یه لحظه حس کردم چقدر زنده ام و خوشحالم که زنده ام و با همه نفرتی که از زندگی دارم، دوستش هم دارم.
امروز چندساعت تو تاریکی رو تخت دراز کشیدم و تمام مدت قلبم تند و محکم میتپید. صداش رو میشندیم و لرزشش رو حس میکردم. فکر کردم به همه قلب هایی که دیگه نمیتپن، به همه قلب هایی که برای همیشه شکسته ان و به قلب من و تو که تو سینه امون محکم و خسته میتپه.
❤3🍓1
Forwarded from 🍂آنهلیزای منتشر ⋆˚꩜。
بین تلاش برای برداشتن یک قدم بزرگ و ناامیدی مطلق تاب میخورم.
Forwarded from 「 پرواز بدون بال 」
ادبیات غم رو تقلیل نمیده. هیچوقت نداده. در طول تاریخ ادبیات همیشه راوی بوده و روایت کرده و اجازه نداده اتفاقات در لابهلای صفحات تاریخ گم و فراموش بشه. بدون ادبیات از یک اتفاق فقط اخبار هولناک و اعداد و ارقام باقی میمونه، با ادبیاته که ما میدونیم «اونها زندگی کردند، خندیدند، عشق ورزیدند و رفتند.»*
*They lived and laughed and loved and left. - James Joyce
*They lived and laughed and loved and left. - James Joyce
سلام :>
دلم برای شما و اینجا تنگ شده بود.
من معذبم و یادم نمیاد چطوری کانال داشتم...
دلم برای شما و اینجا تنگ شده بود.
من معذبم و یادم نمیاد چطوری کانال داشتم...
❤🔥6🍓4
Feeling like a big-headed, red-nosed clown. I redefined my project titles, pipelines, and charts… well, got to live somehow after all.