96 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
بین تلاش برای برداشتن یک قدم بزرگ و ناامیدی مطلق تاب می‌خورم.
ادبیات غم رو تقلیل نمیده. هیچوقت نداده. در طول تاریخ ادبیات همیشه راوی بوده و روایت‌ کرده و اجازه نداده اتفاقات در لابه‌لای صفحات تاریخ گم و فراموش بشه. بدون ادبیات از یک اتفاق فقط اخبار هولناک و اعداد و ارقام باقی‌ می‌مونه، با ادبیاته که ما میدونیم «اون‌ها زندگی کردند، خندیدند، عشق ورزیدند و رفتند.»*

*They lived and laughed and loved and left. - James Joyce
سلام :>
دلم برای شما و اینجا تنگ شده بود.
من معذبم و یادم نمیاد چطوری کانال داشتم...
❤‍🔥6🍓4
Feeling like a big-headed, red-nosed clown. I redefined my project titles, pipelines, and charts… well, got to live somehow after all.
Forwarded from Dern.
Happy Pride Month.
Celebrate, if you can. But remember that Pride is and always will be a protest. Because for many of us, the reasons it began never truly went away.
31, May
شب خوبی بود.
* دست‌هاش خوشگلن :)
3🍓2
کوچولوی ناز :> بال‌هاشو.
عام... عکس حاوی حشره!
🍓4🎄1
دوربین گوشی جدیدم خیلی نابوده. ولی بازم دلم میخواد از این به بعد بیشتر عکس بگیرم.
🎃4
-
4💘2
عااااا
من دلم برای ری‌اکشن‌هاتون‌ هم تنگ شده بود حتی
🎄5🍓2💘1
من و تینا داریم هیراگانا تمرین میکنیم، کره‌ای می‌نویسیم، نقاشی می‌کشیم و به فرانسوی حرف می‌زنیم:/
💘5😭3
موهام عجیب شدن :)
💘42
🌲🧸
🍓41
Forwarded from rey’s vignette
در واقع الان تنها چیز امنی که در زندگیم دارم آدم‌‌هایی هستن که دوستشون دارم. همون دستی که نوازشم می‌کنه و تقریبا هیچی دیگه.
از نظر فیزیکی هر لحظه احساس خطر دارم؛ ترس اینکه خونه آوار بشه روی سرم، ترس اینکه یکی از ساده‌ترین و بنیادی‌ترین و بی‌آزارترین جلوه‌های زنده بودن و ابراز کردن خودم باعث بشه زندانی بشم، ترس اینکه حتی بیشتر از این از نظر اقتصادی از پس ساده‌ترین چیزها بر نیام. به آینده حتی نمی‌‌تونم فکر کنم.
اما سخت‌ترین بخش ماجرا اینه که توی پیچیدگی‌های اتفاقات چندعاملیِ دنیای واقعی گیر افتادم و روایتی که بهم حتی توهمِ فهم رو هم بده ندارم. ارزش‌های من چیاست؟ خط قرمز‌هام چطور؟ تقصیر کیه؟ از چی می‌تونم دفاع کنم و از چی نه؟ چه کاری ازم بر میاد؟ معنا رو گم کردم. کورمال کورمال دنبال یه روایت معنادار می‌گردم.
3
If I can stop one heart from breaking,
I shall not live in vain;
If I can ease one life the aching,
Or cool one pain,
Or help one fainting robin
Unto his nest again,
I shall not live in vain.

- Emily Dickinson
I am afraid to own a Body—
I am afraid to own a Soul—
Profound—precarious Property—
Possession, not optional—

Double Estate—entailed at pleasure
Upon an unsuspecting Heir—
Duke in a moment of Deathlessness
And God, for a Frontier.

- Emily Dickinson
One need not be a chamber to be haunted,
One need not be a house;
The brain has corridors surpassing
Material place.

Far safer, of a midnight meeting
External ghost,
Than an interior confronting
That whiter host.

Far safer through an Abbey gallop,
The stones achase,
Than, moonless, one's own self encounter
In lonesome place.

Ourself, behind ourself concealed,
Should startle most;
Assassin, hid in our apartment,
Be horror's least.

The prudent carries a revolver,
He bolts the door,
O'erlooking a superior spectre
More near.


- Emily Dickinson