96 subscribers
2.13K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
Forwarded from گلبو
اینا ۱۴۰۰ سال سالی دوماه برای ۷۲ نفر عزاداری کردن. ما چقدر باید عزاداری کنیم که آروم بشیم؟
ما هیچوقت آروم نمیشیم. هیچوقت.
3
‏در تاریخ ایران بنویسید ،
درد آن‌قدر گسترده بود
که اشک‌ها نمی‌دانستند
برای کدام نام
برای کدام شهر
و بر کدام زخم فرو بریزند...
3
من انجمن زیرشیروانی رو زدم تا توش از ادبیات بگم، از دوست داشتن، از زندگی، از اون لحظه‌ای که بارون می‌باره و باد پرده‌ها رو تکون می‌ده و دل پرشور و شعف آدم رو می‌لرزونه، از عشق. ولی الآن همهٔ این‌ها در نظرم رنگ باخته‌ن. ادبیات قدر یه ستارهٔ ناشناخته اون‌ور کهکشان ازم دوره، برام غیرواقعیه. چیزی که در نظرم واقعیه رهاست. رهایی که دیگه نیست، و تک‌تک آدم‌هایی که با رها رفتن، آدم‌هایی که اسم داشتن، زندگی داشتن، عاشق بودن، به یه چیزی ایمان داشتن، توی رگ‌هاشون مثل ما خون بود، کسی توی خونه منتظرشون بود. ادبیات تمام فکر و ذکرم بود ولی حالا هیچی نداره در جواب خون ریختهٔ این آدم‌ها بگه، زندگی در برابرشون زانو زده. نمی‌تونم دیگه از ادبیات و شور و زندگی بگم چون رنگشون در نظرم دیگه جلایی نداره، اما حرف زدن از این درد هم توانی می‌خواد که من ندارم‌. عین بُغضی می‌مونه که روزبه‌روز سنگین‌تر می‌شه و هرچی می‌گذره گلوی آدم رو بیشتر فشار می‌ده. قلبم داره از درد و خشم آتیش می‌گیره و مدام به خودم می‌گم نباید ناامید بشم، ولی واقعاً این زندگی جز غم بی‌پایان برای ما چی داشت؟
3
انجمن زیرشیروانی
من انجمن زیرشیروانی رو زدم تا توش از ادبیات بگم، از دوست داشتن، از زندگی، از اون لحظه‌ای که بارون می‌باره و باد پرده‌ها رو تکون می‌ده و دل پرشور و شعف آدم رو می‌لرزونه، از عشق. ولی الآن همهٔ این‌ها در نظرم رنگ باخته‌ن. ادبیات قدر یه ستارهٔ ناشناخته اون‌ور…
ادبیات تو جنگ من رو نجات داد، تو صدای بمب، دیدن آتیش و خرابی‌ها، لرزیدن زمین زیر پام و ترس برای جون خانواده‌‌ام و همسایه‌ها و هم‌وطن‌هام، شد یه راه فرار، شد دست‌آویزی به زندگی.
ولی الان... الان... الان دیگه حتی ادبیات هم نجات بخش نیست. مرهم نیست. نمی‌تونم از هیچکدوم از احساساتی که زیر پوستم‌، تو تک تک رگ‌هام در جریانن فرار کنم.
3
لطفا کلمه‌ی کریه و زشت “شهید” رو برای توصیف این آدم‌های آزاده و بلایی که سرشون اومده استفاده نکنید.
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
Please God, let this be the revolution and not just another rising.
5
Forwarded from S in my name stands for SCIENCE 🥀 (Saina.)
What if…what if all that’s been lost could get restored…all that potential. All that trying to live. All those lives. Gone. Lost. Buried six feet deep under the ground. Accumulated to nothing. All that love for life…
3
Forwarded from ناپیرو
نمی‌فهمم مردم افغانستان چه‌طور از تک‌تک ایرانی‌ها متنفر نیستن و با تمام ظلمی که بهشون شده هر‌بار کنار ایران می‌ایستن. به‌هرحال باعث افتخاره برای من کنار شما بودن و زندگی کردن.
5
Forwarded from Literature
برگردم به زندگیم که مثل قبل بود؟ :) بعد از اینکه فقط یکی، فقط یک نفر ۶ تا گلوله جنگی خورده به قلبش؟
Forwarded from M’s thoughts 🐾
‏نه که قبل این آدم‌های سالمی بودیم و زندگی عادی داشتیم، ولی حتی به اون نکبت قبل این هم‌ نمی‌تونیم برگردیم. قیافه‌ها همه بهت‌زده، شهر مرده. هر روز صبح از زیر آوار بیدار می‌شی خیره می‌شی به جایی تو هوا و فکر می‌کنی چه احمقانه که باید بری سرکار که دیرت نشه، درس بخونی که امتحانتو نیوفتی. چه دغدغه‌های مضحک پوچی.
دلم‌ نمیخواد برم سرکار جدی
حالم به هم میخوره از تک تک آدم‌ها و کارهایی که باید بکنم و حرف‌هایی که می‌شنوم.
هیچ علتی نمی‌تونم پیدا کنم برای تحمل کردن همه این‌ها...
از اینکه سوگواری کنیم و بهمون بگن سانتیمانتال و احساساتی، متنفرم. فاشیست‌ها! معلومه که هنوز احساس دارم. معلومه که هنوز برام مهمه. غمگین شدن مساوی با ضعیف بودن نیست. ما هنوز مثل شما زورگوها بی‌رحم نشدیم.
Forwarded from فیلسوف مرده
بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر بمیر چرا نمی‌میری؟!
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
من فکر می‌کنم این سؤالیه که هر روز باید از خودمون بپرسیم: «من امروز چطور می‌تونم با جمهوری اسلامی بحنگم؟» و گاهی، جواب به دشواری و هم‌زمان سادگیِ «من یه روز دیگه دووم میارم.» عه.
گاهی فقط کافیه یه روز دیگه دووم بیارید، و همین، مقاومت شماست.
بچه ها... دلم براتون تنگ شده.
8
Forwarded from فیلسوف مرده
کسی نظر من رو نپرسید ولی من می‌گم. شعار دادن از خونه، خصوصاً شهرهای بزرگ و آپارتمانی، با تدابیر امنیتی، مثل چراغ خاموش و لای پنجره کمی باز، شدنیه. تأثیرش هم به نظرم از نظر روانی می‌تونه مهم باشه چون مبارزه‌های کوچیک هم حسابن. ترجیح می‌دم صداهای خودی رو بشنوم جای اینکه اون یه نفر تو محله الله اکبر بگه و فکر کنه یک‌تنه نظام رو حفظ کرده. بحث شهرهای کوچیکتر و خونه‌هایی که آپارتمانی نیستن فرق داره. البته اگه هم نمی‌خواید و فکر می‌کنید تأثیری نداره، شعار ندید.

اگه هم کسی این وسط نگرانی بابت امنیت مردم داره، دلیل نمی‌شه بگید اتحاد رو داره بهم می‌زنه. راستش همین اتحادی که در باسن این و اون می‌کنید خودش بیشتر اتحاد رو بهم می‌زنه چون از یه جایی به بعد انقدر کلمه‌ی اتحاد رو زیاد می‌شنوی که می‌خوای اتحاد رو بالا بیاری. اتحاد. اتحاد‌. اتحاد.

اتحاد یعنی کنار هم باشیم، به راه‌های مختلف. تهش همه‌مون یک چیز رو می‌خوایم، حالا روش‌ها فرق می‌کنه ولی تهش معلومه. اتحاد یعنی سر یک پست و نظر به هم‌جبهه‌ای نپریم. اتحاد یعنی روزش که رسید دوباره دست‌های هم رو بگیریم.
3