آژنا
امروز قراره برم واکسن بزنم، کلاس هم دارم، باید برای شنبه زبان بخونم و البته بعد از واکسن قراره برم لوازم تحریر بخرم ♡-♡ آره خلاصه! ساعت ۲ ظهر شده اما من هنوز کلی کار دارم.
واکسن نزدم، دیر رفتم دیگه گفتن نمیزنن... آقاهه میگفت: تِموم شدس, دیگه نمیزِنن! :)
کلی لوازم تحریر خریدم، حالا اگه حوصله داشتم عکساشون رو میذارم. ((در کل خوشم نمیاد عکس از خریدهام بذارم تو فضای مجازی))
و بالاخره روز شروع کلاس ها :)
خیلی ذوق و شوق ندارم واسش اما مطمئنا یکم میترسم، چون امسال باید یه فرقی داشته باشم (من دیگه! مدرسه که همونه)
برم صبحانه بخورم تا شروع بشه🌲☁️
خیلی ذوق و شوق ندارم واسش اما مطمئنا یکم میترسم، چون امسال باید یه فرقی داشته باشم (من دیگه! مدرسه که همونه)
برم صبحانه بخورم تا شروع بشه🌲☁️
دبیر ادبیاتمون اول کلاس گفت
سلام خیلی خوشحالم که امسال هم اسمهاتون رو میبینم، نه خودتون رو😐😂
سلام خیلی خوشحالم که امسال هم اسمهاتون رو میبینم، نه خودتون رو😐😂
آژنا
دبیر ادبیاتمون اول کلاس گفت سلام خیلی خوشحالم که امسال هم اسمهاتون رو میبینم، نه خودتون رو😐😂
دبیر زبانمونم میگه براتون آهنگ میذارم تنس های زبان رو تمرین کنید، ولی خونه خودتونه دیگه، پاشید باهاش برقصید یه تکون بدید خودتونو 😂🚶🏻♂
فاینال زبان رو دادم. خودم که راضی نیستم. تا نتایج بیاد ببینم چه کردم :)
برم یکم ورزش کنم. یه فیلم هم بذارم دانلود بشه! شیمی هم بایدبخونم.
برم یکم ورزش کنم. یه فیلم هم بذارم دانلود بشه! شیمی هم بایدبخونم.
آژنا
فاینال زبان رو دادم. خودم که راضی نیستم. تا نتایج بیاد ببینم چه کردم :) برم یکم ورزش کنم. یه فیلم هم بذارم دانلود بشه! شیمی هم بایدبخونم.
۹۵.۹۵
خوب بود! فکرشو نمیکردم. میدونم رایتینگ رو افتضاح نوشتم و بهم ارفاق کرده :)
خوب بود! فکرشو نمیکردم. میدونم رایتینگ رو افتضاح نوشتم و بهم ارفاق کرده :)
گروه درسیمون رو بستن، دبیر رو هم ادمین نکردن، نه جواب پیام میدن نه تماس...
این دبیر بدبختم تا میاد تو سامانه درس بده میگن صدات بده، دکستاپ شیر رو نمیشه زوم کرد، صفحه ارائه رو نمیبینیم.
دلم میخواد جیغ بکشم و همشونو خفه کنم :|
این دبیر بدبختم تا میاد تو سامانه درس بده میگن صدات بده، دکستاپ شیر رو نمیشه زوم کرد، صفحه ارائه رو نمیبینیم.
دلم میخواد جیغ بکشم و همشونو خفه کنم :|
Forwarded from شاسوسا (Far)
نشستهام سهراب میخوانم و لذت میبرم از نوشیدن چای در فنجان یادگاری مادربزرگ
ظاهرا همه چیز آرام است و امن و امان
ولی اینگونه نیست
یک فر خشمگین و خسته از بین میلههای زندان ذهنش فریاد میکشد
گریه میکند
همه جا را به هم میریزد و ظرفها را میشکند
از این نقاب و تظاهر به آرام بودن خسته است
از رفتن و رفتن و رفتن خسته است؛
شعر مسافر را میخوانم،فنجان چای را سر میکشم و به رسیدن فکر میکنم
به فر خشمگین درونم فکر میکنم،که سزاوار رسیدن است.
ظاهرا همه چیز آرام است و امن و امان
ولی اینگونه نیست
یک فر خشمگین و خسته از بین میلههای زندان ذهنش فریاد میکشد
گریه میکند
همه جا را به هم میریزد و ظرفها را میشکند
از این نقاب و تظاهر به آرام بودن خسته است
از رفتن و رفتن و رفتن خسته است؛
شعر مسافر را میخوانم،فنجان چای را سر میکشم و به رسیدن فکر میکنم
به فر خشمگین درونم فکر میکنم،که سزاوار رسیدن است.
کل امروز رو حالم خوب نبود. الان میخوام برم سر درس نمیدونم میتونم بخونم یا نه. بدن درد و سر درد وحشتناکی دارم. از ظهر تا ساعت ۹ خواب بودم، حالا چجوری شب بخوابم :) خلاصه با خودم درگیرم. اگه نتونستم درس بخونم یکم کتاب میخونم یا یه قسمت فرندز میبینم.
دیگه غر نزنم. بعد از یه سال سرماخوردگی گرفتم, میتونم زود سرحال بشم.
#about_day
دیگه غر نزنم. بعد از یه سال سرماخوردگی گرفتم, میتونم زود سرحال بشم.
#about_day
جدا حالم خوب نیست. بدن درد وحشتناکیه... سرفه میکنم و سرم درد میکنه. مدام هم چشام سیاهی میره و کلا سرگیجه دارم. دارم استرس درس هام رو میگیرم. باید درس بخونم اما نمیتونم. چرا همه چی انقدر وحشتناکه؟ :)
حتی نمیتونم کتاب بخونم یا فیلم ببینم. بدن درد امونمو بریده.
حتی نمیتونم کتاب بخونم یا فیلم ببینم. بدن درد امونمو بریده.