤال‌های ساده و توجه به جزئیات شکل می‌گیرن. با این حال، انگار پرسیدن سؤال‌های خوب داره به یه هنر فراموش‌شده تبدیل می‌شه و کمتر پیش میاد که این کنجکاوی دوطرفه و ماندگار باشه.
وقتی کسی به دنیای درونی تو علاقه‌مند باشه، کم‌کم متوجه می‌شی که دلت می‌خواد بیشتر باهاش حرف بزنی. نه لزوماً چون همیشه حرف مهمی برای گفتن داری، بلکه چون حضورش باعث می‌شه فکرها و احساساتت راحت‌تر راه خودشون رو به کلمه‌ها پیدا کنن. بعضی آدم‌ها این توانایی رو دارن که کاری کنن حرف‌ها خودبه‌خود ظاهر بشن؛ انگار برای اولین بار احساس می‌کنی کسی هست که واقعا می‌خواد بشنوه و بفهمه. مثل اون چیزی که ویرجینیا وولف می‌گفت:
«همیشه دلم می‌خواهد فقط با تو حرف بزنم، حتی وقتی چیزی برای گفتن ندارم. وقتی کنار تو هستم، انگار حرف‌ها خودبه‌خود پیدا می‌شوند و من همان لحظه آن‌ها را می‌سازم. انگار همه‌شان را برای تو ساخته‌ام.»
🍓5💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎄2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎄2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر کنم فقط صدای من میاد😂😭
2💘1